هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی رفتاردرمانگری دیالکتیکی همراه با دارودرمانگری در مقایسه با دارو درمانگری در کاهش میزان گرایش به خودکشی در بیماران دچار افسردگی اساسی بود. روش: روش شبه آزمایشی، با دو گروه آزمایش (رفتار درمانگری دیالکتیکی و دارو درمانگری) و گروه گواه (دارودرمانگری) و جامعه آماری بیماران مراجعه کننده به بیمارستانهای لقمان- الدوله، آزادی و مرکز خدمات روانشناختی مهرتابان بود که افسردگی اساسی همایند با افکار خودکشی داشتند. با روش نمونه- گیری تصادفی طبقهای در هر گروه تعداد 12 نفر 7 زن و 5 مرد انتخاب شد. ابزارهای پژوهش مصاحبه تشخیصی ساختار یافته، ، براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی 2000 آزمون افسردگی 2005 و خودکشی بک 1997 بود. دارودرمانگری و رفتاردرمانگری دیالکتیکی به صورت فردی و گروهی به مدت 7 ماه (هر هفته دو جلسه مجموعاً 28 جلسه انفرادی و 28 جلسه گروهی) انجام گرفت. یافتهها: یافته نشان داد رفتاردرمانگری دیالکتیکی همراه با دارودرمانگری در کاهش میزان گرایش به خودکشی مؤثرتر از دارودرمانگری به تنهایی است. نتیجهگیری: در حوزه درمان و زمینه کار با افراد افسرده و افرادی که در حالت بحران به سر می برند و گرایش به خود شی دارند ، رفتار درمانی دیالکتیکی با توجه به ماهیت آن، بسیار کارا و نوید بخش به نظر می رسد.
Ab? Sahl W?jan (B?zhan) ibn Rustam al-K?h? the 10th century mathematician and astronomer was from Tabarist?n (present M?zandar?n) province of Iran. Apart from his rich legacy kept in several manuscripts and studied, edited and translated widely, we know that some of his works have been lost. In this article, K?h?’s lost mathematical works are traced through references and quotations in the works of other scholars, especially his contemporary al-Sijz?, and K?h? himself.
مقاله ای که از نظر می گذرد با هدف و ضرورت شناسائی چالش های برنامه ریزی نظام آموزش متوسطه ی ایران ( سال های 1385 – 1375 ) که پیش نیاز تعلیمات عالی و فراهم ساز وظیفه ی توسعه و پیشرفت میراث علمی – فرهنگی جامعه دانشگاهی است حول دو گروه : الف) فرضیه های مربوط به متغیرهای عوامل انسانی شامل : بی ثباتی مدیریت – کمبود متخصص برنامه ریزی آموزشی – افزایش تقاضای اجتماعی آموزش – ناهماهنگی اداری و اجرائی – سیاست گذاری های متمرکز دولت – عدم ارزشیابی مستمر علمی اهداف – عدم دسترسی برنامه ریزان به اطلاعات مورد نیاز. ب) فرضیه های مربوط به متغیرهای عوامل غیر انسانی شامل : زمانبندی نامناسب برنامه ها – بودجه بندی نامناسب برنامه ها – فضا و امکانات نامناسب آموزشی انجام شد. این تحقیق از نوع توصیفی – تحلیلی است که از لحاظ هدف تحقیقی کاربردی است. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه ی رؤسا – برنامه ریزان و دبیران وزارت آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه های کشور ( با درجه دکتری ) ترجیحاً با رشته ی علوم تربیتی و با حداقل 20 سال سابقه ی کار به تعداد تقریبی 12800 نفر تشکیل می دهند که تعداد 90 نفر به میزان 7/0 درصد کل جامعه آماری با 30 نفر در هر گروه تشکیل داده اند. نمونه گیری در این پژوهش به روش دلفی " Method – Delphi " و به طور غیر تصادفی از استان های تهران – مازندران – گلستان – خراسان شمالی و رضوی انتخاب گردید. برای تعیین روایی پرسشنامه از طریق روش آلفای کرانباخ بررسی و به مقدار 96/0 محاسبه گردید. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار S. P. S. S و روش های آمار توصیفی و آزمون کای اسکوئیر و احتمال معنی داری Value – P تجزیه تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین مجموع متغیرهای مستقل با متغیر وابسته همبستگی معنی داری وجود دارد.
ناپایداری توسعه جوامع بشری در دو قرن اخیر و پیامد های زیان بار آن، که تابعی از متغیرهای جمعیت، سرانه و الگوی مصرف می باشد، رهیافت توسعه پایدار را به عنوان مهمترین موضوع دهه آخر قرن بیستم، مطرح می سازد. پایداری شهری نیز به عنوان شاخه ای مهم در این مفهوم، پدیده ای با ابعاد گسترده و پیچیده است که در رشد و تکوین شهرها عوامل اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی را مورد توجه قرار می دهد. با گسترش مفهوم توسعه پایدار در سطح بین المللی، دانشمندان مدل های کمی و کیفی فراوانی برای اندازه گیری توسعه پایدار جوامع و شهرها ارائه نمودند. یکی از مدل های کمی مهم، روش جای پای بوم شناختیاست. این پژوهش در پی این است تا تأثیر عوامل اجتماعی- اقتصادی و جمعیتی را بر اجزاء جای پای بوم شناختی مورد ارزیابی قرار دهد. جامعه آماری این مطالعه250 نفر از ساکنان شهر بوشهر هستند که با استفاده از تحلیل رگرسیونی به بررسی داده ها پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که پارامترهای متغیر مستقل، حدود 84% بر اجزاء EF در شهر بوشهر تأثیر دارند.
هدف : هدف اصلی این مقاله ارائه یک سیستم استنتاج فازی جامع از مجموعه خدمات مهم وب سایت های فارسی کتابخانه ها برای ارزیابی کیفیت وب سایت کتابخانه های دیجیتال جهت ارتقاء کیفی این خدمات می باشد.
روش: خدمات اساسی و ضروری جهت ایجاد و بهبود وب سایت کتابخانه های دیجیتال در ایران پس از بررسی سی و پنج وب سایت پر بیننده کتابخانه های دیجیتال در ایران استخراج گردیده و توسط آزمون های آماری آنتروپی شانون و نرخ اعتبار سنجی محتوا، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در ادامه با استفاده از روش شناسی ایجاد سیستم استنتاج فازی، سیستم فازی به منظور کیفیت وب سایت کتابخانه های دیجیتال در ایران طراحی گردیده است.
یافتهها: یافته های این پژوهش مشتمل بر شناسایی پرکاربردترین خدمات وب سایت های کتابخانههای دیجیتال و طراحی سیستم استنتاج فازی جهت ارزیابی کیفیت وب سایت های کتابخانه های دیجیتال در ایران می باشد. سیستم ارائه شده برای طراحان و مدیران وب سایت کتابخانه های دیجیتال این امکان را فراهم می سازد که بر مبنای پرکاربردترین خدمات وب سایت ها، نسبت به ارزیابی سایت اقدام نموده و نقاط ضعف را شناسایی نمایند.
اصولاً یکی از حوزه های مورد توجه مدیران، ارزیابی عملکرد بخشهای مختلف سازمان و سنجش کارایی آنها در استفاده از منابع ورودی و تبدیل آنها به محصولات و ستانده های خروجی است. در تمام سازمانهای تولیدی و خدماتی تلاش برای تحصیل سود و رضایت ذی نفعان، انگیزه فعالیتهای مختلف است. هر چند این تعریف در سازمانهای دولتی و عمومی تفاوتهایی خواهد داشت، نقش کارایی سازمان در کاربرد مطلوب منابع در جهت ارائه و تولید بهترین محصولات و خدمات کاملاً مشهود است. با توجه به اهمیت اندازه گیری کارایی در ارزیابی عملکرد هر شرکت یا سازمان، پژوهشگران به این مسئله توجه زیادی کرده اند و الگوها و ابزارهای متعددی در این خصوص ارائه شده است. از آنجا که استفاده از روش های علمی در تصمیم گیریهای مدیران در اتخاذ تدابیر صحیح از سوی آنها نقش مهمی ایفا می کند، در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل فراگیر داده ها، که یکی از الگو های تحقیق در عملیات است، به بررسی موضوع کارایی نسبی در واحدهای استانی ناجا پرداخته، و از طریق ترکیب این روش با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی سعی در رتبه بندی کامل کارایی در واحدهای کارا شده است.
در سال های اخیر، حوزه بین رشته ای یا بین رشتگی[1]، به عنوان یکی از مهم ترین حوزه های پژوهش در زمینه آموزش به طور کلی و آموزش عالی به طور خاص، از اهمیت دوچندان برخوردار شده است. در بیشتر نظام های آموزش عالی دنیا، سرمایه گذاری در دوره های تلفیقی در سطوح سه گانه کارشناسی، ارشد و دکتری به امری رایج و معمول تبدیل شده است. یکی از این موارد را می توان تحقیقاتی مثال زد که در حوزه علوم بسیار پیچیده در مؤسسات معتبر دانشگاهی کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا و کانادا در حال انجام است. این مؤسسات اغلب در پی تربیت متخصصان در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری هستند. اما نتایج حاصل از گزارش های منتشر شده در خصوص برنامه های درسی بین رشته ای، کارگزاران امر آموزش عالی را با سئوال های جدی و نشأت گرفته از واقعیات روبه رو ساخته است که باید به آنها پاسخ داده شود. از جمله اینکه: ما چگونه بایستی مواد آموزشی بین رشته ای را برای گروهی از افراد تدریس نماییم که دارای پیش زمینه متفاوت از تحصیلات، توانایی و تجارب هستند؟ مباحث مطرح در رویکرد بین رشته ای کدامند؟ طراحی بین رشته ای در هر کدام از دوره های تحصیلات تکمیلی چگونه است؟ در این مقاله، سعی بر آن است که از طریق بازخوانی ادبیات مربوط به حوزه بین رشته ای در آموزش عالی، پاسخ های مناسب و درخور به این سئوال ها داده شود، ضمن اینکه، سعی خواهد شد تا به نتایج و پیامدهای حاصل از اجرای این برنامه ها اشاره گردد. در بخش دیگر مقاله؛ ضمن اینکه به بررسی پایه های تئوریک رویکرد بین رشته ای پرداخته می شود، سعی خواهد شد آنچه تحت عنوان «علوم پیچیده[2]» و تأثیر آن بر برنامه درسی بین رشته ای در آموزش عالی از آنها نام برده می شود، واکاوی و مورد بحث قرار گیرد.
<br clear="all" />
[1]. Interdisciplinary or Interdisciplinarity
[2]. Complex Sciences
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی و سرعتی بر برخی عوامل آمادگی جسمانی در دانشجویان مرد غیر ورزشکار بود. روش شناسی: تعداد 36 دانشجوی مرد غیر ورزشکار (میانگین سن 1/21 سال، میانگین وزن6/73 کیلوگرم و میانگین قد 76/1 سانتی متر) به طور تصادفی انتخاب و به سه گروه تمرین مقاومتی، سرعتی و کنترل تقسیم شدند. گروه های تمرین مقاومت (به شکل هرمی) و سرعتی (به شکل هرمی) هر یک برنامه تمرین ویژه خود را به مدت 6 هفته و 3 جلسه در هفته اجرا کردند. نتایج: نتایج به دست آمده از روش آماری t مستقل نشان داد که تمرین مقاومتی و سرعتی موجب تغییر معنی داری در انعطاف پذیری، قدرت و توان بی هوازی شدند (0001/0 =p) هم چنین نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین این دو نوع تمرین از نظر انعطاف پذیری و توان بی هوازی اختلاف معنی داری وجود نداشت (34/0= p)، اما این تفاوت در قدرت معنی دار بود (0001/0 =p). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان چنین نتیجه گرفت که تمرینات هرمی مقاومتی و سرعتی می توانند موجب بهبود انعطاف پذیری، قدرت عضله همسترینگ و توان بی هوازی شوند، اما به نظر می رسد تمرینات مقاومتی روش موثرتری بر قدرت عضله همسترینگ باشد.
هدف: هدف این پژوهش، بررسی رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی دانشگاه اراک دراستفاده از اینترنت می باشد. بعلاوه تفاوت رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی در حوزه های علوم انسانی، علوم پایه، فنی مهندسی و کشاورزی، و ارتباط عواملی همچون مهارتهای رایانه ای با رفتار اطلاع یابی، رابطه جنسیت با میزان استفاده آنان را نیز مورد مطالعه قرار دهد.
روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی بوده، جامعه مورد مطالعه، اعضای هیات علمی دانشگاه اراک و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مهمترین اهداف جستجوی اطلاعات توسط اعضای هیات علمی، اهداف پژوهشی، آموزشی و روزآمد کردن اطلاعات تخصصی می باشد، بیشترین استفاده از مجلات الکترونیکی و پایگاه های اطلاعاتی است. وب، پست الکترونیکی و اتاق های گفتگو به عنوان مهمترین امکانات اینترنت و موتورهای جستجو، نشانی منابع اطلاعاتی و ابرموتورهای جستجو کارآمدترین ابزار جستجو می باشد. همچنین جستجوی پیشرفته، جستجوی کلیدواژه ای و جستجوی ساده پرکاربردترین شیوه های جستجوی اطلاعات در اینترنت هستند. ترافیک شبکه و پایین بودن سرعت اینترنت و عدم دستیابی به اصل مدرک از عمده مشکلات استفاده از این فن آوری می باشد.
نتایج: رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی در حوزه های مختلف متفاوت است. بین نوع منابع اطلاعاتی مورد استفاده و متغیر مهارتهای زبانی و بین میزان استفاده اعضای هیات علمی از اینترنت با متغیر جنسیت ارتباط معناداری وجود دارد.
بحث عملکرد مهندسان در جامعه ، وظایف و مسئولیتهایی که مهندسان در توسعه اجتماعی، اقتصادی و صنعتی دارند و وجود طبقه مهندسان در سطوح مختلف مدیریت و برنامه ریزی کشور سبب شده است تا توجه به علوم انسانی و تأکید بر نقش آن در تربیت مهندسان طی دو دهه گذشته در صدر بازنگری و اصلاح برنامه های آموزش مهندسان قرار گیرد. از آنجا که تربیت در جهان کنونی و عصر دانایی فقط با آموزش میسر نیست، تکیه این نوشتار بر داشتن اعضای هیئت علمی ای است که نه تنها به علم و تخصص مربوط تسلط داشته باشند، بلکه رفتار و اعمال آنها سرشار از خردمندی و فضلیت باشد و به کمال معرفت و مکارم اخلاقی نیز آراسته شده باشند. اعضای هیئت علمی مهم ترین الگوی تأثیر گذار در تربیت و تعلیم دانشجویان هستند و اگر آنها صالح باشند و در انجام دادن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی خود اخلاق حرفه ای را رعایت و در ادای مسئولیتهای خود با حکمت و عشق خدمت کنند، مطمناً تأثیرات ارزشمندی بر تربیت دانشجویان خواهند گذاشت. در این مقاله ابعاد اخلاق از نظر فلسفه عقلی و مسئولیت پذیری و ارتباط آن با نقش استادان در ایجاد الگوی انسانی برای رشد و تکامل سجایای اخلاقی در دانشجویان با استفاده از منابع ارزشمند ]9-1[ بررسی و مراتب در پرورش دانشجویان مهندسی چه به صورت مستقیم و چه به صورت رفتاری و غیر مستقیم مورد تأکید واقع شده است.
این تحقیق با هدف شناخت عوامل مؤثر برگرایش موکاران به استفاده از آبیاری قطره ای در شهرستان شهریار از توابع استان تهران به روش توصیفی- همبستگی بر روی نمونه منتخب از 156 موکار صورت پذیرفته است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که در طی ده گام ورود متغیرهای مستقل شامل میزان زمین، میزان بهره مندی از خدمات ترویج، میزان جهان شهری بودن موکاران، میزان پذیرش مسئولیت اجتماعی، بعدخانوار، میزان درآمد، میزان دانش فنی - تجربه موکاران، میزان استفاده از اینترنت، میزان مطالعه نشریات ترویجی و میزان تحصیلات در مجموع 85 درصد از تغییرات واریانس متغیر گرایش انگورکاران به استفاده از روش آبیاری قطره ای تبیین می شود.
مقاله حاضر به روش کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک مکتوب و ادبیات شفاهی مرسوم در مورد مصرف مواد در صدد است تا هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد را در میان پنج خرده فرهنگ بزرگ قومی ایران (در قالب 10 استان) را بررسی کند. به منظور شناخت هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد اعتیاد آور در میان خرده فرهنگ ها سه حوزه مورد تاکید و هنجارهای موجود در هر یک از این حوزه های مورد مطالعه قرار گرفت.: 1- توصیه-های دارویی و درمانی، 2- باورهای عامیانه و جملات و ضرب المثل ها و 3- آداب و رسوم خاص. بر اساس یافته ها در هر سه حوزه مشخص شده در میان همه خرده فرهنگ های مورد بررسی هنجارهایی وجود دارد که تسهیل کننده مصرف مواد مخدر هستند.
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ی علی بخشش و بهزیستی روان شناختی با میانجی گری عواطف مثبت و منفی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران بود. در این مطالعه ی علّی- همبستگی، جامعه ی آماری را کلیه ی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز تشکیل می دادند که به روش تصادفی چند مرحله یی 352 نفر به عنوان نمونه از میان آنها انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش مقیاس گرایش به بخشش هارتلند (HFS)، برنامه ی عاطفه ی مثبت و منفی (PANAS) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (PWBS) بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتیجه ها نشان دادند که بخشش هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از طریق عاطفه ی مثبت با بهزیستی روان شناختی رابطه دارد. رابطه ی غیرمستقیم بخشش با بهزیستی روان شناختی از طریق عاطفه ی منفی تأیید نشد.
در حالی که استفاده از شبیه سازی های رایانه ای در علوم مهندسی در حدود نیم قرن پیش شروع شده است، تنها در دهه گذشته نظریه و فناوری شبیه سازی اثر عظیمی را روی رشته های مهندسی گذاشته است. این تغییر قابل ملاحظه اساساً به دلیل توسعه علوم محاسباتی و رایانه ای و پیشرفت های سریع در تجهیزات و سیستم های آن رخ داده است. دلایل دیگری نیز وجود دارد، برای مثال، انبوهی از فناوری ها در افقی قرار دارد که نمی توانیم بدون شبیه سازی امید به درک، توسعه، یا به کارگیری آنها داشته باشیم. در این مقاله تأثیر بالقوه پیشرفت های علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی روی علم و فناوری را بررسی کرده و چالش ها و موانع برای پیشرفت های بعدی را مورد شناسایی قرار داده ایم. با به کارگیری این علوم می توانیم پیشرفت های بسیار بزرگی را در جبهه وسیعی مانند پزشکی، علم مواد، امنیت ملی، ساخت، طراحی مهندسی و بسیاری موارد دیگر توقع داشته باشیم. به دلیل طولانی بودن مباحث، مقاله در دو قسمت جداگانه تدوین شده است. در این قسمت، اهمیت علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی به عنوان یک پیشنیاز برای علوم و مهندسی فردا را مورد بررسی قرار داده، برخی از کاربردهای قابل ملاحظه آن را که منافع و امتیازات بزرگی را به جامعه ارایه می دهد توصیف نموده و پیشنهاداتی را عنوان نموده ایم. در قسمت دوم مقاله مباحثی مانند بزرگ ترین موانع، چالش ها و فرصت ها در علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی، شامل: "چالش مدل سازی و شبیه سازی چندمقیاسی، روش های تعیین عدم اطمینان، معتبرسازی و صحه گذاری مدل، سیستم های شبیه سازی پویا، حسگرها، معیارها و شبیه سازی های همگن، چشم اندازهای جدید در نرم افزار شبیه سازی، ضرورت داده- بزرگ در شبیه سازی و نقش تجسم در علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی و همچنین الگوریتم های نسل بعدی و عملکرد محاسباتی" و بالاخره، اثر علوم مهندسی مبتنی بر شبیه سازی روی سیستم تعلیم و تربیت مهندسین، دانشمندان و متخصصین فردا مورد بررسی قرار گرفته است.
نهاد خانواده از منظر اسلام، دارای جایگاه و قداست ویژه ای است که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیست. در حدیثی از پیامبر خدا (ص) آمده است: «ما بُنِیَ بِناءٌ فی الإسلامِ أحَبَّ إلَی الله تَعالی مِن التَّزویجِ» (شیخ صدوق، 1426ق، ج3:383). در اسلام هیچ بنیادی نزد خدا محبوب تر از ازدواج نیست. تشکیل خانواده، دارای حکمت ها و دلایل متنوّع روانی، اخلاقی، اجتماعی و دینی است که رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بین اعضای خانواده و بالتبع در جامعه از جمله آنهاست. از هم گسیختگی نظام خانواده در غرب و رویگردهای فمینیستی اخیر در جامعه باعث تضعیف و از هم پاشیدگی نهاد خانواده شده است. برای رفع این مشکلات و ایجاد آرامش در خانواده و جامعه نیاز به داشتن الگوها و معیارهای صحیح و کاملی برای تشکیل خانواده، انتخاب همسر و تقویت زندگی خانوادگی داریم که مبنای عمل قرار گیرد. خداوند متعال الگوپذیری راهبردی از همه ابعاد زندگی پیامبر اعظم (ص) را برای تکامل مومنان ضروری می داند و به ان دعوت می نماید. «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسول الله اُسوَه حَسَنَه»(احزاب:21)
امروزه مسأله ی عدم سازگاری چندهمسری با حقوق بشر به قدری طبیعی فرض شده که شاید اندک تصوری در بازخوانی مبانی این تعارض هم غیرمنطقی جلوه کند. از منظر بسیاری از اندیشمندان این حوزه، تأمل در این خصوص دیگر فرضیه نیست تا محتاج اثبات باشد. لذا آن چه از نظر قوانین حقوق بشری و اسناد بین المللی به عنوان اصلی تماماً قابل احترام مدام مورد استناد قرار می گیرد در بخش عمده ای ناظر به برابری حقوق زن و مرد است. در نوشتار حاضر از منظر جمعیت شناسی ضمن مفروض قلمداد کردن اصل فوق الذکر، میزان انطباق آن با فرضیه ی عدم سازگاری تعدد زوجات با حقوق بشر مورد بررسی قرار گرفته شده است
پژوهشگران پسااستعماری کوشیده اند با نقد و تحلیل گفتمان شرق شناسی، نشان دهند که بازنمایی غرب از شرق، یک سویه، خودمحورانه و به سود غرب است و چهره شرق در این شناخت ها منفی، غیرواقعی، مخدوش و برساخته غرب می باشد. در این میان، ایران شناسی نیز به منزله یکی از شاخه های بنیادین شرق شناسی به چالش کشیده شده است. از آنجا که یافته های ایران شناسیِ غربی، پایه و مایه ایران شناسیِ امروز و پژوهش های درون ایران به شمار می آید، بجاست که جایگاه و ارتباط آن با الگوهای شرق شناسی، بررسی و تفسیر گردد. در پژوهش حاضر با بررسی نقادانه سفرنامه های دوران قاجار که از زیربنایی ترین سرچشمه های ایران شناسی اند، کوشیده ایم روش ها و عناصر بازنمایی شده فرهنگ ایران را با الگوهای شرق شناسی، بسنجیم و نسبت و جایگاه ایران شناسی و چگونگی پیروی آن از شرق شناسی را دریابیم. بررسی سفرنامه ها نشان می دهد که بسیاری از روش ها و الگوهای گفتمان شرق شناسی در سفرنامه های اروپاییان دوره قاجار به کار نرفته و در نتیجه ایران شناسی این دوران از الگوهای شرق شناسی پیروی نکرده است.