ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۱۲۱ تا ۱۳٬۱۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۳۶ مورد.
۱۳۱۲۱.

نقش توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی (مطالعه موردی: محله خانی آباد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
پیشینه و هدف: یکی از مهم ترین چالش های توسعه شهری، تأثیر آن بر هویت و فرهنگ محلی است. در بسیاری از موارد، گسترش شهرنشینی بدون در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مناطق قدیمی صورت می گیرد که این امر می تواند منجر به کاهش احساس تعلق ساکنان، تضعیف هویت محلی و از بین رفتن ارزش های تاریخی و فرهنگی شود. محله خانی آباد تهران که از پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی برخوردار است، در سال های اخیر دستخوش تحولات گسترده ای شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با بررسی موردی محله خانی آباد تهران، به این پرسش ها پاسخ می دهد که توسعه شهری تا چه میزان بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی تأثیرگذار بوده است؟ و کدام عوامل توسعه ای بیشترین تأثیر را بر تغییرات فرهنگی این محله داشته اند؟ روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی بوده و روش تحقیق به دلیل ماهیت موضوع و مؤلفه های مورد بررسی و رویکرد حاکم بر این پژوهش از نظر نوع روش، پیمایشی و توصیفی - تحلیلی می باشد. شیوه گردآوری داده ها مطالب اسنادی - کتابخانه ای (کتب، مقاله، پایان نامه و...) و برداشت های میدانی (پرسش نامه) است. بدین معنی که با بررسی اسناد و مدارک و نوشته های صاحب نظران مختلف سعی شده است تا نقش و تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت محلی در محله خانی آباد تهران مورد سنجش قرار گیرد. پس از مروری جامع بر ادبیات تحقیق، مهم ترین شاخص های تأثیر توسعه شهری بر حفظ و گسترش فرهنگ و هویت براساس منابع مختلف مطالعه شده، شناسایی گشت. جامعه آماری پژوهش، تمامی شهروندان ساکن در محله خانی آباد بودند که 100 نفر به عنوان حجم نمونه این پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند. در ادامه به منظور مطمئن شدن روایی پرسش نامه و همچنین شاخص ها و گویه های انتخاب شده، در اختیار ۷ نفر از اساتید و پژوهشگران شهرسازی و جغرافیای شهری قرار گرفت و پس از اعمال نظرات آن ها، در نهایت پرسش نامه اصلاح و تأیید شد. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها و پاسخگویی به سؤال اصلی پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری در نرم افزار Smart pLS استفاده شده است. لازم به ذکر است که این نرم افزار منطبق بر مدل یابی حداقل مربعات جزئی می باشد. یافته ها و بحث: نتایج این تحقیق نشان می دهد که توسعه شهری در خانی آباد تأثیرات مثبتی بر تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی داشته است. با این حال، ابعاد اجتماعی و کالبدی با توجه به ضرایب مسیر و مقادیر آماره t بالاتر، نقش برجسته تری در این فرآیند ایفا کرده اند. این در حالی است که ابعاد اقتصادی و زیست محیطی، هرچند تأثیر مثبت و معناداری دارند، نقش کمتری در حفظ هویت محله ایفا کرده اند. در نهایت، این نتایج بیانگر آن هستند که توجه بیشتر به ابعاد اجتماعی و کالبدی می تواند در فرآیند توسعه شهری به ویژه در محله های با هویت تاریخی و فرهنگی اهمیت بیشتری داشته باشد. همچنین با توجه به یافته های پژوهش، باید گفت که فرآیند توسعه شهری اگرچه بهبودهایی در کیفیت زندگی و ارتقای شاخص های زیربنایی را به همراه داشته، اما بدون در نظر گرفتن مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی، می تواند به فرسایش تدریجی هویت محلی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه های اجتماعی و کالبدی در مقایسه با سایر ابعاد، تأثیر عمیق تری بر حفظ یا تضعیف هویت محله داشته اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که توسعه شهری در محله خانی آباد تهران در سال های اخیر، تحولات قابل توجهی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایجاد کرده است. از یک سو، این تحولات به بهبود زیرساخت ها، افزایش دسترسی به امکانات رفاهی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان منجر شده است و از سوی دیگر، تغییرات ناخواسته ای در هویت محلی و روابط اجتماعی ساکنان به وجود آورده است.
۱۳۱۲۲.

طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۴
شهرهای خلاق به عنوان مراکز نوآوری، خلاقیت و تبدیل ایده به ثروت شناخته می شوند. امروزه، ایده و نوآوری اصولی برای رقابت است، بنابراین داشتن یک شهر خلاق، آرزوی هر جامعه ای است. بر این اساس هدف اصلی این تحقیق طراحی و برازش الگوی شهر خلاق با تمرکز بر صنایع فرهنگی در کلان شهر مشهد بوده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش کمی است. از پرسشنامه و مدل یابی معادلات ساختاری جهت اعتبارسنجی مدل به منظور ارائه الگو و آزمون اعتبار مدل استفاده گردیده است. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان، کارشناسان، مدیران و دانشگاهیان مرتبط در این بخش 850 نفر تعیین گردید که با استفاده از جدول مورگان، تعداد 265 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که این پرسشنامه به صورت محقق ساخته بوده است؛ بنابراین به منظور بررسی روایی از روش روایی سازه و در بخش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری روایی و اعتبار مدل استخراجی مورد آزمون و پذیرش قرار گرفت. بر اساس نتایج ابعاد فرهنگی شامل تنوع و زیرساخت های فرهنگی، رویدادها، آموزش و سیاست های حمایتی است که به غنای فرهنگی و توسعه فعالیت های هنری کمک می کند. ابعاد اجتماعی بر نیروی انسانی خلاق، همکاری های فرهنگی و ویژگی های مکانی خلاق تأکید دارد. در بعد فناوری، نوآوری در صنایع فرهنگی و توسعه زیرساخت های دیجیتال مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی نقش کلیدی دارند. ابعاد زیست محیطی به پایداری فرهنگی و حفاظت از محیط زیست مرتبط است. بعد اقتصادی نیز شامل تبلیغات، برندینگ و اقتصاد فرهنگی شهری است که به رشد صنایع خلاق کمک می کند. مدل ارائه شده ازنظر کارشناسان تأیید شد و پیشنهادهایی برای توسعه شهر خلاق، ازجمله تقویت زیرساخت های فرهنگی، حمایت از نیروی انسانی خلاق، برگزاری رویدادهای هنری و بهبود سیاست های حمایتی مطرح شده است.
۱۳۱۲۳.

مدل سازی اثرات هوشمندسازی بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغییرات اقلیمی (مورد مطالعه: شهرستان های فردوس، بشرویه و سرایان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: امروزه هوشمندسازی روستاها در سطح بین المللی به عنوان یک برنامه توسعه روستایی برای بهینه سازی توانایی های روستایی و افزایش استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در جهت دستیابی به رفاه بهتر جامعه روستای ظاهر شده است. از این رو این هدف پژوهش حاضر به بررسی اثرات هوشمندسازی روستاها بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه با تغیرات اقلیمی می پردازد. روش و داده: پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستاهای سه شهرستان (فردوس، بشرویه و سرایان) است که دارای ۵۶۸۳ خانوار هست. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۳۰۱ نمونه انتخاب گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS انجام شده است. علاوه بر این، از مدل معادلات ساختاری (SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار ( SMART PLS 4 ) برای بررسی اثرگذاری متغیرها استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که هوشمندسازی روستاها با مقدار T (۱۸/۹۵۸) و مقدار ضریب مسیر (۰/۷۴۱) بر تاب آوری اقتصادی خانوارهای روستایی در مواجهه بر تغییرات اقلیمی تأثیر مثبتی دارند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون خطی چند متغیره به صورت گام به گام نشان داد که متغیر محیط هوشمند با (۰/۳۷۳) بیشترین تأثیر و اتصال هوشمند با (۰/۱۲۵) کمترین تأثیر را بر تاب آوری اقتصادی روستاها در مواجهه با تغییرات اقلیمی داشته است. نتیجه گیری: با ارتقاء فناوری های هوشمند روستاها قادر به بهره برداری بهتر از منابع موجود و افزایش بهره وری در فعالیت های اقتصادی خواهند بود. این شامل بهبود سیستم های آبیاری، کنترل هوشمند انرژی، مدیریت کشاورزی و پایش زمین های کشاورزی است. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر این است که این پژوهش تمامی متغیرهای مرتبط با هوشمندسازی و تاب آوری اقتصادی در مواجهه با تغییرات اقلیمی را به صورت یک جا مورد بررسی قرار داده است در حالی که مطالعات پیشین به طور معمول بر روی جنبه های محدودتری از این موضوع تمرکز داشته اند.
۱۳۱۲۴.

تأثیر هوش مصنوعی بر حق بر سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۰
در طول دو دهه گذشته هوش مصنوعی به حوزه های مختلف حیات بشری هجوم آورده و موجب تغییرات گسترده در این زمینه گردیده است. امروزه نفوذ این فناوری در حوزه های مختلف، کنترل و توسعه آن را به یکی از چالش برانگیزترین موضوعات بدل ساخته است. یکی از حوزه هایی که از این فناوری تأثیر پذیرفته، همانا حقوق بشر است؛ لذا این مقاله با بررسی تأثیرات هوش مصنوعی بر حق بر سلامت به عنوان یکی از مؤلفه های حقوق بشری؛ در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که تأثیرات منفی و مثبت هوش مصنوعی بر حق بر سلامتی چیست؟ با بررسی صورت گرفته در مؤلفه های بنیادین حق بر سلامت و همچنین حق های مرتبط با حق بر سلامت همچون حق بر کار، تحصیلات، کرامت انسانی، عدم تبعیض، حریم خصوصی، دسترسی به اطلاعات و آزادی های اجتماعات و...، با وجود تأثیرات مثبت این فناوری، شاهد آسیب هایی نیز هستیم. به طوری که نقض کرامت انسانی، حق بر حریم خصوصی و اصل عدم تبعیض و امکان دسترسی برای همگان و مسئولیت پذیری کاربران از موارد نگران کننده توسعه این فناوری در حوزه حق بر سلامت محسوب می شوند که در حوزه پادمانی بایستی بدان توجه شود. ضمن اینکه یافتن تعادل بین استفاده از هوش مصنوعی بر اساس حق بر توسعه به عنوان یکی از حق های بشری و حفظ حقوق بشر، از موارد مهمی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد.
۱۳۱۲۵.

تبیین کارکرد فناوری بلاکچین در رفع چالش های موجود در حقوق بین الملل فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
امروزه از فناوری بلاکچین به عنوان فناوری انقلابی یاد می شود که قابلیت تغییر در بسیاری از امور متداول زندگی کنونی را خواهد داشت. حتی برخی انقلابی بودن این فناوری را معادل ظهور اینترنت در قرن بیستم می دانند. حقوق بین الملل فضایی به عنوان حوزه حقوقی پیچیده و چندجانبه، با پیشرفت روزافزون فناوری و افزایش فعالیت های فضایی، یکی از مهم ترین زمینه های بحث و توسعه در حقوق بین الملل شده است. حقوق بین الملل فضایی در پی تنظیم فعالیت ها و روابط بین کشورها در فضا و تضمین دسترسی عادلانه به منابع فضایی است، اما این مهم به سادگی محقق نمی شود، چرا که حقوق بین الملل فضا با چالش های متعددی روبه روست. پژوهش حاضر تلاش نموده است تا به این پرسش پاسخ دهد که فناوری بلاکچین چگونه می تواند به رفع چالش های موجود در حقوق بین الملل فضایی یاری رساند؟ یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که فناوری بلاکچین، به شکل مؤثری به رفع چالش های موجود در حقوق بین الملل فضا کمک نموده و چشم انداز امیدبخشی برای آینده نگری در حوزه فعالیت های فضایی ایجاد می نماید.
۱۳۱۲۶.

بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در فضاهای آموزشی مهد کودک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه و هدف: یکی از عوامل موثر تربیتی در آموزش و پرورش جدید، نحوه معماری فضاهای آموزشی است. به گونه ای که در طراحی یک فضای معماری، اصول معماری در ارتباط با کاربرد آن مکان مد نظر قرار می گیرد. در این راستا استفاده مناسب از برخی عناصر بصری از جمله فرم و رنگ است حایز اهمیت است. از این رو تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های فرم و رنگ در ارتقا ادراک حسی کودکان در محیط آموزشی مهدکودک انجام گرفته است روش شناسی : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و  از نظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات پژوهش حاضر مبتنی بر روش کتابخانه ای و پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش 100 نفر از مربیان مهد کودک و  30 نفر از کودکان مدارس شهر اردبیل می باشد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار spss بهره برده شد.   یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان داد کودکان علاقه ای زیادی به رنگ ها دارند و رنگ ها به خوبی در ذهنشان می مانند و می توانند در حالات روحی افراد و همچنین کودکان اثرگذار باشند. از این رو رنگ ها می توانند به عنوان یک متغیر وابسته در طراحی محیط مهدکودک در بهبود عملکرد روانی فضا و فرم ها به عنوان یک متغیر وابسته در بهبود عملکرد فیزیکی فضا تأثیرات بسزایی در کمک به افزایش ادراک حسی کودک و شناخت محیط عمل کنند. معماری فضای مهدکودک باید به گونه ای باشد که فضایی آرام و شادی بخش را برای رشد و افزایش خلاقیت کودکان فراهم کند و انگیزه نوآوری و عملی کردن تخیلاتشان را بیشتر کند. نتایج حاکی از پژوهش بیانگر این امر می باشد که شناخت ویژگی های فردی کودکان و عوامل مختلفی چون رنگ، فرم و فضاهای مختلف تاثیر بسزایی در ایجاد خلاقیت و تقویت هوش کودکان دارد.
۱۳۱۲۷.

شرایط و زمینه های اصلی اثرگذار در ساماندهی محلات حاشیه نشین (نمونه مورد مطالعه، شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۲
یافته های تجربی نشان داده است که ساماندهی مناطق حاشیه نشین بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و شکل گیری محیط فعال ممکن نیست. برای رفع این مشکل این بررسی به روش کیفی انجام شد. محدوده مورد مطالعه در این بررسی شهر مشهد انتخاب گردید که یکی از بالاترین نسبت های حاشیه نشینی را دارد. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. این داده ها به طریق تحلیل تم تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که الگوی مناسب ساماندهی مناطق حاشیه نشین، دارای سه عنصر اساسی می باشد که عبارتند از زیرساخت-های اجتماعی، مدیریت و شرایط انسانی مناسب. هر یک از این عناصر باید به عنوان یک نماد ریاضی در معادله ساماندهی وارد شود. ارزش و مقدار هر یک از عناصر اگر صفر در نظرگرفته شود، پاسخ نهایی را معادل صفر خواهد کرد. بنابراین، تا زمانی که این عناصر با هم و با ارزش متناسب در روند ساماندهی حاشیه ها مدنظر نباشد، بهبودی در این عرصه ها حادث نخواهد شد.
۱۳۱۲۸.

نقش میانجی قربانی شدن سایبری بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری قربانی شدن سایبری در ارتباط بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی در دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی بود. روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه ی این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر مشهد سال تحصیلی 1۴۰۳_1404 بود که با روش نمونه گیری در دسترس 302 نفر انتخاب شدند و با پرسش نامه های تجربه قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016)، ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، کیفیت و عادات خواب کودکان اوونز و همکاران (۲۰۰۰) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و LISREL نسخه 12 انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده ضرایب مربوط به تاثیر غیرمستقیم تجارب نامطلوب کودکی بر بی خوابی از طریق متغیر میانجی قربانی شدن سایبری، معنی دار است (۰۵/0>p). از این رو فرضیه پژوهش مبنی بر نقش میانجی گری قربانی شدن سایبری در ارتباط بین تجارب نامطلوب کودکی و بی خوابی مورد تایید قرار می گیرد. نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر می تواند در ارائه پیشنهادهایی برای طراحی مداخلات مناسب برای کاهش بی خوابی از طریق کاهش تجربه قربانی شدن سایبری در دانش آموزان آسیب دیده از تجارب نامطلوب دوران کودکی مفید باشد.
۱۳۱۲۹.

رابطه فعالیت بدنی در منزل با خودکارآمدی، اضطراب و کیفیت زندگی دانش آموزان دوره ابتدایی در دوران کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: در کشور چین در اواخر سال 2019 ویروس جدیدی از نوع ویروس کرونا کشف شد و در مدت زمان اندکی، این بیماری به یک بیماری همه گیر در جهان تبدیل شد. هدف مطالعه حاضر رابطه فعالیت بدنی در منزل با خودکارآمدی، اضطراب و کیفیت زندگی دانش آموزان دوره ابتدایی در دوران کرونا بود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی، همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه حاضر را کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر کلاله (2800=n) تشکیل دادند که به صورت تصادفی-خوشه ای طبق جدول مورگان تعداد 313 نفر شامل 190 دانش آموز پسر و 123 دانش آموز دختر که در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی مشغول به تحصیل بوده اند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب بیماری کودکان علی پور و همکاران (1398)، پرسشنامه خودکارآمدی کودکان و نوجوانان (SEQ-C) (2001) و پرسشنامه فعالیت بدنی رز، لارکین و هندس و همکاران (2009) و پرسشنامه کیفیت زندگی (1399) بود. یافته ها: نتایج نشان داد، بین فعالیت بدنی با خود کارآمدی و اضطراب در سطح خطای 5 درصد رابطه معناداری وجود ندارد؛ اما بین فعالیت بدنی و کیفیت زندگی در سطح خطای 5 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0.266=r ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق می توان بیان کرد که فعالیت بدنی در منزل در دوران کرونا تا مقدار زیادی باعث کاهش اضطراب، استرس و خودکارآمدی می شود.
۱۳۱۳۰.

وحدت نفس در انسان؛ بررسی انتقادی نظریه استاد فیاضی درباره نفس انسان در پرتو «نظریه صدرالمتألهین»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
صورت هایی که بر هیولی حلول می کنند، دارای ترتّب اند؛ چراکه نمی توان فرض کرد صورت عنصری قبل از صورت جسمیه در هیولی حلول کند. به همین جهت، در ترتیب صوَر ابتدا صورت جسمیه، سپس صورت عنصریه و سپس صورت معدنیه حلول می کند و هر کدام از این صوَر، آثار خاصی متفاوت از دیگری دارند؛ اما هر صورتی که بر صورت قبلی می آید، آثار صورت قبلی را دارا است. لذا، کامل تر از قبل و در عین حال چون به ترکیب قبلی اضافه شده است، پیچیده تر خواهد بود؛ تا به مرتبه ای از پیچیدگی می رسد که به آن «نفس» یا «صورت نفسی» می گویند و نقطه تمایز آن با صورت های قبلی، ویژگی «حیاتی» آن است (نمو، احساس، نطق و عقل). از مباحث مهم در انسان شناسی فلسفی، مسأله «نفس» انسان است. درباره نفس مسائل فراوانی مطرح است، یکی مسائل آن است که آیا انسان دارای یک نفس است و یا نفوس متعدد دارد؟ این مسأله معمولاً ذیل بحث صور طولی متراکب در ماده واحد مطرح می شود. همچنین آیا با فعلیت صورت جدید در ماده، فعلیت صورت قبلی از بین می رود و یا در طول صورت جدید باقی می ماند. به نظر ابن سینا صور عنصری چه مفرد یافت شوند و چه مرکب، همواره صورت اند، اما به نظر صدرالمتألهین این صور در حال افراد صورت بوده و در حال ترکیب قوه. به همین جهت از نظر ملاصدرا هر وجودی یک صورت بالفعل دارد. این مسأله در نفس ظهور و بروز بیشتری یافته و تقریباً تمام فلاسفه اسلامی در این باب نظریه داده اند. برخی معتقد به تعدد نفوس شده اند و برخی وحدت نفس را در انسان پذیرفته اند. آیا در هریک از افراد انسان یک نفس وجود دارد و تمام افعال انسان از یک نفس صادر می شود و یا انسان نفس های متعددی دارد که هرکدام مبدأ صدور افعال مرتبط با آن نفس هستند؟ در میان فلاسفه متقدّم، فیلسوفی که معتقد به کثرت نفس در انسان بوده، افلاطون است. اما فلاسفه دیگر مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا هر فرد انسان را دارای نفس واحده می دانستند، ولی معتقدند که نفس در افعالش محتاج قوا است؛ تا جایی که ملاصدرا این ویژگی را معرّف نفس می داند؛ با این تفاوت که وی نفس را دارای مراتب دانسته و معتقد است خودِ نفس مبدأ صدور افعال متفاوت می باشد و به تنهایی کل القوی است. از نظر وی، چون نفس دارای مراتب و درجات وجودی است، برای توجیه افعال و آثار متفاوت، نیازی به نظریه تعدد قوا نداریم و اگرچه برای توجیه آثار متفاوت از نفس دو نظریه را مطرح می کند (تعدد قوا و مراتب نفس)، اما در انتها شقّ دوم را می پذیرد و مبدأ صدور آثار مختلف را درجات و مراتب خود نفس می داند. در میان فلاسفه معاصر استاد فیاضی معنقد به تراکب صور و صورت های بالفعل در یک موجود می باشد، و انسان را دارای نفس واحده نمی داند. از نظر ایشان انسان دو نفس دارد؛ نفس نباتی که با قوای خود (تغذیه، تنمیه و...) اتحاد دارد، و نفس انسانی که با قوای خود (کارهای ادراکی و تحریکی اختیاری) اتحاد دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نظریه استاد فیاضی هم از جهت ادلّه و هم خود نظریه نقد و بررسی شده است. در نهایت نظریه ملاصدرا تبیین و پذیرفته شد. از نظر ملاصدرا نفس در عین بساطت و وحدت، دارای مراتب است و خود نفس در مراتب شدید و ضعیفش مبدأ تمام افعال ادراکی و غیرادراکی است. از نظر ملاصدرا افعال غیرادراکی نفس با وجود نفس سنخیّت دارد، لذا، تغذیه انسانی با تغذیه نباتی ماهیتاً دو نوع تغذیه می باشند. طبق نظریه وی درباره رابطه تشکیکی در علت و معلول، نفس و قوا یک سنخ حقیقت اند؛ هنگامی که به نحو کامل تر و بسیط تر یافت می شود، با مفهوم نفس از آن حکایت شده و هنگامی که به نحو ناقص تر، محدودتر و تفصیلی تحقق می یابد، با مفهوم قوا به آن اشاره می شود. نتیجه آنکه، طبق نظریه «ان النفس کل القوی»؛ اولاً: انسان یک نفس بیشتر ندارد و آن نفس ناطقه یا نفس انسانی است؛ چراکه در صورت نفوس متعدد، در نظام تدبیر انسانی اختلال ایجاد می شود. ثانیاً: نفس، علت فاعلی قوا است؛ چنانچه تمام فلاسفه به آن معتقدند. ثالثاً: رابطه علت و معلول، رابطه تشکیکی است و هرآنچه معلول دارد، علت به نحو کامل تر دارا است.
۱۳۱۳۱.

رویکرد قرآنی به کارکرد وجدان اخلاقی با تأکید بر آیات الهام و فطرت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۵
وجدان اخلاقی یکی از مسائل مهم و بحث برانگیز میان اندیشه ورزان در برخی حوزه های دانشی به ویژه تفسیر و اخلاق است. اینکه آیا اساساً انسان از وجدان و به تبع آن، وجدان اخلاقی برخوردار است؟ در این صورت، ماهیت و کارکردهای آن چیست؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد قرآنی، با استفاده از برخی آیات به ویژه آیه الهام و آیه فطرت و با استناد به تفاسیر معتبر ذیل آنها، نشان داد که نه تنها می توان به وجدان به عنوان خود نفس یا یکی از قوای آن باور داشت، بلکه مطابق برخی آیات، وجدان از کارکرد بینشی و گرایشی برخوردار است. درباره آیه الهام هرچند بیشتر مفسران آن را به آگاهی فطری و وجدانی انسان از خوب و بد تفسیر نموده اند، اما از نوع این بینش و آگاهی که از قبیل علم حصولی است یا حضوری، بحث نکرده اند؛ یا آنکه مباحث آنان اغلب بر علم حصولی دلالت دارد. ادعای پژوهش حاضر این است که دست کم آیه الهام بر بینش و علم حضوری انسان به برخی خوبی ها و بدی ها دلالت دارد. آیه فطرت علاوه بر بینش فطری، از گرایش فطری نیز برخوردار است؛ یعنی هدایت فطری علاوه بر بینش ها و آگاهی های فطری به خوب و بد، گرایش های فطری به انجام کار خوب و ترک کار بد را نیز شامل می شود. حاصل آنکه، انسان نه تنها به طور فطری و وجدانی به انجام کار خوب و ترک کار بد گرایش دارد، بلکه از معرفت و بینش وجدانی نیز اعم از علم حضوری و حصولی به خوب و بد برخوردار است.
۱۳۱۳۲.

سنجش تضاد درونی با تنازع واقعی و آرمانی در انسان شناسی افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۶
تضاد در سایه نزاع و بحران میان قوای درونی انسان و در قلمرو انسان شناسی افلاطون ساختار پیدا می کند. مسئله مقاله حاضر این است که با توجه به امکانات مفهومی فلسفه افلاطون، نسبت میان نزاع درونی قوا با معرفت و اخلاق را بسنجد؛ سپس با صورت بندی نوآورانه این نزاع در قالب دوگانه «تضاد آرمانی و واقعی» پیامد متفاوت هر کدام از آن دو نوع را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش محوری است که نزاع درونی در چه حالتی به تضاد آرمانی یا واقعی تبدیل می شود؟ یافته ها نشان می دهد که سرانجام تنازع، تعیین کننده نوع تضاد است. هرگاه میل یا اراده با تحمیل خود بر دیگر قوا، نفس را به محسوسات متوجه کنند، نزاع واقعی خواهد بود؛ در این تنازع سایر قوا حذف و تلاش برای حفظ بقاست. اما اگر عقل بر پایه حکمت و اقناع سایر قوا را به سمت عالم مُثُل متوجه کند، در این حالت نزاع شکل آرمانی خواهد داشت و پیامد آن هماهنگی قوای انسانی در حرکت به سمت بقای متعالی خواهد بود. سعادت در مدیریت نزاع قوای نفس توسط عقل و تبدیل آن به یک تضاد آرمانی است
۱۳۱۳۳.

ظرفیت مندی عاطفی انسان ها همچون راه حلی برای مسأله چارچوب: بررسی و نقد نظریه دِسوسا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۵
مسئله چارچوب، اولین بار در حوزه هوش مصنوعی و منطق درجه اول صورتبندی شده. این مسئله که در خاستگاه خود صرفا جنبه منطقی داشت، توسط فلاسفه، خوانش ها متفاوتی یافت. دِسوسا (de Sousa, 1987: 172) معتقد است که آنچه که فلاسفه مسئله چارچوب می نامند، عبارت است از اینکه: در موقعیتی ما انسان ها برخی اطلاعات غیر مرتبط را از ذخیره و انبار وسیعی از اطلاعاتی که داریم را بازیابی نمی کنیم. اما پرسش این است که ما چگونه این را می دانیم چه زمانی این کار را نکنیم به غیر از اینکه قبلا این اطلاعات را بازیابی کرده باشیم؟. وی نخستین فیلسوفی است که از ظرفیت عاطفی انسان ها برای توضیح مساله چارچوب استفاده می کند. از نظر وی عواطف با برجسته سازی ویژگی های ادراک و دلایل، ما را از این مخمصه نجات می دهند. در واقع عواطف، با محدودسازی موقت اطلاعات ادراکی مان، گزینه های عملی و شناختی پیش رویمان را محدود می-کنند. این پاسخ همچنان پاسخ بدیعی است و فیلسوفان دیگری نیز از آن استفاده کردند. در این مقاله ضمن بررسی ایده دِسوسا، دو نقد بر راه حل وی طرح خواهم کرد. نقد اول مبتنی بر این پرسش است که چرا در موقعیتی، عاطفه ای خاص فعال می شود؟ و نقد دوم مبتنی بر این پرسش است که در مواقعی که به صورت آگاهانه عاطفه ای فعال نیست، چگونه می توانیم بگوییم عواطف می توانند در حل مسئله چارچوب به ما کمک کنند.
۱۳۱۳۴.

امانیسم به روایت و نقد هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
امانیسم از دو جهت برای ما در ایران اهمیت دارد: اولا در مسئله علوم انسانی و برساختن مقوله ای موسوم به «علوم انسانی اسلامی»؛ ثانیا اصولا مبنایی شده است برای غرب ستیزی. از امانیسم مفهوم درآمیخته خداستیزانه و هیچ انگارانه می سازند، که از سوء برداشتی از فلسفه هایدگر، که باید رفع شود. ازسوی دیگر امانیسم را اصلا او تبدیل به یکی از مسائل اختلاقی مهم در فلسفه معاصر کرد، سپس آن را مبنای نقد برخی فیلسوفان معاصر و اصلا تاریخ مابعدالطبیعه قرارداد. بنابراین پرداختن به مسئله امانیسم از نظر هایدگر بسیار پراهمیت است. او امانیسم را برخلاف نظرورزی های مفهومی همه دیگر اندیشمندان در موردش، با بازگشت به واقعیت تاریخی اش تفسیر می کند و بعد هم برمبنای همین واقعیت یگانه تاریخی فلسفه ورزی می کند. پس از پیش درآمدی کلی درباره دو نوع فهم «تاریخی» و «مفهومی» از امانیسم، مقدمه حدود کلی آن را نزد هایدگر توضیح می دهد. سپس بخش نخست روایت تاریخی هایدگر را تفسیر می کند، که بخشِ جدایی ناپذیرِ مسئله امانیسم هایدگر است. او در مباحث تاریخی اش بر ذات رومی-یونانی امانیسم تأکید می کند، که ازسویی در امانیسم قرن 14 و 15 و بعد در امانیسم دوم در آلمان قرن 18 باز بروز می کند و ازسوی دیگر در مابعدالطبیعه های مارکس، مسیحیت، سارتر و هوسرل. سرانجام بخش دوم به نقد هایدگر بر امانیسم می پردازد، که مبنایش فهم خاص وی ست از مابعدالطبیعه. او اولا پرسش بنیادین مابعدالطبیعه را پرسش از انسان می داند و ثانیا به زعم او مابعدالطبیعه تاریخی از آغاز ارسطویی خود مبتنی بر فهم خاصی از انسان بوده است: «انسان حیوان ناطق/ عاقل است».
۱۳۱۳۵.

تبیین و تحلیل دیدگاه لاهاو در خصوص مشاوره فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۱
مشاوره فلسفی، یکی از راه های کاربست فلسفه در عمل بوده و در جهان امروز، پاسخگوی برخی مشکلات روحی و روانی است که با روان شناسی قابل حل نیست. این گونه از مشاوره، رویکردهای متنوعی دارد. معرفی رویکرد لاهاو به دلیل عنصر تعالی فلسفی، جایگاه ممتازی میان رویکردها داشته و برای استفاده های نظری و عملی، مستلزم تبیین مبانی، اهداف و روش ها است. این، در حالی است که دیدگاه وی در شکل کنونی آن به طور غیر نظام مند در آثار او پراکنده است. تا جایی که میلز آن را به خلط نظریه و روش، متهم می کند. چنین پراکندگی، مقاله حاضر را ضروری می نماید. از این رو مسئله تحقیق، آن است که چگونه می توان با استفاده از مبانی فکری لاهاو دیدگاه او درباره روش و اهداف مشاوره فلسفی را به روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه اصول مبنایی، تبیین و تحلیل کرد؟ طبق یافته های این پژوهش، از نگاه لاهاو، «حکمت جویی»، «خودادراکی» و «خودتحولی»، اهداف مشاوره فلسفی هستند که با استفاده از مبانی او در طول «ژرفناجویی» قرار می گیرند. نگارندگان، روش لاهاو را با «دیالکتیک»، مفهوم سازی کرده و در دو محور «روش شناسی عبور از الگو» و «بررسی تضاد دیالکتیکی» در مراحل مختلف تحول به آن پرداخته اند. این دو محور با اصول مبنایی «مفهوم تحول» و «تفسیر جهان بینی مبتنی بر اراده»، تحلیل شدند. به حسب تتبع نگارندگان در میان آثار فارسی و غیرفارسی، اثر حاضر، اولین اثری است که به هدف رفع اتهام لاهاو از خلط بین نظریه با روش و فراهم آوردن زمینه نقد منصفانه از آن نگاشته شده است.
۱۳۱۳۶.

تبیین فلسفی «ترس و لرز» ساعدی بر اساس معیارهای مدرنیستی رمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
رمان ترس و لرز (1347 ش.) نوشته غلامحسین ساعدی یک اثر فلسفی روان شناختی است که در دوره رواج مدرنیسم در ایران نوشته شده است. در این رمان نشانه های مدرنیسم دیده می شوند. این رمان برای نشان دادن احوال روانی، اجتماعی و اقتصادی مناطق محروم ایران نوشته شده و مضمون اصلی آن جایگاه انسان محروم در دنیای مدرن است. از نظر ساعدی فقر علمی، اقتصادی و بهداشتی باعث ترس و اضطراب توده های فرودست مناطق محروم ایران شده بود. ترس باعث می شود که انسان از موهومات (موجودات خیالی) بترسد و جامعه از ترس فقر و گرسنگی به مرگ فرهنگی مبتلا شود. هدف این نوشته تبیین فلسفی اسباب و نتایج «ترس» از فقر و گرسنگی رمان ترس ولرز ساعدی است. در کنار آن کارکرد برخی از نشانه های مدرنیسم نیز تبیین شده اند. روش تحقیق تحلیلی توصیفی و گاهی استفاده از معیارهای تأویل است. نتایج تحقیق نشان می دهند که فقر، درماندگی در تامین نیازهای غریزی و ترس از گرسنگی و مرگ، باعث احساس حالتی می شود که از آن می توان به «فاصله» تعبیر کرد. در این رمان، ترس حالتی فلسفی روان شناختی است. برخی از انسان ها از ترس می میرند و آنان که از مرگ نجات می یابند، به آدمک هایی تبدیل می شوند که لایق داستان های طنز هستند لذا در این رمان شخصیت هایی هستند که در حد بدایت خلقت تجربه اجتماعی دارند و جهلشان خنده آور است.
۱۳۱۳۷.

Higher Education Without Commodification, Mechanization or Moralization(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
What is the ultimate end of higher education? Giambattista Vico, echoing Socrates’s Delphic oracle, claimed that the ultimate end of all education is self-knowledge. I fully agree with Vico’s claim, but also radically extend his idea about education, in accordance with contemporary and futuristic Kantianism, and then apply it specifically to contemporary and near-future higher education. In 1784, Kant published an essay called “An Answer to the Question: What is Enlightenment?” in which he argued that the fundamental thesis of “enlightenment” or Aufklärung is that all rational human animals are strictly obligated to think for themselves and to act freely, with resolution and courage, in accordance with sufficient respect for their own and everyone else’s human dignity. Taking together Vico’s Socratic idea about self-knowledge, with Kant’s idea about enlightenment, and then creatively revising-&-updating them both to fit the contemporary 21st century existential, moral, and sociopolitical predicament of humankind, then in my view, the ultimate end of higher education is not only (i) self-knowledge, but also (ii) rational autonomy in thinking, caring, and acting, (iii) authentic human creativity, and (iv) sufficient respect for everyone’s human dignity. In turn, the four-part conjunction of these ultimate ends is what I call radical enlightenment. Therefore, I’m saying that the ultimate end of higher education is radical enlightenment.
۱۳۱۳۸.

معرفت اشراقی در اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
سهروردی روش تعریف مشائیان را برای معرفت، معتبر نمی داند. نیز هدف مطلوب معرفت شناسی اشراقی، نوعی از معرفت کامل است که با یقین معلوم می شود[1]. این معرفت، تنها معرفت ذات است که با صور نامتغیرِ جاویدان متحد شده است. نزد سهروردی شرایط سخت فلسفی برای امکان معرفت، بی سابقه نبوده است. مطابق نظر او، اعتبار صوری با حکمت بحثی مشخص می شود. اما قائل به تمایز شناخت بحثی از معرفت شهودی بوده و این معرفت را برتر می داند. مطابق نظر سهروردی، تجربه فاعل شناسا، معتبرترین نوع شناخت است و آن را «سانح نوری» نامیده است. این شناخت ناظر به تجربه عرفانی است. به نظر سهروردی این تجربه، زمینه ظهور فلسفه بحثی است و به طور روشمند با برهان ایجاد می شود. اعتبار این دلایل قیاسی، وابسته به تجربه فاعل است. به نظر او انسان برای شناخت شیء، به تحلیل آن نمی پردازد بلکه با درک شهودی از واقعیت کلی و سپس تحلیل شهودی آن، به شناخت نایل می گردد. یعنی حکمت اشراق، مبتنی بر مشاهدات و تجربیات عرفانی از کل واقعیت است نه بر تعریف اشیاء متعدّد در واقعیت. نظریه تعریف سهروردی بازتابی از اساس دیدگاه معرفت شناسانه [اشراقی] است. سهروردی هنگامی که می خواهد معرفت را با صفت «مسلم» توصیف کند، اغلب از اصطلاح «یقین» یا «متیقن» استفاده می کند. (سهروردی، شهاب الدین یحیی (1380)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 1-4، تهران : ج2، 21). اصطلاح یقین را می توان با έπιστήμη مقایسه کرد. برای نمونه نگاه کنید به ثابت بن قره (1958)، المدخل إلی علم العدد، بیروت :4 ،14، 185.
۱۳۱۳۹.

بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه طفلی به نام شادی سروده شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۳
درک لایه های پنهان در متن با استفاده از نشانه ها مشخص می شود. نشانه ها متشکل از یک صورت آوایی (دال) و یک تصور مفهومی (مدلول) هستند که به تنهایی معنا و مفهومی را بیان می کنند. شیوه هماهنگی و توازن آوایی موجود در میان کلمات، معنی تازه می آفریند؛ بدین معنی که موسیقی ایجادشده از رهگذر وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت های کلمات با مفهوم موردنظر شاعر هماهنگی و مطابقت دارد. شفیعی کدکنی، جادوی مجاورت را موسیقی پنهان میان واژه ها و آوا ها می داند که با جناس و سجع نمایان می گردد. جادوی مجاورت به واسطه موسیقی پنهان، قدرت جذب پیام نهفته در متن را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه شعری «طفلی به نام شادی» اثر شفیعی کدکنی است. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با اتکا به روش کتابخانه ای انجام شده است، در این مطالعه جامعه آماری را گاه مصراع، گاه بیت و گاهی سطرهای شعر تشکیل می دهند که با نرم افزار spss مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد شفیعی کدکنی با استفاده از آرایه های ادبی مانند واج آرایی، جناس، سجع و ترکیب های تابعی در سروده هایش به ایجاد جادوی مجاورت در اشعار خود پرداخته است و در این راستا بیشترین کاربرد ادبی «جادوی مجاورت» در این مجموعه «واج آرایی» و بیشترین کاربرد معنایی بعد از واج آرایی، «القای احساس» است. بر این اساس به نظر می رسد جادوی مجاورت در نیرومند کردن موسیقی اشعار دکتر شفیعی جایگاه بسیار والایی دارد.
۱۳۱۴۰.

واکاوی اعتماد در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
در این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی، به بررسی «اعتماد» در گفتمان های سیاسی بازتاب یافته در کلیله و دمنه پرداخته و رابطه پنج مؤلفه امنیت، نظام طبقاتی، خویشاوندی، دشمن و خطاکاران، در نسبت با اعتماد سنجیده شده است. یافته های پژوهش، نشان می دهد درباره اعتماد، با توجه به موقعیت ها و وضعیت هایی که شخصیت ها در آن قرار می گیرند، گفتمان های متفاوتی وجود دارد؛ چنان که درباره رابطه با شاه و دربار سه گفتمان دیده می شود: گفتمان محتاطانه که در آن بر محدودسازی شعاع اعتماد تأکید می گردد؛ گفتمان فرصت طلبانه که دستیابی به اعتماد را ممکن می داند و گفتمان اصلاح گرایانه که شاه با پذیرش خطا و تکیه بر خرد، در پی بازسازی اعتماد است. در زمینه انتخاب کارگزاران، در گفتمان سیاسی غالب، اعتماد بر اساس قدرت، ثروت و خویشاوندی است؛ اما در گفتمان بدیل که فرودستان مدافع آن هستند، بر شایستگی های فردی تأکید می شود. درباره اعتماد به دشمن، سه نگرش: بی اعتمادی مطلق، اعتماد عقلانی و اعتماد مبتنی بر ویژگی های فردی بازنمایی شده است. در خصوص خطاکاران نیز میزان اعتماد، به جایگاه اجتماعی افراد و نوع خطا وابسته است؛ چنان که خطاهای کوچک فرودستان با گذشت مواجه می شود؛ اما خطای فرادستان، حتی کوچک، بازیابی اعتماد را دشوار می کند. در مجموع، می توان گفت در گفتمان های سیاسی بازنمایی شده در کلیله و دمنه، ضمن تثبیت برخی هنجارهای سنتی، امکان بازاندیشی در روابط قدرت و عبور از مرزهای نظام طبقاتی وجود دارد. این رویکردها نشان می دهد اعتماد سیاسی در کلیله و دمنه، متأثر از بافت اجتماعی، جایگاه طبقاتی و راهبردهای کنشگران است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان