شهلا شریفی

شهلا شریفی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۹ مورد.
۱.

بررسی چندمعنایی فعل های «ایستادن» و «نشستن» در تاریخ بلعمی و مقایسه آن با شواهدی از فارسی میانه و فارسی معاصر

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
این تحقیق، پژوهشی معنی شناختی   تاریخی است که دو فعل ساده «ایستادن» و «نشستن» را در تاریخ بلعمی ازنظر معنایی بررسی کرده است. برای دستیابی به نتیجه ای جامع تر و کامل تر، نتایج این بررسی با معانی مختلف این دو فعل در متون فارسی میانه و شواهدی از فارسی معاصر مقایسه شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که از دو مؤلفه اصلی فعل «ایستادن» یعنی «+سرپابودن» و «+سکون» که برآمده از مفهوم ریشه ایرانی باستان این فعل است مؤلفه «+سکون» چه به صورت عینی و فیزیکی و چه به صورت انتزاعی و ذهنی در بیشتر ابعاد معنایی این فعل مشترک است. همچنین بررسی «ایستادن» ازنظر کاهش و گسترش معنایی در یک نگاه کلی و تنها برپایه تعداد معانی فعل ها بیانگر این است که «ایستادن» در تاریخ بلعمی نسبت به دوره میانه گسترش معنایی و در دوره معاصر نسبت به تاریخ بلعمی کاهش معنایی داشته است. بررسی فعل «نشستن» از دیدگاه مؤلفه های معنایی نشان دهنده این است که دو مؤلفه «+جهت پایین» و «+سکون» که برگرفته از معنای ریشه ایرانی باستان این فعل است چه به صورت عینی و فیزیکی و چه به صورت انتزاعی یا ذهنی در بیشتر معانی این فعل دیده می شود. همچنین مقایسه معنایی فعل «نشستن» در دوره های مختلف بیانگر آن است که این فعل در هر دوره نسبت به دوره پیشین خود گسترش معنایی داشته است. درمجموع با توجه به مؤلفه های معنایی مشترک میان معانی مختلفِ هریک از این دو فعل، می توان «ایستادن» و «نشستن» را فعل هایی چندمعنا خواند.
۲.

راهبردهای بیان مالکیت در برخی گونه های زبانی ایرانی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۵۲
در نوشتار پیش رو راهبردهایی که در برخی گونه های زبانی ایرانی برای بیان مالکیت به کار می رود، بررسی شده است. ابتدا نوع راهبرد ملکی هر گونه با توجّه به دسته بندی کرافت (2003) مشخّص شده و سپس ویژگی هایی که کرافت (1990) برای تحلیل ساخت ملکی تعیین کرده و متغیّرهایی همچون ترتیب مالک و ملک، مقوله مالک ازنظر اسم یا ضمیربودن، اهمّیت جانداری در چگونگی بیان رابطه مالکیت و وجود یا نبود تمایز رابطه تعلّقی و غیر تعلّقی در هر گونه بررسی شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر، در گونه های بررسی شده، غالباً از یکی از سه راهبرد حالت نمایی، مجاورت و پیونده برای بیان مالکیت استفاده شده است، امّا در برخی موارد از دو راهبرد یادشدهبرای بیان مالکیت در قالب یک گروه نحوی استفاده می شود. پیشینه راهبرد حالت نمایی به ایرانی باستان و پیشینه دو راهبرد مجاورت و پیونده به ایرانی میانه غربی می رسد. ازنظر ویژگی های مورد نظر کرافت، جز در برخی گونه ها که از مالک های واژه بستی استفاده می شود، مالک و ملک بدون ادغام در مجاورت هم قرار می گیرند، تکواژ اضافه در گونه هایی که آن را دارند همواره به صورت وندی (واژه بستی) پس از سازه اوّل و به ندرت پس از سازه دوّم قرار می گیرد.
۳.

مقایسۀ قدرت دو شخصیت محوریِ رمان آتش بدون دود (با استفاده از «نظریۀ نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف و مدل مایکل شورت)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
در جستار پیش رو، سعی کرده ایم با توجه به نظریۀ «نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف، با بررسی دیالوگ های بین شخصیت های متضاد و هم تراز، در رمان آتش بدون دود نادر ابراهیمی، به شناخت شخصیت های قدرت مدار یا منفعل بپردازیم و از نگاه و جانب داری های ایدئولوژیک نویسنده رمز گشایی کنیم . برای نظم بیشتر این چارچوب نظری، از پرسش های مطرح شده در مدل پیشنهادی شورت ( 1996 ) برای شناخت قدرت در دیالوگ نیز استفاده شد، تا نوع روابط و نحوۀ تسلط قطب های شخصیتی داستان «گالان پهلوان متکی بر قدرت بدنی» و « آلنی قهرمان متکی بر قدرت فکر و اندیشه» تجزیه و تحلیل شود. تجزیه و تحلیل داده های بررسی شده، حاکی از آن است، نحوۀ برخورد دو شخصیت محوری رمان، در دیالوگ با دیگران، نسبت مستقیم با فراز و نشیب های دوران زندگی آنان دارد. دیالوگ های گالان با اطرافیانش به افراد خاصی محدود است و به مرور این دایره تنگ تر می شود و به همراه آن، از قدرت او نیز کاسته می شود و با مرگش، هژمونی زورگویی و تسلط قهری و اجباری او پایان می پذیرد. در حالی که، آلنی نه تنها با همۀ مردم به خصوص، زنان و اقشار طبقۀ پایین اجتماع وارد گفت وگو می شود؛ بلکه آنان را وادار می کند تا محور گفت وگو با اطرافیانشان قرار بگیرند. این عمل، باعث افزایش پذیرش مرام فکری و سیاسی او می شود و بعد از مرگش نیز تفکراتش در سخن و عمل نسل بعدی به سرعت تکثیر می شود.
۴.

نقش ویژگی های رده شناختی ساخت موصولی در تعیین ترتیب سازه ای فارسی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر در پی دست یابی به دو هدف است؛ نخستین هدف، ارزیابی ساخت موصولی فارسی از تمامی جنبه های رده شناختی است. چرا که با وجود پژوهش های گوناگونی که در پیوند با ساخت موصولی فارسی و برخی فرایندهای نحوی قابلِ اعمال بر روی آن، انجام شده است، همچنان نیازمند پژوهشی جامع در ارتباط با ساخت موصولی فارسی بر مبنای همگانی های جهانی هستیم. هدف دوم پژوهش، بررسیِ نقشِ ساختِ موصولی، بر اساس ویژگی های جهانیِ آن، به منظورِ تعیین رده زبانی فارسی، از جنبه ترتیب سازه ای است. بر این مبنا، در بخش نخست، ساختِ موصولیِ فارسی، از جنبه های کاربردشناختی و نحوی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های این بخش نشان می دهد گونه فارسی هر دو ساخت موصولی هسته دار و بدون هسته را دارد اما بسامد کاربرد ساخت های موصولی هسته دار بالاتر است؛ هسته ساخت موصولی فارسی همواره خارج از بند قرار می گیرد و بند توصیف گر، درون بند اصلی درونه می شود؛ با توجه به اینکه این بندها در فارسی فقط پس از اسم ظاهر می شوند، از میان پنج جهانیِ ممکن در این زمینه، فقط فارسی از حالتِ پس اسمی بهره می برد. علاوه بر این، یافته های پژوهش در پیوند با هدف نخست نشان دهنده آن است که از میان چهار شیوه جهانی ِخلاء، ضمیر ابقایی، ساخت ضمیر موصولی و گروه اسمی کامل که برای موصولی سازی به کار می روند، فقط فارسی از دو شیوه نخست استفاده می کند. در بخش دوم پژوهش، پس از اینکه نقش ساخت موصولی در تعیین ترتیب سازه ای از دیدگاه رده شناسان مختلف معرفی شد، ویژگی های ساخت موصولی فارسی به منظورِ پیش بینی رده زبانی آن، بررسی شد. نتایج این بخش نشان می دهد گونه فارسی برمبنای یافته های پژوهش های گرین برگ (Greenberg,1963)، لمان (Lehman,1973) و ونمان (Vennman,1974) در این مورد، رفتاری شبیه به زبان های SVO دارد. در حالی که ساخت موصولی فارسی بر اساس نتایج پژوهش درایر (Dryer, 2005) نشان می دهد که در فارسی امکان وجود هر دو ساخت SOV و SVO وجود دارد.  
۵.

بررسی نشانه تأکید در گویش های فارسی خراسان

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
دراین مقاله به بررسی نشانة تأکید در برخی گویش های فارسی خراسان پرداخته می شود. گویش های بررسی شده از هر سه استان یعنی شمالی، رضوی و جنوبی انتخاب شده اند و داده های موردبررسی عمدتاً از طریق گویشوران و در برخی موارد از پایان نامه های نگارش شده در خصوص این گویش ها گردآوری شده اند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و برای ارائه تبیین، برخی دیگر از گویش های ایرانی بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد گویش های موردبررسی را به لحاظ کاربرد نشانه تأکید می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته ای که همانند فارسی گفتاری امروز در نقش تأکیدی و غیرتأکیدی از نشانه /ke/ استفاده می کنند و دسته ای که دو نشانه مختلف با منشأ تاریخی مختلف یعنی /ke/ku و /xo/xâ/x/ را به کار می برند. بررسی دیگر گویش های ایرانی نیز مشخص کرد که این گویش ها مانند دسته دوم از گویش های خراسان/xo/xu/ را برای تأکید و /ke/ge/gǝ را برای نقش های غیرتأکیدی به کار می برند. با توجه به پیشینه تاریخی این دو نشانه، به نظر می رسدکه دسته دوم از گویش های خراسان و گویش های ایرانی موردبررسی، xu /xo/xâ/x/ را که بازمانده /xwad/ فارسی میانه است و به عنوان ضمیر یا قید تأکیدی استفاده می شده با اندکی دستوری شدگی به عنوان نشانه تأکید، مورداستفاده قرار داده اند حال آن که در فارسی و گویش های دسته اول خراسان این است که با گسترش نقش به عنوان نشانه تأکید نیز به کار گرفته شده است.
۶.

بررسی ضمایر واژه بستی در برخی گویش های فارسی خراسان های رضوی و جنوبی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۹
با توجه به تنوعات زبانی موجود در گویش های خراسان در این مقاله به بررسی کارکرد ضمایر واژه بستی در شماری از گویش های فارسی خراسان های رضوی و جنوبی پرداخته می شود. ضمایر واژه بستی از گذشته های دور، یعنی از دوره باستان تاکنون در زبان فارسی به کار می رفته اند، اما گذر زمان کارکردها و بسامد این ضمایر را هم در زبان فارسی و هم در گویش های ایرانی دستخوش تغییراتی کرده است. از آنجا که تغییرات زبانی گویش ها لزوما تابع تغییرات درون زبانی و برون زبانی زبان معیار نیست، بررسی این تغییرات می تواند نکات بسیاری را در خصوص روال و شرایط ایجاد آنها روشن سازد. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بخشی از داده های این پژوهش برگرفته از پایان نامه ها و مقالات، و  نیز بخشی از طریق پرسش از گویشوران این گویش ها به دست آمده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در برخی گویش های فارسی خراسان (همانند رقه ای و طبسی) کارکرد ضمایر واژه بستی هم متنوع تر و هم فراوان تر از فارسی معیار است و این در حالی است که در برخی گویش ها (همچون تایبادی و خوافی) این ضمایر اصلاً به کار نمی روند و در برخی دیگر (همانند سده ای) بسیار کم کاربرد بوده و یا (همانند کاخکی) کاربردشان بسیار متفاوت از فارسی معیار است. بررسی داده ها همچنین نشان از آن دارد که در شماری از گویش های خراسان (همانند رقه ای، طبسی، کاخکی و سده ای) متغیرهایی همچون جانداری و معرفگی در چگونگی ظهور برخی واژه بست ها تاثیرگذارند.
۷.

بررسی استعاره های مبتنی بر نام حیوانات در ادبیات دفاع مقدس

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۳۹
مقاله حاضر به مطالعه عبارات استعاری مبتنی بر نام حیوانات در ادبیات دفاع مقدس می-پردازد. تحلیل عبارات استعاری حیوانات، بر اساس چهارچوب لیکاف و جانسون انجام شده است. بر اساس این دیدگاه شناختی، استعاره فقط به یک آرایه ی ادبی به عنوان یکی از صور کلام اطلاق نمی شود، بلکه فرایندی فعال در نظام شناختی بشر محسوب شده تا جایی که استعاره های مفهومی یکی از راه های اساسی در درک افراد از مفاهیم در نظر گرفته می شود. مقاله حاضر در پی یافتن تفاوت هایی است که در به کار گیری استعاره های مبتنی بر نام حیوانات در مورد نیروی خودی و نیروی دشمن وجود دارد. مسئله دیگری که پیش روی این تحقیق است، بررسی فرهنگی هر یک از این عبارات استعاری می باشد. روش انجام این پژوهش به صورت توصیفی– تحلیلی بوده است. داده های این مقاله از 30 کتاب برگزیده جشنواره دفاع مقدس با قالب داستان گرفته شده است. نتایج و یافته های این تحلیل نشان می-دهد که حوزه حیوانات به عنوان حوزه مبدأ، یکی از پرکاربردترین حوزه های استعاری می -باشد و بیشترین تعداد اسامی حیواناتی که بالاترین درجه ی توهین و حیوانیت را به همراه دارند، برای اشاره به نیروی دشمن استفاده شده است. اما برای اشاره به نیروهای خودی از تعداد کمی از اسامی حیوانات استفاده شده و این اسامی دارای بار معنایی مثبت می باشند.
۸.

بررسی کارکرد فعل های «شدن» و «رفتن» در گویش های فارسی خراسان

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
در این جستار بر آنیم تا کارکرد دو فعل «شدن» و «رفتن» را در گویش های فارسی خراسان بررسی کنیم. بدین منظور بیست و دو گویش از خراسان های رضوی، جنوبی و شمالی در این پژوهش بررسی، و چهار کارکرد این افعال شامل فعل حرکتی اصلی، فعل اسنادی، فعل کمکی و فعل وجهی مورد تحلیل قرار گرفته اند. با توجه به کارکرد این افعال، گویش های فارسی خراسان به سه دسته تقسیم شده و در برخی کارکردها برای برخی دسته ها زیردسته هایی نیز ارائه شده است. همچنین برای روشن تر شدن وضعیت این افعال در دوره نو شواهدی از دیگر گویش های ایرانی و گونه هایی از دیگر زبان های ایرانی چون کردی و بلوچی ارائه شده است.  با توجه به سیر تاریخی این افعال از دوره باستان تاکنون، نتایج این پژوهش بیانگر تغییراتی است که در کارکرد این افعال در برخی گویش های خراسان اتفاق افتاده، به گونه ای که آنها را نه تنها از زبان های ایرانی باستان و میانه، بلکه از فارسی امروز نیز متمایز ساخته است. برای مثال کارکرد فعل «رفتن» که به عنوان فعل حرکتی در دوره میانه وارد زبان فارسی شده، به گونه ای در گویش هایی چون مشهدی، کاشمری، ادکانی و دلبری تعمیم داده شده که فعل «رفتن» جای «شدن» را هم به عنوان فعل اسنادی و کمکی، حتی در گویشی چون ادکانی به عنوان فعل وجهی که اصولاً کارکردی نو حتی برای فارسی نو محسوب می شود، گرفته است. نتایج این پژوهش در شناخت بیشتر تحولات گویش های فارسی خراسان و زبان فارسی می تواند راهگشا باشد.
۹.

توصیف و تحلیل چند واژه مؤدبانه و کارکرد آنها در زبان فارسی در چارچوب نظریه ادب براون و لوینسون

کلید واژه ها: ادبکارکردوجههاستراتژی های ادب

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی اجتماعی/جامعه شناسی زبان
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۱۰
این تحقیق در چارچوب نظریه ادب به توصیف و تحلیل 5 واژه و عبارت پرکاربرد مؤدبانه در زبان فارسی می پردازد. داده-ها از گفتار واقعی افراد از سنین و طبقات اجتماعی مختلف واز طریق مشاهده و یادداشت برداری در بافت های مختلفی چون خیابان، مراکز خرید، دانشگاه، مهمانی و غیره گرد آوری شده اند. قابل ذکر است که واژه ها و عبارات مؤدبانه همیشه به یک معنی نیستند و در بافت های مختلف کارکردهای متفاوتی دارند. نتایج این پژوهش نشان داد که فارسی زبانان گفتار مؤدبانه را فقط برای انجام کنش های تهدید کننده وجهه به کار نمی برند، بلکه آن را جهت حفظ و تقویت وجهه و احترام به دیگران نیز به کار می گیرند؛ لازم به ذکر است که یکی از محدودیت های نظریه براون و لوینسون(1987) این است که ادب را با تلطیف کنش های تهدیدکننده وجهه توصیف می کنند. همچنین نتایج نشان داد که عمده ترین استراتژی زیربنایی واژ ه ها و عبارات مؤدبانه، استراتژی ادب منفی است که افراد بیشتر آن را با بافت های رسمی یا نیمه رسمی به کار می برند.
۱۰.

مقایسه پدیده مکث در بیان شفاهی روایت در میان زنان و دختران

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۵
در بیان روایت سخنگویان از یک واحد آگاهی به واحد آگاهی دیگر تفاوت های نشانداری از خود نشان می دهند. میزان تغییر در فضای روایت (فضا، زمان، افراد و فعالیت پس زمینه ای) منجر به تفاوت در میزان مکث می شود. آنچه در پردازش مکث در روایت و از دیدگاه شناختی قابل تأمل است، یکی فرایند پردازش ذهنی است و دیگری تغییر جهان واقعی و ورود سخنگو به جهان داستان. هدف از انجام این پژوهش مقایسه شناختی پدیده مکث در دو گروه سنی مختلف و استخراج ویژگی های هر کدام است. این پژوهش با شرکت چهل زن 18 تا 22 سال و چهل دختر 9 ساله صورت گرفته است. از شرکت کنندگان خواسته شد تا فیلم بدون کلام شش دقیقه ای را که دیده اند تعریف کنند. 80 روایت بیان شده ضبط و ثبت شد و سپس مورد تجزیه و تحلیل توصیفی و آماری قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش بین مدّت زمان هر روایت، مدّت زمان مکث ها، مکث های آغازی، میانی و مرزی در دو گروه مورد آزمایش تفاوت معناداری مشاهده نشد. اما تفاوت سرعت گفتار در دو گروه معنادار است و زنان سرعت گفتار بالاتری نسبت به کودکان دارند که نشان دهنده پردازش های ذهنی سریع تر در بزرگسالان است. همین طور مشخص شد در هر دو گروه مکث درون واحدهای آگاهی کمتر از مرزهای آگاهی اتّفاق می افتد؛ زیرا ذهن در هر واحد آگاهی متمرکزتر از زمانی است که به سمت واحد آگاهی بعدی می رود.
۱۱.

فراز و فرود عطار در مقدمه منطق الطیر

کلید واژه ها: عرفانعشقتاریخپیامبرعطار

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شخصیت ها شاعران
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
منطق الطیر، شرح عشق انسان به خودشناسی و لقای پروردگار، مهم ترین اثر عرفانی عطار در قالب تمثیل پرندگان است. مقدمه کتاب هرچند مختصر و مجزا از متن عرفانی است، به دلیل تداخل عرفان و تاریخ، اهمیت زیادی دارد. مورخ با حضور در زمان گذشته، جزءنگری، تحلیل حوادث و نقد شخصیت افراد تاریخی به کشف حقیقت علاقه مند و عارف ابن الوقتی گریزان از سیاست و قضاوت است. با وجوداین، تاریخ می تواند، بهترین مؤید عرفان باشد، به شرط آنکه عارف به تاریخ روایی پشت نکند و در تحلیل تاریخ، از تعصب و حبّ وبغض برکنار بماند. در ابداع نمادهای عرفانی، بی اعتنایی به حقایق تاریخ و زیرپا گذاشتن حدود عرفان قضاوت عارف را بی اعتبار و او را گرفتار بحران استدلال می کند. عطار در مقدمه منطق الطیر با ورود در حقایق تاریخی و جریان های سیاسی جامعه اسلامی بعد از رحلت رسول اکرم(ص) و قضاوت افراد حقیقی بدون هیچ سند معتبر و استدلال قابل قبولی از اصول عرفانی عدول می کند. هدف مقاله حاضر اثبات این ادّعا در مقدمه منطق الطیر است.
۱۲.

ارزیابی رفتارهای پیرازبانی در افراد مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک شدید و همتایان سالم

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
آسیب مغزی تروماتیک یکی از انواع آسیب های مغزی اکتسابی است. افراد مبتلا به این نوع آسیب مغزی اغلب در مهارت های ارتباط اجتماعی آسیب دیده هستند. یکی از نمودهای شکست در ارتباط اجتماعی، وجود نقص یا آسیب در سطح رفتارهای پیرازبانی است که آسیب دیدگی فرد در این سطح بر ارتباط وی با همکاران تأثیر سوء برجای  می گذارد. با توجه به اهمیت بررسی رفتارهای پیرازبانی و وجود خلأ پژوهشی در این زمینه، هدف از انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی بررسی رفتارهای پیرازبانی در تعامل خودانگیخته با 4 مرد بزرگسال مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک و 4 مرد بزرگسال سالم بود. هر دو گروه براساس سن و تعداد سال های تحصیلات همگن شدند. این پژوهش به لحاظ زمانی، مقطعی و به لحاظ ماهیت کاربردی است و رفتارهای پیرازبانی موردبررسی عبارت بودند از: وضوح گفتار، نوای گفتار، شدت صوت، زیر و بمی صوت و روانی گفتار. تحلیل داده ها براساس آزمون ناپارامتری یومن ویتنی نشان داد بین افراد بیمار و سالم در همة رفتارهای پیرازبانی بررسی شده صرف نظر از نوع رفتار، تفاوت معنا دار وجود داشت. با درنظر داشتن یک یک متغیرهای پیرازبانی یافته ها نشان داد بین عملکرد گروه بیمار و سالم در شدت صوت، زیر و بمی و نوای گفتار تفاوت معنا دار وجود داشت و در وضوح گفتار و روانی گفتار تفاوت معنا داری بین عملکرد گروه بیمار و سالم مشاهده نشد. باوجود نبود تفاوت معنادار بین دو گروه در دو رفتار یادشده، میانگین عملکرد افراد سالم در این رفتارها بیشتر از میانگین عملکرد افراد بیمار بود. نتیجة کلی حاصل از انجام پژوهش این بود که رفتارهای پیرازبانی در افراد مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک آسیب دیده بودند و در کنار توجه به سایر اختلالات رفتاری، هیجانی، و زبانی، باید به ابعاد پیرازبانی ارتباط در این افراد به ویژه در سطح آسیب مغزی شدید توجه داشت و ابتدا، این رفتارها را در آن ها آسیب شناسی کرد وسپس نسبت به درمان آسیب های پیرازبانی اقدام کرد.
۱۳.

رویکردی نوین در روایت شناسی شناختی بر اساس فضاهای ذهنی روایی و الگوی ان ام اس بی

کلید واژه ها: معناسازیتحلیل شناختیفضاهای ذهنی رواییداستان نوظهور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
مقاله حاضر که بخشی از پژوهشی گسترده در مورد کاربست نظریه فضاهای ذهنی در تحلیل متون روایی است، در پی آن است که یک تحلیل شناختی نوین و روش مندی از متن روایی به دست دهد و در پی ارائه پاسخی برای این پرسش در زبان شناسی شناختی باشد که چگونه فرایندهای زبانی مختلف می توانند در پیدایش «داستان نوظهور» در یک متن روایی به کار روند. نخستین و اساسی ترین گام در رسیدن به این هدف، ارائه الگویی شناختی-تحلیلی است که فرایندهای شکل گیری معنا را در متون روایی بررسی کند. در این راستا، نظریه فضاهای ذهنی فوکونیه (۱۹۹۷، ۱۹۹۴، ۱۹۸۵) و روش شناسی دنسیگر بر پایه آن (۲۰۱۲، ۲۰۰۸)، استدلال های محکمی در مورد فرایند معناسازی در گفتمان ارائه می دهند. بر این اساس، این مقاله به تبیین چگونگی فرایند معناسازی در یک متن داستانی به زبان فارسی می پردازد. هدف از ارائه این تحلیل، در درجه اول، آزمایش کاربست مفاهیم بنیادین نظریه فضاهای ذهنی در تحلیل شناختی متن های روایی، و در درجه دوم، معرفی الگوی ان ام اس بی، به عنوان یک ابزار شناختی نوین و روش مند در روایت شناسی شناختی است. یافته ها نشان می دهد فضاهای ذهنی روایی، افق هایی را برای کشف پیچیدگی ها و ویژگی های معناسازی در روایت های داستانی آشکار می سازد.
۱۴.

مقایسه «شرور» در شاهنامه و مثنوی

کلید واژه ها: توحیدشرخیرانسانموجودات.

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی فقه و کلام
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
نسبت دادن خلق شرور به خدای سبحان، به توحید ذاتی و صفاتی که خدا را مبرّا از صدور هر آلودگی می داند، لطمه می زند و جدا کردن خالق خیر و شر، به معنی اعتقاد به دو آفریننده و فاصله گرفتن از توحید افعالی است. چنان که از قرائن برمی آید؛ فردوسی و مولانا برای حلّ این معمّا از دو زاویه به شرور نگاه می کنند: زاویة نخست کلّی نگر است و نسبت شر را با خدا بر اساس رابطة خالق و مخلوق بررسی می کند. از این زاویه به اعتقاد فردوسی هر موجودی بنا بر حکمتی آفریده شده و صدور شر از خیر مطلق، عقلاً محال است. مولوی برای اثبات این حقیقت، به قدرت و لطف الهی استناد می کند و خدایی را که قادر بر خلق شر نباشد؛ ناقص می داند. به عقیدة وی خدا به دلیل لطف، جهان را خلق و شر را معدوم کرده است. از زاویة دوم نسبت موجودات با یکدیگر سنجیده می شود و نوع نگاه و شناخت انسان، خیر و شر آفریده ها را مشخّص می کند؛ به عبارت دیگر خیر و شر امری نسبی است و در کلّ جهان شری وجود حقیقی ندارد. این نگاه محصول اندیشه ای است که برای «وجود» اصالت قائل می شود و تصوّر جهانی برتر از جهان موجود را محال می داند. هدف تحقیق حاضر، ذکر مصداق هایی از شاهنامه و مثنوی است که ثابت می کند، فردوسی و مولانا از اصل توحید برای تفسیر وجود شر نسبی عدول نکرده اند. فردوسی با نگرش حکیمانه وجود شر ذاتی را عقلاً محال می داند و مولانا با دیدگاه عارفانه و استناد به قدرت و لطف الهی همین حقیقت را بازگو می کند.
۱۵.

واژه بست های مفعولی و آرایش بنیادین واژگان در زبان فارسی

کلید واژه ها: جابجاییانضمامواژه بست مفعولیآرایش بنیادین واژگانتغییر رده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۷۹
این بررسی در چارچوب دستور گشتاری و مبانی رده شناسی و با هدف تعیین جایگاه زیرساختی واژه بست های مفعولی زبان فارسی، ونیز تبیین رابطه ی همزمانی-درزمانی این جایگاه با آرایش بنیادین واژگان این زبان صورت گرفت. ازاین رو، با لحاظ زیرساخت «واژه بست+فعل» در تقارن با رده sov، نتیجه گیری شد که گشتار حرکت واژه بست مفعولی را از جایگاه مذکور به سمت محل ظهور هدایت می کند. مضافاْ، جهت گیری های نحوی، صرفی و نوایی، به عنوان سه معیار مؤثر در چگونگی واژه بست افزایی معرفی شده که ممکن است با گذشت زمان متفاوت عمل کنند. در همین راستا، با اشاره به «شرط کوتاه ترین حرکت»، به رابطه ی فرایندهای انضمام و واژه بست افزایی در فارسی معاصر اشاره شده و استدلال شد که برخلاف فارسی نو قدیم، نادستوری شدن الحاق واژه بست به جزء اسمی برخی از افعال مرکب در گونه ی معیار مؤید این رابطه است. در راستای تبیین پیامدهای رده شناختی واژه بست افزایی درابتدا به فرضیه ی مطرح در دبیرمقدم (1997) مبنی بر تغییر رده ی فارسی از ov به vo اشاره شده و با استناد به شواهد تاریخی و گویشی این نتیجه به دست آمد که بررسی سیر تحول تاریخی مشهود در نظام واژه بستی فارسی، تبیین قابل توجهی برای ناهمخوانی زبان فارسی با معیارهای بیست گانه ی درایر(1992) و همگانی شماره 25 گرینبرگ (1963) به دست می دهد. ازاین رو، در پایان این نتیجه گرفته شد که بررسی عملکرد و سیر تحول واژه بست های ضمیری زبان فارسی، فرضیه ی قرار گرفتن این زبان در جریان تغییر رده را تقویت می کند.
۱۶.

مطالعة خروج بند موصولی در متون روایی زبان فارسی با رویکردی نقش گرا: شواهدی از جلدهای پنجم تا هفتم تاریخ بیهقی

کلید واژه ها: تاریخ بیهقیساخت اطلاعیخروج بند موصولیطول بند موصولی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
فرایند خروج بند موصولی هنگامی رخ می دهد که بند موصولی از مجاورت هسته خارج شود و به جایگاهی در انتهای جمله حرکت کند. به بررسی فرایند هایی همچون خروج بند موصولی، پس از ظهور دستور نقش گرایی بیش از پیش توجه شده است. با توجه به آنکه جملات فارسی در صورت وقوع و یا عدم وقوع این فرایند، همچنان دستوری باقی خواهند ماند، بسیاری از زبان شناسان دلایل غیرنحوی را عامل این حرکت می دانند. نگارندگان با این فرض که وقوع این فرایند، دلایل نقشی همچون طول بند موصولی، ساخت اطلاعی، یکسان بودن فعل بند اصلی و موصولی و نوع فعل دارد، به بررسی فرایند خروج در 66 بند از 150 بند استخراج شده در بخش هایی از تاریخ بیهقی پرداخته اند تا بستری برای مقایسه نتایج این فرایند در متون روایی و ادبی با متون فارسی رسمی معاصر فراهم گردد. براساس داده های پژوهش از چهار فرضیه عنوان شده جز ساخت اطلاعی، سه عامل دیگر تأثیر مستقیمی بر خروج بند موصولی دارند. طول بند موصولی مهم ترین عامل خروج آن در تاریخ بیهقی است که تأییدکننده ادعای هاوکینز مبنی بر تمایل سازه های سنگین تر در زبان های فعل پایانی به حرکت به انتهای جمله و قرارگرفتن پس از فعل است. همچنین، مقایسه نتایج این پژوهش با نتایج راسخ مهند و دیگران (1391) نشان می دهد که تفاوت چشمگیری میان نحوه عملکرد این فرایند در فارسی رسمی معاصر و تاریخ بیهقی دیده نمی شود..
۱۷.

آرایش واژگان در گویش های فارسی خوزستان از منظر رده شناختی

کلید واژه ها: رده شناسی زبانآرایش واژگانگویش های فارسی خوزستانفعل پایانیفعل میانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری رده شناسی زبان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی کاربردی گویش شناسی
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۲۸۲
در این پژوهش آرایش واژگان در چهار گویش فارسی خوزستان، یعنی بهبهانی، دزفولی، شوشتری و هندیجانی از نظر رده شناختی بررسی شده است. چارچوب نظری اصلی این پژوهش رده شناسی آرایش واژگان درایر است. دبیرمقدم در پژوهش خود 24 مؤلفه را در نظر گرفته است که 19 مورد آن ها برگرفته از مقاله درایر و بقیه مؤلفه ها برگرفته از پایگاه داده های وی هستند که آمار مربوط به آن در اختیارش قرار گرفته است. در پژوهش حاضر نیز همین 24 مؤلفه درباره گویش های خوزستان بررسی و نتایج حاصل با منطقه اروپا آسیا و همچنین جهان مقایسه شده اند. ابزار و روش جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه و گفت و گو و مصاحبه حضوری با گویش وران است. با تعداد 30 گویش ور بومی این گویش ها مصاحبه شده و بعد از ثبت و ضبط مصاحبه ها و گفت و گو ها، مطالب به دقت آوانویسی و سپس براساس مؤلفه های مورد نظر تحلیل شدند. در بررسی داده ها، رفتار رده شناختی هر کدام از این گویش ها در مقایسه با زبان های اروپا آسیا و همچنین زبان های دنیا از جهت دارابودن مؤلفه های فعل پایانی و یا فعل میانی بررسی و تحلیل شد. به طور کلی این چهار گویش هم در مقایسه با زبان های اروپا آسیا و هم در مقایسه با زبان های دنیا، به رده فعل میانی قوی گرایش دارند ؛ البته باید گفت که بر اساس آمار جدول ها رفتار رده شناختی این گویش ها با رده بینابین (آمیخته)- که دبیر مقدم (1392) برای زبان های ایرانی پیشنهاد کرده است- هماهنگ است. درباره مؤلفه های رده شناختی مشترک و غیرمشترک باید گفت که در این چهار گویش فقط مؤلفه1، 9 و 11 غیرمشترک هستند و این گویش ها در 21 مؤلفه دیگر رفتار مشترک دارند.
۱۸.

بررسی و توصیف واژه بست های ضمیری در گویش بهبهنی

کلید واژه ها: واژه بست ضمیریگویش بهبهانیمیزبان واژه بستجایگاه واژه بست

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
در این مقاله به بررسی واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی و نقش آنها در گروه و جمله پرداخته می شود. واژه بست های ضمیری در گویش بهبهانی دارای چهار نقش فاعلی، مفعولی صریح، مفعولی غیر صریح و اضافی می باشند. در این مقاله نشان داده می شود که واژه بست های فاعلی دارای پانزده میزبان از نظر نقش دستوری در این گویش می باشند که به تفصیل در مقاله به این امر پرداخته شده است. میزبان های واژه بست های مفعولی صریح عبارت اند از پیشوند امری یا پیشوند فعل پیشوندی، جزء غیر فعلی فعل مرکب، پیشوند استمراری، فعل و پیشوند نفی. میزبان واژه بست های مفعولی غیر صریح، مفعول صریح و پیشوند استمراری می باشند. واژه بست های اضافی نیز میزبان هایی از نوع فاعل، مفعول صریح و متمم دارند. از نظر مقوله فعل، اسم، صفت، ضمیر(شخصی و اشاری، مبهم)، واژه بست، حرف اضافه، ضمیر پرسشی، پسوند تصریفی جمع و حرف نشانه ی «را» به عنوان میزبان عمل می کنند. از نظر جایگاه تمایل غالب واژه بست های این گویش ، به ظهور در جایگاه دوم پس از اولین واژه یا پس از اولین سازه در بند می باشد. همچنین یکی از تفاوت های اصلی و نقطه ی افتراق بین گویش بهبهانی و فارسی معاصر واژه بست های فاعلی می باشند؛ چرا که در فارسی معیار عنصری تحت عنوان واژه بست فاعلی وجود ندارد، درحالی که در بهبهانی نظامی غنی از این واژه بست ها با میزبان های متنوع وجود دارد.
۱۹.

بررسی مقایسه ای فراگفتمان های اخبار روزنامه های انگلیسی و فارسی در مورد حادثه ی یازده سپتامبر

کلید واژه ها: روزنامه های فارسیفراگفتمانانگاره هایلندحادثه یازده سپتامبرروزنامه های انگلیسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد فراگفتمان و انواع آن، در اخبار مربوط به حادثة یازده سپتامبر در روزنامه های انگلیسی و فارسی انجام شده است. اخبار روزنامه های انگلیسی برگرفته از آرشیوهای خبری موجود در اینترنت و اخبار روزنامه های فارسی مستخرج از روزنامه های موجود در آرشیو کتابخانة آستان قدس رضوی هستند. شیوة گردآوری داده های تحقیق براساس نمونه گیری دسترسی آسان، شناخته بودن و نیز کثیرالانتشار بودن روزنامه ها است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در متون خبری انگلیسی و فارسی از انواع فراگفتمان ها استفاده شده است؛ اما در نحوة توزیع و بسامد فراگفتمان ها در روزنامه های مورد بررسی دو زبان، شباهت ها و تفاوت هایی مشاهده می شود. براساس نتایج آزمون مجذور خی، عوامل تعاملی در مقایسه با عوامل تبادلی، بیشتر در اخبار به کار برده شده اند. براساس نتایج این آزمون، از بین زیرمقوله های فراگفتمان تعاملی، گذارها و گواه نمایی ها بیشترین کاربرد را در هر دو گروه از روزنامه ها داشته اند. از میان زیرمقوله های فراگفتمان تبادلی، عبارات احتیاط آمیز، نقش نمای نگرشی و تقویت کننده ها بالاترین میزان بسامد را دارا بوده اند.
۲۰.

معرفی ام آی پی : روشی برای شناسایی استعاره در گفتمان

کلید واژه ها: استعارهزبان شناسی شناختیمعنای اولیهمعنای بافتیروش ام آی پی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
ظهور زبان شناسی شناختی در سال های اخیر به عنوان رویکردی جدید که هم به زبان و هم به ذهن توجه دارد سبب گردیده استعاره به عنوان ابزاری برای فهم و بیان تصورات انتزاعی در قالب تصورات ملموس تر مورد توجه خاص قرار بگیرد. برای هر گونه بررسی پیرامون استعاره، توصیف نظام آن، نقش هایی که در جمله برعهده می گیرد، نگاشت های زیرساختی ، تاثیر استعاره در پردازش، و غیره لازم است در ابتدا استعاره به طور موثق و نظام مند در گفتمان شناسایی شود، تا پایه های محکمی برای تحلیل و بررسی فراهم آید. این مقاله در نظر دارد شیوه ای صریح در اختیار خوانندگان قرار دهد که از طریق آن بتوان با اطمینان، واژه های استعاری را در گفتمان شناسایی کرد. در این راستا ابتدا روش ام آی پی معرفی خواهد شد و سپس با ذکر مثال چگونگی به کارگیری این روش برای شناسایی واژه هایی که در آن به طور استعاری به کار رفته اند، نشان داده خواهد شد و در نهایت چارچوبی برای گزارش نتیجه ام آی پی پیشنهاد خواهد شد. نتایج این بررسی حاکی از آن است که اگر چه به کارگیری این روش، در شناسایی استعاره به هیچوجه کار سریع و آسانی نیست، اما در حال حاضر تنها روش نظام مند، معتبر، علمی و عملی برای شناسایی استعاره در متون به شمار می آید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان