مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۹۴۱ تا ۲۲٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
Le déclin de la littérature, et la remise en question de son rôle dans la société contemporaine, ont alimenté de vifs débats dans les milieux intellectuels et littéraires depuis plusieurs décennies. Alors que certains écrivains et critiques soulignent la dégradation de la littérature et de la fonction de l'écrivain dans la société moderne, d'autres plaident pour la résilience et la régénération de la littérature, malgré les bouleversements socio-culturels et technologiques. D'un côté, les partisans de l'idée de déclin évoquent une dilution des standards littéraires, où la qualité et la profondeur des œuvres s'effaceraient devant des productions commerciales généralisées et souvent superficielles. À l'inverse, d'autres voix défendent la notion que la littérature, loin de disparaître, évolue pour s'adapter à un monde en constante mutation. Cette étude qualitative vise à analyser ces perspectives afin de déterminer si la littérature française actuelle parvient encore à refléter la richesse et les subtilités du monde moderne. Nous examinerons également les transformations qu’a subies la position de l’écrivain contemporain, qui oscille entre des rôles traditionnels et des engagements socio-politiques, cherchant à redéfinir sa place au sein d’une société globalisée. Les résultats montrent que la littérature engagée demeure pertinente, mais se manifeste différemment: par la littérature attentionnelle, qui donne une voix à ceux qui en sont souvent privés, avec l’écrivain en tant que témoin ou acteur. Ainsi, la littérature peut contribuer à la construction d'un imaginaire plus riche et diversifié, en éclairant les fractures du monde globalisé.
بررسی اسطوره ی کودک رها شده در قصه ی «زَرَّبان» با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های این روایت با داستان زال در شاهنامه ی فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره ی کودک رهاشده، بن مایه ای است که در میان برخی از ملت های صاحب اسطوره و افسانه های کهن دیده می شود. یکی از معروف ترین روایت های مکتوب این بن مایه در ایران، ماجرای تولد زال در شاهنامه است. این بن مایه در ادبیات فولکلور ایران نیز نمونه هایی دارد. یکی از این روایت ها که پیش از این در جایی ثبت نشده، قصه ی «زَرَّبان» در روستای بهاره در استان فارس است. نگارنده، نخست به روش میدانی و از طریق مصاحبه با افراد کهن سال این قصه را ثبت کرده و سپس با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شباهت ها و تفاوت های میان داستان عامیانه و قصه ی زال در شاهنامه، به تحلیل روایت عامیانه پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این روایت در خطوط اصلی همانند داستان زال در شاهنامه است؛ اما تفاوت هایی بنیادین هم دیده می شود که باعث شده است روایتی کاملاً بومی و متفاوت خلق شود؛ این تفاوت ها عبارتند از: آغاز متفاوت، چیرگی فضای اسطوره ای بر بیشتر بخش های داستان عامیانه، افزوده شدن شخصیت هایی مانند چوپان، غولک، پری و دوالپا، تأثیر باورهای مردم منطقه در روال داستان و افزوده شدن حوادث فرعی و سرگرم کننده به داستان عامیانه.
گونه شناسی نقش مادری در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
90 - 69
حوزههای تخصصی:
برای فهم پدیده های خاص باید از نمونه های خرد استفاده کرد که بتواند جزئیات را با عمق بیشتر از طریق شناخت زمینه یابی، شیوه های متنوع تعامل عقلانی و غیرعقلانی مردم با هم، فهم آن ها از جهان و چگونگی پردازش این کار، تشریح کند. از سوی دیگر امروزه اینستاگرام برای فهم «بازنمایی و نمایش خود»، «اجتماعات آنلاین» و «زندگی های روزمره» میانجی شده در نسبت با سایر پلتفرم ها و رسانه های اجتماعی برتری دارد. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش، شناخت گونه های مختلف بازنمایی شده از نقش مادری در سکوی مجازی اینستاگرام و چهره ترسیم شده از مادری، توسط مادران بلاگر در این سکو است. برای وصول به این هدف پس از نمونه گیری هدفمند (۲۱۰ پست اینستاگرامی حاصل نمونه گیری) از روش تحلیل محتوای کیفی برای صورت بندی آنها بهره گرفته شده است. یافته های به دست آمده از تحلیل محتوای صفحات کاربران، نشان می دهد دو گونه مادری اثباتی - ساختاری و سلبی - تعارضی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در حال بازنمایی است. مادری نوع اول بر مبنای حوزه شناختی (تعالی بخشی مادری)، عقلانی (تقدم لوازم و شرایط بر مادری) و سنتی (تمرکز بر روال های طبیعی و عرفی مادر شدن) به گونه ای مثبت و ضروری بازنمایی می شود؛ اما در نوع دوم به دلیل شناختی (فراموش شدن خود شخصی مادر) و عاطفی (تعارض مادری با لذت و اهداف شخصی مادر) به شکل سلبی تصور می گردد.
