فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۸۱ تا ۲٬۷۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی استعاره ها با رویکرد شناختی، نشان می دهد تصورات ذهنی به مفاهیم انتزاعی تسری می یابند. گویشوران زبان ترکی با الهام از پدیده های طبیعت مانند حیوانات، گیاهان و ... در گفتارهای روزمره کاربرد استعاری از آن پدیده ها را ارائه می کنند. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی فراوانی و درصد مهم ترین مفاهیم ساختواژی، بررسی سهم این نام ها در فرایندهای واژه سازی و سهم جنسیت واژه های استعاری طبیعت در زبان ترکی است. داده های این پژوهش از طریق انجام مصاحبه با 70 گویشور زبان ترکی بدست آمد و درنهایت، 677 واژه گردآوری شد. ابتدا فراوانی و درصد مفاهیم ساختواژی مورد ارزیابی قرار گرفت، سپس سهم بخش های طبیعت در فرایندهای واژه سازی و سهم جنسیت این واژه ها بررسی شد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که طبیعت بر گفتار گویشوران زبان ترکی تأثیر می گذارد و آنان در گفتار شان از نام های طبیعت به صورت استعاری بهره می گیرند. در واژه های استعاری طبیعت در ترکی به ترتیب ترکیب، اشتقاق، ترکیب و اشتقاق، نام آوا، وام گیری واژگانی و تکرار بالاترین کاربرد را دارند. همچنین نام های مربوط به حیوانات، پرندگان و حشرات بیشترین کاربرد استعاری را در این زبان دارند. هم چنین بیشترین واژه ها مربوط به جنس خنثی است. نتایج پژوهش در شناخت بیش تر استعاره برای شاعران، معلمان، نویسندگان و زبان شناسان می تواند مفید واقع شود.
On the Effects of Linguistic, Verbal, and Visual Mnemonics on Idioms Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite their substantial role in natural discourse, idioms often intimidate EFL students. Therefore, finding effective ways of mitigating students’ frustration has been a fundamental consideration in language teaching. Mnemonics, as associative memory tools, are largely acknowledged to be instrumental in reducing the cognitive load involved in language learning, particularly in learning lexical items. This study was conducted to explore the effects of linguistic, verbal, and visual mnemonics on empowering language learners in the recall and recognition of English idioms. Two-hundred seventy intermediate-level EFL learners preparing themselves for IELTS took part in this study. The participants were in nine groups of 30 members each. They were divided into three main groups, each of which was taught idioms using one of the above-mentioned mnemonics. The MANOVA procedure was used to analyze the collected data. The results revealed statistically significant differences among these instructional strategies in case of recall, with linguistic mnemonics being the most influential. The findings of the study can have theoretical implications for researchers in that they can shed light on some of the dark corners of the field and spark interest for further research. The findings can also have some pedagogical implications for teaching programs, curriculum developers, educational policymakers, teachers, and language learners. Developing a clearer understanding of how these mnemonics influence idiom learning can help the stakeholders make more informed decisions about how to treat idioms.
بررسی تطبیقی مطالعات سبک نوشتار زنانه و تأثیر جنسیت بر ترجمه و تألیف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات بسیاری برای بررسی تأثیر جنسیت بر زبان صورت گرفته اند. گروهی در این زمینه مؤلفه هایی برای سبک زنانه و مردانه در نظر گرفته اند و گروهی نیز زبان را امری غیرجنسیتی دانسته اند. بحث از سبک نوشتار زنانه که با نظرات کسانی همچون لیکاف قوت گرفت، برپایه تفکرات فمینیستی و پست مدرن شکل گرفته است. در این مقاله، ضمن بررسی اجمالی مبانی مرتبط با زبان شناسی جنسیتی و طرح مختصر مؤلفه های لیکاف در مورد سبک نوشتار زنانه به مطالعه توصیفی تطبیقی پژوهش های صورت گرفته در این زمینه بر روی آثار ادبی تألیفی و ترجمه شده در ایران می پردازیم و در نهایت، 11 مقاله را واکاوی می کنیم تا به وضعیت کلی این پژوهش ها و نتایجشان دست یابیم. به طور کلی، کاستی های پژوهش های بررسی شده، چه در زمینه تألیف چه در زمینه ترجمه، در ایران عبارت اند از: میدانی بودن محض نتایج تحقیقات، نبود یا ضعف در تحلیل های مبتنی بر نظریات اجتماعی و روان شناختی و فرهنگی و نیز غیرقابل تعمیم بودن آن ها. در خصوص پژوهش های مربوط به تأثیر جنسیت بر ترجمه باید افزود که تعداد پژوهش ها زیاد نیست و به برخی نکته ها توجه نشده یا روش کار نامناسب بوده است.
تحلیل و آسیب شناسی اختلافات فرهنگی، تبدیل واژگان، مصادر و افعال و تلمیحات فارسی در زبان و ادبیات اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همانگونه که درنتیجه تحولات سیاسی در ایران تماس نزدیک فارسی با زبان های عربی، ترکی، فرانسوی و انگلیسی صدها لغات را بدین زبان وارد ساخت ، زبان اردو و زبان فارسی هندی نیز رنگی از زبان های محلی هندوستان را به خودگرفته است. بیشتر این واژه ها شامل اسامی خاص و کلمات مربوط به مراسم و اعیاد و فرهنگ وتمدن خاص هندوستان است که اکثرا هیچ گونه ارتباط معنوی و لغوی با زبان فارسی ایرانی نداشته است ، به ویژه در برخی از منظومه ها و دیوان شاعران سند و دکن این تأثیر و تأثر حتی بین برخی از شاعران ایرانی که در آغاز سلطنت اسلامی در شمال هندوستان ؛ همچون "ابولفرج رونی" و "مسعودسعدسلمان" به سرمی بردند از راه نفوذ زبان های محلی هند کاملا مشهود است. از آنجایی که زبان فارسی ایرانی در سرزمین و وطن دوم خود هندوستان بیش از هشتصد سال حاکم بود، ادبیات هند تابع فرهنگ ایرانی قرارگرفت. آنگونه که شاعران وقت، گاهی به جای کاربرد گل های محلی سرزمین خود همچون کنول"نیلوفر"چمپا"گل سفید و زرد و خوشبو"به سنبل و نسترن فارسی و به جای قهرمانان جنگی خود همچون "بهیم و ارجن" به رستم و سهراب بسنده می کردند، اما برخی از واژهای فارسی که در این سرزمین به کار برده می شود از طرفی به علت نفوذ زبان های محلی و فرهنگ های خاص هر منطقه و از طرفی به علت رواج و گستردگی سبک هندی، به عنوان یک مکتب فکری تازه، ترکیبات و اصطلاحات و کنایات و تعبیرات و مفاهیم پیچیده ای را پدید آورده است که از زبان فارسی ایرانی در سطح معنوی و فرهنگی واژه ها فاصله بسیاری گرفته است. از طرفی، گاهی دانسته و یا نا دانسته، دخل و تصرفات و دگرگونی و فساد در به کار گیری تلمیحات فارسی در زبان و ادبیات اردو دیده می شود که در این پژوهش، به تحلیل و بررسی اختلاف فرهنگی و فساد واژگان و مصادر افعال و تلمیحات فارسی در زبان و ادبیات اردو پرداخته شده است.
دربارۀ ساخت ویژه ای برای نمود درجریان در برخی زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شماری از زبان های ایرانی کرانه های دریای خزر یا زبان هایی که خاستگاه آنها این منطقه بوده است، همچنین در بلوچی و بشگردی در جنوب شرقی ایران، ساخت ویژه ای برای نمود درجریان وجود دارد که در دیگر زبان های ایرانی دیده نمی شود. این مقاله به بررسی ساخت صرفی و نحوی درجریان در زبان های رایج این مناطق می پردازد و بررسی می کند که در هر زبان ساخت درجریان از چه سازه هایی ساخته شده است و هر سازه چه نقشی دارد و این ساخت چگونه با ساخت های رایج برای نمود درجریان مرتبط است. یافته های این مقاله نشان می دهد که این ساخت گونه ای ساخت مکانی است که از چند سازه اصلی ساخته می شود: یکی فعل اصلی که به شکل مصدر، اسم مصدر، صفت فعلی حال و گاهی صرف حال ناکامل است؛ دوم فعل ربطی که به دیگر سازه های این ساخت یا به سازه دیگری در جمله پی بست می شود؛ سوم حرف اضافه ای که حالت مکانی را بیان می کند که در برخی گونه ها این حرف اضافه حذف شده و مفهوم مکانی با فعل ربطی بیان می شود. در برخی از زبان های بررسی شده سازه چهارمی هم ممکن است افزوده شود و آن اسمی از یک فعل حالتی است که نقش آن ایجاد حالتی است که تداوم یا درجریان بودن فعل را نشان دهد.
متن شناسی تحریمة القلم و تصحیح ابیاتی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله آثاری که از سنائی غزنوی، شاعر زبان آور و دوران ساز تاریخ ادبیات فارسی باقی مانده، مثنوی کوتاه تحریمهالقلم است. این مثنوی را استادان دانشمند مجتبی مینوی (1336)، رضا مایل هروی (1346) و محمدتقی مدرس رضوی (1348) تصحیح کرده اند. آخرین کوشش، یعنی تصحیح شادروان مدرس رضوی، در نیم قرن اخیر همواره محل توجه و مراجعه اهل تحقیق بوده است. بااین حال، در این چاپ سهوهای متعددی دیده می شود که غالبا به سبب برخی کاستی ها در منابع مصحح و اشکالات روش شناختی رخ داده است. در این نوشتار پس از جست وجو و تحصیل همه منابع شناخته شده این مثنوی تا امروز، نخست به تبارشناسی این منابع و نقد و تحلیل متن شناختی آنها پرداخته ایم، سپس براساس این دست نوشت ها، با توجه به قراین موجود در خود متن، مضامین و ساخت های مشابه در سایر متون ادبی و عرفانی کهن، فرهنگ های قدیم و جدید و تحقیقات معاصران، تعداد قابل توجهی از ابیات متن مصحح مدرس رضوی را تصحیح و اصلاح کرده ایم.
مشکلات تلفظی کودکان3 تا 8 ساله فارسی زبان دارای تأخیر در گفتار: شهرستان بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
213 - 233
حوزههای تخصصی:
به طور کلی، اگر بخش کوچکی از توانایی های زبانی وگفتارِ افراد، دچار آسیب شود، زندگی اجتماعی آن ها تحتِ تأثیر قرار خواهدگرفت. این تأثیرپذیری در کودکانِ دارای اختلالِ تأخیر در گفتار، بیشتر است و دشواری های بسیاری را در بزرگسالی برای آن ها به وجود می آورد. بنابراین، نیاز به پژوهش در این زمینه بایسته به نظر می رسد. این مقاله، به بررسی ارتباط میان سن و جنسیت کودکان مبتلا به تأخیر در گفتار و میزان مشکلات تلفظی آن ها پرداخته است. روش پژوهش از نوع کمی است. جامعه آماری این پژوهش تعداد 50 کودک (در دسترس) دچارِ تأخیر در گفتار در مراکز گفتار درمانی در شهر بیرجند بودند که از میان آن ها، تعداد 20 کودک دختر و پسر به صورت نمونه گیری هدفمند (بر اساس سن و جنسیت آن ها) انتخاب گردیدند. سن کودکان بین 3 تا 8 سال بود و همه آن ها به «تأخیر در گفتار» دچار شده بودند. به منظور انجام پژوهش حاضر، از آزمون آواشناختی (فونتیک) بهره گرفته شد. در مرحله نخست، ابتدا از آزمودنی ها، آزمون گرفته شد و سپس داده های گردآوری شده با نرم افزار اس.پی.اس.اس و با استفاده ازآزمون های آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون و تی دو نمونه ای مستقل، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری مابین میزان اختلال در جایگاه های آغازین، میانی و پایانی واژه ها وجود ندارد. همچنین مابین سن و جنسیت فرد و میزان اختلال در گفتار ارتباط معناداری وجود ندارد.
The Comparative Effects of Cooperative and Competitive Learning on Speaking Ability and Self-Confidence of EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سازی های فرهنگی «مرگ» در گویش بختیاری زز و ماهرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سازی های فرهنگی شیوه تفکر و جهان بینی یک جامعه زبانی را نسبت به پدیده ها نشان می دهد. بررسی مفهوم سازی هاباعث شناخت عمیق تر فرهنگ مرتبط با آن ها می شود، تعاملات بین فرهنگی را تسهیل می کند و سوء تفاهمات فرهنگی را بر طرف می کند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی،مفهوم سازی های فرهنگی «مرگ»در گویش بختیاری منطقه ززووماهرو در چارچوب زبان شناسی فرهنگی بررسی شده و ریشه های فرهنگی آن هاتوصیف شده است.با توجه به سبک زندگی روستایی و عشایری مردم منطقه و تماس آنان با طبیعت، عناصر و پدیده های طبیعی پایه ای برای مفهوم سازی های فرهنگی فراهم می کنند. جامعه آماری شامل پانصد مورد از عبارات، اصطلاحات، مویه ها و ضرب المثل های مرتبط با مرگ است که در این گویش استفاده می شود. داده های پژوهش از طریق مطالعه میدانی و با استفاده از مصاحبه و مشاهده جمع آوری شده است. نتایج تحلیل و بررسی داده ها نشان می دهد که ریشه این مفهوم سازی های فرهنگی در سبک زندگی روستایی و عشایری منطقه، عقاید و باورها، تأثیر فیزیولوژیکی عواطف و احساسات مرتبط با مرگ بر اندام های بدن انسان و تخیلات و تصورات گویشوران نسبت به مرگ قرار دارد؛ این سبک زندگی ایجاب می کند که مردم با طبیعت تماس مستقیم داشته باشند؛ ازاین رو، از جنبه های خشن، ویرانگر و مخرب طبیعت به عنوان حوزه ملموس برای بیان مفهوم انتزاعی «مرگ» استفاده می کنند؛ مفهوم سازی های فرهنگی مرگ به منزله«باد شمال، سیل، بهمن، رعد و برق» و یا «خاموش شدن آتش، افتادن ریگ یا افتادن عمود سیاه چادر» ناشی از الهام گرفتن از پدیده های طبیعت و سبک زندگی عشایری است.
واکاوی مؤلفه های بُعد عاطفی گفتمان در داستان کوتاه «میعاد» اثر گلی ترقی: رویکردی نشانه معناشناختی به تحلیل گفتمان ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستار پیش رو می کوشد تا با اتکا بر رویکرد نشانه معناشناسی به تحلیل گفتمان ادبی به تحلیل تعامل سازه های وجهی و مؤلفه های تنشی ِ گفتمان به منزله مؤلفه های بُعد عاطفی گفتمان داستان کوتاه «میعاد» اثر گلی ترقی بپردازد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. درواقع نگارنده سعی دارد با تکیه بر گفتمان ادبی نویسنده و به شیوه تحلیل نشانه معناشناختی و با اتکا به حضور پدیداری سوژه داستان و همچنین تعامل سازه های وجهی و تنشی نشان دهد چگونه مؤلفه های عاطفی در بطن گفتمان شکل می گیرند و فرایند تولید و دریافت معنا را تحت تأثیر قرار می دهند و در این میان گاه کنش روایی را به حاشیه می رانند و گاه در راستای احیای کنش قدم برمی دارند. .هدف اصلی جستار پیش رو پاسخ گویی به پرسش های زیر است: 1. ساختار عاطفی گفتمان داستان کوتاه میعاد دارای چه مؤلفه ها، کارکردها و سازوکارهای نشانه معنایی و گفتمانی است؟ 2. چگونه می توان جایگاه کنش را در کلیت نظام گفتمانی اثر موردمطالعه و با لحاظ ساختار سلسله مراتبی بعد عاطفی گفتمان تبیین کرد؟ نتایج نشان دادند که ساختار عاطفی گفتمان برونداد و تابع حضور پدیداری سوژه در گفتمان داستان است که به نوبه خود و در ابتدا کنش روایی را از طریق برهم ریختن نظم و ایجاد آشفتگی در افعال مؤثر به حاشیه رانده و در ادامه با ثبات نشانه معنایی افعال وجهی و شکل گیری درونه عاطفی امیدواری بار دیگر کنش در مرکزیت میدان گفتمانی قرار می دهد. بی شک این تعاملات با سبک های حضور نشانه معناشناختی پیوندی تنگاتنگ دارند.
The Differential Use of Reformulation Markers in Three Sub-corpora: L1 English, L2 English, and L1 Persian(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given that reformulation is an integral component of scientific texts in which the explanation of terms and ideas is prevalent (Candel, 1984; Thoiron & Bejoint, 1991), this study aims at examining the form, frequency, and function of reformulation markers in three sub-corpora, namely, L1 English, L2 English, and L1 Persian research articles of psychology. The study is based on a corpus of 60 research articles amounting to a total size of 1,105,433 words. Drawing on the list of reformulation markers provided in Hyland (2005) in the case of English sub-corpora and a list of Persian reformulation markers prepared by three experts in the Persian language, we searched the corpus automatically for all the instances of reformulation markers. In the next step, all the instances were examined in their textual context in order to identify their function. The results indicated that L1 English sub-corpus contains the highest frequency of reformulation markers followed by L2 English and finally L1 Persian. There were also differences with regard to forms and functions, as well as parenthetical uses of reformulation markers across the three sub-corpora, specifically between L1 English and L1 Persian, suggesting the existence of intercultural variation in the use of reformulation. Besides, Iranian researchers writing in L2 English tend to adapt their writing style to the norms and conventions of English at least as far as reformulation is concerned. The study concludes with some implications for EAP writing and teaching.
Analysis of Translation of Audiovisual Humor in Iranian Series
حوزههای تخصصی:
In recent years, audiovisual translation (AVT) has become omnipresent in different parts of the world; however, dubbing humor restrictions may hamper the translation in that maintaining the humor in the target language (TL) requires a high level of knowledge. Although several studies have attempted to describe the distribution of translation strategies, few systematic attempts are made to analyze the employed AVT strategies in humor series. The present study analyzed the Persian humor expressions’ appropriacy and their translated versions in English through a qualitative study. To this aim, the dominant strategies used to render humor in the translated versions of 3 dubbed Iranian series (i.e., Shamsolemareh, Chimney, and Medical Building ) were analyzed. Furthermore, the typologies of the employed audiovisual humor in the series were analyzed. Data analysis illustrated that clumsiness and parody were the most frequent humor typologies used in the series. The 3 strategies of omission, word-for-word translation, and free translation were the most frequent ones. In conclusion, the results indicated the failure to accommodate the Iranian series’ humorous level, preventing the target audience from appreciating humor. Findings can contribute to the improvement of the quality of humor translation.
شکل گیری معنا و دستیابی به «ارزش» در داستان سلیمان نبی و ملکه سبا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای مهم قرآن برای بیان آموزه های خود، داستان پردازی است. قرآن با این شیوه ادبی هنری می کوشد تا احساس دینی و شعور انسانی را تحریک کند. ازجمله داستان های مهم و جذاب قرآن که با غرض تربیتی و تبلیغ ارزش ها به تصویر کشیده شده، ماجرای سلیمان نبی و ملکه سباست. در جستار پیش رو، با رویکرد نشانه معناشناسانه و با هدف تبیین مفاهیم قرآنی و کاربردی کردن آن ها و نیز فهم روش قرآن در تولید گفتمان، ماجرای مذکور معناکاوی می شود. با چنین هدفی، به این پرسش پاسخ می دهد که فرایند شکل گیری معنا چگونه رخ می دهد. ساختار روایت در متن به گونه ای است که کارکرد کنشی، فرایند تولید معنا را کنترل می کند. یافته ها نشان می دهد که کارکرد کنشی حاکم بر این داستان، نظام گفتمانی کنشی را رقم می زند. ماهیت این نظام را رفع بحران معنا (شرک) شکل داده است. در این نظام، راهبرد تصاحب ابژه ارزشی جنبه عملیاتی و برنامه مداری دارد. سلیمان و کنش یاران وی طی فرایند توانشی کنشی و عملیات مرحله ای به ابژه دست یافته و سبائیان را از معنای نخست (شرک و فقدان ایمان) به معنای دوم (توحید و خداپرستی) رسانده اند. به این ترتیب با قدرت نرم سلیمان، نظام سیاسی مبتنی بر شرک در سرزمین سبا به نظام سیاسی مبتنی بر توحید تغییر می یابد.
ساموئل بکت و ظهور شیءگرایی: هستی شناسی شیءگرا در نمایشنامه بازی بدون کلام!(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش ساموئل بکت در کنار زدن ساختار انسان محور فصلی جدید در آثار دراماتیک وی ایجاد می نماید که نه تنها در آن خبری از جدال اصالتاً کانتی میان انسان و جهان پیرامون او در جهت اثبات برتری انسان نیست، بلکه مؤکد ظهور نگاهی شیءمحور به اصل وجود انسان است. براین اساس این دیدگاه، شخصیت های خلق شده در آثار نمایشی بکت، یا دَرکی از ماهیّت کاربردمحور اشیاء ندارند و یا خود را هم سنگ سایر اشیاء حاضر در جهان پیرامون می داند. نکته قابل تأمّل در این چرخش دیدگاه بکت متأثر از دو برداشت فوق را می توان به این ترتیب تعریف نمود: خروج شیء از حالت وجودیِ ابزار محض و تبدیل شدن آن به شیء مستقل با امکان بازخوانی واقعیت بر اساس ماهیّت کاربردی خود از یک سو؛ و سقوط انسان توانا مدرن در پرتگاه سکون از سویی دیگر. آنچه این مقاله به تحلیل آن خواهد پرداخت عبارت است از انطباق دیدگاه شیءگرای بکت با فلسفه هستی شناسی پسامدرن در جهت شناخت بعدی ناشناخته از تفکر انتقادی او که در آن انسان و شیء در لایه های متفاوت از هستی شناسی برابری می کند. لذا این مقاله با بررسی نمایشنامه بازی بدون کلام ۱ و با نگاهی منطبق بر فلسفه پسامدرن شیءگرای گراهام هارمن بر آن است تا نگاه منتقدانه بکت به وضعیت انسان در اواخر قرن بیست را فارغ از دیدگاه های تکراری پژوهش های انتقادی پیشین بررسی نماید. دست آورد پژوهشی مقاله حاضر را می توان معرّفی و سپس بررسی چهارچوب هستی شناسی نوینی دانست که در آن از انسان متعال مدرن تنها خسی در صحرای صحنه پسامدرن بکت باقی مانده است؛ صحرایی که هبوط انسان گرایی را نوید می دهد.
Covert Curriculum in ELT Coursebooks: Evidence from Top Notch and English File Series(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۱ , ۲۰۲۱
105 - 128
حوزههای تخصصی:
ELT coursebooks are the fertile soil for the transmission of cultural perspectives and also strong tools for shaping L2 learners' behaviors and expectations. This study investigated the existence of covert/ hidden curriculum in two of the widely used ELT coursebook series-- Top Notch and English File . To do so, the content of the series was analyzed via Moran's (2001) model of dimensions of culture and Chao’s (2011) main categories of culture . The results indicated that the series, along with covering different dimensions of culture, are biased mainly in favor of the western products, persons and perspectives, and that despite their global EFL/EIL audience, they vividly base their dialogues, reading and listening on the norms and values of the English-speaking countries, with almost no attention to the local, especially Asian values. The study, discussing the implications of such culture- related covert curricula in the ELT coursebooks, makes relevant suggestions for the design of ELT coursebooks in the present global village.
صوری سازی رابطه مفهومی شمول معنایی در سطح واژه از منظر زبان شناسی ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
37 - 57
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تلاش بر آن بوده تا امکان صوری سازی رابطه مفهومی شمول معنایی در بین واژه ها بررسی شود. به این منظور، ابزارهایی از نظریه مجموعه ها، تابع ریاضی و برخی مفاهیم جبری به کار گرفته شده است. برای مطالعه امکان صوری سازی این رابطه مفهومی، ابتدا تعریف هایی که از شمول معنایی در فرهنگ های تخصصی زبان شناسی و درس نامه های معتبر معنی شناسی به دست داده شده، معرفی و مطالعه شده است. با مطالعه این تعریف ها، امکان تدقیق رابطه مفهومی شمول معنایی فراهم شده؛ به این ترتیب که شمول معنایی برحسب زمان و نوع (و هر دو) برای صوری سازی در نظر گرفته شده است. در ادامه، با استفاده از ابزارهای ریاضی که عمدتاً برگرفته از نظریه مجموعه ها هستند، برگردان صوری برای رابطه مفهومی موردبحث به دست داده شده است. در پایان، صحت و طرز کار رابطه صوری پیشنهادشده با مثال هایی از زبان فارسی مورد آزمون قرار گرفت و نشان داده شد که رابطه صوری متناظر با شمول معنایی در سطح واژه در چارچوب زبان فارسی کارآمد است.
بررسی مفهوم سازی شناختی عشق در رمان های سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار پیش رو، مفهوم سازی عشق در رمان های سیمین دانشور، برپایه نظریه مفهوم سازی شناختی احساسات در پژوهش های کووچش (1986 و 2010) مطالعه شده است. در فرایند نگارش مقاله، نخست استعاره های مفهومی عشق، با ترکیب روش جستجوی واحدهای واژگانی مربوط به حوزه مقصد ، به کمک نرم افزار واژه نمای اَنت کانک (آنتونی، 2014) و روش جستجوی دستی از پیکره استخراج شدند؛ سپس برای شناسایی و به دست دادن مجازهای مفهومی به کار رفته در مفهوم سازی عشق و استخراج مفاهیم وابسته به عشق، از روش جستجوی دستی استفاده شد. در مرحله بعد، انواع استعاره ها و مجاز های مفهومی عشق و همچنین مفاهیم وابسته به عشق - که از استعاره ها و مجاز های مفهومی عشق به دست می آیند – بررسی شد. در پایان کار نیز، بر اساس استعاره ها، مجازها و مفاهیم وابسته، مدل شناختی عشق در رمان های دانشور شناسایی گردید. مدل شناختی مورد نظر، از (40) استعاره مفهومی، (33) مجاز مفهومی با الگوی عام مجازی نتیجه احساس به جای احساس و در نهایتً (11) مفهوم وابسته به عشق که تعدادی از آن ها سازنده عشق و تعدادی دیگر همراه یا نتیجه عشق هستند، ساخته شده است.
The Washback Effect of Task-based Assessment on the Iranian EFL Learners' Development of Pragmatic Competence(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
177 - 189
حوزههای تخصصی:
The present study was an attempt to explore the ‘washback effect’ of task-based assessment (TBLA) on EFL Iranian learners’ pragmatic development. To this end, through conducting KET (Key English Test), 60 out of 120 EFL Iranian learners studying in an English language school, were randomly selected. They were assigned to treatment group (N=30), and control group (N=30). The treatment group was assessed through TBLA and the control group was assessed via non-task based assessment for 20 ninety-minute sessions. The class sessions were held twice a week. The obtained data was examined through independent sample t-test. The findings implied that TBLA as a pedagogical measurement tool can well replace the classic assessment procedures, since all educational efforts including testing and assessment procedures are planned to maximize the educational gains and developments.
Iranian Language School Managers’ Attitudes towards EFL Teacher Supervision(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۵, Spring ۲۰۲۱ (۲)
53 - 69
حوزههای تخصصی:
Almost all language schools in Iran enforce teacher supervision with the purpose of promoting good teaching practices and higher standards of quality education. Despite its widespread practice, the body of research on language teacher supervision in Iranian EFL setting is scant. The present qualitative study explored language school managers’ attitudes toward EFL teacher supervision in Iranian language schools. Based on a researcher-developed protocol, semi-structured interviews were conducted with seven language school managers from Tehran and Karaj, Iran, whose managing experiences ranged from 5 to 18 years, with the purpose of identifying their attitudes, experiences, and challenges regarding supervision. The interviews drew upon emergent methodology to categorize the interviewees’ value-laden comments into five major attitudinal themes of becoming a supervisor, the requirements and responsibilities of a teacher-supervisor, evaluating a supervisor’s performance, challenges regarding teacher supervision, and supporting supervisors. The findings revealed that there are not any transparent criteria and rubrics for language school managers to draw upon to select teacher-supervisors, and supervisors are mostly selected based on their teaching potentials, experience, and merits. Moreover, the findings demonstrated that apart from observing classes and providing feedback, too many other responsibilities are assigned to supervisors in Iranian language schools. To improve the ongoing supervisory practices, the interviewees suggested the need for the development of transparent criteria and rubrics for supervisor selection.
واکاوی سبک نوشتاری دادنامه های حقوقی و کیفری بر پایه فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
311 - 331
حوزههای تخصصی:
در بافتِ حقوقی، دادنامه ها، گزارش ها و اسنادی مهم انگاشته می شوند. زیرا در نظام حقوقی کشور، در دادنامه ای که مشتمل بر حکم یا همان تصمیم مراجع دادرسی باشد، همه و یا برخی از موضوع دعوا به سرانجام می رسد. از این رو، فحوای آن برای طرفین کشمکش بسیار سرنوشت ساز است. در بررسی متن دادنامه ها، با موارد ابهام آمیزی مانند حذف گروه های اسمی و در برخی موارد گروه های فعلی روبه رو شدیم. هدف از جستارِ حاضر، یافتن سازه های یادشده و تشریح هر بند، از جنبه معناشناختی است. بنابراین، 48 دادنامه حقوقی و کیفری به روش تصادفی از دهه 50 تا90 انتخاب گردیدند و بر مبنای انگاره گذرایی و فرانقش اندیشگانی هلیدی (Halliday, 2004) - به عنوان ابزاری کارآمد- تجزیه و تحلیل شدند. همچنین، میزان فراوانی داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی، محاسبه شد. یافته های پژوهش نشان داد که ویژگی بندهای موردِاشاره که در برگیرنده تشریح و تبیین شرایط و دستور به انجام و یا ترکِ عمل و نیز اعلام بی گناهی و یا گناهکار بودن است، در واقع بیانگرِ حقایق و وضعیت موجود از جمله صحنه جرم و یا رخدادهای پرونده، نام های طرفین کشمکش و دیگر موارد بر مبنای موضوع است. در متون مورد بررسی، هیچ گزاره ای یافت نشد که نمایانگر ارائه نمودهای بیرونی از کردارها باشد و سبک نوشتاری این متن ها این گونه است که نخست، مستندات و ادله بیان می شود، سپس حکم و رأی نگارش می شود. به طور کلی، بالا بودن میزان فراوانی فرآیند مادی نشان داد که ژانر حقوقی تأکید بر لازم الاجرا بودن احکام و شیوه نامه ها دارد تا رفتارهای بیرونی.