مطالب مرتبط با کلیدواژه

مدیریت بحران


۵۰۱.

نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های آتش نشانی مناطق روستایی شهرستان لالی

کلیدواژه‌ها: شبکه های اجتماعی مدیریت بحران آتش نشانی مناطق روستایی شهرستان لالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: این مقاله نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های آتش نشانی در مناطق روستایی شهرستان لالی را بررسی می کند. جامعه آماری این پژوهش شامل شورای های روستا، کارشناسان بخشداری، دهیار و ساکنین با سواد شهرستان لالی و روستاهای بخش (روستای تراز، روستای پلی، روستای سرکمری، روستای حسین آباد، روستای پاچه کولا، روستای ایرانشهر، روستای سرکولی و روستای انبار سفید) هستند، از جامعه مذکور تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی – نظری و از نظر نوع و ماهیت، توصیفی – تحلیلی است. ابزار این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که از 30 سوال و شامل 5 بعد (بعد آموزشی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و درنهایت بعد فرهنگی ) می باشد. یافته ها و نتیجه گیری: بعد از تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار spss  و آموس، نتایج نشان داد رگرسیون پیش بینی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران در ابعاد مختلف (بعد آموزشی، بعد کالبدی و زیر بنایی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و بعد فرهنگی) در مناطق روستایی شهرستان لالی (0001/0>p و 32/14=F) قابل پیش بینی میباشد. بعد آموزشی 31/0 و بعد کالبدی و زیربنایی با ضریب بتای 17/0، بعد مشارکتی و اجتماعی با ضریب بتای 11/0، بعد اقتصادی و رفاهی با ضریب بتای 31/0 و بعد فرهنگی با ضریب بتای 06/0 می توانند از شبکه های اجتماعی مجازی تاثیر پذیر باشند و مدیریت بحران را کنترل و پیش بینی کنند. همچنین، مقدار R2 نشان می دهد 31% از واریانس مدیریت بحران از نقش و تاثیر شبکه های مجازی روی ابعاد یاد شده قابل تبیین می باشد. همچنین در بخش بیشترین تاثیر و نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مدیریت بحران های اتش نشانی طبق نتایج بدست آمده بالاترین میانگین رتبه (99/3) به بعد کالبدی و زیر بنایی اختصاص دارد که بدین معناست که مهم ترین شاخص از نظر کارشناسان، شورای شهر، دهیار و ساکنین با سواد بشمار می رود. بعد از ویژگی فوق، مهم ترین شاخص ها به ترتیب عبارتند از بعد آموزشی، بعد مشارکتی واجتماعی، بعد اقتصادی و رفاهی و درنهایت بعد فرهنگی. مقدار مجذور کای به دست آمده برابر با 83/849 است که در سطح خطای کمتر از 05/. قرار دارد (05/. >P). بطور کلی انتظار می رود رسانه ها و به خصوص رسانه های نوین در دوران بحران تأثیرات گسترده ای بر مخاطبان و جامعه داشته باشند. که در این میان شبکه های اجتماعی می توانند در وضعیت بحرانی نقش مهمی در ایجاد ثبات، صلح و آرامش داشته باشند. شبکه های اجتماعی میتوانند نقش بسیار پررنگی در وضعیت پیش از بحران داشته و در مواقعی از به وجود آمدن بحران جلوگیری کنند. آن هم به دلیل نقش تأثیر گذاری که در سالهای اخیر پیدا کرده اند.
۵۰۲.

چالش های حقوقی در بازسازی مسکن پس از سوانح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازسازی پس از سانحه مدیریت بحران ابعاد حقوقی بازسازی مسکن پس از سانحه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
مسکن مهم ترین اولویت بازسازی مناطق آسیب دیده از سوانح است و بخش عمده منابع انسانی و مالی بازسازی به آن اختصاص پیدا می کند. بازسازی مسکن مهم ترین عامل بازیابی جوامع پس از سوانح است و ضروری است در حداقل زمان ممکن انجام شود. در ایران، بازسازی مسکن پس از سوانح با چالش های حقوقی متنوعی روبرو است. برخی از این چالش ها پرتکرار هستند، در حالی که برخی دیگر با توجه به شرایط زمانی و ویژگی های سانحه بروز پیدا می کنند. به منظور جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته و بهبود فرآیند بازسازی، ضروری است این مسائل احصا شود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته و سندکاوی گزارش ها و مستندات موجود استفاده شده است. داده های گردآوری شده از طریق سندکاوی با تکنیک کدگذاری کیفی (تحلیل تم) دسته بندی و تحلیل شدند. خروجی این کدگذاری ها به تفکیک فعالیت ها در فرایند بازسازی ارائه شده اند. چالش های حقوقی بازسازی مسکن پس از سوانح در کشور را می توان در دو عرصه بیان کرد: 1- عرصه نهادی-رفتاری و 2- عرصه فضایی. عرصه نهادی-رفتاری شامل چالش های مرتبط با ساختار تشکیلاتی و مدیریت منابع است. این چالش ها ناظر بر کلیه فعالیت های فرایند بازسازی هستند و ماهیتی بین دستگاهی دارند یا ناشی از نبود قوانین، برنامه ها و فرایندهای متناسب با شرایط سانحه هستند. چالش های حقوقی در عرصه فضایی شامل فعالیت های اصلی بازسازی مسکن پس از سوانح شامل ارزیابی خسارت، تخریب آواربرداری، اسکان موقت و بازسازی مسکن است. این چالش ها درمجموع شامل عدم تدوین برنامه، دستورالعمل و فرایندهای موردنیاز، در دسترس نبودن بانک اطلاعات موردنیاز و نبود قوانین متناسب با شرایط اضطراری ناشی از سانحه هستند
۵۰۳.

مدیریت بحران مخاطرات لرزه ای شهری(مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت بحران مخاطرات لرزه ای شهر اردبیل آسیب پذیری شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه:  بحران های ناشی از بلایای طبیعی همواره در کمین جوامع انسانی بوده و می توانند در مدت زمان کوتاه آثار زیان باری را بر کانون های مدنی شهری و روستایی تحمیل نمایند. یکی از این آثار زیان بار به دلیل عدم توانایی در پیش بینی زمانی وقوع سوانح طبیعی مخصوصاً زمین لرزه ها، بحران های ناشی از آن ها است. هدف:  هدف مقاله حاضر مخاطرات لرزه ای شهری با رویکرد مدیریت بحران در شهر اردبیل است. روش شناسی:  پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی  است. در این پژوهش، ابتدا سناریوی لرزه ای شهر اردبیل برای شدت های مختلف لرزه ای مورد بررسی قرار گرفته است. در مرحله بعد برای بررسی عوامل موثر جهت کاهش آسیب های لرزه ای معیارهای بررسی در مدیریت بحران شامل: وجود نظام ذخیره سازی، تجهیزات تخصصی، نیروی انسانی متخصص، نظام اطلاع رسانی، اثر بخشی عملیات و زیرساخت های ارتباطی، با استفاده از اطلاعات پرسشنامه ای تکمیل گردیده و تحلیل عوامل و متغیرها از روش معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل صورت گرفت.   قلمرو جغرافیایی پژوهش:  مناطق پنجگانه شهر اردبیل. یافته ها و بحث:  پژوهش نشان می دهد که بیشترین و کمترین نمایه آسیب پذیری شهر اردبیل به ترتیب 905/0 و 580/0 است و کمترین و بیشترین میزان شدت لرزه ای در زمین لرزه های با شدت V-VI و VII به 640/0 و 560/2 می رسد. مهم ترین متغیرهای پنهان موثر در مدیریت بحران زمین لرزه و کاهش آسیب پذیری نیز وجود نظام ذخیره سازی برای مدیریت پشتیبانی امداد (گویه ذخیره سازی لوازم اسکان )، تجهیزات تخصصی و وجود ساختار تشکیلات مناسب عملیاتی (گویه تجهیزات پشتیبانی)، نیروی انسانی متخصص (گویه آموزش های تخصصی و تکمیلی)، و اثربخشی عملیات و نظام اطلاع رسانی برای ساکنین ( گویه فعالیت مستمر ستاد اطلاع رسانی) و در بین وجود زیرساخت ها و تأسیسات ارتباطی (گویه وجود کمیته بحران) هستند. نتیجه گیری: در حال حاضر هر چند که زمین لرزه ها از لحاظ مکانی قابل پیش بینی هستند ولی هنوز از لحاظ زمانی این امر مقدور نمی باشد. لذا در بحث مدیرت بحران لرزه ای مخصوصادر سطح شهرستان اردبیل به عنوان یکی از کانون های لرزه خیز شمال باختری ایران بایستی رویکرد غالب ایجاد آمادگی برای روبرو شدن با خطر لرزه ای مورد توجه قرار گیرد.
۵۰۴.

شناسایی و اولویت بندی خط مشی های تاب آوری شهری بر اساس مدیریت یکپارچه شهری در مواجهه با بحران های ناشی از سیلاب و تأثیرات آن بر شبکه های توزیع برق (مورد مطالعه: استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری شهری مدیریت بحران خط مشی گذاری شبکه های توزیع برق بحران های سیلابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
مقدمه: در حال حاضر، سیستم های زیرساختی مانند شبکه های برق نقش حیاتی در زندگی انسان دارند. با توجه به تغییرات اقلیمی در دهه های اخیر، حوادث غیرمنتظره افزایش یافته اند و این حوادث می توانند عملکرد زیرساخت های انرژی را تحت تأثیر قرار دهند، از جمله بروز قطع برق های گسترده و طولانی مدت. احتمال وقوع این حوادث به دلیل پراکندگی و گستردگی شبکه های توزیع برق بسیار زیاد است. بنابراین، تاب آوری شبکه های برق بسیار مهم است. تاب آوری به توانایی سیستم در کاهش اثرات منفی حوادث مخرب اشاره دارد. هدف: هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل تأثیرگذار بر تاب آوری خط مش های توزیع برق در شهرها بر اساس مدیریت یکپارچه شهری است. روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، از تکنیک تحلیل شبکه ای تصمیم گیری (DANP) استفاده شده است. این روش به تحلیل ساختاری و ترکیبی از معیارها و عوامل کلیدی برای تعیین اولویت ها از طریق شبکه های تصمیم گیری می پردازد  و جامعه خبرگان این پژوهش متشکل از 10 نفر از خبرگان صنعت برق و اساتید دانشگاه استان فارس می باشد که به روش هدفمند انتخاب شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: این پژوهش بر روی خط مشی های توزیع برق در استان فارس تمرکز دارد و به بررسی تأثیرات مدیریت یکپارچه شهری بر تاب آوری این شبکه ها می پردازد. یافته ها و بحث: باتوجه به معیار های مشخص شده نظام مدیریتی با وزن 0.182 به عنوان اولویت اول، مدیریت بحران با وزن 0.1768 به عنوان اولویت دوم، نظام اقتصادی با وزن 0.1631 به عنوان اولویت سوم، نظام فنی و زیرساخت با وزن 0.1602 به عنوان اولویت چهارم، نظام فرهنگی و اجتماعی با وزن 0.1602 و در آخرین مرتبه شوک محیطی با وزن 0.1585 قرار دارند. نتیجه گیری: با استفاده از تکنیک تحلیل شبکه ای تصمیم گیری، عوامل تأثیرگذار بر تاب آوری خط مش های توزیع برق در شهرها شناسایی و اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که نظام مدیریتی، مدیریت بحران، نظام اقتصادی، نظام فنی و زیرساخت، نظام فرهنگی و اجتماعی، و شوک محیطی به ترتیب از اهمیت بیشتری برخوردارند و با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران و تصمیم گیران می توانند با تمرکز بر این عوامل، برنامه ها و استراتژی های مناسبی برای افزایش تاب آوری خط مش های توزیع برق در شهرها ارائه کنند.Top of Form.
۵۰۵.

مطالعه انسان شناختی مدیریت میراث فرهنگی در بحران: مطالعه موردی زلزله کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آسیب پذیری تاب آوری زلزله سرپل ذهاب مدیریت بحران میراث فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
در مخاطرات طبیعی مانند زلزله، یکی از مهم ترین بخش هایی که دچار آسیب می شود، میراث فرهنگی است. میراث فرهنگی (ملموس و ناملموس) در تطبیق پذیری، تاب آوری و بازسازی جامعه فاجعه دیده نقشی بنیادین دارد. مطالعه نحوه مدیریت میراث فرهنگی در زمان بحران در زلزله آبان ماه 1396ه .ش. کرمانشاه هدف اصلی این مطالعه است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به پرسش هایی است که، آیا مدیران بحران توانستند میراث فرهنگی را در زمان زلزله سرپل ذهاب مدیریت کنند و این که آیا مدیریت بحران میراث فرهنگی در زلزله سرپل ذهاب توانایی ارائه مدلی جهت افزایش تاب آوری و انطباق پذیری میراث فرهنگی در زمان بحران را دارد؟ یافته های این مطالعه میدانی که براساس سنجش مفاهیم تاب آوری و آسیب پذیری در چرخه مدیریت بحران است، نشان داد که مدیریت بحران در حوزه میراث فرهنگی در زمان بحران و بعد از آن باوجود برآورد آسیب پذیری ها عملکرد قابل قبولی نداشته است. از آنجا که برطبق الگوها و مدل های افزایش تاب آوری جامعه ما، جامعه ای تاب آور نیست، درنتیجه مدیریت میراث فرهنگی نیز به صورت روشنی موضوع انطباق پذیری و تاب آوری را درنظر نگرفته و تنها به مرمت و بازسازی حداقلی آثار تاریخی در زمانی موقت اکتفا کرده است. در چرخه مدیریت بحران، اقدامات پیش از بحران که سبب کاهش آسیب پذیری در مخاطرات آتی خواهد شد، در رابطه با زلزله در این مناطق درنظر گرفته نشده است. در مرحله بازیابی و بازتوانی اجتماعی باتوجه به ویژگی های فرهنگی مردم، میراث ناملموس توانایی بالابردن تاب آوری اجتماعی و فرهنگی درمیان مردم آسیب دیده را تا حد قابل توجه ای افزایش داده است. این درحالی است که مدیریت بحران جامعه و میراث فرهنگی هرگز نتوانسته به عنوان مخزنی برای دانش اندوزی در جهت کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری در جامعه به وجود آورد تا بتواند در چرخه مدیریت بحران تاب آوری و آسیب پذیری را در رابطه ای متوازن و متعادل قرار دهد.
۵۰۶.

الگوی مدیریت بحران امام رضا (علیه السلام)(مطالعه موردی: مسئله ولایت عهدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بحران مدیریت مدیریت بحران ولایتعهدی امام رضا (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۶
اگر بحران را ترکیبی از فرصت و تهدید بدانیم بدون شک مسأله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام یکی از بحرانهایی بوده است که ایشان با آن مواجه شدند. و مدیریت این بحران توسط امام رضا علیه السلام مدل و برنامه جامعی می طلبید که در آن بهترین بینش ها و روش های اداره و کنترل بحران لحاظ می شد که این مقاله در صدد تبیین آن در پاسخ به چیستی مدیریت بحران در مساله ولایتعهدی با روشی توصیفی – تحلیلی پرداخته است . در این مقاله ابتدا مطالبی پیرامون بحران و مدیریت بحران بیان گردیده و در بخش دوم جستجویی در باب مدیریت بحران در مسأله ولایتعهدی در سیره امام رضا صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که مدیریت بحران در سیره امام رضا را با عنایت به دو رویکرد تبیینی وتنذیری در سه بعد مدیریت قبل از بحران، مدیریت حین بحران ومدیریت بعد از بحران می توان طراحی کرد که در مرحله اول اقدامات مدیریتی از قبیل هشدار عمومی در جهت وقوع بحران، برنامه ریزی، ایمن سازی و شفاف سازی صورت گرفته است. در مرحله دوم اقدامات مدیریتی همچون تبدیل بحران به فرصت، اتخاذ تصمیم به موقع و روشنگری و اطلاع رسانی انجام شده و در مرحله سوم اقدامات مدیریتی مانند بهره وری بهینه در تبلیغ مذهب تشیع وبهروری بهینه از مناظرات انجام گردیده است . خاطر نشان می شود که مدیریت بحران توسط امام رضا(ع) در سه مرحله قبل از بحران،حین بحران و بعد از بحران با رویکردهای تبیینی وتنبیهی صورت گرفته است ؛ این مساله نشانگر توجه امام به تدابیر و اقدامات با چشم انداز تبیین معارف الهی ویادآوری وتنبه یاران و دشمنان است با اقداماتی که امام در مدت ولایتعهدی انجام دادند طرح مامون برای نابودی امامت ائمه (ع) منجر به شکست شد وامام (ع) با راهبردهای مناسب ،تشیع را به ساحل امن هدایت کردند
۵۰۷.

ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی مطلوب ارتباطات مشارکتی تاب آوری مدیریت بحران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
۵۰۸.

فراترکیب الگوهای مدیریت بحران برگرفته از سنت امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت بحران الگوی مدیریت اسلامی مشورت شفافیت عدالت نهج البلاغه فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۹
هدف: این پژوهش به دنبال استخراج الگوهای مؤثر مدیریت بحران از آموزه های امام علیj با روش فراترکیب است تا راهکارهایی برای مدیریت بحران های معاصر ارائه دهد. هدف نهایی، طراحی مدلی کاربردی براساس اندیشه های ایشان برای کاهش آسیب ها و ایجاد فرصت های توسعه در شرایط بحرانی است. روش تحقیق: پژوهش به صورت کیفی و با روش فراترکیب انجام شده است. داده ها با تحلیل مضمون استخراج و در نرم افزار Maxqda پردازش شدند. یافته ها: ۳۵ کد باز، ۲۱ مضمون پایه و ۴ مضمون سازمان دهنده شناسایی شد. اصول کلیدی مدیریت بحران از دیدگاه امام علیj شامل مشورت، شفافیت در تصمیم گیری، عدالت و همبستگی اجتماعی است. یک مدل جامع مدیریت بحران برای سازمان ها و جوامع اسلامی (به ویژه ایران) ارائه شد. نتیجه: این تحقیق نشان می دهد که به کارگیری اصول مدیریتی امام علیj می تواند الگویی کارآمد برای مواجهه با بحران های امروزی باشد.  مقدمه: مدیریت بحران در دنیای پیچیده امروزی یکی از چالش های اساسی برای مدیران است. در این راستا، آموزه های حضرت علیj به عنوان یک منبع غنی مدیریتی می تواند الگوی مناسبی برای مواجهه با بحران ها باشد. ایشان با ویژگی هایی چون تفکر استراتژیک، قدرت تصمیم گیری در شرایط سخت، حفظ وحدت و مشاوره در بحران ها، توانست بحران های مختلف را به خوبی مدیریت کند. همچنین، حضرت علیj بر اهمیت عدالت و انصاف در مدیریت بحران تأکید داشتند که این آموزه ها در شرایط کنونی بحران های اقتصادی و اجتماعی می تواند راهگشا باشد. مطالعات نشان می دهد که ویژگی هایی مانند صداقت، شجاعت و تفکر بلندمدت در مدیریت بحران، رهبران را در مواجهه با چالش ها موفق تر می کند. همچنین، پژوهش ها به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj پرداخته اند و بر اهمیت استفاده از آموزه های ایشان در دنیای معاصر تأکید دارند. این مقاله هدف دارد تا با تحلیل این آموزه ها، الگوهایی برای بهبود مدیریت بحران در شرایط کنونی ارائه دهد و مدل های مدیریتی مبتنی بر اصول جامعه اسلامی را برای مدیران در نظر بگیرد. روش تحقیق: روش فراترکیب به عنوان یک مطالعه کیفی، به تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش های کیفی مختلف پرداخته و به کشف موضوعات جدید کمک می کند. این روش شامل تجزیه و تحلیل داده ها از مطالعات گذشته برای ایجاد یک دیدگاه جامع و یکپارچه است. در این پژوهش، با استفاده از روش فراترکیب و مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو، به بررسی الگوهای مدیریتی حضرت علیj در مواجهه با بحران ها پرداخته شده است. ابتدا سؤالات پژوهش طراحی و سپس ادبیات مرتبط بررسی و اسناد علمی منتخب از پایگاه های معتبر جستجو و تحلیل شده اند. پس از پالایش 465 سند علمی، 9 سند باقیمانده برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. در این فرآیند، معیارهایی مانند کیفیت روش شناسی و دقت تحلیل ها ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است که این روش به ویژه در پژوهش های کیفی برای شناسایی الگوها و مضامین کلیدی مفید است. در نهایت، پژوهش به بررسی چگونگی تطبیق اصول مدیریتی حضرت علی (ع) در مدیریت بحران های معاصر پرداخته و از یافته ها برای بهبود سیستم های مدیریتی در جوامع اسلامی استفاده کرده است.  نتایج: این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به تحلیل الگوهای مدیریتی حضرت علیj در زمینه مدیریت بحران پرداخته است. پس از گردآوری و بررسی داده ها در حوزه مدیریت اسلامی و بحران، نتایج به صورت کدگذاری باز جمع بندی و ارائه شده اند. نتایج حاصل از تحلیل سبک های مدیریتی حضرت علیj در بحران ها در چهار مقوله اصلی شامل عامل مدیریتی، شخصی، تعاملی و ارتباطی، و ارزشی و اعتقادی دسته بندی شده اند. این پژوهش به استخراج 35 کد، 21 مضمون و 4 مضمون سازمان دهنده پرداخته است. نتایج این تحلیل شامل مضامین پایه ای مانند هماهنگی و سازماندهی، برنامه ریزی و آینده نگری، هدایت و حمایت، و تجزیه و تحلیل، و همچنین مضامین اخلاقی مانند عدالت محوری، ایمان و توکل به خدا و مردم داری است. در نهایت، مدل مفهومی پژوهش براساس این مضامین، شبکه ای از کدها و مؤلفه های مرتبط با الگوی مدیریت اسلامی را تشکیل داده است. این مدل به عنوان الگوی جامع مدیریت اسلامی در مواجهه با بحران ها براساس آموزه های حضرت علی (ع) ترسیم شده است. بحث و نتیجه گیری: این تحقیق با هدف فراترکیب الگوهای مدیریت بحران از سنت امام علیj انجام شده است. نتایج نشان می دهد که آموزه های مدیریتی حضرت علیj نه تنها به ویژگی های فردی مدیران بلکه به روابط تعاملی مؤثر، هماهنگی و سازماندهی، و تقویت اصول اخلاقی در بحران ها تأکید دارند. ویژگی های برجسته ای مانند عدالت محوری، مشورت پذیری، اخلاق مداری، و حمایت از آسیب دیدگان به عنوان ارکان اصلی در مدیریت بحران ها معرفی شده اند. این ویژگی ها می توانند در بهبود شرایط بحرانی در جوامع اسلامی، به ویژه ایران، مؤثر باشند. همچنین، ویژگی های فردی مانند تعهد کاری، توانمندی تحلیلی، و پاسخگویی به مدیران کمک می کند تا بحران ها را با تصمیم گیری های صحیح مدیریت کنند. عوامل تعاملی مانند مردم داری و همبستگی، و همچنین مضامین سازمانی همچون برنامه ریزی، نظم، کنترل و دانش افزایی از دیگر اصول مهم در مدیریت بحران براساس سیره حضرت علیj هستند. این الگو با تأکید بر اخلاق مداری، عدالت و ایمان به خدا می تواند به عنوان مدل مؤثری برای مدیریت بحران در جوامع معاصر، به ویژه ایران، استفاده شود. در این پژوهش، 35 کد و 21 مضمون پایه استخراج شد و مدل مفهومی براساس آنها ارائه شد. پژوهش نشان می دهد که آموزه های حضرت علیj می توانند به مدیران در بحران های مختلف کمک کنند و به تعالی جوامع اسلامی کمک کنند. در دنیای معاصر، سازمان ها با بحران های مختلفی روبه رو هستند که تأثیرات زیادی بر عملکرد آنها دارد. در این راستا، آموزه های مدیریتی حضرت علیj می تواند به عنوان یک الگوی مؤثر در مدیریت بحران ها مطرح شود. براساس این آموزه ها، پیشنهادهایی برای بهبود مدیریت بحران در سازمان ها ارائه می شود: الف) در زمان بحران، مدیران باید از مشورت با اعضای کلیدی سازمان بهره ببرند و کمیته های بحران با تخصص های مختلف تشکیل دهند. ب) مدیران باید ارتباط شفاف و صادقانه با کارکنان و ذی نفعان داشته باشند تا اعتماد آنها حفظ شود. ج) توجه به شرایط روحی کارکنان و ایجاد فضای حمایتی برای کاهش استرس و اضطراب ضروری است. د) توزیع منابع و مسئولیت ها باید براساس عدالت و شفافیت انجام شود تا از بی عدالتی جلوگیری شود. ه ) سازمان ها باید برنامه های آموزشی و توانمندسازی برای کارکنان در زمینه مدیریت بحران و مهارت های مختلف فراهم کنند. و) تقویت همبستگی و همکاری میان اعضای سازمان با برگزاری جلسات منظم و اشتراک تجربیات برای تقویت روحیه تیمی ضروری است. همچنین، پیشنهاد می شود که پژوهشگران به بررسی تأثیر آموزه های حضرت علیj در مقابله با بحران های اقتصادی و اجتماعی و مقایسه آن با مدل های مدیریتی معاصر پرداخته و پژوهش های میدانی برای ارزیابی تأثیرگذاری این آموزه ها در سازمان ها انجام دهند. اظهاریه قدردانی: نویسندگان این پژوهش، نهایت قدردانی و سپاس ویژه خود را از همکاری مشارکت کنندگان، حمایت فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی معارف اسلامی و مدیریت اعلام می کنند. تعارض منافع: این پژوهش فاقد هرگونه تعارض منافع است. کلیه مراحل تحقیق با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۵۰۹.

تحلیل بحران های مدیریتی در سازمان های علمی - فرهنگی بر اساس روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان های علمی- فرهنگی بحران مدیریت بحران بحران های مدیریتی روش فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه و اهداف: سازمان های علمی - فرهنگی، زمینه ساز رهنمون شدن جامعه به سوی تکامل بوده و در حرکت آسان و مستمر آن به سوی تعالی اثرگذارند. یک جامعه آنگاه، پویا و متعالی است که سازمان های علمی - فرهنگی  آن وظایف و نقش های اصلی و بی بدیل خود را در آموزش، تربیت و اجتماعی سازی افراد ایفا کرده باشد و درعین حال، مبانی و ابزارهای لازم و کافی را برای نظارت و کنترل بر جریان امور فرهنگی جامعه معرفی و فراهم نموده باشد. اینکه رفتارهای افراد جامعه هنجارمند و ارزش های انسانی و اسلامی در آن متبلور است، به دلیل حضور پویای سازمان های علمی - فرهنگی است. به همین دلیل مدیریت منطقی، معقول و متناسب سازمان های علمی - فرهنگی سبب می شود تا این سازمان ها در تحقق مأموریت و رسالت خود، که هدایت افراد جامعه در مسیر رشد و بالندگی است، موفق باشند؛ اما بحران های مدیریتی سبب می شود که این سازمان ها از پیمودن مسیر موفقیت و تحقق رسالت خود باز بمانند و کیان و هویت و بلکه هستی آنها در معرض نابودی قرار بگیرد؛ از این جهت چنان که مدیریت معقول و عالمانه از سؤالات سازمان های علمی - فرهنگی است، بحران های مدیریتی نیز از سؤالات این سازمان ها محسوب می شود. در مورد بحران های سازمان های علمی - فرهنگی، تحقیقات زیادی انجام شده است و از زاویه های مختلفی بحران های مورد نظر دسته بندی و تحلیل شده اند؛ ولی در مورد بحران های مدیریتی این سازمان ها تحقیقی دیده نشد؛ ازاین رو هدف اصلی تحقیق حاضر این است که ضمن مطالعه ادبیات و تحقیقات موجود، بحران های مدیریتی سازمان های علمی - فرهنگی را معرفی و تحلیل نماید. روش: در این تحقیق از روش فراترکیب و تحلیل محتوا استفاده شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توسعه ای و براساس داده های کیفی انجام شده است که به صورت کتابخانه ای و ازطریق مطالعات ثانویه و اسنادی گردآوری شده اند. این پژوهش با هدف ارتقای کیفیت نتایج به استفاده از تحلیل اسنادی روی آورده است و از فراترکیب به عنوان روشی جامع برای استخراج یافته ها بهره گرفته است. جامعه مورد مطالعه تمامی آثاری است که از سال های 1380-1402 در سامانه ها و نشریات، پایان نامه ها و کتب علمی مورد تحقیق قرار گرفته است. در جستجوی انجام شده براساس کلید واژگان مانند بحران های سازمان های علمی - فرهنگی، چالش های آموزش عالی، بحران های حوزه های علمیه، مسائل آموزش عالی، مسائل و مشکلات دانشگاه، بحران های دانشگاه، بحران سازمان های علمی - فرهنگی، 300 تحقیق مرتبط با این موضوع براساس عنوان، چکیده، و محتوا شناسایی شد که براساس فرایند روش فراترکیب، درنهایت به 12 تحقیق مرتبط انجامید. نتایج: آنچه بعد از جمع آوری و تحلیل داده های تحقیق به دست آمد، نشان از بحران های متعدد در سازمان های علمی - فرهنگی بود؛ ولی مسئله تحقیق حاضر این بود که سازمان های علمی - فرهنگی با چه بحران های مدیریتی مواجه اند؛ به دیگرسخن، اینکه سازمان های علمی فرهنگی، نتوانستند انتظارات جامعه را برآورده و به درستی نقش خود را در جامعه ایفا نمایند، از یک مسئله ای ریشه ای تر حکایت می کند و آن این است که این سازمان ها با بحران های مدیریتی درگیر هستند و اگر مدیریت این مجموعه ها به خوبی کار می کردند، بحران های دیگر هم شکل نمی گرفتند؛ زیرا مدیریت، بسان قلب و مغز یک سازمان است؛ از این رو اگر درست کار کند، بقیه هم درست عمل می کنند؛ اما اگر درست عمل نکنند و با بحران مواجه باشند، بقیه هم با بحران مواجه می شوند. به همین دلیل، تحلیل داده ها به شکلی انجام شد که بحران های مدیریتی این سازمان ها شناسایی شود تا از این طریق به مدیریت سالم این سازمان ها نقبی زده شود. براساس تحقیق و تحلیل محتوای انجام شده روی 12 تحقیق مرتبط، 110 کد، 30 مفهوم و 13 مقوله بهدست آمد. این 13 مقوله، همان 13 بحران مدیریتی هستند که سازمان های علمی - فرهنگی با آنها مواجه بوده یا ممکن است مواجه شوند. این 13 بحران عبارت اند از: 1. بحران برنامه ریزی استراتژیک؛ 2. بحران سیاست گذاری؛ 3. بحران هدف گذاری و اولویت بندی؛ 4. بحران کارآمدی سنجش و پذیرش؛ 5. بحران ارزیابی و نظارت در نظام آموزش عالی؛ 6. بحران ارتباط مناسب میان دانشگاه با جامعه (صنعت، خدمات، خانواده، کشاورزی)؛ 7. بحران مدیریت منابع و سرمایه انسانی؛ 8. بحران اخلاقی و فرهنگی؛ 9. بحران ارتباطات بین المللی؛ 10. بحران مالکیت و مدیریت؛ 11. بحران مالی و بودجه؛ 12. بحران ساختاری. بحث و نتیجه گیری: با توجه به آنچه در مورد نتایج تحقیق ارائه شد، چند نکته قابل تحلیل است: دسته بندی و ارتباط بحران ها با یکدیگر، ریشه نظری بحران ها و اثرات کلان بحران ها و راهکارهای مدیریت آنها: الف) دسته بندی بحران ها و ارتباط سیستماتیک آنها: بحران های یادشده را می توان در پنج محور کلی طبقه بندی کرد:  1. حکمرانی ناکارآمد که ناشی از دو امر زیر است: - بحران برنامه ریزی استراتژیک، سیاست گذاری، و رهبری استراتژیک: ناتوانی در تدوین استراتژی های بلندمدت مبتنی بر تحلیل SWOT و فقدان رهبری تحول آفرین، به واکنشی بودن سازمان ها منجر شده است. این مسئله با بحران مالکیت (وابستگی به دولت) و ساختارهای بوروکراتیک تشدید می شود.  - تعارض خط مشی ها: تضاد بین سیاست های پژوهشی و اقتصادی (مانند اولویت واردات بر تولید دانش بنیان) نشان دهنده ناهماهنگی در سطح کلان نظام حکمرانی است.  2. گسست از جامعه و محیط بین الملل: دانشگاه ها به جای حل مسائل واقعی (صنعت، کشاورزی، خدمات)، در چهارچوبی خودمرجع عمل می کنند. رشته های تحصیلی و سرفصل ها با نیازهای مخاطبان داخلی و بین المللی همخوانی ندارند. این مسئله با بحران هدف گذاری و پذیرش دانشجو (تست محوری به جای شایستگی محوری) پیوند خورده است. 3. مدیریت ناکارآمد منابع مالی، سرمایه انسانی، و ارزیابی: کمبود بودجه، خصوصی سازی غیراصولی، و استفاده نابهینه از استادان / دانشجویان (عدم تطابق تخصص با مأموریت) نشانگر فقدان نظام مدیریت منابع یکپارچه است. ارزیابی های نمادین و فاقد کیفیت نیز بهبود را ناممکن می کند. 4. چالش های اخلاقی -فرهنگی: کالایی شدن علم، فردگرایی، و بوروکراسی حاکم، ارزش های بنیادین آموزشی را تضعیف کرده و سودگرایی جانشین فضیلت گرایی شده است. این بحران با جهت گیری اقتصادی دانشگاه ها (بنگاه سازی) تشدید می شود. 5. مشکلات ساختاری: ساختارهای متصلب و بوروکراتیک یا به عبارتی بوروکراسی عمیق، مانع انعطاف پذیری و نوآوری می شود. این مسئله در بحران های سیاست گذاری و مالکیت (وابستگی به دولت) ریشه دارد.  ب) ریشه یابی نظری بحران ها: به لحاظ نظری بحران های کنونی ریشه در نظریات زیر دارد که: 1. نظریه نهادی: سازمان های علمی - فرهنگی تحت تأثیر فشارهای نهادی (دولتی، اقتصادی، و ایدئولوژیک) به جای پاسخ به نیازهای واقعی، به «مشروعیت نمایی» می پردازند. مثال: گسترش رشته های غیرکاربردی برای جذب دانشجو.  2. چهارچوب حکمرانی چندسطحی: تعارض بین خط مشی های ملی (مثل سیاست های اقتصادی) و مأموریت های سازمانی (تولید علم) نشان دهنده شکاف در هماهنگی سطوح مختلف حکمرانی است.  3. نظریه وابستگی منابع: وابستگی مالی به دولت و عدم تنوع بخشی به درآمدها، استقلال دانشگاه ها را محدود و آنها را به ابزار اجرای سیاست های کوتاه مدت تبدیل می کند.  ج) اثرات کلان بحران ها: بحران های یادشده در آموزش عالی، اثرات منفی بر جامعه هم دارد که عبارت اند از: 1. تضعیف نقش دانشگاه در توسعه پایدار: تمرکز بر تولید مقالات علمی بدون حل مسائل جامعه، کاهش اعتماد عمومی به نهاد علم را در پی دارد. 2. مهاجرت نخبگان و فرار مغزها: ناکارآمدی سیستم آموزشی و فقدان چشم انداز شغلی، مهاجرت دانشجویان و استادان را تشدید می کند. 3. کاهش رقابت پذیری بین المللی: برنامه های غیرمنعطف و عدم تطابق با استانداردهای جهانی، جایگاه ایران در رتبه بندی های علمی را تنزل می دهد. براساس آنچه بیان شد، برای رفع بحران های ارائه شده، می توان از این راهکارها بهره گرفت: اصلاح حکمرانی آموزشی، ارتباط مؤثر با جامعه و جهان، تحول در مدیریت منابع، بازتعریف ارزش های اخلاقی و اصلاح ساختار نظام آموزشی.
۵۱۰.

مدل مفهومی ظرفیت سازی نوآوری کسب وکارهای گردشگری متناسب با شرایط ناپایدار محیطی (مطالعه اربیل عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ظرفیت‌ کسب وکار مدیریت بحران نوآوری گردشگری توریسم اربیل گردشگری عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۹۰
هدف از این پژوهش شناسایی عوامل و ارائه مدل مفهومی ظرفیت سازی نوآوری برای کسب وکارهای گردشگری اربیل عراق در شرایط ناپایدار و بحران های محیطی این کشور بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تماتیک انتخاب شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل صاحب نظران علمی (اساتید و پژوهشگران دانشگاهی) و صاحب نظران اجرایی (مدیران، مشاوران و کارشناسان سازمان ها و کسب وکارها) در زمینه موضوع پژوهش بودند. تعداد نمونه بر حسب حصول اشباع نظری 18 نفر انتخاب گردید. نمونه گیری نیز به روش نظری (قضاوتی) و بر مبنای تخصص، تجربه و مسئولیت صاحب نظران انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه اکتشافی نیمه هدایت شده بود. روایی ابزار و نتایج پژوهش براساس مطلوب بودن شایستگی علمی و اجرایی مصاحبه شوندگان، تأیید روایی محتوای چارچوب مصاحبه توسط پژوهشگران خبره و میزان توافق بین دو مصحح کدگذاری (72/0) ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چهار مرحله ای با رویکرد تحلیل تماتیک استفاده شد. مضامین مستخرج شامل \k[ مضمون کلی، 11 مضمون اصلی، 42 مضمون فرعی و 182 کد محوری بود و براساس آن شبکه مضامین ترسیم گردید. مضامین کلی شامل؛ چالش های کارآفرینی و کسب وکار در گردشگری، کارآمدی مدیریت صنعت گردشگری برای شرایط ناپایدار، ظرفیت اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی گردشگری، توسعه ظرفیت نوآوری در کسب وکارهای گردشگری و کارکردهای ظرفیت نوآوری در صنعت گردشگری اربیل بود. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که ظرفیت سازی نوآوری متناسب با شرایط بحران در کسب وکارهای گردشگری یک فرآیند چندسطحی و چندبعدی است که از طریق زمینه یابی و همسوسازی همزمان بخش ها و سازوکارهای ظرفیت سازی، نوآوری و مدیریت بحران در محیط صنعت گردشگری و سیستم کسب وکارهای آن حاصل می شود.  
۵۱۱.

نقش تجزیه و تحلیل داده های کلان در مدیریت بحران سازمان پلیس ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داده های کلان مدیریت بحران پلیس ایران پیش بینی بحران تصمیم گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف :  داده های کلان نقش مهمی در عملکرد سازمان های پلیسی مدرن، ایفا می کنند. این تحقیق به بررسی نقش تجزیه و تحلیل داده های کلان  بر ابعاد مختلف مدیریت بحران پلیس ایران می پردازد. روش : این تحقیق از نوع توصیفی- پیمایشی با رویکرد کمی و از لحاظ هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را 351 نفر از فرماندهان، مدیران ارشد و متخصصان خبره فناوری اطلاعات پلیس تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران 188 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه داده های کلان و مدیریت بحران، بعد از بومی سازی مبنای تحقیق و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که تجزیه و تحلیل داده های کلان تأثیر مثبت و معناداری بر مدیریت بحران پلیس ایران دارد. همچنین، تأثیر مثبت و معنادار داده های کلان بر ابعاد مختلف مدیریت بحران از جمله پیش بینی و پیشگیری، تصمیم گیری، تخصیص منابع و هماهنگی بین واحدها تأیید شد. نتیجه گیری : با توجه به این که تجزیه و تحلیل داده های کلان می تواند نقش کلیدی در ارتقای توانمندی های مدیریت بحران پلیس ایران ایفا کند و زمینه را برای واکنش های سریع تر، دقیق تر و مؤثرتر در شرایط بحرانی فراهم آورد، بنابراین در سازمان پلیس برای بهره برداری کامل از این پتانسیل بایستی برنامه ریزی دقیق، سرمایه گذاری در زیرساخت ها و آموزش مداوم نیروی انسانی صورت گیرد، نتایج این پژوهش می تواند به ارتقای مدیریت موثر بحران سازمان پلیس کمک کند.
۵۱۲.

نقش حکمرانی مطلوب در افزایش اثر بخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی در مدیریت بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی مطلوب سازمان بهداشت جهانی کووید-19 مدیریت بحران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۲
هدف پژوهش: بررسی نقش حکمرانی مطلوب (با مؤلفه هایی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت ذی نفعان، عدالت و کارایی) در افزایش اثربخشی اقدامات سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مدیریت همه گیری کووید-۱۹ و ارائه راهکارهایی برای تقویت ساختارهای حکمرانی این سازمان جهت بهبود عملکرد در بحران های آینده.  روش پژوهش: این پژوهش با روش تحلیلی و از طریق بررسی داده های مرتبط با عملکرد WHO در دوران همه گیری کووید-۱۹ انجام شده است. این روش شامل تحلیل فرآیندهای تصمیم گیری، اجرایی و هماهنگی های بین المللی سازمان با تمرکز بر اصول حکمرانی مطلوب بوده است.  یافته ها: اجرای اصول حکمرانی مطلوب (مانند شفافیت و عدالت) در فرآیندهای WHO، تأثیر قابل توجهی در بهبود هماهنگی بین المللی، توزیع عادلانه ی منابع (مانند واکسن و تجهیزات پزشکی) و ارائه راهکارهای مبتنی بر شواهد داشته است. مهم ترین چالش هایی که اثربخشی اقدامات WHO را کاهش داده اند، عبارت اند از: ناهماهنگی سیاسی بین کشورهای عضو، محدودیت های مالی و اختلافات بین کشورها.  نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که تقویت ساختارهای حکمرانی مطلوب در WHO از طریق افزایش مشارکت کشورهای عضو و ایجاد مکانیزم های نظارتی قوی تر، کلید بهبود عملکرد این سازمان در بحران های بهداشتی آینده است. تلفیق این اصول در سیاست گذاری های بهداشت جهانی نه تنها اثربخشی سازمان را افزایش می دهد، بلکه به تقویت اعتماد عمومی و همکاری بین المللی نیز منجر می شود. این یافته ها برای سیاست گذاران و نهادهای بین المللی جهت بهبود پاسخ به بحران های آینده بسیار حائز اهمیت است
۵۱۳.

تأثیر بازاریابی کارآفرینانه بر رابطه مسئولیت اجتماعی و عملکرد رقابتی باشگاه های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی کارآفرینانه کرونا عملکرد رقابتی مسئولیت اجتماعی مدیریت بحران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی کارآفرینانه بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد رقابتی باشگاه های ورزشی در دوران کرونا بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی بود. جامعه آماری شامل مدیران باشگاه های ورزشی شهر یزد بود. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بازاریابی کارآفرینانه فیوری و همکاران (2013)، پرسشنامه مسئولیت اجتماعی لچوگا (2012) و پرسشنامه عملکرد رقابتی مارین و همکاران (2012) بود. برای آزمون مدل تحقیق، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان داد که تأثیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد رقابتی باشگاه های ورزشی معنادار نیست. از طرفی مسئولیت اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی کارآفرینانه و بازاریابی کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد رقابتی باشگاه های ورزشی دارد. همچنین یافته ها نشان داد که بازاریابی کارآفرینانه نقش میانجیگری معناداری در رابطه علّی بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد رقابتی دارد. مقدار T-Value برابر با 2.879 و مقدار ß برابر با 0.267 بود که این نشان دهنده وجود نقش میانجی بازاریابی کارآفرینانه در این رابطه است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود مدیران باشگاه ها با تدوین قوانین مدون و شفاف بازاریابی اخلاقی که در آن هم حقوق مشتریان لحاظ شده باشد و هم دایره اختیارات تعیین شده باشد، به بهبود عملکرد باشگاه های ورزشی خود کمک کنند. همچنین، توجه به توانمندی های فناورانه در زمینه بازاریابی الکترونیکی و اتخاذ استراتژی های بازاریابی مشتری محور در فضای مجازی در دوران بحرانی می تواند منجر به مزیت رقابتی ویژه ای برای باشگاه های ورزشی شود.
۵۱۴.

تدوین چارچوب مفهومی مدیریت اثرات بحران اقتصادی بر ورزش کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رکود اقتصادی مدیریت بحران اقتصاد ورزش نظام ورزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر، تدوین چارچوب مدل مفهومی مدیریت اثرات بحران اقتصادی کشور بر حوزه ورزش بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی سیستماتیک انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران و تحلیلگران) و منابع اطلاعاتی (کتاب ها، مقالات، اسناد، رسانه ها و ...) بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت(21 نفر و 65 سند). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانه ای نظام مند و مصاحبه های اکتشافی ساختارمند بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار حقوقی و علمی نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شد. چارچوب مفهومی استخراج شده شامل 2 سطح کلی، 11 منظر، 38 بُعد و 138 مؤلفه کلیدی بود. سطح اثرات بحران اقتصادی بر ورزش شامل چهار منظر اثر بر سیستم کلی ورزش، اثر بر منابع توسعه ورزش، اثر بر سطوح توسعه ورزش و اثر بر صنعت ورزش است. سطح مدیریت اثرات بحران اقتصادی بر ورزش نیز شامل هفت منظر یکپارچه سازی راهبردی مدیریت بحران، ظرفیت سازی اجتماعی، ظرفیت سازی دانشی، ظرفیت سازی منابع، کارآمدسازی اقتصادی، راهبری صنعت ورزش و پیامدها و کارکردها بود. جریان کلی روابط بین متغیرها از سطح مدیریت اثرات بحران بر اثرات بحران اقتصادی در ورزش است. بر اساس یافته ها می توان گفت که مدیریت اثرات بحران اقتصادی بر ورزش کشور نیازمند یک برنامه راهبردی است تا بتواند به تعدیل اثرات بحران اقتصادی بپردازد.
۵۱۵.

شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مدیریت بحران در اماکن ورزشی (مطالعه موردی: استادیوم ورزشی صد هزار نفری آزادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت بحران اماکن ورزشی استادیوم ورزشی آزادی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر مدیریت بحران در اماکن ورزشی (مطالعه موردی:استادیوم صد هزار نفری ورزشی آزادی) بود که این تحقیق به شیوه کیفی و کمی با استفاده از روش مقایسه های زوجی انجام شد. جامعه آماری این تحقیق در دو بخش کیفی و کمی می باشد، مدیران و صاحبنطران و کارشناسان مرتبط با حوزه مدیریت بحران اماکن ورزشی در بخش کیفی (روش دلفی) بودند و در بخش کمی نیز مدیران و مسئولین ورزشی مجموعه آزادی و اساتید دانشگاه بودند. ابزار تحقیق، فیش برداری ،مطالعه اسنادی و پرسشنامه جهت گردآوری داده ها بود. ابتدا نرخ ناسازگاری کلیه مقایسات زوجی محاسبه گردید و سپس رتبه بندی معیارها انجام شد. در این تحقیق شناسایی عوامل با روش دلفی انجام گرفت و سپس با استفاده از روش AHP عوامل شناسایی شده اولویت بندی شدند. نتایج بدست آمده نشان داد که عوامل موثر در مدیریت بحران شامل تغییر و بازنگری در قوانین موجود (4 مشخصه)، تامین منابع مالی مورد نیاز (3 مشخصه)، بهره گیری از نیروی متخصص (4مشخصه)، برگزاری دوره های آموزشی و آموزش دادن (3 مشخصه)، بهره گیری از تجهیزات و تاسیسات استاندارد (5 مشخصه) و وجود منابع ایمنی و بهداشتی(5 مشخصه) بودند که در نهایت اولویت بندی کلی نشان داد تغییر و بازنگری در قوانین موجود در رتبه اول قرار دارد.
۵۱۶.

مقایسه مدل هیبریدی SVR-ACOR-Holt-Winters و مدل GEP بهینه شده با الگوریتم وال به منظور پیش بینی طوفان های گردوغبار، مطالعه موردی: استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص نیکویی برازش مدیریت بحران FDSD مدل های سری زمانی کاتالیزور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۶
استان خوزستان به عنوان یکی از کانون های اصلی طوفان های گردوغبار در ایران به دلیل شرایط جغرافیایی خاص خود، همواره با چالش های جدی در زمینه سلامت عمومی و پایداری محیط زیستی مواجه است. در این پژوهش، به ارائه یک هیبریدی SVR-ACOR-Holt-Winters به منظور مدل سازی طوفان های گردوغبار در استان خوزستان، در طول دوره آماری 50 ساله (2020- 1971) پرداخته شده است. نتایج نشان داد که مدل SVR-ACOR-Holt-Winters با ریشه میانگین مربعات خطا (317/0 - 293/0 =RMSE)، ضریب همبستگی (849/0 - 873/0 =R)، میانگین قدرمطلق خطا (275/0- 293/0 =MAE)، با اختلاف محسوسی، نسبت به مدل های انفرادی و مدل های دوگانه بررسی شده، به عنوان مدل برتر انتخاب شده است. ایستگاه آبادان با بیشترین فراوانی روزهای گردوغباری دقت بالاتری را در پیش بینی طوفان های گردوغبار در استان نشان داد که دلیل آن را می توان در ارتباط متغیرهای اقلیمی همچون دمای حدی و سرعت باد بر افزایش شاخص فراوانی روزهای همراه با این طوفان ها در خوزستان یافت. لذا می توان نتیجه گرفت مدل سازی طوفان های گردوغبار در مناطق بحرانی تر از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج این مطالعه می تواند در مدل سازی پدیده گردوغبار و طراحی سیستم های هشدار طوفان های گردوغبار و کاهش خسارات ناشی از این پدیده، به کار گرفته شود. کاربرد این مدل در سایر مناطق دارای شرایط اقلیمی مشابه نیز می تواند موردبررسی قرار گیرد تا امکان تعمیم پذیری و اثربخشی آن در پیش بینی طوفان های گردوغبار در سطح ملی و منطقه ای ارزیابی شود.
۵۱۷.

تحلیل پیشران های ظرفیت افزایی سمن ها و تقویت امنیت شهری با رویکرد شهر پاسخگو، مطالعه موردی: شهر میانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امنیت شهری پاسخگویی شهری مدیریت بحران سازمان های مردم نهاد (سمن ها) ظرفیت سنجی نهادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: در شرایطی که سوانح و بحران ها به بخشی جدایی ناپذیر از زیست شهری بدل شده اند، نمی توان امنیت و پاسخگویی شهری را صرفاً در چارچوب سازوکارهای دولتی تحلیل کرد. سازمان های مردم نهاد (سمن ها) به عنوان واسطه هایی میان دولت و جامعه، از ظرفیت های مهمی در مدیریت مشارکتی بحران ها برخوردارند. روش پژوهش: برای سنجش پایایی ابزار تحقیق، از آلفای کرونباخ با ضریب ۰/۸۸ استفاده شده و تحلیل داده ها با آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهند که ظرفیت سمن ها در سه سطح کلان ساختاری (۴۸٪)، میانی (۳۰٪) و خرد (۲۲٪) قابل بررسی است. شاخص هایی مانند مسئولیت پذیری نهادی، هماهنگی ساختاری و نظارت پذیری مشارکتی، بالاترین امتیاز و تأثیر را در تحقق امنیت و پاسخگویی شهری داشته اند. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان امنیت اقتصادی از 0.549 به 0.505 کاهش یافته و امنیت سیاسی بیشترین نگرانی را برای شهروندان ایجاد کرده است. همچنین امنیت محیطی از دغدغه های اصلی آینده محسوب می شود. بررسی ها نشان داد که بین شاخص های امنیت اقتصادی، اجتماعی و محیطی با توسعه پایدار منطقه ای رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد، اما در حوزه امنیت سیاسی چنین رابطه ای مشاهده نشد. نتیجه گیری: به طورکلی، مشارکت ساختارمند سمن ها می تواند به تاب آوری اجتماعی و تقویت پاسخگویی نهادی در شرایط بحران کمک کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که بدون تقویت ظرفیت نهادهای مدنی، تحقق حکمرانی مؤثر در مدیریت بحران های شهری با چالش جدی روبه رو خواهد شد و نیازمند بازنگری سیاست های شهری و حمایت ساختاری از سمن ها است
۵۱۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت بحران و تاب آوری در جامعه مقصد گردشگری (مورد مطالعه: استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت بحران تاب آوری جامعه مقصد گردشگری روش معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۵
بحران ها پدیده های ناگوار و پیش بینی ناپذیری هستند که می توانند جوامع را تحت تأثیر قرار دهند و آسیب های زیادی به آن ها بزنند. در این میان، تاب آوری به منزله توانایی مقابله با بحران و بازگشت به شرایط عادی پس از آن، اهمیت فراوانی دارد. جامعه مقصد گردشگری، به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی صنعت گردشگری، نقشی حیاتی در مدیریت بحران و تاب آوری ایفا می کند. این پژوهش به شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت بحران و تاب آوری در جامعه مقصد گردشگری می پردازد. روش پژوهش توصیفی   پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. گردآوری داده ها به صورت مطالعات اسنادی و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و کارشناسان صنعت گردشگری انجام شده است. داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه و تحلیل شده و مدل پژوهش طراحی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که همه ارتباط های مستقیم در مدل به جز عوامل زیست محیطی در آزمون فرضیه معنادار و پذیرفته شده است؛ درصورتی که عوامل سیاسی از طریق متغیر میانجی (عوامل بهداشتی   درمانی) در متغیر مدیریت بحران و تاب آوری تأثیر غیرمستقیم می گذارد و آزمون فرضیه پذیرفته می شود. بیشترین ضریب مسیر مربوط به عوامل اقتصادی است و عوامل زیست محیطی و سیاسی تأثیر کمتری در متغیر اصلی مدل دارند.
۵۱۹.

تحلیل معیارهای کالبدی-مدیریتی موثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده (مطالعه موردی: فضاهای سبز شهری آستارا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پارک های اضطراری تجهیزات کالبدی مدیریت بحران تاب آوری شهری شهر آستارا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
پارک ها به عنوان فضاهای سبز شهری، در مواقع بحران نقش کلیدی در ارائه خدمات امدادی دارند و می توانند به عنوان مراکز اسکان موقت، جمع آوری و حتی ارائه خدمات اولیه عمل کنند. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل معیارهای کالبدی مدیریتی مؤثر بر تجهیز فضاهای اسکان اضطراری در شهرهای آینده با تمرکز به فضاهای سبز شهری آستارا است. پژوهش حاضر کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی و کیفی طراحی شده است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه استفاده شده که شامل گویه های مختلف در زمینه کالبدی و مدیریتی طراحی شد تا داده های کمی از نظر کارشناسان جمع آوری شود. همچنین، از داده های شهر آستارا برای تحلیل وضعیت فعلی پارک ها و نیازهای مربوط به فضاهای اسکان اضطراری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تست در SPSS و تحلیل عاملی انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که عناصر کالبدی مانند کیفیت زیرساخت ها (58/2)، تناسب فضای سبز (50/2) و ایمنی سازه ها (4/2) وضعیت نامطلوبی دارند. از سوی دیگر، در عناصر مدیریتی، سطح آمادگی مدیریتی برای مدیریت بحران (47/3) و دسترسی سریع به پارک ها (07/3) نسبت به سایر متغیرها عملکرد بهتری داشته اند. تحلیل عاملی پنج عامل شامل تاب آوری و آمادگی مدیریتی، کارآمدی و دسترسی پذیری، کارآمدی مدیریت در شرایط بحران، زیرساخت و ایمنی یکپارچه و پایداری مدیریتی و تجهیزاتی شناسایی کرد در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که فضاهای سبز شهر آستارا در حال حاضر قادر به ایفا کردن نقش مؤثر خود در مواقع بحران نیستند و نیازمند بهبود در عناصر کالبدی و مدیریتی هستند. لذا، به منظور ارتقاء تاب آوری شهری، توجه به این عوامل ضروری است.
۵۲۰.

تاب آوری محوطه های میراث جهانی پارسه پاسارگاد در برابر بحران های زیست محیطی با استفاده از خلاقیت و دانش سنتی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش سنتی خلاقیت تاب آوری مدیریت بحران محوطه های میراث جهانی پارسه پاسارگاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
خشکسالی و برداشت بی رویه آب نتیجه سیاست های چند دهه گذشته در اراضی کشاورزی دشت های مرودشت و پاسارگاد باعث ایجاد ترک ها، فروچاله و اسفنجی شدن بافت خاک و نهایتاً نشست سطح عمومی دشت شده است. این عوارض تهدیدی آشکار برای منطقه تاریخی و محوطه های ارزشمند جهانی به شمار می رود. امروزه رجوع به خلاقیت های به کاررفته برای مهار یا چیرگی بر تأثیرات مخرب محیط طبیعی، می تواند الگویی جهت برون رفت از بحران های منطقه باشد. هدف اصلی این تحقیق، شناخت خلاقیت و دانش سنتی در دوره هخامنشی به منظور چیرگی بر بحران های زیست محیطی است و پرسش اساسی این است که، مهندسی و دانش سنتی استفاده شده در این دوره چه نقشی در مدیریت بحران هایی هم چون سیل و زلزله برعهده داشته است؟ به طورکلی تأمین منابع پایدار آب در منطقه پارسه-پاسارگاد به عنوان یکی از مهم ترین بخش های شاهنشاهی هخامنشی، اهمیت فراوان داشته است. در این مناطق موضوع توسعه کشاورزی به ارتقاء نظام های آبیاری جهت تأمین آب زمین های زیر کشت وابسته بوده است؛ بنابراین طراحان و مهندسان دوره هخامنشی جهت مدیریت خشکسالی که از بحران های همیشگی مناطق نیمه خشک ایران بوده است و هم چنین چیرگی بر چالش سیلاب های گاه و بی گاه فصلی، به طراحی و اجرای یک سیستم گسترده کنترل، ذخیره سازی و انتقال آب در گستره دشت های پاسارگاد و مرودشت نموده اند. امروزه شناخت یکپارچه سامانه های آبی در شکل گیری و توسعه مناطق در دوران باستان می تواند ریشه های تاب آوری میراث را در گذر زمان نشان دهد که حاوی درس های بزرگی است. هم چنین با توجه به لرزه خیزی منطقه، استفاده از مهندسی مناسب در مراحل انتخاب، انتقال و اجرای مصالح و ازجمله بهره گیری از قطعات بزرگ سنگ در معماری، چندلایه بودن سنگ ها در پی و کف بنا و تقویت ظرفیت باربری بستر بناها، ازجمله خلاقیت ها در افزایش پایداری بناها بوده است. پژوه ش حاضر، براساس بررسی های میدانی و مطالعه اسناد و مدارک تاریخی مرتبط به انجام رسیده است. هم چنین با انجام تحلیل های لازم تلاش شده است نقش مهندسی در دوره هخامنشی در چیرگی بر ناملایمات زیست محیطی تبیین گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد شناخت دانش فنی گذشته و به کارگیری مجدد آن نه تنها می تواند هم زیستی انسان را با محیط طبیعی و مخاطرات آن ترمیم نموده و به آن تداوم بخشد، بلکه راهکارهای مناسبی برای حفاظت از محتوای منابع میراث در اختیار قرار دهد که تضمین کننده اصالت آن خواهد بود