مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
رژیم صهیونیستی
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
183 - 213
حوزههای تخصصی:
در گفتمان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، مردم مرجع قرار دارند و ادراک آنها تعیین کننده و قوام بخش به سیاست گذاری های و تصمیمات متولیان امنیت ملی است. رژیم صهیونیستی یک دگر در گفتمان امنیت ملی ج.ا. ایران تلقی می شود. دشمنی ایران پس از انقلاب با رژیم صهیونیستی، ناشی از تضادِ هویتیِ برآمده از روایتِ ایران از رژیم صهیونیستی است. از این رو در این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که رژیم صهیونیستی چگونه در روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران تصویر می شود؟ برای پاسخ به این سوال، سخنان امام خامنه ای (مدظله العالی)، به عنوان شاخص ترین روایتِ رسمی، معیار قرار گرفته شده و مشاهدات گردآوری شده از طریق روش تحلیل روایت، تجزیه و تحلیل شده است و رویکرد تفسیری- توصیفی دارد. آنچه برآمده از این پژوهش است بیانگر این موضوع است که رژیم صهیونیستی در روایتِ رسمی ایران، هم سان «شیطان» تصویر شده از این رو شدت تقابل با آن، اقدام «قهرمانانه» و حرکت به سمت «خیر» معنی می گردد و این هویت برآمده از این روایت، به سیاستگذاری امنیتی ایران برای مقابله با رژیم صهیونیستی، صراحت بخشیده است.
روند پژوهی تحول ائتلاف های رژیم صهیونیستی در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
117 - 146
حوزههای تخصصی:
بنیان های تشکیل رژیم صهیونیستی در غرب آسیا بر مبنای اشغال و قدرت نظامی بوده است؛ بنابراین تل آویو همواره با بحران مشروعیت در محیط پیرامونی خود مواجه بوده است. اصلی ترین راه کار رژیم برای برون رفت از این بحران اتحاد و ائتلاف با برخی کشورهای منطقه است. این راه کار از یک الگوی یکسان تبعیت نکرده و در طول زمان به تناسب تحول در «مجموعه امنیتی غرب آسیا» تغییر کرده است. در حال حاضر روند اتحاد و ائتلاف سازی رژیم از رویکرد خطی و دوجانبه به «شبکه سازی پیچیده منطقه ای» تغییر یافته است. با عنایت به الگوی جدیدی که رژیم صهیونیستی در پیش گرفته این پرسش مطرح است که شبکه سازی منطقه ای رژیم صهیونیستی بر چه ارکانی استوار است؟ و هدف اصلی رژیم در تغییر راهبردهای ائتلافی در منطقه غرب آسیا چیست؟ در پاسخ این استدلال مطرح می شود که شبکه سازی ائتلاف های رژیم بر ایجاد پیوندهای مشترک با کشورهای عربی در قالب پیمان ابراهیم و با کشورهای ترکیه، جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان در قالب ائتلاف های نوپیرامونی ساماندهی شده است. هدف اساسی رژیم از حرکت به سمت شبکه سازی ائتلاف ها، به حاشیه راندن موضوع فلسطین برای رفع مشکلات در حوزه امنیت داخلی سرزمین های اشغالی و جانمایی رژیم به عنوان گرانیگاه اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه غرب آسیا است. دستاورد این رویکرد در بلندمدت، ایجاد وابستگی متقابل میان امنیت، اقتصاد و سیاست رژیم صهیونیستی با بازیگران حاضر در منطقه است.
تحول در استراتژی های مدیریت بحران جمهوری اسلامی ایران در مقابله با رژیم صهیونیستی؛ گذار از نو واقع گرایی تدافعی به تهاجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
181 - 220
حوزههای تخصصی:
رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مدیریت بحران های امنیتی منطقه همواره مبتنی بر دکترین نوواقع گرایی تدافعی بوده است. با این حال، تغییرات سریع در نظم منطقه ای و اقدامات بحران آفرین رژیم صهیونیستی، نیاز به بازنگری در این استراتژی ها را نشان می دهد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های اسنادی، به بررسی ضرورت تحول در دکترین امنیتی جمهوری اسلامی پرداخته استیافته ها نشان می دهد که رژیم صهیونیستی با بهره گیری از ابزارهایی همچون افزایش قابلیت بازدارندگی با حمایت ایالات متحده، استراتژی تغییر میدان بازی، موازنه سازی پنهان، تقویت ائتلاف های منطقه ای و امنیتی سازی ایران، در تلاش است تهدیدات امنیتی علیه جمهوری اسلامی را گسترش دهد. در مقابل، ایران با تکیه بر استراتژی های مبتنی بر نوواقع گرایی تدافعی، از جمله بازدارندگی متعارف، جنگ های نامتقارن، تقویت محور مقاومت و بهره گیری از مزیت ژئوپلیتیک خود، به دنبال حفظ امنیت و مقابله با این تهدیدات بوده است. بر اساس یافته های پژوهش، استراتژی های فعلی ایران با توجه به تحولات منطقه و پیچیدگی بحران ها، نیازمند گذار به دکترین نوواقع گرایی تهاجمی هستند. این دکترین باید بر افزایش توان تهاجمی، تقویت بازوهای ژئوپلیتیک، مدیریت بحران های کنترل شده و گسترش همکاری های استراتژیک با قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای تمرکز کند. این پژوهش بر لزوم بازاندیشی در سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی تأکید دارد تا با بهره گیری از این رویکرد، بتواند جایگاه خود را در نظم جدید منطقه ای تثبیت و امنیت پایدار را تأمین کند.
