فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۹۶۱ تا ۹٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله در چارچوب رویکرد پویا به نظریه فاز، به تبیین چگونگی حذف موضوع درونی فعل در زبان فارسی می پردازیم. ابتدا با استفاده از معیارهایی مانند خروج هسته فعلی به بیرون از گروه فعلی، همسانی فعل، حذف متمم گروه حرف اضافه، ساخت هم پایه، ترتیب قید حالت و مفعول و همچنین قلب نحوی به بررسی داده های موردنظر در زبان فارسی می پردازیم تا نشان دهیم که فرایند حذف از کدام نوع است: حذف موضوع و یا حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل اصلی. آنگاه با توجه به ناکارآمدی معیارهای ذکرشده در مطالعات پیشین، براساس رویکردی پویا به نظریه فاز در نحو کمینه گرا برمبنای آرای بشکویچ (2005, 2013, 2014) به تحلیل فرایند حذف در جملات مورد نظر می پردازیم و نشان می دهیم که دراین چارچوب نظری، آنچه در دامنه گروه فعلی ساده حذف می شود معادل کل فاز و یا متممِ فاز است. بدین ترتیب، بر مبنای این رویکرد می توان به جای تحلیل دوگانه حذف گروه فعلی به همراه ابقای فعل و یا حذف موضوع از ساخت های مورد نظر، تحلیلی جامع و به تبع آن اقتصادی به دست داد.
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of Learner Autonomy and their Beliefs about the Role of Textbooks in Fostering it: A Mixed-Methods Study
حوزههای تخصصی:
In recent years, there has been a growing recognition of learner autonomy; however, the roles of teachers and language materials in fostering in have not received due attention. This mixed methods study investigated the association between what Iranian teachers perceived of LA and what they thought about the role of textbooks in fostering EFL learners’ LA, and to what extent they believed the principles of LA in their classrooms. The participating teachers were 200 male and female teachers that taught Iranian tenth-grade EFL textbook in senior high schools of Qom, Arak, and Karaj. The first instrument was a questionnaire developed by Borg and Al-Busaidi (2012), which primarily focused on the teachers’ perspectives and opinions about LA. The second questionnaire was used to investigate how Iranian EFL teachers think the EFL textbook Vision 1 helps foster LA. The questionnaire was developed based on the LA principles (Fenner & Newby, 2000). The last instrument was an interview protocol that was developed by the researcher to gain a deeper understanding of teachers’ promoting LA in their teaching. The interview protocol also was based on Fenner and Newbys’ (2000) principles. For this study, the questionnaire data were collected through two questionnaires. Moreover, an interview protocol was used to gather qualitative data from 12 teachers, who participated in the interviews (i.e., 2 face-to-face and 10 online interviews). The result of the bivariate correlation test showed that there was a significant relationship between teachers’ perception of learner autonomy and their opinions about the LA-fostering role of the Iranian 10th-grade EFL textbook. The results of the interview analysis showed that the principles of learner autonomy were largely approved of by the interviewees. The study has some implications for textbook developers, teachers trainers, and teachers.
مطالعه پیکره بنیاد تفاوت های جنسیتی در گویش بابلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
85 - 116
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی پیکره ای یکی از روش های نوین در مطالعات زبان شناختی است که به مطالعه زبان در پیکره های زبانی می پردازد. زبان شناسی اجتماعی نیز به تفاوت ها و شباهت های زبان شناختی میان (و در) گونه های زبانی می پردازد و تأثیر متغیرهای اجتماعی را در تولیدات زبانی بررسی می کند. در اثر پیش رو به بررسی نقش جنسیت در کلام گویشوران گویش بابلی براساس رویکرد پیکره ای بیکر (2010) در زبان شناسی اجتماعی پرداخته شده است. در ابتدا پیکره گویشی گویش بابلی تولید شد و پس از ترانویسی املایی، به فارسی معیار ترجمه شد. داده های پیکره از طریق مصاحبه با گویشوران جمع آوری شد و به منظور کنترل متغیر موضوع داده های متنی، از تمام مصاحبه کنندگان خواسته شد که در مورد موضوع مشکلات و سختی های زندگی صحبت کنند. به منظور بررسی نقش متغیر اجتماعی جنسیت، کلیدواژه های داده های متنی شرکت کنندگان در دو گروه سنی میانسال و سالمند از هر دو جنس با کنترل متغیر سن، توسط نرم افزار لنکس باکس شناسایی گردید و سپس دسته بندی معنایی کلیدواژه ها انجام شد. نتایج نشان داد متغیر جنسیت در بازنمایی مفهوم سختی ها و مشکلات زندگی مؤثر بوده است.
The Effects of Growth Mindset Intervention on Iranian EFL Learners’ Vocabulary Development
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۲ (۲۰۲۴)
20 - 29
حوزههای تخصصی:
As a possible and influential factor in academic success, student growth mindset has recently received attention. However, the number of the studies concerning the effects of growth mindset on language skills in the context of Iran is not considerable and no study has specifically examined the influence of growth mindset on Iranian EFL learners’ vocabulary development. To fill this gap, this study was conducted in order to investigate if the intervention has any significant effects on Iranian EFL learners’ vocabulary development compared to those who do not receive such intervention. A quasi-experimental design in the form of pre- and posttest was used in this study. To homogenize the participants in terms of their proficiency, OQPT was used. Subsequently, out of 78 learners, sixty Iranian intermediate language learners were randomly assigned into two groups of control group receiving conventional vocabulary training and experimental group receiving a growth mindset intervention besides the conventional method for vocabulary learning. Vocabulary knowledge of the students was tested with the help of a vocabulary knowledge test that was specifically prepared and developed by researchers. To investigate if using growth mindset intervention had positive effects on learning English vocabulary by the learners in each control and experimental groups, two sets of paired-samples t-test were conducted. Afterwards, to explore which method had been more effective, the mean scores of the posttests of the control and experimental groups were compared by executing an independent two-sample t-test. The results revealed that implementing growth mindset intervention had positive effects on vocabulary development of EFL learners. Accordingly, this study has pedagogical implications for EFL teachers and students, as well as material designers.
Scaffolding in Massive Open Online Courses (MOOC) vs. Scaffolding in Face-to-face Programs in IELTS Writing Task: Test-takers’ Perceptions in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۶, Autumn ۲۰۲۳
83 - 95
حوزههای تخصصی:
This research sought to investigate IELTS test-takers' perceptions of obtaining scaffolded MOOC-based training. To accomplish this purpose, 50 IELTS candidates were chosen through convenient sampling and assigned to one of two groups: a MOOC-based teaching group (MG, n = 25) and a face-to-face instruction group (F2FG, n = 25). The MG test-takers were exposed to FutureLearn, while the F2FG test-takers were given identical materials in person. Scaffolding took the form of visual aids, pre-teaching the necessary terminology, drawing on the participants' past knowledge of a subject, modeling what they were requested to write, and providing them with the sentence patterns needed to complete the IELTS Writing Task 2. The writing pre-test and post-test scores of the two groups were examined using a one-way ANCOVA, which revealed that the MG learners outperformed their F2FG counterparts significantly. The perception questionnaire results revealed that MG students liked MOOC-based education for their writing courses. The implications and applications of the current study's results are provided at the end of the research
بازخوانی سیر دگردیسی درخت سرو و گیاه هوم در گذر از اسطوره به عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اساطیر ایرانی بحث اعتقاد به منشأ نباتی انسان با بحث جاودانگی در ارتباط است که با وجود تلاش های فراوان اهریمن و پیروانش در نابود ساختن نیروهای نیک و اهورایی، با دگردیسی پادشاهان و پهلوانان در هیأت گیاهان، موجودیت آنان حفظ شده، دگرباره به چرخه اساطیری بازگشته اند. این پژوهش با روش تحلیل محتوا در پی بررسی و تحلیل سیر دگردیسی مهم ترین اساطیر گیاهی- سرو و هوم- است که نتایج بررسی نشان می دهند سرو در پیوند با عنصر خورشید، با خدای مهر در ارتباط است و با آن که در اوستا و متون پهلوی نشانی از آن نیست، به استناد شاهنامه از متن گشتاسب نامه، سرو به عنوان درختی مقدس به دست زرتشت در زمین کاشته شده است. سرو در غزل عرفانی با تأثیرپذیری از غزل عراقی، نمادی از حسن و زیبایی است که در بیشتر دوره ها قداست آیینی و قدسی خود را حفظ کرده و خویشکاری های اساطیری آن تداوم پیدا کرده است؛ اما گاهی نیز دچار دگردیسی تحول شده است. هوم نیز اسطوره ای مهری است که در مراسم قربانی به عنوان نوشابه انوشگی استفاده می شده؛ اما در اوستای کهن با آن مخالفت شده است؛ اما در اوستای متأخر و متون پهلوی تا حدودی به خویشکاری اساطیری خویش بازگشته و حتی تا مقام ایزدی پیش رفته است. این اسطوره در شاهنامه و متون پهلوانی دگردیسی انسانی را تجربه کرده و در متون عرفانی با انتقال خویشکاری های خود به آب حیات و می عرفانی دچار دگردیسی انتقال شده است.
