آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۲

چکیده

امروزه دو بخش مهم تولید و خدمت در اقتصاد جهانی با هم و در کنار هم ارزش آفرینی می کنند. در سال های دور، بخش تولید به منزلۀ مهمترین بخش اقتصاد کانون توجه قرار گرفت و بدان پرداخته شد. علت اصلی این توجه را می توان در نوشته های آدام اسمیت یافت: "بهره وری این بخش بسیار بیشتر از سایر بخش هاست". از نظر اسمیت، فعالیت هایی "سازنده اند" که به تولید کالاهای مشهود منجر می شوند. سایر فعالیت ها "غیرسازنده" یا "غیرتولیدی اند"، حتی اگر برای رفاه افراد سودمند و ضروری باشند؛ زیرا کالاهای مشهود و صادراتی تولید نمی کنند. بنابراین، تولید مهمترین بخش اقتصاد تلقی می شد. همین چشم پوشی های محققان و کم اهمیت خواندن بخش خدمت سبب شد به این بخش مهم اقتصاد جهانی کمتر از بخش تولید اهمیت داده شود و مبانی این بخش تحت سلطۀ مفاهیم بخش تولید تعریف شود. از دهۀ 1980، افزایش تولید ناخالص داخلی کشورها غالبا برآمده از صنایع بخش خدمت بود. این موضوع سبب شد توجه محققان به بخش خدمت جلب شود و پژوهش های بیشتری در این خصوص صورت گیرد. "اقتصاد خدمت"، "جامعۀ پساصنعتی"، و "رشد بخش سوم" ازجمله اسامی ای هستند که به علت اهمیت این بخش پدید آمده اند. در این پژوهش سعی داریم با نگرشی ژرف به ادبیات و پایه های نظری این بخش که کاملا مجزا از بخش تولید تعریف شده است، تصورات اشتباه موجود مبنی بر قراردادن خدمت پس از تولید و در انتهای زنجیرۀ تأمین را ازبین ببریم و اهمیت این بخش مهم در اقتصاد جهانی را تبیین نماییم.

تبلیغات