در دوره معاصر نقد ادبی کانون توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است و آثار ادبی از دیدگاههای مختلفی بررسی می شود.پیشرفت های نقد ادبی، منجر به ایجاد مکتب ساخت گرایی با الهام از نظریات زبان شناسانه "فردینان دوسوسور" گردید. ریخت شناسی یکی از انواع رویکردهای نقد ادبی است که در آن محقّق می کوشد روابط متقابل بین واحدهای ساختاری را بررسی و تجزیه و تحلیل کند. در نتیجه بتواند به یکی از مهمترین اهداف پژوهش یعنی تعیین چارچوب علمی برای داستان دست یابد. این شیوه تحلیلی از دهه های نخست قرن بیستم با "ریخت شناسی قصه های پریان" پراپ آغاز شد. روش کار پراپ این گونه بود که او هر قصّه را به قسمت های کوچک تقسیم و با یکدیگر مقایسه می کرد. سپس آن ها را بر اساس ماهیت این قصّه ها و روابط متقابل شان با یکدیگر و با کل قصّه توصیف می کرد. این پژوهش بر آن است که "باب بازجست کار دمنه" از کتاب کلیله و دمنه را بر اساس نظریه ولادیمیر پراپ، ریخت شناس روس واکاوی کند.
اسب به دلیل خصوصیات و ویژگی های منحصر به فرد خود ازجمله فراست و هوشمندی، تند و تیزی و نجابت و وفاداری در بین حیوانات موضوع روایت های اسطوره ای ملت های مختلف بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از دیدگاه نشانه معناشناسی گفتمانی به بررسی و تحلیل جایگاه و نقش اسب در روایات تمدن های چین، ژاپن و ایران پرداخته است تا نشان دهد چه ساختارها و یا فرایندهای مبتنی بر کارکرد روایی اسب در این تمدن ها صورت گرفته و اسب چگونه در شکل گیری و تحول این روایت ها، ایفای نقش کرده است. تحلیل روایی متون داستانی مربوط به اسب از نظر سطوح عینی و انتزاعی، حاکی از وجود نوعی نوسان معنایی است که آن را در نظام های روایی، از یک موجود حیوانی و زمینی به موجودی استعلایافته ارتقا داده است و نشان می دهد که چگونه روایت پردازی با تکیه بر اسب به عنوان موجود اسطوره ای و ایفای نقشِ گفته پردازی تحت تاثیر این نوسان معنایی قرار دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نظام گفته پردازی مبتنی بر کارکرد روایی اسب در تمدن های چین، ژاپن و ایران جهت پاسخ به این پرسش است که جایگاه اسب در ارتقای توانش های مادی و معنوی، چگونه و بر اساس چه معیارهایی قابل تبیین است. یافته های متنی این پژوهش حکایت از وجود دو دیدگاه اقتصادی و اخلاقی در متون روایی مورد تحلیل دارد.
در این مقاله سعی می شود با در نظر گرفتن رفتار نحوی-معنایی افعال وجهی اصلی ( شدن و بایستن) در زبان فارسی، در مورد ارتقایی یا کنترلی بودن این افعال تصمیم مناسبی اتخاذ شود. با توجه به دیدگاه های قبلی در این خصوص سه فرضیه مطرح می گردد: الف. افعال وجهی معرفتی ارتقایی و افعال وجهی بنیادی اعم از تکلیفی و پویا کنترلی هستند. ب. افعال وجهی معرفتی و همچنین بنیادی از نوع تکلیفی غیرمستقیم که مشارک برونی هستند ارتقایی وافعال وجهی بنیادی پویا و تکلیفی مستقیم که مشارک درونی هستند کنترلی هستند ج. تمامی انواع افعال وجهی ارتقایی هستند. در مقاله حاضر با بهره گیری از تبیین های معنایی و نحوی، نتیجه گرفته می شود در این زبان، افعال وجهی اصلی که همگی گزاره ای هستند چه معرفتی باشند چه غیر معرفتی و چه مشارک درونی باشند چه مشارک برونی، ساختار ارتقایی را تشکیل می دهند.
پیش بین های شناختی که زیربنای پیشرفت خواندن هستند هنوز در برنامه های شبه ایمرژن و غیرایمرژن ایران مورد کاوش قرار نگرفته اند. مطالعه حاضر در پی بررسی رابطه میان آگاهی آوایی فارسی و انگلیسی، قرایت سریع خودکار و پیشرفت خواندن دانش آموزان است. برای نیل به این هدف 145 نفر در برنامه شبه ایمرژن و 95 نفر در برنامه غیرایمرژن در سه پایه انتخاب شدند. همچنین ازشش آزمون به عنوان ابزاربرای جمع آوری اطلاعات استفاده شد (آزمون کمبریج خواندن و نوشتن برای افراد کم سن و سال، آزمون پیشرفت خواندن فارسی، آزمون تشخیص صدای فارسی و انگلیسی و آزمون قرایت سریع خودکار فارسی و انگلیسی ). با توجه به روش تحقیق مطالعه، از چندین آزمون آماری استفاده شد. یافته های مطالعه به قرار زیر بود: آگاهی آوایی فارسی و انگلیسی بطور معناداری قابلیت پیش بینی پیشرفت خواندن را داشتند. یافته های مطالعه حاکی از آن است که از طریق آموزش مهارت های آگاهی آوایی فارسی و انگلیسی و قرایت سریع خودکار، پیشرفت خواندن بهبود می یابد. علاوه بر این، در مقایسه با برنامه غیرایمرژن، یادگیری زبان در برنامه شبه ایمرژن باعث بهبود پیشرفت خواندن و پیش بین های شناختی می شود.
آزمونهای استاندارد نظیر تافل وآیلس تاثیر بسزایی در سرنوشت آموزشی افراد دارند. اخیرا چنین آزمونهایی، علاوه بر فعالیت های نوشتاری مستقل از فعالیت های ترکیبی در جهت سنجش واقعی تر مهارت نوشتاری بهره می برند. هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل و ترکیبی آیلس و تاثیر موضوع نوشتاری بر این عملکرد بود. به این منظور، 56 نفر از دانشجویان سال آخر رشتة زبان و ادبیات انگلیسی در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان همگی در کلاس مقاله نویسی ثبت نام کرده بودند. پس از آموزش و تمرین کافی، شرکت کنندگان در 4 آزمون نوشتاری آیلس ( دو فعالیت مستقل و دو فعالیت ترکیبی) شرکت کردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که نوع فعالیت نوشتاری تاثیر معنا داری بر عملکرد نوشتاری نداشت چرا که عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل و ترکیبی تفاوت معنی داری را نشان نداد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که عملکرد آزمون شوندگان در فعالیت های نوشتاری مستقل آیلس بر اساس موضوع فعالیت نوشتاری به طور معنی داری متفاوت بود. نتایج به طور کلی بیانگر پایایی بالای نمرات حاصل از فعالیت نوشتاری ترکیبی آیلس بود.
مقاله حاضر با هدف ارزیابیِ دیدگاه تئون آدریانوس وندایینه به یری ترتیب طبیعی درسازمان بندی متن و به منظور شناخت و چگونگی یین منظور دست نوشته هاییه پنجم ابتدایی در دو منطقه یی، گردآوری، بررسی و تحلیل شده اند. نتیجه این بررسی نشان میدهد پایه پنجم ابتدایی در شهر تهران از دیدگاهِ وندای بندی دست نوشته های خود استفاده می ی شده در این دی های «شامل - مشمول» و «بزرگ - » به ترتیب بیشتریین بسامد وقوع را در نوشته های آنها دارند. علاوه بر این، به یری گسترده و محدود برخی ها تبیینِ شناختی دارد.
The pivotal role of listening comprehension in second/foreign language learning requires that researchers conduct studies which investigate factors that affect test takers’ performances. The present study was set out to examine whether item modality (i.e., written vs. oral items) affects listening comprehension test performance. In addition, it investigated whether allowing test takers to take notes while listening would also affect their performances. To this end, two different tests, each containing 20 multiple choice items, were administered to 66 (35 female and 31 male) upper-intermediate EFL learners. The first test was administered to look into the role of item modality, and the second test was employed to investigate the effect of note-taking. The application of independent samples t-tests to analyze the data revealed that that test takers performed better when the items were provided in written rather than oral form, and that test takers’ performances did not differ significantly when they were allowed to take notes. More detailed findings and implications are discussed in the paper.
مقاله حاضر به بررسی نقش مترجمانِ بومی در ترجمه عناصر فرهنگ محور پرداخته است. مترجمان در شناساندن فرهنگ مبدأ به مخاطبانِ خود نقش کلیدی دارند. با توجه به اینکه فرهنگ از جوانب مهم هوّیت یک ملت است، وظیفه خطیرِ مترجمان در ارائه ترجمه ای صحیح جلب توجه می کند. در این مقاله مقصود از مترجم بومی، مترجمی است که از زبان مادریِ خود به زبان خارجی ترجمه می کند و مقصود از مترجم خارجی، مترجمی است که از زبان خارجی به زبان مادری خود ترجمه می کند. حال این موضوع که کدامیک از مترجمان، بومی یا خارجی، در ترجمه عناصر فرهنگی و به تبع آن شناساندن صحیح فرهنگ یک ملت موفق تر عمل می کنند، موضوعی مورد پژوهش است. ترجمه داستان های کوتاه و بلند، رمان ها، انواع شعرها و غیره را می توان جزو ترجمه آثار فرهنگی محسوب کرد. مقاله حاضر دو ترجمه از «بوف کور» را بررسی می کند. یکی از مترجمان بومی و دیگری خارجی است. در خلال مقاله به پاره ای از سؤالات در باب جایگاه ترجمه مترجم خارجی و بومی در تعامل و ارتباط با ارزش های فرهنگی و هویت ملی پاسخ داده شده است. طبق نتایج پژوهش، مترجم بومی تلاش بیشتری برای ترجمه دقیق تر عناصر فرهنگی کرده و در حفظ هویت ملی نقش پررنگ تری داشته است.
سنگ های بسیار مزین به چلیپا در ارمنستان و ترکیه به دست آمده است که بر روی کتیبه میخی و به ویژه کتیبه اورارتویی نقر می شدند که تعدادی از آنها تا کنون شناسایی و مورد پژوهش قرار گرفته اند. تا کنون نمونه ای مشابه در ایران شناسایی نشده بود. به تازگی کتیبه ای میخی که به دلیل نقش کردن صلیب بر آن آسیب فراوان دیده در ماکو به دست آمده و نگارندگان بررسی و پژوهش بر آن را انجام داده اند. سمت راست تخته سنگ انتهای کتیبه میخی باستانی است ولی از سمت چپ شکسته شده است و بدین ترتیب کتیبه میخی نیمه یا قسمت های نایافته ای دارد. رویه آن که صلیبی در زمانی نامشخص بر آن نقش شده کتیبه ای آشوری بوده و فقط چند نشانه از آن کتیبه باقی مانده است. در پشت تخته سنگ فقط یک نشانه به طور واضح دیده می شود. رسم الخط نشانه های میخی نشان می دهد که این کتیبه در زمانی میان حدود 800 تا 700 ق.م توسط اورارتوها نوشته شده است. در این نوشته ابتدا این سنگ نوشته معرفی و سپس رسم الخط آن بررسی و در ادامه با نمونه های مشابه مقایسه می شود.
چکیده با روی کار آمدن فرهنگ های الکترونیکی و با توجه به نارسایی های فرهنگ های موجود فارسی، ارائه شیوه ای علمی و مبتنی بر نظریه در فرایند تدوین فرهنگ ها ضروری است. یکی از دغدغه های حوزه فرهنگ نگاری، همواره شیوه مرتب کردن اصطلاحات و عبارات اصطلاحی بوده است. هدف از پژوهش حاضر ارائه اصطلاحات و عبارات اصطلاحی به شیوه ای غیر خطی در فرهنگ ها است. برای رسیدن به هدف پژوهش این پرسش مورد توجه قرار گرفت که چگونه می توان شیوه ای جدا از شیوه متداولِ ترتیب الفبایی و خطی برای فهرست کردن اصطلاحات و ارائه معادل های آنها در نظر گرفت؟ در این راستا، نگارندگان با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی شناختی و مفاهیم مطرح در آن، همچون استعاره مفهومی، مجاز مفهومی و نیز دانش متعارف، به بررسی داده های برگرفته از فرهنگ دوجلدی فارسی سخن (انوری، 1382) پرداختند. در انتها، نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با ارائه بسته های استعاری و مجازی و براساس دانش متعارف اهل زبان در فرهنگ های لغت، می توان شیوه ای غیرخطی برای چینش اصطلاحات و معادل های آنها پیشنهاد کرد. اما تمام اصطلاحات قابل تحلیل براساس استعاره، مجاز و دانش متعارف نبودند، زیرا بعضی از اصطلاحات با بخش غیرمجازی زبان ساخته شده اند و بر همان اساس هم قابل تحلیل می باشند.
Alternative assessments have evolved from an epistemological change in education. They see assessment and instruction as two sides on the same coin which go hand in hand. The traditional roles of both teachers and learners are, consequently, modified which is essential for better language development. In this line, the present study aimed at comparing the effects of portfolio and journal writing assessment on EFL learners’ autonomy. The study followed a quasi-experimental design with two study groups having a pre-test, treatment, post-test format. To this end, 39 EFL learners whose scores on PET test were one standard deviation above and below the mean were selected for the groups which were then randomly assigned for two treatment types, namely portfolio assessment (PA) and journal writing assessment (JWA). The groups’ autonomy levels were compared by one-way ANCOVA, the results of which did not reveal any significant difference in the positive effects of these two common alternative assessments. It was inferred that language teachers can take the advantage of any or both of these alternative assessment types to improve their learners’ autonomy and make them lifelong language learners. The great role of autonomy in language learning and further pedagogical implications for the findings for language learners, teachers, and curriculum developers are discussed in the paper.
This study aimed to overcome the researchers' extreme attention to essentially qualitative methods in research on language learners' imagined communities and move towards quantification in order to achieve a more tangible image of this construct. To do so, the present researchers followed three main phases. First, a hypothesized model of language learners' imagined communities with eight components was developed for the Iranian context based on the wide-ranging readings of the literature on imagined communities, consultations with experts and interviews with language learners. Second, a questionnaire was developed and validated based on the model to represent its components. Finally, the data collected through the questionnaire were fed into the model to see to what extent the model fit the data. The initial results showed poor values; however, the model was trimmed by removing one item from the questionnaire, and final statistical indices showed that the model was fit.
برخلاف بسیاری از انسان ها، عواطف و احساسات را نباید اموری ناملموس و بی اساس دانست. جایگاهِ اصلی آن ها روشن است و می توان آن ها را به سیستم های مشخصی در بدن و مغز مربوط کرد. هدف از این پژوهش، بررسی مجازهای مفهومیِ مفهومِ عاطفیِ نفرت از دیدگاهی شناختی-پیکره ای و تطبیق نتایج تحلیل داده های زبانی با یافته های عصبی-زیستی است. در این مقاله، ابتدا، تعریف «عاطفه» و تمایز آن با «احساس» از دیدگاه عصبی-زیستی ارائه گردید. سپس، با بررسی مجازهای مفهومی نفرت، معلوم شد که در زبان فارسی به روشنی، هر چهار وجه اثرات عاطفه بر انسان (جسمی، روانی، چهره ای و رفتاری) بیان می شوند. همچنین، تحلیل های زبانی موردِ اشاره، یافته های عصبی-زیست شناختی عواطف را تأیید کردند. در پایان، نیز یک الگوی سه مرحله ای در پیوند با شکل گیری و بروز عواطف از جمله عاطفه نفرت که نتیجه تحلیل شناختی-عصبی-زیستی پژوهش حاضر است، ارائه شد؛ نخست، وقوع رویداد خلاف؛ علتِ شکل گیری نفرت؛ دوم، شکل گیری عاطفه نفرت و سوم، بروز نفرت.
این تحقیق درپی بررسی و تحلیل روند نام گذاری فروشگاه ی به این پرسش آیا می توان درمیان نام های فروشگاه ها و مراکز تجاری، ویژگی های آگهی های تجاری را مشاهده کرد یا خیر، و درصورت مثبت بودنِ پاسخ، ویژگی های مذکورکدامند. برای ایی متفاوت و متنوع به صورت اتفاقی در سطح شهر اصفهان جمع آوری گردیییی را ارائه می . سپس نام های تجاری آن ها براساس استفاده از ابزارهای زبانیِ تبلیغاتِ تجاریِ به بندی و تجزیه وتحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بعضی از ویژگی های آگهی های تجاری مانند استفاده از استعاره، مجاز، و زبان های خارجی درمیانِ داده های این پژوهش وجود داشته و علاوه برآن، مواردی از جناس، تکرار، تغییر در املا و تلفظ واژگان و نوواژه ها نیز مشاهده گردید (1982: 204) و گیس (1982: 6)، همانند یی تجاری بیشتر برای جلب توجه مخاطب مورد استفاده قرار گرفته اند.
The current study investigated the effect of collaborative prewriting activities on learners’ identity construction and L2 writing development. To this end, 43 sophomore upper-intermediate university students majoring in Teaching English as a Foreign Language at an Iranian university who had enrolled in a course called Advanced Writing were randomly divided into two experimental groups (groups A and B) and one control group (group C). While the students in group A were involved in group activities, the students in group B were engaged in pair activities. The students in control group (group C) worked individually. As a pre-test, a pen-and-paper writing task was given to all the students at the beginning of the semester. During the semester, all the participants were exposed to the same materials and were taught by the same teacher for one semester. The only difference was the type of activities in which the participants were engaged. At the end of one semester, a pen-and-paper writing task was given to all the three groups. The findings of the post-test revealed that all the students could significantly improve their writing skills. Nevertheless, the students in group B significantly outperformed their counterparts. Most importantly, the results of identity analysis showed that the students in group A used authorial plural pronouns along with adjectives more frequently. The findings of this study confirmed two issues: first, the significant efficacy of prewriting activities were confirmed at the end of the semester. Second, each type of prewriting activity could affect the learners’ identity construction
به منظور بازنمایی گفتمان های موجود در نهادهای اجتماعی به ویژه خانواده می توان از رسانه ها و متن های گفتمانی به عنوان ابزار گفتمانی بهره گرفت. این نکته که سریال ها و فیلم های تلویزیونی چگونه نهاد خانواده و گفتمان های احتمالی موجود در آن از جمله گفتمان های مذهبی، حکومتی و فرهنگ غربی را بازنمود می کنند و اینکه آیا سریال ها می توانند تئوری صفر و یک ارسطویی که نشانگر شخصیت های کاملاً خوب و شخصیت های کاملاٌ بد است را آشکار سازند مسئله ای است که در پژوهش حاضر با بررسی یکی از سریال های ایرانی (سریال کیمیا به کارگردانی جواد افشار) به آن پاسخ می دهد. به منظور پاسخ به این مسئله از نظریه لاکلا و موف و الگوی نشانه شناسی گفتمانی سلطانی به عنوان چارچوب نظری استفاده شد. گردآوری و تحلیل داده ها بر مبنای تحلیل گفتمان انتقادی صورت گرفت و در قالب 11 نمودار و 7 جدول ارائه گردید. در نهایت با بررسی هویت های فردی و خانوادگی شخصیت های داستان، خرده گفتمان های مذهبی، حکومتی و فرهنگ غربی در سریال مشاهده گردید. همچنین با کمک این دو رهیافت و در پاسخ به وجود مسئله صفر و یک ارسطویی و با بررسی های صورت گرفته به واسطه تحلیل متنی، بینامتنی و بافتی سریال به وجود اغراق در سریال این کارگردان می توان اشاره کرد.