فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۰۱ تا ۴٬۴۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
خطاهای ترجمه دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی و راهکارهای رفع آن ها (با تکیه بر روش تجزیه و تحلیل خطا ((ETA1)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
157-181
حوزههای تخصصی:
بررسی ترجمه های زبان آموزان رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه های کشور، بیانگر وجود خطاهای تکراری در این ترجمه هاست و این امر ضرورت بررسی و علت یابی این مشکل را یادآور می شود. در این راستا، می توان از روش های زبان شناختی، از جمله روش «تحلیل خطا» که حاصل بازنگری و رفع نواقص روش «تجزیه و تحلیل مقابله ای» است، کمک گرفت. این مقاله در صدد است با رویکردی میدانی تحلیلی خطاهای دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در حیطه ترجمه عربی به فارسی و بالعکس را ارزیابی کند و از این رهگذر، بر مبنای روش تحلیل خطا، به بررسی خطاهای رایج در میان دانشجویان این رشته و علل بروز و راهکارهای خروج از آن ها بپردازد. یافته های پژوهش، ضمن تأیید کارآمدی و تأثیر مثبت توجه به معیارهای روش تحلیل خطا، بر افزایش کیفیت ترجمه زبان آموزان و تأکید بر ضرورت تشویق دانشجویان به کار با فرهنگ لغت، نشان می دهد رویکرد معنامحور به درس نحو می تواند از میزان خطاهای ترجمه زبان آموزان بکاهد.
تقویت توانش بینافرهنگی از خلال متون ادبی و راهبردهای آموزش آن در زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توانش بینافرهنگی در یادگیری زبان فرانسه اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا زبان و فرهنگ مانند دو روی یک سکه لازم و ملزوم یکدیگرند. به عبارت دیگر، یادگیری زبان تنها به یادگیری دستور و واژگان محدود نمی شود، بلکه زبان آموز برای برقراری ارتباط می بایست فرهنگ کشور مقصد را به خوبی بشناسد و به دیگری احترام بگذارد. از همین رو، آموزش فرهنگ در فرایند یادگیری زبان فرانسه امری ضروری به نظر می رسد. ادبیات فرانسه یکی از منابع غنی برای آشنایی با فرهنگ فرانسه محسوب می شود و مدرسان می توانند با به کارگیری متون ادبی در کلاس های درس، فرهنگ فرانسه را به زبان آموزان بیاموزند. آموزش زبان به کمک ادبیات صرفاً به کلاس های سطوح بالا محدود نمی شود؛ بلکه می توانیم از متون ساده ادبی نیز برای آموزش مقدماتی فرهنگ در سطوح پایین تر بهره ببریم. در این نوشتار نویسندگان سعی دارند به بررسی متون ادبی سطح مبتدی A1-A2 کتاب ادبیات گام به گام فرانسه و به بررسی جنبه های فرهنگی متون ادبی بپردازند. برای این منظور پس از معرفی توانش بینافرهنگی و اهمیت آن در جهان امروز، به تحلیل سه متن ادبی از قرن بیستم می پردازیم و آن ها را به کمک نظریه گیلیان لازار موردبررسی قرار می دهیم. سپس تکالیفی برای ارائه این نکات در کلاس درس ارائه می دهیم. در این تحقیق به این پرسش پاسخ خواهیم داد که ادبیات چگونه توانش بینافرهنگی زبان آموزان را تقویت می کند؟ و درنهایت به مدرسان زبان فرانسه پیشنهاد می کنیم متون ادبی را در روند آموزش بگنجانند و به کمک تکالیف، زبان آموزان را نسبت به مسائل فرهنگی کنجکاو کنند. térature progressive du français
حرکت در دو رویکرد حاشیه های نحوی و خطی شدن چرخه ای : شواهدی از قلب نحوی در کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
209 - 229
حوزههای تخصصی:
رویکرد حاشیه های نحوی چامسکی (Chomsky, 2000, 2001) و خطی شدن چرخه ای فاکس و پزتسکی (Fox & Pesetsky, 2005)، دو رویکرد مطرح در تبیین حرکت در نحو فاز بنیاد هستند. در این مقاله، نقاط قوت و ضعف این دو رویکرد، با داده های قلب نحوی در کردی کلهری به چالش کشیده می شود. یافته های پژوهش نشان داد که براساس رویکرد حاشیه نحوی، قلب نحوی نزدیک و قلب نحوی دور در کردی کلهری هر دو از ساز و کار یکسانی پیروی می کنند. در این رویکرد، عنصر مقلوب به صورت چرخه ای و فقط از طریق حاشیه نحوی فاز های واژگانی و نقشی به مشخص گر گروه تأکید حرکت می کند. ارائه نکردنِ تبیینی بهینه از مرجع گزینی دور ضمیر پی چسبیey/ / (اش) در قلب دور، از نقاط ضعف رویکرد حاشیه نحوی است. در رویکرد خطی شدن چرخه ای، قلب نحوی نزدیک و دور در حاشیه نحوی و قلب چندگانه در جایگاه غیر حاشیه رخ می دهد. توجیه بهینه مرجع گزینی دور ضمیر پی چسبی در قلب دور، از نقاط قوت رویکرد خطی شدن چرخه ای است. تبیین فراتر از واقعیت (تعمیم افراطی) در دستوری اعلام کردن قلب دورِ گروه فعلی برخلاف واقعیات زبانی کردی کلهری نقطه ضعف این رویکرد است. به طور کلی، رویکرد خطی شدن چرخه ای توان تبیینی بهینه تری در اغلب موارد نسبت به رویکرد حاشیه نحوی دارد.
تغییرپذیری در اصطلاحات دارای نام اندامِ سر در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیکره این پژوهش، شواهدی هستند که نجفی (1378) برای اصطلاحات دارای نام اندامِ سر ذکر کرده است. شیوه های تغییرپذیری مطرح در مون (1998) و لانگ لاتز (2006) هم چارچوب نظری اند. یافته ها نشان می دهد اصطلاحات نام اندامی زبان فارسی به واسطه فرایندهای اضافه سازی، جابه جایی نحوی، جایگزینی و حذف، در سطوح مختلف تغییرپذیرند. تغییرپذیری در سطح نحوی به صورت پسایند شدگی، قلب نحوی، مصدر شدگی و اسم مصدرشدگی، مجهول شدگی، تغییرپذیری نقشی، اضافه سازی گروه حرف اضافه ای و حذف فعل دیده می شود. در سطح معنایی، تغییرپذیری از طریق چندمعنایی و ایهام شدگی روی می دهد. تغییرپذیری در سطح واژگانی شامل فرایندهای اضافه سازی اسم، صفت، قید، جایگزینی اسم، جایگزینی فعل و حذف فعل است و در سطح واژی نحوی نیز اضافه سازی یای نکره و نشانه های جمع مشاهده شد. بررسی ها نشان می دهد که فرایندهای اضافه سازی و جابه جایی نحوی، نشانگر تمایل اصطلاحات به رعایت اصل تصویرگونگی کمیّت و تصویرگونگی پیچیدگی هستند. در عین حال، فرایندهای چندمعنایی، ایهام سازی، تغییرپذیری نقشی و حذف، نشان از رعایت اصل اقتصاد می دهند.
تداخل نحوی دوزبانه های تالشی-فارسی و فارسی-تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی برخورد زبانی و کشف انواع تداخل در میان دوزبانه ها به ما کمک می کند تا مشکلات و موانع آموزشی را شناسایی کنیم و به راه حل های علمی برای ایجاد و اجرای آموزش درست و به دور از تبعیض در میان گروه های قومی متفاوت با یک زبان رسمی دست یابیم. هدف این پژوهش، بررسی تداخل های نحوی فارسی و تالشی در میان دوزبانه های تالشی- فارسی، و فارسی- تالشی براساس تجزیه و تحلیل مقابله ای است. به علاوه، انواع تداخل ها، عوامل مؤثر بر رخداد آنها، و نیز نقش جنسیت در بروز این پدیده تبیین می شود. جامعه آماری این پژوهش بیست دوزبانه فارسی- تالشی، و بیست دوزبانه تالشی- فارسیِ هشت تا بیست ساله از دو جنسیت است که به روش نمونه گیری در دسترس از روستای تالشی زبان عنبران در استان اردبیل و مهاجران دوزبانه تالشی روستای عنبران در غرب استان تهران، شهرک آزادشهر و شهر قدس انتخاب شده اند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ای حاوی پنجاه جمله فارسی و به همین شمار معادل تالشی آنها بوده است. داده های این پژوهش پس از گردآوری، آوانویسی و گلاس نویسی شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که جنسیت در ایجاد تداخل نحوی تأثیر معناداری ندارد. دوزبانه های دو گروه بیشتر تداخل ها را از زبان نخست به زبان دوم انجام داده اند و میزان تداخل در میان دوزبانه های فارسی-تالشی بیشتر از تالشی- فارسی است.
A Triangulated Study of Professional English Needs of University Graduates in Business and Economics in Today’s Iranian Business Sectors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۲ , ۲۰۱۹
227 - 260
حوزههای تخصصی:
EAP courses for various disciplines are designed as a conduit between academic research and practical applications (Paltridge & Starfield, 2013, p. 175). On the other hand, one of the main missions of ESP practitioners is to prepare learners for realities of English on the job (Paltridge & Starfield, 2013, p. 185). This study aimed to provide a profile of target professional English needs of Iranian BA students of Business and Economics and to explore what real requirements are expected from them at work in future. To this end, perceptions of two groups of stakeholders, namely, human resource managers (N = 30) and employed graduated students (hereafter called “staff”, N = 600) chosen through stratified sampling from various established business sectors were asked through triangulation of instruments using questionnaire, interview, and self and peer-assessment. The results suggested that while all four main English skills (listening, speaking, reading, and writing) have been considered important in profession, the employers favored ‘productive’ English skills noticeably more. Moreover, the present professional English level of the staff, as evaluated by their managers, was turned out to have a long distance from the voiced expectations by themselves and the managers. The findings suggested the need for serious reconsideration of EAP courses in Business and Economics regarding the teaching methodology, content and practices in light of future occupational demands of the students and tying different dimensions of such courses to the requirements of corresponding workplaces. Implications of the study for improving the aforementioned EAP courses are also presented.
Beliefs about Non-Native Teachers in English as an International Language: A Positioning Analysis of Iranian Language Teachers’ Voices(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۲ , ۲۰۱۹
267 - 286
حوزههای تخصصی:
The unprecedented growth of English and arrival of English as an International Language (EIL) has generated a new fledged argument about English language teachers’ role and status around the world. To date, much of the debate on the native/non-native distinction in EIL settings and factors contributing to sharpen distinctions has remained unsettled. This gap motivated this study on the English teachers’ grasp of their role and their stance in the EIL setting of Iran. For this purpose, this study adopted both quantitative and qualitative approaches to explore the nature of the English teachers’ attitudes through an EIL scale and teachers’ narrative accounts through Telegram groups. The three-level positioning analysis (Bamberg, 1997) of English teachers’ narrative accounts contradicted their perceptive evaluations of their status, as non-native English teachers. The results proved that, despite highlights of blurred distinctions, English teachers in Iran still believe that English belongs to the native speakers and position native speaker teachers as better models for pedagogical practices. The results have implications for teachers’ beliefs and the role of teacher education programs
اللّغهُ الصّامتهُ و فاعلیّتها فی الاتّصال النّاجح
حوزههای تخصصی:
وإذا کانت اللّغه تُعَدُّ الوسیله الاتصالیّه المهیمنه علی حیاهِ أفراد المجتمع، إلّا أنّها لیست الوسیلهَ الوحیدهَ لتحقیق التواصل، لأنّ الإنسان یمتلکُ وسائلَ أخری غیرَ لغویّهٍ ٍ تقومُ بوظیفهِ التّواصلِ تُدعی اللّغه الصّامه، وهی تقومُ بدورٍ فاعلٍ و حاسمٍ فی الکثیر من اللّحظات التّواصلیّه الّتی تتخلّلُ حیاهَ الأفرادِ. إذ أنّ حوالی 30 % إلی 40 % من إتصالاتنا تکون لفظیّه و نحو 60 % إلی 70 % منها غیر لفظیّه. یحاول الباحث فی هذه الورقه البحثیّه باتّباع المنهج الوصفیّ- التحلیلیّ دراسهَ التواصل غیر الشفهیّه کالسّلوکات الجسدیّه، البروکسیمیا، الزّمن، المکان، طرق أخذ الدور فی الکلام ، العلامات الصوتیّه غیر اللغویّه، الصّمت، سلوکیّات الملامسه. نستشفّ من هذا البحث أنّ التّواصل فی بلاد الشرق الأوسط و لاسیّما فی البلاد العربیّ یعتمدُ بدرجهٍ کبیرهٍ علی السّیاق و عدم إلمام الإنسان بثقافه مخاطبیه فی الحوار یؤدّی إلی الانهیار فی التّواصل. بما أنّ تفاوت السلطه یبدو کبیراً للغایه فی الدول العربیّه فتوزیعُ أدوارِ الکلامِ فی هذه الثّقافهِ یعتمدُ علی أمورٍ کالسّنّ، والمکانهِ الاجتماعیّهِ، والسّلطهِ الّتی یحوزها الشّخصُ. إنّ ثقافه العرب تعطی الوقت أدنی منزلهٍ بکثیرٍ من الأهمیّه ممّا تعطیه ثقافهُ البلادِ الغربیّهِ. و حینما نحاور العرب فهم یمیلون بشکلٍ عامٍّ إلی التّقارب الجسدیّ؛ أمّا عدمُ الإحتفاظِ بمسافهٍ مکانیّهٍ فی الثّقافهِ الغربیّه أثناء المحادثهِ یثیر مشاعر جنسیّه أو عدائیّه.
پذیرش رباعیات عمر خیام ترجمه ادوارد فیتزجرالد در انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر مبانی نظری پذیرش ادبی را از منظر پراور تطبیق گر آمریکایی، تبیین می کند و سپس نظرات او را بر پذیرش رباعیات عمر خیام در انگلستان اِعمال می کند. پذیرش رباعیات عمر خیام ترجمه ادوارد فیتزجرالد مانند هر اثر ادبی دیگر در انگلستان با فراز و فرودهایی همراه بوده است. این مجموعه شعر در ابتدا با اقبال چندانی مواجه نشد، اما به تدریج به کمک عواملی چند مقبول طبع انگلیسی ها افتاد. مطابق یافته های این تحقیق عواملی مانند کیفیت ترجمه، کتاب گزاری های ادبی، تقریظ های اهل قلم، انجمن های ادبی و هنری، ناشران، نظیره ها و نقیضه ها، چاپ های غیرمجاز و چاپ های مصور هریک به نوعی مسیر اقبال ادبی رباعیات خیام را که در ابتدا مغفول مانده بود هموار کردند تا جایی که این ترجمه بومی شد و در زمره آثار اصیل انگلیسی قرار گرفت.
فرآیند حذف در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حذف از جمله فرآیندهای واجی رایج در زبان ها است که در آن یک یا چند مشخصه آوایی در یک موضع مشخص حذف می شود. این بافت خاص می تواند در یک واژه بسیط وجود داشته باشد یا در اثر یک فرایند ساخت واژی همچون ترکیب یا وندافزایی ایجادشود. هدف مقاله حاضر این است که در چارچوب نظریه بهینگی به بررسی فرآیند حذف در زبان فارسی گفتاری بپردازد و به سؤالات زیر پاسخ دهد: 1. فرآیند حذف در زبان فارسی معیار در چه بافت هایی صورت می گیرد؟ 2. کدام همخوان ها و واکه ها بیشتر در معرض حذف قرار دارند؟ 3. نوع و مقوله واژگانی کلماتی که حذف در آنها صورت می گیرد، کدام است؟ به این منظور 881 داده از فارسی معیار که در آنها فرایند حذف صورت گرفته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان می دهد که همخوان ها بیش از واکه ها در معرض حذف هستند و در این میان سهم همخوان های انسدادی و واکه های کوتاه /a,e,o/ بیشتر است. همچنین کلماتی با مقوله واژگانی اسم و ساخت مشتق بیشتر در معرض حذف قرار دارند و در نهایت این که کلمات دوو سه هجایی گرایش بیشتری به سوی حذف داشته و هجای پایانی واژه مناسب ترین بافت برای اعمال فرایند حذف است.
یکسویگی استعاره های مفهومی؛ تحلیلی انتقادی بر مبنای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰
179 - 206
حوزههای تخصصی:
نظریه استعاره مفهومی که نخستین بار در سال 1980 میلادی از سوی لیکاف و جانسون مطرح شد، یکی از مبانی نظری اولیه در معنی شناسی شناختی به حساب می آید. بر اساس این نظریه، استعاره صرفاً ابزاری بلاغی محسوب نمی شود، بلکه اندیشیدن انسان ماهیتاً استعاری است. در چنین نگرشی، ساخت مفهومی از طریق نگاشت های میان حوزه های مبدأ و مقصد، و انطباق میان این حوزه ها شکل می گیرد. تجربه انسان و تعامل با جهان پیرامون اش مبنای اصلی شکل گیری استعاره های مفهومی است. در این نظریه، یکی از مهم ترین ویژگی های استعاره های مفهومی یکسویگی آنهاست و این رابطه نمی تواند شکل معکوس و دوسویه داشته باشد. نویسنده مقاله حاضر به کمک نمونه های متعددی از فارسی گفتاری می کوشد تا این ویژگی را ارزیابی کند. چنین به نظر می رسد که اولاً معیار و محدودیت خاصی برای شکل گیری و تعداد استعاره های مفهومی وجود ندارد و ثانیاً برخلاف اصول نظریه موردنظر، در زبان فارسی این استعاره ها دوسویه اند.
EFL Students’ Epistemological Beliefs and Use of Cognitive and Metacognitive Strategies in Bahir Dar University(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۶, Summer ۲۰۱۹
69-83
حوزههای تخصصی:
This study attempted to investigate the level of EFL learners’ epistemological beliefs and learning strategy use as well as the contribution of epistemological beliefs to their learning strategy use in Bahir Dar University. Comprehensively selected 136 EFL students at the Faculty of Humanities of Bahir Dar University responded to modified versions of Epistemological Beliefs Questionnaire and Motivated and Self Directed Learning Strategies Questionnaire. The descriptive statistics showed that the participants generally held a low level of epistemological beliefs (mean scores ranging from 2.49 to 3.09 on a five-point scale) and they moderately used cognitive and metacognitive learning strategies (mean scores ranging from 3.29 to 3.82 on a five-point scale). The results of multivariate analysis indicated there was a significant multivariate effect of epistemological beliefs on the various dimensions of learning strategies, contributing 15.8% of the variance. The follow-up univariate analyses also showed the difference in epistemological beliefs had a significant impact on their use of all dimensions of learning strategies except rehearsal strategy. This means that EFL students with sophisticated epistemological beliefs, compared to their counterparts with naïve beliefs, are more strategic in handling learning situations through deploying appropriate higher order cognitive and metacognitive learning strategies.
The Relationship between Iranian Upper-Intermediate EFL Learners’ Contrastive Lexical Competence and Their Use of Vocabulary Learning Strategies(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۸, Winter ۲۰۱۹
105-120
حوزههای تخصصی:
Regarding the vital role of lexical competence as an important requisite for the attainment of full mastery of the four language skills, this study tried to investigate the relationship between Iranian EFL learners’ contrastive lexical competence and their use of vocabulary learning strategies. To fulfil this objective, 60 Iranian upper-intermediate male and female language learners were selected based on the results of an Oxford Quick Placement Test (OQPT). Afterwards, the researcher administered the Contrastive Lexical Competence Test (Ziafar, 2017). After carrying out the CLC test, the participants answered the Questionnaire of Vocabulary Learning Strategies. The questionnaire adapted from the taxonomy of vocabulary learning strategies (VLS) developed by Schmitt (1997). After analyzing the data, it was revealed that determination strategies were the most frequently-used strategies of the five vocabulary learning strategies, followed by cognitive strategies. Moreover, the result indicated that the relationship between CLC and vocabulary learning strategies was a strong positive one and this relationship was of statistical significance. The implications of this study can make teachers aware of the importance of choosing an appropriate strategy of vocabulary learning for language learners to pave the way of improving lexical knowledge for them.
عملگرهای ناقص ساز در زبان فارسی: رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
269 - 298
حوزههای تخصصی:
جستار حاضر به واکاوی افعال ایستا و عملگرهای ناقصساز در زبان فارسی از منظری شناختی میپردازد. در این راستا نمودهای واژگانی بر حسب معیارهای تقید زمانی و (نا)همگونی ساختاری مورد ارزیابی قرار میگیرند. در نتیجه محمولهای ناقص به صورت افعالی تبیین میشوند که تقید زمانی نداشته و فاقد ناهمگونی ساختاری میباشند؛ اما افعال کامل به صورت افعالی مقید و ناهمگون توصیف میگردند. در ادامه سه عملگر مهم و پربسامد استمراری، عادتی و زمان دستوری مورد بررسی قرار گرفته و تعامل معناشناختی آنها با نمودهای واژگانی تحلیل میگردد. نتایج نشان میدهد که کارکرد اصلی این سه عملگر در راستای ناقصسازی افعال کامل میباشد. برای مثال عملگر استمراری مرزهای بیرونی رخدادهای کامل را حذف کرده و بر مرزهای میانی تمرکز میکند؛ این در حالی است که عملگر عادتی هم مرزهای بیرونی و هم مرزهای درونی افعال کامل را از کانون توجه زبانمند خارج میسازد. همچنین نشان خواهیم داد که عملگر ناقص ساز استمراری در ترکیب با افعال تحققی/فعالیتی، دستاوردی و لمحه ای به ترتیب تفاسیر استمراری، آغازی و تکراری را تولید میکند.
تاثیر آموزش صریح نگاشت استعاری بر توانایی یادگیری زبان تمثیلی: نقش تسلط چیرگی مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1267 - 1304
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تاثیر آموزش صریح نگاشت استعاری بر روی یادگیری زبان تمثیلی توسط فراگیران دارای چیرگی نیمکره چپ و راست مغز است. تعداد نود زبان آموز انگلیسی در این مطالعه شرکت کردند. 30 نفر از آن ها در گروه کنترل قرار گرفتند و هیچگونه آموزش نگاشت استعاری دریافت نکردند. 60 نفر دیگر، پرسشنامه چیرگی مغز (دیویس، 1994) را دریافت کردند. بر اساس نتایج، فراگیران به گروه دارای چیرگی نیمکره چپ مغز و گروه دارای چیرگی نیمکره راست مغز تقسیم شدند. پس از اجرای پیش آزمون، آموزش نگاشت استعاری به مدت ده جلسه اجرا شد. سپس، برای سنجش توانایی زبان تمثیلی، از شرکت کنندگان پس آزمون به عمل آمد. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که تفاوت معنا داری میان فراگیران دارای چیرگی نیم کره چپ و راست مغز در یادگیری زبان تمثلی وجود دارد بدین صورت که فراگیران دارای چیرگی سمت راست کارکرد بهتری از خودشان می دهند. یافته های این تحقیق می تواند مورد استفاده مراکز تربیت معلم، مدرسان و طراحان مطالب آموزشی قرار گیرد.
مثنی و معدود در ایرانی میانه و نو
منبع:
پازند سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۸ و ۵۹
102 - 115
حوزههای تخصصی:
بقای برخی اشکال مثنی ایران باستان در عملکرد «معدود»، شکل خاصی از اسم که فقط بعد از اعداد استفاده می شود، به صراحت در سغدی تصدیق می شود، همانطور که در سال 1979 در مقاله ای تحت عنوان «درباره جمع و مثنی در سغدی» نشان دادم. در آن مقاله، فقط چند نکته در مورد انتقال احتمالی معدود در برخی دیگر از زبان های ایرانی مانند پشتو و اوستایی بیان کردم. در طی سال هایی که از انتشار آن می گذرد، من و دیگران متوجه شدیم که فرم هایی را که می توان به عنوان معدود توصیف کرد، می توان در خوارزمی و نیز در تعدادی از زبان های جدید ایرانی، اعم از شرقی و غربی یافت. ساخت واژه و واج شناسی تاریخی بیشتر این زبان ها کم شناخته شده است. در نتیجه، اگر کسی این شکل ها را جداگانه ببیند، دستیابی به نتیجه قطعی درباره منشأ آن دشوار است. بنابراین، هدف اصلی این مقاله، جدا از تمایل به ادای احترام به همکار عزیز و برجسته ام، جمع آوری تمام مطالب مربوطه در یکجا است تا بتوان به عنوان یک کل به آن نگاه کرد.
The Effect of Dogme Language Teaching (Dogme ELT) on L2 Speaking and Willingness to Communicate (WTC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dogme Language Teaching (Dogme ELT) is an innovative learner-centered methodology and a movement for teaching English (or any other L2) that primarily focuses on face-to-face interaction between teacher and learners and among the learners themselves (Thornbury, 2009) without using any preplanned and established instructional materials, syllabuses, or preset activities. Despite many claims by the proponents, research evidence for Dogme ELT is very limited; accordingly, this sequential explanatory mixed-method study sought to examine the effect of Dogme ELT on L2 speaking andwillingness to communicate (WTC)across different proficiency levels among Iranian EFL learners at a private language institute. Participants included 14 intermediate, 12 upper-intermediate, and 12 advanced level learners from both genders in three intact classes as the experimental groups. Three other intact classes comprising 13 intermediate, 13 upper-intermediate, and 11 advanced level learners, respectively were selected as control groups who received the mainstream communicative language teaching (CLT) for their L2 instruction. The treatments continued for two subsequent semesters including thirty 1.5-hour sessions. Quantitative data analysis using two-way ANCOVA revealed that Dogme ELT was more effective than CLT only for the advanced but not for the intermediate and upper-intermediate learners’ speaking and WTC. Qualitative data analysis revealed that most advanced and only some upper-intermediate learners had positive attitudes about Dogme ELT. The findings of the current investigation suggest that Dogme ELT should be used for advanced EFL levels and its application should be done with more caution.
بررسی تطبیقی واحدهای زبانی «وصف فعل و صفت» در عربی با «قید» در فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
77 - 101
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، بر آن است تا ساختارِ واحدهای زبانی توصیف کننده فعل و صفت در زبان عربی، را با آن چه در زبان های فارسی و انگلیسی «قید» نامیده می شود، مقایسه کند. بررسی تطبیقی این ساختارها، برای پاسخ به این پرسش بود که آیا اصولاً می توان نقشی را که عموماً قید نامیده می شود، در زبان عربی نیز بازیابی نمود. همچنین، آیا می توان بر اساس شباهت ساختارهای قیدی، میان عربی از یک سو و فارسی و انگلیسی از سوی دیگر تعادلی ایجاد کرد که به شناسایی بهتر نقش قید در زبان عربی منجر شود. به این منظور، از شیوه دستور سنتی، که عموماً مبتنی بر اِعراب پایانی واژه ها است و واحد دستوری را «واژه» می داند، صرف نظر شد. بر ین اساس، سازه هایی، مبنای تحلیل قرار گرفت که در آن نقش ظاهر می شوند. در این تحلیل، از دستاوردهای دستور زایشی-گشتاری بهره گرفته شد و از استدلال های نحوی مانند همپایگی، جانشینی و جابه جایی استفاده گردید. به این صورت که ابتدا یک نوع ساختاری قید با مثال هایی از انگلیسی و فارسی معرفی شدند. سپس، بررسی شد که این ساختار چگونه در عربی ظهور می یابد. در فارسی و انگلیسی علاوه بر واژه های قیدی، سازه هایی مانند «گروه حرف اضافه ای»، «گروه اسمی»، «گروه صفتی» و «جمله واره قیدی» می توانند در نقش نحوی قید ظاهر شوند. در پایان، یافته های پژوهش نشان داد که همین سازه ها در عربی نیز یافت می شوند، اما عموماً با نام های دیگر معرفی شده اند. همچنین، یک ساختار ویژه قیدی معرفی شد که در زبان های انگلیسی و فارسی نمونه ای ندارد. این ساختار با نام «گروه قیدی» معرفی شد.
کاوش گفتمان کنشی گرمس در رمان اهل غرق از منیرو روانی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
289-312
حوزههای تخصصی:
پرسمان اصلی پژوهش حاضر که با رویکردی توصیفی تحلیلی مبتنی بر گفتمان کنشی گرمس انجام شده است، تبیین نقش عوامل کنشی در آفرینش نظام گفتمانی کنشی القایی یا مجابی در رمان اهل غرق و چگونگی به کارگیری فرایند شناختی در تولید ارزش و معنا، در القای هدف این داستان به خواننده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان رمان با توجه به تأثیر پارامترهای رئالیسم جادویی، شاید توقع خواننده را به سمت گفتمان شوشیِ مرکزی هدایت کند؛ اما قوت عناصر فولکلور در ذهن مردم منطقه خاصی مانند جفره، سبب شکل گیری لایه های هستی در تداوم معنا می شود و باور به شرایط حاکم بر ایجاد ابژه ارزشی، سوژه را مجبور به اجرای کنش می کند و گفتمان مرکزی را سبب می شود. در طول روایت اتصال و انفصال از ابژه ارزشی در جهت رفع نقصان معنا که سعادت و رسیدن به خوشبختی است، در حال تغییر است و این امر گفتمان های کنشی را از وضعیت سلبی به ایجابی و برعکس عبور می دهد. گاه انفصال از ابژه ارزشی و دگرگونی موقتی، ارزش مؤلفه های تغییر شرایط از نابسامان به سامان یافته را در طول گفتمان کنش محور متفاوت می کند و نظام گفتمانی کنشی تجویزی را که در ابتدای داستان آغازگر کنش بود، به نظام گفتمانی کنشی - مجابی تغییر می دهد. روانی پور فرایند کنشی قراردادی را میان کنش گزاران و کنشگر برای رسیدن به شیء ارزشی و شناخت کنش گزار از موقعیت خود و گسست از ابژه ارزشی در عملیاتی القایی ایجاد کرده تا کنش اصلی گفتمان حاصل شود و زمینه برای تحلیلی معناشناسانه از روایت اهل غرق فراهم گردد .