هدف این تحقیق، یافتن پاسخی علمی به این پرسش است که در شرکت های رو به افول، کدام یک از دو معیار سود یا ارزش دفتری، رابطه قوی تری با ارزش شرکت دارد. پیشینه تحقیقات حاکی از آن است که رابطه معیارهای فوق با ارزش شرکت، در شرکت های رو به افول نسبت به سایر شرکت ها متفاوت است. نتایج این تحقیق در مورد شرکت های قوی سازگار با تحقیقات قبلی است و نشان می دهد که سود خالص در این شرکت ها (نسبت به ارزش دفتری) رابطه قوی تری با ارزش شرکت دارد. اما در مورد شرکت های رو به افول، نتایج مغایر با تحقیقات قبلی است، و حاکی از آن است که رابطه ارزش دفتری با ارزش شرکت تقریباً مساوی با رابطه سود با ارزش شرکت است، و هر چند رابطه ارزش دفتری اندکی بیشتر است، ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نیست.
در چارچوب پارادایم زبانی، همواره مرتبط با تلقی حقیقت به عنوان سازگاری، این مسأله وجود دارد که چگونه می توانیم در پرتو دلائل قابل دسترس، ادعای حقیقی نامشروطی را بیان کنیم که ورای آنچه توجیه شده است، قرار دارد. به عبارت دیگر، اگر در چارچوب زبانی، حقیقت یک قضیه را نمی توان مطابقت آن با چیزی در جهان دانست، زیرا در این صورت ما باید قادر باشیم از زبان خارج شویم، در حالی که از زبان استفاده می کنیم، پس چگونه حقیقت از توجیه قابل تشخیص است. در پاسخ به این سؤال دو نظریة اصلی مطرح می گردد: از یک طرف، ریچارد رورتی به دلیل رادیکال کردن پراگماتیکی چرخش زبانی، فهم غیررئالیستی از شناخت را مطرح می کند و حقیقت را با توجیه یکسان می داند. او معتقد است از آنجا که هیچ چیزی غیر از توجیه وجود ندارد و هیچ راهی وجود ندارد که از عقاید و زبانمان خارج شویم تا وسیلة آزمون دیگری غیر از سازگاری بیابیم، لذا مفهوم حقیقت اضافی است. از طرف دیگر، متفکرانی مانند یورگن هابرماس، سعی می کنند شهودهای رئالیستی را در درون پارادایم زبانی حفظ کنند. هابرماس معتقد است، ارتباط درونی بین حقیقت و توجیه وجود دارد و توجیهی که در یک چارچوب خاص به نحو موفق مطرح می شود، می تواند معطوف به حقیقتی مستقل از چارچوب باور موجه باشد. از نظر هابرماس برای تبیین رابطة درونی حقیقت و توجیه فقط می توان به عمل متقابل بین اعمال و گفتمان استناد نمود. فقط تأثیر متقابل دو نقش متفاوت پراگماتیک مفهوم حقیقت که در چارچوب های عملی و گفتمان عقلانی ایفا می شود، می تواند تبیین کند که چرا توجیه موفق یک باور مطابق با معیارهای خاص ما، در راستای اثبات حقیقت مستقل از چارچوب باور موجه است.
اخلاق حرفه ای مجموعه ای از کنش ها و واکنش های اخلاقیِ پذیرفته شده و قابل قبولی است که از سوی سازمان ها یا مجامع و انجمن های حرفه ای مقرر می شود تا مطلوب ترین روابط اجتماعی ممکن را برای اعضای خود و یا ذی نفعانِ دیگر در اجرای وظایف و مسئولیت های حرفه ای فراهم آورد. امروزه اخلاق؛ و رفتار حرفه ای مبتنی بر آن، از چنان اهمیتی برخوردار شده که حتی شرکت های بزرگ تجاری صنعتی نیز در قبال مسئولیت های اجتماعی، خود را پایبند نوعی اخلاق حرفه ای می دانند و آن را در قالب آیین رفتار حرفه ای یا منشور اخلاقی سازمان، به عنوان راهنمای عمل مدیران و کارکنان خود از یک سو و مهم ترین استراتژی های سازمان در روابط خود با مشتریان از سوی دیگر مطرح و منتشر می کنند. افزون بر این، ضوابط رفتاری و اخلاقی به عنوان بخشی از حقوق ذینفعان در معرض دید و توجه آنان قرار می گیرد. کسب و تجارتی ماندگار و بالنده است که با مشتریان صادق بوده و ارتباطی مؤثر با آنها برقرار سازد. رمز بقا و دوام هر کسب و کاری رعایت اصول اخلاق حرفه ای در آن است. در چند دهه ی اخیر سرمایه گذاری مبتنی بر اصول اخلاقی به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات در عرصه ی کسب و کار مطرح شده است. ریشه های این گرایش در جامعه و هم چنین در میان سرمایه گذاران بسیار متفاوت است.
مقاله ی حاضر با روش تحلیلی توصیفی در صدد تبیین اهمیت رعایت اصول اخلاقی در کسب و کار، بیان مهم ترین اثرات بکارگیری این اصول در رونق کسب و کار و تبیین اهم چالش های پیش رو در این زمینه است، همچنین به آسیب شناسی عدم رعایت اصول اخلاقی مربوط به کسب و کار حرفه ای پرداخته است. مهم ترین اصول اخلاق حرفه ای عبارتند از: درستکاری و بی طرفی؛ تعهد حرفه ای، رازداری؛ صلاحیت و مراقبت حرفه ای. و در چهار سطح جامعه، گروه های ذی نفع، رفتار افراد در درون سازمان با یکدیگر؛ و با دیگر افراد خارج سازمان قابل طرح است. مسائل اخلاقی می تواند در بخش های مختلف حرفه ای مانند امور مالی، مدیریت منابع انسانی؛ بازاریابی و اقدامات پیشبرد فروش؛ عملیات تولید، مالکیت معنوی، مدیریت دانش و مهارت؛ و تجارت بین الملل مطرح گردد.
ارتباطات ویروسی، با محوریت وجود پیام ویروسی، به تازگی کاربردهای بسیاری یافته است. وجود ویروس در پیام ها باعث می شود پیام، خاصیت خود تکراری پیدا کند و سرعت توزیع آن در بین مخاطبان افزایش یابد. هدف پژوهش حاضر نیز مطالعه تأثیر ویروس های قابل استفاده در پیام ها، بر سرعت انتقال پیام بوده است. به این منظور مدل جامع ارتباطات ویروسی با بررسی ادبیات موضوع و دیدگاه های اندیشمندان این حوزه طراحی شد. برای سنجش این مدل تعداد 57 کارشناس که با روش نمونه گیری خوشه ای از بین جامعه آماری کارشناسان واحدهای روابط عمومی شهرستان بجنورد انتخاب شده بودند به پرسشنامه ای محقق ساخته مشتمل بر 7 عامل و 42 گویه پاسخ دادند. نتایج بررسی معادلات ساختاری مدل نشان داد، تعجب، سرور و ترس بر سرعت انتقال پیام تأثیر مثبت دارند. ویروس غم بر سرعت انتقال پیام تأثیر منفی می گذارد و خشم و تنفر تأثیری بر سرعت انتقال پیام ندارند.
در عصر حاضر مسئله حقوق بشر و مناسبت آن با آموزه های دینی از مباحث مناقشه برانگیز در میان اندیشمندان است. هدف اصلی این پژوهش بررسی میزان تمایلات طبقه تحصیل کرده شهری (زن و مرد) نسبت به حقوق بشر از یکسو و بررسی نسبت دینداری پاسخگویان با تمایل آنان به حقوق بشر با تأکید بر مقایسه میان زنان و مردان، از سوی دیگر می باشد. یافته های این پژوهش که به روش کمی (پیمایش) بر روی 214 نفر از زنان و مردان ساکن شیراز انجام گرفته است، ضمن نشان دادن تمایل زیاد پاسخگویان به حقوق بشر، بر تمایل بیشتر زنان نسبت به حقوق بشر در مقایسه با مردان تأکید می نماید. مشاهده تفاوت میان جنسیت پاسخگویان و نوع راه حل پیشنهادی آنان جهت افزایش حقوق بشر و تأکید بیشتر زنان نسبت به قانون گرایی از یکسو و تفاوت معنی دار میان تمایل به ارزش های اسلامی و تمایل به حقوق بشر در میان پاسخگویان از سوی دیگر از مهمترین نتایج این مطالعه است.