آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۱

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان رسمی دانشگاه های غرب کشور(دانشگاه بوعلی سینا همدان، دانشگاه کردستان، دانشگاه رازی کرمانشاه و دانشگاه ملایر)انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را 1334 نفر از کارکنان(908 نفر مرد و426 نفر زن) تشکیل دادند که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای- نسبتی تعداد727 نفر(491 نفر مرد و236نفر زن) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی و پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آمار توصیفی و نیز از ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt برای گروه های مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد هفت گانه سلامت سازمانی از دیدگاه کارکنان دانشگاه های غرب کشور بالاتر از سطح متوسط است، ولی کارکنان از نظر سلامت عمومی در وضعیت مرزی قرار دارند. همچنین بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان ارتباطی وجود ندارد. سایر نتایج پژوهش نیز نشان داد بین میزان سلامت عمومی کارکنان در ابعاد چهارگانه به لحاظ جنسیّت تفاوت معناداری وجود دارد و میزان سلامت روانی مردان بهتر از زنان است، اما از نظر سنوات خدمت و میزان تحصیلات تفاوت معنادار وجود ندارد، لذا می توان گفت میزان سلامت روانی کارکنان با سنوات خدمتی متفاوت، یکسان است. همچنین میزان سلامت روانی در میان کارکنان با توجه به سطوح تحصیلات آن ها نیز یکسان است و در نهایت اینکه متغیرهای نفوذ مدیر، ساخت دهی، پشتیبانی منابع، روحیه و تأکید علمی با اطمینان 95/0 می توانند تغییرات مربوط به سلامت عمومی را پیش بینی کنند، ولی متغیرهای یگانگی نهادی و ملاحظه گری ارتباط معناداری با سلامت عمومی نداشتند.