مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۸۱.
۱۸۲.
۱۸۳.
۱۸۴.
۱۸۵.
۱۸۶.
۱۸۷.
۱۸۸.
۱۸۹.
۱۹۰.
۱۹۱.
۱۹۲.
۱۹۳.
۱۹۴.
۱۹۵.
۱۹۶.
۱۹۷.
۱۹۸.
۱۹۹.
۲۰۰.
مدل سازی
منبع:
آمایش سرزمین دوره هجدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
595 - 621
حوزههای تخصصی:
ارزیابی طبقه بندی نظارت شده پیکسل پایه حداکثر احتمال در بررسی تغییرات اقلیمی حوضه آبریز دریاچه ارومیه در بازه زمانی ده ساله، چهارده ساله، شش ساله، و یک ساله و سپس ارزیابی و مدل سازی تغییرات باغ های حاشیه دریاچه ارومیه در بازه زمانی سی ساله و نقش آن در تغییرات سطح آب دریاچه ارومیه است. در این پژوهش ابتدا تصاویر ماهواره ای لندست برای سال های 1990، 2000، 2014، 2020، و 2021 دانلود شد. سپس با استفاده از نرم افزار ENVI5.3 طبقه بندی به روش حداکثر احتمال انجام و سپس با استفاده از نرم افزار IDRISSI TERRSET و مدل CA-MARKOV برای سال 2051 مدل سازی انجام شد و در برنامه GIS مدل سازی انجام شده مورد بررسی قرار گرفت. طبقه بندی به روش حداکثر احتمال طبقه بندی مناسبی است و نتایج حاصل از این طبقه بندی نشان داد در مجموع بیشترین میزان تغییرات را کاربری باغات و مزارع آبی طی بازه زمانی 1990 تا 2021 داشته است که تغییر آن نسبت به سی سال گذشته 3495 کیلومتر مربع، به میزان بیش از دو برابر، روند صعودی داشته است و پس از مدل سازی برای سال 1431 نتیجه حاصل شد که با توجه به ماتریس احتمال انتقال سال 1431 بیشترین میزان احتمال انتقال در کاربری باغات و مزارع آبی است و از طرفی مدل سازی در این مطالعه نشان می دهد کاهش مساحت در کاربری های باغات و مزارع آبی و شوره زار در منطقه رخ داده است که از طرفی هم پهنه آبی در سال 1431 با روند افزایشی پیش بینی شده است.
مدل سازی و پیش بینی روند گسترش و توسعه ی فیزیکی شهر بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۲)
1563 - 1585
حوزههای تخصصی:
شهر بجنورد، در پی انتخاب به عنوان مرکز سیاسی-اداری استان خراسان شمالی در سال 1384، با رشد دوچندان جمعیت و تحولات جمعیتی مواجه شد. تمرکز مراکز اداری، نظامی، سیاحتی، فرهنگی و آموزشی در کنار مهاجرت بی رویه روستائیان به شهر، شهر را با نیازهای جدید توسعه شهری مواجه ساخت. گسترش فیزیکی شهر بیش ازپیش، تبدیل زمین های کشاورزی به شهری و ساخت وساز بی رویه، یکی از مسائل اصلی پیش روی شهر است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش اتوماتای سلولی توسط شبکه های عصبی مصنوعی پرسپترون و داده های سنجش ازدور، انجام شده است. تصاویر ماهواره ای مربوط به سال های 2011 و 2021 دشت بجنورد، مبنای بررسی قرار گرفت و به منظور به طورکلی الگوهای فضایی-زمانی کاربری زمین، از داده های آرشیو سنجش ازدور، استفاده شد. در راستای اهداف تحقیق، تصاویر مولتی اسپکتورال لندست 7 و لندست 8 در ارتباط با شهر بجنورد (path 161, row 034) دانلود شده است. باهدف افزایش اعتبار نتایج، نقشه های خروجی با نقشه های گوگل ارث، تطبیق داده شد. همچنین در طبقه بندی سال 2011 دقت کلی 86 و ضریب کاپا 81 و در سال 2021، دقت کلی 88 و ضریب کاپا 85 به دست آمد. یافته های اصلی شامل محاسبه و برآورد تغییرات کاربری زمین و سهم هر کاربری در سال های مبنای این تحقیق، مدل سازی و پیش بینی تغییرات کاربری زمین برای سال 2031 بر اساس ترسیم نقشه پتانسیل انتقال برای کاربری ها و تشکیل زنجیره مارکوف در کنار هشت عامل تأثیرگذار شیب، ارتفاع، فاصله از گسل، زمین های کشاورزی، راه های اصلی، شبکه برق اصلی، مناطق ساخته شده و قیمت زمین، است. نتایج نوشتار، تأییدکننده افزایش مناطق ساخته شده و کاربری های شهری و کاهش کاربری کشاورزی و مرتع در افق پیش بینی گسترش شهر بجنورد در سال 2031 است. بعلاوه به لحاظ ساختار فضایی، رشد مناطق ساخته شده عمدتاً در سه جبهه بجنورد-اسفراین، بجنورد-مشهد و بجنورد-آشخانه قابل مشاهده است. بدین ترتیب، انتظار می رود با شناسایی روند گسترش و توسعه فیزیکی شهر بجنورد، بتوان در مدیریت و برنامه ریزی این فرآیند، تأثیرگذار واقع شد.
مدل جریان دانش در ارتباط دانشگاه و صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفع مشکلات در ارتباط کارآمد میان دانشگاه و صنعت سال هاست که محققین را به مطالعه و ارائه راه کارها سوق داده است. راه کارهای ارائه شده در یکی از دسته های راه کارهای مبتنی بر رهیافت عمل گرا، رهیافت نهادگرا و رهیافت ماهیت گرا قرار می گیرند. از آنجائی که تمامی این راه کارها در پی انتقال دانش لازم از دانشگاه به صنعت هستند، لذا یک راه کار موفق می بایست از یک سو از هر سه رهیافت مذکور پشتیبانی کند و از سوی دیگر مبتنی بر روش ها و راه کارهای مدیریت دانش باشد. در این مقاله، ابتدا ده مدل مختلف جریان دانش که طی سال های گذشته ارائه شده اند جهت به کارگیری در ارتباط دانشگاه و صنعت بررسی و مقایسه شده اند. نتیجه مقایسه نشان می دهد که هیچ یک از مدل های جریان دانش موجود نمی توانند تمامی رهیافت ها را در نظر بگیرند. لذا در این مقاله ابتدا یک چارچوب مفهومی مدل سازی جریان دانش ارائه شده است که با استفاده از آن می توان یک نگرش جامع به مدل سازی جریان دانش داشت. این چارچوب یک ماتریس شش در شش است که سطرهای آن منظرهای مختلف فرا سازمان، سازمان، گروه، نقش، افراد و ماشین هستند و ستون های آن جنبه های چرا، چه چیز، چه کس، چطور، چه وقت و کجا هستند. سپس با استفاده از این چارچوب مدل جریان دانش در ارتباط دانشگاه و صنعت طراحی شده است که مبتنی بر بازارهای دانشی بوده و نهادهای مختلف دانشگاهی و صنعتی را به همراه یک نهاد تحت عنوان نهاد نظارت و پشتیبانی از جریان های دانشی در نظر می گیرد. در این مدل بیست وهفت نوع جریان دانش تبیین شده اند که رخداد آن ها به معنای وقوع یک معامله دانشی است که طرفین آن فروشنده و خریدار بسته دانشی هستند که بسته به نحوه آغاز جریان دانش در یک مناقصه یا مزایده شرکت می کنند.
مدل سازی ریاضیاتی برای محاسبه و نمایش پایستگی ایدئولوژی های سیاسی (مورد مطالعه: ارزیابی پایستگی کمالیسم در نظام سیاسی ترکیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۱۲
19 - 32
ریاضیات کاربردی شاخه ای از ریاضیات است که به عنوان حوزه ای میان رشته ای، کاربست های ریاضیات محض را در سایر دانش ها پیاده سازی می کند. علوم سیاسی نیز به مثابه حوزه ای از علوم انسانی و اجتماعی برای تحقق اهدافی همچون افزایش دقت تحلیل ها، ایجاد دید ترکیبی در مسائل دارای شاخه های متنوع و نمایش مؤثر داده ها و اطلاعات به ابزار های ریاضیاتی متوسل شده است. این روند در عصر کنونی شدت و سرعت افزون تری گرفته است. یکی از زیر نظام های گسترده دانش ریاضیات کاربردی مدل سازی است. این پژوهش میان رشته ای در پاسخ به این پرسش می باشد که «با چه فرایندی مدلی ریاضیاتی برای محاسبه و نمایش پایستگی و یا افول ایدئولوژی های سیاسی قابل طراحی است؟» و نیز با ایجاد پلی میان دو عرصه ریاضیات و علوم سیاسی به ارائه یک مدل ریاضیاتی کارآمد و مناسب برپایه مؤلفه های جبری و هندسی پرداخته و ضمن طرح و اثبات محاسبات مربوط به این مدل، مزایای آن نسبت به سایر مدل های موجود را نشان داده است تا بخشی از خلأ موجود در پژوهش های سیاسی را از میان بردارد؛ همچنین به عنوان یک نمونه عملی، پایستگی ایدئولوژی کمالیسم در نظام سیاسی ترکیه در دهه های اخیر ارزیابی شده است. این پژوهش در هماهنگی با ماهیت موضوع و هدف آن به روش محاسباتی و تحلیلی انجام پذیرفته است و یافته های آن میزان پایستگی کمالیسم در نظام سیاسی ترکیه را بیش از یک دوم تخمین می زند.
ارائه یک چارچوب جهت پیش بینی غلظت آلاینده های هوا با استفاده از داده های سنجش ازدور مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی- موجکی در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
115 - 130
حوزههای تخصصی:
در کشورهای درحال توسعه، اکثر شهرهای بزرگ به طور فزاینده ای با آلودگی هوا به عنوان عاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی جامعه مواجه هستند. ناحیه کلان شهری تهران نیز به واسطه تراکم جمعیتی بالا یکی از مناطق مهم در ایران محسوب می گردد. صنایع آلاینده به همراه استفاده از وسایل نقلیه از جمله مهم ترین عواملی محسوب می گردد که موجب شده است تا این شهر به عنوان آلوده ترین کلان شهر کشور محسوب گردیده و متعاقباً لازم است تا در جهت کاهش آلودگی هوا در این شهر برنامه ریزی مؤثری انجام شود. یکی از مهم ترین اقدامات در زمینه کاهش آلودگی هوا، پیش بینی مقادیر غلظت آلاینده ها می باشد که می تواند تصمیم گیری و برنامه ریزی و ارائه راهکارهای مناسب را بهبود بخشد. ازآنجایی که نیاز به روش های دقیق تر برای پیش بینی آلاینده های هوا جهت مدیریت بهتر این مقوله وجود دارد، به نظر می رسد استفاده از روش های ترکیبی جهت مدل سازی آلاینده ها می تواند حرکتی مهم در این راستا باشد. در این پژوهش، پارامترهای تأثیرگذار بر غلظت آلاینده ها در قالب ۴ دسته عوامل ترافیکی، غلظت آلاینده ها در روزهای قبلی، داده های هواشناسی و عوامل مکانی به عنوان ورودی مدل ها مورداستفاده قرار گرفتند و ماکزیمم غلظت آلاینده ها در هر روز به عنوان خروجی مدل در نظر گرفته شد. هدف این پژوهش بررسی عملکرد روش های انتخاب ویژگی جنگل تصادفی و تبدیل موجک در ترکیب با روش های رگرسیون چندمتغیره و شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه، جهت دستیابی به مدلی کارا به منظور پیش بینی آلاینده های منو اکسید کربن، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید گوگرد و PM2.5 می باشد. نتایج به دست آمده نشان داد که مدل سازی همه آلاینده ها با استفاده از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه در ترکیب با روش تبدیل موجک صحت بالاتری را نسبت به مدل های دیگر ارائه می نماید. همچنین صحت پیش بینی آلاینده منو اکسید کربن (خطای استاندارد برابر با 8/19 درصد) نسبت به آلاینده های دیگر پایین تر بود درحالی که صحت پیش بینی آلاینده PM2.5 (خطای استاندارد برابر با 0/17 درصد) بالاتر از سایر آلاینده ها بود. علاوه بر این، باتوجه به پارامترهای انتخاب شده توسط روش انتخاب ویژگی با استفاده از جنگل تصادفی، پارامترهای غلظت آلاینده ها در روزهای قبل از اهمیت بالایی به منظور پیش بینی آلاینده های مختلف برخوردارند.
مطالعه پدیده "ارکستر" در فرهنگ موسیقایی ایران معاصر، با تکیه بر مُدل سازیِ امکان تحقق صور بالقوه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف نهایی از پژوهش حاضر آن است که به منظور تبیین نحوه مواجهه فرهنگ موسیقایی ایران و غرب از نظر اخذ تفکر ارکسترال، با ترسیم مُدل هایی مبتنی بر صورت های بالقوه ارکستر در ایران و مصداق یابی تعیّنی آنها، امکان تحقق الیناسیون در هر یک از مواجهات آزموده شود. لذا فرضیه این پژوهش، بدین نظریه منتج شده است که بر خلاف رهیافت های سنت گرایانه، که تمامی مواجهات با فرهنگ موسیقایی غرب مطرود پنداشته می شود، پاره ای از مواجهات، نظر به رهیافت تأویلی و آگاهانه آن، نه تنها به الیناسیون در موسیقی ایرانی نینجامیده، بلکه به تکامل و غنای قالب های اجرایی موسیقی ایرانی منتهی شده است. از سویی دیگر، بخش دیگر این نظریه بر آن اذعان دارد که به خلاف رهیافت های غرب گرایانه که هرگونه تکوین و تکاملِ موسیقی ایرانی مستلزم اخذ تام و تمام بنیان های موسیقایی غرب انگاشته می شود ؛ بخش قابل ملاحظه ای از مواجهات میان فرهنگ موسیقایی ایران و غرب جهت اخذ تفکر ارکسترال، نه تنها تکوین و تکامل موسیقی ایرانی را در پی نداشته، بلکه به تضعیف، تنزّل و حتی حذف برخی خصوصیات بنیادین موسیقی ایرانی انجامیده است. بر این اساس می توان چنین اذعان نمود که مواجهه موسیقی ایرانی و غربی در دوره معاصر از نقطه نظر اخذ تفکر ارکسترال، دارای روندی دو قطبی (سازنده و غیر سازنده ) بوده است.
واکاوی شایستگی های مدل سازی علمی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
مدل از مفاهیم مهم در فلسفه علم و مدل سازی مهارتی اساسی در آموزش علوم است. این پژوهش به کاوش شایستگی های مدل سازی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه در آموزش علوم (فیزیک، شیمی و زیست شناسی) پرداخته است. در این پژوهش کیفی به کمک مصاحبه های نیمه ساختاریافته میزان وابستگی دانش فرامدل سازی به دانش محتوایی و همچنین سطح یادگیری دانش فرامدل سازی (شایستگی مدل سازی) در 10 دانش آموز دوره دوم متوسطه رشته تجربی واکاوی شد. با وجود اینکه در برنامه درسی رسمی ایران در مورد مهارت های مدل سازی علمی محتوای چندانی وجود ندارد، همه مصاحبه شوندگان این مهارت را البته در سطوح پایین داشتند. شایستگی های مدل سازی دانش آموزان ارتباطی به دانش محتوایی و موضوع درسی نداشت، اما نحوه استفاده از مدل ها، و هدف از به کارگیری آن ها به دانش محتوایی وابسته بود. یافته ها نشان داد که برنامه ریزان از نقش مدل برای آموزش علوم غفلت کرده اند و دانش مدل و مهارت های فرامدل سازی به ندرت در اهداف یادگیری دروس علوم قرار گرفته است، به طوری که شاگردان با وجود استفاده ناقص و ناآگاهانه از مدل ها برای توصیف، فرضیه سازی، استدلال و پیش بینی رویدادها هنوز در مورد مدل ها دانش زیادی ندارند. با ایجاد حمایت مناسب از شاگردان، خلق فرصت های یادگیری برای مدل سازی، آموزش معلمان برای توجه بیشتر به نقش مدل ها در یادگیری علوم و توجه به مدل سازی در برنامه درسی علوم، می توان ضمن افزایش شایستگی مدل سازی، شاهد رشد مهارت هایی همچون استدلال علمی، پیش بینی رویدادها و توان حل مسئله بود.
ارزیابی کارایی منطق فازی در مدل سازی تصادفات بزرگراه های درون شهری
منبع:
اکولوژی سرزمین سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱
14 - 27
در این پژوهش کارایی مدل های فازی در مدل سازی تصادفات بزرگراه های درون شهری مورد ارزیابی قرار می گیرد و به عنوان مطالعه موردی از داده های تصادفات بزرگراههای شهری مشهد استفاده می شود. برای مدل سازی بر پایه منطق فازی، متغیرهای مربوط به جریان ترافیک و طرح هندسی راه به عنوان متغیرهای ورودی بکار می رود. مدل سازی فازی شامل چهار مرحله فازی سازی متغیرهای ورودی و خروجی، تولید قوانین، ترکیب و جمع کردن نمودارها و فازی زدایی می باشد. برای فازی سازی متغیرها در نمودار پراکندگی از مفهوم چندک های آماری، برای اختصاص واژه های زبانی مانند کم، متوسط یا زیاد بهره گرفته می شود. بر پایه منطق فازی در این مقاله دو مدل برای پیش بینی شمار تصادفات مالی و جانی در بزرگراه های درون شهری ارائه شده است. با مقایسه شمار برآورد شده تصادفات توسط مدل ها با شمار مشاهده شده، از روی مقدار ضریب همبستگیR^2 می توان کارایی و دقت مدل ها را ارزیابی نمود. برای تولید قوانین در مدل سازی فازی، از نتایج پژوهش های گذشته برای شناسایی عوامل مؤثر بر رخداد تصادفات مالی و جانی در بزرگراه های درون شهری استفاده شده است. با ثابت شدن کارایی مدل های منطق فازی ساخته شده در پیش بینی شمار تصادفات می توان نتایج آن پژوهش ها را باز تأیید نمود.
ارزیابی تغییرات کاربری اراضی، مدل سازی و پیش بینی نواحی مستعد توسعه کالبدی شهر (مطالعه ی موردی: شهر نورآباد ممسنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
پارامترهای طبیعی یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده جهات توسعه فیزیکی شهرها و سکونتگاه ها محسوب می شوند. در یک منطقه کوهستانی تاثیر این عوامل به عنوان موانع توسعه دوچندان شده و می تواند مخاطرات طبیعی را نیز به همراه داشته باشد. در این پژوهش سعی شده با شناسائی عوامل تاثیرگذار و ارزیابی آن، جهات بهینه توسعه فیزیکی شهر نورآباد به عنوان یک منطقه نسبتاکوهستانی، مشخص شود. برای دستیابی به این مهم از 7 شاخص موثر(ارتفاع، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از گسل فاصله از آبراهه،) استفاده شده و برای ارزیابی، مدل سازی و پیش بینی نواحی مناسب توسعه کالبدی شهر ازداده های تصاویر ماهواره ای لندست و از مدل های-FUZZY - AHP و ماکوف و پیش بینی مارکوف استفاده شده است. به طوری که هرکدام از لایه ها با توجه به توابع عضویتی فازی در نرم افزار GIS Arc 10.3 فازی شده اند. مقایسه تحلیلی روی پهنه های مناسب وضع موجود شهر بر اساس نقاط بحرانی با پهنه های مناسب در نهایت نقشه نهایی با2 مدل مذکور به 5 کلاس طبقه بندی گردید نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که تا افق 1404 شهر به سمت شرق توسعه می یابد در حالی که این مسیر توسعه مسیر مناسبی نمی باشد به علت وجود گسل اصلی کازرون و آبراهه اصلی مهمترین عوامل مخاطره آمیز در محدوده شهر به حساب می آید بهترین مکان برای توسعه شهر مناطق غربی و جنوب غربی منطقه می باشد که این محدوده 13% از مساحت حوضه را در بر می گیرد. شماره ی مقاله: ۱۱
آزمون مدل ارتقای امنیت اجتماعی توسط نهادکتابخانه های عمومی کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۹
101-116
هدف: هدف پژوهش حاضر این بود که عوامل ارتقای امنیت اجتماعی مورد تایید خبرگان را با استفاده از نظر کتابداران و کارشناسان نهاد کتابخانه های عمومی کشور در قالب مدل ارائه دهد، و برازش آن را با شاخص های آماری مناسب بررسی نماید. روش پژوهش : پژوهش، از نظر هدف کاربردی بوده و از روش پیمایشی –تحلیلی استفاده کرده است. جامعه پژوهش شامل مدیران کتابخانه های عمومی نهاد و کارشناسان ادارات کل استان ها بود که حجم نمونه برای آن، 428 نفر تعیین شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامه تحقیق مصیب زاده، میرحسینی، اباذری، حریری (1398) بود که مورد تایید 50 تن از خبرگان در زمینه کتابداری و امنیت اجتماعی قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 89/0 محاسبه شد. در نهایت با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، اهمیت عوامل موثر مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آموس [1] استفاده شد. یافته ها: در مدل نهایی بر اساس نظرات کارشناسان و مسئولان کتابخانه ها، مؤلفه های تأثیرگذار بر ارتقای امنیت اجتماعی شامل چهار مؤلفه اصلی «امنیت و سرمایه اجتماعی»، «فعالیت های اجتماعی و فرهنگی»، «غنی سازی اوقات فراغت» و «ترویج خواندن» بود که با آزمون فرضیه های تحقیق تأیید شده و می توانند تأثیر معناداری بر امنیت اجتماعی داشته باشند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که کتابخانه های عمومی به عنوان مؤسسه ای اجتماعی می توانند در راستای ارتقای امنیت اجتماعی جامعه گام های مؤثری بردارند. مؤلفه ها و زیرمولفه های شناسایی شده حاصل از این پژوهش درقالب مدل می تواند توسط مسئولان و دست اندرکاران کتابخانه های عمومی به عنوان ابزاری در جهت برنامه ریزی برای ارتقای امنیت اجتماعی استفاده شود. <br clear="all" /> [1] Amos
طراحی مدلی برای فقر روستایی و اثر آن بر روی ناپایداری محیط زیست (مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۵۹
۱۴۵-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
در میان تمام چالش های موجود در مسیر توسعه پایدار شاید بتوان به صراحت گفت که دو مانع اصلی مطرح است، فقر و تخریب محیط زیست. این دو عامل علاوه بر این که تأثیر منفی بر دستیابی به توسعه پایدار می گذارند، دارای رابطه پیچیده ای هستند و به عنوان بحران جدی کشور را تهدید می کنند. باید توجه داشت که تخریب محیط زیست مسئله ای پیچیده است و سایر زمینه ها مانند فناوری های نوین، آداب و رسوم، برنامه ها و راهبردهای ملی، زمینه های تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و... نیز در این تخریب سهیم اند. لذا وجود تفکری نظام مند که تمام ابعاد مسئله را در بر گیرد و به آن توجه کند ضروری می نماید. تخریب محیط زیست و فقر هر دو از چالش های جهانی هستند که مشترکات بسیاری دارند اما اغلب به طور جداگانه مورد بررسی قرار می گیرند. محیط را نمی توان به حال خود رها کرد. انسان ها نه تنها نسبت به یکدیگر بلکه نسبت به محیط خود مسئولند. اگر به محیط آسیب نرسانیم مدت های طولانی پایدار خواهد بود. از این رو هدف پژوهش حاضر طراحی مدلی است که بتواند قواعد فقر روستایی و ناپایداری محیطی را تبیین کند. روش پژوهش حاضر به صورت پیمایشی می باشد و سعی شده که با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری به طراحی مدلی از فقر و ناپایداری محیطی در مناطق روستایی اقدام گردد. جامعه آماری این تحقیق سرپرستان خانوارهای مناطق روستایی استان چهارمحال و بختیاری می باشند که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 383 نفر از بین آن ها به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیده و با ابزار پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفته اند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که فقر ناشی از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که به طور معنا داری به وجود آورنده فقر روستایی است. از سوی دیگر ناپایداری در روستا در متغیرهای آب، خاک، مرتع و درختان نمود بیشتری دارد. نتیجه پژوهش حاضر علاوه بر تبیین مسئله فقر روستایی و ناپایداری، حاکی از اثر مثبت و معنادار بین این دو متغیر است. فقرای روستایی با بهره برداری بیش از حد از امکانات طبیعی سبب ناپایداری بیشتر آن می شوند و این مسئله در گذر زمان منجر به نابودی منابع می گردد.
مدل سازی و ارائه الگوی پیاده راه شهری خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه کالبدی سال هفتم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۸)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
پیاده راه بخشی از فضای شهری است که حرکت پیاده در اولویت بوده و حرکت سواره در تمام یا بخشی از ساعات شبانه روز در آن حذف می شود. پیاد راه علاوه بر تأمین دسترسی، فضایی سرزنده، امن و راح ت را ب رای حضور گروه های مختلف اجتماعی، برقراری تعاملات اجتماعی و انجام فعالیت های اختیاری ایجاد می کند. این پژوهش با هدف ارائه الگوی پیاده راه سازی در سطح شهر خرم آباد و با رویکردی نظری _کاربردی متکی بر مطالعات مدلی و نرم افزاری انجام پذیرفته است. برای دستیابی به اهدف پژوهش چهار دسته شاخص از طریق الگوریتم درخت پوشای کمینه در محیط نرم افزار Matlab 2016 استاندارد و برای شاخص گذاری استفاده شده است. در ادامه برای تحلیل فضایی شاخص ها از فرآیند تحلیل شبکه به دست آمده در محیط نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که 43/29 درصد از مساحت بافت شهری خرم آباد وضعیت کاملاً مناسب، برای احداث پیاده راه دارد. تحلیل فضایی شهر خرم آباد نشان می دهد، پنج مسیر بهینه برای توسعه پیاده راه سازی منطبق بر الگوی های نظری حاصل از پژوهش شامل: معیارهای اجتماعی اقتصادی، کالبدی فضایی، ترافیک و دسترسی در سطح شهر قابل دستیابی است. بهترین پیاده راه سازی مسیر حد فاصل میدان 22 بهمن، بلوار ولایت، بلوار 60 متری و بلوار شرق به سوی کوی انقلاب شناسایی شد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل سنجش آموزش بزرگسالان در مراکز مشاوره و توانبخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجرای برنامه های آموزش بزرگسالان، مستلزم داشتن مدل مناسب است. با توجه به نبود الگوی بومی آموزش بزرگسالان همراستا و متناسب با فرهنگ جامعه، هدف اصلی پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی مدل سنجش آموزش های بزرگسالان در مراکز مشاوره و توانبخشی بود. در این پژوهش، از روش کیفی و نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد. در ابتدا با خبرگان مراکز مشاوره و توانبخشی مصاحبه های نیمه ساختاریافته به عمل آمد که تا رسیدن به اشباع نظری (12 نفر) ادامه پیدا کرد. سپس داده های حاصل از مصاحبه ها به روش تحلیل تم و با استفاده از نرم افزارN-vivo 10 تحلیل شد. برای اعتبارسنجی کیفی و اجماع بین خبرگان در جهت واقعی بودن مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده از فن دلفی فازی استفاده شد. پس از مرحله دلفی فازی، فهرست ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده در اختیار چند نفر از اساتید دانشگاه و دانشجویان دکترا که در حوزه آموزش بزرگسالان تخصص داشتند، قرار گرفت که با انجام اصلاحات از صحیح و مناسب بودن معادل و اصطلاحات انتخاب شده برای نام گذاری ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها اطمینان حاصل شد. بر این اساس، مدل نهایی سنجش آموزش بزرگسالان مراکز مشاوره و توانبخشی طراحی شد که شامل 6 بُعد (شامل گروه مداری، ایجاد انگیزه، بودجه، توجه به محدودیت ها، دقت عمل در آموزش و تناسب)، 10 مؤلفه و 48 شاخص بوده است.
کارکرد مدل های اقتصادی در شناسایی و وضع قواعد مسئولیت با تکیه بر مدل سازی ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
65-38
حوزههای تخصصی:
شیوه استفاده و به کارگیری «مدل های اقتصادی» در شناسایی و وضع قواعد مسئولیت، یکی از موضوعات مهم و قابل توجه در پژوهش حاضر است. کارکرد «مدل ها» در تحلیل پدیده های حقوقی، از جمله قواعد مسئولیت، فهم منطق تصمیم گیری به هنگام مواجهه با مسائل میان رشته ای است تا از این طریق، تصمیمات «عوامل تصمیم گیر» در نظام مسئولیت، بهینه سازی گردد. استفاده و به کارگیری قواعد مسئولیت برای رسیدن به هدف بهینگی توسط اقتصاد، ماهیت مسئله ی مورد پرسش در این مدل ها را میان رشته ای می سازد. برای مثال ضابطه ی کارآمدی قواعد مسئولیت، ایجاد انگیزه های بهینه ی اقتصادی جهت اعمال احتیاط و فعالیت می باشد. در واقع، مسئله ی فراروی مدل اقتصادی ارائه شده از قواعد مسئولیت، وضع قاعده ی مسئولیت در مصادیق حوادث یکجانبه است؛ به نحوی که متغیرهای تصمیم، از جمله سطح احتیاط و فعالیت، بهینه شده و هدف مندرج در تابع هدف، تحقق یابد. پژوهش حاضر ضمن تأکید بر نقش مدل سازی در شناسایی و وضع قواعد مسئولیت، تلاش می کند تا با رویکرد مدل سازی اولاً به احصای مصادیق حوادث یکجانبه و ارائه ی ضابطه برای احصای این مصادیق پرداخته و ثانیاً به تحلیل قواعد مسئولیت مطلق و تقصیر در مصادیق حوادث یکجانبه براساس روش مدل سازی بپردازد؛ امری که در پژوهش های صورت گرفته تاکنون به آن پرداخته نشده است. به این ترتیب، در این پژوهش، نمونه ای از کاربرد روش مدل سازی که دارای پرسش و در واقع مسئله ای با ماهیت میان رشته ای است، ارائه می گردد.
ارائه مدل پیش بینی ریسک های بحرانی شبکه انتقال گاز با استفاده از الگوریتم های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
281 - 322
حوزههای تخصصی:
باتوجه به نقش مهم رویکردهای پیش بینانه در کاهش هزینه های نگهداری تعمیرات، هدف از انجام پژوهش، ارائه مدل پیش بینی ریسک های بحرانی و اولویت دار بر پایه الگوریتم های داده کاوی است. روش داده کاوی پژوهش بر اساس روش CRISP طرح ریزی شده است. مدل سازی داده ها بر پایه داده کاوی «توصیفی» و«پیش بینی» و استفاده از الگوریتم های خوشه بندی و طبقه بندی است. شاخص سیلوئیت مبنای خوشه بندی در نظر گرفته شده و از الگوریتم های Two Step، Kohnen و K-Means استفاده شده است. بهترین مقدار، مبتنی بر الگوریتم K-Means برابر 6446/0 با تعداد خوشه 5 بود و ویژگی های اصلی برای انجام طبقه بندی و پیش بینی ریسک ها تعیین شد. الگوریتم های شبکه عصبی، درخت C.5، نزدیک ترین همسایگی و بردار پشتیبان برای طبقه بندی استفاده شده است. در این پژوهش، الگوریتم ترکیبی پیش بینی به صورت تکاملی به کارگیری شده و در هر مرحله، هدف تقویت میزان صحت و اعتبار مدل طبقه بندی و افزایش یادگیری داده ها است. نتایج پژوهش، یادگیری در56/97 درصد از داده های موردتوافق را نشان داده و میزان صحت و اعتبار مدل ترکیبی برای طبقه بندی داده ها، 86/92 درصد برآورد شده است. بر اساس نتایج، 13 ریسک، بحرانی تشخیص داده شده اند که در این میان «انتشار گازهای آلاینده و مواد شیمیایی» و «عدم آموزش و توجیه نبودن پیمانکاران نسبت به موقعیت شبکه» به ترتیب بیشترین و کمترین اولویت را دارد.
سیاستگذاری سیستم های مالی در شرایط بحران با مدل سازی مبتنی بر شبکه های عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۸
103 - 129
حوزههای تخصصی:
امروزه سیاستگذاری در شرایط بحران مالی با هدف خنثی سازی تبعات سوء اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به یکی از مهم ترین ارکان مدیریت اقتصاد جهانی تبدیل شده است. با عنایت به پیشرفت سریع فناوری و تکنولوژی ها ی کامپیوتری می توان الگوی دقیق تری از این پدیده بر اساس تجربیات قبلی ترسیم و در قالب یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری مورد استفاده قرار داد. با تکیه بر قابلیت تعمیم دهی مدل های شبکه عصبی مصنوعی، این رویکرد به منظور مدل سازی دینامیک های موجود در پدیده بحران مالی مورد استفاده قرار گرفته است. متغیرهای وضعیت اقتصادی، تولید ناخالص داخلی، شاخص ارزش صادرات، شاخص ارزش واردات، موقعیت زمانی و موقعیت جغرافیایی هر کشور در هنگام وقوع بحران مالی به عنوان ورودی های مدل شبکه عصبی مصنوعی و ترکیب بهینه سیاست ها برای مقابله با بحران مالی به عنوان خروجی مدل تعریف شده است. به منظور آموزش این شبکه، از اطلاعات مشخصات و شرایط حاکم بر سیستم ها و نیز سیاست های اتخاذ شده در مواجهه با بحران های مالی بزرگ دنیا از سال 1997 تا به امروز استفاده شده است. به منظور نشان دادن قابلیت مدل پیشنهادی، نحوه طراحی و پیاده سازی سیستم پیشنهادی در مورد بحران شیوع ویروس کووید-19 در ایران مورد کاوی شد. نتایج به دست آمده بیانگر آن می باشد که استفاده از مدل پیشنهادی به عنوان پشتیبان سیاستگذاران و تصمیم گیران حوزه های مدیریت مالی می تواند در حل مسائل نیمه ساختار یافته کمک کننده باشد و موجب بهبود کارایی تصمیم گیری و توجه بیشتر به اثر بخشی آن شود. به طوری که با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، اتخاذ سیاست های پولی و مالی انبساطی و اعطای بسته های حمایتی به عنوان راهکارهای اساسی جهت کاهش اثرات بحران مالی ناشی از همه گیری کرونا در کشور ایران توصیه می شود.
ویژگی های ریاضی و خصوصیات توزیع BURR XII-BURR XIl
حوزههای تخصصی:
ریاضیات علم نظم است و موضوع آن یافتن، توصیف و درک نظمی است که در وضعیت های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این علم، مفاهیمی هستند که ما را قادر می سازند تا این نظم را توصیف کنیم. این مقاله با عنوان ویژگی های ریاضی و خصوصیات توزیع BURR XII-BURR XIl به رشته تحریر درآمده است و در واقع هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های ریاضی و خصوصیات توزیع BURR XII-BURR XIl می باشد. در این پژوهش از روش حداکثر احتمال برای تخمین پارامترهای ناشناخته استفاده می شود و یک توزیع مداوم جدید با نام توزیع Burr XII-Burr XII معرفی می شود. برخی از خواص آن مشتق شده است. برنامه ای با جزئیات ارائه شده است تا اهمیت جدید را نشان دهد. مدل جدید متناسب با مدل های دیگر متناسب است؛ مدل های مرتبط با کمترین مقادیر برای A-IC، B-IC ، CA-IC و HQ-IC. بر اساس موارد فوق به تحلیل پژوهش پرداخته و پس از تحلیل و بررسی نتایج تحقیق نشان داد خصوصیات بر اساس دو لحظه کوتاه، عملکرد خطر و همچنین بر اساس انتظار شرطی ارائه می شود.
پهنه بندی خطر حرکات توده ای با استفاده از روش منطق فازی (مطالعه موردی حوضه آبریز سیرا)
تهیه نقشه های پیش بینی وقوع حرکات توده ای، امروزه مورد توجه زمین شناسان و ژئومرفولوگ ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد پدیده حرکات توده ای و مشخص کردن مناطق دارای پتانسیل حرکات توده ای در حوضه آبخیز سیرا به روش فازی انجام شده است.
به این منظور، ابتدا مهمترین عوامل موثر در وقوع حرکات توده ای رخ داده در حوضه با توجه به نتایج حاصل از مطالعات و پژوهش های پیشین انجام شده از طریق تهیه نقشه های آن ها بررسی و خصوصیات مربوط به هر یک از آن ها شناسایی شدند و سپس با تفسیر تصاویر ماهواره ای و عکس های هوایی به مقیاس 1:50000 مربوط به سال های 1336 و 1382 منطقه تحقیق و انجام عملیات میدانی با استفاده از GPS نقشه پراکنش حرکات توده ای تهیه و رقومی گردید. درمرحله بعد با بکارگیری روش فازی (Fuzzy) نقشه پهنه بندی خطر وقوع حرکات توده ای تهیه گردید. نتایج نشان داد که اکثر حرکات توده ای وقوع یافته در این حوضه، در سازند کرج، در ارتفاع بین 2700 تا 3200 متر، در شیب 20 تا 43 درجه رخ داده است.
مدل سازی الگوی کاربری اراضی شهری با استفاده از مدل CLUE-S ( مطالعه موردی: مشکین شهر)
از وظایف مهم و اساسی برنامه ریزان شهری، تخصیص زمین به کاربری های گوناگون شهری با نگاه ویژه به نقش و کارکرد شهر، اقتصاد آن و توانایی شبیه سازی و تأثیر عوامل متقابل کاربری ها با همدیگر است. برررسی و تحلیل تغییرات کاربری اراضی در شهر مشکین شهر، درک عوامل و نیروهای تأثیرگذار بر روند گسترش و توسعه مناطق مختلف شهر و در نتیجه شبیه سازی و پیش بینی روند توسعه آتی شهر هدف اصلی این تحقیق می باشد. روش تحقیق بکار رفته در این پژوهش، روش ترکیبی متکی بر روش های تاریخی، توصیفی، همبستگی، علّی- تطبیقی می باشد.
جهت تجزیه و تحلیل داداه ها از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و در تبیین علل ایجاد تغییرات کاربری اراضی و آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون لجستیکی در محیط نرم افزار SPSS استفاده شده است. ارزیابی توسعه هر کدام از کاربری ها در مشکین شهر، متکی بر مشاهدات و مطالعات میدانی، مصاحبه با ساکنین، مسئولین و برنامه ریزان محلی می باشد. با استفاده از مدل کمی CLUE-S به پیش بینی الگوهای آتی کاربری اراضی در قالب دو سناریوی تغییرات آهسته و زیاد با محوریت افزایش کاربری های مسکونی و عمومی پرداخته شده است که نتایج حاصله به صورت، آلترناتیوهای مختلف بصری مشاهده می گردند.
ارزیابی تأثیر اجتماعی و برنامه های توسعه شهری (ارائه چارچوب روش شناختی ارزیابی تأثیراجتماعی، مورد: ساماندهی قطعات شهدای بهشت زهرا)
ارزیابی اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی سه شرط لازم برای تحقق اهداف توسعه پایدار بشمار می روند که در این میان ارزیابی تأثیر اجتماعی دارای سابقه 40 ساله در جهان می باشد. ضرورت کاربست این رویکرد در فرایند پروژه های توسعه شهری از سال 1386 به دنبال مصوبات شورای اسلامی در دستور کار شهرداری تهران قرار گرفت و اقدامات نسبتاً وسیعی در این راستا انجام شد که تربیت و صدور مجوز برای حدود 500 نفر کارشناس برای ارزیابی اجتماعی پروژه های عمرانی شهر تهران بخشی از این اقدامات می باشد. نگاه اجمالی حکایت از حضور اندک یا بی اطلاعی جامعه جغرافیایی ایران از این ظرفیت کاری و علمی ایجاد شده می باشد، این در شرایطی است که ماهیت پروژه های شهری بعد فضایی داشته و اصولا این ارزیابی ها بدون تحلیل های فضایی چندان اثر بخش نخواهند بود. جغرافیدانان (به ویژه جغرافیای انسانی- گرایش برنامه ریزی شهری) با شناخت از سطوح تحلیل مسائل شهری و شناخت ساختاری از پدیده شهر و شهر نشینی و فرآیند توسعه شهری، بیشترین نقش آفرینی را در این عرصه می تواند ایفا کند. هدف این مقاله ارائه چهارچوب روش شناختی ارزیابی تأثیراجتماعی برای زمینه سازی آشنایی دانش آموختگان جغرافیاجهت ورود به این عرصه می باشد، برای این منظورارزیابی تأثیر اجتماعی ساماندهی گورستان های محدوده منطقه شهری تهران و به ویژه قطعات شهدای بهشت زهرا (س) انتخاب شده که نتایج آن برای سایر مطالعات می تواند مورد استفاده قرار گیرد.