ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
۱۲۱.

بررسی روابط علّی متغیرهای مؤثر در اکوسیستم نوآوری شرکتی مورد مطالعه، فولاد مبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۸
در فضای کنونی حاکم بر کسب وکارها، با توجه به میزان عدم قطعیت ها و پیچیدگی، صاحبان بنگاه ها به این نتیجه رسیده اند که بقا و تداوم حرکت بنگاه در مسیر توسعه، به توجه به معیارهای جدیدی نیازمند است. به عبارت دیگر، تنها عملکرد بنگاه در تعامل فعال با بازیگران پیرامونی در راستای پیشبرد نوآوری و تحول در مبانی مدیریت، با محوریت تعامل در یک بستر زنده و رو به تکامل، ضامن صحت مسیر توسعه بنگاه است. مفهوم اکوسیستم نوآوری، یک مفهوم بنیادین به شمار می رود و برای این نگرش جدید، به راهکار نوین مذکور مطرح شده است. تحلیل صحیح شاخص های پویایی و بقای اکوسیستم، به شناسایی کاستی های ساختاری، عملکردی و راهبردی در اکوسیستم کمک می کند و در صورت لزوم، بازیگران کلیدی را به اصلاح و بازتعریف سازوکارها و حتی نقش ها در اکوسیستم سوق می دهد. این مطالعه برای تحلیل فضای پیچیده و بسیار پویای اکوسیستم، ابتدا عوامل و متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم را در طول زمان شناسایی و با روش دلفی فازی ، این متغیرها را غربال کرده است؛ سپس برای نشان دادن تعاملات در بستر اکوسیستم، نمودار روابط علّی متغیرها را ترسیم کرده است. درنهایت، اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه به عنوان یک نمونه با فرآیند فوق، تحلیل شده است. در این پژوهش، 28 متغیر تأثیرگذار بر شرایط اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه، در قالب چهار زیرسیستم ارتباطات، توانمندی ها، اقتصاد و پایداری اکوسیستم دسته بندی شده اند؛ سپس با الگوگیری از پیشینه پژوهش در کنار بهره گیری از نظرات خبرگان، روابط علّی این متغیرها شناسایی و نمودار روابط علّی متغیرهای مؤثر بر اکوسیستم نوآوری فولاد مبارکه با توجه به زیرسیستم های مذکور، ارائه شده است.
۱۲۲.

توسعه زنجیره تأمین پایدار دارویی با ارائه استراتژی احداث انبار مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
با توجه به اهمیت موضوع کلیدی سلامت، توسعه یک زنجیره تأمین پایدار دارویی با هدف ارائه خدمات مطلوب و به موقع، ضروری است. یکی از چالش های زنجیره تأمین دارو، زوال پذیری محصولات دارویی است. در این راستا، توسعه استراتژی هایی از اهمیت بالایی برخوردار است که دارو مدت زمان کمتری در چرخه توزیع قرار داشته باشد و در دسترس بیماران قرار گیرد. در این مقاله با در نظر داشتن زنجیره تأمین سه سطحی شامل توزیع کننده اصلی و مجموعه ای از توزیع کنندگان فرعی و داروخانه ها، به رویکرد جدید یکپارچه سازی زنجیره تأمین دارو با توسعه استراتژی انبار مشترک توجه شده است. مدل سازی ریاضی به دو صورت یکپارچه با استراتژی انبار مشترک و غیر یکپارچه انجام شده است. با توجه به پیچیدگی مدل ریاضی یکپارچه، برای ارزیابی عملکرد مدل مسئله در ابعاد کوچک، متوسط و بزرگ، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی ذرات حل شده است. در نهایت نتایج حاصل از مدل یکپارچه در مقایسه با مدل غیر یکپارچه، نشان دهنده کاهش هزینه های زنجیره و کاهش مدت زمان دوره سفارش با بزرگ تر شدن ابعاد مسئله است.
۱۲۳.

