آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

شهودها در فلسفه اخلاق نقش توجیهی دارند و بیشتر نظریه ها و داوری های اخلاقی بر اساس آنها شکل می گیرند. پژوهش های علمی و یافته های متخصصان علوم شناختی در باب قضاوت های اخلاقی، وثاقت و اعتبار شهودهای اخلاقی را زیر سؤال برده و دیدگاه سینگر مبنی بر قائل نشدنِ جایگاه ویژه برای شهودها در اخلاق را تقویت کرده و روشنگری های جدیدی را در خصوص خاستگاه اخلاق ارائه کرده اند. سینگر معتقد است این یافته ها در کنار تبیین تکاملی از رفتار انسان نشان می دهد که نباید در پیِ یافتن عاملِ توجیه کننده شهودهای اخلاقی بود و نیز نباید همه آنها را معتبر و یقینی دانست. وی ابتنای اخلاق بر عقل محض را یگانه عاملِ بازدارنده از شکاکیّتِ اخلاقی دانسته و ضمن نقد روش موازنه متأملانه رالز، بر این باور است که هر نظریه روش شناختی یا معرفت شناختی، مانند روش موازنه متأملانه که برای شهودها در موارد خاص نقش ویژه ای قائل باشد، از بنیان دارای نقص است و اساساً ممکن است سدی در برابر اصلاحات اخلاقی ایجاد کند. در این مقاله به طرح، بررسی و نقد دیدگاه پیتر سینگر در باب اعتبار شهودهای اخلاقی خواهیم پرداخت.