مدل برنامه ریزی تصادفی چند مرحله ای لجستیک امداد بشردوستانه در شرایط بحران های همزمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
91 - 117
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مدیریت بهینه عملیات امداد و نجات در شرایط وقوع بلایای هم زمان، به ویژه هنگامی که بحران های ثانویه نیز به دنبال بحران های اولیه رخ می دهند، یکی از چالش های اساسی در برنامه ریزی لجستیک انسان دوستانه محسوب می شود. پیچیدگی این شرایط در اثر عدم قطعیت در تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوهای مختلف تشدید شده و لزوم طراحی مدل هایی کارآمد و حساس به این تغییرات را ضروری می کند. هدف اصلی این پژوهش توسعه مدلی چندهدفه برای تخصیص منابع، زمان بندی حمل ونقل و به حداقل رساندن اثرات کمبود منابع در شرایط وقوع هم زمان بلایای اولیه و ثانویه است. این مدل تلاش دارد علاوه بر کاهش زمان و هزینه حمل ونقل، سطح تقاضای تأمین نشده را نیز تا حد ممکن کاهش داده و توزیعی عادلانه از منابع را در میان مناطق آسیب دیده تضمین کند. روش ها : برای دستیابی به اهداف فوق، یک مدل سه هدفه شامل کمینه سازی زمان حمل ونقل، هزینه حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده توسعه یافت. مدل با استفاده از روش وزن دهی به یک مدل تک هدفه معادل تبدیل و با اعمال سناریوهای متنوع عدم قطعیت در تقاضا و احتمال وقوع بلایای ثانویه حل شد. جهت ارزیابی پایداری مدل، تحلیل حساسیت روی پارامترهای کلیدی شامل تقاضای منابع و احتمال وقوع سناریوها انجام گرفت. همچنین عملکرد مدل در مقیاس های بزرگ تر با افزایش تعداد نقاط بحران، مراکز ذخیره سازی و سناریوها بررسی شد. علاوه بر این، تأثیر تغییرات تقاضای بحران ثانویه و هزینه های حمل ونقل نیز از طریق تحلیل های جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفت تا توانایی مدل در شرایط متفاوت بحرانی سنجیده شود. یافته ها : نتایج اولیه مدل در شرایط وزن دهی برابر میان سه هدف نشان داد که مقدار بهینه زمان و هزینه حمل ونقل در سطح قابل قبولی حفظ شده و میزان تقاضای تأمین نشده نیز در کمترین مقدار ممکن قرار می گیرد، که بیانگر کارایی مدل در ایجاد توازن میان اهداف متعارض است. تحلیل حساسیت نشان داد افزایش 20 درصدی تقاضا منجر به افزایش 5.3 درصدی زمان حمل ونقل و 7.1 درصدی تقاضای تأمین نشده می شود، در حالی که هزینه تنها 3.8 درصد افزایش می یابد که نشانگر پایداری مدل است. همچنین، افزایش 10 درصدی احتمال وقوع سناریوهای ثانویه زمان حمل ونقل را 4.6 درصد و تقاضای تأمین نشده را 3.2 درصد افزایش می دهد. نتایج مقیاس بزرگ نیز نشان داد با افزایش تعداد نقاط بحران به 50 و تعداد سناریوها به 100، استفاده از روش دو مرحله ای زمان حل را از 145 به 48 دقیقه کاهش داده و نرخ تأمین منابع تنها 2.9 درصد افت می کند، که قابلیت تعمیم مدل را تأیید می کند. ارزیابی وزن اهداف نشان داد تابع هزینه بیشترین حساسیت را به وزن ها دارد، در حالی که زمان حمل ونقل و تقاضای تأمین نشده رفتار نسبتاً پایداری نشان می دهند. مقایسه تخصیص منابع در سناریوهای شامل بلایای اولیه و ثانویه نیز آشکار ساخت در نظر گرفتن بلایای ثانویه موجب افزایش میانگین نرخ تأمین منابع از 8٪ به 60٪ در مناطق غیر اولویت دار می شود که حاکی از توزیع عادلانه تر منابع است. تحلیل بحران ثانویه نشان داد افزایش 20٪ تقاضای طوفان، هزینه کل را 13٪ و تقاضای تأمین نشده را 20٪ افزایش می دهد. همچنین افزایش 20٪ هزینه حمل ونقل در مرحله ثانویه، هزینه کل را 10٪ افزایش اما زمان حمل ونقل را اندکی بهبود می دهد. تحلیل نهایی حساسیت تقاضای تأمین نشده نیز پایدار بودن مدل را در برابر تغییرات پارامترهای کلیدی تأیید کرد. نتیجه گیری : جمع بندی نتایج بیانگر آن است که مدل پیشنهادی ضمن برخورداری از پایداری و انعطاف پذیری در برابر عدم قطعیت، قادر است تخصیص منابع را در شرایط پیچیده بلایای هم زمان به شکل مؤثر و عادلانه بهبود دهد. همچنین حساسیت متفاوت اهداف و اهمیت بلایای ثانویه نشان می دهد که برنامه ریزی کارآمد لجستیک امدادی باید به ترکیبی از وزن دهی مناسب اهداف و لحاظ دقیق بحران های ثانویه توجه داشته باشد.