فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۸۰۱ تا ۹٬۸۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۹۰ مورد.
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۶, No.۳۳, Fall & Winter ۲۰۲۳
107 - 126
حوزههای تخصصی:
Self-assessment, a form of alternative assessment focusing on learner-centered curricula, autonomy, and needs analysis, has gained prominence recently. Via individual and cooperative self-assessment, EFL learners notice and apply the established standards and criteria that would decide on the accuracy and fluency of their productions, particularly in challenging areas like writing that require detailed forms of assessment. Here, learners’ capacity to self-assess and peer-assess their writings could contribute to their developmental functions. The objective of this study was to explore a specific number of Iranian EFL learners’ perceptions of criteria-referenced self-and-peer assessment in writing through a mixed-method survey. Sixty EFL learners were asked to answer a questionnaire on self-and-peer assessment. Additionally, 15 learners were requested to answer semi-structured interview questions to express their perceptions toward criteria-referenced self-and-peer assessment. For the quantitative phase of the study, a self- and peer-assessment questionnaire developed by Cornelius and Kinghorn (2014) was utilized. The questionnaire's reliability was assessed using Cronbach’s alpha, and content validity was confirmed. For the qualitative phase of the study, the researcher developed and conducted a semi-structured interview with five open-ended questions with validated content. The data related to the quantitative and qualitative phases were analyzed through descriptive statistics including the frequency percentage and content analysis methods, respectively. Results revealed learners had positive perceptions towards criteria-referenced self-and peer assessment in language classes. The findings offer beneficial implications for EFL teachers, learners, test developers, and administrators.
مدل سازی روند پذیرش واژه ها با ساتفاده از رویکرد تفکر نظام مند: مطالعه موردی واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکمله ای بر تصحیح قصه حسین کرد شبستری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تکمله ای بر تصحیح قصه حسین کرد شبستری، به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری است که به دو بخش تقسیم می شود: بخش نخست نقد ضبط و تصحیح ابیاتی از شاعران مختلف، در لابه لای قصه که در آن، این ابیات به سه بخش تقسیم شده اند: ابیات با ضبط درست و سراینده مشخص که مصححان به سرایندگان یا مأخذ اشعار اشاره نکرده اند؛ ابیاتی که از نظر وزن و قافیه اشکالی ندارند، اما سراینده آنها نامعلوم است؛ ابیاتی که در ضبط و تصحیح آنها اشکال یا اشکالاتی وجود دارد و ضبط ناصحیح، اختلالاتی در وزن و قافیه آنها به وجود آورده که مصححان اثر، آنها را تصحیح نکرده اند یا در شعر شاعر تصرف شده و درنتیجه، بیت یا ابیات دیگری عرضه شده است. این ابیات بیشتر با مراجعه به آثار شاعران و توجه به سنت ادبی فارسی تصحیح شد. در بخش دوم این مقاله ضبط برخی کلمات، به ویژه کلمات و جملات ترکی، بررسی و تصحیح شده و تعلیقات روشن کننده بر آنها افزوده شده است؛ در این بخش با مراجعه به دو نسخه خطی، فرهنگ های ترکی به فارسی، یافتن قرائن کمک کننده در متن و متون دیگر و همچنین توجه به بافت داستان و متن، کلمات و جملات، از حیث تلفظ و معنی، تصحیح و تعلیقاتی بر آنها نوشته شد.
واژگان، جملات و عبارات ترکی اقتضا می کرد مصححان نگاه دقیق تری به این مقوله ها می کردند که متأسفانه چنین نیست و در مقاله حاضر، تمرکز بر روی آنها بوده است. با افزودن این تصحیحات و تعلیقات می توان متن منقح تری از قصه حسین کرد شبستری به دست داد.
بررسی نقش های «که» در بندهای موصولی: رویکردی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده "که" از پر کاربردترین تکواژها در نظام گفتاری و نوشتاری زبان فارسی است که علاوه بر کاربردهای گسترده ای چون ضمیر مبهم، متمم نما، نشانه تأکید و...به عنوان موصول نما در ابتدای بندهای موصولی بدون تغییر شکل حضور یافته و نقش های متفاوتی را پذیرا می باشد. هدف اصلی این جستار مطالعه نقش های دستوری، معنایی و کاربردشناختی تکواژ "که" در بندهای موصولی زبان فارسی می باشد. لذا برای ارائه توصیفی تا حدامکان کامل از تکواژ "که" بررسی دقیق مجموعه ای از شواهد طبیعیِ کاربردِ این پدیده در زبان فارسی ضروری است. ازاین رو برای کارآمدی این تحقیق، داده ها از جملات طبیعی گفتاری و نوشتاری گویشوران زبان فارسی جمع آوری شده اند. سپس تکواژ "که"در بند های موصولی بر اساس نقش های دستوری و معنایی و نیز کاربرد شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش که مبتنی بر تحقیق توصیفی و تحلیلی می باشد تلاش بر این است تا در چارچوب نظریه رده شناختی با تکیه بر تعمیم های رده شناختی کمری (1989) به این پرسش ها پاسخ داده شود که در بندهای موصولی زبان فارسی تکواژ "که" کدام نقش های دستوری،معنایی و کاربردشناختی را به عهده دارد؟در فرض اصلی تمام نقش های دستوری یک گروه اسمی برای "که" در نظر گرفته شده اند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که تکواژ "که" تمام نقش های دستوری یک گروه اسمی مانند: فاعل، مفعول...را دریافت می نماید. این تکواژ نقش های معنایی متنوعی را چون کنشگر،کنش پذیر،هدف... پذیرا می باشد. همچنین "که" به عنوان نشانگر تأکید پس از هر سازه ای که هم دارای اطلاع کهنه و هم اطلاع نو باشد قرار گرفته و آن را مورد تأکید قرار می دهد. کلید واژه ها: بند موصولی،موصول نما،نقش های معنایی،اطلاع نو،اطلاع کهنه
مطالعه تطبیقی زبان از دیدگاه دریدا و ملاصدرا؛ بستری برای امکان سنجی خوانش واساز از متن قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله "زبان" و قضایای مربوط به آن یکی از پرچالش ترین جنبه های فلسفه و رویکردهای نقدی جدید در خوانش متون دینی به شمار می رود. این مسئله در رویکردهای نقدی پسامدرن و بویژه خوانش دریدایی متون که یکی از ابزارهای برخی نومعتزلیان در خوانش متن قرآنی است به علت اصالت دادن به زبان در این رویکردها، از اهمیت مضاعفی برخوردار است و باعث چالشهای بزرگی شده که از تفاوت در نوع نگاه به زبان ناشی می شود. در همین راستا، پژوهش حاضر در صدد "تبیین" دو نگاه متفاوتِ دریدا و ملاصدرا برآمده تا شرایط مرئی شدن دو رویکرد به هستی و معرفت از پنجره زبان را فراهم آورد و میزان امکان پذیری یا عدم امکان چنین خوانش هایی را با روشی تحلیلی – تطبیقی بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد با توجه به دیدگاه ملاصدرا نسبت به وجود، معرفت و زبان و قائل بودن او به نظام تشکیکی و ذومراتبی که از سه منبع معرفتی عقل، قلب و وحی حاصل شده و زبان الهی را دارای سه مرحله ابداعی، تکوینی و تشریعی دانسته و به تناسب، زبان بشری را نیز ذومراتبی می داند، دیدگاه دریدا، در هیچکدام از این سطوح زبانی قابل بررسی نیست و با توجه به عدم فراروی دریدا از روش عقلی – فلسفی، هرگز از مرحله "فعل" (در نظام معرفتی خلق و امر) بالاتر نرفته است. به همین دلیل، بکارگیری این شیوه خوانش از متن قرآنی توسط برخی نومعتزلیان، نیازمند بازنگری جدی و تحلیل انتقادی است.
حذف مفعول و طبقات فعلی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
253 - 277
حوزههای تخصصی:
تناوب های گذرایی ساختارهای نحوی دوگانه ای هستند که در گذرایی افعال تغییر ایجاد کرده و در خلال آن ها فعل بسته به کاربرد خاصی که دارد و بدون تغییر قابل توجهی در معنا، با تعداد موضوع های متفاوت به کار می رود. در این پژوهش به جهت بررسی این فرضیه که افعال شرکت کننده در تناوب های نحوی یکسان، مؤلفه های معنایی یکسانی داشته و در یک طبقه معنایی قرار می گیرند، و به منظور به دست دادن اطلاعات دقیق تری پیرامون رفتار نحوی و ویژگی های معنایی افعالی که قادر به حذف مفعول هستند، 435 مورد از داده های حذف مفعول بافت آزاد که از منابع گوناگونی نظیر کتاب ها، مجلات، فیلم ها، سریال ها و مکالمات روزمره استخراج شده را با توجه به اینکه در کدام تناوب های گذرایی شرکت می کنند در طبقات معنایی مختلفی دسته بندی کرده ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد افعالی که بنا بر شرکت در تناوب های گذرایی مرتبط به حذف مفعول در طبقات معنایی مجزا دسته بندی شده اند، مؤلفه های معنایی یکسان داشته و نوع مفعولی که دریافت می کنند به لحاظ ماهیت، ویژگی های مشترک دارد. از این جهت است که رفتار نحوی افعال، مبنی بر شرکتشان در تناوب های گذرایی خاص را می توان عاملی برای پیش بینی اشتراکات معنایی افعال و گنجاندن آن ها در طبقات معنایی یکسان در نظر گرفت. علاوه بر این، ویژگی های افعال هر طبقه و نوع مفعولی که دریافت می کنند همچنین آشکار می سازد که عام، نامشخص و نکره بودن مفعول و پیش بینی پذیری مفهوم آن برای مخاطب، نمود غیرپایانی و غیرلحظه ای را می توان از مهم ترین شروط لازم جهت حذف مفعول تلقی کرد.
Alienation in Ian Mc Evan’s: “Child in Time,” and “The Cement Garden”: A Review based on Melvin Seaman’s Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۷, ۲۰۲۳
155 - 165
حوزههای تخصصی:
Alienation is a significant phenomenon that forms the subject of many psychological, sociological, literary, philosophical, and even physiological studies. Alienation is among the most critical justifications bringing about the internal and external pains and sufferings in life. Emerging as a result of war, persecution, famine, and ruin, alienation terminates unfortunately in suffering, isolation, and sometimes critical disasters. In literature, the alienated protagonist is usually a frequent figure in much of the ancient and contemporary fiction. The main issue of alienation refers to a destructive consequence of getting, or feeling of getting separated from people that one is living with them. It refers to become useless, or to feel becoming useless in the field of social relations and interactions. It is the outcome of becoming alienated, so that one thinks that no longer anyone needs him / her, and / or his / her services. Aiming to review the theme of alienation, and focusing on Melvin Seaman’s concepts of alienation in general, the present paper, in particular, will review the manifestation of the term alienation in “The Child in Time,” and “The Comfort of Strangers,” that are both the well-known novels written by Ian Russell McEwan, one of the greatest British novelists and screenwriters of the twentieth century. By describing the disastrous aftermath of the alienation, this article tries to alarm the man regarding the catastrophic and destructive consequences of the alienation in the life of the existing societies.
Designing a Multicultural Curriculum Model for English Language Teaching in Iranian High Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
97-112
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to create a diverse curriculum model for teaching English in high schools in Iran. Utilizing an exploratory mixed-methods design to collect the desired data, the study enlisted the participation of 38 Iranian curriculum designers, with a gender distribution of 26 males and 12 females. To evaluate the model, a questionnaire was developed, and its reliability was gauged using Cronbach's Alpha. The validity of the curriculum model was established through Exploratory Factor Analysis employing principle component analysis (PCA). In qualitative phase, the analysis of the data uncovered several key components of the multicultural curriculum, including multicultural education, cultural diversity, and equity pedagogy, social, gender, and educational equality, prejudice reduction, upholding the intrinsic dignity, equity pedagogy, empowering school culture. Furthermore, the proposed model encompassed four essential elements: objectives, content and learning activities, methods, and evaluation. The results of quantitative phase of the study indicated that the multicultural curriculum model was deemed valid by designers in the field of curriculum development. As a result, it is recommended for adoption by English language educators in Iranian high schools.
