معرفت اشراقی در اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
415-444
حوزههای تخصصی:
سهروردی روش تعریف مشائیان را برای معرفت، معتبر نمی داند. نیز هدف مطلوب معرفت شناسی اشراقی، نوعی از معرفت کامل است که با یقین معلوم می شود[1]. این معرفت، تنها معرفت ذات است که با صور نامتغیرِ جاویدان متحد شده است. نزد سهروردی شرایط سخت فلسفی برای امکان معرفت، بی سابقه نبوده است. مطابق نظر او، اعتبار صوری با حکمت بحثی مشخص می شود. اما قائل به تمایز شناخت بحثی از معرفت شهودی بوده و این معرفت را برتر می داند. مطابق نظر سهروردی، تجربه فاعل شناسا، معتبرترین نوع شناخت است و آن را «سانح نوری» نامیده است. این شناخت ناظر به تجربه عرفانی است. به نظر سهروردی این تجربه، زمینه ظهور فلسفه بحثی است و به طور روشمند با برهان ایجاد می شود. اعتبار این دلایل قیاسی، وابسته به تجربه فاعل است. به نظر او انسان برای شناخت شیء، به تحلیل آن نمی پردازد بلکه با درک شهودی از واقعیت کلی و سپس تحلیل شهودی آن، به شناخت نایل می گردد. یعنی حکمت اشراق، مبتنی بر مشاهدات و تجربیات عرفانی از کل واقعیت است نه بر تعریف اشیاء متعدّد در واقعیت. نظریه تعریف سهروردی بازتابی از اساس دیدگاه معرفت شناسانه [اشراقی] است. سهروردی هنگامی که می خواهد معرفت را با صفت «مسلم» توصیف کند، اغلب از اصطلاح «یقین» یا «متیقن» استفاده می کند. (سهروردی، شهاب الدین یحیی (1380)، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج 1-4، تهران : ج2، 21). اصطلاح یقین را می توان با έπιστήμη مقایسه کرد. برای نمونه نگاه کنید به ثابت بن قره (1958)، المدخل إلی علم العدد، بیروت :4 ،14، 185.