شاید هیچ کتابی به اندازه ی قرآن کریم مورد شرح و تفسیر قرار نگرفته باشد. بر اساس آمارهایی که از تفاسیر موجود و نیز اطلاعات کتاب شناسی به دست آمده، تاکنون بیش از سه هزار تفسیر بر قرآن کریم به سبکها و روشهای مختلف نوشته شده است. با این حال، هنوز عناصر اصلی دخیل در تفسیر نظری مبانی، اصول، قواعد، روشها و گرایشهای تفسیری در یک نظام منسجم تعریف نشده است و نوعاً مفسّران بدون شفاف سازی این گونه مباحث، به طور مستقیم به تفسیر آیات قرآن پرداخته اند. در سالهای اخیر کتابهای چندی دربارة اصول و مبانی و نیز و روشها و گرایشهای تفسیری نوشته شده است، ولی هنوز تعاریف موجود در این زمینه به هماهنگی و وضوح نرسیده است. این مقاله درصدد است عناصر موجود در تفسیر قرآن را در یک نظام دقیق اصطلاحی تعریف کند.
یکی از مباحث جدال برانگیز و در عین حال اساسی، در قلمرو فلسفة زبان و منطق فلسفی، از هنگام آغاز قرن بیستم، در مورد اسامی خاص و توصیفات معرفه بوده است. فیلسوفانی که به اسامی خاص و توصیفات معرفه بوده است. فیلسوفانی که به اسامی خاص و توصیفات معرفه پرداخته اند، هم زمان با مشکلات بسیاری نیز روبرو بوده اند. در این میان یکی از جدی ترین مشکلات، مشکل اسامی – توصیفات تهی است. این مقاله نخست به معرفی و ارائة برخی از نظریات برجسته و مؤثر، از جمله نظریات ماینونگ، راسل، فرگه، استراسون و دنلان، پرداخته است. و در نهایت هم، بر پایة متون گرایش قضیه ای de dicto/ de re و تمایز قضیة شخصیه/کلیه، نظریه ای جدید دربارة اسامی خاص- توصیفات ارائه داده است؛ نظریه ای که می توان زمینه های آن را در نظریات فوق ردیابی کرد.
"هدف از پژوهش حاضر، بررسى گستره معنایى شمار واژگان در زبان فارسى است.شمار واژگان، در این مقاله به کلماتى اطلاق مىشود که جزیى یا قسمتى از آنها به کمک یک عدد ساخته شده است. در گذشته در این تحقیقاتى انجام گرفته است که فقط درباره نقش یک عدد معین بویژه عدد هفت در زبان فارسى بوده است و سایر اعداد و کاربرد معانى متفاوتى را که در برمىگیرند، مد نظر قرار نگرفته است.با توجه به این که متون فارسى چه در نوشتار و چه در گفتار داراى شمار واژگان مىباشند، بنابراین اهمیت اینگونه واژگان در روند ارتباطى زبان شایسته توجه بیشترى است.از دیدى زبانشناسانه، بررسى گستره معنایى شمار واژگان در زمینه پژوهشهاى معناشناختى قرار مىگیرد.به منظور انجام این تحقیق، شمار واژگان زبان فارسى از فرهنگ لغات استخراج شدند و تعداد و گستره معنایى هریک از شمار واژگانى که به کمک اعداد فارسى ساخته شدهاند، طبقهبندى گردیدند.از تعداد 793 شمار واژه استخراج شده، طبقهبندى متفاوتى از جنبه معناشناختى براى هریک از اعداد پدید آمد که این طبقهبندى گستره معانى متفاوتى را براى شمار واژگانى که بیشترین و کمترین تأثیر معنا شناختى را در زبان فارسى دارا هستند، بیان مىکند.
"
"هدف از تحقیق حاضر، بررسى تأثیر نوع مدرسه بر خود ادراکى دانشآموزان با سطوح مختلف هوشى است.تحقیقات نشان دادهاند، سطح عملکرد و ساختار مدرسهاى که دانشآموزان در آن مشغول به تحصیلاند؛تأثیر بسزایى بر خود ادراکى آنان دارد.به همین لحاظ، از مسایلى که دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت، در هر جامعه، با آن مواجه هستند، این است که آیا باید دانشآموزان سطوح مختلف را در مدارس جداگانه طبقهبندى کنند؟و در صورتى که چنین جداسازیهایى صورت گیرد.این تفکیک چه تأثیرى بر خود ادارکى دانشآموزان دارد؟
به منظور دستیابى به هدف فوق، 455 نفر از دانشآموزان دختر و پسر مقطع راهنمایى از مدارس عادى و تیز هوشان مدارس تیز هوشان، دستهندى شدند.سپس با استفاده از پرسشنامه خود ادراکى، عامل موفقیت و عدم موفقیتهخیّر، 1369)خود ادراکى سه گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتههاى پژوهش نشان داد که از نظر عوامل کوشش، سطح دشوارى تکلیف و شانس میان سه گروه تفاوت معنىدار وجود دارد.ولى از نظر عامل توانایى، سه گروه ادراک مشابهاى داشتهاند. تفاوتهاى یاد شده، در ابعاد مختلف درونى، بیرونى و پایدار و ناپایدار نیز بررسى شد.
"
"هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا نظریه حرکت جوهرى، که یک نظریه توصیفى است، ظرفیت لازم را براى تدوین یک نظریه تربیتى را، که یک نظریه هنجارى است، دارد؟و در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا این نظریه توان چالش با مشکلات نظرى موجود در عرصه فلسفه تعلیم و تربیت و نیز قدرت تفکر درباره مشکلات عملى موجود در زندگى انسان را دارا است.روش گفتار حاضر نیز، استدلال و بطور عمده، حرکتهستبهبایداست.با توجه به نکات یاد شده کوشش شده است بر مبناى نظریه حرکت جوهرى حکیم صدر المتألهین، نظریهاى تربیت پرورده شود.این نظریه همچون هر نظریه فلسفى تربیت شامل بررسى مقولات اصول، اهداف، روشها، محتوا و ارزشیابى است که در کل، نظام واحدى را تشکیل مىدهند.در پایان، این نظام به عنوان معیارى در نقد برخى نظریات تربیتى به کار گرفته شده و نیز تلاش گردیده بر مبناى آن بعضى پارادوکسهاى تربیتى گشوده شود.همچنین ظرفیت نظریه حاصل در حل مشکلات عملى موجود انسان امروز مورد بررسى قرار گرفته است.
"