فعلِ سببی ساختواژی در زبان ها و گویش های ایرانی (حفظ وند سببی سازِ باستانی در برخی گویش های نو ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر ساختِ سببی ساختواژی از طریق افزودن تک واژِ حال سببی ساز -ǣːn- به ستاک حال فعل در گویش های کردی، تالشی، تاتی، گورانی، زازاکی، اورامانی و بلوچی بررسی شده است، از نظر تاریخی در دوره میانه کاربرد این پسوند به صورت تک واژ در ساخت فعل سببی رواج داشت. در این مقاله مشخص شد که پسوند سببی سازِ -ǣːn- (ایرانی باستان*aja-na-) که به صورت تک واژ در زبان-های ایرانی میانه غربی با افزوده شدن به ستاک حال تشکیل ماده سببی می داد، در کردی و بلوچی به شکلِ -ǣːn- محفوظ مانده است و از طریق پیوستن به ستاک حال فعل، تشکیل ستاک حال سببی می دهد. واژه هایی که با نشانه ستاره * مشخص شده اند، شکل های بازسازی شده و یا فرضی هستند. داده های تحقیق در این جستار، از روشِ مصاحبه با گویشوران بومیِ گویش های مورد نظر و شمّ زبانی نگارنده به عنوان گویشورِ بومی یکی از گویش های مذکور و منابع مکتوب جمع آوری شده است. داده ها در ابتدا از منابع مکتوب و گفتار گویشوران استخراج و طبقه بندی شدند و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این نوشتار خاستگاه ماده سببی ساز -ǣːn- در گویش های مورد بررسی مشخص شد و هم چنین مشخص شد که وند سببی ساز باستانی -ǣːn- در کردی و بلوچی عیناً محفوظ مانده است.
بازنمایی قدرت، سلطه و مقاومت در گفتمان دادگاه: جستاری در گفتمان کاوی قضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام قضایی موجود در هر کشور از مهم ترین نهادهای اعمال قدرت محسوب می شود. در این نظام مهم ترین ابزارکنش اجتماعی، زبان است تا جایی که می توان اذعان کرد که در هیچ بافتی به اندازه بافت حقوقی و قضایی چگونگی کاربرد زبان محسوس و تأثیرگذار نیست. زبان در بافت های مذکور ابزاری در جهت اعمال قدرت، سلطه و کنترل است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف گفتمان محاکمه به بررسی انواع بازنمایی های قدرت در تعامل مشارکان در جلسات مختلف دادگاه می پردازد. بدین منظور جلسات متعدد دادگاه حقوقی، کیفری و خانواده مربوط به دادگاه و دادسرای شهرستان دورود مورد بحث و بررسی قرار می گیرند. تحلیل داده ها در مطالعه حاضر بر مبنای تلفیقی از رویکردهای کمی و کیفی است. در بعد کمی از محاسبات آماری، و در بعد کیفی با اتکاء بر چارچوب قوم نگاری (هایمز، 1974) به تحلیل داده ها پرداختیم. یافته ها مؤید آن هستند که در گفتمان محاکمه، مشارکان حقوقی (قاضی، بازپرس، دادیار و غیره) جهت تثبیت قدرت و سلطه خود از راهبردهای مختلف کلامی و غیرکلامی بهره می جویند که از میان آن ها می توان به «پرسش» و «قطع کلام» اشاره کرد. در مقابل، مشارکان عادی (اعم از متهم، شاکی، متشکی و غیره) با به کارگیری شگردهایی چون مداخله، قطع کلام، پرسش متقابل و سکوت مقاومت خود را در برابر اعمال سلطه و قدرت نشان می دهند. نتایج پژوهش حاضر می تواند گامی در جهت بهبود تعامل مشارکان در گفتمان محاکمه تلقی شود که بر مبنای آن افراد با آگاهی بیش تری در پیشبرد اهداف خود در بافت های قضایی اقدام کنند.
مقایسه صرف فعل در چند گویش مرزی خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گویش های فارسی خراسان شمالی و حتی رضوی گاه آمیختگی هایی را با الگوهای زبانی برخی اقوام مهاجر شاهد هستیم که موجب شده اطلس گویشی آن ها ناهمگن شود. این در حالی است که نواحی جنوبی استان خراسان رضوی و نیز خراسان جنوبی به جهت واقع بودن در حاشیه کویر و دوری از مرکز، گویش های فارسی اصیلی دارد که برخی از ویژگی های فارسی میانه و دری آغازین را به یادگار داشته و در مواردی با گویش های فارسی مرزی در افغانستان نیز بی شباهت نیست. به دلیل ماهیت پیکره بنیاد پژوهش در زبان ها و گویش های ایرانی بررسی تطبیقی آن ها در تحقیقات دانشگاهی کشور چندان معمول نبوده و کمبود اطلاعات گویشی با رویکرد مقایسه ای، انجام این دسته از پژوهش ها را محدود کرده است. مقاله حاضر از نتایج یک تحقیق میدانی در باب بررسی تطبیقی گویش های مرزی شرق ایران است که در آن گونه های متنوع صرف فعل در زمان های مختلف در چند گویش از نواحی جنوبی استان خراسان رضوی شامل شهرهای خواف، تایباد و تربت جام همراه با مثال های مرتبط ارائه شده اند. پژوهنده به این منظور از رهگذر مصاحبه و همچنین مشاهده مستقیم، پیکره گویشی مورد نیاز را استخراج و ثبت کرده است. تعداد گویشوران از هر گویش 5 نفر مرد و زن بومی با میانگین سن 60 سال است. نتایج تحقیق حاضر حاکی از تفاوت هایی در ساخت فعل در برخی از گویش های مورد مطالعه از حیث نمود استمرار در زمان های حال و گذشته مستمر (ملموس) و نیز درج پیشوند be بر ابتدای برخی ساخت های گذشته، همسو با زبان فارسی میانه است.
بررسی نقش تغییر ارزش های نشانه-معناشناختی در حکایتی از گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش و نظام تبادل آن در کنار نظامهای گفتمانی از مباحث با اهمیت در نشانه معناشناسی به شمار می روند. این مفاهیم در تعریف نوع روابط افراد و حل بحران های ارزشی در تحلیل های نشانه معناشناختی نقشی بسزا ایفا می کنند. این پژوهش حکایت اول از باب نخست گلستان را به عنوان موضوع بررسی برگزیده و به دنبال شناسایی الگوی نظام ارزشی، چگونگی تغییر ارزش ها و سپس آشکارسازی نقش تغییر ارزش ها در حل بحران های ارزشی موجود در حکایت است. مسئله پژوهش پیش رو این است که آیا تغییر ارزش ها در گلستان به عنوان منبعی تأثیرگذار برای فارسی زبانان منجر به شکل گیری سبک تازه ای از زندگی میان آنان شده است یا خیر. یافته های پژوهش نشان گر آن است که سعدی در آفرینش این حکایت از ساز و کار دگرگونی ارزش ها بهره جسته است و درنهایت دگرگونی ارزش ها موجب تغییر معنا و نیز حل بحران موجود در حکایت شده اند. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد مطرح در نشانه معناشناسی مکتب پاریس، به صورت کتابخانه ای و توصیفی تحلیلی انجام شده است.
دفع شر در ستیزه: با تمرکز بر بهرام یشت و اثروه ودا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باورهای مذهبی و اعتقادات کهن در میان هندو ایرانیان جایگاه ویژه ای دارد. در باور این قوم کهن اعتقاد به حضور همزمان دئوه ها و اهوره ها، نیروهای شر و خیر در جهان هستی امری بدیهی است، که در آن همواره نیروهای شرور و اهریمنی در قالب های گوناگون سعی در آسیب رسانی به گروه مقابل خود یعنی آفریده های اهوره ایی و نیک هستند. در چنین فلسفه ای دفع نیروهای مخرّب و آسیب رسانی که در جدال دائمی با گروه مخالف خود هستند، ضرورت استفاده از انواع طلسم ها، تعویذها و دیگر مناسک رمزآلود را برای قومی جنگجو که خواهان پیروزی در نبرد هستند، امری طبیعی و اجتناب ناپذیرمی کند. در این پژوهش سعی کرده ایم با بررسی بهرام یشت که به ایزد جنگاوری بهرام در اوستا اختصاص دارد، و مقایسه آن با اثروه ودا در متون باستانی هندی، به تشابهاتی که در آداب دفع شرارت نیروهای اهریمنی در هر دو مورد نام برده وجود دارد، بپردازیم. آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است از این قرار است: مشابهت در استفاده از نیروی خارق العاده کلام مقدس، استفاده از گیاهان مقدس (به طور موردی: هوم/ سومه)، حیوانات خاص با قدرت هایی جادویی یا استفاده از عضوی از آن ها (به طور موردی: مرغ وارغنه/ پر)، و استفاده از سنگ های خاص (به طور موردی: سیغوئیر/ سنگ ریزه)
ابعاد معنایی «انداختن» و «بریدن» با رویکردی درزمانی: چندمعنایی، هم نامی یا هم معنایی بافت مقید؟
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر پژوهشی معنی شناختی از نوع درزمانی است که در آن نگارندگان به بررسی معانی دو فعل «انداخت/انداز » و «بُرید/بُر » می پردازند. برای چنین بررسی ای، معانی افعال یادشده در دوره های باستان و میانه زبان های ایرانی و سپس، در متون نظم و نثر فارسی دوره اسلامی و در نهایت، در فارسی معاصر ذکر شده و به منظور مقایسه، مورد تعمق قرار گرفته است. ضرورت انجام چنین مطالعه ای گشودن راهی برای تصمیم گیری در مورد چندمعنی بودن فعل های مورد بررسی، وجود هم نامی، یا هم معنایی بافت مقید میان آن ها براساس مستندات تاریخی و شواهد ریشه شناختی است. بنابراین، افزون بر ذکر شواهد ریشه شناختی و مستندات تاریخی برای بررسی معنایی این فعل ها، به ذکر معیارهای تشخیص چندمعنایی از هم نامی نیز خواهیم پرداخت و در انتها خواهیم دید که قائل شدن به همنامی در مورد این افعال منتفی است؛ همچنان که قائل شدن به هم معنایی بافت مقید میان هر فعل و معانی آن نیز درست نیست و هر یک از این دو فعل را باید فعلی چندمعنی در نظر گرفت.
ساختار و کارکرد پرسش در گفتمان بازجویی (مطالعۀ موردی شهرستان دورود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۴
95 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی ابعاد مختلف ساختاری، معنایی و کاربردشناختی «پرسش» در گفتمان محکمه است. سؤال های اساسی که دراین خصوص می توان مطرح کرد، عبارت اند از: بازجو از چه صورت های پرسشی در گفتمان استفاده می کند؟ چه معیارهای کاربردشناختی انتخاب یک صورت پرسشی را بر دیگری برتری می دهند؟ داده های پژوهش پیشِ رو برگرفته از جلسه های دادرسی و بازپرسی از شاهد در شعبه های کیفری و حقوقی دادگاه و دادسرای شهرستان دورود است. برای تحلیل داده ها از تلفیق رویکرد های کمّی و کیفی استفاده نموده ایم. در بُعد کمّی، انواع صورت های پرسشی را محاسبه کرده ایم؛ در بُعد کیفی نیز انواع راهبردهای کاربردشناختی در نظر گرفته شده است و دراین باره به طور عمده از آراء و روش شناسی وودبری (1984) و گیبنز (2003) بهره برده ایم. یافته ها نشان می دهد که بازجو (اعم از دادیار، بازپرس و قاضی) از گونه های مختلف پرسش ها همانند اطلاعی گسترده و محدود، اخباری، تأییدی، بله/خیر، بله/خیر منفی و انتخابی در تعامل خود با مخاطب استفاده می کند. هریک از پرسش ها می توانند به طور مشخص اشخاص و هویت آن ها را موردپرسش قرار دهند و به این اعتبار در دسته راهبردهای شخص هدف جای بگیرند یا آنکه گفته ها و گزاره های مطرح شده را به چالش کشند و در این صورت ایده هدف نامیده شوند. نتایج بررسی داده ها بیانگر آن است که طیف گسترده ای از راهبردهای کاربردشناختی مانند بازساخت، تکرار، تقابل، پیش انگاره، تحریف وجهیت در گفتمان محکمه استفاده می شوند.
تجزیه و تحلیل خطاهای رایج زبان آموزان ایرانی در کاربرد جملات وجودی زبان چینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
477 - 495
حوزههای تخصصی:
جملات وجودی[1] در زبان چینی نشانگر وجود، ظاهر یا ناپدید شدن اشیاء یا افراد در یک مکان است. تا کنون تحقیقات و مقالات بسیاری در زمینه جملات وجودی زبان چینی صورت گرفته است و خطاهای رایج گویشوران کشورهای مختلف به هنگام کاربرد جملات وجودی زبان چینی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند، با این حال، هیچ تحقیقی در مورد دانشجویان ایرانی انجام نشده است، لذا تحقیق در این باره ضرورت میابد. محور اصلی این مقاله، تجزیه و تحلیل اشتباهاتی است که زبان آموزان ایرانی در هنگام استفاده از جملات وجودی زبان چینی مرتکب می شوند. به این منظور، پنج نوع اصلی جملات وجودی زبان چینی که عبارتند از: جملات با فعل «是[1]»، جملات با فعل «有[1]»، جملات با فعل«在[1]»، جملات با «V+着[1]» و جملات با «V+了[1]» انتخاب شده اند و با طرح پرسش نامه از دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در چین، تحقیق به عمل آمده است. در ادامه، با استفاده از تئوری تحلیل مقابله ای و تحلیل خطا، داده های حاصل از تحقیق مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. خطاهای به دست آمده به طور عمده به چهار دسته حذف، اضافه، جایگزینی و تبدیل تقسیم می شوند. مطالعه این خطاها به زبان آموزان ایرانی در فرآیند یادگیری زبان چینی کمک می کند و به اساتید این حوزه در انتخاب روش های مناسب برای تدریس و بهبود برگزاری کلاس ها و دوره های آموزشی یاری می رساند.
چالش های ترجمه ادبی از زبان روسی به زبان فارسی: بر مبنای ترجمه نمایشنامه «الکساندر پوشکین» میخاییل بولگاکف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
105 - 135
حوزههای تخصصی:
ترجمه یک گفتمان بین فرهنگی، بین دو زبان مبدأ و مقصد است. یکی از دشوارترین انواع ترجمه، ترجمه متون ادبی است. اگر اثر ادبی یک نمایشنامه باشد ترجمه آن با چالش های بیشتری روبه روست. در این پژوهش سعی بر آن داریم تا با تحلیل چالش های موجود در ترجمه نمایشنامه «الکساندر پوشکین» که توسط میخاییل بولگاکف نویسنده مشهور دهه اول قرن بیستم روسیه نوشته شده، راهکارهایی را در زمینه ترجمه نمایشنامه های کلاسیک روسی ارائه دهیم. به عبارت دیگر هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل چالش های زبانی پیش روی مترجم هنگام ترجمه نمایشنامه های کلاسیک روسی است. مهم ترین چالش های پیش روی مترجم در فرایند ترجمه ادبی کدامند؟ مترجم در برخورد با واقعیت های خاص زبان مبدأ باید از چه شیوه هایی استفاده کند؟ در این پژوهش از روش تحقیق کتابخانه ای و نمونه کاوی توصیفی تحلیلی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مترجم نمایشنامه نیاز به شناخت واقعیت های زبان مبدأ دارد تا بتواند معادل یابی دقیقی برای آن ها انجام دهد. مترجم باید درک مطلوبی از موقعیت های گفتاری موجود در اثر داشته باشد و تلاش کند، تأثیر مشابه متن مبدأ را بر روی خواننده متن مقصد ایجاد کند. علاوه بر آن مترجم باید توانایی تحلیل گفتمان های موجود در نمایشنامه و هدف هر یک از شخصیت ها از بیان آن ها را داشته باشد تا در ترجمه کارکردهای منظوری ساختارهای نحوی موفق باشد. نتایج این تحقیق می تواند در ترجمه دقیق آثار ادبی کلاسیک به ویژه ترجمه نمایشنامه های کلاسیک از زبان روسی به زبان فارسی مؤثر باشد.
Unveiling the interplay of Continuing Professional Development Strategies and Teacher Success in the Iranian EFL Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
172 - 197
حوزههای تخصصی:
The global education landscape is witnessing a rise in teacher accountability, where educators bear a heightened responsibility for demonstrably achieving student learning outcomes. In response, teachers are engaged in a continuous quest to enhance their pedagogical effectiveness, seeking strategies and methodologies to optimize their classroom practice. The present study investigates the relationship between Continuous Professional Development (CPD) practices and teacher success in the Iranian context. A sample of 364 EFL teachers from junior and senior high schools self-reported on their CPD engagement, while 422 of their students provided their perceptions of teacher success. Findings revealed the substantial potential of CPD to elevate teacher success through interconnected processes of knowledge updating, reflective practice, collaborative learning, and refined decision-making skills. Notably, updating knowledge strongly influenced both collaboration and reflection, while reflection moderately stimulated collaboration, and collaboration exerted a robust influence on effective decision-making. However, the study unexpectedly uncovered a negative direct association between teacher decision-making and professional success within the specific Iranian context. Additionally, no significant gender-based differences in teacher success were observed. The negative association between teacher decision-making and professional success in the Iranian context warrants further investigation. This suggests that factors specific to the Iranian educational system or cultural context might influence the relationship between these two variables. Understanding these factors is crucial for developing contextually relevant CPD programs.
رویکردی چندوجهی به سکوت به عنوان نشانه ای ارتباطی در رمان سووشون اثر سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
369 - 400
حوزههای تخصصی:
مبحث سکوت ازجمله مباحثی است که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته، و پژوهش گرانی مانند جاورسکی (1997)، کورزون (1997)، هاکین (2002)، و.... مطالعاتی را در این زمینه منتشر کرده اند. سکوت معمولاً به عنوان مکمل گفتار در نظر گرفته می شود، اما توجه به ماهیت آن دو نکته مهم را آشکار می کند، اول اینکه سکوت مختص زبان نیست و در منابع نشانه ای دیگر نیز وجود دارد، و دوم اینکه عدم کاربرد کلام همیشه به معنای سکوت نیست، زیرا گاهی معنا نه به واسطه کلام، بلکه با کمک نشانه هایی مانند تصویر، ژست و غیره منتقل می شود. بنابراین، صرفاً توجه به زبان در بررسی سکوت کفایت نمی کند و اتخاذ رویکردی چندوجهی که همه وجوه دخیل در ارتباط را بررسی می کند، ضروری به نظر می رسد. ه دف از ای ن پ ژوهش، بررسی سکوت با توجه به وجوه مختلف دخیل در رمان به عنوان یک کنش ارتباطی است. این پژوهش سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که سکوت در وجوه نشانه شناختیِ تشکیل دهنده رمان، چگونه متجلی می شود، چگونه در خلق معنا دخیل است و چگونه بر عناصر رمان تأثیر می گذارد. بر این اساس، سکوت در سه وجه مکالمه (بازنمایی گفتار)، متن (نوشتار) و روایت در رمان «سووشون» بررسی شده است. گفتنی است که به دلیل در دسترس نبودن چارچوبی منسجم، از روشی ترکیبی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سکوت در وجوه مختلف، به شکل ها و با کارکردهای مختلف ظاهر می شود و علاوه بر خلق معنا، بر عناصر رمان ازقبیل شخصیت پردازی، ایجاد راوی دانای کل محدود غیرمداخله گر و ... تأثیر می گذارد.
Beyond Fears and Hopes for Teaching English: An Investigation of Iranian Pre-service and In-service EFL Teachers' Possible Selves(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۱)
135 - 160
حوزههای تخصصی:
Possible selves represent individuals' ideas of what they might become, what they would like to become and what they are afraid of becoming. This paper, using a mixed method design, probes the possible teaching selves of 108 pre-service and 41 in-service Iranian EFL teachers to explore their professional fears and hopes. Data were collected via Possible Language Teacher Self Questionnaire and semi-structured interviews. Analysis of the qualitative data using MAXQDA demonstrated the fears and hopes of the teachers in terms of professionalism, instructional strategies, classroom management and professional interpersonal relationship. Moreover, both fears and hopes were found to be rooted in personal (cognitive and affective) and social (mostly organizational) sources. Further, analysis of quantitative data via ANOVA, independent-samples T-test also revealed that the pre-service teachers and their in-service counterparts are similar in terms of their feared and ideal to selves whereas their ought self has a determining role in justifying the observable variations in their possible self. In addition, pre-service teachers' year of education was also found to be a significant factor affecting their possible selves; that is, it was shown that first-year, second-year and third-year pre-service teachers' ought self is significantly different from that of in-service teachers. Nevertheless, there was no significant difference between fourth-year-pre-service teachers and in-service teachers in terms of their ought self.
مسائل بنیادی در جامعه شناسی زبان
منبع:
پازند سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۲
5 - 18
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی زبان، علم بین رشته ای حاصل از پیوند زبان شناسی و جامعه شناسی است که در آن از روش های پژوهشی هر دو علم برای مطالعه زبان بهره گرفته می شود. جامعه شناسی زبان، زبان را به عنوان پدیده ای اجتماعی در نظر می گیرد. در این رشته، هر زبان در بافت اجتماعی-فرهنگی خود بررسی می شود. از آنجا که وقوع رخدادهای اجتماعی منجر به تأثیراتی روی زبان ها می شود، در جهان امروز که تنوع رخدادها چشمگیر است، پرداختن به زبان از منظر جامعه شناسی زبان امری ضروری است. در مقاله پیش رو تلاش شده، با مروری بر پژوهش های داخلی و خارجی در زمینه جامعه شناسی زبان، ضمن نگاهی اجمالی به رابطه زبان و جامعه، به جنبه ها و موضوعات گوناگون برای پژوهش های جامعه شناسی زبان شامل دو زبانگی و چندزبانگی، برخورد زبان ها، زبان های میانجی، تنوعات زبانی و برنامه ریزی زبانی پرداخته شود و تا حد امکان با بیانی ساده، زمینه آشنایی و ایجاد علاقه برای پژوهشگران؛ به ویژه محققان جوان؛ با این رشته فراهم آید. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به جنبه های گوناگون مبحث جامعه شناسی زبان، پژوهش در این زمینه علاوه بر تنوع موضوعی، ممکن است نتایج شگفت انگیز و قابل ملاحظه ای نیز به دست آید.
متن، زبان و محیط زیست: از نقد زیست محیطی تا زبان شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
373 - 403
حوزههای تخصصی:
نظریه ادبی در کل، ارتباط میان نویسندگان، متون و جهان را بررسی می کند. در بیشتر نظریه های ادبی «جهان» با اجتماع یا سپهر اجتماعی مترادف است. نقد زیست محیطی و مطالعات سبز، مفهوم «جهان» را گسترش می دهد تا کل محیط زیست را دربر بگیرد. اگر با اولین قانون محیط زیست موافقت کنیم، که هر چیزی با چیز دیگری ارتباط دارد، می توانیم به عنوان فرضیه در این تحقیق بگوییم که ادبیات به عنوان متن زبانی در سطحی بالاتر از دنیای فیزیکی، مانند عنصری زیبایی شناختی شناور نیست، بلکه ادبیات درواقع نقشی را در دنیای پیچیده جهانی بازی می کند که در آن انرژی، اجسام و ایده ها با هم تعامل دارند. ازاین رو امروز، زبان و چگونگی کاربرد آن، می تواند در خدمت بازنمایی استعاری و نمادین طبیعت و نیز دارای جهت گیری انتقادی در قبال بحران های زیست محیطی باشد. این مقاله که از نوع تحقیقات کیفی است با روش توصیفی تحلیلی به رابطه متن زبانی و محیط زیست پرداخته است و با تحلیل چارچوب های فکری و نظری نقد زیست محیطی، موضوع زبان شناسی زیست محیطی را بررسی کرده است. مصادیق مورد بحث این مقاله شامل نمونه هایی از ادبیات شعری و ادبیات نمایشی است. درواقع هدف اصلی این مقاله، با این پرسش کلیدی گره خورده است که متن زبانی (ادبیات) چگونه می تواند فراتر از روش های کلاسیک نقد ادبی، بحران های زیست محیطی جهان معاصر را مورد توجه قرار دهد و در مقابل این مسئله مهم بشری، مسئولیت زبان شناختی را برعهده بگیرد.