مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
۲۹.
۳۰.
۳۱.
دین پژوهی
منبع:
الهیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
85 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف نهایی علم، پیش بینیِ آینده است و پیش بینی بدون تبیین ممکن نیست. تبیین علمی، بیان علت یک پدیدار در پرتو یک قانون علمی است. تبیین در علوم انسانی یک مسئله دامنه دار و پرچالش است و نظریه های متعددی در این باره مطرح شده است. عمد ه ترین راهبردهای تبیین در علوم انسانی، طبیعت گرایی و ضدطبیعت گرایی است که سه الگوی علّی (علت کاو)، استدلالی (دلیل کاو) و تفسیری را به میان آورده اند. مسئله نوشتار حاضر، مطالعه و نقد اخذ هر یک از این الگوها در دین پژوهی است و تلاشی در راستای طراحی و بازتعریف الگویی جدید برای تبیین در مطالعات دینی است. راهبرد اساسی در تبیین پدیدارهای دینی، کثرت گرایی روش شناختی است که بر اساس آن، لازم است میان سه مفهوم پارادایم، رهیافت و روش در دین پژوهی تمایز قائل شد. ارتباط میان این سه، به نحو همکُنشانه است. تبیین، روشی است که به مثابه یک ابزار در مقام سنجش و ارزیابیِ فرضیه ها، به کارِ دین پژوه می آید. تبیین پدیدارهای دینی، بسته به نوع رهیافتِ ما تغییر می کند. رهیافتِ ما در مطالعه دینی، الگوی ما در تبیین را تعیین می کند. بر اساس این، رهیافت های دین پژوهی به سه دسته تقسیم می شوند: تبیین خواه، دلیل خواه و تفسیرخواه. در همکُنشیِ پارادایم، رهیافت و روش است که باید الگوی مناسب را برگزید و به بیان چرایی پرداخت.
بیداری دانشی بر پایه دین پژوهی پیش زمینه های گسترش نظام مند دین پژوهی در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله این پژوهش، مطالعه زمینه های منجر به بیداری دانشی با توجه به ظرفیت های تاملات دین پژوهانه است. بر این اساس نوشتار به چگونگی مواجهه ای موثر و بارور میان علوم دینی و انسانی می پردازد (مسأله). روش نوشتار تحلیلی-توصیفی و شیوه گردآوری داده ها در آن کتابخانه ای، بر اساس مراجعه به منابع طراز نخست، است (روش). مطابق فرضیه نوشتار گسترش بیداری دانشی در گرو مراجعه ای ویژه و نظام مند به گنجینه فکری دینی و معاصر است که در آن به زنجیره ای از پیش فرض های روش شناختی و مضمونی پایبندی وجود دارد. لحاظ این پیش فرض های روش شناختی و مضمونی، شرط ضروری و لازم در ارتقاء تاملات دین پژوهانه جامع نظام آگاهی قدیم و جدید است (فرضیه). یافته پژوهش آن است که چنین مراجعه ای، به اقتضای گسترش سامان مند مراتب دانش دینی و بومی میان ما در افق اقتضائات و تضمنات عصری، محل ملاقات سنجیده علوم معاصر و معارف دینی خواهد گردید (یافته ها).
خاستگاه، کاربرد، و جایگاه پدیدارشناسی دین
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۱۹۲)
73 - 95
حوزههای تخصصی:
جیمز ال. کاکس در کتاب درآمدی به پدیدارشناسی دین (2021)، می کوشد آخرین دستاوردهای این عرصه را در متنی منسجم گردآوری و عرضه کند. این کتاب که در نُه فصل تنظیم شده است، گام به گام خوانندگان جدی را وارد عرصه نسبتاً متفاوتی درباره فهم دین و عناصر سازنده آن می کند و کاربست این روش را در دین پژوهی نشان می دهد. گوهر روش پدیدارشناسی دین آن است که بکوشیم با تعلیق قضاوت خویش همدلانه با محتوای ادراکی دیگران مواجه شویم و از منظر دینداران به پدیدار دین بنگریم و اجازه دهیم که آن ها خود سخن بگویند. اما مفروضات و باورهای مسلم ما مانع از این چنین کاری می شود. این جاست که نویسنده با استفاده از یافته های پدیدارشناسان معاصر، مراحلی برای فهم دین به دست می دهد که در نوع خود یگانه است. کاکس در فصل پایانی کتاب، به نقدهای مفصلی که متوجه پدیدارشناسی دین شده است، می پردازد و به سه نقد پاسخ تحلیلی می دهد و سرانجام نشان می دهد چگونه پدیدارشناسی دین با رشته نوپدید علوم شناختی دین گره می خورد و شکوفا می گردد. نگاه همدلانه نویسنده با ادیان ابراهیمی به خصوص اسلام و اشاراتی که قرآن کریم دارد، بسیار خواندنی است.
بازخوانی متدولوژی شناسی «دین شناسی» شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۱۰
85 - 95
در این مقاله رویکرد «روش شناسی شریعتی» در حوزه مطالعات دین پژوهی از زاویه علوم انسانی نقد و بررسی شده است. نگارنده در این مقاله تلاش نموده این پرسش را مطرح و دنبال کند که نگاه متدولوژیک شریعتی به مقوله دین پژوهی بر چه اساس و مبنایی می باشد. سپس برای راستی آزمایی رویکرد شریعتی در مطالعه جامعه شناختی ادیان تلاش کرده است با خوانش انتقادی، متدولوژی شریعتی را کنکاش و واکاوی کند.البته تلاش نگارنده این بوده است که بحث «روش شناسی» شریعتی در «بستر علوم انسانی» را با اتکاء بر آثار شریعتی مورد بازبینی انتقادی قرار دهد و مقصود این است که اغلب آثار نسبت به متن شریعتی بی التفات بوده اند و منتقدان او حتی بر این باورند که شریعتی بحثی در باب روش شناسی علوم انسانی به صورت اعم، و دین شناسی، به صورت اخص، ندارد. امّا با خوانش انتقادی متن می توان به نتایج بنیادین متفاوت تری دست یافت و تلاش نگارنده آن است که این ساحت از اندیشه شریعتی را مورد مداقه قرار دهد
بازشناسی و کارآمدی روش تاریخی نگری در مطالعات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مطالعات اسلامی به منزله یکی از شاخه های دین پژوهی، همواره در معرض تغییراتی بوده که در این زمینه به وجود آمده است. روش تاریخی نگری مهم ترین تحول در دین پژوهی قرون هجدهم و نوزدهم، از این قاعده مستثنا نبوده و تأثیر زیادی بر مطالعات اسلامی داشت. این روش مطالعه مدعی بود اگر اصول آن تبعیت شود، می تواند شناخت دقیق و علمی تری از دین فراهم آورد و به پیش داوری ها و غرض ورزی های دوره های گذشته دین پژوهی خاتمه دهد. در این نوشتار تلاش شده تا ابتدا تاریخی نگری و اصول اساسی آن تشریح شده، سپس نتایج به کارگیری آن در مطالعات اسلامی در آثار مستشرقانی همچون ابراهام گایگر، گلدزیهر و پاتریشیاکرون بررسی گردد تا مدعای طرفداران این روش، در مطالعه ای موردی در حوزه مطالعات اسلامی راستی آزمایی شود. موضوع اصلی این نوشتار، اسلام پژوهی علمی است و مسئله آن بررسی نسبت میان دین پژوهی مدرن و اسلام پژوهی است. پرسش اصلی این است که «آیا دین پژوهی جدید که بر مبنای عینیت و نگرش تاریخی شکل گرفته است، به بهبود اسلام پژوهی، به ویژه در دو سده اخیر، کمک کرده است؟» این مقاله پاسخ پرسش بالا را از سه منظرِ برخی اندیشمندان، سنت دینی و دیدگاه عموم جوامع اسلامی بررسی کرده و در مجموع به این نتیجه رسیده است که روش تاریخی نگری، اگرچه با هدف رفع مشکلات دین پژوهی در ادوار پیش از خود شکل گرفت، در رسیدن به اهدافش ناکام ماند و به رغم ظرافت ها و دقت هایی که در مطالعه اجزای مختلف دین به کار گرفت، در عمل کمک خاصی به فهم بهتر از اسلام نکرد؛ ازاین رو نتوانست به نحو مؤثری به شناخت بهتر مسلمانان یاری رساند.
دین پژوهی ترجمان بصری جهنم در نقاشی های قرن 18 و 19 میلادی اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
87-106
حوزههای تخصصی:
اشتیاق و علاقه آدمیان برای رسیدن به عدالت در پایان جهان و اندیشیدن به چگونگی زندگی پس از مرگ، همواره بخشی از محتوای آثار هنرمندان را به خود اختصاص داده است. با وجود ابهامات و دوگانگی هایی که در متون مقدس یهود و مسیح در خصوص سرنوشت نهایی بدکاران به چشم می خورد، در آیات مختلفی از عهد عتیق و به ویژه عهد جدید، از جهنم و عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است؛ ازاین رو کتاب مقدس همواره یکی از منابع الهام هنرمندان برای خلق و تولید آثار هنری با مضامین دینی بوده است. در کنار متون و روایات دینی، عوامل دیگری چون فضای سیاسی و فرهنگی زمان تولید اثر نیز تأثیر بسزایی در نوع نگرش هنرمندان به جهنم و آخرالزمان داشته است. این مقاله به روش تحلیلی تطبیقی به بررسی میزان وفاداری به دین در نقاشی های قرون 18و19م اروپا در نمونه آثار هنرمندان برجسته آن دوران، یعنی ویلیام بلیک، جان مارتین و گوستاو دوره درباره جهنم می پردازد. با توجه به بررسی آیات مختلفی از عهد عتیق و جدید، به نظر می رسد که در بسیاری از موارد، میزان تطبیق اثر هنری با متن مقدس بیشتر در نوع گناه است تا نوع عذاب درنظرگرفته شده برای آن گناه؛ و هنرمندان علاوه بر اقتباس از مضامین دینی، از یکدیگر، از نسخ ادبی، از اتفاقات سیاسی، فرهنگی و هنری، و در نهایت از ذهن خود نیز برای خلق تصویر جهنم و روز داوری الهام گرفته اند.
بررسی تحلیلی موانع و آفات دین پژوهی مستشرقان بر اساس آموزه های قرآن و روایات
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۶)
75 - 91
دین پژوهی، اگر چه دانشی کهن ولی مطالعه ای رو به گسترش است که هر ساله نتایج، پیامد و یافته های نوینی را پیش رو می نهد و ژرفای عمیق تری را تجربه می کند، به گونه ای که این دست آوردها و نتایج، تفاوت های زیاد و ثانیاً نتایج آن اکثراً، اعتبار علمی کوتاه مدتی داشته و با انتقادات، ردیه ها و نهایتاً اصلاحاتی، دگرگون می شوند. اکنون پرسش مهم آن است که اولاً «چه عوامل و موانعی این گونه کاستی یا تغایرها را دامن می زند؟» و ثانیاً «آیا این موانع و آفات از محققان ریشه می گیرد یا اقتضای عرصه و نوع تحقیق می باشد؟!» مقاله پیش رو، با بررسی شرایط و ویژگی های عرصه تحقیق در ادیان که با نوعی نقد تحلیلی- مصداقی همراه است، موانعی همچون «کمبود منابع لازم برای پژوهش» و «ضعف در روش مطلوب پژوهش» را مربوط به عرصه و نوع تحقیق و «اعتقادات فردی محقق»، «وجود پیش فرض ها» و «عدم درک معنوی موجود در ادیان» را آسیب هایی برخاسته از محققان این عرصه دانسته است و گونه دوم آسیب ها همانند «اعتقادات فردی محقق»، «وجود پیش فرض ها» و همچنین آسیب های نخستین موانع مربوط به «ضعف در روش مطلوب پژوهش»، که از شخصیت، دانش، باورها و پیش فرض های محقق نشأت می-گیرد.
واکاوی نسبت بین آرای فروید و داروینیسم در حوزه دین پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حالی که عموماً دغدغه پژوهشگران فلسفه دین مربوط به صدق، توجیه و معناداری گزاره های دینی است، دین پژوه به دنبال تبیین یا فهمِ چراییِ افکار و مناسک دین داران است. در این مقاله به آرای فروید در حوزه دین پژوهی می پردازیم تا توضیح دهیم که از نگاه فروید چرا دین در ابتدای تاریخ به وجود آمد. همچنین به این مسئله می پردازیم که اندیشه های فروید در تبیین پیدایش دین، چه نسبتی با آرای داروین و برخی داروینیست ها پیدا می کند. در مقدمه این مقاله در مورد دین پژوهی و دسته های مختلف موجود در آن بحث شده است. در بخش دوم مقاله، آرای فروید در باب چگونگی پیدایش دین در پیشاتاریخ را توضیح داده ایم. در بخش سوم در این باب بحث کرده ایم که فروید در کدام قسمت نظریات خود در حوزه دین پژوهی از داروین تأثیر پذیرفته و در چه قسمتی با او زاویه پیدا می کند. در بخش چهارم نقدهای برخی داروینیست ها به آرای فروید در حوزه دین پژوهی را مطرح کرده ایم و در بخش پنجم این نقدها را بررسی کرده ایم.
«آینده پژوهی»؛ فصل مشترک مطالعه تطبیقی «طراحی پژوهی» با «دین پژوهی»
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷)
59 - 73
حوزههای تخصصی:
دغدغه اصلی مقوله دیزاین در طراحی پژوهی، عبارت است از فرآیند ایجاد یک ایده در غالب راهبرد و راهکار برای مواجهه با یک مسئله خاص و اقدام عملی برای حل آن به گونه ای که توجه به «زمینه» ی مسئله، بخش جدایی ناپذیر فرآیند مذکور است. از سوی دیگر اندیشمندان بزرگ اسلامی، از دیسیپلین فقه نیز با عنوان «صناعت» یاد می کنند؛ به گونه ای که فقیه برای پاسخ به مسائل کنونی با توجه به ظرف و زمینه ی آن ها ، بهترین تبیین شرعی را استنباط و ارائه میکند؛ فلذا با دیدگاهی تطبیقی نه تنها دو دیسیپلین یادشده در تعارض با یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه می توان هر دو را متعلق به حوزه هایی از معرفت بشری دانست که ضمن منفک بودن از دیگر حوزه های معرفتی که صرفاً بر شناخت محض تأکید دارند، حکمت عملی ناظر بر مقولات آینده و طراحی در برمی گیرد؛ در همین راستا پژوهشِ کیفی حاضر در دسته ی پژوهش های کاربردی قرار می گیرد و با به کار بستن روش توصیفی- تحلیلی، پرداختن به مضامین مشترک قابل طرح در دو دیسیپلین فقه و دیزاین را که نقشی اساسی در ترسیم آینده های مرجح دارند، از جمله دغدغه ی حل مسئله، نقش منبع معرفتی شهود، استراتژی منطقی ربایشی و پژوهش از طریق طراحی به مثابه روش شناسی، در دستور کار خود قرار داده است.
تحلیل مؤلفه ای رفق از دیدگاه لغت شناسان، اندیشمندان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۵)
167 - 193
حوزههای تخصصی:
پژوهش کنونی با هدف بررسی مفهوم رفق از دیدگاه لغت شناسان، اندیشمندان و منابع اسلامی انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی از فقه اللغوی، همراه فقه القرآنی و فقه الحدیثی است؛ درباره یافته ها می توان گفت که لغت دانان رفق را نرمی و لطافت در امور می دانند که سبب تسهیل و آسا ن گیری می گردد و حسن انجام عمل را در پی دارد. تعریف کارشناسان محورهای حالت روانی(مانند لین)، موضوع رفق (همه اقوال و افعال) و نتیجه رفق ( مانند تأنی) شامل می شود. در تعریف اسلامی رفق به محورهای «لین و نرم خویی» به عنوان ویژگی روانی، «تسهیل و آسان گیری» و «رسیدن به مطلوب» به عنوان کارکرد و «امور اجتماعی و فردی» به عنوان موضوع و نیز «کرامت نفس» و «صلاح و مصلحت» پرداخته شد.نتیجه آن که رفق ترکیبی از کرامت، انعطاف پذیری و آسان گیری در امور است. سایر تعبیرها در لغت، اصطلاح و متون دینی زیر مجموعه این سه هستند. لذا به علاقمندان این حوزه توصیه می گردد تا از این تعریف برای فعالیت-های پژوهشی، آموزشی و درمانی بهره گیرند.
تحلیل نظام مند قرائت علامه طباطبایی از آموزه «معرفت نفس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۵
70 - 95
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین آموزه های اسلامی برای فعال کردن همه ظرفیت های انسان و رساندن او به عالی ترین رتبه ممکن، آموزه «معرفت نفس» است؛ همان آموزه ای که «دین پژوهان» با رهیافت ها، رویکردها و روش های مختلفی به بررسی آن پرداخته و قرائت های گوناگون و بعضاً متضادی از آن ارائه کرده اند. از جمله این قرائت ها، قرائتِ «علامه طباطبایی» است که با توجه به موقعیت ممتاز ایشان در عرصه دین پژوهی می توان به اهمیت بررسی آن پی برد. بر همین اساس در تحقیق حاضر پس از گزارش قرائتِ «علامه طباطبایی» از آموزه «معرفت نفس» در قالب یک مجمومه منسجم و نظام مند، به ارزیابی آن پرداخته ایم. براساس نتائج حاصل از این تحقیق می توان قرائتِ «علامه طباطبایی» از این آموزه دینی (یعنی «لزوم شهود هویت بالغیر و عین الربطِ نفس برای رسیدن به خداشناسی حضوری») را با توجه به ویژگی هایی چون: ابتناء بحث از آموزه «معرفت نفس» بر «آیات قرآن کریم» و تبیین آن براساسِ «گزاره های نقلی»، ارائه یک نگاه تاریخی، تحلیلی، تطبیقی به جریانِ «معرفت نفس»، اثبات امکانِ «معرفه الله» و «معرفه النفس» و رد استحاله آن، اشاره به راهکار عملیِ «تصفیه قلب» و «نفی خواطر» برای رسیدن به «معرفت نفس»، تأکید بر عدم منافاتِ «معرفت نفس» با «رسالت های اجتماعی» و تلاش برای رسیدن به یک «مدل عملیاتی، رقابتی» از آموزه «معرفت نفس»، به عنوانِ «قرائت معیار» معرفی کرد.