مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۸۶۱ تا ۳۳٬۸۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
93 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بهینه سازی یک سیستم چند منبعی با محوریت انرژی های تجدید پذیر با روش شبیه سازی گذرا و روش شناسی سطح پاسخ می باشد. در ابتدا دو عامل مستقل یعنی پنل های فتوولتائیک و دستگاه cchp بعنوان متغیرهای طراحی و در ادامه 7 تابع هدف شامل مصرف کل برق، مصرف کل گاز، کل مصرف سوخت cchp، هزینه نگهداری و تعمیرات، هزینه توقفات خطوط تولیدی، میزان کاهش آلاینده های زیست محیطی و بازگشت سرمایه بعنوان پاسخ اقتصادی برای بهینه سازی توسط روش شبیه سازی گذری و روش طراحی آزمایش(سطح پاسخ) مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان داد بهینه سازی به روش طراحی آزمایش در نقطه بهینه در مساحت پنل فتوولتائیک 5/16143مترمربع و در توان cchp 29/2328 کیلوات رخ می دهد که بازگشت سرمایه آن 29/2 سال است. همچنین اثر تغییر عامل های مساحت پنل های خورشیدی و توان cchp روی تابع مطلوبیت به حالت بهینه و مقدار 729/0 رسیده است، مفهوم این مقدار یعنی ترکیب متغیرهای انتخاب شده در بهینه سازی در بهترین حالت سیستم بهینه به مقدار تابع مطلوبیت 729/0 می رسد که عددی بسیار نزدیک بیشترین مقدار ممکن یعنی حالت ایده آل تابع مطلوبیت 1 می باشد؛ پیشنهاد می شود در مطالعات آینده از منابع انرژی دیگر نظیر باد و زمین گرمایی و همچنین با روش های الگوریتم های هوش مصنوعی بررسی گردد.
ارائه الگوی توسعه بازاریابی دیجیتال سبز در بخش تجارت –تجارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
117 - 134
حوزههای تخصصی:
با وجود افزایش توجه به مسائل زیست محیطی در حوزه بازاریابی، تاکنون تحقیقات زیادی جهت ادغام مفاهیم سبز در بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه انجام نشده است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی توسعه بازاریابی دیجیتال سبز در بخش تجارت –تجارت انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها از نوع تحقیق کیفی اکتشافی می باشد، بر این اساس ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی ابعاد، مولفه ها و شاخص های عوامل دخیل در بازاریابی دیجیتال تجارت به تجارت و تحلیل موانع و عوامل بازدارنده و مدل اولیه تحقیق طراحی شده است. سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری نسبت به سطح بندی هر یک از مضامین اقدام شد. نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان بوده که حجم نمونه بر اساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. تحلیل داده ها در فاز کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودی ای ورژن 2012 و در بخش کمی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری و نرم افزار میک مک ورژن 3. 5 انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده در فاز کیفی، مضامین فراگیر شامل عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل قانونی و عوامل بازاریابی و عوامل مالی شناسایی شدند. بر اساس نتایج مدل سازی ساختاری تفسیری، مزیت رقابتی در سطح نخست، متغیرهای جذب سرمایه و عملکرد هزینه و درآمد در سطح دوم، متغیر مشتری مداری، در سطح سه، متغیرهای شبکه های اجتماعی و کانال های دیجیتال در سطح چهار، قوانین و مقررات، فرهنگ سازمانی و آموزش و یادگیری در سطح پنج و در پایان جهت گیری سبز سازمان در سطح شش قرار دارند.
تأثیر کاهش تحریم ها و توان مالی شرکت ها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیر مستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاهش تحریم ها و توان مالی شرکت ها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیر مستقیم است. روش تحقیق ازنظر هدف، کاربردی بوده و ازلحاظ روش، توصیفی-پیمایشی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران شرکت های تولیدکننده و صادرکننده پوشاک می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، حجم نمونه به تعداد 344 نفر تعیین شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS به کار گرفته شده است. ابزار مورداستفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد شده می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کاهش تحریم ها تأثیر مستقیم و معناداری با توسعه صادرات پوشاک دارد. همچنین توان مالی شرکت ها تأثیر مستقیم و معناداری بر توسعه صادرات پوشاک دارند. صادرات مستقیم، نقش میانجی را بر رابطه بین کاهش تحریم ها و توسعه صادرات پوشاک ایفا می کنند، نقش میانجی صادرات غیرمستقیم بر رابطه بین کاهش تحریم ها و توسعه صادرات پوشاک نیز مورد تائید قرار گرفت.
شناسایی عوامل مؤثر بر نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه ها در بازرگانی بین الملل با تأکید بر اینکوترمز 2020(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسائی عوامل مؤثر بر نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه ها در بازرگانی بین الملل با تأکید بر اینکوترمز 2020 می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-عملیاتی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع پژوهش های اکتشافی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و خبرگان حوزه بازرگانی بین الملل، حمل ونقل بین الملل و اینکوترمز و به روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 10 نفر از خبرگان در حوزه بازرگانی در نظر گرفته شد. ابزارهای جمع آوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته می باشد. این پژوهش در دو مرحله شامل روش داده بنیاد و تکنیک دلفی انجام گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از نرم افزارMAXQDA20 و در بخش کمی از روش دلفی و از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که تعداد 7 عامل مؤثر، 13 مؤلفه، 11 راهبرد و 2 پیامد شناسایی و استخراج شد. در بخش کمی طی چهار مرحله تکنیک مصاحبه دلفی، 33 عامل مؤثر شناسایی شد. این یافته ها قادر خواهند بود تا یک ابزار برای مدیران ارشد شرکت های دارای تعاملات بین المللی در برنامه ریزی مؤثر برای استفاده از مقررات اینکوترمز در جهت ترکیب بهینه نقاط تحویل، انتقال ریسک و هزینه ها در مدیریت زنجیره تأمین بین المللی و با عنایت به روابط خریدار و فروشنده در معاملات فرامرزی فراهم کنند.
مدل سازی ساختاری تفسیری پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
110 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش پیش رو ارائه «مدلسازی ساختاری تفسیری پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور» است و با شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیاده سازی نقشه علمی کشور نسبت به تدوین الگوی پیاده سازی این نقشه برای اجرای هدفمند راهبرد های مدیریت دانش می پردازد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر جهت گیری توسعه ای و کاربردی است به طوری که با گرد آوری داده های مختلف از ادبیات موضوع، و اسنادبالادستی، الگوی مفهومی پیاده سازی نقشه علمی کشور را ارائه کرده پس توسعه ای بوده و از سوی دیگر با تعیین ارتباط بین اجزای الگوی مفهومی و سطح بندی آن ها، زمینه را برای اولویت بندی و بکارگیری الگو به شکل عملی فراهم می کند فلذا کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان و مسئولان پیاده سازی نقشه علمی کشور است که حجم نمونه به صورت هدفمند 20 نفر انتخاب شده و از نظرات ایشان در پاسخگویی به معادلات ساختاری-تفسیری استفاده گردید.یافته ها: الگوی نهایی به صورت دو لایه ای و متشکل از 5 بعد شامل «عوامل انسانی»، «عوامل زیرساختی»، «عوامل مدیریتی»، «عوامل فرایندی» و «عوامل بیرونی» تدوین گردیده است.نتیجه گیری: برای پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور باید در نظر داشت که در ابتدا نیاز است تا الزامات و ملاحظات پیاده سازی مشخص شود. همچنین فرهنگ سازی در این زمینه از جمله ضروریات است. در کنار این موارد نباید از توانمندسازی مفاهیم مربوط به نقشه و پیاده سازی آن غفلت نمود. همچنین توجه به مطالعات نوآوری در پیاده سازی نیز از جمله رویکردهای مهم و موردنیاز در فرایند پیاده سازی است. در پایان نیز انجام ارزیابی، نظارت و واپایش فعالیت های مربوط به پیاده سازی نقشه جامع علمی از موارد ضروری این حوزه است. در این میان، عوامل انسانی اثرگذارترین بعد و پس از آن عوامل مدیریتی و عوامل بیرونی در سطح بعدی اثرگذاری قرار می گیرد، همچنین عوامل فرآیندی از هر سه عامل قبلی اثر پذیر است و در نهایت عوامل زیرساختی به عنوان اثرپذیرترین بعد شناسایی شد.محدودیت های پژوهش: استفاده صرف از پرسش نامه های خود گزارش دهی برای ارزیابی متغیرها، محدودشدن نمونه پژوهش به معلمان شهر کاشان و بررسی و جمع آوری مقطعی داده ها بود. اصالت/ارزش: شناسایی عوامل مؤثر بر راهبری و سازماندهی اجزاء و عناصر اصلی نظام علم، فناوری و نوآوری الگوی برای پیاده سازی نقشه جامع علمی در کشور به طور شفاف و دقیق ارائه گردید.
بررسی نقش تعاملی قدرت هیئت مدیره بر رابطه بین خودشیفتگی مدیر عامل و عملکرد مالی شرکت در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش تعاملی قدرت هیئت مدیره بر رابطه بین خودشیفتگی مدیر عامل و عملکرد مالی شرکت در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به منظور اندازه گیری عملکرد مالی از دو معیار بازده دارایی و ارزش بازار شرکت استفاده شد. آزمون فرضیه ها از طریق رگرسیون چندگانه و به روش حداقل مربعات تعمیم یافته باچیدمان دادهای تابلویی با استفاده از اطلاعات 125 شرکت طی بازه زمانی 1395 تا 1401 صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین خودشیفتگی مدیران و عملکرد مالی (معیار بازده دارایی و ارزش بازار شرکت ) رابطه منفی و معناداری وجود دارد که این نتایج موید تئوری مالی-رفتاری می باشد بدین معنی که معمولا مدیران دارای خودشیفتگی بالا ، به طور سیستماتیک بازده آتی ناشی از پروژه های سرمایه گذاری را بیش از حد تخمین زده و اثر رویدادهای مطلوب بر جریان های نقدی شرکت را بیش از حد و احتمال و اثر رویدادهای نامطلوب بر جریان های نقدی شرکت را کمتر از حد تخمین می زند لذا معمولا مدیران با اطمینان بیش از حد، دارای مخارج سرمایه ای بالاتری بوده و عملکرد مالی ضعیف تری دارند و نتایج این پژوهش نیز موید این موضوع می باشد که خودشیفتگی مدیران باعث کاهش عملکرد مالی شرکت ها می شود. همچنین نتایج نشان داد وجود یک هیات مدیره قدرتمند از یک طرف باعث افزایش عملکرد مالی شده و از طرفی نیز باعث تعدیل و کاهش رابطه منفی بین خودشیفتگی مدیران و عملکرد مالی شرکت ها می شود که حاکی از نقش نظارتی این مدیران در راستای تئوری نمایندگی و مکانیزم حاکمیت شرکتی قوی است. به عبارتی با افزایش استقلال و اندازه هیئت مدیره و میزان مالکیت مدیران، رفتار فرصت طلبانه مدیران عامل و خودشیفتگی و تصمیمات یکجانبه و مغرورانه وی کاهش یافته و به دنبال آن ارزش سهام و عملکرد مالی شرکت افزایش می یابد. این نتیجه بدین معناست که نقش یک هیات مدیره قدرتمند در ایران مطابق با تئوری نمایندگی است و توانایی این ابزار نظارتی در کاهش رفتارهای فرصت طلبانه و رفتار ناشی از خودشیفتگی و اعتماد به نفس کاذب مدیران عامل قوی است.
بررسی تاثیر خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳ (جلد ۳)
231 - 249
حوزههای تخصصی:
هیات مدیران نقش مهمی را در حاکمیت شرکتی ایفا می کنند. هیئت مدیران به منظور حمایت از منافع سهامداران و در تفکیک مدیریت شرکت از مالکیت، ایجاد می شوند. برای حل این مساله نمایندگی، هیات مدیران نقش ناظرانی را ایفا می کنند که معمولاً مشغول نظارت بر مدیران اجرایی ارشد، تایید استراتژی شرکت و نظارت بر سیستم کنترلی است از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که آیا خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 126 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 5 سال متوالی از سال 1396 تا 1400 است که با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد.v
مدلسازی ساختاری-تفسیری (SIM) عوامل موثر بر جریان نقدینگی مورد مطالعه شرکت مپنا
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶ (جلد ۳)
294 - 313
حوزههای تخصصی:
شناخت جریانات نقدینگی نقش مهمی در مطالعه کسب و کارها ایفا می کند، چراکه جریان های نقدی نقش کلیدی در عملکرد اقتصادی شرکت ایفا دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و شاخص های موثر بر جریانات نقدینگی پروژه های نیروگاهی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع پژوهش های کتابخانه ای و توصیفی است. عوامل تأثیرگذار بر جریانات نقدینگی بر اساس مطالعه ادبیات مشخص گردیده و سپس با استفاده از متدولوژی تحلیلی مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) روابط بین عوامل تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شده است. در نهایت با استفاده از تحلیل MICMAC عوامل با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر عوامل تحلیل شده اند. در ارتباط با عوامل موثر بر جریان نقدینگی شش بعد (عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل اقتصادی، عوامل قانونی، عوامل سیاسی) و هجده شاخص شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که عوامل سیاسی و قانونی بیشترین قدرت نفوذ بر سایر عوامل را دارند و هرگونه بهبود در جریان نقدینگی مستلزم اصلاحات در این دو عامل می باشد.
روش نوین رادارگریزی از طریق ایجاد یک سیاهچاله آنالوگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
69 - 89
حوزههای تخصصی:
سیاهچاله های آنالوگ به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و عجیب شان در طی سالیان اخیر همواره مورد توجه و تحقیق فراوان گرفته اند، به طوری که در قالب سامانه های هیدرودینامیکی مختلف، حالت جامد، چگالش بوز-انیشتین و اپتیکی طراحی و پیاده سازی شده اند. برجسته ترین خاصیت این نوع سامانه ها توانایی به دام اندختن انواع امواج صوتی و الکترومغناطیسی است. با توجه به اینکه سیستم های شناسایی و رادارها بر اساس ارسال موج و انعکاس آن از جسم خارجی عمل می کنند، سیاهچاله های آنالوگ توانایی خنثی سازی و اختلال در عملکرد رادارها را کاملاً دارا هستند و عملاً حتی پیشرفته ترین نوع رادارها نیز قادر به شناسایی آنها نخواهند بود. بنابراین در صورت به کارگیری این سامانه ها در صنایع نظامی و دفاعی کشور شاهد پیشرفت شگرفی در این رابطه خواهیم بود. در این مقاله، سیاهچاله های آنالوگ را به عنوان روشی نوین در زمینه فناوری رادار گریزی معرفی می کنیم و با ارائه شیوه ای جدید برای تولید یک سیاهچاله آنالوگ از طریق ایجاد یک حرکت گردابی در سیال، نشان می دهیم که این سامانه چگونه قادر در به دام انداختن امواج است. با بررسی سایر روش های رادار گریزی ملاحظه خواهیم کرد که به کارگیری سیاهچاله های آنالوگ هیچکدام از محدودیت های این روش ها را ندارد و آنها می توانند در این زمینه بسیار مؤثرتر ظاهر شوند.
ارائه مدل چادر گروهی نظامی با رویکرد توجه به سازه های انعطاف پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
183 - 201
حوزههای تخصصی:
هدف: چادر نظامی یکی از وسایل مورد نیاز نیروهای ارتش است که در روند کار آن ها تاثیرگذار می باشد. بنابراین طراحی خلاقانه و نوین آن با روی کار آمدن نرم افزارهایی جهت مدلسازی سازه و اجرای آن به صورت واقعی حائز اهمیت است. به همین دلیل، هدف کلان پژوهش حاضر بررسی یک نمونه ی سازه چادری موجود و به دست آوردن نقاط ضعف و قوت آن است که در نهایت با بهره گیری از آن بتوان نقاط قوت را حفظ و برای نقاط ضعف راه حلی مناسب ارائه داد. روش: روش پژوهش حاضر باماهیت کیفی، مدلسازی-شبیه سازی می باشد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. به این صورت که پس از بررسی مدل چادر نظامی موجود، مدل نهایی پژوهشگر در نرم افزار راینو6 با افزونه ی گرس هاپر طراحی و در بخش یافته های پژوهش حاضر جهت استفاده ی ارتش ارائه شده است.یافته ها: با پیشرفت تکنولوژی، مصالح جدید با خاصیت ضدآب و مقاوم بودن تولید شده که با استفاده از سازه هایی از جنس مصالح سبک، می توان به چادرهای با قابلیت بالاتری دست یافت. نکته ی حائز اهمیت دیگر در طراحی سازه های چادری، سهولت در جابه جایی و انعطاف پذیری است، به صورتی که سازه بتواند به قطعات کوچک تقسیم شده و به راحتی متصل و جدا شود و نصب چادر و حمل آن به آسانی انجام شود.نتیجه گیری: نتایج حاصله حاکی از آن است که چادر نظامی دارای ابعاد ساختاری، عملکردی و فضایی در طراحی است و جهت رسیدن به رویکرد انعطاف پذیری، هرکدام از ابعاد به ترتیب باید دارای خصوصیت تغییر پذیری، تطبیق پذیری و تنوع پذیری باشد.
شناسایی الگوی توسعه فناوری فضایی در ایران با رویکرد تجاری سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه فناوری فضایی، هزینه های بسیار سنگینی دارد. توجه به تجاری سازی این فناوری و کسب درآمد از آن به عنوان راهکاری برای جبران بخشی از هزینه های اکتساب فناوری، می تواند مسیر توسعه آن را در آینده هموار و پایدار نماید و به علاوه، فرصتی برجسته برای دستیابی به درآمدهای بالای این فناوری را برای کشور ایجاد نماید. مقاله حاضر بر تعیین راهبردها و اولویت های توسعه فناوری فضایی ایران بر پایه مطالعه و تحلیل بازار خدمات فناوری فضایی، متمرکز شده است. براین اساس در این تحقیق ابتدا بازار خدمات فناوری فضایی شناسایی و تحلیل شده است تا امکان حضور ایران در هر یک ارزیابی شود. سپس راهبردهای توسعه فناوری فضایی در جهت تجاری سازی این فناوری بر اساس تحلیل سوات پیشنهاد گردیده اند. برای این منظور از نظرات خبرگان با روش دلفی استفاده گردید. همچنین پس از ارزیابی ذی نفعان اصلی فناوری در ایران، اولویت های توسعه از نگاه تجاری تعیین شده و بازار هدف این فناوری برای سرمایه گذاری اثربخش انتخاب گردیده است. بر اساس نتایج این تحقیق، اولویت های توسعه فناوری فضایی ایران در مسیر تجاری سازی آن، در کوتاه مدت حمایت از استارت آپ های پایین دست زنجیره و اپراتوری در حوزه خدمات ثابت ماهواره ای و پخش همگانی، در میان مدت دستیابی پایدار به مدارپایین زمین و شکل دهی به همکاری مشترک بین المللی در حوزه فضا و در بلندمدت، دستیابی به توانمندی ساخت ماهواره های مخابراتی و سنجشی و توانمندی پرتاب به مدار زمین آهنگ خواهد بود.
شناسایی مولفه های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاه ها با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاه ها با روش فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر نحوه جمع آوری داده ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفه های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شده اند و به روش فراترکیب مؤلفه های مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافته های تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاست ها و طراحی برنامه های اجرایی مؤثر نمایند.
تبیین و اولویت بندی پیشایندهای بازاریابی همه کاناله با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
909 - 948
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجایی که پیشرفت های دیجیتال به تکامل و رشد ادامه می دهند، مشتریان هنگام تعامل با کسب وکارها، تجربه خرید آرامی را پیش بینی می کنند. برای برآوردن این انتظارات، کسب وکارها یک استراتژی بازاریابی همه کانالی را اتخاذ می کنند که به مشتریان تجربه خرید کامل و بدون وقفه را از تماس اولیه تا پایان معامله ارائه می دهد. با درک اهمیت این موضوع، یک چارچوب کیفی برای پیاده سازی بازاریابی همه کاناله از طریق این مطالعه شکل گرفت. بازاریابی همه کاناله به طور فزاینده ای برای کسب وکارها حیاتی می شود؛ زیرا آن ها را قادر می سازد تا در کانال ها و دستگاه های مختلف، تجربه ای ثابت و شخصی سازی شده برای مشتریان ایجاد کنند و در نتیجه، رضایت مشتری و وفاداری و عملکرد کلی کسب وکار را افزایش دهند.روش: در این پژوهش از روش فراترکیب و الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شد. پس از جست وجو در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، ۵۹۰ مقاله مرتبط با حوزه بازاریابی همه کاناله شناسایی شد. با بررسی عنوان، چکیده، نتایج و بررسی عمیق تر مقاله های منتخب و با بهره گیری از روش کسپ، در نهایت ۹۸ مقاله اصلی انتخاب و تحلیل شد. تحلیل از طریق کدگذاری مقاله ها در نرم افزار مکس کیودا انجام پذیرفت.یافته ها: یافته های پژوهش مشتمل است بر ۱۰۸۷ کد باز، ۹۰ مقوله فرعی سطح دوم، ۱۳ مقوله فرعی سطح اول و چهار مقوله اصلی که پیشایندهای بازاریابی همه کاناله را در قالب سه سطح ارائه می دهد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که چهار مقوله اصلی فرایندها و عملکردها، محیط، تعامل مشتری و منابع و سرمایه ها، به ترتیب چهار پیشایند اصلی بازاریابی همه کاناله است. از میان ۱۳ مقوله فرعی سطح اول بازاریابی همه کاناله، ۹ مقوله بر اساس درصد تکرار در مقاله ها اولویت بیشتری داشتند که عبارت اند از: استراتژی و ساختار سازمانی، بازار، زمینه محیطی کسب وکار، ویژگی های رفتاری مشتری، منابع فناوری، ویژگی های مشتری، مدیریت منابع مالی، سرمایه انسانی و مدیریت منابع انسانی. در پایان نیز ۲۲ مقوله فرعی سطح دوم اولویت دار، برای حرکت به سمت رویکرد بازاریابی همه کاناله پیشنهاد شد. یافته های این مطالعه، اهمیت حیاتی داشتن درک جامع از ستون ها و زیرمجموعه های کلیدی لازم برای اجرای استراتژی بازاریابی همه کانالی مؤثر را برجسته می کند. کسب وکارها با تمرکز بر چهار دسته اصلی فرایندها و عملکردها، محیط، تعامل با مشتری و منابع و سرمایه، می توانند برای تلاش های بازاریابی همه کانالی خود پایه ای قوی ایجاد کنند. برای تحقیقات آتی دو نوع تحقیقات پیشنهاد می شود. نخست اینکه برای کمّی کردن این پژوهش کیفی، می توان با استفاده از تکنیک های مختلف مقوله های اصلی، مقوله های فرعی سطح اول و مقوله های فرعی سطح دوم را با بهره بردن از نظر متخصصان ایرانی و خارجی اولویت بندی کرد و این نوع پژوهش را می توان به تفکیک نوع صنایعی انجام داد که بازاریابی همه کاناله در آن ها بااهمیت است؛ مانند خرده فروشی، بانک و... پیشنهاد دوم این است که می توان سازمان های بزرگ ایرانی را بر اساس مقوله های شناسایی شده، امتیاز و رتبه بندی کرد و ضعف ها و قوت های این سازمان ها را برای رسیدن به بازاریابی همه کاناله در سطح جهانی استخراج کرد.
مدلی برای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1002 - 1028
حوزههای تخصصی:
هدف: صنعت بانکداری ایران از جمله صنایع خدمات محوری است که در چند سال گذشته با چالش ها و مشکلات عدیده ای روبه رو شده است. یکی از راه های برون رفت از این مشکلات، روی آوردن به نوآوری، به ویژه نوآوری دوسوتوان است. به همین علت، هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران و اولویت بندی این عوامل در قالب مدل ساختاری تفسیری (ISM) است.
روش: پارادایم این پژوهش، پراگماتیسم است و از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات رویکرد ترکیبی است. قلمرو مکانی پژوهش، صنعت بانکداری ایران است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان، اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد بانک ها و همچنین متخصصان حوزه های نوآوری، فناوری، تحول دیجیتال، بازمهندسی فرایندها در بانک بوده است. این افراد در بانک مسئولیت داشتند و در زمینه استراتژی، تصمیم گیری و اجرای نوآوری در بانک ها، از شناخت و تخصص کافی برخوردار بودند. به همین منظور، در این پژوهش از روش نمونه گیری قضاوتی استفاده شده است. پژوهش حاضر در دو مرحله کیفی و کمّی انجام شده است. در مرحله کیفی، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. در این مرحله، ابتدا به مطالعه و بررسی ادبیات موجود در زمینه نوآوری دوسوتوان پرداخته شد؛ سپس با ۲۴ نفر از خبرگان صنعت بانکداری مصاحبه به عمل آمد و در نهایت مؤلفه های خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری استخراج شد. در بخش کمّی نیز پرسش نامه ای بین ۱۳ نفر از خبرگان توزیع شد. داده های جمع آوری شده برای تشکیل ماتریس خودتعاملی و طی کردن مراحل مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. در نهایت با اجرای مراحل مدل سازی ساختاری تفسیری، عوامل شناسایی شده در بخش کیفی، اولویت بندی و در قالب مدل ارائه شد.
یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، در بخش کیفی، عوامل مؤثر بر خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری در قالب ۶۷ مؤلفه، ۱۵ مفهوم و ۶ مقوله اصلی شناسایی شد. سازوکار فرایند اجرایی، یادگیری سازمانی، نقش آفرینی سبک رهبری در نوآوری، ایجاد زیرساخت های فناورانه و تکنولوژیک، بسترسازی سازمانی و درک تلاطم های محیط رقابتی، ۶ مقوله اصلی شناسایی شده برای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری ایران هستند. همچنین بر اساس نتایج بخش کمّی، این عوامل در سه سطح طبقه بندی شدند. در سطح اول، عوامل سازوکار فرایند اجرایی، یادگیری سازمانی و ایجاد زیرساخت های فناورانه و تکنولوژیک قرار گرفت. در سطح دوم، نقش آفرینی سبک رهبری در نوآوری و طبقه بندی شد و در سطح سوم، بسترسازی سازمانی و درک تلاطم های محیط رقابتی قرار گرفت. بدین ترتیب مدل نهایی پژوهش ارائه شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، در وهله اول، مدیران صنعت بانکداری باید بسترسازی سازمانی و درک تلاطم های محیطی را در نظر بگیرند؛ زیرا نسبت به سایر عوامل بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را دارند. در مرحله بعد، مدیران این صنعت باید از سبک های نوآورانه و مشارکتی، در راستای حمایت از خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در صنعت بانکداری اهتمام ورزند و در آخرین مرحله نیز، مدیران این صنعت باید زیرساخت های تکنولوژیک خود را توسعه دهند، به یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در بانک توجه ویژه داشته باشند و فرایند اجرای نوآوری دوسوتوان را عملیاتی کنند. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که اجرای نوآوری دوسوتوان مبتنی بر نوآوری اکتشافی و بهره بردارانه، می تواند صنعت بانکداری ایران را به صنعتی پویا تبدیل کند. نوآوری دوسوتوان باعث می شود تا بانک های فعال در کشور ما، از حالت لختی سازمانی و بی انگیزگی کارکنان رها شوند و به سمت ایجاد محصولات مالی متنوع مبتنی بر نیاز مشتریان خود روی آورند. مبتنی بر نتایج پژوهش، یکی دیگر از پیامدهای خلق و اجرای نوآوری دوسوتوان در بانک های ایران، بهبود عملکرد اکوسیستم بانکی و مالی کشور است. ایجاد شبکه ها و اتحادهای مختلف بین ارکان مختلف اکوسیستم بانکی و تأمین مالی برای زنجیره ارزش کسب وکارها، می تواند از نتایج اجرای نوآوری دوسوتوان در نظام بانکی ایران باشد.
یک مدل داده محور برای رتبه بندی خطوط هوایی با استفاده از تصمیم گیری چندمعیاره و تحلیل احساسات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
560 - 596
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل بازخورد مشتری از طریق وبسایت های خطوط هوایی، به دلیل دقت زیاد و جامعیت آن در ارائه اطلاعات، بهتر از روش های مرسوم جمع آوری این بازخوردها از طریق پرسش نامه هاست. با بهره گیری از فناوری کلان داده، این وبسایت ها میلیون ها نظر مسافران را جمع آوری و تجزیه وتحلیل می کنند و اطلاعات دقیق تری از تجربه های مشتریان را ارائه می دهند. نظرهای آنلاین، به عنوان یک پلتفرم باز، امکان ارائه انتقادها و پیشنهادها به کارفرماها را فراهم می کنند و به دلیل حجم زیاد و انتشار گسترده، می توانند به عنوان منبع ارزشمندی برای تحلیل احساسات و نیازهای مشتریان استفاده شوند. بر این اساس، پژوهش حاضر یک چارچوب داده محور برای رتبه بندی خطوط هوایی پیشنهاد می کند که ترکیبی از روش های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) و تحلیل احساسات (SA) در سطح جنبه است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی کیفیت خدمات خطوط هوایی و رتبه بندی آن ها با استفاده از نظرهای ثبت شده در وبسایت SKYTRAX از تجربه مسافران بر مبنای احساسات کاربران است که در نظرهای آن ها مستتر است.
روش: چارچوب پیشنهادی شامل سه مرحله است. در مرحله ۱، پس از جمع آوری داده ها و پیش پردازش متن، ویژگی های خطوط هوایی با استفاده از الگوریتم تعداد صفت بالا (HAC) استخراج می شوند. در مرحله ۲، جهت گیری احساسات در هر خط هوایی شناسایی می شود تا نمره های عملکرد مربوط به هر خط هوایی محاسبه شود. در مرحله ۳، رتبه بندی خطوط هوایی با استفاده از روش تاپسیس، بر مبنای اعداد فازی شهودی و با توجه به نمره های حاصل از مرحله دوم انجام می شود. مجموعه های فازی شهودی (IFS) برای نمایش مؤثر نظرهای مشتری، از جمله عبارات مردد، در ماتریس تصمیم گیری استفاده می شوند. همچنین وزن معیارها با استفاده از روش آنتروپی تعیین می شود. در ادامه، برای نشان دادن جنبه کاربردیِ روش پیشنهادی، مدل ترکیبی در یک نمونه واقعی برای رتبه بندی خطوط هوایی منتخب خاورمیانه با استفاده از بررسی نظرهای آنلاین مشتریان (OCR) در وبسایت SKYTRAX آزمایش شده است. ۸۰۱۰ نظر که از ژانویه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۲۱ در سایت SKYTRAX ثبت شده، جمع آوری شده است.
یافته ها: نتایج حاصل از عملکرد 10 خط هوایی تجزیه وتحلیل شد و رتبه بندی بین آن ها صورت گرفت. نتایج نشان داد که خطوط هوایی کلاس اقتصادی با وزن 17/0 بیشترین اهمیت را دارد و از نظر مسافران، ویژگی هایی مانند خدمات مشتری، فضای پا، تأخیر در پرواز و بازرسی امنیتی با وزن 11/0 در مقایسه با سایر ویژگی ها، اهمیت یکسانی دارند. با توجه به نتایج، خط هوایی Middle East Airlines در بین ده خط هوایی (Saudi Arabian Airlines, Kuwait Airways, Oman Air, Iran Air, Egyptair, Royal Jordanian Airlines, Middle East Airlines, Pegasus Airlines, flydubai, Air Arabia) بهترین عملکرد را دارد؛ به این معنا که نزدیک ترین فاصله از راه حل ایدئال مثبت مجموعه فازی شهودی و دورترین فاصله از راه حل ایدئال منفی مجموعه فازی شهودی را دارد. در حالی که Pegasus Airlines نزدیک ترین فاصله به راه حل ایدئال منفی و دورترین فاصله از راه حل ایدئال مثبت را دارد و عملکرد آن در بین چهار خط هوایی کمترین است.
نتیجه گیری: این پژوهش به مدیران خطوط هوایی کمک می کند تا به دنبال زمینه های بهبود باشند و بتوانند برای دستیابی به مزیت رقابتی بهتر در بازار، عملکردشان را با رقبای خود مقایسه کنند. از داده های این پژوهش می توان به منظور ایجاد یک سیستم توصیه برای مسافران استفاده کرد تا به آن ها کمک کند خطوط هوایی ای را انتخاب کنند که به بهترین وجه انتظارات، خواسته ها و هدف سفرشان را برآورده کند. این می تواند عواملی مانند بودجه، مقصد و نوع کلاس پرواز را در نظر بگیرد و به درک بهتر نیازهای مشتریان برای مدیران خطوط هوایی کمک کند.
ویژگی های شرکتی تعیین کننده گزارشگری پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
149 - 184
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت گزارش پایداری در میان ذینفعان، هدف این پژوهش تببین مدلی برای عوامل سازمانی اثرگذار بر افشای گزارش پایداری است. چنین مدلی می تواند برای متفکران حسابداری و مدیران شرکت ها در دستیابی به شناخت عوامل اثر گذار بر گزارش پایداری و ارتقای کیفیت آن مؤثر باشد. طی پژوهش عوامل سازمانی اثر گذار بر گزارشگری پایداری با تحلیل عاملی مرتبه اول به دست می آوریم، سپس در کنار سایر متغیرهای پژوهش، تأثیر عوال سازمانی بدست آمده را بر نمره افشای گزارشگری پایدار بدست می آوریم. سپس پیامدهای گزارشگری پایداری را با روش رگرسیون به ظاهر نامرتبط بدست می آوریم. نمونه پژوهش شامل اطلاعات مربوط به ۱۹۴ شرکت بورس اوراق بهادار تهران، برای سال های مالی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، که از صورتهای مالی، گزارش مدیریت و اطلاعات کمیته حسابررسی گردآوری شده است. یافته های تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان می دهد که بیست عامل می توانند در گزارش پایداری موثر باشند. ما اثر این عوامل را بر نمره ی افشای گزارش پایداری بدست آوردیم و سپس پیامد گزارشگری پایداری در قالب تأثیر بر بازدهی بررسی کردیم. نتایج پژوهش نشان می دهد که عوامل اثر گذار بر گزارش پایداری در قالب هشت بعد اندازه شرکت، هیات مدیره، ساختار مالکیت، ساختار نظارتی و ساختار حاکمیت شرکتی، استراتژیک بودن صنعت، سود آوری و اهرم مالی طبقه بندی می شوند. همچنین رابطه متقابلی بین افشای گزارش پایداری و بازده حقوق صاحبان سهام وجود دارد. این نتایج می تواند به حسابداران و مدیریت در بهبود کیفیت گزارشگری پایداری و همچنین ارائه مستقل گزارش پایداری و پیوستن به جامعه جهانی موثر باشد
طراحی مدل مدیریت چالش های پیاده سازی سازمان خودگردان غیر متمرکز (دائو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر صنعت بیمه در ایران با چالش هایی نظیر پیچیدگی در فرایندها، هزینه های بالا و کاهش اعتماد مشتریان روبه رو است. در نتیجه این چالش ها، نیازمندی های جدیدی برای بهبود عملکرد و افزایش اثربخشی در صنعت بیمه به وجود آمده است. در این راستا، پیاده سازی مدل سازمان خودگردان غیرمتمرکز (دائو) به عنوان یکی از راهکارهای نوین مطرح می گردد که با کمک فناوری بلاکچین و قراردادهای هوشمند می تواند به حل بسیاری از مشکلات موجود در صنعت بیمه کمک کند. این مفهوم در مرکز این پژوهش قرار دارد که آیا دائو می تواند در صنعت بیمه پیاده سازی شود؟ چالش های پیاده سازی سازمان دائو بیمه ای در ایران چیست؟ برای رسیدن به اهداف پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 16 متخصص و فرد خبره در صنعت بیمه (در سه حوزه مالی، فنی و حقوقی) و برخی از استادان فعال در حوزه فناوری بلاکچین مصاحبه صورت گرفت. تحلیل اطلاعات از روش استراوس و کوربین و مدل پارادایمی انجام گرفت و نتیجه این تحلیل استخراج 317 مفهوم، 69 مقوله و 24 عامل است. این تحقیق برای اولین بار در کشور به بررسی پیاده سازی سازمان دائو بیمه ای و عوامل مؤثر بر آن می پردازد و چالش های پیاده سازی را شناسایی و راهکارهایی را برای مقابله با آن ها ارائه می نماید. همچنین نتایج و پیامدهای پیاده سازی این مدل مورد بررسی قرار می گیرد.
عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود شرکت ها: رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: تقسیم سود نشان دهنده تعهد مالی شرکت به سهامداران برای پرداخت بخشی از بازده سرمایه گذاری آنها محسوب می شود. چنین موضوعی به به کارگیری سیاست های مناسب و شناسایی عوامل موثر بر آن برای مدیریت وجوه نقدی آتی ورودی به شرکت نیازمند است. پژوهشگران دانش مالی پژوهش های گوناگونی انجام داده و عوامل مختلف موثر بر سیاست تقسیم سود را معرفی کرده اند. برخی از این عوامل عبارت اند از ساختار سرمایه، هزینه نمایندگی، گزارشگری حسابداری، نرخ موثر مالیاتی؛ اما نتایج تناقض و پراکندگی داشته است.روش: انجام یک پژوهش جامع و فراگیر با رویکرد فرا تحلیلی درباره تعیین اهمیت هر یک از عوامل موثر برسیاست تقسیم سود برای دست یابی به جمع بندی کلی و رفع تناقض ها و پراکندگی نتایج ضروری به نظر می رسد. برای بررسی پژوهش های پیشین ابتدا متغیرهای مدنظر تعیین و سپس اطلاعات لازم برای 196 پژوهش تا سال 2021 گردآوری شد. بر اساس نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک، تعداد پژوهش های باقیمانده که ویژگی های لازم برای ورود در فرآیند فراتحلیل دارند، برابر با 123 مقاله به دست آمد. داده های استخراج شده کد بندی شده و در نرم افزار آماری CMA2 وارد شد. محاسبه اندازه اثر و ارزیابی همگنی و ناهمگنی موجود در اندازه اثر صورت گرفت.نتایج: نتایج نشان می دهد که عوامل ساز و کار راهبری شرکتی و هزینه نمایندگی در سیاست تقسیم سود شرکت ها تأثیر نداشته است؛ اما تأثیر مثبت عوامل جریان نقدی آزاد، نسبت های سودآوری، کیفیت گزارشگری مالی، نرخ مؤثر مالیاتی، ساختار سرمایه، سرمایه گذاران نهادی، عدم تقارن اطلاعاتی، توانایی مدیران و تمرکز مالکیت در سیاست تقسیم سود تأیید شد.
تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر میزان مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف میزان تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی شهر مود در استان خراسان جنوبی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در زمره تحقیقات شبه آزمایشی با طرح گروه آزمایش و گروه کنترل است. درجمع آوری داده ها از پرسشنامه مسئولیت پذیری نوجوانان (نعمتی،1386) که شامل 50 سؤال است استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 120 عضو نوجوان کتابخانه عمومی شهر مود بود که تعداد 40 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه در دو گروه 20 نفری، به روش گمارش تصادفی انتصاب شدند. در تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل استفاده شد. یافته ها: میانگین مسئولیت پذیری اعضای نوجوان کتابخانه، بیشتر از حد متوسط و کمتر از حد مطلوب بود. تفاوت معنی داری میان مسئولیت پذیری و همچنین هفت مؤلفه آن -شامل خودمدیریتی، نظم پذیری، قانونمندی، امانتداری، وظیفه شناسی، سازمان یافتگی و پیشرفت گرایی- در دو گروه آزمایش و کنترل مشاهده شد. مرحله پیگیری نشان داد که میزان میانگین مسئولیت پذیری و شش مؤلفه آن رو به فزونی بوده است. نتیجه گیری: این پژوهش به دنبال آن بود تا قدمی در مسیر پر کردن خلأ نظری و کاربردی در زمینه انجام مطالعات مربوط با نمایان کردن ظرفیت کتابخانه های عمومی در رشد شخصیت و کسب مهارت های فردی و اجتماعی نوجوانان بردارد.
ارزیابی نقش ظرفیت خلاق بر تحقق نشاط فرهنگی در شهرهای تاریخی با تأکید بر مؤلفه های جاذب طبقه خلاق (مورد مطالعاتی: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشاط فرهنگی، با ارزیابی وضعیت ترویج فرهنگ و میزان مشارکت فرهنگی در شهر، سرزندگی فرهنگی شهری را می سنجد. نظربه وجود ظرفیت های خلاق و فرهنگی قابل توجه در شهرهای تاریخی ایران، این موضوع نیازمند بررسی است که مبتنی بر چه سازوکاری می توان از ظرفیت های خلاق این شهرها درراستای تحقق نشاط فرهنگی استفاده نمود. لذا هدف از پژوهش حاضر، سنجش تأثیرپذیری نشاط فرهنگی شهرهای تاریخی از مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق باتأکید بر مؤلفه های جاذب طبقه خلاق است. ماهیت پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارکنان شهرداری منطقه بافت تاریخی شهر یزد به تعداد 240 نفر بوده است و نمونه آماری شامل 144 نفر از این افراد است که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه است و داده های پژوهش بااستفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) موردتحلیل قرارمی گیرد. براساس نتایج بدست آمده، مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق به طورمستقیم باعث تحقق نشاط فرهنگی درشهر نمی شود اما مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق ازطریق جذب طبقه خلاق، بر نشاط فرهنگی تأثیر غیرمستقیم می گذارد. براین اساس، سرمایه گذاری برای شناسایی و پرورش مؤلفه های ظرفیت ساز خلاق در شهرهای تاریخی، به خودی خود نمی تواند همبستگی معناداری با افزایش سطح نشاط فرهنگی ایجادکند اما چنانچه استفاده از ظرفیت های خلاق شهر، درراستای حفظ و جذب طبقه خلاق صورت گیرد، نشاط فرهنگی بیشتری را در شهرهای تاریخی شاهد خواهیم بود.