تبیین پیامدهای امنیتی عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل و تأثیر آن بر امنیت محور مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر شناسایی پیامدهای امنیتی عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی و سنجش تاثیر آن بر محور مقاومت است. مسئله ی پژوهش تبیین تاثیر روند طرح منطقه ای رژیم صهیونیستی در روند عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی با تمرکز بر محور غربی – عبری است. روش پژوهش نیز کیفی و مبتنی بر اسناد و فیش برداری می باشد وحسب هدف یک تحقیق کاربردی به حساب می آید و از آنجایی که این پژوهش درصدد کشف پیامدهای یک رویداد در پی یافتن موضوع موجود و شناسایی روندهای حاکم است، لذا رویکرد توصیفی خواهد داشت. برقراری روابط استراتژیک میان اعراب با رژیم صهیونیستی، این رژیم را قادر می سازد تا از طریق کشورهای عربی برخی اقدامات جاسوسی و اطلاعاتی- امنیتی را علیه محور مقاومت افزایش دهد. یافته های مقاله نشان میدهد؛ عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی از زوایای مختلف بر امنیت محور مقاومت تاثیر می گذارد که شامل عواملی همچون ایجاد یک موازنه تهدید علیه محور مقاومت، ایجاد صف بندی های جدید در منطقه علیه محور مقاومت، توسعه نفوذ آمریکا در سطح منطقه، رشد گروه های تروریستی، عدم شکل گیری رژیم و ترتیبات امنیتی پایدار در خاورمیانه و انزوای منطقه ای و تضعیف محور مقاومت می باشد.
راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تبعات مناسبات امنیتی حاکم بر روابط امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشور امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی در هراس از قدرت یابی و گسترش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، اقدام به نزدیکی مواضع کرده و هسته ی اصلی فرایند سازش خود را با ادراک یا تصور تهدید از ایران و مقابله با آنچه تهدیدات امنیتی جمهوری اسلامی ایران می خوانند، قرار داده اند.در این راستا هدف این پژوهش تدوین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تبعات مناسبات امنیتی حاکم بر روابط امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی است.به منظور تجزیه و تحلیل روشمند داده های گردآوری شده، در بخش اعتبارسنجی یافته ها ضمن بهره مندی از مصاحبه ی عمیق با خبرگان موضوع، نظرات آنان درقالب یک پرسشنامه ی محقق ساخته اخذ گردیده، دیدگاه های آنان مبنای تدوین راهبردهای محیط -پایه ی SOAR قلمداد شده است. یافته های تحقیق نشان دهنده این است که رژیم صهیونیستی با تاکید بر تعارض هویتی، جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین تهدید بقای خود می انگارد. امارات نیز با تاکید بر تعارض منافع و تصور تهدید و نقش آفرینی محدود، احساس عقده حقارت عمیقی در قبال جمهوری اسلامی ایران می نماید. به همین دلیل، ائتلاف راهبردی صهیونیست ها و اماراتی ها با هدف تغییر ساختار امنیت منطقه(ژئوپلتیک خاورمیانه)، صورت پذیرفته است که هدف نهایی هویت بخشی، تثبیت موجودیت و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است.بنابراین این مناسبات تبعات و پیامدهای امنیتی دارد. جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات امنیتی راهبردها را باید ذیل سه محور، تنش زدایی و گسترش همکاری های منطقه ای، افزایش توان نظامی و عناصر قدرت ملی قرار دهد.
سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه (۲۰۲۴- ۲۰۲۳)(مقاله علمی وزارت علوم)
بحران اخیر غزه که بعد از عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، یکی از پیچیده ترین تحولات در رابطه با مساله فلسطین و رژیم صهیونیستی می باشد. این بحران، به واسطه خشونت های مستمر، تخریب زیرساخت ها و نسل کشی رژیم صهیونیستی، توجه جامعه بین المللی را به خود جلب کرده است. تحولات در غزه، به ویژه درگیری های نظامی، وضعیت انسانی و تحولات سیاسی داخلی و منطقه ای، به ناچار موجب شکل گیری و تغییراتی در رویکردهای سیاست خارجی آمریکا شده است. لذا سؤال اصلی پژوهش عبارت از این است که سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه طی سال های ۲۰۲۳ - ۲۰۲۴ مبتنی بر چه مؤلفه هایی بوده است ؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه مطرح می شود که: «سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در بحران غزه مبتنی بر تلاشی متناقض برای حفظ همزمان نقش و اعتبار خود به عنوان حامی حقوق بشر و دموکراسی و در عین حال تضمین منافع راهبردی و ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی در منطقه بوده است که این تعارض ناشی از تعامل میان فشارهای داخلی مانند منافع گروه های لابی و اولویت های نخبگان سیاسی با نیاز به حفظ جایگاه استراتژیک آمریکا در سطح بین المللی و منطقه ای است» یافته های پژوهش نشان می دهد این سیاست ها با اظهارات علنی در حمایت از حقوق فلسطینیان و مدیریت انتقادات بین المللی و اقدامات عملی در پشتیبانی قوی از رژیم صهیونیستی در قالب ارائه حمایت های مالی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک متجلی شده است. این تناقض آشکار میان گفتار و عمل، ارائه دهنده تصویر دوگانه ای از سیاست خارجی و امنیتی آمریکا در این بحران بوده است. این پژوهش با پذیرش مفروضه های روش کیفی و با بهره گیری از رویکرد توصیفی- تحلیلی و با جمع آوری داده ها از طریق روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای سامان یافته است.