فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
80 - 99
حوزههای تخصصی:
Reading passages act as the locus of comprehensible input in the English language teaching materials and are mostly followed by a host of activities to ensure the learners’ comprehension. The current study aimed to carry out a comparative evaluation of Vision 3 and Learning to Read (i.e., English for Pre-university Students) in terms of the reading sections. To this end, Freeman’s taxonomy of reading comprehension questions was used. To enrich the quantitative data, thirty-two English teachers were also interviewed. The results revealed the prevalence of Language questions in both textbooks. However, the least common types of questions were Affect and Content in the old and new textbook, respectively. The results of Chi-square tests unfolded a significant difference between the two textbooks in terms of three categories of questions. The analysis of the teachers’ responses corroborated the findings of the quantitative phase. The teachers seemed satisfied with the inclusion of more Affect questions in Vision 3; nevertheless, they believed that the new English textbook needed to be revised in terms of the quantity and quality of reading texts and tasks in order to shape and expand the students’ reading comprehension skills. The findings carry pedagogical implications for the materials developers and English teachers.
مقایسه نظام زبانشناختی شنیداری و گفتاری در کودکان شنوا با همسالان کم شنوای دارای سمعک و کاشت حلزون شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کسب مهارت های زبانی نیازمند داشتن یک سیستم شنوایی خوب و سالم است. شنوایی در کودکان کم شنوا پس از دریافت سمعک و پروتز حلزون شنوایی آغاز می شود. اگرچه مهارت های زبانی و گفتار روزمره در کودکان کم شنوا به کمک گفتار درمانی ارتقاء می یابد، اما چون این کودکان وارد سیستم آموزشی عمومی می شوند و در کنار همسالان شنوا آموزش می بینند و با متون و کتب درسی مواجه می شوند لازم است مهارت های زبانی یعنی درک زبانی (گوش دادن) و بیانی (صحبت کردن) ایشان با همسالان شنوایشان به دقت بررسی شود. بنابراین در پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی مؤلفه های گوش دادن و صحبت کردن در کودکان کم شنوا با همسالان شنوایشان پرداخته شده است. برای این منظور 39 کودک 8-6 سال دبستانی در این مطالعه مورد مقایسه قرارگرفتند. شرکت-کنندگان، شامل 10 کودک دارای سمعک، 13 کودک دارای پروتز حلزون شنوایی و 16 کودک شنوا بودند که به کمک آزمون رشد زبان Told-p:3 بررسی گردیدند. پس از انجام آزمون، داده ها توسط نرم افزار SPSS و آزمون های غیر پارامتریک کروسکال والیس و یومن ویتنی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت. نتایج نشان داد، میان کودکان کاشت حلزون شده و دارای سمعک، در درک زبان و گفتار (گوش دادن و صحبت کردن) تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما بین کودکان شنوا و دو گروه کودکان کم شنوا در درک زبان و گفتار اختلاف معنی داری وجود دارد. باتوجه به این که زبان گفتاری پایه زبان نوشتاری است، کودکان کم شنوایی که در درک زبانی (گوش دادن) و بیان (صحبت کردن) ضعف دارند در ابعاد مختلف زبان نوشتاری (خواندن و نوشتن) نیز، عملکرد ضعیفی خواهند داشت و این امر در پیشرفت تحصیلی کودکان کم شنوا حائز اهمیت است.
فرایند رمزگردانی در بین گویشوران دوزبانه لکی-فارسی براساس متغیرهای سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بافت های دو یا چندزبانه، تماس زبانی گویشوران در کنش های اجتماعی روزمره به پدیده رمزگردانی منجر می شود. تعاریف گوناگونی برای رمزگردانی ارائه شده است. اما رایج ترین تعریف عبارت است از: استفاده بیش از یک زبان در یک پاره گفتار یا کنش ارتباطی. رمزگردانی از دیدگاه های مختلف جامعه شناختی، روان شناختی و دستوری مورد بررسی قرار می گیرد. رسمی و معیار بودن زبان فارسی و همچنین اعتبار اجتماعی، علمی و فرهنگی آن در مقایسه با زبان های بومی محلی، گفتار گویشوران این زبان ها را تحت تأثیر قرار می دهد. زبان لکی نیز ازجمله زبان هایی است که گویشوران آن در بافت های گوناگون و به دلایل متفاوت، تغییر رمز می دهند. پژوهش حاضر به بررسی پدیده رمزگردانی در بین گویشوران لک زبان و با در نظر گرفتن سه عامل جامعه شناختی سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار می پردازد. داده های مرتبط با رمزگردانی 120 نفر از گویشوران دوزبانه لکی-فارسی شهرستان کوهدشت در طول 10 جلسه ی 45 تا 60 دقیقه ای ضبط و ثبت گردید. داده ها در سه گروه سنی 13-7، 35-18 و 50 سال به بالا در بین زنان و مردان و در دو بافت رسمی شامل مدرسه، اداره و بانک و غیررسمی شامل خانواده، محله و بازار جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام و در بخش آمار استنباطی از آزمون خی 2 استفاده شد. نتایج نشان داد که سه عامل سن، جنسیت و بافت وقوع گفتار در میزان رمزگردانی گویشوران تأثیرگذارند. به گونه ای که میزان رمزگردانی به زبان فارسی در بین زنان و افراد با سن کم و در بافت رسمی بیشتر اتفاق می افتد.
The Discursive Construction of Academic Writing Expertise: A Case Study of Developing from an Outsider to a Contributor Role in a Discourse Community(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims at exploring the developmental process from a novice writer to an expert academic contributor from a discursive viewpoint. Using a cross-sectional research design, the researcher was in contact with five graduate students (from M.A. to PhD) via semi-structured interviews and online communication. Based on the ideas of intertextuality and community of practice, the results obtained through text analysis showed two categories of intertextual references relevant for constructing genre knowledge, namely text-oriented practices (based on the discursive authority of texts) and expert-oriented practices (based on the discursive authority of experts). Moreover, novice writers were highly dependent on both text-oriented and expert-oriented practices but they favoured the former in their writing practices. Furthermore, since professional identity is an important aspect of genre knowledge, two identities of outsider and contributor were identified regarding this discourse community and its audience. The study concludes with implications for improving the discursive practices of the local academic community for developing professional identity of its novices.
ایران شناسی در فرانسه؛ بررسی مطالعات ایرانی انجمن آسیایی پاریس (1822م-1922م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به کارنامه مطالعات ایرانشناسی انجمن آسیایی پاریس با تکیه بر ارگان رسمی آن، نشریه آسیایی، می پردازد. از آنجا که از ابتدا، مقالات متعددی مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران در این نشریه وجود دارد، با توجه به داده های استخراج شده از نشریه در صد سال نخست فعالیت انجمن، با تحلیل کمی و کیفی و بررسی مقالات و مطالعات ایران شناسی موجود در آن، می توان جایگاه ایران را از همان ابتدا در مطالعات شرق-شناسی انجمن مشخص کرد و رویکردهای ادوار مختلف در نسبت با موضوعات مختلف ایران شناسی و جایگاه مختلف مکاتب علمی به ویژه فیلولوژی و زبان های باستانی را ملاحظه نمود و تاثیر و تاثرات و ارتباطات علمی و فرهنگی میان ایرانیان و ایران شناسان مطرح فرانسوی را مشاهده کرد. در ذیل این مطالعات، آگاهی های دیگری همچون انگیزه ها، دغدغه ها و اهداف حامیان و اولویت های پژوهشی و ماموریت های تعریف شده انجمن نیز بدست آمده که در نهایت با بررسی تمامی این موارد ملاحظه می شود که رویکرد اصلی انجمن در قبال ایران بیشتر حول محور فرهنگ و توجه به تاریخ بوده است و شرق شناسان انجمن ضمن تعهد نسبت به کشور خود، عملکردشان همواره رنگ و بو و جهت علمی داشته است و ارتباطاتشان با ایرانیان همواره دوستانه و توام با احترام بوده است. نتیجه حاضر، فارغ از برداشت ها و نظرات شرق شناسان اروپایی به ویژه فرانسوی بوده و صرفا مرتبط با انجمن آسیایی و ایرانش شناسان انجمن است.
L'intelligence émotionnelle, modérateur de l'effet de l'intelligence multiple sur l'apprentissage du français. Cas d'étude : étudiants en licence de l'Université de Tabriz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nous nous intéressons dans cette recherche à la portée de l’effet modérateur de l’intelligence émotionnelle dans la relation de l’intelligence multiple avec l’apprentissage du FLE. Nous nous occupons, en particulier, de la façon dont cette intelligence affecte le processus d’apprentissage en gérant les émotions des apprenants et leur motivation à apprendre. En nous appuyant sur le modèle de l’intelligence multiple de Gardner (1997) ainsi que les théories de Goleman (2000) concernant l'intelligence émotionnelle, nous nous proposons comme hypothèse que l’intelligence émotionnelle pourrait modifier l’impact des composantes de l’intelligence multiple sur l’apprentissage du français. Notre objectif est donc d'abord de mesurer le niveau de l'importance des intelligences multiples dans l'apprentissage du français et puis d'étudier la façon dont l’intelligence émotionnelle soutient ces dernières dans leur tâche. Une enquête de nature descriptive où la collecte des données suivait la méthodologie du sondage était menée au sein d'une université iranienne. Elle nous a permis d'affirmer que les intelligences interpersonnelle, visuelle-spatiale et musicale des apprenants iraniens du FLE contribuent à un meilleur apprentissage.
Saadi vu par André Gide : de l’exotisme enchanté à la réception mystique(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le présent article a pour objet d’étudier les Nourritures terrestres d’André Gide (1869-1951) par la méthode analytique de Pierre Brunel, La loi d’émergence et La loi de flexibilité afin de mettre en évidence l’influence exercée de Saadi (1213-1292) par le lien entre un « Je » et un « Autre ». De plus, « la sagesse » et « la moralité » sont deux termes essentiels pour la découverte d’un exotisme enchanté vu dans l’image mystique du poète persan. L’auteur français par la réception du Gulistan de Saadi a fait de bonnes sentences dans ses Nourritures de sorte qu’elles témoignent la présence mystique de ce dernier. En outre, la fameuse formule d’Yves Chevrel (X et Y) montre le désir de Gide (la France) pour Saadi (l’Iran) dans la mesure où elle préconise une souplesse d’esprit pour connaitre la richesse poétique persane. On s’efforcera de montrer l’importance des lois de Pierre Brunel dans la connaissance de l’Autre où le regard d’un Je receveur apprécie à la fois le mysticisme et le spiritualisme.
رویکرد قدرت واجی به فرایند تضعیف انسدادی های دهانی در زبان فارسی بر مبنای دیدگاه تاریخی فولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضعیف، فرایندی واجی ا ست که در آن یک واحد واجی یا ضعیف تر تولید می شود یا رساتر می گردد. این اصطلاح اغلب به فرایندهای گوناگون دیگری بسط داده می شود که ضعیف شدن را نشان می دهند. این ﭘﮊوهش به بررسی نقش و نوع قدرت واجی در بروز فرایندهای «تضعیف» در زبان فارسی از تحول از فارسی میانه به نو بر مبنای دیدگاه تاریخی فولی می پردازد. به منظور انجام ﭘﮊوهش، حدود ۱۲۰ واﮊه از زبان فارسی میانه از فرهنگ های گوناگون زبان پهلوی استخراج و بررسی شده اند. از یافته های پژوهش این است که فرایندهای واجی حذف در جایگاه پایان واژه و سایشی شدگی، در جایگاه های آغاز واژه، بین دو واکه و پایان هجا (پیش از همخوان های پیوسته آغازه هجای بعد)، بر همخوان های انسدادی اعمال شده اند. دیگر دستاورد این است که تضعیف انسدادی با دو فرایند متوالی «افزایش رسایی» و «بازشدن بست تولیدی» همراه بوده است.
تحلیلی نقشی-رده شناختی از شیوه های تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصغیرسازی (کوچک سازی) فرآیندی شناختی- مفهومی است که در همه زبان ها وجود دارد و از رهگذر آن معنای اصلی کوچک بودن در ابعاد و معانی ضمنی دیگر به یک صورت زبانی افزوده می شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل رده شناختی عناصر مصغرساز و راهکارهای تصغیرسازی در گونه لری خرم آبادی است. در راستای این هدف بر مبنای آرای اشنایدر (2003) و اشتکائور و همکاران (2012) به تحلیل کارکردهای معنایی و کاربردشناسی این عناصر پرداخته می شود. همچنین با نگاهی به شیوه های مختلف تصغیرسازی در زبان های دنیا، رده زبانی مناسب را برای این عناصر مشخص و برخی تفاوت ها و شباهت های این گونه با زبان فارسی برشمرده می شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های پژوهش از طریق مصاحبه و گفت وگو با گویشوران بومی و همچنین متون گفتاری و نوشتاری موجود استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهند که گونه لری خرم آبادی علاوه بر راهکارهای تصغیرسازی نحوی و معنایی، از چهار پسوند مصغرساز “-ula”، “-ila”، “-ak”، “-ča”، دو پیشوند” “tila- و “kola-” و همچنین از سه راهکار ساخت واژی «ترکیب»، «تصغیرسازی مضاعف» و «تکرار» بهره می گیرد. نتیجه این که در این گونه زبانی عامل «سلسله مراتب جانداری» بر افزودن انواع عناصر مصغرساز به پایه های مختلف و معنای واژه حاصل، از جمله تصغیر/ کوچک بودن، شباهت، همراهی، نسبت/ رابطه و غیره و همچنین سایر معانی ضمنی و کاربردشناختی مانند تحبیب، تحقیر و دلسوزی کاملاً مؤثر است. به سخن دیگر، سلسله مراتب جانداری به صورت متوازی با پیوستار میزان به کارگیری شیوه ها و راهکارهای مختلف تصغیرسازی مرتبط است.
بررسی چندمعنایی فعل های مرکب فارسی با همکرد گرفتن براساس نظریه صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو به دنبال آن است الگوهای شکل گیری فعل های مرکب همراه با همکرد گرفتن را در چارچوب نظریه صرف ساختی (بوی، 2010الف و ب) واکاوی و چندمعنایی موجود در آن ها را بررسی کند. در جمع آوری داده های پژوهش که پیکره ای حاوی 300 فعل مرکب همراه با همکرد «گرفتن» است، از فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و همکاران،2011)، فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) و فرهنگ واژه یاب برخط فارسی استفاده شده است. جهت تبیین چندمعنایی فعل های مرکب مورد نظر و شناخت الگوی ساخت آن ها، با پذیرش ایده «واژگان پایگانی» و کمک گرفتن از مفهوم طرح واره ساختی و زیرطرح واره ساختی، تمامی معانی متمایز به هر الگوی شکل گیری این افعال در قالب زیرطرح واره ساختی مجزا ترسیم شد. هر چند این زیرطرح واره های ساختی نیز در سطوح مختلفی از انتزاع قرار دارند. بنا به مفاهیم وراثت پیش فرض انگیختگی و سلسله مراتبی بودن واژگان، همه زیرطرح واره های ساختی تحت یک طرح واره ساختی بسیار انتزاعی و کلی مرتبه بالا قرار می گیرد. نتایج نشان داد تحلیل چندمعنایی واحدهای زبانی در چهارچوب صرف ساختی، رویکردی شناختی، ساخت بنیاد و «واژه بنیاد» است که در سطح انتزاعی طرح واره ساختی اتفاق می افتد. برای افعال مرکب همراه با همکرد گرفتن هفت طرح واره ساختی کلی شناسایی و ترسیم شد که هرکدام به چندین زیرطرح واره ساختی تقسیم می شدند. در نهایت، شبکه پایگانی و سلسله مراتبی کامل از این طرح واره های ساختی ارائه می شود.
قید جمله در زبان روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که زبان شناسان بدان توجه داشته اند، قید در زبان است. زبان روسی نیز به عنوان یکی از شاخه های زبان های هند و اروپایی از این امر مستثنی نیست. نگاه ویژه زبان شناسان به این مقوله در زبان روسی، پس از مقاله شیویداوا درباره ی «قیدجمله» (детерминант) شکل گرفت و اختلاف آراء و مباحث زیادی را بر انگیخت. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل منابع کتابخانه ای و تطبیق نمونه های اخذ شده از منابع، تقسیم بندی جدیدی از مقوله ی قیدجمله ارائه شد با تکیه بر این موضوع که آیا فعل یا جمله را مقید می سازد یا خیر؟ بدین منظور، نخست به دیدگاه شیویودوا درباره تقسیم بندی عنصرهای درون جمله اشاره و با استفاده از تعاریف وی برای تمایز قید فعل و قید جمله در روسی، برخی ملاک های معنایی و نحوی معرفی شدند. بررسی نمونه های اخذ شده از منابع به این امر منتج شد که قیدجمله از لحاظ معنایی به دو دسته قیدهای جمله فاعلی-مفعولی و قیدهای جمله متمم قیدی تقسیم بندی می شوند. افزون بر صورت های واژگانی، جملات پیرویی که به عنوان جملات تجزیه پذیر مشخص شده اند، به دلیل آنکه وابستگی به جمله پایه ندارند، می توانند نقش قیدجمله را ایفا کنند.
Students' perceptions of teachers' written feedback on EFL writing in a Vietnamese tertiary context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Teacher written feedback (TWF) has received growing attention from researchers and teachers. Although TWF arguably targets multiple dimensions of students’ writing, research to date has largely focused on the relationship between written corrective feedback and language development. More research is needed to understand TWF more holistically and as a two-way social process (Storch, 2018). As such, it is important to understand students’ perspectives on TWF in different instructional contexts. The present study explores Vietnamese EFL students’ perceptions of TWF practices and their preferences for TWF. Data was collected from 97 English-major students in a Vietnamese tertiary setting by means of a questionnaire and follow-up interviews. The findings show that while TWF tended to weigh more on the linguistic end of the form-meaning continuum, students preferred TWF to target both form and global issues of content/idea development and writing style. However, students were divided in their preferences for comprehensive/selective feedback and for direct/indirect feedback. Although students were aware of the necessity of revising their writing upon reception of feedback, they reported different post-feedback actions. Above all, students’ preferences and expectations were underpinned by their own beliefs about the values of TWF that encompass both cognitive/non-cognitive and affective dimensions. The study offers important pedagogical implications for planning written feedback in writing instruction.
ساخت اطلاع و ساخت آغازگری در زبان فارسی: مطالعه ای پیکره-محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
213 - 242
حوزههای تخصصی:
در حالت بی نشان، نهادِ جمله آغازگر به شمار می آید و در حالت نشان دار، سازه های دیگری مانند گروه اسمی غیرِ نهادی، گروه حرف اضافه ای و موارد مشابه ممکن است بر اثر فرایند پیشایندسازی به صورت آغازگر نشان دار نمایان شوند. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت اطلاعی و مقوله نحوی سازه های آغازگر (نشان دار و بی نشان) در زبان فارسی است. پژوهش حاضر را می توان پیکره ای-توصیفی به شمار آورد که داده های آن از دو پیکره زبانی فیلم سینمائی و گزارش فوتبال استخراج می شوند. پرینس (Prince, 1992)، وارد و بیرنر (Ward & Birner, 2004) و هالیدی و ماتیسن (Halliday & Matthiessen, 2004) به عنوان چارچوب نظری مورد استناد قرار گرفته اند. داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس (نسخه 23) تجزیه و تحلیل شده اند. مقایسه انطباق آغازگر با نهاد در هردو پیکره نمایانگر آن بود که میزان انطباق این دو در پیکره فیلم نسبت به پیکره فوتبال بیشتر است. همچنین، یافته ها نشان داد که از جنبه اطلاعی و در پیکره گزارش ورزشی، آغازگرهای بی نشان (نهاد) اغلب از جنبه کلامی استنباطی و از دیدگاه شنونده نو هستند، در حالی که در پیکره فیلم، آغازگرها اغلب از جنبه کلامی و شنونده هر دو کهنه هستند. در پیوند با سازه های پیشایندشده (آغازگر نشان دار) یافته ها نشان داد که این سازه ها از جنبه کلامی، بیشتر استنباطی (کهنه) و از دیدگاه شنونده نو هستند، در حالی که در پیکره فیلم این سازه ها اغلب از جنبه کلامی (و حتی شنونده) نو هستند. همچنین، در هردو پیکره گروه اسمی و گروه حرف اضافه ای پرتکرارترین سازه هایی هستند که جمله ها با آن ها آغاز می شوند.
بررسی مقوله وجهیت در رُمان «شوهر عزیز من» اثر فریبا کلهر بر اساس دیدگاه فاولر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۸
327 - 352
حوزههای تخصصی:
در هر متنی، باورها، احساسات، پیش داوری ها و نگرشِ شخصی نویسنده آن، به گونه ای بروز پیدا می کند که بیان گر موضع و جهت گیریِ نگارنده آن است. یکی از مقوله های مهمِ دستوری که جهت گیریِ نویسنده را در یک متن نشان می دهد، «وجهیّت» است. در پژوهش هایی که تاکنون در پیوند با بررسی وجهیت در رُمان های زن های ایرانی انجام شده، وجهیت فقط به «وجه فعل» محدود شده و به دیگر سازه های وجه ساز توجه نشده است؛ در صورتی که این جهت گیری افزون بر وجه فعل، در مقوله های دیگر دستوری همچون قید و صفت نیز بروز پیدا می کند. در این پژوهش، مقوله «وجهیت» در رُمان «شوهر عزیز من» نوشته «فریبا کلهر» مورد بررسی قرار می گیرد. هدف پژوهش حاضر این بود که مشخص شود چه گونه هایی از وجهیت در این رُمان به کار رفته و هر کدام از این گونه های وجهیت، بیان گر چه جنبه هائی از سبک زنانه است. گونه های پُرکاربرد وجهیت در این رُمان، بر مبنای الگوی فاولر (Fowler, 2016) و با بهره گیری از نظریه های مطرح شده در کتاب سبک شناسی محمود فتوحی (Fotuhi, 2012) مورد بررسی قرار گرفتند. این بررسی نشان می دهد که کاربرد این گونه ها، بیشتر بیان گر مفهوم تردید و نبودِ اطمینان است که از جمله ویژگی های سبک زنانه به شمار می رود.
Leading with Blindfolds? An Exploration of ESL Teachers’ Awareness of Semantic Differences
حوزههای تخصصی:
Teachers of English to Speakers of Other Languages (TESOL) assume different roles amongst which is leadership. To lead effectively, they need to possess some significant awareness of the language in order to adequately respond to learners’ needs. One domain of awareness is the ability to distinguish between structurally similar, yet semantically different structures. This study set out to assess ESL teachers’ level of semantic awareness in view of establishing their readiness to meet learners’ needs within their Zone of Proximal Development (ZPD). The Follow-up Explanatory Research Design was used. Data on the cognitions of ESL teachers were elicited from a questionnaire survey while a test was used to quantify ESL teachers’ language awareness levels in the domain of semantics. The quantitative data from the test were analyzed using frequencies and simple percentages while the qualitative data were analyzed using the framework of Content Analyses. The findings reveal that though ESL teachers overestimate the level of their knowledge base in components that have a bearing on semantics awareness, a majority of them do not wield beyond a fundamental level of awareness as concerns applying that knowledge to differentiate the meanings of structurally similar pairs of sentences. It is therefore crucial for English language pre-service and in-service teacher training to seek ways of enhancing the professional knowledge base of ESL teachers especially in domains that are critical to establishing differences between pairs of sentences that tend to be similar.
به سوی ره یاری (کوچینگ) نشانه شناختی (مکتب پاریس): تغییر و تحول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه در فضای دنیای ترامدرن، نقاط اشتراکی میان نشانه شناسی گفتمان (مکتب پاریس)، که با حوزه های دیگری ازجمله زبان شناسی درهم تنیده است، و ره یاری می بیند. مسئله و فرضیه اصلی پژوهش حاضر این است که نشان دهد نشانه شناسی گفتمان (مکتب پاریس) می تواند بخشی از یک چارچوب نظری فراگیر را برای مفهوم سازی ره یاری و گسترش آن به منزله یک گرایش و رشته دانشگاهی ارائه دهد. بنابراین، نگارنده با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی بر مبنای کاربست پاره ای از آراء فونتنی (Fontanille, 2003, as translated by Bostic, 2006) در تحلیل و حل مسئله یک داده موردی از مراجعان خود در ره یاری، و با معرفی اصطلاح «خودنوردی» که در ایران وضع و ثبت کرده است به بررسی این مسئله و فرضیه می پردازد. هدف فعلی و آتی مطالعه پیش رو این است که به منظور کاربردی ترکردن زبان شناسی (انواع و زیرشاخه های آن)، نشانه شناسی (انواع آن و حوزه های دخیل در آن)، و سایر حوزه ها، نهادها، فعالان، مهارت ها و علوم ممکن و محتمل، فرایند گفتمانی ره یاری را به منزله موضوع و پیکره مطالعات ترارشته ای در سطح مقدماتی معرفی کند تا نهایتاً بستر بومی سازی رشته دانشگاهی، گرایش، و حرفه جدید ره یاری و متعاقباً آموزش و پژوهش ره یاری و تربیت ره یار فراهم شود: به نوعی بومی سازی، کارآفرینی و اشتغال زایی. دستاورد اصلی پژوهش حاضر این است که با اشاره به شباهت های موجود میان نشانه شناسی گفتمان (مکتب پاریس) و ره یاری، و با ارائه مدلی مبتنی بر «خودنوردی»، مقدمات ره یاری نشانه شناختی را در سطح آکادمیک در ایران پیشنهاد می دهد. به علاوه، ره یاری نشانه شناختی می تواند به زایش تعامل یا نقاط اشتراک ازیک سو با دیگر حوزه ها، نهادها، فعالان، مهارت ها و علوم ازجمله کاربردگرایی، زبان شناسی آموزشی، نشانه شناسی آموزشی، تغییر، تحول، علوم شناختی، فلسفه، جامعه شناسی، روان شناسی، آموزش زبان، ارتباطات، مدیریت، توسعه منابع انسانی و سازمانی، راهبری، ادبیات، سینما و تئاتر، و موارد دیگر، و ازسویی دیگر، با انواع ره یاری نظیر زبان شناختی، معنی شناختی، هستی شناختی، یکپارچه، وجودی، روایی، شناختی، زبان پاک، انرژی بنیادی، برنامه ریزی عصبی زبانی، آکادمیک، رشد، هوش هیجانی و جز آن بینجامد که در فضای محدود این نوشته به این امر پرداخته نمی شود.
بررسی رابطه بین خودکارآمدی،خودانگاره و فرسودگی شغلی معلمان زبان انگلیسی ایرانی: رویکرد مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
33 - 55
حوزههای تخصصی:
در فرایند آموزشِ زبان در دوره جدید، آموزگاران به عنوان بخش اصلی و مهم نظام های آموزشی قلمداد شده اند و از نقش بسیار بااهمیتی برخوردارند. زیرا آن ها مسئولیت پیش برد آموزش را بر عهده دارند. لازم به گفتن است که آموزگاران نقش تأثیرگذاری در برنامه ریزی و ارائه یک برنامه آموزشی کارا و معتبر نیز دارند. در زمینه های گوناگونِ آموزشی، به طور گسترده به نقش بااهمیت متغیرهای مرتبط با آموزگاران، در تأثیرگذاری بر عملکرد آن ها و پیامدهای یادگیری دانش آموزان گواهی شده است. با این وجود، پژوهش های تا اندازه محدودی در پیوند با متغیرهای معلمان در زمینه آموزش زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی انجام گرفته است. به منظور از بین بردن این کمبود، پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش خودانگاره و خودکارآمدی در پیش بینی فرسودگی شغلی آموزگاران زبان انگلیسی ایرانی انجام گردید. به این منظور، سه پرسش نامه اعتبارسنجی شده برای اندازه گیری این متغیرها در میان 184 معلم به عنوان شرکت کننده به کار گرفته شد. این شرکت کننده ها شامل آموزگاران مرد و زن با میزان تحصیلات گوناگون دانشگاهی بودند. همچنین برای تحلیل داده ها از رویکرد مدل معادلات ساختاری برای بررسی مدل ساختاری مفروض بهره گرفته شد. یافته های به دست آمده نشان داد که خودانگاره معلم 5/14 درصد واریانس، و خودکارآمدی معلم 6/22 درصد واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کند. همچنین یافته ها بیان گر این بود که با وجود تأثیر یکتای هر دو متغیر بر فرسودگی شغلی، خودکارآمدی معلمان پیش بینی کننده قوی تری برای فرسودگی شغلی آن ها بود. در پایان، دستاوردها و پیامدهای یافته ها مورد بحث قرار گرفت.
ترجمه در ژانر وحشت: رمان گورستان اثر نیل گیمن و ترجمه فارسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه ابزاری مناسب است که امکان خواندن متون مختلف از جمله ادبیات وحشت را در سراسر جهان فراهم می کند. وینه و داربلنه (نقل در ماندی، 1391) از نظریه پردازانی هستند که راه بردهای هفت گانه ای را برای ترجمه معرفی می کنند. این راه بردها عبارتند از: وام گیری، ترجمه تحت اللفظی، گرته برداری، تغییر شکل، تغییر بیان، معادل یابی و اقتباس. دیویس (2003) برای ترجمه واژگان خاص فرهنگی هفت راه برد ارائه می دهد و سه راه برد پانویس، صرف نظر کردن از ارجاع فرهنگی و معادل یابی در ترجمه ژانر وحشت نقشی مهم دارند. در این پژوهش، سعی شده با استفاده از شیوه اسنادی کتابخانه ای، رمان گورستان (The Graveyard) اثر نیل گیمن بررسی و چالش های ترجمه ژانر وحشت در ترجمه فارسی این اثر بر اساس مدل نظری وینه و داربلنه و دیویس مورد مطالعه قرار گیرد؛ بنابراین، پرسش های پژوهش به این شرح است: مترجم از چه راه برد هایی برای ترجمه اثر وحشت استفاده کرده است؟ آیا مترجم توانسته راه برد های ترجمه را بر اساس ویژگی های ژانر وحشت به کار گیرد و متنی با تأثیر مشابه متن مبدأ خلق کند؟ نتایج نشان داد مترجم از راه برد های حذف، اقتباس، ترجمه تحت اللفظی، جابجایی و تغییر بیان استفاده کرده است. در بسیاری از موارد، مترجم در هنگام انتخاب راه برد به ویژگی های ژانر وحشت توجه لازم را نداشته همین امر باعث شده مخاطب در هنگام خواندن متن اصلی احساس وحشت بیشتری را تجربه کند. نتایج حاصل از این پژوهش علاوه بر اینکه به مترجم کمک می کند تا نقاط ضعف و قوت ترجمه خود را شناسایی کند، ضرورت و اهمیت توجه به ویژگی های متن را برای مترجمان و دانشجویان رشته زبان انگلیسی آشکارخواهد کرد.
تاثیر آموزش پروژه محورِ مبتنی بر فناوری بر مهارت های زبان انگلیسی و خودتنظیمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی مبتنی بر فناوری امروز، سیستم های آموزشی صرفاً با گنجاندن فعالیت هایی در راستای تقویت مهارت های قرن 21 ام (21st century learning) قادر خواهند بود شکاف موجود بین دانش هر شاخه ای از علم و امکان استفاده از این دانش را پر کنند. این مطالعه به بررسی تاثیر بکارگیری رویکرد آموزشی پروژه محورِ مبتنی بر فناوری های روز بر مهارت زبان انگلیسی و یادگیری خودتنظیمی پرداخته است. برای این منظور، ۶۸ زبان آموزدر دسترس با سطح متوسط زبان انگلیسی انتخاب و پس از حصول اطمینان از همگن بودن آنها به لحاظ سطح مهارت زبان انگلیسی، به یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه تقسیم شدند. همچنین، پیش از آغاز پژوهش، توان خودتنظیمی آزمودنی ها از طریق یک پرسشنامه استانداردمورد سنجش قرار گرفت. در طول اجرای پژوهش، آزمودنی های گروه آزمایشی افزون بر برخوداری از آموزش های متداول دوره، در ۲۴ پروژه کوتاه مدت و 7 پروژه بلند مدت از فناوری های آموزشی متنوع بهره مند شدند. آزمودنی های گروه گواه تنها از آموزش های متداول دوره برخوردار شدند. در پایان دوره پژوهش، میزان یادگیری مهارت های زبان انگلیسی آنها با استفاده از یک آزمون محتوامحور و میزان یادگیری خودتنظیمی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل های کوواریانس انجام شده تاثیر معنی دار روش یادگیری پروژه محور مبتنی بر فناوری بر هر دو متغیر تحت بررسی (مهارت های زبان انگلیسی وخودتنظیمی) را نشان داد.
بررسی استراتژیهای کلان و خرد ادب در کتابهای زبان انگلیسی دوران اول و دوم متوسطه مدارس ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر تلاش می کند کتابهای زبان انگلیسی چاپ جدید متوسطه را به لحاظ منظورشناسی زبان در حوزه ادب بررسی نماید. هدف اصلی تحقیق یافتن نحوه توزیع استراتژیهای کلان و خرد ادب بر پایه نظریه ادب براون و لوینسون (1987) در مکالمات کتابها است. هدف دیگر بررسی وجود ارتباط میان سطح کتابهای درسی و میزان استفاده از استراتژیهای کلان ادب می باشد. بدین منظور فراوانی و درصد استفاده از استراتژیهای کلان و خرد ادب در مکالمات هر یک از کتاب های زبان بررسی گردید و برای یافتن ارتباط میان سطح کتابهای درسی و میزان استفاده از استراتژیهای کلان ادب از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که تمامی انواع استراتژیهای کلان در کتابها استفاده شده است اما در میزان استفاده از آنها و استراتژیهای خرد مربوطه تفاوت بسیاری وجود دارد. همچنین مشخص گردید که هر چه سطح کتاب بالاتر می رود میزان استفاده از استراتژیهای کلان ادب کاهش می یابد. نتایج تحقیق می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار طراحان کتابهای درسی زبان انگلیسی قرار دهد.