مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۶۱.
۴۶۲.
۴۶۳.
۴۶۴.
۴۶۵.
۴۶۶.
۴۶۷.
۴۶۸.
۴۶۹.
۴۷۰.
۴۷۱.
۴۷۲.
۴۷۳.
۴۷۴.
۴۷۵.
۴۷۶.
۴۷۷.
کودک
حوزههای تخصصی:
از جمله معضلات اجتماعی که تمامی جوامع بشری را بعد از جنگ جهانی دوم به صورت بی سابق ه ای، درگیر خود کرده، معضل افزایش طلاق است. و متفرع آن، موضوع بسیار مهم و تأثیرگذار در سلامت روانی کودکان، مسأله ی حق ملاقات والد غیرحاضن با کودک است. در این مقاله در صدد این هستیم که مسأله ی حق ملاقات والد غیرحاضن با فرزند را در دو سیستم حقوقی متفاوت مورد مطالعه ی تطبیقی قرار دهیم. در نتیجه ی انجام این پژوهش معلوم گردید در ایالات متحده ی امریکا و ایران، حق ملاقات حقیقی برای والد غیرحاضن، به رسمیت شناخته شده و والدین می توانند بر چگونگی انجام آن، توافق کنند، در غیر این صورت دادگاه اتخاذ تصمیم می کند. در قوانین هر دو کشور، ملاقات دارای ماهیت واحدیست؛ هرچند از نظر امکان استفاده و شرایط استفاده از ملاقات مجازی و از نظر ضمانت اجرای ممانعت از حق ملاقات، تفاوت هایی بین این دو نظام حقوقی وجود دارد.
تأثیر جنون و ازدواج مادر بر حضانت کودک در حقوق ایران: با مطالعه ی تطبیقی در حقوق آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نهادهای حمایتی از کودک در حقوق ایران، حضانت است. در قانون مدنی در مواد مربوط به حضانت که با عنوان «در نگهداری و تربیت اطفال» شروع شده است، ماده ی 1168 مقرر داشته است: «نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است». از این ماده می توان برداشت نمود که قانون گذار از حق حضانت پدر و مادر نسبت به طفل به طور یکسان حمایت نموده است؛ با وجود این، شیوه ی تدوین برخی از مواد قانونی به گونه ای است که شائبه ی حمایت حداکثری قانونگذار از حضانت پدر را در ذهن ایجاد می نماید. یکی از این مواد قانونی، ماده ی 1170 قانون مدنی در مورد جنون و ازدواج مادر و تاثیر آن بر حضانت کودک است که جنون و ازدواج مادر را از موانع حضانت دانسته است. در این راستا، در مقاله ی حاضر کوشش شده است با این نگاه و بر اساس منطق پذیرفته شده در نظام حقوقی ایران که هدف از تقنین در موضوعات مربوط به حقوق خانواده حفظ بنیان خانواده و در نظر گرفتن مصالح عالیه کودک است، با بررسی تطبیقی موضوع در حقوق آمریکا، به تاثیر جنون و ازدواج مادر بر حق حضانت وی بر کودک پرداخته شود. درباره ی جنون مادر پس از بررسی مواد قانونی، این نتیجه به دست آمد که جنون هر کدام از ابوین به دلیل عدم توانایی سرپرستی خود و به طریق اولی سرپرستی طفل، برای حضانت مانع ایجاد می کند. در مورد مانع بودن ازدواج مادر برای حضانت او نیز نتیجه آن است که اطلاق چنین موجبی موجه نیست.
کودک، رسانه و ارتباط متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
69 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی نقش رسانه در فرایند پرورش کودکان به عنوان مخاطبین بالقوه و بالفعل رسانه روش: پژوهش مبتنی بر بررسی متون می باشد. سیاهه ای از متون مرتبط پیرامون موضوع شناسایی و کتابشناسی تحقیق شکل گرفت و سپس بر اساس ساختار مقاله از متون و منابع شناسایی شده به تناسب بحث استفاده شد. یافته: بررسی نشان داد که رسانه ها آثار قابل توجه ی بر مخاطبان خود دارند و کودکان در معرض أثیرات منفی بیشتری هستند. رسانه های دیداری و شنیداری به مراتب بیشتر از دیگر رسانه می تواند اثرگذار باشد. اینترنت با ویژگی های خاصّ خود توانسته جمع تمام ویژگی های رسانه های دیگر را در خود داشته باشد و از طرفی کشش بیشتری در بین مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان ایجاد کرده است. به همین دلیل می تواند علی رغم فرصت های بالقوه ای که دارد، تهدید جدّی عصر حاضر برای کودکان و نوجوانان باشد. تأثیر رسانه ها و تهدیدات آنها برای کودکان، یک مسئله جهانی شده است و برای حلّ آن و کاهش آثار منفی رسانه ها تمهیدات جهانی اندیشیده شده است. نتیجه گیری: بررسی نشان داد که مدیریت رسانه در حوزه کودک و کاهش آثار منفی آن نیازمند اراده عمومی است و لازم است که همه نهادهای متولی در سطح محلی، ملی و بین المللی در این زمینه همگام شوند. خانواده مهمترین نقش را در این زمینه می تواند داشته باشد. توسعه سواد رسانه ای در بین والدین و به ویژه مخاطبان جامعه هدف، می تواند در کاهش آثار منفی آن نقش موثری داشته باشد. تبدیل تهدیدات این قبیل رسانه به فرصت و بهره جستن از آن برای توسعه فرهنگ عمومی و دانش فردی و اجتماعی، از دیگر عوامل مؤثر بر کاهش خطرات رسانه ها می تواند باشد.
تأثیر بداهه پردازی در نمایش خلاق بر رشد پرسشگری کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
39 - 50
حوزههای تخصصی:
تئاتر میدان تفکر و پرسشگری است. جنبش های مدرن (تئاتری)در دگرگونی ارتباط خود با مخاطب (تماشاگر) بی توجه به ایجاد رابطه ای پرسشگرانه و فعال نبوده اند. پرسشگری نشانگر ذهن کاوشگر انسان بوده و نسبت مستقیمی با خلاقیت دارد. پرسش به مفهوم شیوه نگرشی که جواب های داده شده را در ارتباط با محدودیت های شان کشف کرده و حرکتی متفکرانه و مداوم را توسعه می دهد و به عنوان سکون نیافتگی نهایی در یک جهان بسته فکری، معنایی وسیع تر می یابد. محرک تفکر پرسش است و کودکان با پرسیدن در موقعیت آموختن قرار می گیرند. با توجه به خاصگی ها و عناصر وجودی تئاتر، تربیت ذهن پرسشگر و نقاد می تواند و باید در میدان تئاتر کودک قرار گیرد. بی شک برای تحقق چنین ایده آلی، اشکال خاصی از تئاتر مورد توجه قرار می گیرند که فراتر از تمایل به ایجاد سرگرمی و لذتِ صرف، بر تقویت عملکردهای شناختی متمرکز باشند. در این مقاله ظرفیت نمایش خلاق و ویژگی بداهه پردازانه آن در گسترش روحیه پرسشگری کودکان با مطالعه و بررسی متون و نظریات مختلف در باب پرسشگری و بداهه پردازی و به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه نشانگر آن است که نمایش خلاق در آهستگی روند بداهه پردازانه خود در تقویت تفکر و پرسشگری کودکان اثربخش است.
تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
1 - 20
حوزههای تخصصی:
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.
تأثیر داستان های فلسفی بر درک کودکان از مفهوم عین الربطی معلول به علت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
133 - 115
حوزههای تخصصی:
نحوه پرورش تفکر منطقی در کودکان، امروزه به دغدغه مشترک جهانی بدل شده و در جهان رویکردها و اصول متفاوتی در این امر وجود دارد. در رویکردی که مبنای پژوهش حاضر است، همراه با رشد مهارت تفکر در کودکان، آموزش مفاهیم فلسفی خصوصاً مفاهیم حکمت متعالیه مهم تلقی می گردد؛ چراکه رشد تفکر برمبنای صحیح، بهتر از رشد تفکر بدون پایه است. از میان مبانی این حکمت، اعتقاد به نحوه رابطه موجودات با خداوند به عنوان علت هستی بخش، از مهم ترین مسائلی است که می تواند بر ارتقای درک توحیدی و ایجاد بنیان های اعتقادی قوی در کودکان مؤثر باشد. همچنین اثبات امکان آموزش این مفهوم دشوار در مقیاسی کوچک، راه را برای آموزش مفاهیم دیگر در مقیاس های گسترده تر هموار می کند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و میدانی، ضمن بررسی این مسئله از دیدگاه فلاسفه اسلامی، به بررسی تأثیر دو طرح داستانی در القای مبنای صحیح در این زمینه پرداخته است. هدف این تحقیق تعیین تأثیر داستان های مذکور بر درک کودکان از رابطه عین الربطی معلول به علت است. در این بررسی نیمه تجربی، یک گروه پانزده نفره از کودکان سیزده تا شانزده سال به صورت تصادفی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرارگرفتند. نتایج نشان داد، دو طرح داستانی که برای القای مفهوم عین الربطی معلول به علت به کودکان 13 تا 16 ساله نگاشته شده بود (با در نظر گرفتن نتایج حاصل پیش آزمون و پس آزمون و سنجش آن با استفاده از آزمون t وابسته) در رسیدن به هدف موفق بوده و درک کودکان از این مفهوم را افزایش داده است. از اثبات امکان انتقال یکی از دشوارترین مفاهیم فلسفی به کودکان در مقیاسی کوچک، این نتیجه را می توان گرفت که اگر متخصصان این زمینه با همکاری نویسندگان ماهر به این عرصه ورود کنند و داستان هایی جذاب برای کودکان نوشته شود؛ می توان مفاهیم مهم فلسفه اسلامی را به کودکان انتقال داد و از این طریق، اعتقادات آنها را با مفاهیم صحیح پایه ریزی نمود.
بررسی اسطوره ی کودک رها شده در قصه ی «زَرَّبان» با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های این روایت با داستان زال در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره ی کودک رهاشده، بن مایه ای است که در میان برخی از ملت های صاحب اسطوره و افسانه های کهن دیده می شود. یکی از معروف ترین روایت های مکتوب این بن مایه در ایران، ماجرای تولد زال در شاهنامه است. این بن مایه در ادبیات فولکلور ایران نیز نمونه هایی دارد. یکی از این روایت ها که پیش از این در جایی ثبت نشده، قصه ی «زَرَّبان» در روستای بهاره در استان فارس است. نگارنده، نخست به روش میدانی و از طریق مصاحبه با افراد کهن سال این قصه را ثبت کرده و سپس با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های میان داستان عامیانه و قصه ی زال در شاهنامه، به تحلیل روایت عامیانه پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این روایت در خطوط اصلی همانند داستان زال در شاهنامه است؛ اما تفاوت هایی بنیادین هم دیده می شود که باعث شده است روایتی کاملاً بومی و متفاوت خلق شود؛ این تفاوت ها عبارتند از: آغاز متفاوت، چیرگی فضای اسطوره ای بر بیشتر بخش های داستان عامیانه، افزوده شدن شخصیت هایی مانند چوپان، غولک، پری و دوالپا، تأثیر باورهای مردم منطقه در روال داستان و افزوده شدن حوادث فرعی و سرگرم کننده به داستان عامیانه.
وضعیت حقوقی کار اجباری کودکان در حقوق ایران و آمریکا
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۴ زمستان ۱۴۰۲ ویژه نامه شماره ۱۷
1 - 13
حوزههای تخصصی:
ممنوعیت کار اجباری یکی از اصول مهم حقوق بشر است که در اسناد جهانی و منطقهای و همچنین حقوق موضوعه کشورها مورد توجه قرار گرفته است. به این قاعده حقوق بشری در حقوق موضوعه ایران نیز پرداخته شده است. مصادیق کار اجباری فراوان است لیکن مواردی که امروزه سازمانهای بین المللی بر مبارزه و ریشه کن نمودن آن تاکید مینمایند عبارتند از: کار اجباری کودکان، کار اجباری افراطی زندانیان و قاچاق انسان. کودکان به جهت ضعف قوای جسمی، روحی و عدم استقلال، نیازهای ویژه خود را دارند که رفع آنها محتاج مراقبت و حمایت خاص خانواده و جامعه است. در این راه قرن نوزدهم آغاز حرکتی به سوی تدوین مقرراتی جهت حمایت از حقوق کودکان بود. ولی ایالات متحده آمریکا هیچ تعهدی به این قوانین و مقررات ندارد و همواره حقوق کودکان نقض میشود. کار اجباری در مقاوله نامه 29 سازمان بینالمللی کار ILO اینگونه تعریف شده اصطلاح کار قهری یا اجباری به کار یا خدماتی اطلاق میشود که با تهدید به مجازات و بی آنکه شخص ذینفع به میل و رضای خاطر برای انجام آن داوطلب باشد به وی تحمیل گردد. کار اجباری در آمریکا دارای ماهیتی مجرمانه، غیرانسانی، فراگیر و پنهانی میباشد و حقوق کودک به شدت نقض میشود. در مقاله حاضر سعی بر این است با روش توصیفی- تحلیلی وضعیت حقوقی کار اجباری کودکان در دو نظام حقوقی ایران و آمریکا بررسی شود.
بررسی چالش فقهی وحقوقی کودک همسری در قانون مدنی افغانستان و مصر
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
1 - 15
حوزههای تخصصی:
خانواده، به عنوان اساسی ترین نهاد اجتماعی و تربیتی، محور اصلی سعادت و کمال انسانی است. زن و شوهر در این نهاد، با همدلی و عشق، به آرامش و خوشبختی دست یافتند. این امر، عمدتاً در خانواده هایی تحقق یافته است که اعضای آن به رشد کافی، درک شرایط، بلوغ فکری، و آمادگی روحی و روانی برای ازدواج سالم رسیده اند. از همین جهت از جمله چالش های مهم دوران معاصر، پدیده کودک همسری است؛ یعنی ازدواج دختران و پسرانی که به بلوغ جسمی و فکری کامل نرسیده اند این مسئله در برخی خانواده ها رخ داده و پرسشی که در این زمینه مطرح شده است این است که چالش های فقهی و حقوقی کودک همسری در قوانین مدنی افغانستان و مصر چیست؟ پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد معتبر، کودک همسری را در نظام حقوقی افغانستان و مصر کاویده است یافته های این تحقیق نشان داده است که قرآن کریم بر مشروعیت ازدواج کودکان دلالت نداشته، بلکه تأکید آن بر شایستگی و آمادگی جسمی و روانی افراد برای ازدواج بوده است. از منظر فقهی، کودک همسری، با استناد به قاعده «لاضرر و لاضرار»، مشروعیت ندارد، جمهور فقهای اهل سنت، که مشروعیت کودک همسری را با هدف حفظ مصلحت و منافع کودک و خانواده پذیرفتند، از طرف نظام حقوقی کشورهای اسلامی مانند مصر و افغانستان مورد پذیرش قرار نگرفته است؛ چون این نظام ها کودک همسری را پدیده ای برخلاف مدنیت و نشانه ای از عقب ماندگی تلقی کرده اند.
حمایت از داده های شخصی کودکان در مقررات عمومی حفاظت از داده های اتحادیه اروپا و جای خالی آن در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق فناوری های نوین دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
275 - 292
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز که اینترنت و فناوری های دیجیتال بخشی جدایی ناپذیر از زندگی کودکان شده است، حفاظت از داده های شخصی آنان اهمیتی ویژه دارد. مقررات عمومی حفاظت از داده های اتحادیه اروپا (GDPR) با وضع قواعدی مانند لزوم کسب رضایت قانونی از سرپرستان کودکان، ساده سازی اطلاعات برای درک کودکان و تأکید بر حق حذف داده ها، به طور مؤثر از حقوق کودکان در فضای دیجیتال حمایت می کند. در نظام حقوقی ایران، به منظور حفاظت از داده ها تلاش هایی شده است؛ مانند تهیه طرح حمایت و حفاظت از داده های شخصی که هنوز به تصویب نرسیده است، اما مفاد طرح مذکور نیز به طور خاص و چشمگیر به حمایت از کودکان نمی پردازد؛ به ویژه کاستی هایی مانند بی توجهی به سن رضایت والدین برای پردازش داده های کودکان هم سو با قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (1399) و مقررات بین المللی، نبود قوانین شفاف درباره محدودیت های بازاریابی هدفمند، تأکید نکردن بر زبان ساده و شفاف و کمبود آموزش و آگاهی بخشی در این زمینه مشاهده می شود. این مقاله با مقایسه تطبیقی بین مقررات عمومی حفاظت از داده های اتحادیه اروپا و نظام حقوقی ایران، پیشنهادهایی ارائه کرده است؛ ازجمله افزایش سن قانونی رضایت به هجده سال، تدوین قوانینی برای محدودسازی پردازش داده های کودکان و اجرای برنامه های آموزشی برای کودکان و والدین. این اقدامات می توانند گامی مؤثر در راستای حفظ حریم خصوصی کودکان و پیشگیری از سوءاستفاده های احتمالی در فضای مجازی باشند.
بررسی نسب پدری و مادری و رابطه خویشاوندی رضاعی کودکان متولد از رحم اجاره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسب، رابطه ای اعتباری است که از رهگذر پیدایش یک انسان از نطفه انسان دیگر به وجود می آید و قانون نیز همین رابطه را در پیدایش آن معتبر دانسته و احکام آن را وضع نموده است. تحقق نسب در فقه و حقوق موضوعه بر دو محور عادی (روش طبیعی) و غیرعادی (روش آزمایشگاهی) استوار است که یکی از راه های غیرعادی آن استفاده از رحم اجاره ای می باشد. در این خصوص، سؤال اساسی چیستی نسب پدری و مادری کودکان متولد از این طریق است. در مقاله حاضر که با روش کتابخانه ای گردآوری شده، به بررسی نسب پدری و مادری و همچنین، بررسی وجود رابطه خویشاوندی رضاعی بین کودک متولد از رحم اجاره ای و مادر جانشین پرداخته شده است. در این راستا، آراء فقیهان و حقوق دانان درباره این مسئله واکاوی شده اند. نتایج مقاله نشان داده است که علی رغم اختلاف دیدگاه بین فقیهان و حقوق دانان در تعیین نسب نوزادان متولدشده از رحم اجاره ای، نوزاد به والدین حکمی (صاحبان تخمک و اسپرم) منتسب می گردد و مادر جایگزین به قیاس اولویت، به عنوان مادر رضاعی طفل شناخته می شود؛ لذا تنها با وی حرمت نکاح دارد، اما آثار دیگر نسب به مانند ارث یا حضانت را شامل نخواهد شد.
تاثیر بیماریهای مسری خطرناک والدین بر سرپرستی و حضانت کودکان
منبع:
قضانامه دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
118 - 136
حوزههای تخصصی:
جایگاه خانواده در سرپرستی و حضانت کودکان غیر قابل انکار می باشد. گاهی بنیان خانواده به عللی روبه سستی می گراید و بنای آن درهم می ریزد و سبب می شود خانواده کارآمدی خود را از دست بدهد. در این وضعیت حضانت فرزندان یکی از مهم ترین مسائلی می باشد که جلوه می کند. به طور کلی با توجه به غبطه و مصلحت کودک و سلامت جامعه و همچنین نگاه تکلیف مدارانه به حضانت، وجوب حضانت کودک در فرض ابتلای والدین به چنین بیماری هایی به دلیل حکومت قاعده لاضرر برداشته می شود لیکن به لحاظ ماهیت حق مدارانه حضانت و اطلاقات ایثار امکان دارد نتوان حکم به حرمت نگهداری از کودک داد بلکه حضانت را موقتاً از آن ها سلب نمود و به شخص دیگری که شایستگی نگهداری و تربیت کودک را دارد بدهیم. در پژوهش حاضر مهم ترین سوال مطرح شده این است که تاثیر این بیماری های مسری خطرناک، بر سرپرستی و حضانت کودکان چگونه است؟ در پاسخ به این سوال با شیوه توصیفی- تحلیلی و به روش کتابخانه ای این فرضیه را مطرح می کند که بر مبنای قانون بیماری مسری مانع حضانت می شود و در نهایت به این نتیجه می رسد که حضانت نیازمند ارتباط مستقیم و ملاقات و همنشینی با طفل است که بی شک در وضعیت بیماری های مسری خطرناک این مسأله با مانع مواجهه می شود و در مواردی می توان سلب حضانت را موجهه دانست لیکن در خصوص سرپرستی، بی گمان وضعیت ارتباط مستقیم طفل کمتر است و بیماری های مسری خطرناک غالباً تاثیری بر سلب ولایت و سرپرستی ندارد..
بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی، به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف کندگامی شناختی (با نام جدید سندرم عدم درگیری شناختی) با دو مشخصه اصلی رخوت و رویاپردازی، بیشتر در نمونه هایی با کودکان دچار اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد مطالعه قرار گرفته است. علی رغم علائم مشترک رشدی-عصبی اختلال نقص توجه/بیش فعالی و اختلالات طیف اتیسم، مطالعات کمی کندگامی شناختی را در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم بررسی کرده اند. مطالعه حاضر به بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا پرداخته است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بر روی کودکان ۶-۱۲ سال دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا که در مدارس ویژه اتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند، انجام شد. والدین ۱۴۵ کودک دچار اختلالات طیف اتیسم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در ابتدا مقیاس کندگامی شناختی و مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم (GARS-3) از طریق مصاحبه با والدین توسط پژوهشگر تکمیل شد. ۱۲۲ کودک که در مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم نمره بین ۵۵ تا ۷۰ و در مقیاس کندگامی شناختی (SCTS) نمره ای بیشتر از نقطه برش دریافت کردند (در بیشتر از 7 آیتم نمره 1 یا بیشتر گرفتند)، وارد مطالعه شدند. سپس والدین پرسش نامه عادت های خواب کودکان (CSHQ)، آزمون عصب روانشناختی و شخصیتی کولیج (CPNI) و پرسش نامه سوانسون، نولان و پلهام – ویراست چهارم (SNAP-IV) را به صورت آنلاین (پرسلاین) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۲7 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین کندگامی شناختی و مؤلفه های نقص توجه در اختلال نقص توجه/بیش فعالی رابطه مثبت و معنی داری با ضریب همبستگی (r=0/489, P<0/01) وجود دارد، اما کندگامی شناختی با مؤلفه های بیش فعالی/تکانش گری رابطه معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مؤلفه های تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی در کارکردهای اجرایی روزانه به ترتیب با ضریب همبستگی (r=0/414, P<0/01) و (r=0/392, P<0/01 ) مرتبط است اما با مؤلفه های بازداری پاسخ ارتباط معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مشکلات خواب مرتبط نیست. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد تنها مؤلفه های نقص توجه، پیش بینی کننده متوسط کندگامی شناختی می باشد (0/489=r و 0/05>P). نتیجه گیری نتایج حاصل از پژوهش، ادبیات پژوهشی بررسی کندگامی شناختی در اختلالات طیف اتیسم را گسترش داده و شواهدی مبنی بر ارتباط کندگامی شناختی با نشانه های نقص توجه و کارکردهای اجرایی در زندگی روزمره (تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی) در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم ارائه می دهد. این نتایج می تواند در ارزیابی بالینی و درمان اختلالات طیف اتیسم مفید واقع شود.
کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان: نقش میانجی کنترل گری والدین و دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (بهمن) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۵
93 - 111
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان به عنوان یکی از گروه های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روانشناختی و اختلالات بالینی قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می دهد که ویژگی های شخصیتی و شناختی والدین مانند کمال گرایی با مشکلات سلامت روان در کودکان مرتبط است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کنترل گری و دشواری تنظیم هیجان در والدین در رابطه کمال گرایی والدین و اختلالات بالینی کودکان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی والدین کودکان مقطع دبستان 7 تا 11 ساله بود که در سال تحصیلی 1401-1402 در مدارس مناطق 2، 4، 7 و 15 شهر تهران ثبت نام کرده بودند و از میان آن ها تعداد 650 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه های کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004)، منبع کنترل والدینی (کمپیز و همکاران، 1986)، دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) و ویراست سوم سیستم سنجش رفتار کودک (رینولد و کمفیس، 2015) بود. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-29 استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل سازی با معادلات ساختاری نشان داد که ارتباط مستقیم بین کمال گرایی با اختلالات بالینی کودکان معنادار نیست. اما مسیر غیرمستقیم از طریق کنترل گری والدین (05/0 (p< و دشواری تنظیم هیجان (05/0 p<) معنادار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که کمال گرایی والدین هنگامی که با عوامل آسیب پذیری مانند دشواری تنظیم هیجان و رفتارهای کنترل گری همراه می شود، می تواند باعث ایجاد اختلالات بالینی در کودکان شود.
تحلیل روان شناختی کودک در مثنوی مولوی با رویکرد رشد شناختی ژان پیاژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
271 - 290
حوزههای تخصصی:
خوانش و نقد متون ادب فارسی بر اساس نظریه روان شناسان معاصر، دریچه تازه ای را به روی خواننده می گشاید و از پیوند آثار ادبی با علم روان شناسی پرده بر می دارد . مطابق این رویکرد، در نگرش روان شناسانه مولوی، هویت و شخصیت مستقل کودک با توجّه به ساحت بیرونی و درونی انسان، در دو بُعد رشد جسمی و رشد فکری به طور توأمان مطرح می شود که توقف غیر طبیعی رشد کودک در هر یک از این دو بُعد، موجب نقصان و کاستی بُعد دیگر خواهد شد؛ لذا این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد به نظریه رشد شناختی پیاژه، به تبیین اصول نظری و مراحل رشد پیاژه در مثنوی مولوی می پردازد و یک درک روانشناختی جدیدی از عواطف اولیه ، زبان غیرکلامی گریه ، نماد آفرینی ، طرح واره های اعمال جسمانی و فرآیند درون سازی ، بازی ، جاندارپنداری اشیاء و تقلید کودک را فراروی مخاطب قرار می دهد .
واکاوی تجارب زیسته مربّیان مراکز پیش دبستانی از فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در دوره سیادت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در مراکز پیش دبستانی بود. این پژوهش درزمره مطالعات کیفی قرار دارد، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است و جامعه آماری آن را مربّیان پیش دبستانی ناحیه چهارِ شهر قم تشکیل می دهند که سیزده نفر از ایشان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با توجه به معیار اشباع داده ها و تکرار اطلاعات انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که چهارچوب آن براساس تحلیل محتوای ادبیات پژوهش برمبنای سه بُعد شناختی، عاطفی و عملی تربیت توحیدی تدوین و برپایه نظرخواهی از سه متخصص تأیید شد. پس از انجام شدن مصاحبه، تحلیل داده ها توسط نرم افزار شانون و MAXQDA (20) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد در بُعد شناختی، مؤلفه های «استفاده از زبان و ادبیات متناسب با فهم کودک در معرفی خدا» و «الگوی حسنه بودنِ والدین و مربّیان در رابطه با خدا برای کودک»، در بُعد عاطفی، مؤلفه های «پرورش و تقویت اشتیاق کودک به پرسشگری و کنجکاوی» و «تأثیر محبت والدین و مربّیان بر رابطه کودکان با خدا»، و در بُعد عملی، مؤلفه «تناسب فعالیت های عملی با امیال و آزادی کودک»، بیشترین کاربرد را داشته اند. دوره سیادت، زمان تشکیل مبانی و بنیان های تربیت توحیدی در کودک است که از طریق ارتباط با اطرافیان، محیط، والدین و به ویژه مربّیان تحقق می یابد.
فراتحلیلی بر تفاوت های انگاره ای زبان آموزی در مطالعات یادگیری کودکان بر مبنای شاخص جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این جستار با هدف بررسی مطالعات نظری-تجربی پژوهشگران حوزه زبان آموزی کودک، برای شناسایی تفاوت های انگاره ای زبان آموزی دختران و پسران در سنین اولیه کودکی(1-5سال) انجام گرفت. روش: روش اجرای مطالعه، روش فراتحلیل بود. برمبنای آن جامعه نمونه، براساس الگوی پریسما، در نهایت11 مقاله مرتبط انتخاب و در بخش های انگاره، رویکرد، ماهیت، روش و محورهای مفهومی باهم تطبیق داده شد. یافته ها: یافته های فراتحلیلی حاکی از سه احتمال داشت: میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوت وجود دارد و دختران زودتر از پسران به این مهم دست می یابند؛ میان دختران و پسران در مقوله زبان آموزی تفاوتی وجود ندارد، بلکه در معرض عوامل دیگر قرار گرفتن، باعث تفاوت می شود؛ در برخی کلمات(احساسی، عاطفی و..) دختران زودتر صاحب مؤلفه های کلامی(درک و بیان) می شوند. در برخی کلمات( حرکتی، ابزاری..) پسران زودتر زبان را می آموزند. نتیجه-گیری: اینکه اکثر پژوهشگران مورد بررسی معتقد به وجود تفاوت جنسیتی در حوزه زبان آموزی در کودکان بودند، اما برخی هم معتقد بودند تفاوت ناشی از عوامل دیگری است، که در زبان خود را نشان داد. لذا نیاز هست عوامل جانبی مؤثر بر زبان آموزی مورد کنترل بیشتری قرار گیرد، تا عناصر اثرگذار بر تفاوت های زبان بهتر شناخته شوند