یافته های تجربی نشان داده است که ساماندهی مناطق حاشیه نشین بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و شکل گیری محیط فعال ممکن نیست. برای رفع این مشکل این بررسی به روش کیفی انجام شد. محدوده مورد مطالعه در این بررسی شهر مشهد انتخاب گردید که یکی از بالاترین نسبت های حاشیه نشینی را دارد. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. این داده ها به طریق تحلیل تم تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که الگوی مناسب ساماندهی مناطق حاشیه نشین، دارای سه عنصر اساسی می باشد که عبارتند از زیرساخت-های اجتماعی، مدیریت و شرایط انسانی مناسب. هر یک از این عناصر باید به عنوان یک نماد ریاضی در معادله ساماندهی وارد شود. ارزش و مقدار هر یک از عناصر اگر صفر در نظرگرفته شود، پاسخ نهایی را معادل صفر خواهد کرد. بنابراین، تا زمانی که این عناصر با هم و با ارزش متناسب در روند ساماندهی حاشیه ها مدنظر نباشد، بهبودی در این عرصه ها حادث نخواهد شد.