تأثیر یادگیری زبان بر هوش زمانی: مقایسۀ دانشجویان زبان های انگلیسی، فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
93 - 120
حوزههای تخصصی:
واژه «هوش» سال هاست که معنای تک بُعدی خود را ازدست داده و به عنوان مفهومی چندوجهی که تمامی توانایی های افراد را دربرمی گیرد، در نظر گرفته می شود. یکی از انواع هوش که بر اساس تفاوت های فردی زمان محور بناشده، «هوش زمانی» است که به افکار، دیدگاه ها و رفتار افراد در ارتباط با زمان اطلاق می شود. این مقوله اگرچه در حوزه های مربوط به علوم مدیریت مورد پژوهش قرارگرفته، اما در حوزه آموزش توجه چندانی بدان نشده است. ازآنجاکه مقوله زمان ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ و زبان دارد، پژوهش حاضر سعی کرده است تأثیر تحصیل در سه زبان متفاوت بر هوش زمانی دانشجویان را مورد مقایسه قرار دهد. دو هدف در این مطالعه مد نظر است: اول، بررسی تأثیر تحصیل در زبان های انگلیسی، فارسی و عربی بر هوش زمانی دانشجویان با درنظرگرفتن رویکرد آموزش زبان کاربردی، نظریه فعالیت و نظریه عادت واره و دوم، بررسی احتمال تفاوت معنادار میان دانشجویان کارشناسی زبان انگلیسی، فارسی و عربی از نظر هوش زمانی؛ بدین منظور، پرسشنامه هوش زمانی توسط 100 دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی، 100 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی و 90 دانشجوی زبان و ادبیات عربی کامل شد. نتایج آزمون های «تی مستقل» بر روی داده ها، تأثیر معنادار و منفی تحصیل در زبان فارسی و انگلیسی را بر روی هوش زمانی دانشجویان این رشته ها نشان داد (05/0> p )، به طوری که هوش زمانی دانشجویان ترم دوم بالاتر از هوش زمانی دانشجویان ترم هشتم بود. در رابطه با هدف دوم مطالعه، یافته ها حاکی از آن بود که تفاوت معناداری میان این سه گروه از نظر هوش زمانی وجود دارد، به عبارتی دیگر، دانشجویان رشته زبان انگلیسی از هوش زمانی بالاتری برخوردار بودند (05/0> p ). درنهایت، نتایج و کاربردهای این پژوهش در بافت آموزش زبان مورد بحث قرار گرفت.
Navigating E-Learning Horizons: Exploring Challenges and Opportunities in Higher Education Integration from the German vs. Iranian EFL Teacher's Lens(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳, N. ۴ , ۲۰۲۴
163 - 206
حوزههای تخصصی:
The e-learning integration has emerged as an alternative strategy, significantly improving teaching and learning experiences in higher education worldwide. However, it has also presented different challenges and opportunities for teachers and students. This comparative, cross-cultural study explored the perspectives of German vs. Iranian EFL teachers on e-learning integration in higher education. The data were collected utilising a mixed-methods design and based on convenient sampling through two questionnaires on challenges and opportunities, semi-structured interviews, and observations from 26 German EFL teachers and 92 Iranian EFL teachers. The study focused on the Technology Acceptance Model and the Unified Theory of Acceptance and Use of Technology. The questionnaire findings revealed that both groups recognised significant challenges and opportunities in e-learning. German teachers appreciated organisational improvements and evaluative innovations, whereas Iranians valued stress reduction and access to materials. Both groups faced technological and administrative challenges, with Iranians reporting more severe difficulties, highlighting the need for tailored support and resources to enhance online education. Interviews indicated a preference for face-to-face instruction among Germans, with greater resistance to online formats compared to Iranians. Younger teachers in both contexts showed more positive attitudes towards e-learning, with a consensus on the future of blended learning. The observations also supported the findings. Results indicated significant differences and similarities between the two contexts, highlighting technological, academic, pedagogical, and cultural factors influencing e-learning integration. The study findings could offer practical implications for policymakers and material developers, emphasising the need for custom-made e-learning strategies for different educational contexts. This cross-cultural comparison could suggest insights for teachers interested in integrating e-learning into their teaching.
محدودیت های واج آرایی در خوشه های همخوانی پایانی در زبان پشتو: تحلیلی مبتنی بر نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر خوشه های همخوانی پایانی در واژه های اصیل و وام واژه های زبان پشتو (گونه معیار) را بررسی و برخی از محدودیت های واج آرایی حاکم بر هم نشینی همخوان ها در این خوشه ها را بر اساس نظریه بهینگی تحلیل کرده است. تمرکز پژوهش های پیشین درباره خوشه های همخوانی در زبان پشتو عمدتاً بر خوشه های دو و سه همخوانی آغازی در این زبان بوده است، اما بررسی محدودیت های واج آرایی خوشه های پایانی نکاتی را در مورد نظام آوایی زبان پشتو روشن می کند که تاکنون به آنها پرداخته نشده است. بررسی محدودیت های موجود در خوشه های همخوانی پایانی نشان می دهد که زبان پشتو می تواند در خوشه های همخوانی پایانی که در آن ها تمایز ادراکی همخوان های تشکیل دهنده خوشه اندک است همخوان پایانی را حذف کند. همچنین، در مقایسه خوشه های همخوانی وام واژه ها در زبان پشتو و زبان فارسی تفاوتی در ویژگی های همخوان های خیشومی در این دو زبان در جایگاه پایانه هجا دیده می شود. به این صورت که در یکی به تحمل نقض اصل توالی رسایی و در دیگری به درج واکه در چنین خوشه هایی منجر می شود.
بررسی صورت شناختی تأثیر نابینایی بر جایگاه تولید همخوان های انسدادی واک دار زبان فارسی در بافت CV(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک و تولید چندوجهی گفتار مبحثی است که از دهه 90 تا به حال توجه پژوهش های مختلفی را به خود جلب کرده است. هرچند نظرات مختلفی در مورد ترتیب اهمیت نقش سیستم های مختلف ادراکی بر گفتار ذکر شده است اما در مورد این نکته که اطلاعات گفتاری دیداری یادگیری بخش های خاصی از گفتار در نوزادان را تسهیل می کند اتفاق نظر وجود دارد. در این پژوهش تجربی تأثیر محرومیت مادرزادی نابینایی بر تولید انسدادی های واک دار زبان فارسی و راهبردهای جبرانی دانش آموزان نابینا برای تولید این واج ها مورد توجه قرار گرفته است. تعداد 864 نمونه آوایی که 8 دانش آموز نابینای مادرزاد و 8 دانش آموز بینا آن ها را به طور طبیعی تولید کرده بودند در حین سه تکرار همخوان های انسدادی زبان فارسی در توالی CVC ضبط شد. نتایج تحلیل گذر سازه های دوم و سوم نشان داد آسیب بینایی می تواند بر اختلاف فرکانس شروع و پایان گذر سازه دوم بعضی از هجاها تأثیرگذار باشد. همچنین نتایج نشان داد بینایی بر فرکانس های شروع و پایان گذر سازه های دوم و سوم و اختلاف فرکانس شروع و پایان گذر سازه سوم تأثیرگذار نبود.
بررسی تکیه ی اسم در گویش مشهدی با رویکرد نظریه ی واج شناسی مورایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار تکیه در گویش مشهدی می تواند برخی مشخصات این گویش را نمایان سازد. در اکثر پژوهش های مربوط به تکیه در زبان فارسی تکیه مقوله ای صرفی است و آن را در ارتباط با اجزای کلام بررسی می کنند اما پژوهش حاضر سعی دارد تفاوت های موجود تکیه در مقوله ی دستوری اسم را بر اساس نوع و وزن هجا در چارچوب نظریه ی مورایی مورد بررسی قرار دهد. از آنجایی که وزن هجا یا همان سبک و سنگین بودن هجا در تعیین تکیه ی کلمات موثر است و کشش جبرانی نیز ناشی از وزن هجا می باشد، یک ابزار صوری مانند مورا می تواند راهگشای مشکلات واج شناختی تکیه باشد. در بررسی های گویش مشهدی مشاهده شد که وزن هجا می تواند در پذیرش یا عدم پذیرش تکیه موثر باشد. در نهایت مشاهده شد توزیع تکیه در گویش مشهدی صرفا به مقوله ی دستوری وابسته نیست بلکه در مقوله ی دستوری اسم، ساخت و نوع هجا یعنی سبک و سنگین بودن آن ها تاثیر مستقیمی در نوع تکیه دارد علاوه بر آن خوشه های دو همخوانی آغازه در تعیین وزن هجا و تکیه نقشی اساسی دارند. نتیجه گیری: مشاهده شد هجای سنگین در مجاورت با هجای سبک تکیه را به خود اختصاص می دهد مگر اینکه در هجای فوق سنگین شاهد درج واکه و شکست هجای فوق سنگین باشیم که در این صورت تکیه به هجای سبک تعلق می گیرد. در مجاورت دو هجای سنگین و فوق سنگین یکسان اولین هجا و هجای دارای خوشه ی دو همخوانی آغازین تکیه بر می باشد.
مبتداسازیِ ضمیرگذارِ ساخت ملکی در زبان فارسی بر اساس رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
201 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی کارایی نظریه بهینگی در تجزیه و تحلیل مقوله ساخت ملکی زبان فارسی است. مقاله پیش رو می کوشد با استفاده از نظریه نحو ترازمند (2004; Newson, 2010 Newson,) و در چارچوب نظریه بهینگی (Prince & Smolensky, 1993/2004) نشان دهد که در ایجاد مبتداسازی ضمیرگذار ساخت ملکی در زبان فارسی محدودیت هایی مشتمل بر محدودیت های تقدم، مجاورت و وفاداری اعمال می شوند که ترتیب مرتبه بندی آن ها صورت یا صورت های بهینه را مشخص می سازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و نمونه های مورد بررسی مشتمل بر زبان محاوره است. مواردی که در این مقاله بررسی می شوند عبارتند از الف) ماهیت سازه مبتداشده در ساخت ملکی ب) وضعیت موضوع اول (فاعل) به صورت اسم خاص یا ضمیر فاعلی محذوف و ج) وضعیت مبتداسازی مضاعف در ساخت ملکی زبان فارسی. یافته های مربوط به تابلوها نشان می دهد که مبتداسازی ضمیرگذار مالک در ساخت ملکی در واقع مبتداسازی افزوده است و نه موضوع. بر مبنای یافته های پژوهش، حضور فاعل به صورت اسم خاص و یا ضمیر فاعلی تأثیر یکسانی بر تحلیل تابلوها دارد. از سوی دیگر، در ساخت ملکی زبان فارسی امکان مبتداسازی مضاعف وجود دارد. این پژوهش نشان می دهد که نظریه بهینگی و یک نظام ترازمند مبتنی بر ترتیب خطی سازه ها در تجزیه و تحلیل ساخت مبتداسازی ضمیرگذار مالک زبان فارسی کارایی لازم را دارد.
بازتعریف اصطلاحات گویش شناختی شولایی در چهارچوب نظریه مجموعه های فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابهام یکی از ویژگی های ذاتی زبان های طبیعی است. بسیاری از مفاهیم و متغیرهای زبان شناختی نیز مبین ارزش دقیقی نیستند و مبهم و غیرقطعی هستند. وانگهی، به کارگیری اصطلاحات نادقیقی چون لهجه ، گویش و گونه زبانی تصور محیطی قطعی از تقسیم بندی مناطق جغرافیایی به دست می دهد. این اصطلاحات با ابهامی از نوع فازی همراه هستند، در حالی که تجربه زیسته ما را به سمت پیوستاری بدون مرزهای مشخص سوق می دهد. لذا در این نوشتار، برای رفع این ابهام داده های زبانی به عنوان شاهد تجربی در قالب مجموعه های فازی صورت بندی و آن گاه رابطه بین زبان گونه ها در الگوهای استدلال های تقریبی مقوله بندی شد. صورت بندی فازی در این پژوهش نشان داد که چگونه یک زبان گونه می تواند بر پایه عضویّت درجه بندی شود تا درجاتی -و نه کاملاً- عضو زیرمجموعه زبان گونه های یک و یا چند زبان باشد. به عبارت دیگر، ارزش هر گزاره یا درجه عضویّت یک زبان گونه همانا عددی گویا بین 0 و 1 است؛ در نتیجه این کمّی سازی، رابطه بین زبان گونه های مختلف دقیق تر و بدون سوگیری بازنمایی می شود و دیگر نیازی به توسل به معیارهای غیرزبان شناختی و نسبی چون وجهه اجتماعی، درک متقابل، و تقسیمات سیاسی و نیز پذیرش مرزبندی مطلق و جزمیت متضمن در اصطلاحات گویش شناسی سنّتی آن ها نیست.
نقش رنگ واژه ها در ساخت جاینام های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام های جغرافیایی از بخش های قدیمی هر زبان هستند. جای نام شناسی علم بررسی نام مکان های جغرافیایی است و هدفش بررسی نام های جغرافیایی به قصد دست یابی به ریشه، معنا و ساختار آن ها است. در نام های جغرافیایی ایران رنگ واژه هایی هم چون سفید (آق)، سرخ، سبز، کبود، زرد (زرین)، سیاه (قره) و مانند آن پربسامد هستند. چگونه ممکن است درخت سیاه باشد و چشمه زرد و خاک سفید؟ پرسش این تحقیق آن است که رنگ واژه ها در ساخت جای نام های ایران چه نقشی دارند؟ پیکره نام هایی که در این تحقیق بررسی شده اند، اغلب از در گاه ملی آمار ایران و در مواردی اندک از منابع دیگر به دست آمده اند. نتیجه بررسی نشان می دهد که یکی از ویژگی های پرتکرار در ساخت جای نام ها استفاده از رنگ واژه ها است. رنگ خاک، یا بستر زمین، رنگ گیاهان و گل ها و نیز جلوه های مختلف آن ها از دور (همانند رنگ تیره یا سبز دریا از دور) رنگ فلزات و کانی ها و مواردی از این قبیل باعث شده که مردم هر جامعه ای برای بار اول از ویژگی ظاهری هر مکان برای اشاره به آن استفاده کنند. روش به کار رفته در این تحقیق قیاسی است؛ به این صورت که جای نام استان های مختلف با زبان ها و گویش های مختلف، باهم مقایسه می شوند.
اسامی بیماری جرب نشخوارکنندگان ایران در برخی زبان ها و گویش های ایرانی
حوزههای تخصصی:
ایران سرزمینی است که هیچ گاه در طی تاریخ طولانی اش دارای یک زبان و یک فرهنگ نبوده است. علی رغم انتظارات عمومی، تنوع فرهنگ ها و زبان ها، با توجه به موقعیت استراتژیک آن در این منطقه حساس در دنیا، موجب استحکام بیش تر تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران شده است. روستائیان ایران، از قوم های مختلفی تشکیل شده اند و با زبان ها، گویش ها و لهجه های گوناگونی گفت وگو می کنند. در دهه هشتاد پرسشنامه ای تهیه شد که با همکاری موثر سازمان دامپزشکی به اداره های دامپزشکی 31 استان ارسال گردید. هدف این پژوهش، جمع آوری، ثبت و مکتوب نمودن اسامی محلی ویژه بیماری جرب نشخوارکنندگان است. جرب، حشره بسیار کوچکی است که پوست را سوراخ کرده و از لمف تغذیه می کند و موجب ضایعاتی از جمله ترشح سموم، خارش شدید و وضع اسفناک حیوانات آلوده می شود و از نظر اقتصادی خسارت مهمی ایجاد می کند. از نتایج این مطالعه که برای اولین بار در ایران انجام شد، در 30 استان، 84 گویش با طیف یک تا 9 عدد در استان ها گزارش شده، ولی در استان البرز گویشی ذکر نشده است. به طور کلی، نتایج این مطالعه موجب غنی سازی گنجینه گویش های ایرانی و ایجاد رابطه و تفاهم بین روستائیان و کسانی می شود که با حرفه دامپزشکی و بهداشتی سروکار دارند.
نقش وام واژه ها در گویش هزارگی: گفتمان کاوی رمان ملکه بامیان طبق الگوی فن لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«زبان»، «فرهنگ» و «کنشگران اجتماعی» اصلی ترین مولفه های هویتی در ادبیات معاصر هستند. در رمان خودزندگینامه ای ملکه بامیان (1399)، معصومه حلیمی مخاطبان پارسی زبان را با گویش های هزارگی و ایرانی از این زبان کهن آشنا می سازد. هدف از این پژوهش بررسی ساختاری گویش هزارگی در رمان ملکه بامیان و کشف دیدگاه های ایدئولوژیکی نویسنده بر مبنای الگوی تحلیل گفتمان فن لیوون است. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. داده های پژوهش بر پایه مولفه های هشت گانه فن لیوون (2008) تحلیل می شوند و بسامد آن ها با استفاده از نرم افزار SPSS 25 و بر مبنای آزمون خی دو مشخص می شود. این جستار درصدد پاسخگویی به این پرسش ها است که عناصر ساختاری گویش های هزارگی و ایرانی زبان پارسی تا چه میزان با یکدیگر تطابق دارند؟ همپوشانی مولفه های هشت گانه الگوی گفتمان کاوی فن لیوون با محتوای مضمونی رمان ملکه بامیان به چه اندازه است؟ فرضیه اصلی این پژوهش آن است که با توجه به پیشینه تاریخی بخش هزاره جات افغانستان، میزان وام واژه های ترکی در گویش هزارگی بیش از سایر وام واژه ها است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در سطح زبانی میان وام واژه های ترکی در گویش هزارگی و سایر وام واژه ها تفاوت معناداری وجود دارد. وام واژه های ترکی از بسامد و فراوانی بالاتری نسبت به بقیه برخوردار هستند که نشان گر تاثیرپذیری بالای گویش هزارگی از زبان ترکی است. این پژوهش در سطح محتوایی تکیه بیش تری بر مولفه« نام دهی» دارد و کنش گران اجتماعی را بر مبنای فرهنگ شیعی بامیان به صورت عام یا خاص بازنمایی می کند. این مطالعه با بهره گیری از دو گویش گامی ارزش مند در جهت پاسداری از زبان پارسی برداشته است.
A Semantic Analysis of Constructions Consisting of “ba” (WITH) in Persian Language(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
97 - 118
حوزههای تخصصی:
This article investigates the comitative constructions in Persian. These constructions consist of three members named accompanion, accompanee and accompanying setting. Previously, studies considered ‘bā’ (WITH) as a preposition in traditional grammar. All traditional grammarians introduced ‘bā’ as a preposition except those who pointed to ‘bā’ (WITH) in accompanying situations. One of the aims of the present research is to answer this question: Is ‘bā’(WITH) a preposition in all sentences or is it a conjunction or both? So, this study attempts to show its syntactic and functional features in Persian. Another goal is to compare coordinated and comitative constructions. The hypothesis is that ‘bā’(WITH) can be considered as a conjunctor and a preposition as well. Thus comitative constructions are divided into two groups: 1) symmetrical constructions in which [ with + DP2 ] is not an adjunct (an argument). The type of the verbs in this group are as follows: collectives, combining, relational predicates and similar comparison. 2) asymmetrical constructions in which [ with + DP2 ] is an adjunct. The second type does not depend on the type of the verbs. It consists some members named non-collective verbs, instrumental, body organ, transportation. The instrumental type are of mediatory and facilitating. The findings of the present article can be used in the teaching of Persian grammar as well as syntactic analyses.
تحلیل رمزگانی عناصر روایت در اشعار کودک سلمان هراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
51 - 73
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی دانشی است که به مطالعه نظام های نشانه ای، فرایند تأویل و معنا و حقیقت پنهان در پس رمزها، نشانه ها، نمادها و علائم می پردازد. این دانش در حوزه های گوناگون روابط بشری کاربردها و کارکردهای قابل توجهی دارد. ادبیات و ازجمله ادبیات کودک از مهم ترین این حوزه هاست. پژوهش حاضر کوشیده است به روش تحلیلی-توصیفی، شعرهای کودک سلمان هراتی را با بهره گیری از دیدگاه های رولان بارت (1974) تحلیل رمزگانی نماید. نتایج حاصله نشان می دهد که شعر هراتی به دلیل اشتمال بر زمینه های گوناگون از عناصر طبیعی و ایدئولوژیک، سرشتی بکر، ساده و صمیمی، مختصات برجسته زمانی و مکانی، گستره مضمون اجتماعی و گفتمان آرمانی، قادر است رمزگان ها و به تبع آن معنا و تأویل های گوناگون را تولید کند. این ویژگی ها اگرچه با توانش خواننده ارتباط مستقیم دارند، نشان می دهند که شعر هراتی در مواجهه با مکانیسم های تأویلی رمزگان ها و تحلیل سایر عناصر نشانه شناختی، ژرف ساخت معنایی ساختار مند و اندیشیده شده دارد. بینامتنیت عامل دیگری است که در فرایند نشانه معناشناسی و تفسیر درون و برون متن، فضا و امکان بازتولید محتوا را برای خواننده فراهم می آورد. روایت در شعر سلمان به عنوان عامل یکپارچگی محور عمودی، رمزگان های متنوعی را تولید کرده است. نمود قابل توجه رمزگان های کنش روایی، نمادین و هرمنوتیک، نشانگر روایتمندی و ماهیت دلالتگر شعر او است. دلالت ها در شعر هراتی تداعی های عینی و شفافی را سبب می شود و فرامتن را به طور مؤثری در تأویل و تحلیل نشانه ها دخیل می سازد.