با اینکه مدتها نسبیگرایی کاملاً مردود بود اما گروهی از فیلسوفان معاصر علاقة وافری به ادعاهای نسبیگرایانه نشان میدهند. این درحالی است که شماری دیگر، نسبیگرایی را تهدیدی بسیار جدی برای تعقل انسان تلقی میکنند. در این موارد، یکی از وظایف مهم فلسفی، تنقیح و تبیینِ محلِ بحث است بدین منظور در این مقاله به گسترهای از روایتهای موجود در نسبیگرایی و تمایز آنها اشاره میشود. علاوه بر این، نویسنده با ارایة تحلیلهایی نشان میدهد هر یک از روایتها با مشکلاتی جدی روبهرو است.
مترجم بر خود لازم میداند از لطف و عنایت نویسنده محترم پروفسور هاوارد سَنکی (Howard Sankey) استاد فلسفة دانشگاه ملبورن استرالیا به جهت ارسال این مقاله کمال سپاسگزاری را ابراز نماید.
بلشویکها با امضای معاهده ایران و شوروی و همچنین قرارداد تجاری روسیه و انگلیس، ملزم به تعهد عملی در عدم توسل به فعالیتهای خصمانه علیه انگلیس شدند. بلشویکها از امپریالیسم انگلیس امتیازاتی کسب کردند و سرنوشت انقلاب گیلان، دیگر برای آنان چندان اهمیتی نداشت.
از آغاز دهه 1920 کوششهای زیادی برای تعیین مبانی مشخص در روابط ایران و افغانستان انجام گرفت تا آنجا که سرانجام در سال 1917 موافقتنامه ای میان دو کشور درباره تقسیم میزان آب هیرمند در بند کمال خان امضاء شد که بر این اساس آب مزبور به دو قسمت مساوی سیستان و چخانسور تقسیم شد، اما مشکل اساسی در تقسیم میزان آب رسیده نبود بلکه در خود میزان آبی بود که به بند کمال خان می رسید.