مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۹٬۳۲۱ تا ۱۶۹٬۳۴۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۴
35 - 59
حوزههای تخصصی:
آب وهوا یکی از مهم ترین عوامل جغرافیایی تأثیرگذار بر امور دفاعی و نظامی است. یکی از دغدغه های فرماندهان صحنه عملیات های رزمی برای برنامه ریزی درازمدت آینده، آگاهی از تقویم اقلیم نظامی مناطق مختلف می باشد. منطقه جنوب شرق کشور به علت شرایط اقلیمی خاص مانند وقوع بادهای 120 روزه سیستان همراه با گردوخاک و محدودیت دید و نیز تأثیر توده هوای موسمی در فصل تابستان در برنامه ریزی های نظامی حائز اهمیت است. در این پژوهش به منظور آمایش اقلیم دفاعی منطقه جنوب شرق کشور، هفت ایستگاه که دارای دوره آماری بالای 30 سال بودند، انتخاب گردیده و داده های اقلیمی مربوط به پارامترهای مختلف از سازمان هواشناسی دریافت گردید. در ادامه بعد از مشخص کردن اهمیت هر یک از پارامترهای اقلیمی، وضعیت منطقه از لحاظ میزان مطلوبیت شرایط اقلیمی برای انجام عملیات های مختلف نظامی در زمان حال و نیز در افق چشم انداز 1420 مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج و سناریوهای حاصل از پژوهش نشان داد که کمترین مطلوبیت برای عملیات های نظامی در سطح منطقه مربوط به ماه های تیر و مرداد خواهد بود، در بین ایستگاه های مورد مطالعه نیز، کمترین مطلوبیت اقلیم نظامی مربوط به منطقه زابل و زهک می باشد. همچنین بیشترین مطلوبیت اقلیم نظامی در سطح منطقه مربوط به ماههای آبان، مهر و اسفند می باشد و در بین ایستگاه های استان نیز ایستگاه های چابهار و سراوان در این ماه ها از مطلوبیت اقلیم دفاعی بیشتری نسبت به بقیه برخوردار می باشند. در نهایت به منظور پیش بینی شرایط اقلیمی در زمان آینده، دو سناریو تحت عنوان "اقلیم نظامی سخت" و "دستکاری روند طبیعی اقلیم" مطرح گردید.
جایگاه مطالعات جنوب شرق آسیا در پژوهش های دانشگاهی و آسیب شناسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
959 - 978
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه هایی جغرافیایی که در دو دهه اخیر مورد توجه پژوهشگران روابط بین الملل قرار گرفته، حوزه جنوب شرق آسیاست. دلیل اصلی این مسئله به نقش چین و کشورهای این منطقه در اقتصاد جهانی و مسائل استراتژیک و ژئوپلیتیک منطقه بازمی گردد. با توجه به این اقبال عمومی سؤالی که مطرح می شود این است که در ایران موضوعات مربوط به جنوب شرق آسیا تا چه حد مورد توجه و علاقه پژوهشگران و دانشگاهیان رشته روابط بین الملل و زیرشاخه های آن قرار گرفته است؟ این پژوهش ها چه نقاط ضعف و قوتی دارند؟ فرضیه پژوهش این است که دانشگاهیان ایران طی دو دهه اخیر چندان علاقه ای به پژوهش در حوزه جنوب شرق آسیا نشان نداده اند. برای بررسی سؤال و فرضیه مذکور از دو روش کمّی و کیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد حوزه جنوب شرق آسیا به نسبت حوزه خاورمیانه، اروپا و آمریکا کمتر مورد توجه جامعه علمی ایران قرار گرفته و مقالات منتشرشده به لحاظ رویکرد نظری، روش تحقیق، سناریونویسی و پیش بینی آینده ضعف دارند.
مشروعیت بخشی به جنگ علیه تروریسم در گفتمان سیاست خارجی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1155 - 1174
حوزههای تخصصی:
پس از حادثه یازدهم سپتامبر و شکل گرفتن آنچه «جنگ علیه ترور» خوانده شد، آمریکایی ها با حمله به افغانستان و عراق به آن پاسخ دادند. لازمه مبادرت به دو جنگ در پاسخ به یک حمله تروریستی، با توجه به پرهزینه بودن جنگ ها در ابعاد مختلف مادی، انسانی و عاطفی-احساسی، توجیه و مشروعیت بخشی به آنها بود. حال این مسئله مطرح می شود که چگونه در جهت امکان پذیر شدن چنین سیاست های پرهزینه ای، راهبردهای مشروعیت بخش به آنها شکل گرفت . این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و روش های تحلیل استعاره و تحلیل خصوصیات اسنادی، به تجزیه وتحلیل خطابه های دولت بوش در مورد جنگ علیه تروریسم می پردازد تا راهبردهای مشروعیت بخش به این سیاست خارجی را نشان دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مقامات آمریکایی به ویژه بوش در چارچوب گفتمان های مسلط داخلی و بین المللی همچون استثناگرایی و لیبرالیسم و با بهره برداری از خلأ معنایی ایجادشده در پی این بحران، به بازنمایی جدیدی از «خود» و «دیگری» پرداختند تا به سیاست و رویه های این کشور در جنگ علیه تروریسم مشروعیت بخشند.
بازنمایی درون گفتمانی کارآمدی جمهوری اسلامی در گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است با ابتنای بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که به کارگیری کارگزاران کارآمد در حوزه های موضوعی مختلف با چه محدودیت هایی مواجه است و چگونه می توان ضمن پایبندی به اصول لایتغیر گفتمانی، از طریق بازنمایی گفتمانی، محدودیت های به کارگیری کارگزاران کارآمد -که محور اصلی تجویزی در بیانیه گام دوم است- را کاهش داد؟ برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از روش شناسی تحلیل لایه ای علّی، شاخص های کارگزار کارآمد در چهار سطح لیتانی، زمینه ای، گفتمانی و سطح استعاره ها با رویکردی انتقادی مورد تحلیل و با تشریح انحرافات به هم پیوسته در لایه ها، اقتضائات و ملزومات کارگشا در هر سطح برای گام دوم ترسیم شده است.
تفسیر هایدگر از فرونسیس و رابطه آن با آگاثون (ایده خیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۹
299-316
حوزههای تخصصی:
در دیدگاه هایدگر، آلثیا مقوله ای است که به واسطه آن می توان به رابطه بین فرونسیس و آگاثون پی برد؛ چرا که هایدگر آلثیا را در معنای یونانی آن یعنی کشف و گشودگی و نه صدق و مطابقت با واقع به کار برده است. با پذیرش آلثیا به عنوان کشف و گشودگی از دو جهت رابطه فرونسیس و آگاثون امکان پذیر می شود. اول اینکه فرونسیس از نظر هایدگر به عنوان نحوه ای از کشف و گشودگی یا به تعبیر دقیق تر نحوه ای از وجود دازاین است که مرتبط با پراکسیس و عمل است و دازاین را به سوی بهترین عمل یعنی نحوه وجود اگزیستانسیال رهنمون می شود و آگاثون نیز منبع آلثیا یعنی منبع کشف و گشودگی و هم چنین منشأ وجود و حتی خود وجود است. دوم اینکه هایدگر تعالی موجود در آگاثون را نه به موجودی فراتر از زمان و مکان یعنی خداوند بلکه به خود دازاین نسبت می دهد؛ به این معنا که آگاثون شامل وجود و توانایی های موجود در خود دازاین است و تعالی دازاین نیز در گذشتن از وضعیت موجود و یا به تعبیری گذشتن از نحوه وجود اگزیستانسیل و رسیدن به نحوه وجود اگزیستانسیال است و این امر با پشت سر گذاشتن عادت ها و رسیدن به کشف و گشودگی امکان پذیر می شود. از این رو آگاثون ملاک برای رفتارهای دازاین است؛ همان چیزی که هایدگر در بحث از فرونسیس به ندای وجدان تعبیه کرده و آن را ملاک برای عمل فرونتیک دانسته است؛ ندایی که از جانب خود دازاین است و او را دعوت می کند تا به نحوه وجود اگزیستانسیال برسد و بتواند خویشتن را به عنوان دازاین بشناسد و بر اساس آن عمل کند.
تحلیل مابعدالطّبیعی علم و معرفت قدسی و تمایزشان از فلسفه از منظر دکتر سیّد حسین نصر و سنّت گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
119 - 144
حوزههای تخصصی:
سیّد حسین نصر، بزرگ ترین فیلسوف سنّت گرای زنده جهان معاصر، اصل بنیادینی را مبنای حکمت جاودان قرار داده که عبارت است از تمایز مابعدالطّبیعی عقل شهودی و عقل استدلالی صرف. نصر، معرفت قدسی را ثمره عقل شهودی الهی و سایر علوم و مکاتب فلسفی را نتیجه عقل استدلالی بشری می داند و با تبیین ماهیّت ذاتی معرفت قدسی، به تمایز آن از فلسفه می پردازد. از منظر وی، عقل استدلالی، پژواک و انعکاس عقل شهودی بر مرتبه ذهن بشری است و استدلال منطقی، صرفاً بیان صوری سوبژکتیو از تجربه ابژکتیو حقیقت مابعدالطّبیعی است که مقدّم بر عقل استدلالی صرف و خود سوژه ای است که عمل استدلال را انجام می دهد. نتیجه استدلال نصر این است که معرفت قدسی، معرفتی «اشراقی» و إعطایی است، که برخلاف فلسفه، که از طریق کسب به دست می آید، از مبدأ کلّ بر قلوب، جایگاه قوّه عاقله، إفاضه می شود. به بیان عرفانی، این معرفت، از سنخ «احوال» است نه «مقامات»؛ و به همین دلیل، جزو «مواهب» به شمار می رود، نه «مکاسب». در این مقاله با رجوع به اصل آثار نصر و سایر سنّت-گرایان، که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده است، مبانی مابعدالطّبیعی معرفت قدسی را، که همان مابعدالطّبیعه سنّتی «شرق» و متافیزیک حقیقی در غرب است، تبیین کرده و رابطه این سنخ از معرفت را با فلسفه و الهیّات بررسی کرده ایم.
پیش بینی عناصر اقلیمی دما و بارش ایستگاه سینوپتیک گرگان براساس سناریوهای RCP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای طبیعی دوره ۵۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۰)
563 - 579
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش پیش بینی مقادیر عناصر اقلیمی دما و بارش ایستگاه سینوپتیک گرگان با مدل ریز مقیاس نمایی SDSM و با استفاده از خروجی مدل تغییر اقلیم CanESM2 بر پایه سناریوهای تغییر اقلیم RCP 2.6, 4.5, 8.5برای دوره های آینده 20۱۱- 20۴۰، 20۴۱- 20۷۰1، و 20۷۱- 2۱۰0 و نیز بررسی روند سالانه این تغییرات با استفاده از آزمون من- کندال است. نتایج خروجی مدل در دوره آینده نزدیک و میانی از ماه فوریه تا آگوست و در آینده دور از ماه دسامبر تا آگوست کاهش میزان بارش تا 47.15 میلی متر در ایستگاه سینوپتیک گرگان را نشان می دهد. همچنین، میزان دمای بیشینه از 4 / 0 تا ۳۳ /۱ درجه سانتی گراد، دمای کمینه از 15 / 0 تا 8 / 0 درجه سانتی گراد و دمای میانگین بین 18 / 0 تا 89 / 0 درجه سانتی گراد در هر سه سناریو رو به افزایش خواهد بود. از نظر روند سالانه بارش در سناریو های RCP 4.5 و RCP 8.5 معنادار و کاهشی و در مورد عنصر های دما این روند معنادار و افزایشی خواهد بود.
تحلیل تجارب کاربرد فناوری بیوگاز در نواحی روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت و بحران انرژی پیش روی جامعه روستایی در آینده، اهمیت کاربرد انرژی های نو مثل بیوگاز در جهت توسعه پایدار روستایی را نمایان می کند. هدف اصلی این تحقیق مستندسازی تجربیات کاربرد فناوری بیوگاز در راستای دستیابی به توسعه پایدار روستایی ایران بود. این تحقیق از نوع کاربردی و به صورت کیفی بود که با استفاده از مطالعه موردی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق ، کلیه کاربران فناوری بیوگاز در ایران (11نفر) بودند و با استفاده از سرشماری انتخاب شدند که 5 نفر آن ها موفق و هنوز مشغول به کار هستند و 6 نفر ناموفق بوده و آن را به صورت موقت یا دائم کنار گذاشته اند. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق از روش مشاهده، مصاحبه نیمه ساختارمند و بررسی اسناد و مدارک استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کدگذاری و طبقه بندی استفاده گردید. یافته های حاصل از مقایسه افراد موفق و ناموفق در بکارگیری بیوگاز نشان داد که برای موفقیت در بکارگیری فناوری بیوگاز در ایران نیاز به مقدماتی است که در پنج طبقه کلی قرار گرفتند. این پنج طبقه کلی شامل توسعه منابع انسانی، جهت گیری ذهنی، ویژگی های فنی و تکنیکی، اقتصادگرایی و تطابق محیطی بوده است. در نهایت، فرآیندی برای بکارگیری موفق فناوری بیوگاز در ایران ترسیم و پیشنهادات کاربردی ارائه گردید. از جمله پیشنهادات ارائه شده ارائه تسهیلات دولتی و کاهش هزینه های تولید بیوگاز برای دامدارن بود.
بررسی مدل ارتباط سلسله مراتبی میان دادسرا و پلیس در فرایند کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق کیفری سال هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۹
135 - 171
حوزههای تخصصی:
روابط میان دادسرا و پلیس متناسب با نظام دادرسی حاکم -تفتیشی یا اتهامی- از مدل های متفاوتی پیروی می کند. این نوشتار با استفاده از استراتژی تحلیل منطقی و روش کتابخانه ای درصدد معرفی مدل ارتباطی سلسله مراتبی که وابسته به نظام دادرسی تفتیشی است، می باشد. این رابطه برخلاف مدل موجود در نظام اتهامی است که بر نوعی تعامل و پیوند شبکه ای تنظیم گردیده است. مولفه های مدل سلسله مراتبی عبارتند از اختیارات گسترده دادسرا و حاکمیت بر پلیس، اختیارات محدود پلیس و تابعیت از دادسرا و روابط عمودی میان دادسرا و پلیس. این مدل از محاسنی چون تشکیلات منسجم، قطعیت و تساوی در اجرای قانون برخوردار است و در عین حال از آسیب هایی چون نا اثربخشی نظارت، نادیده گرفتن ابعاد انسانی، پر هزینه بودن و انعطاف ناپذیری روابط رنج می برد اما به نظر می رسد لزومی به تحمل این آسیب ها در روابط پلیس و دادسرا نیست؛ زیرا بر اساس تجربه های متعدد و موفق دیگر کشورهای دنیا، می توان با حفظ ماهیت نظام تفتیشی و ایجاد تغییراتی غیر بنیادین در مدل روابط سلسله مراتبی به اصلاح آن کمک رساند. با توجه به این که دادرسی کیفری ایران و روابط دادسرا و پلیس آن از نظام تفتیشی و مدل سلسله مراتبی پیروی می کند، این نوشتار زمینه ساز بهبود روابط دادسرا و پلیس در ایران می باشد.
Hindu-Muslim Relationship in Bollywood in post 26/11: A Content Analysis of Movies (2008-2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, spring ۲۰۱۹, Volume ۳, Issue ۲
345 - 377
حوزههای تخصصی:
This study investigates the representations of Hindu-Muslim relationship in Bollywood movies from 2008 to 2018. It is assumed that after 2008 Mumbai terrorist attacks, which are known as 26/11, conflicts between Hindus and Muslims have escalated. Since Indian people are extreme fans of movies, especially Bollywood movies, in this regard, it is expected that media could play a significant role in increasing or alleviating the conflicts by influencing people’s attitudes and opinions. This research seeks to examine the extent and modality of the representation of Hindu-Muslim relationships in Bollywood after the 2008 Mumbai attacks. The study was conducted through a content analysis of 11 Bollywood movies, which were selected from 70 Muslim-characters-based movies. Favorable, unfavorable, neutral and unclear were the four factors through which the movies’ contents were analyzed. The overall analysis of these factors indicate that 66.17% of the scenes were favorable, 14.70% were unfavorable, 2.94% were neutral, and 16.17% presented unclear images of Hindu-Muslim relationship in Bollywood movies. The results also indicate that Bollywood is not only depicting a positive image of this relationship, but also tries to tighten the bonds of the two religions, and in a broader sense, ties the two neighboring countries, Pakistan and India.
مدل معادلات ساختاری علل اجتماعی- فرهنگی گرایش به جراحی های زیبایی (مورد مطالعه زنان شهر ایلام)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات علوم اجتماعی ایران سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۳
101 - 119
حوزههای تخصصی:
جراحی زیبایی عمل پیشرفته پزشکی- فرهنگی و یکی از مسائل مورد بررسی در جامعه شناسی پزشکی است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین علل اجتماعی گرایش زنان به جراحی های زیبایی است. پژوهش حاضر به روش پیمایشی، در بین زنان 19 تا 44 سال شهر ایلام با ابزار پرسشنامه و به شیوه نمونه گیری خوشه ایِ چند مرحله ای توأم با تصادفی سیستماتیک انجام شده است، حجم نمونه 370 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و برای مدل سازی علل گرایش زنان به جراحی زیبایی از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که گرایش به جراحی زیبایی در میان زنان 19 تا 44 سال شهر ایلام از سطح متوسط به پائینی قرار دارد. طبق نتایج که بین متغیرهای سن، فشارهای اجتماعی، مقبولیت اجتماعی، گروه های مرجع، تدین (دین داری) و مصرف رسانه ای با گرایش زنان به جراحی زیبایی همبستگی معناداری وجود دارد که در بین این متغیرها، تأثیر گروه های مرجع در گرایش به جراحی های زیبایی بیش تر از سایر متغیرها است. مدل نهایی استخراج شده در نرم افزار لیزرل بیانگر آن است که متغیرهای گروه های مرجع، مقبولیت اجتماعی، مصرف رسانه ای، فشارهای اجتماعی و سن از جمله عوامل مؤثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی می باشند. بنابراین، مدل برازش شده در این تحقیق برای مطالعه علل گرایش زنان به جراحی زیبایی، مدل مناسبی محسوب می شود.
عشق به مثابه بلوغ مراقبتی نقدی بر نظریه مثلث عشق و ارائه رویکردی نوین به عشق در روابط زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۰
437-466
حوزههای تخصصی:
نیاز به عشق، یکی از نیازهای حیاتی بشر و از مهم ترین انگیزه های تشکیل و تداوم خانواده است؛ اما به زعم متخصصان در کنار سایر عوامل، فهم نادرست از مفهوم «عشق»، این نهاد را در معرض تهدید قرار داده است. هدف از این پژوهش ارائه نگاهی تحلیلی به ادراک رایج زوجین به مفهوم «عشق» در روابط زوجین، خصوصاً با تاکید بر نقد نظریه «مثلث عشق» استرنبرگ(1986) -بعنوان رویکرد رایج به مفهوم سازی «عشق» نزد روان شناسان و مشاوران ایرانی- است. در همین راستا با استعانت از رویکردهای نوکلاسیک و سه ظرفیتی ذهن، تعریف تفکر مراقبتی و مولفه های آن، و همچنین ساختار شخصیت در نظریه تحلیل رفتار متقابل، رویکردی بدیل و جامع از «عشق پایدار» ارائه خواهیم داد تحت عنوان «عشق به مثابه بلوغ مراقبتی». برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی، تحلیل مفهومی و تحلیل استنباطی بهره گرفته ایم. وجه تمایز اساسی این رویکرد با رویکردهای پیشینی که یا عشق را در جدال با عقل توصیف می کنند، یا یکی ازاین دو را برده دیگری می خوانند، و بطور کلی «عشق» را تحت جبر ناهشیار بشر تلقی می کنند، در این حقیقت است که عشق منبعث از عقلانیت با هر سه ظرفیت شناختی، عاطفی و ارادی است و گرچه متاثر از الگوها و طرحواره های ناهشیار می باشد، اما پدیده ای چندوجهی و انتخابی است. در این مقاله میان مفاهیم «عشق» و «شبهِ عشق» تمایز قایل می شویم و با پیشنهاد رویکرد «هرم عشق» که دارای رأس «بلوغ مراقبتی» به معنای آگاهی دائمی نسبت به دلایل ایجاد و تداوم عشق می باشد، در پی ارائه تصویری کامل تر از معنای عشق حقیقی در روابط زوجین هستیم، عشقی که دارای ماهیت تحولی است و در هر مرحله از حیات خانواده با آگاهی از مضامین همان دوره، خود را تغذیه نموده و پایدار و شاداب بماند.
نظریه اصل مثبت: مطالعه قلمرو اثباتی اصول عملیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی سال نوزدهم اسفند ۱۳۹۸ شماره ۱۲ (پیاپی ۷۶)
279-302
مجرای اصول عملیه استنباط احکام شرعی در مواردی است که دلیل شرعی وجود ندارد. مؤدای اصولْ غالباً حکم شرعی است و با اثبات حکمْ لوازم آن نیز ثابت می گردد، اما گاهی اصل در موضوع حکم شرعی جاری می شود (اصل موضوعی). در این فرض با جریان اصل وجود واقعی موضوع ثابت نمی گردد؛ زیرا وجود و عدم موضوع یک امر تکوینی است و قابل جعل از ناحیه شارع نیست و اصل توان اثبات آن را ندارد؛ بلکه به مجدد اصل ازجهت ترتب آثار و احکام شرعی آن موضوع تعبداً موجود فرض شده و حکم شرعی آن ثابت می شود. حال اگر آن موضوع لوازم عقلی و عادی داشته و بر آن ها حکم شرعی مترتب باشد، با جریان اصلْ آن لوازم ثابت نشده و حکم شرعی مترتب بر آن ها نیز ثابت نمی شود؛ زیرا لوازم عقلی و عادی موضوع، که امری واقعی و تکوینی هستند، تابع وجود واقعی موضوع اند، نه وجود تعبدی و فرضی آن؛ این بحث با عنوان «اصل مُثبت» مطرح است؛ مشهور معتقدند اصل مُثبت لوازم عقلی و عادی موضوع خود و حکم شرعی مترتب بر آن نیست. این بحث ثمره عملی زیادی در استنباط احکام دارد. در این مقاله تلاش شده است که ضمن تبیین این قاعده اصولی، تاریخچه و مبانی عدم حجیت آن بررسی گردد.
جواز استفاده از پساب های بازیافت شده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نویسنده تلاش دارد با بررسی عناوین دخیل در جواز تصرف در آبهای بازیافتشده، دیدگاه شارع را درباره آنها کشف کند. با توجه به نوع تصرف انجامشده، درمجموع باید پنج گزاره اثبات شود: مباح بودن، زیان قابلتوجه نداشتن، پاک بودن، مطلق بودن و استفاده نشدن پیشینی در طهارت خبثی و طهارت از حدث اکبر. برایند بررسی موارد پنجگانه فوق، جواز استفاده از آب بازیافتی در تصرفات غیرمشروط به طهارت در صورت نبودن بیم زیان عقلایی است؛ اما طبق روش رایج بازیافت فاضلاب در دنیا، شرط یا شرایط لازم برای استفاده از آب تصفیهشده در کاربردهای مشروط به طهارت همانند نوشیدن و وضو و غسل فراهم نیست و استفاده مزبور مشروع نیست. نویسنده برای حل این مشکل راهحلهایی را پیشنهاد داده است که طبق شنیدهها برخی در روش بازیافت ایران انجام میگیرد.
ارزیابی وثاقت مشایخ «محمد بن أحمد بن یحیی» بر پایه توثیق ابن ولید
منبع:
پژوهش های رجالی سال دوم ۱۳۹۸ شماره ۲
5-30
حوزههای تخصصی:
«محمدبنحسنبنأحمدبنولید» از میان روایتهای «محمدبنأحمدبنیحیی»، مواردی را که از طریق برخی مشایخ او نقل شده است، استثنا کرده و آنها را نامعتبر دانسته است. بررسی دلالت کلام ابنولید بر تضعیف مستثنیات و توثیق سایر مشایخ «محمدبنأحمدبنیحیی» گام نخست مقاله است. گام دوم، اعتبار این توثیق و تضعیف است؛ چه اینکه اگر ابنولید به اصل عدالت معتقد بوده و یا کلام او مبتنی بر حدس باشد، قابل اعتنا نیست. افزون بر این، دایرۀ شمول کلام ابنولید نسبت به مشایخ محمدبنأحمدبنیحیی و روایاتی که این مشایخ نقل کردهاند، در این سطور مورد بررسی قرار گرفته است. در صورتی که دلالت و اعتبار کلام ابنولید تأیید شود، میتواند به عنوان یکی از توثیقات عام، تعدادی از راویان را که در کتب رجالی توثیق خاصّی ندارند، به دایرۀ ثقات وارد و زمینۀ اطمینان به روایات آنان را فراهم کند.
بررسی حفظ شئون قضایی در سند بنگلور و مقررات کیفری ایران
منبع:
دانشنامه های حقوقی بهار ۱۳۹۸ شماره ۲
۱۲۱-۱۳۸
حوزههای تخصصی:
نظام قضایی ایران که پس از انقلاب اسلامی دچار تحولات عمده شد و موازین اسلامی را مبنایی برای تهیه و تنظیم قوانین قرار داد، با پیروی از فقه اسلامی اصولی اساسی را مبنای قانون گذاری و دادرسی قرار داده است. اصل آداب قضایی و یا به بیانی دیگر حفظ شئون قضایی یکی از اصول اساسی هر نظام قضایی و به خصوص نظام های اسلامی است. در این تحقیق علاوه بر مطالعه تطبیقی، این نتیجه حاصل می شود که تغییر و تصویب قوانین متعدد در زمینه معیارها و آنچه در خصوص قواعد رفتار قضایی مطرح می شود به علت برداشت های نادرست از فقه اسلامی است، چرا که فقه اسلامی بسیار پویاست و معیارهای رفتار قضایی باید منطبق با موازین شرع مقدس اسلام باشد و در خصوص مصادیق می بایست با توجه به تغییر جامعه و متحول شدن آداب و رسوم، به عرف و معمول جامعه بین المللی توجه شود تا قوانینی که ناقض این قواعد هستند به تصویب نرسد. با توجه به نتیجه مذکور سعی شده است تا با استفاده از مطالعات تطبیقی با سند پذیرفته شده و بین المللی قواعد رفتار قضایی و ارائه پیشنهادات لازم، زمینه سازی اصلاح قوانین فراهم شود.
عدالت به عنوان اصلی مستقل؛ پذیرش یا انکار؟
منبع:
دانشنامه های حقوقی بهار ۱۳۹۸ شماره ۲
۱۹۸-۲۱۸
حوزههای تخصصی:
بی تردید عدالت به عنوان هدف والای علم حقوق محسوب می شود که تمامی آموزه های حقوقی در جهت دست یابی به این هدف سامان داده می شوند. اما پرسش این است که آیا اندیشه عدالت می تواند خود به عنوان اصلی مستقل در جهت قانون گذاری، نسخ، تغییر و تفسیر سایر قوانین موضوعه مورد استفاده قرار گیرد؟ آنچه از بررسی کتب فقهی و حقوقی قابل استنباط به نظر می رسد این است که در این زمینه سه دیدگاه قابلیت طرح دارد. در یک نظریه عدالت هیچ گاه به عنوان اصلی مستقل محسوب نشده و معیار سنجش قوانین، تطابق با وحی است. در گرایش دیگر عدالت می تواند به عنوان اصلی مستقل برای استنباط، جرح و تعدیل قوانین مورد استفاده قرار گیرد و دیدگاه سوم که منطقی تر به نظر می رسد، این است که رویکردی معتدل نسبت به عدالت باید در پیش گرفت؛ به این معنا که در پاره ای موارد می توان از عدالت به عنوان اصل و منبعی مستقل استمداد جست. در نوشتار حاضر، ضمن نقد و تحلیل این سه رویکرد و بررسی آثار حقوقی مترتب بر آن ها، در نهایت دیدگاه برگزیده خویش را ارائه می دهیم.
تاثیر شبکه های تجاری واجتماعی بر بین المللی سازی شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش حجم تجارت جهانی و تغییرات مربوط به آن در محیط اقتصادی کشورها سبب افزایش رقابت در کسب و کارها شده و بین المللیسازی را به یکی از مولفههای اساسی استراتژیهای کسب و کار در بسیاری از شرکتهای جهان تبدیل نموده است از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر شبکههای تجاری و اجتماعی بر بین المللیسازی شرکتها انجام شده است.روش پژوهش، توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. آلفای کرونباخ پرسشنامه 890/0میباشد که نشان دهنده پایایی قوی ابزار تحقیق است. روایی آن نیز با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان و همچنین AVE اندازهگیری و به تایید رسید. جامعه آماری مورد بررسی این پژوهش شرکت های نمونه صادراتی ایران طی سالهای 95- 91 میباشند. برای به دست آوردن حجم نمونه تحقیق از فرمول کوکران استفاده شده است و اندازه نمونه 143 شرکت میباشد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS (نسخه 23) وSmartPLS (نسخه2) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تعامل با شبکههای تجاری و اجتماعی بر بینالمللی شرکتها تاثیر مثبت دارد. بر این اساس ایجاد و تعامل با شبکههای مذکور یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکتها در فرآیند بینالمللیسازی میباشد. افزایش حجم تجارت جهانی و تغییرات مربوط به آن در محیط اقتصادی کشورها سبب افزایش رقابت در کسب و کارها شده و بینالمللیسازی را به یکی از مولفههای اساسی استراتژیهای کسب و کار در بسیاری از شرکتهای جهان تبدیل نموده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر شبکههای تجاری و اجتماعی بر بین المللیسازی شرکتها انجام شده است.روش پژوهش، توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. آلفای کرونباخ پرسشنامه 890/0میباشد که نشان دهنده پایایی قوی ابزار تحقیق است. روایی آن نیز با استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان و همچنین AVE اندازهگیری و به تایید رسید. جامعه آماری مورد بررسی این پژوهش شرکتهای نمونه صادراتی ایران طی سالهای 95- 91 میباشند. برای به دست آوردن حجم نمونه تحقیق از فرمول کوکران استفاده شده است و اندازه نمونه 143 شرکت میباشد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS (نسخه 23) وSmartPLS (نسخه2) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که تعامل با شبکههای تجاری و اجتماعی بر بینالمللی شرکتها تاثیر مثبت دارد. بر این اساس ایجاد و تعامل با شبکههای مذکور یکی از عوامل اصلی موفقیت شرکتها در فرآیند بینالمللیسازی میباشد.
مطالعه ی نقش حسینیه ی اعظم زنجان در پیشرفت گردشگری مذهبی در شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
مکان های مذهبی می توانند با پویا کردن محیط و گسترش فعالیت های خود در حوزه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در پیشرفت گردشگری مذهبی کشور نقش مهمی ایفا کنند. هدف این پژوهش، مطالعه ی نقش گردشگری مذهبی و توانمندی های حسینیه ی اعظم زنجان است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی انجام شده است. اطلاعات موردنیاز با ابزارهای مصاحبه، پرسشنامه جمع آوری شده اند. جامعه آماری پژوهش به اندازه گستردگی شرکت کنندگان در مراسم های حسینیه اعظم در سال 1396 است که به دلیل ناشناخته بودن شمار شرکت کنندگان با فرمول ویژه ی چنین وضعیتی در کوکران 385 نفر، نمونه تصادفی انتخاب شده است. روایی ابزار صوری بوده و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ برای متغیرهای مطالعه بین 70/. تا 85/. به دست آمده است. در فرآیند پژوهش به کمک نرم افزار آماری spss ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و برای بررسی مطالعه نقش حسینیه ی اعظم زنجان در پیشرفت گردشگری مذهبی زنجان، بکار گرفته شد. برابر یافته های پژوهش با بررسی توانمندی ها و ظرفیت های این مکان مقدس، چنین نقشی تائید شده است. ضریب تأثیر حسینیه اعظم در «ایجاد مشاغل تخصصی» 091/0% در «رشد بهبود درآمدها و نذورات» بیش از 063/%، «افزایش خدمات رفاهی استان» 469/0% و «بهبود فرهنگ دینی» از 338 /0% می باشد. از یافته های پژوهش می توان به نقش جذابیت های مراسم ها و مکان های مذهبی برای جذب گردشگران درونی و بیرونی، اثرهای ورود گردشگران به این منطقه و بسترسازی مناسب گردشگری مذهبی در باورها و اعتقادات اشاره کرد.
شناسایی عوامل مرتبط با وحدت حوزه و دانشگاه (رویکردی آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف این پژوهش، شناسایی مشکلات ارتباط حوزه و دانشگاه و ارائه راهکارهای مناسب است. در این تحقیق از روش پژوهش ترکیبی متوالی اکتشافی استفاده شده است. در بخش کمی از نظریه برخاسته از داده ها و در بخش کیفی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. ابزار تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کیفی پرسشنامه محقق ساخته است. در بخش کیفی از روش نمونه گیری هدفمند، استفاده شد. تعداد نمونه ها در مطالعه حاضر بر اساس اصل اشباع نظری 20 نفر بود ولی برای اطمینان بیشتر از نتایج مصاحبه تا نفر بیست و پنجم ادامه پیدا کرد و اعتبار یابی از روش قابلیت باورپذیری، قابلیت انتقال پذیری، قابلیت اطمینان پذیری و قابلیت تأیید پذیری انجام شد. در بخش کمی از روش تصادفی طبقه ای استفاده و برای روایی پرسشنامه نیز از روش محتوایی استفاده شده است و آلفای کرانباخ کلی پرسشنامه 91/0 محاسبه شد. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های اساسی مشکل ارتباط بین حوزه و دانشگاه شامل تعارض، معرفت شناختی و شناخت و نگرش می باشد. همچنین یافته ها در بخش کمی نشان می دهد که از دید حوزویان و دانشگاه، مولفه تعارض مهم ترین عامل مشکلات تعامل بین حوزه و دانشگاه می باشد. مهم ترین عامل ایجاد مشکلات بین حوزه و دانشگاه از نظر حوزویان، نفوذ دشمن در دانشگاه و حوزه و تلاش بر ایجاد تفرقه بین دو قشر و از دید دانشگاه، کمبود فضای هم اندیشی و عدم آشنایی با بینش ها و نگرش های یکدیگر بیان شده است.