مدل برنامه ریزی تصادفی چند مرحله ای لجستیک امداد بشردوستانه در شرایط بحران های همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه : مدیریت بهینه عملیات امداد و نجات در شرایط وقوع بلایای هم زمان، به ویژه هنگامی که بحران های ثانویه نیز به دنبال بحران های اولیه رخ می دهند، یکی از چالش های اساسی در برنامه ریزی لجستیک انسان دوستانه محسوب می شود. پیچیدگی این شرایط در اثر عدم قطعیت در تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوهای مختلف تشدید شده و لزوم طراحی مدل هایی کارآمد و حساس به این تغییرات را ضروری می کند. هدف اصلی این پژوهش توسعه مدلی چندهدفه برای تخصیص منابع، زمان بندی حمل ونقل و به حداقل رساندن اثرات کمبود منابع در شرایط وقوع هم زمان بلایای اولیه و ثانویه است. این مدل تلاش دارد علاوه بر کاهش زمان و هزینه حمل ونقل، سطح تقاضای تأمین نشده را نیز تا حد ممکن کاهش داده و توزیعی عادلانه از منابع را در میان مناطق آسیب دیده تضمین کند. روش ها : برای دستیابی به اهداف فوق، یک مدل سه هدفه شامل کمینه سازی زمان حمل ونقل، هزینه حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده توسعه یافت. مدل با استفاده از روش وزن دهی به یک مدل تک هدفه معادل تبدیل و با اعمال سناریوهای متنوع عدم قطعیت در تقاضا و احتمال وقوع بلایای ثانویه حل شد. جهت ارزیابی پایداری مدل، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی شامل تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوها انجام گرفت. همچنین عملکرد مدل در مقیاس های بزرگ تر با افزایش تعداد نقاط بحران، مراکز ذخیره سازی و سناریوها بررسی شد. علاوه بر این، تأثیر تغییرات تقاضای بحران ثانویه و هزینه های حمل ونقل نیز از طریق تحلیل های جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفت تا توانایی مدل در شرایط متفاوت بحرانی سنجیده شود. یافته ها : نتایج اولیه مدل در شرایط وزن دهی برابر میان سه هدف نشان داد که مقدار بهینه زمان و هزینه حمل ونقل در سطح قابل قبولی حفظ شده و میزان تقاضای تأمین نشده نیز در کمترین مقدار ممکن قرار می گیرد، که بیانگر کارایی مدل در ایجاد توازن میان اهداف متعارض است. تحلیل حساسیت نشان داد افزایش 20 درصدی تقاضا منجر به افزایش 5.3 درصدی زمان حمل ونقل و 7.1 درصدی تقاضای تأمین نشده می شود، در حالی که هزینه تنها 3.8 درصد افزایش می یابد که نشانگر پایداری مدل است. همچنین، افزایش 10 درصدی احتمال وقوع سناریوهای ثانویه زمان حمل ونقل را 4.6 درصد و تقاضای تأمین نشده را 3.2 درصد افزایش می دهد. نتایج مقیاس بزرگ نیز نشان داد با افزایش تعداد نقاط بحران به 50 و تعداد سناریوها به 100، استفاده از روش دو مرحله ای زمان حل را از 145 به 48 دقیقه کاهش داده و نرخ تأمین منابع تنها 2.9 درصد افت می کند، که قابلیت تعمیم مدل را تأیید می کند. ارزیابی وزن اهداف نشان داد تابع هزینه بیشترین حساسیت را به وزن ها دارد، در حالی که زمان حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده رفتار نسبتاً پایداری نشان می دهند. مقایسه تخصیص منابع در سناریوهای شامل بلایای اولیه و ثانویه نیز آشکار ساخت در نظر گرفتن بلایای ثانویه موجب افزایش میانگین نرخ تأمین منابع از 8٪ به 60٪ در مناطق غیر اولویت دار می شود که حاکی از توزیع عادلانه تر منابع است. تحلیل بحران ثانویه نشان داد افزایش 20٪ تقاضای طوفان، هزینه کل را 13٪ و تقاضای تأمین نشده را 20٪ افزایش می دهد. همچنین افزایش 20٪ هزینه حمل ونقل در مرحله ثانویه، هزینه کل را 10٪ افزایش اما زمان حمل ونقل را اندکی بهبود می دهد. تحلیل نهایی حساسیت تقاضای تأمین نشده نیز پایدار بودن مدل را در برابر تغییرات پارامترهای کلیدی تأیید کرد. نتیجه گیری : جمع بندی نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی ضمن برخورداری از پایداری و انعطاف پذیری در برابر عدم قطعیت، قادر است تخصیص منابع را در شرایط پیچیده بلایای هم زمان به شکل مؤثر و عادلانه بهبود دهد. همچنین حساسیت متفاوت اهداف و اهمیت بلایای ثانویه نشان می دهد که برنامه ریزی کارآمد لجستیک امدادی باید به ترکیبی از وزن دهی مناسب اهداف و لحاظ دقیق بحران های ثانویه توجه داشته باشد.
۱۲۴.

به کارگیری رویکرد ساختاری- تفسیری جهت طراحی مدلی برای بانکداری پایدار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۸۶
دستیابی به اهداف توسعه پایدار بانک ها در پیشبرد اهداف توسعه مالی آنها ضرورت دارد. هدف این مطالعه، طراحی مدلی برای بانکداری پایدار با بکارگیری رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری می باشد. جامعه آماری در بخش ISM خبرگان صنعت بانکداری که توسط نمونه گیری هدفمند، تعداد 15 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و همچنین در روش PLS، کارکنان صنعت بانکداری که توسط نمونه گیری غیراحتمالی و در دسترس، تعداد 60 نفر انتخاب شدند. برای اجرای مطالعه از پرسشنامه مدلسازی ساختاری-تفسیری، پرسشنامه تحلیل کمی استفاده شد. تحلیل داده ها در مرحله کمی با استفاده از نرم افزار Smart PLS انجام شد. بر اساس نتایج مدلسازی معادلات ساختاری PLS، عوامل کلان و دولتی بر عوامل زیست محیطی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، تکنولوژی نوین و سبز، انرژی پاک، منابع انسانی، مشتریان بانک و مدیریت بانک به ترتیب به میزان 814/0، 633/0، 867/0، 528/0، 485/0، 321/0، 336/0 و 482/0 تاثیر مثبت و معنادار دارند. همچنین عوامل زیست محیطی، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی، تکنولوژی نوین و سبز، انرژی پاک، منابع انسانی، مشتریان بانک و مدیریت بانک بر پیامد های بانکداری پایدار به ترتیب به میزان 775/0، 625/0، 447/0، 826/0، 851/0، 883/0، 637/0 و 614/0 تاثیر مثبت و معنادار دارند. مدل بانکداری پایدار در این پژوهش دارای 3 سطح است ، که درسطح یک پیامدهای بانکداری پایدار به عنوان تاثیرپذیرترین مولفه و عوامل کلان دولتی در سطح سه به عنوان تاثیرگذارترین مولفه دسته بندی شده اند.
۱۲۵.

به کارگیری مدل برنامه ریزی چند هدفه جهت انتخاب تأمین کنندگان در زنجیره تأمین مبنی بر رویکرد QFD(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۵۹
پژوهش حاضر به بررسی یک رویکرد ترکیبی نوین برای انتخاب تأمین کنندگان و تخصیص سفارشات با هدف بهبود عملکرد کیفیت و استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش، توسعه یک روش جامع شامل تکنیک SWARA برای ارزیابی معیارهای کیفی و برنامه ریزی آرمانی به همراه تحلیل حساسیت جهت انتخاب بهینه تأمین کنندگان است. در این پژوهش، از تکنیک QFD برای استخراج و تعیین معیارهای کیفی و از مرور ادبیات برای شناسایی معیارهای کمی استفاده شده است. سپس، تکنیک ترکیبی SWARA-QFD-GP برای ارزیابی، انتخاب و تخصیص سفارش به تأمین کنندگان به کار رفته است. یافته های پژوهش نشان داد که از میان خواسته های کیفی، «تحمل جنس» به عنوان مهم ترین معیار و «فرم و شکل دسته های کیسه یکسان باشد» به عنوان کم اهمیت ترین معیار شناسایی شده است. نتیجه گیری نشان داد که پتروشیمی بندر امام به عنوان تأمین کننده اصلی و اولویت دار انتخاب شده و سایر تأمین کنندگان به ترتیب پتروشیمی امیرکبیر، پتروشیمی آریا ساسول، پتروشیمی شازند اراک و پتروشیمی لرستان در رتبه های بعدی قرار دارند. با استفاده از برنامه ریزی آرمانی، مشخص شد که باید تمام تقاضاها از پتروشیمی بندر امام تأمین گردد و تحلیل حساسیت نیز تأیید کرد که این تأمین کننده به طور مستمر به عنوان تأمین کننده پایدار شناخته شده است. این پژوهش با نوآوری در ترکیب روش های تصمیم گیری و تحلیل حساسیت، به بهبود فرآیند انتخاب تأمین کنندگان و تخصیص سفارشات کمک کرده است.
۱۲۶.

اولویت بندی سناریوهای بهینه سازی شده در زنجیره تأمین مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
امروزه با توجه به شرایط نامناسب آب وهوایی و تغییرات اقلیمی در دنیا و ایران، لزوم توجه به مبحث پایداری در تمام موضوعات احساس می شود. در این تحقیق، 6 شاخص تعریف شده است که هریک از آنها به یک بعد پایداری مربوط است. این شاخص ها شامل میزان تولید گازهای گلخانه ا ی و آب مصرفی، مقدار تراز تجاری و میزان خودکفایی در تولید مواد غذایی حیوانی و گیاهی و پروتئین حیوانی اند. همچنین 4 سناریو یا رخداد، که احتمال وقوع آنها در زنجیره تأمین مواد غذایی در ایران نسبتاً زیاد است، بررسی و با شاخص های تعریف شده سنجیده شده اند. پرسش اصلی این تحقیق، نحوه ارتباط شاخص ها با یکدیگر و چگونگی تأثیر سناریوی انتخاب شده بر هر بعد پایداری است. در نهایت با استفاده از روش تاپسیس، سناریوها بر اساس این شاخص ها اولویت بندی شده است. همچنین به منظور تعیین نحوه و میزان اثرگذاری یا اثرپذیری هر معیار از دیگر معیارها، از روش دیمتل فازی استفاده و پرسش نامه ای به این جهت، طراحی شده است و خبرگان آن را پر کرده اند. نتیجه حاصل شده به این صورت است که سناریوی 4، که به طور مستقیم به بعد شاخص اقتصادی تمرکز دارد، در اولویت اول قرار گرفته است. از طرف دیگر معیارهای «میزان آب مصرفی» و «خودکفایی در تولید مواد غذایی با منشأ گیاهی»، معیار های اثرگذار و علی و مابقی معیارها اثرپذیرند. معیارهای «میزان خودکفایی در تولید مواد غذایی حیوانی» و «میزان خودکفایی در تولید پروتئین حیوانی»، بیشترین تعامل را با دیگر معیارها دارند.
۱۲۷.

بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود با تاکید بر نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تجربی توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود با تاکید بر نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 133 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 10 ساله بین سال های 1392 تا 1401 موردبررسی قرار گرفتند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار ایویوز 10 استفاده شده است. یافته ها : یافته های حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از رگرسیون چند متغیره نشان داد که در شرکت هایی که توانایی مدیران بالاتر دارند، ضریب واکنش سود به طور معناداری افزایش می یابد. به علاوه مشخص شد که توانایی مدیریت بر محیط اطلاعاتی شرکت تاثیر مستقیم و مثبت دارد. محیط اطلاعاتی شرکت بر ضریب واکنش سود تاثیر مستقیم و مثبت دارد. توانایی مدیریت بر ضریب واکنش سود از طریق نقش میانجی محیط اطلاعاتی شرکت تاثیر دارد؛ بنابراین، مدیران داخلی توانمند، می توانند از طریق محیط اطلاعاتی شرکت، موجبات بهبود ضریب واکنش سود شوند. بررسی تاثیرات متقابل این مولفه ها گامی مفید در جهت تکمیل ادبیات مربوط به این دو موضوع در محیط اقتصادی مربوط به بازار سرمایه ایران باشد و با توجه به اینکه نتایج آن برای سهامداران، سرمایه گذاران، مدیران و موسسات اعتباری و شرکت ها می تواند مفید باشد. اصالت/ارزش افزوده علمی: توانایی مدیریت تاثیر زیادی در کیفیت گزارش های مالی ازجمله محتوای اطلاعات سود دارد و همچنین در جلوگیری از تقلب در هیئت مدیره و مدیریت موثر است و می تواند به سرمایه گذاران در کاهش عدم تقارن اطلاعات کمک کند، همچنین نتایج نشان دهنده عدم وجود نتایج غیرقطعی راجع به عواملی که تاثیر مثبت یا منفی بر محتوای اطلاعاتی سود دارند، می باشد.
۱۲۸.

اکوسیستم فیجیتال: یک تحلیل SWOT با هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف: با ادغام فضاهای فیزیکی و دیجیتال، اکوسیستم فیجیتال به عنوان یک چارچوب نوین در تجربه کاربری و تعاملات انسانی-فناوری مطرح شده است. این پژوهش به تحلیل SWOT اکوسیستم فیجیتال با هدف بررسی تاثیرات آن بر توسعه اقتصادی و اجتماعی پرداخته و نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آن را شناسایی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از رویکرد کیفی و روش تحلیل SWOT برای ارزیابی اکوسیستم فیجیتال استفاده کرده است. داده ها از طریق بررسی منابع علمی، مطالعات موردی و تحلیل های نظری استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا از مطالعات جهانی منتشرشده در پایگاه های داده معتبر علمی موردبررسی قرار گرفته اند. یافته ها : نتایج نشان می دهد که اکوسیستم فیجیتال با بهره گیری از فناوری هایی مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و متاورس، می تواند تجربه های تعاملی و شخصی سازی شده ای را ایجاد کند که منجر به افزایش شفافیت، بهبود تعاملات مشتری و کاهش مصرف منابع می شود. در مقابل، هزینه های بالا، پیچیدگی های فنی، چالش های پذیرش اجتماعی و نگرانی های حریم خصوصی ازجمله موانع اصلی آن هستند. همچنین، این اکوسیستم فرصت هایی همچون گسترش بازار، افزایش وفاداری مشتریان و بهبود کارایی اقتصادی را به همراه دارد، اما درعین حال تهدیدهایی نظیر سرعت تغییرات فناوری و افزایش شکاف دیجیتالی نیز مطرح هستند. اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با ارایه یک چارچوب تحلیلی جامع برای بررسی نقاط قوت و ضعف اکوسیستم فیجیتال، به دانش نظری و کاربردی این حوزه می افزاید. همچنین، با شناسایی فرصت ها و تهدیدهای کلیدی، راهکارهایی برای تدوین استراتژی های جامع اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد می کند که به بهینه سازی بهره برداری از این اکوسیستم در راستای توسعه پایدار، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای بهره وری اقتصادی کمک می کند.
۱۲۹.

شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی در حوزه مهندسی و ساخت خودرو (مورد مطالعه:گروه صنعتی ایران خودرو)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
شناسایی عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی یکی از مهمترین پیش نیازهای این فرایند می باشد، فقدان انجام پژوهش در زمینه انتقال تکنولوژی در حوزه مهندسی و ساخت خودرو پژوهشگر را بر ان داشت تا نسبت به انجام این پژوهش اقدام نماید.هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر فرایند انتقال تکنولوژی و تعیین شکاف های موجود در حوزه مهندسی و ساخت خودرو در گروه صنعتی ایرانخودرو بوده، جامعه آماری تحقیق برای بخش دلفی،10 نفر از خبرگان و برای بخش تحلیل اماری، 93 نفر از افراد صاحبنظر در حوزه مهندسی و ساخت خودرو می باشند.در این پژوهش از ابزار مصاحبه و پرسشنامه باز بهره برداری شد. روش تحقیق دلفی بوده و تحلیل اماری با استفاده از نرم افزارSPSS به روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده است،. مقادیر ازمونKMO، بارتلت ،r و همچنین شاخص های اشتراک نشان از همبستگی بین متغیر ها داشته و از درجه اعتبار کافی برخوردار می باشد. نتایج نشان داد اگر ایرانخودرو بخواهد 19 شکاف شناسایی شده در حوزه مهندسی و ساخت را مرتفع یا کاهش دهد باید به 3 عامل مشارکت فراسازمانی، زیرساخت، آگاهی و دانش توجه بیشتری نماید.9 شکاف شناسایی شده با توجه نمودن به عامل مشارکت فراسازمانی، 5 شکاف شناسایی شده با مد نظر قرار دادن عامل زیرساخت و 5 شکاف شناسایی شده دیگر نیز با توجه ویژه به عامل آگاهی و دانش قابل کاهش می باشند.
۱۳۰.

شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر پایداری کسب وکارهای استارتاپی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: رویکرد اقتصادی نوین در زمینه اطلاعات و فناوری، شناسایی، حمایت و ارتقای اکوسیستم های استارتاپ می تواند گام مهمی در رشد و توسعه اقتصادی باشد. اندکی شفاف سازی در نکات پراهمیت در راه اندازی استارتاپ ها می تواند درصدی از میزان ریسک در موفقیت را کاسته و فعالیت و سرمایه گذاری در این زمینه را تسهیل کند. این پژوهش به شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر پایداری کسب وکارهای استارتاپی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در راستای بهبود وضعیت عملکرد اقتصادی، می پردازد. روش شناسی: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش دلفی فازی، شاخص های موثر بر پایداری شناسایی شد و با استفاده از تحلیل عاملی و روش حداقل مربعات جزیی و نرم افزار SmartPLS ، مدل مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه ICT در بخش کیفی و کارشناسان با حداقل مدرک کارشناسی در بخش کمی بوده است. از روش گلوله برفی برای انتخاب خبرگان در بخش کیفی و از نمونه گیری تصادفی در استارتاپ های منتخب در دسترس، در بخش کمی استفاده شده است. یافته ها: نتیجه گیری نهایی به شناسایی 86 شاخص برای افزایش پایداری استارتاپ ها منجر شده که در ابعاد مالی، خارجی، بازار، سازمانی، مدیریت و کارآفرینی و فناوری محصول دسته بندی گردیده اند. اصالت/ارزش افزوده علمی: پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر اساس مهم ترین شاخص ها ارایه گردید. در بعد سازمانی شاخص مشتریان موجود در هنگام راه اندازی یک شرکت دارای بیش ترین اهمیت در میان شاخص های دیگر است و در بعد مدیریت و کارآفرینی تجربه مدیریت کارآفرین این نقش را دارا است. از این رو مدیر هر کسب وکاری باید دارای تجربه و خلاقیت لازم در آن حوزه باشد. در بعد خارجی حمایت دولت بیش ترین سهم را جهت پایداری کسب وکارها داراست از این رو دولت مردان باید کسب وکارهایی را که باعث رونق اقتصادی می شوند، بیش ترمورد توجه قرار دهند. در بعد بازار توجه به بازارهای محلی موجود به شدت می تواند موثر باشد. در بعد مالی مهم ترین شاخص مشارکت کارکنان در سود است که مدیران باید توجه داشته باشند که این موضوع نقش حایز اهمیتی در ایجاد و پایداری انگیزه در کارکنان دارد. در بعد فناوری محصول طراحی ساختار مختلف محصول از مهم ترین شاخص ها در این عامل است که باید به آن توجه شود.
۱۳۱.

بازطراحی فرآیندهای صنعتی با الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب و کار: مطالعه موردی برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه و اهداف: صنعت تایرسازی به دلیل نقش حیاتی در کاربرد خودرو و حمل ونقل و وابستگی آن به مشتقات نفتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. بیش از 60 درصد مواد اولیه تایرسازی از مشتقات نفتی است و ایران با دارابودن منابع نفتی، از کشورهای مستعد در این صنعت محسوب می شود.این پژوهش با هدف بهبود کارایی و چابکی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی انجام شده است. هدف اصلی این بازطراحی، ایجاد یکپارچگی جریان داده ها و دسترسی لحظه ای به اطلاعات بود. این اقدامات تصمیم گیری را در صنعت تایر تسهیل کرده، سرعت پاسخ گویی به تغییرات بازار را افزایش داده و برنامه های تولید را به هنگام می کند که در نهایت موجب حفظ مزیت رقابتی سازمان های فعّال در این حوزه می شود. وجه نوآورانه این پژوهش در به کارگیری الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار برای بازمهندسی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی است. در حالی که در بسیاری از صنایع، مدل سازی فرآیندهای کسب وکار به عنوان ابزاری کلیدی برای بهینه سازی عملیات استفاده شده است، به کارگیری این روش در صنعت تایرسازی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این پژوهش با تمرکز بر یکپارچه سازی داده ها، کاهش گلوگاه های اطلاعاتی و افزایش چابکی سیستم، چارچوبی جدید برای بازطراحی فرآیندهای تولید در یک مطالعه موردی تایرسازی در ایران ارائه می دهد که می تواند به عنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد. روش ها: در این پژوهش کاربردی، از مدل سازی فرآیندهای کسب وکار و «مدل و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار» برای بازطراحی فرآیندها و از روش های تحقیق کیفی شامل مشاهده مشارکتی و مصاحبه های عمیق جهت جمع آوری اطّلاعات استفاده شده است. برای تحلیل فرآیندهای کسب وکار و بازمهندسی آن ها، از الگوی پنج مرحله ای منگانلی-کلاین استفاده گردید. این مراحل شامل تعریف اهداف و آمادگی برای پروژه بازطراحی، انتخاب فرآیندهای کلیدی، مطالعه عملکرد فعلی، طراحی فناوری اطلاعات برای فرآیندهای جدید و در نهایت پیاده سازی فرآیندها و محیط های کاری جدید است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرآیند برنامه ریزی تولید با چالش هایی نظیر عدم تطابق اهداف بازاریابی با قابلیت های تولید، فقدان یکپارچگی اطلاعات و ناکارآمدی سیستم های موجود مواجه است. در مدل بازطراحی شده، درخواست های بازار از طریق واحد فروش به سیستم یکپارچه ارسال و داده ها تحلیل، اعتبارسنجی و پردازش می شوند. برنامه تولید ماهانه بر اساس اطلاعات به روز و ظرفیت گلوگاه ها تدوین و تأیید شده، سپس به برنامه روزانه تبدیل و برای اجرا ارسال می شود. در صورت تغییر نیازهای فروش، این تغییرات بررسی شده و فرآیند برنامه ریزی مجدداً طی می شود تا تطبیق پذیری تولید با تقاضای بازار افزایش یابد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری اطلاعات در بازمهندسی فرآیندهای کسب وکار صنعت تایرسازی، باعث بهبود چابکی و کارایی فرآیند برنامه ریزی تولید می شود. سیستم یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان، کلیه مراحل ظرفیت سنجی و برنامه ریزی ایستگاه های کاری را به صورت خودکار انجام می دهد. این رویکرد، فرآیند تصمیم گیری را تسریع کرده، انعطاف پذیری سازمان را در برابر تغییرات بازار افزایش داده و موجب کاهش زمان پاسخ گویی می شود. از دیگر مزایای این بازمهندسی می توان به بهبود رضایت مشتریان و افزایش بهره وری سازمان اشاره کرد. استفاده از فناوری اطلاعات در این فرآیند، امکان پردازش سریع و دقیق اطلاعات را فراهم کرده و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط متلاطم بازار را تقویت می کند. همچنین، این سیستم موجب کاهش تداخلات بین واحدهای سازمانی شده و برنامه ریزی تولید را به طور مداوم بهینه سازی می کند. نتایج تحقیق تأیید می کند که پیاده سازی فرآیندهای بازطراحی شده، علاوه بر بهبود کارایی، به تنظیم دقیق تر برنامه های تولید کمک کرده و مزیت رقابتی سازمان را تقویت می کند.
۱۳۲.

چارچوب سیاستی برای توسعه اکو سیستم کارآفرینی در صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۰
نهادهای دولتی در تعامل با یکدیگر قرار دارند تا توسعه زیست بوم کارآفرینی را به منظور رشد کسب وکارهای فناورانه شکل دهند. منطق مداخله و سیاست گذاری دولت در این حوزه، ناشی از ماهیت کالای عمومی فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) است. هدف این پژوهش، شناسایی سیاست های توسعه کسب وکارهای صنعت فاوای کشور در چارچوب زیست بوم کارآفرینی است. با توجه به خلأ نظری موجود در پژوهش های مرتبط با اکوسیستم، این مقاله به شناسایی سیاست ها از طریق مطالعه میدانی و بر اساس نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی می پردازد. روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد کیفی است و دانش ضمنی خبرگان از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری می شود. برای تعیین حجم نمونه علمی، از روش گلوله برفی استفاده شده و این پژوهش با انجام ۲۹ مصاحبه به اشباع نظری رسیده است. داده ها از طریق کدگذاری سه مرحله ای تحلیل می شوند. با ترکیب یافته های پژوهش میدانی، ادبیات موضوع و شرایط زمینه ای ایران، سیاست های ایجاد و رشد کسب وکارهای صنعت فاوا در قالب توسعه زیست بوم کارآفرینی و در چارچوب نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی شناسایی می شود. نوآوری پژوهش از بعد نظری، استفاده از لنز نظریه های عرضه و تقاضای کارآفرینی برای پر کردن خلأ نظری در پژوهش های اکوسیستم است و از منظر کاربردی، شناسایی سیاست های ایجاد و رشد کسب وکارهای صنعت فاوا با توجه به زمینه ایران محسوب می شود. یافته ها نشان می دهد دولت از طریق اتخاذ سیاست هایی در سمت عرضه کارآفرینی، می تواند با توسعه فناوری، رشد و توسعه اقتصادی، ارتقای سطح تحصیلات، مدیریت ترکیب جمعیت، افزایش نرخ شهرنشینی و کاهش مهاجرت سرمایه انسانی، در توسعه زیست بوم فاوا نقش آفرینی کند. همچنین، در سمت تقاضای کارآفرینی، دولت می تواند از طریق توسعه فرصت های کارآفرینی، تسهیل قوانین و مقررات به منظور کاهش هزینه های مبادله، توسعه نهادها و بازارهای تأمین مالی نوین، آموزش تخصصی و انتقال فناوری، با تمرکز بر همکاری دولت، دانشگاه و صنعت، زمینه رشد و توسعه کسب وکارهای فاوا را فراهم کند.
۱۳۳.

ارزیابی تأمین کنندگان در مگاپروژه های ماژولار با استفاده از رویکرد LOPCOW-ARTASI تحت عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
ارزیابی تأمین کنندگان در موفقیت مگاپروژه های ماژولار نقشی تعیین کننده دارد؛ زیرا این پروژه ها به واسطه ی نیاز به هماهنگی پیچیده ی زیرسیستم های گوناگون و یکپارچگی دقیق ماژول ها، مستلزم همکاری با تأمین کنندگانی توانمند هستند. هدف این تحقیق ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی تامین کنندگان مگاپروژه های ماژولار است. در این پژوهش، برای اولین بار جهت ارزیابی تامین کنندگان از رویکرد ترکیبی مبتنی بر روش های LOPCOW و ARTASI توسعه یافته بر اساس مجموعه های فازی کروی (SF-LOPCOW و SF-ARTASI) استفاده شده است. این رویکرد قادر است هم زمان با عدم قطعیت و تصمیم گیری گروهی مقابله کند. بر اساس این رویکرد، ۳۱ معیار مبتنی بر ابعاد پایداری برای فرایند ارزیابی تامین کنندگان مگاپروژه های ماژولار شناسایی شده است. سپس، با استفاده از روش SF-LOPCOW وزن دهی به معیارها انجام می شود. بر اساس نتایج این مرحله، هزینه، استراتژی و سازمان دهی و میزان پسماند تولیدی به ترتیب با ۰.۰۸۷، ۰.۰۸۳ و ۰.۷۹ بیشترین وزن ها را به خود اختصاص دادند. در آخر، بر اساس یک مطالعه موردی ۱۲ شرکت تامین کننده تعیین شده برای مسئله ارزیابی تامین کنندگان مگاپروژه های ماژولار از طریق روش SF-ARTASI ارزیابی و اولویت بندی می گردند. مقایسه نتایج SF-ARTASI با سایر روش های تصمیم گیری چند معیاره موجود در ادبیات و همچنین تحلیل حساسیت، کارآمدی رویکرد پیشنهادی و پایداری رتبه بندی آن را در سناریوهای مختلف نشان می دهد.
۱۳۴.

به کارگیری روش دلفی در شناسایی ابعاد و شاخص های موثر بر توسعه نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش خودرو با رویکرد اکوسیستم نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
به دنبال تقویت نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش خودرو، این پژوهش از رویکرد اکوسیستم نوآوری برای شناسایی و کشف عواملی که بر پویایی نوآوری تأثیر می گذارند، بهره گرفته است. این پژوهش بر بخش خودروسازی ایران متمرکز است و نقش حیاتی خدمات پس از فروش را در افزایش رقابت پذیری و رضایت مشتری برجسته می سازد. ازطریق بررسی دقیق ادبیات و فرایند دلفی، 64 شاخص کلیدی در پنج بُعد شامل زیرساخت، سرمایه، دانش، فرهنگ و تعامل بازیگران شناسایی شد. خبرگان این حوزه، ازجمله مدیران عامل و کارشناسان کلیدی صنعت، در نظرسنجی مبتنی بر روش دلفی برای ارزیابی اهمیت این شاخص ها شرکت کردند. این یافته ها توافق نظر خبرگان را درمورد بیشتر شاخص ها نشان داد و تأثیر آن ها را بر نوآوری در صنعت خدمات پس از فروش نشان داد. این پژوهش بینش های ارزشمندی را برای رهبران صنعت، سیاست گذاران و محققان ارائه می-دهد. با سرمایه گذاری بر این بینش، سازمان ها می توانند به طور راهبردی قابلیت های نوآوری خود را افزایش دهند، کیفیت خدمات را بهبود بخشند و درنهایت رضایت مشتری را افزایش دهند. این پژوهش همچنین بر ظرفیت کاربرد گسترده تر این بینش ها در خارج از ایران تأکید می کند و بر ارتباط اکوسیستم های نوآوری در شکل دهی آینده خدمات پس از فروش در صنعت خودروسازی جهانی تأکید می کند.
۱۳۵.

شناسایی مکانیزم های حفظ و نگهداشت کارآفرینانه نیروی انسانی، مشوق رفتار کارآفرینانه سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۸
در عصر حاضر که تغییر و تحولات محیطی از مهم ترین چالش های فراروی سازمان ها به شمار می روند، سازمان ها نقش مهمی در توسعه ی کارآفرینی و کسب مزیت رقابتی و ارزش آفرینی دارند که این مهم از طریق منبع ارزشمند سازمانی یعنی سرمایه انسانی صورت می پذیرد. از این رو تاثیرگذاری بر سرمایه های انسانی از طریق اقدامات راهبردی مدیریت منابع انسانی می تواند منجر به بروز رفتار کارآفرینانه در میان کارکنان در جهت اهداف سازمان اعم از رشد سودآوری، نوآوری و ... شود. برای تحقق هدف پژوهش از رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی چندگانه بهره گرفته شد. میدان پژوهش ده شرکت در چهار صنعت رقابتی و جامعه آماری این پژوهش را برخی مدیران و مشاوران شرکت های مورد بررسی که با حوزه منابع انسانی و کارآفرینی سازمانی آشنا باشند تشکیل داده اند که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند درمجموع 26 نفر از افراد خبره این شرکت ها شناسایی شدند. برای تحلیل داده های جمع آوری شده، از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه نگهداشت کارآفرینانه شامل شش زیرمولفه؛ برنامه های رضایت سنجی کارکنان، طراحی و اجرای نظام استعدادیابی کارآفرینانه، طراحی و اجرای نظام انگیزشی کارآفرینانه، نظام ارتباطات داخلی، نظام جبران خدمت کارآفرینانه و برنامه توسعه فردی کارکنان می تواند در بروز رفتارهای کارآفرینانه سازمانی موثر باشند.
۱۳۶.

Mathematical Models for Enhancing Humanitarian Aid in Road Accidents: A Comprehensive Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
Objective : Globally, road traffic accidents cause significant humanitarian, social, and economic costs, resulting in the need to have efficient and fast response mechanisms. Data-based tools can improve humanitarian aid's speed and equity using mathematical modeling, especially optimization, stochastic, fuzzy, and System Dynamics methods. This paper provides a systematic review of the role of these models in helping with post-accident humanitarian strategies and determining key factors that can affect the success of such models due to uncertainty. Methods : A systematic review was performed under PRISMA guidelines using the PICOS framework. Scopus and Web of Science literature were analyzed, focusing on peer-reviewed studies applying mathematical modeling to humanitarian response in road-accident contexts. Models were categorized by data type (stochastic, deterministic, fuzzy), method (exact vs. heuristic), and capability in managing uncertainty and feedback. Special attention was given to System Dynamics, which captures nonlinear feedback loops and time delays in prevention and response systems.  Results : Recent research highlights a shift toward predictive analytics, IoT, and machine learning to improve humanitarian logistics. Stochastic and fuzzy models effectively address real-world uncertainties, while dynamic and feedback-based models, particularly SD, outperform static ones by enhancing resource allocation, reducing response times, and strengthening decision-making. Conclusion : The mathematical modeling (in particular, with integration into the System Dynamics) demonstrates the possibility of humanitarian aid optimization in road accident handling. The paper highlights evidence-based, adaptive, and feedback-driven solutions through real-time information and uncertainty modeling to develop resilient, efficient, and scientific information-informed emergency response systems.
۱۳۷.

انتخاب تأمین کننده پایدار گوشت به کمک روش دیمتل-تاپسیس در شرایط عدم قطعیت داخلی و خارجی (مورد مطالعاتی: شرکت شهروند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۴
امروزه، با وجود آگاهی فزاینده ای که درباره ارزیابی تأمین کنندگان با توجه به جنبه های پایداری وجود دارد، محدودیت هایی در انتخاب تأمین کننده براساس عملکرد پایدار از نظر نبود فهرست جامعی از معیارهای پایداری و روش های توسعه یافته برای ارزیابی این معیارها وجود دارد. با توجه به فضای پیچیده و عدم اطمینان حاکم بر این معیارها و ارزیابی تامین کنندگان و نیاز به دقت و حساسیت بالا در این ارزیابی، هدف این تحقیق استفاده از رویکرد دیمتل-تاپسیس راف-فازی در مسئله رتبه بندی تامین کنندگان گوشت و دام زنده برای مدیریت هم عدم قطعیت داخلی و خارجی و هم پیچیدگی معیارهای پایداری است. در مرحله اول بکمک روش دیمتل راف-فازی وزن و روابط درونی بین این معیارها مشخص می شود. سپس در مرحله دوم روش تاپسیس راف-فازی برای تعیین رتبه تامین کنندگان استفاده خواهد شد. قابلیت استفاده از این رویکرد با ارزیابی تامین کنندگان در یک مورد مطالعه در زنجیره تأمین گوشت بررسی شد. نتایج نشان می دهد پنج معیار هزینه، سلامت دام و تازگی گوشت، تاثیر روی جامعه محلی، قابلیت اطمینان تحویل و توانایی فناوری به ترتیب به عنوان پنج معیار برتر هستند که روی انتخاب تامین کننده پایدار تاثیر چشم گیری دارند.
۱۳۸.

شناسایی و تحلیل موانع شکل گیری همکاری مبتنی بر مشارکت مردم در بحران های همزمان مبتنی بر نقشه شناختی فازی و مدلسازی چند هدفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: وقوع فجایع همزمان، چه طبیعی و چه انسان ساخت، چالش های عظیمی برای دولت ها ایجاد می کند که معمولا به دلیل محدودیت های منابع، مشکلات لجستیکی و مقیاس وسیع این حوادث قادر به ارائه امدادرسانی سریع و مؤثر نیستند. در این شرایط، همکاری و مشارکت عمومی نقش اساسی ایفا می کند. با این حال، مشارکت مردم در تلاش های امدادی با موانع متعددی مواجه است که کارایی و اثربخشی این تلاش ها را محدود می کند. این مطالعه، هدف خود را شناسایی این موانع و سپس پیشنهاد راهکارها و استراتژی های مؤثر برای افزایش مشارکت عمومی در امدادرسانی قرار داده است. با تمرکز بر شناسایی و غلبه بر این موانع، هدف مطالعه، ارائه نقشه راهی برای بهبود مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها است. روش: این تحقیق به روش های چندگانه ای برای تحلیل موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی می پردازد. در ابتدا، موانع شناسایی و دسته بندی می شوند و برای تحلیل این موانع از روش نقشه شناختی فازی (FCM) استفاده می شود که یک نمای تصویری از تعاملات پیچیده میان موانع مختلف ارائه می دهد. این روش کمک می کند تا ارتباطات بین عوامل مختلف و تأثیرات آن ها بر مشارکت عمومی در امدادرسانی به طور دقیق تر درک شود. پس از شناسایی موانع، برای انتخاب استراتژی های مؤثر در ارتقاء مشارکت عمومی، از ترکیب روش خانه گسترش کیفیت (QFD) و مدلسازی چندهدفه استفاده می شود. برای حل مدل چندهدفه، از روش محدودیت اپسیلون و نرم افزار Gems بهره برداری شده است تا استراتژی های بهینه برای مقابله با موانع شناسایی شده انتخاب شوند. یافته ها: از طریق مرور جامع ادبیات موجود و مصاحبه با خبرگان، 30 مانع اصلی شناسایی و در چهار دسته کلی شامل توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی افراد، عوامل فرآیندی، عوامل فرهنگی و عوامل زیرساختی طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که مهم ترین موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی به شرح زیر است: آموزش عمومی پایین در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها، که موجب ناآگاهی عمومی از نحوه واکنش در مواقع بحرانی می شود؛ هماهنگی ضعیف بین دولت ها، سازمان های مردم نهاد و استان ها به دلیل تفاوت اهداف و ماموریت ها، که مانع از تشکیل شبکه ای مؤثر برای امدادرسانی می شود؛ کمبود اعتماد بین مردم و مسئولان، که منجر به تمایل کمتر مردم به مشارکت در تلاش های امدادی و کاهش اثربخشی آن ها می گردد؛ و زیرساخت های ناکافی از جمله مشکلات در ارتباطات و فناوری اطلاعات، که جریان اطلاعات را در زمان بحران مختل کرده و کارایی عملیات امدادرسانی را کاهش می دهد. نتیجه گیری: برای افزایش همکاری مبتنی بر مشارکت عمومی در امدادرسانی، این تحقیق پیشنهاد می کند که استراتژی ها باید بر سه محور اصلی متمرکز شوند: توانمندسازی، زیرساخت ها و فرهنگ. استراتژی های توانمندسازی مانند توسعه آموزش های عمومی در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند تا سطح آگاهی و مشارکت عمومی افزایش یابد. در زمینه زیرساخت ها، باید بر تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات، بهبود شبکه های ارتباطی و تأمین حمایت های مالی و دولتی برای تسهیل عملیات امدادی تمرکز شود. از نظر فرهنگی، ترویج شعائر امدادرسانی و پرورش فرهنگ مسئولیت اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد و شهرداری ها و سازمان هایی مانند جمعیت هلال احمر نقش رهبری در این زمینه داشته باشند. با تمرکز بر این سه محور، می توان مشارکت عمومی را به طور مؤثری افزایش داد و به بهبود توانایی های پاسخ دهی و تاب آوری در برابر بحران ها کمک کرد.
۱۳۹.

ارائه مدل الزامات طراحی شبکه هم زیستی صنعتی با استفاده از روش فراترکیب (مورد مطالعه: شهرک صنعتی بابل عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۹
مقدمه: چالش های زیست محیطی در پارک های صنعتی به طور فزاینده ای حیاتی شده اند که با دفع نامناسب زباله و کاهش منابع مشخص می شود. این مسائل نیازمند راه حل های نوآورانه برای توسعه صنعتی پایدار است. شبکه های هم زیستی صنعتی یک رویکرد امیدوارکننده برای رسیدگی به چالش های پیچیده زیست محیطی و اقتصادی است. این تحقیق بر ارائه مدل الزامات طراحی شبکه هم زیستی صنعتی برای شهرک صنعتی در شهر بابل عراق متمرکز است. روش تحقیق: تحقیق حاضر از نظر هدف توصیفی و از نظر نوع استفاده کاربردی است. جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات در این پژوهش از مطالعه کیفی فراترکیب استفاده شده است و منابع دانشگاهی منتشر شده بین سال های 2016 و 2023 استفاده شده است. پیش از رسم مدل ابتدا باید مولفه های شناسایی شده توسط روش فراترکیب، غربالگری شده و با شرایط مورد مطالعه تطبیق داده شوند. برای این منظور از روش دلفی استفاده شده است. در این پژوهش، پنل خبرگان دلفی متشکل از 15 نفر شامل 8 نفر از مدیران ارشد شهرک صنعتی بابل (با حداقل 10 سال سابقه)، 4 نفر از اساتید دانشگاه با تخصص مدیریت تولید و زنجیره تأمین، و 3 نفر از مشاوران صنعتی با تجربه در حوزه هم زیستی صنعتی است. روش دلفی طی سه مرحله انجام شده است. در نهایت با استفاده از نرم افزار Atlas.ti مدل نهایی برای الزامات مورد تایید خبرگان استفاده شد. یافته ها : در این تحقیق، پس از غربال گری مقالات، کتاب ها و پایان نامه های جستحو شده در پایگاه های معتبر علمی، در نهایت 46 مقاله انتخاب شدند. با پیروی از رویکرد هفت مرحله ای سندلوفسکی و باروسو، 46 الزام طراحی شبکه هم زیستی شناسایی شده در پنج بعد فنی، سازمانی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی دسته بندی شدند. در نهایت 16 الزام به تشخیص خبرگان انتخاب و مدل اطلس برای آنها ترسیم شد. برای اعتبار سنجی مدل از روش آزمون فرضیات مبتنی بر روابط بین متغیرها استفاده شد. نتایج بدست آمده، اعتبار مدل طراحی شده را تایید می نماید. نتیجه گیری : این تحقیق چارچوبی جامع برای درک و اجرای شبکه های هم زیستی صنعتی در بابل، عراق ارائه می کند .مدل طراحی شده برای شبکه هم زیستی صنعتی شامل پنج بعد کلیدی است که در قالب یک ساختار یکپارچه ارائه شده است. این ابعاد شامل بعد سازمانی، اقتصادی، اجتماعی، نهادی و فنی هستند. هر یک از این ابعاد نقش منحصربه فردی در موفقیت شبکه ایفا می کنند و در عین حال، از طریق ارتباطات متقابل با یکدیگر تعامل دارند. بعد سازمانی پایه ای ترین مؤلفه برای ایجاد همکاری بین اعضای شبکه است که شامل عواملی است که به مدیریت و هماهنگی میان شرکت های عضو شبکه مربوط می شود، از جمله ظرفیت سازمانی، اعتماد متقابل، اشتراک دانش و نگرش مدیریت. از نظر وجه تمایز تحقیق حاضر باید گفت، تاکنون مطالعه اندکی از جنبه کاربردی، به شناسایی الزامات و مدل های متناسب با آن در رابطه با شبکه هم زیستی صنعتی پرداخته اند. نکته قابل توجه دیگر، تعداد پایین مطالعات در رابطه با شبکه هم زیستی در کشورهای در حال توسعه است. علاوه بر این، در حالی که اکثر پژوهش ها از روش های کمی یا داده  بنیاد برای مدل سازی شبکه های هم زیستی صنعتی استفاده کرده اند، این تحقیق با استفاده از فراترکیب تلاش کرده است تا مجموعه ای از یافته های موجود را ترکیب کند و مدلی جامع و نظام مند ارائه دهد.
۱۴۰.

A Risk and Reliability-Based Scheduling Method for Troubleshooting Regulators in Gas Pressure Stations: A Case Study of Isfahan Gas Company(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
Objective : This research presents a new method for scheduling troubleshooting operations of station regulators in natural gas distribution stations, focusing on the importance index of equipment, reliability, and risk management. Methods : Using reliability-based maintenance principles and the expertise of professionals from Isfahan Gas Company, we selected 166 regulators from 112 pressure reduction stations in Isfahan. We assessed the importance index of each station and evaluated the potential consequences of its failure risks, followed by calculating its reliability metrics. The results were grouped using the K-means clustering method. Ultimately, we identified the optimal time frame for conducting troubleshooting operations.  Results : In this study, 166 regulators were grouped into three clusters. The average time required to perform troubleshooting activities varied among the clusters. For the first cluster, the average time was determined to be 48 hours. The second cluster had an average troubleshooting time of 544 hours, while the third cluster had an average of 829 hours. Currently, the average time for troubleshooting regulators is 720 hours. Conclusion : This paper presents the following contributions: 1. Identification of the station importance index based on the gas supply mission to subscribers and end consumers. 2. Localization of the method for estimating risks and consequences arising from station equipment failures. 3. Assessment of equipment reliability. 4. Clustering of key regulatory equipment in the case study.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان