ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۱٬۰۸۲ مورد.
۱۰۱.

تحلیل کارآفرینی محور کتاب های درسی ابتدایی بر پایه روش ترکیبی تحلیل محتوا و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش کارآفرینی آموزش ابتدایی صفات کارآفرینانه نظام آموزشی کارآفرینانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه کتب درسی پایه پنجم ابتدایی به پرورش ویژگی های کارآفرینانه دانش آموزان انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته، کاربردی و توصیفی-پیمایشی طراحی شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای عرفی برای شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در کتب درسی استفاده شد و در بخش کمی، تکنیک آنتروپی شانون برای اولویت بندی این مؤلفه ها به کار رفت. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل نسخه 2013 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کتب پایه پنجم به مؤلفه های کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری، انگیزه پیشرفت، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، استقلال طلبی و مرکز کنترل درونی توجه دارند. با این حال، تفاوت هایی در میزان توجه به این مؤلفه ها در کتاب های مختلف مشاهده شد. کتاب های ریاضی و علوم بیشترین توجه را به کارآفرینی داشتند، در حالی که کتاب های قرآن و نگارش کمترین توجه را نشان دادند. همچنین، مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، استقلال طلبی و تحمل ابهام بیش از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفتند، در حالی که انگیزه پیشرفت، مرکز کنترل درونی و ریسک پذیری کمتر مورد توجه بودند. با توجه به اهمیت آماده سازی دانش آموزان برای بازار کار و ضرورت ترویج کارآفرینی، این پژوهش پیشنهاد می دهد که نظام آموزش و پرورش با رویکردی کارآفرینانه بازطراحی شود. این رهیافت مستلزم بازنگری محتوای برنامه های درسی و غیر درسی با تأکید بر پرورش ویژگی های کارآفرینانه است تا دانش آموزان برای آینده ای خلاق و مستقل آماده شوند.
۱۰۲.

Cultural Marketing through Food: a Case of Traditional Dish Names and Culinary Heritage in Guilan Province, Northern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cultural Marketing Culinary tourism Food sociology Traditional Dish Names Guilan province

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۶
Cultural marketing is considered one of the most effective strategies for introducing and strengthening local identities in the context of globalization. Among various cultural elements, food holds a distinctive position as both a part of tangible culture and an element of intangible heritage. It can convey the values, narratives, and lifestyles of a region in an accessible and experiential way. This study examines the role of traditional culinary practices and local dish names in the cultural marketing of Guilan Province, Northern Iran. A mixed-method approach (qualitative and quantitative) was used. In the qualitative phase, data were collected through semi-structured interviews with 24 participants, including local chefs, cultural heritage experts, and organizers of culinary tourism tours. Thematic Content Analysis was applied to interpret the interviews. In the quantitative phase, a researcher-designed questionnaire was administered to 306 incoming tourists who had experienced local food in the province. Their responses were analyzed statistically. The findings indicate that Guilan's traditional foods reflect the region’s climate, history, language, rituals, and indigenous beliefs. Through the diversity of ingredients, unique cooking methods, and culturally rooted names, these foods have strong cultural appeal. Statistical analysis also revealed significant and positive relationships between tourists’ demographic, psychological, and motivational characteristics and their willingness to consume local foods and engage in culinary tourism Additionally, factors such as the diversity of dish names and preparation styles, the hospitality culture, health-related aspects of local food, and promotional activities were found to significantly influence demand and enhance the culinary tourism experience. Overall, the study emphasizes that the deliberate integration of food culture into tourism policies—especially by leveraging its symbolic and narrative dimensions—can strengthen destination branding and contribute to the sustainable economic and cultural development of local communities.
۱۰۳.

داوری پذیری دعاوی بانکی در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داوری بانکی دعاوی بانکی اصل 139 قانون اساسی قانون بانک مرکزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۹
 این پژوهش در صدد بررسی امکان قانونی ارجاع دعاوی بانکی به داوری و چالش های آن است. نویسندگان کوشیده اند، با بررسی قوانین و مقررات بانکی، قانون آیین دادرسی مدنی و مقررات داوری، هم چالش های داوری پذیری دعاوی بانکی و هم راه کارهای آن را با نظرداشت معایب و مزایای داوری در این نوع از دعاوی مورد مطالعه قرار دهند. در این مسیر، امکان داوری پذیری با ملاحظه قانون اخیرالتصویب بانک مرکزی نیز مورد مداقه قرار گرفت. بر این بنیاد، پرسش اصلی پژوهش این است که آیا دعاوی بانکی امکان ارجاع به داوری را دارند یا خیر. حاصل پژوهش، چنین گرد آمده است که امکان داوری در دعاوی بانکی همچنان وجود دارد و حتی ترویج این شیوه حل و فصل در حقوق بانکی کاملاً ضروری است. بر همین بنیاد، وضع قانون جدید بانک مرکزی و تمهید شعب ویژه رسیدگی به دعاوی بانکی نیز مانع ارجاع دعاوی بانکی به داوری نیست و از ضرورت موجود نخواهد کاست و از نظر قانون اساسی و سایر قوانین نیز مانعی برای حل و فصل بسیاری از دعاوی بانکی از طریق داوری وجود ندارد. تقویت آموزش حقوق و دعاوی بانکی برای دانشجویان حقوق و کارآموزان وکالت، آموزش مباحث داوری و مزایای داوری تخصصی به مدیران ارشد بانکی، تشویق بانک ها به ارجاع دعاوی بانکی به داوری و استفاده از ظرفیت های نهادهای داوری متخصص در زمینه داوری و به ویژه حل و فصل دعاوی بانکی به شیوه ای نظام مند توسط مراجع داوری نیز از جمله پیشنهادهایی است که از سوی نویسندگان مقاله جهت ترویج داوری بانکی ارائه شد. نویسندگان کوشیده اند پژوهشی کاربردی و تحلیلی ارائه نمایند، لذا روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش و شیوه گردآوری و تدوین یافته ها نیز تحلیلی  و کتابخانه ای و با نگرشی کاربردی است.
۱۰۴.

مدلی برای کاهش ریزش مشتریان با استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریزش مشتریان مدیریت ارتباط با مشتری هوش مصنوعی صنعت بیمه کشور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
مطالعه حاضر از نظر هدف یک مطالعه کاربردی-توسعه ای است که درصدد ارایه الگوی کاهش ریزش مشتریان با استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت بیمه می باشد. از منظر روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای نیل به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل مدیران شرکت بیمه ایران بودند که 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری متشکل از مدیران و کارشناسان بیمه ایران و مدیران نمایندگی های بیمه ایران در استان گیلان، با روش اندازه اثر و تحلیل توان، 130 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای-تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیم ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود . یافته های پژوهشی نشان داد عوامل فنی هوش مصنوعی، عوامل مدیریتی هوش مصنوعی و بازاریابی رابطه ای بر مدیریت ارتباط با مشتریان تاثیر می گذارند. مدیریت ارتباط با مشتری با اثرگذاری بر شخصی سازی خدمات و مشتری گرایی منجر به بهبود تجربه مشتریان می شود. این عامل خود با اثرگذاری بر وفاداری مشتریان، رضایت مشتریان و مشارکت مشتریان به کاهش ریزش مشتریان منتهی می گردد. بنابراین مشخص شد هوش مصنوعی یک سازه زیربنایی است که از منظر فنی و مدیریتی می تواند به بهبود مدیریت ارتباط با مشتری در نمایندگی های بیمه ایران کمک کرده و سبب کاهش رویگردانی و ریزش مشتریان شود.
۱۰۵.

تغییر مدل کسب و کار استارتاپ ها از طریق رویکرد مبتنی بر الگو مدل کسب وکار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استارتاپ تغییر مدل کسب وکار الگوهای طراحی مدل کسب وکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
تغییر مدل کسب وکار استارتاپ ها برای تطبیق با نیازهای متغیر بازار و افزایش رقابت پذیری ضروری است، اما بیشتر مطالعات پیشین بر شرکت های مستقر متمرکز بوده اند. همچنین برخلاف مطالعات پیشین که بیشتر به عوامل تاثیر گذار بر نوآوری مدل کسب وکار پرداخته اند، این پژوهش به طور ویژه بر فرآیند تغییر مدل کسب وکار مبتنی بر الگوهای مدل کسب وکار تمرکز دارد. در جهت برطرف کردن این شکاف علمی، هدف این مطالعه ارائه چارچوبی برای درک بهتر تغییر مدل کسب وکار استارتاپ ها بود. برای تحقق این هدف، از روش مرور نظام مند استفاده شد و پس از تعیین سؤال پژوهش، استراتژی جست وجو و غربالگری، ۹۵ مقاله معتبر منتشرشده بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ مورد تحلیل قرار گرفت. در ابتدا، چارچوب مفهومی اولیه بر اساس ادبیات نظری شکل گرفت و سپس با استفاده از تحلیل مضمون قیاسی-استقرایی توسعه داده شد. مضامین فراگیر شناسایی شده شامل تازگی، کارایی، قفل درونی، مکملی، و انطباق بودند که در چهار بعد تغییر مدل کسب وکار شامل محتوا، ساختار، حاکمیت و جریان تحلیل شدند. هر یک از این مضامین شامل مضامین پایه مختلف هستند که نشانگر نحوه تغییر اجزای مدل کسب وکار استارتاپ ها هستند. این پژوهش با شناسایی الگوی جدید «انطباق» در کنار چهار الگوی متداول (تازگی، کارایی، قفل درونی و مکملی) و افزودن بعد «جریان» به ابعاد سه گانه محتوا، ساختار، حاکمیت، نوآوری مدل کسب وکار استارتاپ ها را از منظر گسترده تری بررسی می کند. نتایج نشان داد که این مضامین به صورت هم افزا عمل کرده و نقش اساسی در ایجاد مزیت رقابتی و پایداری کسب وکار ایفا می کنند.
۱۰۶.

تحلیل ساختار وابستگی بین ریسک های بیمه ای در شرکت سهامی بیمه ایران: رویکرد هم انباشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رویکرد هم انباشتگی ریسک های بیمه ای ساختار وابستگی شرکت سهامی بیمه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
پیشینه و اهداف: بررسی روابط بلندمدت و هم انباشتگی میان شاخه های مختلف بیمه برای درک مدیریت ریسک و پایداری مالی در صنعت بیمه اهمیت زیادی دارد و این روابط به دلایلی همچون ماهیت ریسک های مشابه، وابستگی به متغیرهای اقتصادی (مانند نرخ بهره، تورم، یا رشد اقتصادی) و همچنین مدیریت سرمایه مشترک در بلندمدت پدیدار می شوند. در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای بررسی می شود. روش شناسی: در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای از روش های هم انباشتگی خطی یوهانسن و هم انباشتگی غیرخطی هنسن و سئو و وجود فرایندهای تعادلی در روابط بلندمدت بین آن ها مورد بررسی می شود. در این راستا مجموعه داده هایی شامل خسارت های ماهانه (بدون بازیافت) حاصل از رشته های بیمه غیرعمر مسئولیت، شخص ثالث و بدنه خودرو به دلیل ماهیت درجه انباشتگی غیر صفر و یکسان آن ها طی دوره ماهانه 1402:12-1390:01 به کار برده شده است. یافته ها: نتایج به وجود حداقل یک بردار هم انباشتگی خطی بین ریسک شاخه های بیمه ای اشاره می کند. اما بررسی وجود روابط غیرخطی بین خسارات سه شاخه بیمه ای در قالب مدل های تصحیح خطای برداری آستانه ای نشان می دهد زمانی که شکاف بین خسارت ها در بیمه های مسئولیت و بدنه کمتر یا بیشتر از مقادیر آستانه ای برآورد شده باشد، تعدیل به سمت تعادل بلندمدت ایجاد می شود، اما فرایند تعدیل در مواردی که شکاف خسارت ها بیشتر از آستانه باشد تعدیل به سمت تعادل بلندمدت با سرعت بیشتری صورت می گیرد. همچنین، اثر تصحیح خطای بسیار قوی تری برای شاخه بیمه مسئولیت نسبت به دو شاخه دیگر وجود دارد. پس از آن بیمه بدنه نسبت به بیمه شخص ثالث تصحیح خطای بالاتری دارد. در نهایت بیمه شخص ثالث از تصحیح خطای بسیارکمتری نسبت به بقیه برخوردار است. نتیجه گیری: بیمه های مسئولیت از ریسک نظام مند بالایی برخوردارند و مجموعه شرایط اقتصادی کشور مانند نرخ های تورم بالا و تنگناهای اقتصادی ناشی از تحریم ها که به کاهش کیفیت خودروها و افزایش خسارات در بخش بیمه های ثالث و بدنه منجر شده است به افزایش ریسک نظام مند در بخش بیمه های مسئولیت نیز می انجامد، زیرا این شاخه از بیمه سرعت تعدیل بالایی در روابط خود با بیمه های ثالث و بدنه دارد. این موضوع در ارتباط با بیمه بدنه نیز صادق است و افزایش خسارات شخص ثالث می تواند ریسک نظام مند بیمه بدنه را نیز افزایش دهد و شکاف بین ریسک های شخص ثالث و بدنه را در بلندمدت از میان بردارد. بنابراین مدیریت ریسک و سرمایه در شرکت های بیمه مستلزم توجه به چنین وابستگی هایی در شاخه های بیمه ای است و مدیریت پرتفوی این شرکت ها بدون توجه به وجود تعدیل در روابط بین ریسک انواع شاخه های بیمه ای می تواند این شرکت ها را در معرض زیان های قابل توجهی قرار دهد.
۱۰۷.

بررسی تأثیر محرک های درون فروشگاهی بر خرید هیجانی با توجه به نقش میانجی احساسات آنی و نقش تعدیلگری ارتباط برند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محرک های درون فروشگاهی خرید هیجانی احساسات آنی ارتباط برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محرک های درون فروشگاهی بر خرید هیجانی مشتریان با در نظر گرفتن نقش میانجی احساسات آنی و نقش تعدیل گر ارتباط برند در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر گرگان انجام شده است. روش: مطالعه حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد که به دنبال ارائه راهکارهای عملی برای بهبود استراتژی های بازاریابی و فروش در محیط های خرده فروشی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشتریان فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش در شهر گرگان بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین گردید. نمونه گیری به روش تصادفی ساده و با رعایت اصول تنوع جمعیت شناختی انجام شد.یافته: یافته های تحقیق نشان داد که محرک های درون فروشگاهی در دو بعد اصلی تأثیرگذار بوده اند: اولاً، عوامل محیطی شامل طراحی فضای فروشگاه، نورپردازی، موسیقی زمینه و چیدمان محصولات که همگی تأثیر معناداری بر ایجاد احساسات مثبت در مشتریان داشتند. ثانیاً، عوامل خدماتی شامل رفتار پرسنل، سرعت خدمات و کیفیت تعاملات که در شکل گیری تجربه خرید نقش کلیدی ایفا می کردند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که مدیران فروشگاه های زنجیره ای می توانند با تمرکز بر بهینه سازی عوامل محیطی و خدماتی، زمینه را برای ایجاد تجربه های خرید هیجانی فراهم کنند. پیشنهادهای عملی شامل بازطراحی دوره ای فضای فروشگاه، آموزش کارکنان برای تعاملات مؤثرتر، استفاده از نورپردازی و موسیقی مناسب، و چیدمان هوشمندانه محصولات می باشد. همچنین، با توجه به عدم تأثیر تعدیل گری ارتباط برند، به نظر می رسد سرمایه گذاری بر روی برنامه های وفاداری مشتریان در کوتاه مدت تأثیر محدودی بر افزایش خریدهای هیجانی خواهد داشت.
۱۰۸.

جهت گیری صنعت خودرو چین و جهانی شدن برندهای چینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صنعت خودرو روندهای کلان معادلات ساختاری تفسیری جهانی سازی توسعه برندهای چینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۸
جهانی سازی صنعت خودرو چین و توسعه برندهای چینی، نقش کلیدی در شکل دهی آینده صنعت خودرو جهانی ایفا می کند. این پژوهش با هدف شناسایی کلان روندها و جهت گیری های صنعت خودرو چین با رویکرد ترکیبی (روش اکتشافی و مدل سازی ساختاری تفسیری) انجام شده است. افراد کلیدی مطلع (شامل اساتید، مدیران ارشد، استراتژیست ها، آینده پژوهان و متخصصان بازاریابی بین الملل) جامعه هدف این تحقیق را تشکیل داده که بصورت نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون استخراج و بصورت کلان روندها دسته بندی شده و به منظور کشف روابط علی-معلولی میان روندها، از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که ده کلان روند اصلی از جمله توسعه خودروهای انرژی نو (NEV)، ارتقای کیفیت و استاندارد محصولات، توسعه صادرات به بازارهای توسعه یافته (اروپا و آمریکا)، و حفظ مزیت رقابتی در هزینه های تولید، نقش اساسی در جهت گیری صنعت خودرو چین دارند. نتایج مدل سازی ساختاری نشان داد که جهانی سازی صنعت خودرو چین به تحقق سایر کلان روندها وابسته است. این روندها به صورت زنجیره ای به یکدیگر وابسته بوده و موفقیت آنها نیازمند برنامه ریزی هماهنگ و سیاست گذاری جامع است. مدل ساختاری ارائه شده، نقشه راهی برای متولیان و سیاست گذاران در زنجیره ارزش صنعت خودرو، قطعه سازی و سایر صنایع وابسته فراهم می کند. پیشنهاد می شود سیاست گذاران بر رفع موانع سرمایه گذاری خارجی، تسهیل ورود به بازارهای بین المللی، و حمایت از توسعه فناوری های نوظهور تمرکز کنند. همچنین، خودروسازان داخلی باید به ارتقای برندهای ملی، بهبود کیفیت محصولات، و گسترش مشارکت های بین المللی توجه ویژه ای داشته باشند.
۱۰۹.

تصمیم کاوی در فرآیندهای فناوری اطلاعات- مطالعه موردی فرآیند تبدیل شناسایی ایده های جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرآیندکاوی تصمیم کاوی نظریه مجموعه های ژولیده فرآیندهای دانش بنیان فناوری اطلاعات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۳۲
فرآیندهای دانش بنیان جزء جدایی ناپذیر فرآیندهای کسب و کار شرکتهای فعال در حوزه فناوری اطلاعات هستند. در این صنعت، فرآیندهای دانش بنیان که مبتنی بر دانش نیروی ماهر اجرا می شوند و در زنجیره ارزش شرکتهای فعال این حوزه نقشی اساسی ایفا می کنند. مهمترین عنصر در فرآیندهای دانش بنیان، تصمیم گیری های صورت گرفته در این فرآیندها است. از این رو مساله شناسایی قواعد و مدلهای تصمیم فرآیندهای دانش بنیان دارای اهمیت به سزایی است. در این مقاله یکی از مهمترین فرآیندهای موجود در صنعت نرم افزار (فرآیند شناسایی و تصمیم گیری در خصوص ایده های مطرح شده) مورد بررسی قرار می گیرد و با استفاده از لاگ های تصمیم گیری موجود در یکی از بزرگترین شرکتهای نرم افزاری کشور، به تحلیل این فرآیند با استفاده از نظریه مجموعه های ژولیده پرداخته می شود. بر اساس این نظریه و با بهره گیری از الگوریتم کاست سریع، روشی گام به گام برای تحلیل داده ها و شناسایی قواعد تصمیم گیری ارایه می شود. این الگوریتم در گام نخست خصیصه های حیاتی مورد استفاده در نقطه تصمیم را شناسایی نموده و سپس مدل تصمیم گیری را به صورت قواعد اگر-آنگاه ارایه می کند. نتایج ارزیابی نشان می دهد که در نتیجه بهره گیری از این مدل حجم مورد نیاز برای مراجعه مستقیم به تصمیم گیرندگان کاهش قابل توجهی خواهد داشت و فرآیند تصمیم گیری و در نتیجه مدت زمان کل فرآیند کاهش قابل ملاحظه ای خواهد یافت.
۱۱۰.

تحلیل بین قاره ای از تأثیر فناوری های نوین بر جذب گردشگر خارجی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری گردشگر خارجی فناوری های نوین ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۶
فناوری های نوین تغییر شگرفی در بخش های مختلف اقتصادی ایجاد کرده و صنایع مختلف از جمله صنعت گردشگری را تحت تأثیر خود قرار داده است. توسعه این فناوری ها خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، نقش مؤثری در معرفی جاذبه های گردشگری و ارائه خدمات مطلوب تر داشته است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن فناوری های نوین به عنوان یک مؤلفه کلیدی در صنعت گردشگری، کیفیت اثرگذاری آن بر جذب گردشگر خارجی را مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش با بهره گیری از داده های تحلیلی مربوط به قاره های مختلف جهان از سال 2009 تا 2022، از یک روش خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی پانلی (Panel ARDL) استفاده می نماید. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد بر خلاف انتظار رشد فناوری های نوین در طول سال های مورد مطالعه، تأثیر منفی بر جذب گردشگر خارجی در ایران داشته است. دلایل احتمالی این موضوع و راهکارهای مواجهه با آن در این پژوهش تحلیل و بررسی شده اند.
۱۱۱.

مدل هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی برپایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد اشتراکی هم نوآوری برند هم آفرینی ارزش درگیرسازی مشتریان در برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: با توجه به ظهور بسیاری از کسب وکارهای نوپا در حوزه صنعت اقتصاد اشتراکی و با توجه به جدید بودن این صنعت، به نظر می رسد که این نوع کسب وکارها، از مسیر درست هم نوآوری برند، برای رسیدن به درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش و ایجاد وفاداری از طرف آن ها آگاه نیستند که این ناآگاهی، به ناکارآمدی برندهای به وجودآمده در این حوزه منجر شده است. برای باقی ماندن در دنیای رقابتی کسب وکار، هم نوآوری یک استراتژی اساسی برای کسب وکارهاست. هم نوآوری شامل تعامل و درگیرکردن مشتری در کسب وکار است که در این صورت، مشتری بر اساس تجارب گذشته خود و سایر منابعی که در اختیار دارد از قبیل دانش، تخصص و… در فرایند هم آفرینی ارزش برای شرکت و محصولات و خدماتش مشارکت می کند و با سازمان و برند آن درگیر می شود. درگیر شدن مشتری با سازمان در صورت بازخورد مثبت، به مشارکت مجدد در فرایند هم آفرینی منجر می شود. از سوی دیگر، هنگامی که مدیران، مصرف کنندگان و سایر ذی نفعان در فرایند هم آفرینی شرکت می کنند، ارتباطاتی حول محصول شکل می گیرد که بر درک برند توسط آنان تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین یک مدل کارآمد هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی، بر پایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش در کسب وکارهای نوپا اجرا شده است. روش: این تحقیق از نوع آمیخته (کیفی، کیفی و کمی) است. مرحله اول به روش مرور روایتی بود که برای ساخت چارچوب مفهومی استفاده شد و مرحله دوم با انجام پروتکل مصاحبه و برگزاری جلسه گروه کانونی، به صورت کیفی انجام شد و در نهایت، در بخش کمّی از پرسش نامه برای پاسخ به برخی سؤال ها استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کاربران و کارکنان اسنپ فود و اسنپ باکس در ایران تشکیل می دهند. از این رو در بخش کیفی از نظرهای ۱۰ نفر از مدیران و خبرگان این بخش و در بخش کمّی از نظرهای کاربران این بخش استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمّی، پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بود که برای تأیید روایی و پایایی هر دو بخش از روش های مختلف استفاده شد. در بخش کیفی، از فن تحلیل مضمون و در بخش کمّی از معادلات ساختاری برای تجزیه وتحلیل اطلاعات استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بخش کیفی به تبیین مدل هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی، بر پایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش در کسب وکارهای نوپا انجامید و در بخش کمّی، مدل به دست آمده به تأیید رسید. نتیجه گیری: این پژوهش نتایجی را برای افزایش انگیزه مشتریان، به منظور درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش، در اختیار مدیران کسب وکارهای نوپا قرار می دهد که هم نوآوری بین شرکت و مشتریان را محقق می سازد.
۱۱۲.

تأثیر گرایش به کارآفرینی و مشارکت جامعه بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی در شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه گردشگری پایدار رویدادهای گردشگری گردشگری ورزشی نگرش کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۹
در سال های اخیر، گردشگری پایدار به ویژه از طریق برگزاری رویدادهای ورزشی، به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر در رشد اقتصادی و اجتماعی شهرها مطرح شده است. در این راستا هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرایش به کارآفرینی و مشارکت جامعه بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی در شهر کرمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر اساس روش در زمره تحقیقات توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد و صاحبان کسب وکار و مدیران فعال در صنایع گردشگری شهر کرمان بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. 320 نفر از افراد با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤال های پرسشنامه پاسخ دادند. داده ها در دو بخش آمار توصیفی (شامل آماره های فراوانی و درصد فراوانی) و آمار استنباطی (شامل تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری) و با به کارگیری نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 3 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد مشارکت و گرایش به کارآفرینی افراد جامعه بر مقصد گردشگری تأثیر مثبت و معناداری دارد. مقصد گردشگری بر نگرش افراد و همچنین بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی تأثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت نگرش افراد بر توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی تأثیر مثبت و معناداری دارد. این پژوهش می تواند به سیاست گذاران امر گردشگری و تصمیم گیرندگان رویدادهای ورزشی به منظور توسعه گردشگری پایدار از طریق رویدادهای ورزشی پیشنهادهای کاربردی مفیدی را ارائه نماید.
۱۱۳.

مدل مفهومی کنترل مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین: تلفیق تحلیل تغییرات و جهت گیری هوشمند استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری راهبردی جهت گیری هوشمند چرخه بازخورد کسب وکارهای کارآفرین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر در پاسخ به نیاز فزاینده توسعه نظری و عملیاتی کنترل مؤثر مفروضات استراتژیک در مدیریت کسب وکارهای کارآفرین در محیط های با عدم قطعیت بالای ایران ارائه شد. هدف این مطالعه، ارائه یک مدل مفهومی یکپارچه بود که تحت چارچوب ساخت گرایانه نظریه داده بنیاد، از طریق تحلیل عمیق تجربیات عملی و راهبردی مدیران ارشد، ظرفیت سازمان ها را در شناسایی، پالایش و بازنگری مستمر مفروضات استراتژیک بهبود دهد. داده ها از طریق انجام 14 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل مداوم داده ها، فرآیند چهار حلقه ای مدل استخراج گردید. این حلقه ها شامل شناسایی و پالایش مفروضات کلیدی همراه با ایجاد حس پذیری محیطی، کشف سیگنال های ضعیف و اولویت بندی تغییرات با بهره گیری از ماتریس احتمال–اثر، طراحی سازوکارهای بازخورد دوره ای و مستندسازی تعاملی برای تضمین یادگیری سازمانی مداوم و در نهایت سناریونویسی چندگانه به همراه استقرار اقدامات پیشگیرانه و کاهش ریسک می شوند. یافته ها نشان داد ادغام این حلقه ها در قالب یک چرخه بازخوردی، سرعت واکنش کسب وکارها به تغییرات محیطی را افزایش، تخصیص منابع محدود را بهینه و تاب آوری راهبردی آنان را تقویت می کند؛ با این حال فقدان ارتباط اثربخش میان سناریوسازی و بازنگری مفروضات به عنوان بزرگ ترین چالش در مدل های رایج شناسایی شد. بر این اساس، استقرار سامانه هشدار اولیه برای رصد مستمر سیگنال های ضعیف، بهره گیری سیستماتیک از ماتریس احتمال–اثر جهت اولویت بندی تغییرات، برگزاری جلسات بازنگری دوره ای با مستندسازی تعاملی و طراحی سناریوهای چندگانه همراه با برنامه های کاهش ریسک به عنوان الزامات اجرایی این مدل مطرح گردید. مدل پیشنهادی ضمن ارائه چارچوب نظری منسجم، ابزارها و رویه های عملیاتی مشخصی را در اختیار مدیران و مشاوران کسب وکارهای کارآفرین قرار می دهد تا با استقرار آن، تاب آوری راهبردی و پایداری سازمانی خود را در شرایط پیچیده و پویا ارتقاء بخشند و مسیر آزمون های تجربی آینده را هموار سازند.
۱۱۴.

تأثیر شوک نااطمینانی اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران روش خودرگرسیون برداری ساختاری ضریب نفوذ بیمه نااطمینانی اقتصاد کلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۷
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه یکی از بخش های اساسی ساختار اقتصادی هر کشور، نقش مهمی در مدیریت ریسک های مختلف زندگی فردی، خانوادگی و کسب وکارها ایفا می کند. بیمه با فراهم کردن پوشش های بیمه ای، سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی را در مقابل خطرات احتمالی محافظت و به تثبیت و پایداری اقتصادی کمک می کند. در کشورهایی که نااطمینانی در آن ها بالاست و شرایط اقتصادی پرنوسانی دارند، تمایل افراد و شرکت ها برای بهره گیری از خدمات بیمه افزایش می یابد، زیرا بیمه ریسک های مالی و عملیاتی را کاهش می دهد و امکان مدیریت بهتر دارایی ها و درآمدها را فراهم می آورد. بیمه، نه تنها یک ابزار مالی، بلکه عاملی مهم در تثبیت اقتصاد ملی و کاهش اثرات شوک های ناگهانی به شمار می رود. در این راستا، بررسی تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، به ویژه نااطمینانی های اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل تأثیر شوک های نااطمینانی اقتصاد کلان بر ضریب نفوذ بیمه در ایران است. روش شناسی: در این مطالعه از شاخص نااطمینانی اقتصاد کلان که جدید و جامع است، به عنوان ابزار اصلی اندازه گیری نااطمینانی ها استفاده شده است. این شاخص براساس هفت گروه از مهم ترین متغیرهای اقتصادی ساخته شده است که شامل نرخ بهره، تورم، نرخ ارز، قیمت نفت، شاخص بازار سهام، نرخ بیکاری و تولید ناخالص داخلی می شود. دوره زمانی تحقیق از سال ۱۳۶۹ تا ۱۴۰۰ است که داده های مربوط به هر دو متغیر نااطمینانی و ضریب نفوذ بیمه در آن جمع آوری شده است. برای تحلیل و بررسی رابطه میان این متغیرها، از مدل خودرگرسیون برداری ساختاری (SVAR) استفاده شده است؛ این مدل قابلیت تشخیص و تحلیل شوک های تصادفی هر متغیر را می دهد و اثرات بلندمدت و کوتاه مدت آن ها بر ضریب نفوذ بیمه را ارزیابی می کند. یافته ها : نتایج نشان می دهد که شاخص نااطمینانی اقتصاد کلان، تأثیر مثبت و معناداری بر ضریب نفوذ بیمه دارد. به عبارت دیگر، هرچه نااطمینانی و عدم قطعیت در اقتصاد افزایش یابد، تمایل افراد و مؤسسات به خرید محصولات بیمه ای نیز بیشتر می شود. براساس تحلیل های انجام شده، تکانه های این شاخص در بلندمدت به افزایش ضریب نفوذ بیمه منجر می شود. همچنین، تجزیه واریانس نشان می دهد که در دوره دهم، حدود ۷۳/۳۰ درصد از تغییرات در ضریب نفوذ بیمه را نااطمینانی های اقتصاد کلان تبیین می کند. تحریم های اقتصادی و ریسک های سیاسی نقش منفی و معناداری در کاهش ضریب نفوذ بیمه دارند. در حالی که عواملی مانند سرمایه گذاری مستقیم خارجی، عدم قطعیت قیمت نفت و سرمایه انسانی، اثر مثبت و معناداری بر آن دارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی در کشور بالاست، مردم و فعالان اقتصادی تمایل بیشتری به خرید و استفاده از محصولات بیمه ای نشان می دهند، زیرا بیمه به عنوان یک ابزار حیاتی در مدیریت ریسک می تواند در مواجهه با حوادث غیرمنتظره، بحران های اقتصادی و نوسانات قیمت ها، دارایی های افراد و شرکت ها را محفوظ نگه دارد. بنابراین، سیاست گذاران اقتصادی باید با شناخت دقیق این روابط، استراتژی هایی را برای حمایت و توسعه صنعت بیمه در راستای کاهش اثرات منفی نااطمینانی ها و تقویت ثبات اقتصادی تدوین و اجرا کنند. 
۱۱۵.

Modeling Factors Affecting Smart Governance for Managing Cultural Heritage Tourism Destinations(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Smart tourism cultural heritage smart governance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۷۷
Due to technological advances and existence of limitations in modern life, there has been a demand for new ways of tourism. In this regard, the present study aimed to model the factors affecting smart governance for managing cultural heritage tourism destinations. This study was of an interpretive, applied, quantitative, field-library and survey type. The statistical population was all activists, experts, managers and employees of tourism organizations in East Azerbaijan province and according to the results of the GPower software and using the criterion-based purposive method, 166 people were selected as a sample. The research tool was a researcher-made questionnaire that was obtained from the qualitative findings section of the study. In addition to the descriptive section, structural equation modeling was used to analyze the data and all analyses were performed in SPSS version 23 and SmartPLS version 3.1.1 software at a significance level of 0.05. The research results showed that the research model has a good fit and that the need for development, the need for accountability, smart features, culture, specialized factors and lifestyle has a positive and significant effect, and economic factors, political factors and government factors have a negative and significant effect on the smart governance of cultural tourism destinations in East Azerbaijan province. Managers and officials should think about developing and promoting positive and driving factors and eliminating negative and inhibiting economic, political and governmental problems.
۱۱۶.

بررسی اثر توسعه گردشگری بر توزیع درآمد در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه گردشگری رشد اقتصادی نابرابری درآمد تابلویی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
از راهکارهای بهبود توزیع درآمد، توسعه ی گردشگری است. توسعه گردشگری برای کشورهای در حال توسعه که با معضلاتی چون درآمد سرانه پایین و توزیع نامناسب درآمد مواجه اند، از اهمیت فراوانی برخوردار است. لذا هدف اصلی این مطالعه بررسی اثر توسعه گردشگری بر توزیع درآمد در استان های منتخب ایران است. به منظور بررسی اثر توسعه گردشگری بر توزیع درآمد در استان های منتخب ایران برای دوره 1400-1390 از روش تابلویی استفاده گردید. نتیجه به دست آمده از شاخص گردشگری نشان داد که گردشگری باعث افزایش ضریب جینی و نابرابری در استان ها می گردد. اثر صادرات، نرخ بیکاری، سرمایه ی خارجی جذب شده ی استان، نرخ تورم و درآمد سرانه بر ضریب جینی نیز مثبت برآورده شده است. نسبت فاصله سرانه در استان های ایران اثری منفی بر توزیع درآمد داشته است که نشان می دهد هر چقدر از پایتخت فاصله گرفته شده است ضریب جینی کاهش یافته و توزیع درآمد عادلانه تر شده است.
۱۱۷.

واکاوی زمینه سازهای تأثیرگذار بر ارتقای جایگاه گردشگری شکار مبتنی بر تیراندازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شکار گردشگری شکار تیراندازی گردشگری حیات وحش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۸
هدف از این پژوهش واکاوی زمینه سازهای تأثیرگذار بر ارتقای جایگاه گردشگری شکار مبتنی بر تیراندازی می باشد. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی، از منظر پارادایم تفسیری، ازنظر ماهیت آمیخته (کیفی نیمه اکتشافی و کمی توصیفی تحلیلی)، ازلحاظ زمان آینده نگر و ازنظر مسیر اجرا پیمایشی می باشد. مشارکت کنندگان پژوهش، متخصصان حوزه گردشگری و ورزش تیراندازی بودند. روش نمونه گیری، نظری و گلوله برفی بود. حد اشباع نظری تعداد 32 مصاحبه بود. جهت شناسایی عوامل از تحلیل محیطی PESTEL استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا یک مرور ادبیات جامع انجام شد در ادامه پویش محیطی برای شناسایی زمینه سازها و تعیین اهمیت آن ها از تکنیک دلفی در سه دور استفاده شود. درنهایت 27 زمینه ساز تأثیرگذار شناسایی و مورد اجماع سنجی اعضای گروه دلفی قرار گرفت. نتایج این پژوهش علاوه بر غنی کردن ادبیات موضوع می تواند مبنایی برای تدوین سیاست ها و برنامه های عملیاتی در حوزه گردشگری شکار باشد و به توسعه صنعت گردشگری در ایران کمک نماید.
۱۱۸.

Modeling and Analysis of Strategic Entrepreneurship Factors With a Cultural Approach in the Rural Tourism Industry (Case Study: West Azerbaijan Tourist Villages)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Tourism Strategic Entrepreneurship culture Rural tourism

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۶
Entrepreneurship serves as a pivotal solution to address the economic challenges faced by nations. Given the positive impacts of tourism activities in rural areas, experts recognize it as a cultural instrument for fostering entrepreneurship in villages. This study aims to develop a strategic entrepreneurship model for the rural tourism industry through a cultural lens. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with grounded theory, the research gathered quantitative data from a statistical population of 384 participants, while qualitative insights were derived from 20 semi-structured interviews. Data analysis utilized SPSS25 for structural exploration and AMOS for composite reliability (CR) assessment via structural equation modeling. Key findings identified causal factors (e.g., value creation in rural tourism, effective rural tourism promotion, risk-taking, self-efficacy, and innovation among villagers and farmers), contextual factors (e.g., cultural interactions, awareness of cultural heritage, cultural development, and cultural education), intervening factors (e.g., environmental-regional infrastructure, social dynamics, and motivational drivers), and strategic pillars (e.g., essential R&D, organizational support, and management planning). The implementation of these strategies yielded outcomes such as rural income diversification, enhanced competitiveness of small businesses, employment generation, and increased productivity and revenue growth. This study concludes that a culturally informed approach to rural tourism entrepreneurship offers a novel strategy for rural economic development, effectively diversifying income sources and fostering sustainable progress.
۱۱۹.

Analysing the Joy of Pilgrimage: Effects on Spiritual and Eudaimonic Well-Being(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Joy of pilgrimage Eudaimonic Well-Being spiritual well-being Self-actualisation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۶۹
Pilgrimage denotes a profound spiritual journey that cultivates personal transformation, resilience, and psychological well-being. Previous studies have explored the psychological effects of pilgrimage. However, the specific mechanisms through which these spiritual experiences foster enduring happiness still remain underexplored. This study aims to investigate how spiritual well-being enhances the joy of pilgrimage through the lens of eudaimonic well-being, drawing on the self-determination theory (SDT) and the principles of eudaimonic psychology. The study argues that spiritual well-being acts as a fundamental resource, enabling pilgrims to navigate various challenges on their journey ( e.g. , physical hardship and introspection), achieve self-actualisation, and ultimately experience deep existential satisfaction. Structural equation modelling (SEM) was employed to survey 152 Arbaeen pilgrims. The results indicated that spiritual well-being significantly influenced eudaimonic well-being, which in turn enhanced the joy derived from pilgrimage. The findings suggested that fulfilment associated with pilgrimage was not merely a fleeting emotional response but a deeply rooted psychological state arising from personal transformation, meaning-making, and spiritual elevation. This study contributes to the literature on religious tourism, positive psychology, and spirituality by highlighting the transformative power of pilgrimage as a pathway to human flourishing. It also provides both theoretical and practical frameworks for researchers, policymakers, and mental health practitioners seeking to understand and promote the psychological benefits of spiritual experiences.
۱۲۰.

نقش واسطه ای خلاقیت کارکنان بین اشتراک دانش و عملکرد نوآورانه در شرکت های تولیدی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خلاقیت کارکنان اشتراک دانش عملکرد نوآورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خلاقیت کارکنان بین اشتراک دانش و عملکرد نوآورانه در شرکت های تولیدی بود. روش این تحقیق بر اساس نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش مدیران تولید شرکت های صنعتی سطح شهر یاسوج بود. به منظور تعیین حجم نمونه از رابطه کوکران بهره گرفته شد که تعداد 120 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد و پرسشنامه های اشتراک دانش اَندراوینا وگووینداراجو (2009)، خلاقیت کارکنان لی و همکاران (2014) و عملکرد نوآورانه پراجوگو و سوهال (2003) به روش غیر تصادفی در دسترس بین افراد توزیع گشت. تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها از روش های آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون آلفای کرونباخ و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SMART PLS3 انجام گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که ضریب مسیر بین اشتراک دانش و عملکرد نوآورانه از طریق خلاقیت کارکنان برابر 135/0 بود و مقادیر آماره t برابر 646/4 بود که نشان دهنده معنادار بودن ضرایب برآورد شده بودند. اشتراک دانش بر عملکرد نوآورانه تاثیر مثبت و معناداری داشت؛ اشتراک دانش بر خلاقیت کارکنان تاثیر مثبت و معناداری داشت. همچنین خلاقیت کارکنان بر عملکرد نوآورانه تاثیر مثبت و معناداری داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان