سید علی اصغر میرباقری فرد

سید علی اصغر میرباقری فرد

مدرک تحصیلی: استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
پست الکترونیکی: a.mirbagherifard@gmail.com

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۸ مورد.
۱.

حیران مست یا هوشیار حیران؟ «بررسی و تحلیل دیدگاه های مولوی و شمس درباره سکر و حیرت»

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
هرچند موافقت آرای شمس و مولانا و اثرگذاری های دوسویه شان از کسی پنهان نیست؛ ولی در مواضعی با یکدیگر اختلاف دارند. سکر و حیرت از مواضع اساسی اختلاف در مشرب عرفانی و معرفت شناسی این دو عارف است که در وجوه مختلف، اعمّ از تعریف، مقدمات، اقسام و نتایج، شایسته ی تأمل و مقایسه ی تحلیلی است. این مقاله بر آن است علاوه بر بیان و بررسی تفاوت دیدگاه ها، پاسخ مناسبی برای چرایی این اختلاف آراء داشته باشد. تبیین این اختلاف در مطالعات تطبیقی مولوی پژوهی و شمس پژوهی اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا می توان گفت تفاوت آراء شمس و مولانا از همان دیدار اول با موضوع سکر و حیرت و در بیانی دقیق تر، رجحان صحو بر سکر آغاز می شود. به این دلیل که اهل صحوی همچون شمس از اهل سکری چون مولانا درباره ی میزان برتری مقام هوشیار اعلا یعنی پیامبر(ص) بر مرتبه ی بایزید، مست مشهور، سؤال می پرسد. در واقع، غرض اصلی شمس از ملاقات با مولانا، رساندن وی به مرتبه ی صحو و شناخت برترین هوشیار است تا به تبعِ معرفت ایشان بتواند به معرفت النفس، معرفت الرب و توحید اصیل دست یابد. بنابراین، همان طور که پیامبر(ص) بر تارک مقام ولایت و نبوت، خواهان دستگیری و هدایت بایزید است، شمس نیز با برخورداری از اوصاف قهر و لطف حق، چونان نبی و ولیّ صاحب سرّ هوشیاری است که بر همه ی امور از جمله مرتبه ی مستی مولانا آگاهی دارد و راضی به توقف او در مرتبه ی دوم مستی نیست؛ بنابراین خود را بنده ی نازنین حق می داند تا مولانا در سایه ی هدایتش پس از طی مستی عالم روح به مستی راه خدا، مستی از خدا و درنهایت هوشیاری رسد تا در این جایگاه هرچند مست تر، هوشیارتر و هوشیارکننده ی جهان و عالمی باشد.  
۲.

بررسی و تحلیل سیر مراتب انسان های کمال یافته در آثار مولانا

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
بنابر دیدگاه مولانا برترین و کامل ترین انسان ها، انبیاء و اولیای الهی هستند که ما در این مقاله عنوان «انسان های کمال یافته» را برای ایشان برگزیده ایم. انسان کمال یافته، به واسطه شرافت و کمال وجودی اش، بر سایر انسان ها و حتی بر دیگر مخلوقات، ولایت و تصرّف دارد. البته انسان های کمال یافته نیز همه در یک رتبه و درجه نیستند و برخی بر برخی دیگر فضیلت دارند. مولانا و عرفای پیش از او قائل به تفاوت و تفاضل مقام و مرتبه انسان های کمال یافته بوده اند و ازاین رو به طرح دو مبحث اساسی ذیل این موضوع، در آثار خویش پرداخته اند؛ اول این که در میان انسان های کمال یافته مقام انبیاء بر مقام اولیاء مقدم است یا بالعکس؛ و دوم، مبحث طبقات و مراتب اولیاء که مجموعه دیدگاه های عرفای سنّت اول، در این موضوع بر محور دو الگوی اصلی، موسوم به الگوی هرمی هجویری و الگوی حکیم ترمذی قابل تحقیق و پژوهش است. در این مقاله، ابتدا سیر مراتب انسان های کمال یافته در قالب این دو مبحث اساسی، در آراء و دیدگاه های عرفای سنّت، اول تحلیل و بررسی خواهد شد و سپس دیدگاه های خاص مولانا در این حوزه تبیین می گردد.
۳.

استحاله شخصیت عرفانی شیخ صفی الدین اردبیلی در نسخه های سه گانه صفوهالصفا

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
پس از درگذشت شیخ زاهد و برگزیده شدن شیخ صفی الدین به جانشینی وی و انتقال طریقت زاهدیه به طریقت صفویه، تغییراتی در طریقت صفوی ایجاد شد و رفته رفته در نسخه های صفوه الصفا بازتاب یافت. این تغییرات که از زمان حیات شیخ صفی الدین آغاز شده و در نسخه های نزدیک به نسخه مؤلف بازتاب یافته بود، در دوران پیشاصفوی و صفوی تشدید شد و در نسخه های طریقتی و سلطنتی نیز راه یافت. ازاین رو پژوهش حاضر با تلفیق روش های تحلیل تاریخی و نسخه-شناختی، به بررسی چگونگی استحاله شخصیت عرفانی شیخ صفی الدین در نسخه های سه گانه صفوه الصفااز دوران حیات شیخ تا دوران رهبری حاکمان صفوی پرداخته و فرایند وارد شدن آنها در نسخه های سه گانه مذکور را نشان داده است. بنابراین تغییر شخصیت عرفانی شیخ صفی الدین از نظر دوره بندی تاریخی در سه دوره «دوران حیات شیخ صفی الدین»، «دوران رهبری رهبران طریقت» و «دوران رهبری حاکمان صفوی» صورت گرفته است. دراین راستا سیمای شیخ صفی الدین نیز «از مریدی طریقت زاهدیه به مرادی طریقت صفویه: دوران حیات شیخ صفی الدین»، از «مرادی طریقت به مرشدی سیاسی حسینی نسب: دوران رهبری رهبران طریقت» و از «مرشد سیاسی حسینی نسب به مرشد الهی مبلّغ عرفان حسینی-نسب شیعی: دوران رهبری حاکمان صفوی» تغییر یافته است.
۴.

ساحت های بیداری در حکایت های عرفانی تذکره الاولیاء

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
در تذکر ه الاولیاء حکایت ها و داستان هایی درباره تغیّر احوال و توبه دیده می شود که نشان می دهد عارف در اثر بیداری از گناه و معصیت توبه می کند و به طاعت روی می آورد. این مسئله در مراحل مختلف سلوک نیز دیده می شود. عارف در منازل مختلف سلوک در اثر بیداری از طاعات، مقامات، احوال و حتی از هستی خود نیز توبه می کند. این امر موجب شکل گیری گونه وسیعی از ساحت های بیداری در این اثر برجسته عرفانی شده است؛ ازسوی دیگر براساس آرا و نظریات اهل معرفت، تحقق ساحت های بیداری در هر منزل، به منزل پیشین بستگی دارد؛ ازاین رو مسئله بیداری و چگونگی تحقق آن در پژوهش های عرفانی اهمیت بسیاری می یابد. این مقاله با روش کتابخانه ای و اسنادی و با بهره گیری از نظریات عارفان قرن دوم تا هفتم هجری ماهیت بیداری، مراتب و استمرار آن را در کتاب تذکر ه الاولیاء تبیین می کند. درنهایت، این یافته تازه در پژوهش های عرفانی به دست می آید که بیداری و انتباه در حکایت های تذکر ه الاولیاء محدود به آغاز سلوک عرفانی نیست و در همه مراحل و منازل سلوک دیده می شود؛ همچنین ساحت های مختلفی است که هر ساحت، ویژگی ها و آثار متفاوتی در سیر و سلوک دارد و بدون شناخت این ساحت ها، تحلیل و تبیین جایگاه منازل سلوک ممکن نیست.
۵.

بازشناسی مؤلفه های شاگردپروری در عرفان اسلامی با تأکید بر منش معلمی جنید بغدادی، بایزید بسطامی و نجم الدین کبری

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۲۸۷
«عرفان اسلامی» یکی از منابع غنی در فرهنگ اسلامی−ایرانی است که با رجوع به آن، می توان دلالت های ارزشمندی برای تعلیم و تربیت اسلامی، بازشناسی نمود. یکی از این دلالت ها، «شاگردپروری» است. بسیاری از عرفای مسلمان، ضمن اهتمام به سیر و سلوک عرفانی، به پرورش شاگرد نیز التفات ویژه ای داشته اند. در این راستا، پژوهش حاضر به مطالعه احوال، اقوال و منش شاگردپروری سه عارف مشهور یعنی جنید بغدادی، بایزید بسطامی و نجم الدین کبری پرداخته و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، بیست و چهار مؤلفه شاگردپروری را بازشناسی نموده است. در گام بعدی، مؤلفه های اولیه (خرده مضمون ها) در قالب دو مضمون سازمان دهنده (منش فردی و منش میان فردی) دسته بندی شدند و در نهایت همه آنها در ذیل مضمون فراگیر «منش شاگردپروری» قرار گرفتند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان مضمون های استنتاج شده، شش مضمون «عبودیت و بندگی خداوند، حسن خلق، تخصص و تبحر علمی، کلام نافذ و تأثیرگذار، مجاهدت در کسب علم و حفظ حرمت و شخصیت شاگردان» از بیشترین فراوانی برخوردار بوده و از مهم ترین ویژگی های معلم شاگردپرور محسوب می شوند. تدوین شبکه مضامین، چارچوب مفهومی از رابطه مضمون های شاگردپروری و الگوی «معلم شاگردپرور» از دیگر یافته های این پژوهش به شمار می آید.
۶.

بررسی فرایند نسب سازی شیخ صفی الدین اردبیلی از نسخه ابن بزاز تا دست کاری های طریقتی و سلطنتی و بازتاب آن در منابع صفوی

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۲۷
مسئله سیادت شیخ صفی الدین اردبیلی، جدّ صفویان، از مسائل پرمجادله در تاریخ صفویان است. مهم ترین سند برای شناخت نسب نامه صفویان کتاب صفو ه الصفا است که ابن بزاز اردبیلی (تألیف 759 ق.) در ترجمه احوال، سخنان و کرامات شیخ صفی الدین نوشته و از همان آغاز دستخوش دخل و تصرفات بسیاری شده است؛ ازاین رو نگارندگان برای حل مناقشات درباره سیادت شیخ صفی الدین تصمیم دارند با بررسی نسخه های صفو ه الصفا و تبارشناسی آنها، وضعیت سیادت شیخ و خاندان صفوی را روشن کنند و بازتاب این تغییرات را در منابع صفوی نشان دهند. بررسی های نسخه شناختی بیانگر ردپای سیادت شیخ صفی الدین در نسخه نزدیک به نسخه مؤلف و تلاش های تدریجی و گام به گام رهبران طریقت صفوی برای تشدید سیادت اوست؛ همچنین در نسخه های پیشاصفوی کوشش شده است سیادت او به سیادت حسینی تبدیل شود؛ در این امر می توان به تلاش های آگاهانه و یکباره میرابوالفتح برای تکمیل سیادت شیخ صفی الدین اشاره کرد. او این کار را با انتساب اجداد و فرزندان شیخ صفی الدین به سیادت حسینی و با انتساب خرقه شیخ زاهد گیلانی، استاد و پدرخانم، به خاندان سیادت در نسخه های صفوی به انجام رسانده است؛ ازاین رو هدف رهبران طریقت صفوی اثبات سیادت حسینیِ شیخ صفی الدین و برتردانی او و طریقت صفوی بر دیگر مشایخ و طریقت های عرفانی ازطریق سیادت حسینی بوده است؛ هدف میرابوالفتح اثبات سیادت حسینی شیخ صفی الدین، انتساب حاکمان صفوی به شیخ صفی الدین حسینی نسب و معرفی آنان در مقام دنبال کنندگان طریقت معصومین در عصر غیبت برای حکومت بر ایران و کسب مشروعیت سیاسی بوده است؛ البته در منابع تاریخی، رفتارهای متفاوت و متناقض مورخان درباره سیادت شیخ صفی الدین بازتاب یافته است و منابع تاریخی به سه دسته منابعِ خاموش، مردد و مؤید تقسیم می شود.
۷.

سبک شناسی روایت (سبک روایت حکایت های حلاج، بر اساس نظریه سیمپسون)

تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۳۴۶
هدف پژوهش حاضر آن است که انواع مؤلفه های سبک شناسی روایت را در چند حکایت بررسی کند. این پژوهش بر روی سه حکایت منظوم عرفانی از عطار با محوریت شخصیت حلاج انجام شده است. پرسش های بنیادین پژوهش این است: الف) مؤلفه های سبکی روایی مبتنی بر کدام سازو کارهای سبک شناسی روایت تبیین می شود؟ و ب) این مؤلفه ها چگونه در گفتمان روایی نمود پیدا می کند؟ این پژوهش به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی است و از متدلوژی سیمپسون در کتاب سبک شناسی بهره گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که با تحلیل فرایندها، میزان مشارکت شخصیت های داستان مشخص می شود. درخصوص زاوی ه دید زمانی نیز چون هر سه حکایت حول محور شخصیت حلاج است، به زمان خاصی اشاره نمی شود. درنگ توصیفی مثال دیگری از این زاویه دید است و تداوم متن در حکایات طولانی تر از تداوم داستان است. البته، در حکایت دوم روایت خلاصه و فشرده بیان می شود. طبیعتاً از منظر زاویه دید مکانی و روانی اشاره به مکان چندان موضوعیت ندارد؛ چون تبیین جایگاه و مقام حلاج مدنظر نویسنده است. وجهیت در حکایات حلاج چند ویژگی دارد: اول، چون راوی با گفتار مستقیم احساسات و حالات حلاج و شخصیت عاشق را روایت می کند، وجهیت مثبت است. این موضوع را می توان با الگوی فالر آسپنسکی تبیین کرد. درخصوص گویش فردی، واژگان به کار رفته عکس العمل عاشق بعد از رویارویی با خاکستر معشوق (حلاج) و یافتن نشانی از او را بیان می کند که بسیار با بافت عارفانه داستان هم خوانی دارد. هر سه حکایت حلاج در قالب «ساختار متنی» لباو قابل بررسی است. درخصوص بینامتنیت نیز دو حکایت «حلاج بر سر دار» و «حلاج با سر بریده در خواب» در متون دیگر نقل شده اند.
۸.

الگویی برای تحلیل فرایند شکل گیری زبان عرفانی از دستگاه زبان قرآنی

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
فرایند شکل گیری زبان عرفانی گستره وسیع و ابعاد متنوعی دارد. هدف این مقاله آن است که برای تحلیل فرایند شکل گیری زبان عرفانی از قرآن الگویی تازه ارائه کند. این الگو دربرگیرنده مراحلی است که براساس آن ها می توان فرایند شکل گیری زبان عرفانی را از دستگاه زبان قرآنی در متون تعلیمی عرفانی تحلیل کرد. این الگو با ترسیم میدان های معنی شناختی، بر معانی نسبی واژه های قرآنی در متون تعلیمی عرفانی متمرکز است و از بازسازی نظریه ایزوتسو در کتاب خدا و انسان در قرآن حاصل می شود. تحلیل تغییرات معنایی واژه ها نیازمند توجه به ارتباط متن با جامعه و مؤلف است. بنابراین الگوی ارائه شده با توجه به ارتباط چهارگانه متن، جامعه، وضعیت عرفان اسلامی و مؤلف به دریافت دلیل تغییرات معنایی واژه های قرآنی در متون تعلیمی عرفانی کمک می کند. این پژوهش نشان می دهد که می توان در نگرشی دوسویه، مبتنی بر تأثیر قرآن بر عرفان اسلامی و تأثیر عرفان اسلامی بر معانی واژه های قرآنی، فرایند شکل گیری زبان عرفانی را به طور مستقیم از قرآن با یک الگوی تازه تحلیل کرد
۹.

بررسی کارکرد ترجی و اشفاق در زبان و بلاغت فارسی با استشهاد از زبان حافظ

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۷۶
یکی از مباحث مغفول در بلاغت فارسی، مبحث «اشفاق» است که قسمی از ترجی به شمارمی آید. اشفاق با ابزارها و کارکردهایی مشخص، بحثی قابل توجه در نحو و بلاغت عربی است و بایسته است در بلاغت فارسیِ مبتنی بر بلاغت عربی نیز جایگاه خویش را بیابد. این مقاله بر آن است مبحث اشفاق را در زبان و بلاغت فارسی تبیین کند و با استشهاد از زبان حافظ به تعریف و تثبیت جایگاه آن در علم معانی فارسی بپردازد. بدین منظور پس از بیان کلیاتی درباره ترجی و اشفاق در لغت، نحو و بلاغت عربی، جایگاه آن را در بلاغت فارسی می کاود و با روشی توصیفی تحلیلی، ابزارها و کارکردهای آن را در غزلی از حافظ بررسی می کند. علاوه بر آن با طرح نکاتی نو تحت عنوان «کارکرد فعل خواستن در تبدیل خبر به انشا» و «امکان تفکیک تمنی و ترجی در بلاغت فارسی» مباحثی قابل اعتنا را به ساحت علم معانی عرضه می کند.
۱۰.

روش شناسی معرفت در مثنوی مولانا با تکیه بر سنت و مشرب عرفانی

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۵۶
از شرایط مهم و اساسی برای به کارگیری روشی علمی و هدفمند و برنامه محور در تحقیقات عرفانی تعیین و تبیین سنت و مشرب عرفانی اهل تصوف یا به تعبیر دیگر واکاوی اصول و فروع مبانی عرفان اسلامی است. روش شناسی معرفت یکی از ویژگی های اصلی سنت های عرفانی است که می تواند برگرفته از منابع مختلف نقل، عقل و کشف و شهود باشد. نویسندگان این پژوهش می کوشند ضمن بررسی بازتاب روش های نقلی و عقلی در مثنوی، اثبات کنند تنها روش متقن معرفت شناسی روش کشف و شهود است و دو شیوه دیگر زمانی ارزشمند است که با روش کشف و شهود مطابقت یابد. به بیان دیگر، مطابق سنت و مشرب عرفانی مولانا خداشناسی (معرفت الرب) وابسته به خودشناسی (معرفت النفس) است؛ بنابراین سالک با کاربرد ابزار مختلفِ شیوه شهودی می کوشد، پلّه پلّه و به تدریج میزان مواجید عرفانی خود را ارتقا دهد تا از خود و ماسوی الله بیرون آید و به خودشناسی رسد. این امر در مثنوی معنوی از مرتبه تزکیه نفس آغاز می شود و با عشق ادامه می یابد. سپس مراتب کمال آن در سکر و حیرت طی می شود تا سرانجام در مرتبه فنا این توفیق نصیب سالک شود؛ در این مرتبه سالک به کل از غیر خدا تهی می گردد و تنها به اختیار و اراده او حرکت می کند؛ بنابراین به مقصود و غایت نهایی خود یعنی توحید و معرفت الرب دست می یابد.
۱۱.

تحلیل کاربردهای تشبیه طنز در مثنوی معنوی

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۲
شاعران و نویسندگان متون ادب فارسی همواره برای انتقال روشن تر مفاهیم موردنظر خود از شگردهای بلاغی متنوعی بهره جسته اند. یکی از رایج ترین شگردهای ادبی تشبیه است تا جایی که هیچ متن ادبی را نمی توان یافت که از ظرفیت های هنری تشبیه برای انتقال مفاهیم بهره نبرده باشد. مولوی در کتاب مثنوی معنوی که یکی از بلیغ ترین متون تعلیمی- عرفانی فارسی است در کنار بهره مندی از شگردهای مناسب ادبی، تشبیه را با ساختارهای متنوع به کار گرفته است. در میان اقسام تشبیه در مثنوی معنوی گونه ای تشبیه مشاهده می شود که درونمایه طنز دارد و مولوی برای انتقال مضامینی ویژه از آن بهره برده است؛ این گونه تشبیه را تشبیه طنز نامیده اند. سنّت استفاده از شگردهای طنزپردازی در منظومه های عرفانی مانند بسیاری دیگر از نوآوری ها با سنایی آغاز می شود. مولوی علاوه بر تأثیرپذیری احتمالی از سنایی، خلاقیت های فراوانش را در طنزپردازی به ظهور رسانده است. یکی از گونه های طنز در مثنوی، تشبیهات معناداری است که صبغه فکاهی و طنز دارد. تبیین کارکردهای وجوه شبه طنزِ متنوعِ به کار رفته در تشبیهاتِ طنز مثنوی از زمینه های اساسی این تحقیق است. در این مقاله کوشش شده به شیوه توصیفی- تحلیلی موارد یافت شده در مثنوی معنوی براساس ساختار بلاغیشان بررسی شود
۱۲.

هستی شناسی در سنت اول و دوم عرفانی

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
موضوعات هستی شناختی یکی از ارکان شناخت دیدگاه های عرفانی و تبیین تفاوت سنت ها و مشرب های عرفانی است. درواقع، نظر عارفان در باب هستی بر آرای آن ها را در باب دیگر مسائل اثر می گذارد و اعمال و معاملات آن ها را جهت می دهد. بر همین مبنا پرسش مهم و اساسی در این باب آن است که موضوعات مربوط به شناخت هستی در منظومه فکری عارفان مختلف بر چه اصولی استوار شده و چگونه است. در این مقاله الگوها و مصادیق مربوط به هستی شناسی در دیدگاه عارفان سنت اول و دوم عرفانی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد عارفان این دو سنت در باب هستی اختلافِ نظر اساسی دارند: عارفان سنت اول مبانی هستی شناختی خود را به تبع فیلسوفان و متکلمان بر پایه نظریه وسائط استوار ساخته اند؛ اما عارفان سنت دوم نه تنها در تبیین هستی به این نظریه معتقد نیستند؛ بلکه گاه به شدت با این نظریه و قائلان به آن مخالفت کرده اند.
۱۳.

A Review of the Textual Structure of a Story of Attar and Rumi Focused on Bayazid

تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
The purpose of this study is to find out how the two patterns of textual structure act in stylistics, and which one is a more suitable choice for this type of research. The textual structure is a pattern for analysis of the story structure, which is presented as a component of narrative stylistics in the book  Stylistics  (Simpson, 2004). This research is conducted on an anecdote from Manteq ot-Tayr and an anecdote from Masnavi with Bayazid Bastami as the main character. The research methodology includes reviewing 6 stages of Labov's model and reviewing 31 functions and 7 characters of Prop's model on different parts of both anecdotes. The results of the study show that although both mentioned patterns are introduced for reviewing the textual structure of a story, though Labov's pattern for the textual structure is more suitable for analysis of mystical poems, and through its review, various aspects of the context of narrative discourse in an anecdote can be understood, Prop's model is more suitable for analysis of folk tales, and matches more with the structure of those tales. In folk tales, as prop believes, the story starts with wickedness (A), shortcoming or a need (a), and through some actions of the intermediary, it leads to marriage (w) or some other actions that are considered as the ending to the story, which we are not encountered in mystical poems. Hence, the application of the above models, which demonstrates the structure of the story, could be useful in narrative stylistics and Labov’s model is more efficient for mystical poetic anecdotes.  
۱۴.

بررسی مقام «صبر» در متون عرفانی ادب فارسی و راهکارهای عملی آن در روانشناسی مثبت گرا

تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۳۰۰
انسان معاصر با مشکلات روانی مختلفی روبه رو است. در سال های اخیر برخی از روانشناسان در شاخه روانشناسی مثبت گرا برای حل این مشکلات به معنویت توجه و گرایش نشان داده اند. عرفان ایرانی- اسلامی که سنت معنوی شناخته شده ای است و بیشتر در قالب متون ادبی بروز و ظهور یافته است به معارف والایی اشاره دارد که می توان در پرتو آموزه های روانشناسی جدید برداشت ها و نتایج جدیدی از آن به دست آورد و بین این دو معرفت، تطبیق و مقایسه صورت داد. بررسی متون منثور ادبی که در آن تجربه های عرفانی نمود یافته است و ابعاد معنوی بشر را بازتاب می دهد، می تواند دستاوردهای عینی و تجربی در اختیار روان شناسان قرار دهد. یکی از موضوعاتی که می تواند در این دو حوزه، مقایسه و تطبیق شود، صبر است. بدین منظور در نوشته حاضر تعریف، اهمیت، انواع و درجات مقام عرفانی صبر در متون منثور عرفانی ادب فارسی استخراج شد، جایگاه صبر از منظر روانشناسی و نتایج و پیامدهای عملی آن در زندگی انسان امروز بررسی گردید و مفهوم صبر از دیدگاه این دو معرفت با یکدیگر تطبیق و مقایسه شد. نتایج نشان داد تعاریف صبر و مبانی عملی آن در متون عرفانی در مواردی با تعابیر مختلف صبر در روانشناسی مشابهت و نزدیکی می یابد.
۱۵.

بررسی سیر مراتب هستی در بینش عرفانی مولانا

تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۹۹
این مقاله بر آن است تا با تحلیل و بررسی دیدگاه های مولانا جلال الدین محمد بلخی درباره سیر مراتب هستی، اولاً جایگاه مباحث هستی شناسی را دراندیشه و آثار این عارف بنام تبیین کند تا از این طریق، زمینه شناخت بیشتر بینش عرفانی این عارف فراهم شود. ثانیاً تفاوت نوع نگاه مولانا به مباحث هستی شناسی را با دیدگاه های هستی شناسانه فلاسفه و متکلمین مشخص کند. نگارنده با روش تحلیلی- توصیفی به این نتیجه رسیده است که با توجه به بسامد اندک مباحث هستی شناسی در آثار مولوی در قیاس با موضوعات مرتبط با انسان شناسی و خداشناسی، بینش عرفانی مولوی متکی بر دو رکن انسان شناسی و خداشناسی است. همچنین مولانا به عنوان یک عارف بر خلاف فلاسفه و متکلمین، از ورود به جزئیات مباحث هستی شناسی پرهیز کرده و گاه ممکن است این مباحث را با مباحث معرفت شناسی نیز همراه کند.
۱۶.

مقایسه تحلیلی دو ترجمه عوارف المعارف با توجه به تفاوت دیدگاه مترجمان

تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۵۷
می توان گفت نوع مخاطبانِ یک اثر و بستری که نوشته در آن نشو و نما می یابد، تعیین کننده و پردازشگرِ محتوایی نو و دگرگونه از مفهومی واحد است و در متنی که به اقتضای حال خوانندگان پدید می آید، تأثیر خود را نشان می دهد. این مقاله با چنین رویکردی به عوارف المعارف و دو ترجمه آن از ابومنصور اسماعیل اصفهانی و عبدالرحمن بزغش شیرازی پرداخته است. پژوهشگران در این مقاله می کوشند چهار منظر جهان بینی مترجمان، ظهور خلاقیّت های آنان، تأثیر پسند و ذوق شخصی در پردازش ترجمه و تأثیر زیست بوم این دو مترجم را در جایگاه معیار سنجش برگزینند. از تطبیق رویکرد کلی دو مترجم چنین نتیجه گرفته می شود که در ترجمه عوارف از ابومنصور توجه داشتن به خوانندگان، موجب گرایش او به اختصار و نیز هنرنمایی های لفظی و آراستگی کلام شده است؛ اما عبدالرحمن در معارف العوارف نسبت به دخل و تصرّف در متن، کاملاً خوددارانه رفتار می کند و ترجمه ای دقیق و لفظ به لفظ ارائه می دهد. به نظر می رسد دخل و تصرّف های ابومنصور در شماری از جمله ها به دگردیسی اندیشه های سهروردی انجامیده است؛ به گونه ای که او گاهی محوریّت کلام را در دست می گیرد و نظریه های خود را جانشین متن و اندیشه های سهروردی قرار می دهد. این در حالی است که عبدالرحمن می کوشد تاحد ممکن تحریفی در اندیشه های سهروردی پدید نیاید. به نظر می رسد فضای غمبار اصفهان در زمان استیلای مغول، چندان اجازه ظهور ترجمه ای دقیق و تخصّصی را به ابومنصور نمی داده است؛ به طوری که مطالب عوارف را در حدّ یک سوم تقلیل می دهد. ازسوی دیگر محیط به نسبت امن و آرامِ فارس پذیرای مفاهیمِ سهروردی در لایه هایی دقیق تر بوده و به عبدالرحمن مجال می داده است که تک تک عبارات عوارف را به شکلی عالمانه ترجمه کند.
۱۷.

آسیب شناسی مقاله های مثنوی پژوهی از نظر توجه به مشرب عرفانی مولوی

تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۰۱
به سبب اهمیت مثنوی معنوی و بسیاری پژوهش های علمی، مقاله های گوناگون و پرشماری درباره این اثر نوشته شده است. هریک از این مقاله ها از دیدگاهی ویژه می کوشند جنبه ای از جنبه های مثنوی را تحلیل و تبیین کنند. شمار بسیاری از این مقاله ها به شرح بیت یا ابیاتی از مثنوی ، فهم متن ان و مطالعه تطبیقی مثنوی با اثار دیگر می پردازند. فهم مثنوی و شرح ابیات و تبیین منظومه فکری مولوی بدون شناخت دقیق و عمیق از سنت و مشرب عرفانی مولانا یا ممکن نیست و یا ناتمام و ناقص خواهد بود. متاسفانه با وجود نگارش مقاله های پرشمار و سودمندی که در باب مثنوی نگاشته شده است، بخش بسیاری از این مقاله ها به مشرب عرفانی مولانا توجهی نداشته اند. این پژوهش مقاله هایی را بررسی و تبیین می کند که درباره مثنوی در بین سال های 1380 تا 1395 در چهل و شش مجله علمی انتشار یافته اند. از مجموع 486 مقاله، در 36 مقاله توجه به شیوه عرفانی مولوی ضروری بوده است. از این 36 مقاله فقط 11 مقاله به این موضوع توجه کرده اند و از 11 مقاله نیز تنها در 7 مقاله، ان هم به طور غیرروشمند و نامنسجم، چنین تبیین شده است که شیوه عرفانی مولوی از روش ابن عربی متفاوت است. در هیچ یک از مقاله های حوزه مثنوی پژوهی، سنت و مشرب عرفانی مولوی تببین نشده؛ همچنین در هیچ یک برای دستیابی به اهداف پژوهش، به اصول و فروع شیوه عرفانی مولوی نیز توجهی نشده است.
۱۸.

بررسی فرایند شکل گیری تحول روحی عارفان مسلمان

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۳۱۴
در میان حکایت های پرشمار متون و تذکره های عرفانی، حکایاتی درباره تحول روحی عرفا دیده می شود که بخش عظیمی از فضای این آثار را در بر گرفته است. این حکایت ها شرح احوال عارفانی است که در اثر واقعه های غیبی، متحول و به طریقت صوفیان وارد شده اند. چگونگی ورود اهل سلوک به طریقت در حکایت های تحول روحی بسیار شبیه به یکدیگر است. این شباهت به سبب فرایند منظم و مشخصی است که در این حکایت ها دیده می شود. فرایند مذکور در مقدمات، واقعه و آثار و نتایج دارای عوامل مشترکی است که در این حکایت ها آمده است. فرایند شکل گیری تحول روحی عارفان مختص به نقطه آغازین سلوک نیست و در سیر استکمالیِ عارف به مراتب و درجات برتر نیز دیده می شود. ازاین رو پرسش های مطرح در این پژوهش آن است که چگونه این تحولات اتفاق می افتد؟ چه آثار و نتایجی را در بر دارد؟ عناصر تشکیل دهنده آن ها در عرفان اسلامی چیست؟ آیا همه عرفا به یک شیوه تحول می یابند؟ این مقاله با بررسی فرایند شکل گیری حکایات مربوط به تحول روحی، این مطلب را تبیین و اثبات می کند که تحول در عرفان اسلامی مبتنی بر عوامل و عناصر مشابهی است که نقشی اساسی در تمام مراحل سلوک و طریقت دارد.
۱۹.

بینامتنیت به مثابه روش و بینش تاریخ ادبیات نگاری نوین

تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۳۸۹
هدف اصلی تاریخ ادبیات، نگارش تاریخ تحولات ادبی است. بینامتنیت نیز در این حوزه، دانش تبیین ارتباطات متون به شمار می اید. بینامتنیت به کمک تاریخ ادبیات، به شریان ارتباطی متون، اعصار و جوامع پی می برد و تاریخ ادبیات نیز با بهره از فنون ارتباطی ای که بینامتنیت در اختیارش می گذارد، به شناخت عمیق تر و دقیق تر ادبیات دست می یابد. این جستار به مثابه دریچه کوچکی است که به دنیای ارتباطات دانش تاریخ ادبیات و بینامتنیت گشوده شده است. به همین منظور کار را با بررسی و تلفیق مبانی نظری تاریخ ادبیات و دانش بینامتنیت و نیز نقد و نظریه های ادبی طراحی کرده ایم. عمده مقصود این پژوهش، تنها نشان دادن وجوه اشتراک و راه های ارتباطی تاریخ ادبیات با دانش بینامتنیت و برشمردن خدمات متقابل این دو با یکدیگر است.
۲۰.

اهمیت نسخة «ایاصوفیا» در تصحیح ترجمة رسالة قشیریه

کلید واژه ها: تصحیح ترجمة رسالة قشیریه نسخة ایاصوفیا نسخة موزه بریتانیا نسخة لالا اسماعیل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۵۹۰
از ترجمة رسالة قشیریه،نسخه ای به شمارة 2077 در کتابخانة ایاصوفیای استانبول نگهداری می شود که نگارش دیگری از ترجمة ابوعلی عثمانی است. استاد فروزانفر برای نخستین بار در سال 1345 به تصحیح ترجمة رسالة قشیریههمت گماشت. او در تصحیح خود از این نسخه استفاده نکرد؛ زیرا این نسخه در میانة کار به دستش رسید و نیز می پنداشت تفاوتی با نسخة موزة بریتانیا ندارد. به همین سبب کار تصحیح متن را با مقابلة نسخه موزة بریتانیا از ترجمة ابوعلی عثمانی و نسخة لالا اسماعیل، تنها دست نوشتة شناخته شده از ترجمة دوم، به پایان رساند. با بررسی نسخة ایاصوفیا می توان دریافت که آن نسخه برای رفع کاستی ها و اشتباهات فراوان ترجمة رسالة قشیریهبسیار راهگشاست و برخلاف نظر فروزانفر اختلاف های میان دو نسخه، بسیار و درخور توجه است. در این مقاله ضمن معرفی نسخة ایاصوفیا، جایگاه آن در تصحیح ترجمة رسالة قشیریهدر مقایسه با دو نسخة دیگر بررسی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان