فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Considéré comme noyau de la phrase, le verbe fait l’objet d’étude de cet article. Pour circonscrire le champ de recherche, nous avons cerné quatre catégories de verbes dont introducteurs, synonymes, ceux construits avec préfixes et les verbes polysémiques pour les examiner sur le plan sémantico-lexical et voir leurs effets en traduction. Nous voulons savoir comment il faut réagir devant chaque catégorie pour trouver un équivalent convenable selon le contexte. Un corpus constitué des extraits d’un livre de jeunesse, ainsi que les phrases en langue persane élaborés à notre initiative et leur traduction en français nous ont permis d’effectuer notre étude. Les résultats de ce tour d’horizon verbal basé sur les exemples analysés nous montrent l’immense richesse des verbes français et leur raffinement lexical, de sorte que pour un moindre geste ou une légère nuance dans un acte, un verbe vient en aide pour compléter la phrase sur le plan sémantique.
بررسی رابطه میان هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان مقطع دبیرستان استان تهران نسبت به یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادراک رابطه میان فرهنگ، زبان، و هویت، برای همگی معلمان، به خصوص معلمان زبان های خارجی، امری بسیار مهم و ضروری است. این سه مقوله در ارتباط با هم، نگرش معلم را از یک سو، و نگرش دانش آموز را از سوی دیگر شکل می دهند. اهداف این پژوهش، بررسی رابطه میان هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان مقطع دبیرستان استان تهران نسبت به یادگیری زبان انگلیسی، و نیز بررسی حس هویت فرهنگی در میان دختران و پسران مقطع دبیرستان است. صد و هشتاد دانش آموز دوره دوم دبیرستان (88 دختر و 92 پسر) مناطق یک، پنج، دوازده و هجده، با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای نمونه گیری شدند. سپس، پرسشنامه های انگیزش و نگرش نسبت به یادگیری زبان خارجی، گاردنر- فرم کوتاه، و پرسشنامه هویت فرهنگی بصورت الکترونیکی میان افراد توزیع شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های آماری حاکی از آن بود که بین دو متغیر هویت فرهنگی و نگرش دانش آموزان نسبت به فراگیری زبان خارجی همبستگی منفی ضعیفی وجود دارد. به عبارت دیگر، میان افزایش آگاهی نوجوانان ایرانی (16-18 سال) نسبت به هویت فرهنگی ایرانی، و نگرش آن ها در باره فراگیری زبان خارجی رابطه منفی بود، که البته با توجه به نتایج پژوهش، شدت این رابطه ضعیف است. همچنین، تفاوت معناداری بین حس هویت فرهنگی دو گروه دانش آموزان دختر و پسر مشاهده نشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای فعالان امر آموزش، به خصوص آموزش زبان انگلیسی، طراحان مطالب آموزشی، معلمان، مربیان تربیت مدرسان زبان مفید باشد.
نمود واژگانی در افعال مرکب مشتق از اسم در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نمود واژگانی در افعال مرکب زبان فارسی یکی از موضوعات بحث برانگیز در سال های اخیر بوده است. در مطالعات این حوزه دو دیدگاه عمده به چشم می خورد: در برخی از آثار، «عنصر پیش فعل»، اعم از اسم، صفت، و گروه حرف اضافه ای عامل تعیین کننده ی کرانمندی فعل مرکب قلمداد شده، و در برخی دیگر، از نقش «فعل سبک» سخن به میان آمده است. هدف از پژوهش حاضر که به تحلیل «ویژگی های نمودی افعال مرکب مشتق از اسم» در زبان فارسی اختصاص دارد، بررسی نقش هر یک از اجزای فعل مرکب در ظهور و بروز ویژگی های نمودی آن است. در رسیدن به اهداف پژوهش، با استفاده از رویکرد «نحو مرحله ی نخست»، مقوله ی اسم بر حسب ساخت رویدادی که در خود واژگانی کرده، در قالب دو طبقه ی فرایندی و غایتمند طبقه بندی شده است. شواهد پژوهش نمایانگر آن است که کرانمندی در افعال مرکب مشتق از اسم رویدادی در زبان فارسی، اساساً تابعی از ساخت رویدادی عنصر پیش فعل آنهاست. از این رو، افعال مشتق از اسم فرایندی، ناکرانمندند، چرا که اسم فرایندی بر رویدادی دلالت دارد که فاقد نقطه ی پایانی است. در مقابل، افعال مرکب مشتق از اسم غایتمند، به اعتبار آن که اسم مذکور بر رویدادی دلالت دارد که مستلزم وجود یک نقطه ی پایانی است، از خوانشی کرانمند برخوردار خواهد بود. نتایج این پژوهش، از یکسو، نشان دهنده ی خنثی بودن فعل سبک در تعیین کرانمندی فعل مرکب است، و از سویی دیگر، برخلاف دیدگاهی است که در آن تمامی افعال مرکب مشتق از اسم رویدادی کرانمند انگاشته شده است.
روش شناسی هرمنوتیک سیاسی در سبک جستارنویسی فردریک جیمسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون فرهنگی همواره محل انتزاع محتوای اندیشه اند، همچنان که محل نزاع میان محتوای اندیشه و طرز بیان آن؛ حال آنکه تفکر دیالکتیک همچون محور مواصله این دو ساحتِ منفصل عمل می کند، تا با فراروی از حدفاصل موضوع و روش شناسی تحلیل، فاصله را از این میان بردارد. هرمنوتیک سیاسی، واکاوی روساخت متن فرهنگی است به شیوه ای دیالکتیکی، و به قصد بازسازی محتوای پنهان آن؛ و روش شناسی دیالکتیک، مربوط می شود به قرینه سازی متناقض نمای هر پدیده با عکس آن پدیده. این گونه وارون نمایی تناقض بنیاد را فردریک جیمسن (1971 و 1981) فراگشتی ماهیتاً درزمانی تعریف می کند که همواره میان قطب های متضاد در جریان است. درک تمام وکمال چنین دگرگشتی، به باور جیمسن، نیازمند شست وشوی نگرش دیالکتیکی در بحر جزئیات تاریخی است. هرمنوتیک سیاسی، که در اصل برای سامان بخشی به آشفته بازار تفسیر متون روایی صورت بندی شده است، پیش از آنکه بگوید متن فرهنگی چگونه کار می کند، قرار است بگوید اساساً چه کار می کند؛ پس مقتضی پاسخی است به بزرگی سیاست گذاری کلان در کار نقد متون فرهنگی، و در عین حال، به جزئی نگریِ روش شناسیِ دیالکتیک برای چنین نقدی. التزام به این گونه جزئی نگریِ دیالکتیکی را از شیوه نگارش خود جیمسن نیز می توان سراغ کرد، مشروط به اینکه روند تاریخی سازیِ متن را، پیرو روش شناسی هرمنوتیک سیاسی، از سطح تحلیل محتوا، معطوف کنیم به خودآگاهی از چندوچون تحلیل فرم. بنابراین، هدف از مقاله حاضر را می توان پاسخ جویی برای این پرسش دانست که منطق درونی فرم در چارچوب هرمنوتیک سیاسی چیست، و چگونه می توان از آن در روش شناسیِ خودِ هرمنوتیک سیاسی بهره گرفت.
بدن مندی استعاره های مفهومی و درک مفاهیم انتزاعی در کودکان 5 تا 7 ساله فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش مهم استعاره های مفهومی در درک مفاهیم انتزاعی در دوران رشد، پژوهش حاضر با هدف طراحی و هنجاریابی آزمونی از استعاره های مفهومی بدن مند در زبان فارسی برای بررسی فرایند درک مفاهیم انتزاعی کودکان سالم 5 تا 7 ساله فارسی زبان انجام شد. در این پژوهش، ابتدا 171 استعاره مفهومی بدن مند رایج در زبان فارسی امروز مربوط به 4 اندام حسی حرکتی گوش، چشم، دست و پا از منابع و فرهنگ های فارسی امروز استخراج شد و درک مفاهیم انتزاعی به کمک استعاره های مفهومی در 30 کودک 5 تا 7 ساله سالم دارای رشد طبیعی بررسی شد. براساس نتایج 39 استعاره ای که بالای 30 درصد پاسخ درست داشتند انتخاب شدند. در مرحله بعد آزمونی متشکل از دو بخش دیداری و شنیداری براساس این 39 استعاره طراحی شد و درک مفاهیم انتزاعی در 200 کودک 5 تا 7 ساله فارسی زبان بررسی شد. براساس نمره میانگین به دست آمده در دو گروه سنی و باتوجه به روند رشد مفاهیم انتزاعی، کودکان 6 تا 7 ساله نسبت به کودکان 5 تا 6 ساله عملکرد بهتری در درک مفاهیم انتزاعی داشتند و تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد که کودکان در پاسخ به آزمون شنیداری در مقایسه با آزمون دیداری عملکرد بهتری داشتند، ولی در درک مفاهیم انتزاعی بین دختران و پسران تفاوت معناداری وجود نداشت. نتایج پژوهش حاضر را می توان در توان بخشی و درمان اختلالات مربوط به درک مفاهیم انتزاعی استفاده کرد.
معانیِ طرح واره ای حروف اضافه «برای» و «تا» در توضیح دستوری شدگی ثانویهآن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کوششی است معنی شناختی، برای تحلیل معانی طرح واره ای حروف اضافه «برای» و «تا» با رویکردی درزمانی در دوره ای تقریباً پنجاه ساله از 1345 تا 1396، به منظور توضیح تغییرات مفهوم شناختی و روند دستوری شدگی آن ها. در این مقاله دستوری شدگی ثانویه حروف مذکور با استناد به طرحواره های تصوری که امکان تبیینی شناختی را فراهم کرده اند، توضیح داده شده است. برای دست یافتن به چنین تحلیلی، معانی هریک از حروف اضافه یاد شده به شیوه کتابخانه ای و از فرهنگ های سخن ، دهخدا و کتاب های دستورزبان فارسی استخراج شد و پس از تحلیل آن ها با استفاده از روش تحلیل مؤلفه ای معنی و با ذکر طرح واره های تصوریِ متداعی با معانی این حروف اضافه، دامنه تغییرات مفهوم شناختی آن ها طی دستوری شدگی ثانویه بررسی شده است؛ به این ترتیب که با تعیین مؤلفه معنایی ثابت و تکرارشونده و نیز طرح واره تکرارشونده مرتبط با معانی داده های مورد بررسی درباره چندمعنایی و دستوری شدگی ثانویه آن ها به صورت مستدل توضیح داده شده است. معنای سرنمونی و معانی حاشیه ای هریک از حروف اضافه مدنظر با کمک روش تایلر و ایوانز (2003) تعیین شده است. توصیف و تبیین چندمعنایی حروف اضافه «برای» و «تا» در نتیجه دستوری شدگی ثانویه آن ها بر اساس معانی طرح واره ای این حروف از جنبه های نوآورانه این پژوهش به شمار می رود. بررسی معنی شناختی حروف نشان می دهند مولفه معنایی ثابت و تکرارشونده در دستوری شدگی «برای» هدف است و در دستوری شدگی «تا» مقصد است. طرح واره مرتبط با هر دویِ آن ها نیز مقصد است. همچنین، هر دو حرف اضافه تغییر مقوله گذر داشته اند و معانی آن ها در پی دستوری شدگی ثانویه انتزاعی شدگیِ را نیز پشت سر گذاشته است.
The Effect of Unit-of-Translation on Iranian Upper-Intermediate EFL Learners’ Achievement in Bizarre News Translation
حوزههای تخصصی:
The current study was an attempt to investigate whether the Unit-of-Translation has any effect on Iranian upper-intermediate EFL learners’ achievement in Bizarre News translation. In addition, it investigated whether there was any difference across gender regarding the effect of Unit-of-Translation on Iranian upper-intermediate EFL learners’ achievement in Bizarre News translation. To this end, 45 out of 88 EFL learners from three upper-intermediate language learners at two Language Institutes in Boumehen, Iran were selected based on Oxford Placement Test. Then, they were divided randomly into three groups; one control group (N=15) and two experimental groups (N=30). The first experimental group was male. The second experimental was female, and the third group was administered as the control group. The experimental groups received the instruction for unit of translation. The instruction was given in five sequential sessions about 50 minutes. In contrast, the control group received no special instruction. At the end of the course, a post-test was administered. To analyze the data, one-way ANOVA and independent samples t-test were run. The findings revealed that the Unit-of-Translation had a positively significant effect on Iranian upper-intermediate EFL learners’ achievement in Bizarre News translation. The results also indicated that concerning the effect of Unit-of-Translation on Iranian male upper-intermediate EFL learners had a better achievement in Bizarre News translation compared to their counterparts in the female group.
تحلیل شناختی فعلی چندمعنا در شعر شیون فومنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
327 - 359
حوزههای تخصصی:
امروزه، پژوهش های بسیاری در زمینه چندمعنایی واژگانی صورت گرفته است. پژوهش حاضر نیز با رویکرد شناختی به بررسی چندمعنایی فعل «دینمه» (می بینم) در شعر «اچی مچی خواب» از شیون فومنی می پردازد که می تواند آغازگر بررسی هایی از این دست باشد که می توان گویش ها و لهجه ها را نه تنها از بعد آواشناختی و نحوی که از بعد معناشناختی نیز مورد بررسی قرار دهیم. جامعه آماری پژوهش حاضر فعل پرکاربرد «دینمه» از حوزه دیداری، در شعر شیون فومنی است؛ زیرا در این شعر به خوبی انواع این فعل و تنوع معنایی آن آمده است . مسأله قابل طرح در این پژوهش آن است که چگونه برجسته سازی در مؤلفه های معنایی فعل می تواند چندمعنایی را به وجود آورد. در فعل «دید» سه مؤلفه معنایی وجود دارد: شخص، موضوع ودرک مشاهده. در ساخت سرنمونی هر سه عنصر به یک اندازه در ساختار معنایی فعل دخیل اند، اما هرچه از معنای سرنمونی فاصله می گیریم، عناصر پیش فعلی این فعل دچار تغییر شده و در یک یا دو عنصر برجسته سازی انجام گرفته است. روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است. بررسی انجام شده نشانگر آن است که این فعل علاوه بر مفهوم دیدن، بیانگر مفاهیم: تصورکردن، خواب دیدن، خیال کردن، فرض کردن، از خاطر گذشتن، دعا و نفرین شنیدن، خوردن، بوییدن، فهمیدن، درک کردن، متوجه شدن، دقت کردن، قسمت شدن، نصیب شدن، شاهدبودن، رو به روشدن، مواجه شدن، تجربه کردن و مجسم کردن است.
Japon : de l’image à la réalité dans Madame Chrysanthème de Pierre Loti(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۲, N° ۳, printemps-été ۲۰۲۱
325 - 351
حوزههای تخصصی:
Traditionnellement, le voyage est un fait culturel par lequel l’homme acquiert une certaine connaissance d’autrui et celle de lui-même. Le voyageur s’intéresse aux paysages, aux coutumes et aux architectures plus que le peuple autochtone lui-même. Le fruit du voyage est tiraillé entre le désir d’authenticité, parce qu’il veut être reflet du monde, et les séductions de la fiction qui le changent. Les études des images ou l’imagologie, sont un amalgame de l’histoire littéraire, politique et psychologique des peuples. Cette préoccupation nous a amenés à travailler sur Madame Chrysanthème de Pierre Loti. Concernant notre objectif, d’abord, on donnera un panorama général sur l’imagologie. Ensuite, on va voir comment Loti va percer le mystère des origines de l’histoire des Japonais et l’exotisme psychologique à travers une couleur amoureuse et autobiographique. Finalement, nous essayerons de démontrer s’il y a une distance entre l’image pressentie dans la tête du voyageur et la réalité ressentie par celui-ci.
بررسی ماهیت و میزان بازتاب ارزش های قصد شده در برنامه درسی ملی ایران در کتاب های زبان انگلیسی Vision(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر شاهد بازپیدایی و علاقه مجدد نظام های آموزش رسمی کشورها به آن چه از آن به آموزش ارزش ها تعبیر می-شود هستیم. بخشی از این علاقه از تاکید گفتمان های معاصر، به ویژه گفتمان توسعه پایدار، مینی بر ضرورت گنجاندن ارزش-های متعهدانه و پایبند بودن به آن ها در آموزش نشات می گیرد. در این راستا، پژوهش کیفی فعلی با استخراج ارزش های مورد-نظر سیاستگذارآموزشی در ایران، که در اسناد فرادستی هم چون سند برنامه درسی ملی تبلور یافته است، کوشیده تا نوع و میزان انعکاس این ارزش ها را در کتاب های نونگاشت زبان انگلیسی مدارس مقطع متوسطه دوم موسوم به مجموعه Vision بازنمایاند. بدین منظور، با اتخاذ روش تحلیل محتوا، متعاقب شناسایی و استخراج ارزش های قصد شده در برنامه درسی ملی ایران، کوشش شد با بررسی بندهای سرتاسر تمامی شش کتاب مجموعه فوق – شامل سه کتاب دانش آموز و سه کتاب کار– مشخص شود که آیا و یا تا چه اندازه و به چه شکل ارزش های یاد شده نمود دارند و میزان برجستگی این نمود به چه صورت است. از جمله نکات حایز اهمیت در پیوند با یافته ها می توان به بازتاب بالای مصادیق و نمود های، به ترتیب، ارزش های رشد فردی، ارزش های جامعه محور، ارزش های مربوط به سلامت، و ارزش های زیست محیطی و نیز برجستگی بیشتر آن ها در قالب بافت کلامی و نیز تصویری اشاره نمود. به همین منوال، ارزش هایی هم چون ارزش های کارمحور، مذهبی، وطن پرستانه، و هنری از نقطه نظر بازنمایی کم رنگ و کم رمق نمایانده شده اند. یافته های این پژوهش می تواند مورد استفاده ذی نفعان عمده آموزشی از جمله معلمان، نویسندگان مجموعه فوق، و سیاست گذاران آموزشی قرار گیرد.
در باب تمیز در دستور زبان فارسی؛ صورت، ماهیت و اصطلاح شناسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تمیز» اصطلاحی است که در نحو عربی و فارسی کاربرد دارد. این اصطلاح در دستورهای قدیم ترِ فارسی معادل همان تمیز عربی است، اما به تدریج بیشتر برای متمم مفعول به کار رفته است، یعنی نقشی که ابهام را از مفعولِ فعل هایی مانند دانستن، نامیدن، پنداشتن و... می زداید. امروز در دستور فارسی بیشتر از «تمیز» همین معنا اراده می شود. این گفتار نخست درپی آن است تا مشخص کند تمیز از کِی و از سوی چه کسی مصطلح شده است و این مفهوم چه معادل های دیگری دارد. دوم آنکه توصیفی از تمیز و فعل و مفعولِ مرتبط با آن به دست دهد. در راستای هدف نخست کتب دستور زبان فارسی (مطابق نظمی تاریخی) مطالعه و برای تحقق هدف دوم از بررسی ای پیکره بنیاد بهره برده شد که برخی از نتایج به دست آمده از آن چنین است: از میان این افعال فارسی فعل «دانستن» و سپس افعال دیدن، نامیدن، شمردن (شماردن) و گفتن، بیش از افعال دیگر با تمیز به کار رفته است. بیشترِ این افعال در ساخت های ظرفیتی متفاوتی ظاهر می شوند، اما برخی از آن ها تنها یک ساخت دارند و آن «فاعل، مفعول، تمیز» است، مانندِ نامیدن و محسوب کردن. تمیز عمدتاً در قالب گروه اسمی و سپس گروه صفتی و گروه حرف اضافه ای و به ندرت به شکل بند و ضمیر ظاهر می شود. نزدیک به تمام تمیزها با مفعول مستقیم و معدودی از آن ها با مفعول حرف اضافه ای می آیند. حضور مفعول در جمله به هر شکلی لازم است. به همین دلیل، شکل مجهول این افعال تمیز را از دست می دهند؛ به جز افعالی مانند یاد شدن، گفته شدن و اطلاق شدن که در حالت مجهول نیز مفعول حرف اضافه ای دارند.
Test-taking Strategies Used by Successful Iranian Male and Female University Entrance Exam EFL Applicants(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۴, Spring ۲۰۲۱ (۱)
69 - 80
حوزههای تخصصی:
This study aimed at identifying the most frequent test-taking strategies used by successful Iranian male and female university entrance exam EFL applicants. To this end, 150 English major male and female freshman students who got admission to three reputable state universities of Isfahan, Shiraz, and Tehran were selected conveniently and purposively. The model used in this study was developed by Barati (2005) consisting of planning, monitoring, evaluation, and test-wiseness strategies. After selecting the participants, the modified questionnaire developed based on Barati’s test-taking strategy taxonomy was distributed among the participants. Based on the analysis of results, it was revealed that the EFL learners made frequent use of planning, monitoring, evaluation, and test-wiseness strategies, but only the level of use of planning and monitoring strategies reached statistical significance. Moreover, male and female EFL learners were only significantly different in their use of evaluation strategies, but in terms of using planning, monitoring, and test-wiseness strategies, males and females were not significantly different from one another. The findings of the study bear useful implications for EFL learners, teachers, materials designers, and test constructors.
نقد و بررسی زبان شناختی و تکنیک های به کار رفته در ترجمه رمان "اللّیل فی نعمائه"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
115 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های تبادل فرهنگی در جوامع، عنصر ترجمه است. استفاده از زبان شناختی و تکنیک های ترجمه، باعث به وجود آمدن ترجمه ای روان و قابل فهم و همچنین پیشرفت اهداف علمی، اجتماعی و انسان شناسی می شود. بعضی از تکنیک های ترجمه بر اساس نظریه مونیلا والیبر (2002) عبارتند از: اقتباس، بسط، وام گیری، گرته برداری، توصیف، معادل یابی، جایگزینی، جابجایی، تخصیص و ... . پژوهش حاضر طبق نظریه های زبان شناختی و تکنیک های ترجمه، همانند نظریه رومن یاکوبسن (1959/114:2000) به نقد و بررسی رمان «اللّیل فی نعمائه» تألیف زید الشهید پرداخته است. در ترجمه این رمان، مترجم به خوبی از پس ترجمه های توصیفی- تحلیلی برآمده است؛ امّا بعضی از واژه ها را بر اساس ساخت دستوری یا مشابه بودن در موقعیت ترجمه کرده؛ که باعث پایین آمدن بار ادبی رمان شده است. مترجم در ترجمه این رمان، بیشتر از ترجمه مستقیم بین زبانی یا همان ترجمه واقعی کلمه، از یک زبان ملفوظ به یک زبان ملفوظ دیگر استفاده کرده و برخی از واژه ها را تحت اللّفظی ترجمه کرده است؛ حتّی بعضی از جمله های رمان را خواسته یا ناخواسته حذف کرده که مناسب و همگام با سیاق رمان نیست. همچنین مترجم از روشهای ترجمه غیرمستقیم کمتر استفاده کرده و از تکنیک های ترجمه (معادل یابی، همانندسازی، جایگزینی و...) به درستی و در جای مناسب استفاده نکرده است. این پژوهش طبق نظریه های زبان شناختی و با استفاده از تکنیک های ترجمه، ترجمه مذکور را مورد بررسی قرار داده و بعضی از واژه ها را معادل یابی یا جایگزین کرده و در صدد بیان کاستی های موجود در رمان برآمده است؛ تا رمان را پر محتوا جلوه دهد.
The Role of Audio-visual Aids in General English Classes at Medical University: Reading Comprehension, Attitude, and Motivation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The general consensus on the invaluable contributions of audio-visual materials based on cognitive theory of multimedia learning (CTML) to enhancing the quality of language classes has turned them into indispensable tools which teachers utilize for more effective teaching of different language skills. The primary aim of this study was to explore the effect of audio visual aids on reading skill at university level. The secondary aim was to find out if this change in materials could have any impact on the motivation and attitudes of the students toward English learning. To this end, this quasi-experimental study adopted a pre-test post-test research method. A total of 256 General English university students were divided to experimental (n=184) and control (n=81) groups. The experimental group received audio-visual aids as the treatment while the control group was taught by a conventional text-based method, commonly practiced in General English classes at Tabriz University of Medical Sciences (TUMS). The reading section of preliminary English test (PET) and Gardner’s attitude and motivation test battery (AMTB) were used for data collection. The results of independent samples t-test and Mann-Whitney tests revealed that the students provided with audio-visual materials obtained greater reading outcomes and also showed more positive attitudes and higher motivation toward English learning. Thus, our research revealed that the higher productivity and livelihood of reading classes can be tangible even in the in the narrow space of a single university semester.
اصطلاحات زبانی: گفتمانه هایی خلاق، برآینده از گسست ریزوماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در نظر دارد تا از منظر نشانه شناسی اجتماعی و به طور مشخص رویکرد نشانه شناختی ون لیوون به گفتمان و کردار اجتماعی، گفتمان برساخته ای از کردار اجتماعی، فرآیند شکل گیری اصطلاحات زبانی را بررسی کرده، مسیر پیموده شده در این فرآیند را توصیف کند و با هدف معرفی این ساخت های زبانی به عنوان ساخت هایی گستره آفرین و قدرت آفرین، به این سؤالات پاسخ بدهد که اولاً، براساس رویکرد ون لیوون ارتباط میان اصطلاحات زبانی و واقعیت های اجتماعی چگونه رابطه ای است؟ ثانیاً، از دیدگاه نشانه-معناشناسی، اصطلاحات زبانی برخاسته از چه گفتمان هایی هستند؟ و ثالثاً، بر اساس رویکرد ژیل دلوز، در تعامل میان اصطلاحات زبانی و متن کلامی معنامندی چگونه حاصل می شود؟ فرضیه های نگارندگان از این قرارند که: 1- به نظر می رسد اصطلاحات زبانی گفتمان هایی برساخته از واقعیت های اجتماعی باشند. 2- از سوی دیگر، با توجه به اینکه کردارهای اجتماعی غالباً به صورت کنش هایی توسط کنشگرانی اجتماعی رخ می دهند پس این گفتمان ها غالباً کنش محورند و 3- معنامندی از طریق ارزش زدایی و ارزش گذاری، تغییر شناخت و ایجاد عمق و حجم معنایی حاصل می شود. مسئله اصلی پژوهش بررسی این امر است که چگونه ساختِ خلاقانه اصطلاحات زبانی از فضایی واقعیت- محور، شناخته شده و معمول خلق می شود. برای بررسی موارد فوق تعداد ده اصطلاح زبانی، از میان اصطلاحات پرکاربرد امروزی، از جلد اول کتاب «ریشه های تاریخی امثال و حِکم» تألیف مهدی پرتوی آملی (1391) انتخاب شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. از جمله دستاوردهای اصلی این تحقیق معرفی اصطلاحات زبانی به عنوان گفتمانه هایی است که از گفتمان های برساخته از کردارهای اجتماعی نشأت می گیرند و دارای سه کارکرد ریزومی، شبکه ای و پازلی هستند.
اصول ساده سازی متن هایِ کهنِ ادبی: مطالعه موردی کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متن های کلاسیک ادبی دارای اهمیت فرهنگی خاصی هستند، با وجودی که گویشوران فارسی زبان هنوز می توانند این متن های کهن را پس از صدها سال بخوانند و بفهمند (و این ویژگی خاص زبان فارسی است)، ولی این امر، به دلیل تغییرات واژگانی و تا حدی نحوی، برای نسل جوان و نوآموزان به سختی امکان پذیر است. از این رو، بسیاری از این متن ها برای کودکان و گاه بزرگ سالان ساده سازی شده است. در این پژوهش، کوشش شده است با بررسی داستانِ «موش آهن خور» از کلیله و دمنه با نمونه های ساده شده آن مقایسه شود تا ضمن بررسی چگونگی تغییرات متن ادبی در روند ساده سازی ها، روش های ساده سازی استخراج شود و در نهایت، الگویی کلی برای روند ساده سازی متن های کهن و کلاسیک ارائه شود. در نتیجه، چگونگی ساده سازی و شناسایی ابزارهای واژگانی دستوری مسئله ای این پژوهش بوده است. دلیل انتخاب کلیله و دمنه از یک سو این است که از نثرهای فنی و مصنوع فارسی به شمار می آید و از سوی دیگر، بارها ساده نویسی شده است. در این بررسی، تغییرها در چهار سطح صرفی، نحوی، واژگانی و متنی طبقه بندی شده است. با توجه به بررسیِ انجام گرفته، سه نوع رویکرد به سازوکار ساده سازی متن های ادبی کهن فارسی مشاهده می شود: 1. گرایش به وفاداری هم به محتوا و هم در صورت متن اصلی، 2. گرایش به وفاداری به محتوا و دست کاری در صورت متن اصلی و 3. گرایش به دست کاری هم در محتوا و هم در صورت متن اصلی. بنابراین، صورت همیشه دستکاری شده است. همچنین، دستکاری ها را می توان در چهار سطح واژگانی، صرفی، نحوی و متنی دسته بندی کرد.
صفت فعلی در فارسی: حامل زمان یا نمود؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش های نمودی علاوه بر نمود دستوری و نمود ذاتی، می توانند برخاسته از عوامل دیگری نظیر زمان دستوری نیز باشند. صفت های فعلی از ریشه و پسوند «-ته/ده» تشکیل می شوند. این پسوند زمان دستوری تقدمی را بازنمایی می کند که همان هسته معنایی/دستوری مشترک در تمام صیغگان حامل صفت فعلی است. از طرف دیگر، مطالعات تاریخی نشان می دهد که صفت های فعلی ابتدا از فعل های متعدی ساخته می شدند و عملکرد آن ها حذف فاعل از ساخت موضوعی فعل و برجسته کردن مفعول بوده است. شهرت آن ها به «صفت مفعولی»، شرکت آن ها در ساخت مجهول و همچنین انحصار خوانش مفعولی از بعضی کاربردهای آن ها از همین جا ریشه می گیرد. اما حذف فاعل موجب شباهت یافتن فعل های متعدی از نظر ساخت موضوعی به فعل های لازم غیرمفعولی شده است. به همین دلیل، غیر از فعل های متعدی، صفت های فعلی از لازم های غیرمفعولی و متعاقباً و قیاساً (به صرف شباهت نحوی) از لازم های غیرکنایی نیز مشتق شدند. حذف فاعل هم چنین از طریق هم افزایی با زمان دستوری تقدمی موجب یک تعبیر نمودی از تمامی صفت های فعلی شده است که «ایستای محقق» نام دارد. در واقع، صفت فعلی نمود ذاتی فعل را (هرچه باشد) به نمود ایستا تغییر می دهد. اینکه این مفهوم را فرزند دو ویژگی پیش گفته دانستیم از آن رو است که اولاً تحقق رویداد برای حصول وضعیت ایستای محقق ضروری و بر آن مقدم است و در زمان دستوری تقدمی نیز، از موقعیت مرجع که بعد از موقعیت رویداد قرار دارد، به موقعیت رویداد نگریسته می شود. به عبارت دیگر، زمان دستوری تقدمی شرط لازم برای خلق نمود ایستا را فراهم می کند. ثانیاً پیامد حذف فاعل، تنزل میزان کنشی بودن رخداد است که فعل پایه صفت فعلی را (اعم از هر نوع) به ایستایی میل می دهد؛ چرا که دیگر کننده ای در میان نیست تا کنشی را رقم زند؛ پس صفت فعلی صرفاً می تواند دال بر وضعیتِ حاصل از وقوع رخداد مذکور یعنی همان ایستای محقق باشد. قائل شدن به این مفهوم محدودیتی مترتب بر صفات فعلی در زبان فارسی، یعنی ناممکن بودن اشتقاق این صفات از فعل های دارای نمود ذاتی ایستای پایدار و ایستای آنی را نیز توضیح می دهد. بنا بر آن چه در این پژوهش آمده می توان گفت که صفت های فعلی دلالت های زمانی و نمودی را توأمان دارند؛ هرچند که دلالت نمودی امری متأخر و مترتب بر دلالت زمانی است.
جنس دستوری در زبان آمُره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به بررسی جنس دستوری در زبان آمُره ای می پردازد. آمُره ای زبان روستای آمُره از توابع خلجستان استان قُم است و در آن دو جنس دستوری مذکر و مؤنث وجود دارند. پسوند تصریفی نشانه جنس موُنث -a/-iya است. این پسوند در واژه های مختوم به همخوان به صورت -aو در واژه های مختوم به واکه به صورت -iya نمایان می شود. این نشانه ها به اسم، ضمیر، نشانه نکره، صفت و فعل برای تفکیک جنس واژه افزوده می شوند. جنس دستوری فعل، صفت، ضمیر و نشانه نکره براساس جنس هسته گروه اسمی تعیین می شود. جنس حاصل از مطابقه در مابقی اجزای جمله شیوه قاعده مندی برای تشخیص جنس اسامی است. مطابقه جنس فعل و صفت با هر نوع اسم (انسان، جاندار و بی جان) و اسامی جمع نیز مشاهده می شود. اما مطابقه در نشانه نکره تنها در اسامی مفرد منتسب به انسان ها قابل مشاهده است. مطابقه جنس فعل در فعل های زمان گذشته است. در این مطابقه با وجود این که تنها ضمیر سوم شخص مفرد نشانه تصریفی تمایز جنس را دارد و صفات و نشانه حالت تنها با این ضمیر مطابقت دارند، مطابقه جنس در حالت کُنایی فعل گذشته با همه ضمایر قابل مشاهده است. در این زبان و از نظر جنس، فعل های گذشته لازم با فاعل (همراه با نشانه حالت) و فعل های گذشته متعدی با مفعول (با نظام حالت کُنایی) مطابقه دارند.
هماهنگی واکه ای در صرف افعال گویش مشهدی: واج شناسی زایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هماهنگی واکه ای پیش وندهای فعلی در گویش افراد میان سال غیرمهاجر شهر مشهد در چارچوب واج شناسی زایشی بررسی می گردد. بدین منظور بیش از 120 فعل بسیط گویش مشهدی صرف شده و تناوب های واجی واکه ها در پیش وندهای فعلی استمرار، التزام و نفی در محیط آوایی خود استخراج و از نظر هماهنگی مشخصه های واجی بررسی گردید. نتایج نشان می دهد که هماهنگی واکه ای در گویش مشهدی در مشخصه های پسین بودن، افراشتگی و یا هر دو با هم رخ می دهد و همخوان های تیغه ای در صورتی که واکه ستاک پسین افتاده باشد تیره هستند و اجازه هماهنگی نمی دهند. یافته ها، همچنین، نشان می دهد که واکه پیش وند نفی کمتر از پیش وندهای استمرار و التزام در فرایندهای هماهنگی شرکت می کند.
Emergence Distance Education (EDE) role in the Learning of English Language Skills during COVID-19 Pandemic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
During the COVID-19 pandemic, faculty members and students had to leave their face-to-face (FTF) classes and move into emergency distance education (EDE) contexts. Due to this drastic change in the system of education, investigating the probable effects of EDE on the quality of education seems essential. As such, this study has attempted to probe the effect of EDE on the language skills of Iranian EFL students. To do so, drawing on the maximum variation sampling, the present study embarked on a qualitative descriptive research method, triangulating data through written open-ended questionnaires and semi-structured interviews to collect data from 170 EFL students from different universities in Iran. The sample included BA students majoring in Teaching English as a Foreign Language (TEFL) and English Literature, aged above 18. Using Thematic Analysis (TA), students’ responses were transcribed, codified, and interpreted. The findings of TA revealed that along with several disadvantages and challenges that Iranian EFL students experienced in EDE with regard to learning English language skills, EDE provided some opportunities and benefits for their learning. The analysis of students’ responses also indicated that they deemed speaking skill as the most negatively influenced language skill and listening skill as the most positively affected skill. Furthermore, the findings represented that most of the students held teachers and administrators responsible for the problems and challenges they experienced in EDE contexts. The findings of the present study can encourage administrators, teachers, and students to prepare themselves for EDE against the possible subsequent waves.