بررسی ارزش های بصری و قواعد خوشنویسی در نگارش کتیبه های خط ثلث هشتی مسجد جامع مظفری کرمان
حوزههای تخصصی:
کتیبه از جمله عناصری ست که در معماری اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عنصری که علاوه بر جنبه ی معنایی، از جنبه بصری و ظاهری نیز می تواند زیبایی و عظمت فضای معماری را افزون کند. این امر، هنرمندان مسلمان را بر آن داشت تا به نگارش کتیبه ها در قالب خوشنویسی و در مواردی همراه با نقوش تزیینی بپردازند، تا ضمن نمایش و تبلیغ کلام خدا و بزرگان دین، فضایی قدسی با جاذبه های روحانی و معنوی در مساجد و اماکن متبرکه به مخاطبین عرضه دارند. از بین خطوط اسلامی، خط ثلث به عنوان یکی از مهم ترین اقلام خوشنویسی به واسطه قابلیت ها و ویژگی های ارزنده بصری، مورد توجه هنرمندان کتیبه نگار از دوره ایلخانی تا به امروز قرار گرفته است. در این پژوهش با تمرکز بر کتیبه های ثلث واقع شده در هشتی مسجد جامع مظفری کرمان که از نوع طوماری است و دورتادور هشتی را در برگرفته، کوشش شده تا ضمن تشریح کلی اصول بصری و قواعد خوشنویسی مورد استفاده در فن کتیبه نگاری که شاخه ای مهم از هنر خوشنویسی است، به بررسی و واکاوی کتیبه ها مطابق با اصول و قواعد یاد شده و با در نظر گرفتن محدودیت های فنی و اجرایی کتیبه نگاری پرداخته شود. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی است، نشان می دهد در نگارش کتیبه های ثلث هشتی؛ اصول بصری و کیفیاتی نظیر ترکیب بندی متأثر از کرسی، توازن و تناسب متأثر از نوع شکل حروف و همجواری آنها در کتیبه، ایجاد نظم و هماهنگی متأثر از تکرار و توالی در روابط بین حروف، چه در مفردات و چه در اتصالات و در ارتباط با سایر اجزای کتیبه (اعراب و نقوش تزئینی) مورد توجه هنرمندی خوشنویس و آگاه به فنون کتیبه نگاری بوده است. در این میان مضمون کتیبه ها (آیات پایانی سوره حشر) و تناسب مفاهیم آن با ویژگی های فضای هشتی، تاثیر بصری کتیبه های ثلث را در ارائه فضایی باشکوه، لطیف و روحانی افزایش داده است.
نقش اسطوره ی قهرمان در تصویرسازی بازی های رایانه ای، مطالعه موردی: خدای جنگ و پیشکش سنوا
حوزههای تخصصی:
باورها بخش لاینفکی از زندگی انسان را تشکیل می دهند و عقاید و اسطوره ها حیات خود را در آثار هنری و دست ساخته های انسان در طول ادوار امتداد داده اند. امروزه، اساطیر در شکل نوین با تکنولوژی همگام شده اند و در رسانه های نوین مجال بروز یافته اند. روایات پر کشاکش و قدرت های ماورایی در اسطوره، مضمونی شایان توجه به صنعت بازی سازی داده است. بازی های رایانه ای صنعتی پراستقبال در دنیای کنونی است و مخاطبان بسیاری در سراسر جهان دارد. در این میان، تصویرگران بازی های رایانه ای در ایجاد جذابیت و درک رابطه تخیل و فضای محسوس برای مخاطب نقش مهمی دارند و با الگو برداری از اسطوره ها، تصویری نوین از روایات اساطیری در ذهن مخاطب ایجاد می کنند. در این راستا پرسش های پژوهش شامل موارد زیر است: رابطه تصویرسازی و اسطوره ی قهرمان در بازی های رایانه ای چگونه است؟ تصویرگران بازی ها چگونه از منابع تصویری و ادبی اساطیری برای خلق بازی ها استفاده می کنند؟ روش پژوهش تحلیلی- توصیفی و شیوه گرداوری اطلاعات با استفاده از مستندات دیجیتال و مطالعه بازی های عنوان شده بر اساس امتیاز بالا و فروش گسترده در سطح جهان است. جامعه پژوهش شامل بررسی بازی های رایانه ای برگزیده از سال 2005 تا 2018 م است. نتایج حاکی از آن است که گونه تصویرسازی در دو بازی مد نظر، اساطیری و فانتزی است و با قرار رفتن شخصیت های انسانی-موجودات ترکیبی در کنار هم، طیف متنوعی از فضاسازی خلق شده است. تصویر در بازی های مورد مطالعه ارتباط زیادی با اساطیر دارد و قابلیت ماورایی اسطوره به تصویرگر این امکان را داده است که فضای بیشتری برای خلق تصاویر با تخیل داشته باشد.
بررسی احساس تعلق و معنا نسبت به خانه از دیدگاه هایدگر و بوردیو (در پی جابه جایی و کوچ های درون شهری در بعد مسافت کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
27 - 50
حوزههای تخصصی:
جابجایی مکانی فرآیندی جدایی ناپذیر از بدوخلقت انسان است. اما در بافت شهری جوامع درحال توسعه، جابجایی به شکل کوچ های اجباری و ورود به محله های نوظهور، رخدادی قابل تامل در بستر فرهنگی است.تاثیرات دگرگونی های ناشی از توسعه به شکل مهاجرت های درون شهری در بعد مسافت کم، با تکیه بر دیدگاه هایدیگر و بورودیو درقالب تئوری های احساسی و عاطفی جامعه شناسی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن»، برای رمزگشایی ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها درمسیرحرکت آنها مورد توجه است. پیتربرگر و توماس لاکمن از احساس جداافتادگی به عنوان مکانیسم های یاد می کنند که منجر به « بحران معنا » شده اند . سوال قابل طرح این است آیا شهروند دارای تجربه مهاجرت درشهرموطن (با بعد مسافت کم )، با احساس جداافتادگی، عدم تعلق، « احساس در خانه نبودن» مواجه است؟ فرض ما این است که کنشکرشهری در پی جابجایی درون شهری» و ره آورد تغییرات ناشی از توسعه شهری، غم غربت و گذشته نگری را در موطن خود تجربه می کند. جامعه تحقیق ، در اینجا شهروند د ارای تجربه کوچ و جابجایی از محله های سنتی از غرب، جنوب غربی و هسته مرکزی تهران که وارد محله های ترکیبی و نوظهوری همچون باغ فیض(منطقه 5 شهرداری تهران)،می باشد به سخنی محله هایی که از قالب روستا شهر، بدرآمده و تن به ساختار و بافت امروزی داده اند . از این رو برای برای فهم ذهنیت و تجربه زیسته کوچنده ها ،با تکیه بر دیدگاه فلسفی هایدیگر و نظریات بورودیو به دلیل تغییر در سبک زندگی در چارچوب مفاهیم «احساس جدا افتادگی» و«احساس درخانه بودن یا نبودن» جامعه شناسی احساس رمزگشایی نماییم
تبیین و ارزیابی سرمایه اجتماعی در محلات منطقه چهار شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین و ارزیابی سرمایه اجتماعی در محلات منطقه چهار شهر اردبیل می باشد. پژوهش به لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی می باشد. جامعه آماری آن شهروندان محلات منطقه چهار شهر اردبیل می باشد که 385 نفر با استفاده از فرمول کوکران و با روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات منابع کتابخانه ای، اسنادی و پرسشنامه می باشد و تجزیه و تحلیل اطلاعات با مدل های آنتروپی شانون،آراس ، ساو و روش ادغام صورت گرفته است. از جمله تفاوت و نوآوری های این پژوهش نسبت به سایر پژوهش ها استفاده از دو مدل و همچنین ادغام نتایج این مدل ها با یکدیگر و به دست آوردن نتیجه واحدی می باشد. درکل نتایج نشان می دهد؛ محله سه با مقدار 951/0 ، محله نه با مقدار 939/0 ، محله پنج با مقدار 938/0، محله شش با مقدار 924/0 ، محله دو با مقدار 922/0، محله هفت با مقدار 914/0 به ترتیب در رتبه های اول تا ششم و برخوردار و محله چهار با مقدار 896/0 ، محله ده با مقدار 889/0، محله هشت با مقدار 883/0 و محله یک با مقدار 872/0 به ترتیب در رتبه های هفتم تا دهم و نسبتاً برخوردار می باشند.
بررسی و ارزیابی رویکردها و برنامه های ایجاد شهرهای جدید ایران (نمونه موردی: شهر جدید تیس در استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دورههای مختلف تاریخی، در اقصی نقاط دنیا، شهرهایی با اهداف مختلف احداث شدهاند که آنها را میتوان شهرهای جدید نامید. به موازات رشد مناطق شهری، مردم آن مناطق به طور معمول، از شهرِ اصلی به حومه شهر سرریز میشوند که این موضوع زمینه شکلگیری شهرهای جدید را فراهم میکند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی رویکردها و برنامههای ایجاد شهر جدید تیس در استان سیستان و بلوچستان میباشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش بررسی، توصیفی- تحلیلی و زمینهیابی است که با استفاده از مطالعات کتابخانهای- اسنادی و میدانی به انجام رسیده است. حجم نمونه پژوهش، ۵۰ نفر از متخصصان و کارشناسان دانشگاهی و اجرایی حوزه برنامهریزی شهری و شهرهای جدید را شامل میشود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از تکنیکها و مدلهای ترکیبی و چند معیاره (MCDM, AHP, DIMTEL and FUZZY VIKOR)، استفاده شد. نتایج اهمیت شاخصها در مدل ا. اچ. پی نشان میدهد که معیار (1C)، سرمایهگذاری در سواحل مکران با وزن (0.447) در اولویت قرار دارد. همچنین نتایج مدل دیمتل نشان داد که (5C) در اولویت اول و (6C) در اولویت آخر قرار میگیرد. در نهایت نتایج مدل ویکور فازی نشان داد که از میان معیارهای مورد بررسی مانند مدلهای ا. اچ. پی و دیمتل، معیار (5C) با وزن (0)، در اولویت قرار دارد. نتایج نهایی تلفیق مدلها نشان میدهد که معیار (5C)، سرمایهگذاری در سواحل مکران و معیار (6C)، طراحی شهر نوین و هوشمند برای ایجاد شهر پایدار بیشترین و کمترین اهمیت را دارند.
تحلیل گفتمان استدلال نامه بیست و هفتم نهج البلاغه از منظر کاربردشناسی تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«استدلال» در زبان، با تکیه بر خصیصه کاربردشناختی گفتمان که کاربردشناسی تلفیقی نامیده می شود با درنظرگرفتن ویژگی زبانی و بافتی، روش های تأثیرگذاری بر دریافت کننده در اقناع خردها را بر اساس گفتگوی سازنده تبیین می کند. این نظریه مبتنی بر دیدگاه "دوکرو"، ویژگی اساسی را در کارکرد ارتباطی زبان و بعد استدلالی آن می داند آن گونه که گفتمان با ابزارهای زبانی و در فرایند چینش دلایل براساس توان اثربخشی بر مخاطب در صدد به وجود آوردن تغییراتی در نگرش اوست. این نظریه با الهام از نظریه «کنش های زبانی» کمک می کند تا ساختار زبانی از طریق روابط، عوامل و نردبان استدلالی، فرایند استدلال را در گفتمان بررسی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نامه 27 نهج البلاغه می پردازد. نتایج نشان می دهد که آن حضرت با توجه به بافت زبانی و موقعیتی و پیش انگاره های مخاطبان در نامه، در قالب سازه های زبانی گام به گام، به صورت تفصیلی خاصی، حجت ها را در پلکان استدلالی ساختار زبانی ترسیم کرده اند؛ از همین رو انواع قوانین آن (نفی و نقیض) همچنین روابط و عوامل استدلالی (حروف عطف و ادات حصر) در جهت اقناع مخاطب بسته به بافت گفتمان و هدف از اقناع به کار رفته اند. تصاویر بلاغی از بینامتنیت، تکرار، تضاد و استعاره نیز در راستای کارکرد استدلالی گفتمان می باشند.
تأثیر هشت هفته تمرین شنا، سلول درمانی و لیزردرمانی بر بیان ژن های IL-2، IL-10 و STAT-3 بافت بیضه در موش های مدل آزواسپرمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فیزیولوژی حرکت و تندرستی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
137 - 150
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آزواسپرمی به معنای کمبود اسپرم در مایع منی است. یک درصد از کل مردان و ده درصد از مردان نابارور مبتلا به آزواسپرمی هستند، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات هشت هفته تمرین شنا، سلول درمانی و لیزردرمانی بر بیان ژن های IL-2، IL-10 و STAT-3 بافت بیضه در موش های مدل آزواسپرمی می باشد. روش کار: 40 سر رت 6 تا 8 هفته ای به صورت تصادفی انتخاب، و سپس مدل آزواسپرمی با داروی بوسولفان با دوز 40 میلی گرم در موش ها القاء شد. یک ماه بعد از ایجاد مدل یک بار سلول های بنیادی به صورت پیوند در ناحیه مجران دفران به میزان یک میلیون سلول پیوندزده شد، پس از گذشت یک هفته از پیوند سلول، لیزر با طول موج 8/632 نانومتر و توان 10 میلی وات و انرژی 3 ژول به صورت سه تکرار در کل دوره مطالعه با فاصله هر هفته یک بار اعمال شد. تمرین روزانه شنا به مدت 30 دقیقه و 5 روز در هفته در طول 8 هفته اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که القای مدل آزواسپرمی سبب افزایش معنی دار ژن های IL-2، IL-10 و STAT-3 نسبت به رت های گروه سالم شد (P≤0.05). هم چنین انجام روش های مداخله ای لیزر درمانی، سلول درمانی و تمرین بیان این ژن ها در بافت بیضه رت ها را نسبت به گروه بیمار کاهش معنی داری داد (P≤0.05). نتیجه گیری: تمرین ورزشی شنا در ترکیب با سلول درمانی و لیزردرمانی از طریق کاهش سیگنالینگ التهاب بافت بیضه ممکن است به باروری رت های مدل آزواسپرمی کمک نماید.
پیش یابی دمای بیشینه ی استان کرمان و ارتباط آن با ارتفاع ژئوپتانسیل (تراز500 هکتوپاسکال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش یابی دما، یکی از فراسنج های مهم آب وهواشناسی است که نقش اساسی در واکاوی تغییرات آب وهوایی دارد. در این مقاله هدف بررسی ارتباط بین دمای بیشینه استان کرمان با ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال برای جلوگیری از خطرات و زیان های دماهای فرین می باشد. به همین منظور، در این پژوهش از رویکرد گردشی به محیطی استفاده شده است. در این رویکرد داده های محیطی بر اساس الگوهای گردشی ارزیابی می شوند. به همین جهت از دو پایگاه داده بهره گرفته شد. پایگاه داده نخست؛ شامل داده های رویداد محیطی (سطحی) می باشد، که در این راستا از داده های سطحی دمای ایستگاه های منتخب استان کرمان استفاده شده است. دمای بیشینه این ایستگاه ها در بازه ی زمانی 01/01/1368 الی 01/01/1398 خورشیدی به مدت 30 سال و به تعداد 10957 روز از سازمان هواشناسی استان اخذ شد. پایگاه داده دوم؛ شامل داده های ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال است که داده های آن از تارنمای NCEP/DOE وابسته به پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی ایالات متحده برای ساعت 12:00 به وقت گرینویچ، با شبکه بندی 5/2×5/2 درجه قوسی استخراج شد و همبستگی دمای بیشینه با ارتفاع ژئوپتانسیل لحاظ گردید. نتایج همبستگی ها بیانگر این است که ایالات متحده ی آمریکا با 27 یاخته، شمال چین 34 یاخته، آفریقا 52 یاخته و ژاپن با 71 یاخته بیشترین یاخته ها را به خود اختصاص داده اند. آنگاه، میانگین وزنی یاخته های ارتفاع ژئوپتانسیل به کمک نرم افزار Matlab استخراج و مدل هر ایستگاه به دست آمد. نتایج مدل های پیش یابی نشان می دهد به اِزای هر ژئوپتانسیل متر افزایشی که در نمایه رخ دهد، دمای بیشینه ایستگاه های منتخب کرمان بین 2/1 تا 4/1 درجه ی سلسیوس افزایش خواهد داشت. واژگان کلیدی: دمای بیشینه، پیش یابی، ارتفاع ژئوپتانسیل، استان کرمان.
تأثیر راهبردهای تنظیم هیجان موثر بر ناگویی هیجانی با میانجی گری خودشفقت ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
180 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف بررسی اثر راهبردهای تنظیم هیجان بر ناگویی هیجانی و نقش میانجی گری خودشفقت ورزی است. روش: پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. از بین جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی در نیم سال اول سال تحصیلی 1402-1401 در دانشگاه شهید بهشتی، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2002)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، پارکر و تیلور، 1994) و مقیاس خود شفقت ورزی (نف،2003) بود. جهت تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و از نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 23 و اسمارت پی ال اس نسخه 3 استفاده شد. یافته ها: راهبردهای تنظیم هیجان شامل ارزیابی مجدد و سرکوبی به طور مستقیم بر ناگویی هیجانی تأثیر معناداری دارد (58/2 >t و 01/0< P). همچنین راهبردهای تنظیم هیجان به طور غیرمستقیم از طریق خودشفقت ورزی بر ناگویی هیجانی تأثیر معناداری دارد (58/2 > Z و 01/0< P). نهایتاً، خودشفقت ورزی بر ناگویی هیجانی تأثیر معناداری دارد (58/2 > t و 01/0< P). نتیجه گیری: دانشجویانی که بیشتر از راهبردهای انطباقی تنظیم هیجان استفاده می کنند از شفقت خود بالاتر و ناگویی هیجانی کمتر برخوردارند و دانشجویانی که بیشتر از راهبردهای غیرانطباقی تنظیم هیجان استفاده می کنند، شفقت خود پایین تر و ناگویی هیجانی بیشتری دارند. بنابراین ایجاد و تقویت خودشفقت ورزی در دانشجویان می تواند باعث ارتقا عملکرد روانشناختی و ارتباط اجتماعی دانشجویانی که از ناگویی هیجانی رنج می برند، باشد.
بررسی شاخص های مؤثر در قراردادهای صنعت نفت و گاز براساس قیمت حداکثری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی شاخص های مؤثر در قراردادهای صنعت نفت و گاز براساس قیمت حداکثری است. نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان می دهد که بسیاری از محدودیت های کشور صاحب مخزن در جهت صیانت از میادین نفتی و کنترل مؤثر دستمزد پیمانکار در قراردادهای بیع متقابل و مشارکت در تولید در قراردادهای نوین نفتی اصلاح شده اند و نظام مالی قراردادهای نوین نفتی نسبت به قرارداد مشارکت در تولید و بیع متقابل از کارایی بیشتری برخوردار است. در این مطالعه مقایسه شاخص های نرخ بازده داخلی، دوره برگشت سرمایه، شاخص سودآوری و سهم بری طرفین قرارداد بر مبنای داده های واقعی و شبیه سازی شده را نشان داد که انعقاد قراردادهای نوین نفتی ایران IPC در میدان نفتی شادگان نسبت به قراردادهای بیع متقابل و مشارکت در تولید برای کشور میزبان (ایران) دارای هزینه کمتر و درآمد بیشتری است
برنامه ریزی فضایی ارتقای کیفیت فضاهای بینابینی بر مبنای نتایج ارزیابی رضایتمندی ساکنان؛ مطالعه موردی: مجموعه مسکن مهر امام رضا (ع) در شهر صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
107 - 122
حوزههای تخصصی:
در گذشته حیاط در خانه های ویلایی امکان انجام فعالیت های گوناگون و ارتباط با طبیعت را برای ساکنان فراهم می کرد. اما امروزه تغییر سبک زندگی و ایجاد آپارتمان هایی ازجمله پروژه های مسکن مهر مشکلاتی همانند انزوای اجتماعی، قطع ارتباط با طبیعت را پیش روی سلامت جسمی و روحی ساکنان قرار داده است. در این شرایط طراحی مناسب فضاهای بینابینی در پروژه های مسکن مهر می تواند جایگزین حیاط و فضای باز در گذشته باشد. هدف این مقاله شناسایی فضاهای بینابینی و ارائه روشی برای برنامه ریزی فضایی با استفاده از فن AIDA جهت ارتفاء کیفیت محیط است.
برای رسیدن به این هدف پرسش اساسی این است که چه عواملی در کیفیت بخشی به فضای بینابینی محیط مسکونی مؤثر هستند، و از چه راهبردهایی می توان جهت ارتقای کیفیت محیط استفاده کرد؟ برای پاسخ به این پرسش ها قابلیت های فضاهای بینابینی در 10 سطح مشخص شد و در مجموعه مهر امام رضا (ع) شهر صدرا مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. ماهیت این پژوهش تلفیقی از شیوه های کیفی و کمی است و گردآوری داده ها با پرسش نامه پیمایشی انجام شده است. مطالعه موردی در مجموعه مسکونی مهر امام رضا شهر جدید صدرا با نمونه گیری تصادفی آماری و به ترتیب پرسش از 82 نفر از ساکنان این مجتمع بوده است. به منظور ارزیابی عوامل از آزمون رگرسیون چند متغیره و آزمون t استفاده شد.
بر مبنای نتایج به دست آمده از سنجش کیفیت و استفاده از فن AIDA، راهبردهایی برای ارتقای کیفیت محیط تدوین شد.
نتایج به دست آمده از سنجش کیفیت در مجموعه انتخابی حاکی از نارضایتی از شاخص های کاربری مهم شهری، فضای سبز و امنیت در سطح همسایگی، فضای سبز، فضای بازی کودکان و سازمان دسترسی در سطح مجتمع مسکونی و پاکیزگی محیطی و مسکن در سطح واحد مسکونی است. سپس با استفاده از فن تحلیل عرصه های تصمیم گیری، سناریوهای مختلف ارتقای کیفیت محیط ارائه شد. پس از ارزیابی، سناریوی برتر با راهبرد بهبود امنیت، توسعه متمرکز فضای سبز، توسعه متمرکز کاربری های مهم، توسعه شبکه معابر، توسعه سطح کیفی مسکن، ایجاد زیرساخت پاکیزگی محیطی و در نظر گرفتن فضای بازی کودکان، انتخاب شد.
ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان با تاکید بر مبلمان شهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مبلمان شهری یکی از نمادهای بسیار مهم در شکل گیری منظر شهر است که تنوع، بداعت و خوش منظری شهر را در پی خواهد داشت. شهر یک اثر هنری بزرگ است و مردم بیشترین وقت خود را در آن سپری می کنند بنابراین چیدمان فضا به طبع مبلمان ها در آن و ایجاد سایر امکانات وتجهیزات دیگر از اهمیت ویژه ای برخورداراند. از این رو با توجه به اهمیت موضوع، هدف از این پژوهش ارزیابی میزان رضایتمندی شهروندان از مبلمان شهری با استفاده شش شاخص انتخابی(ایمنی ودوام، تنوع شکل، زیبایی بصری، موقعیت قرارگیری، تنوع رنگ و تناسب بافرهنگ محلی) در ناحیه 4 منطقه یک کلان شهر اهواز است. روش پژوهش از نظرهدف، کاربردی و از نظر روش شناسی درگروه پیمایشی- ارزیابی با تاکید بر پرسشنامه جای می گیرد. جامعه ی آماری تحقیق شهروندان محدوده انتخابی پژوهش و نمونه آماری 380 نفر با توجه به فرمول کوکران در نظر گرفته شده است. یافته های پژوهش براساس محاسبه آزمون تی تک نمونه ای ، نشان می دهد میانگین رضایت شهروندان محدوده مورد مطالعه از نظر وضعیت مبلمان شهری برابر 46/3 بوده که در حد متوسط قرار دارد. همچنین براساس نتایج آزمون کروسکالی والیس، میزان سطح معنی داری شاخص های انتخابی برابر 285/0 و بیشتر از مقدار سطح اطمینان 05/0P< است. در نتیجه، باید گفت بین گروه های آماری در محدوده مورد مطالعه اختلاف نظر وجود دارد.
نابرابری اجتماعی و جرم: رمزگشایی یک انقلاب در فیلم برف شکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس رویکردهای انتقادی، نابرابری اجتماعی به مثابه یکی از علّت های اصلی ارتکاب جرمْ محصول بی عدالتی و تبعیض اجتماعی است. هم گرایی میان نابرابری، طبقه گرایی و جرم در جرم شناسی انتقادی نشان می دهد که ارتکاب جرم در قشر فرودستْ بیش از آن که ناشی از حالت خطرناک باشد، نتیجه ساختارهای جرم زا است. بر این اساس، این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روش نشانه شناسی فیسک در سه قالب رمزگان فنی، اجتماعی و ایدئولوژیکْ ارتکاب جرم را در پرتو نابرابری اجتماعی در فیلم برف شکن بررسی کند. بر اساس یافته های پژوهش، رمزگان فنی در قالب هایی چون نورپردازی، طراحی لباس، صحنه پردازی، موسیقی متن، تدوین و نحوه فیلم برداری، شکاف طبقاتی میان قشر فرودست و فرادستِ قطار را در واگن های مختلف بازنمایی می کند. بر اساس رمزگان اجتماعی مشخص می شود که فیلم برف شکنْ از یک سو، قشربندی اجتماعی در نظام سرمایه داری را در واگن های مختلف یک قطار بازنمایی می کند و از سوی دیگر، نشان می دهد که نابرابری اجتماعی و فشار عمومی نه تنها موجب ارتکاب جرم می شود، بلکه ممکن است منجر به شورش و طغیان علیه نظام حاکم شود. با این حال، رمزگان ایدئولوژیکْ ضمن تأکید بر تضاد طبقاتی، نابرابری، نقد نظام سرمایه داری و استعاره واگن به مثابه طبقه، بازتاب شکست انقلاب پرولتاریا است.
تغییرات و تعارض نقشی مادران شاغل در دوران پاندمی کرونا (مورد مطالعه: تجربه زیسته مادران شاغل در وزارت علوم تحقیقات و فناوری )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
17 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: پاندمی کرونا باعث تغییرات زیادی در زندگی اجتماعی و خانوادگی شد که این موضوع بر روی شرح وظایف نقش های مادران شاغل تاثیر گذاشت. این مطالعه با هدف شناخت تجربه زیسته مادران شاغل و تمرکز بر تغییرات و تعارض نقش های خانوادگی و کاری مادران قبل از پاندمی و حین آن انجام شده است .روش : روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدار شناختی بوده و جامعه مورد مطالعه مادران شاغل در وزارت علوم (که قبل و حین بروز بیماری کرونا نقش مادری را تجربه کرده اند) می باشند که به روش نمونه گیری ترکیبی غیر تصادفی هدفمند و گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری 15 نفر از مادران شاغل مورد پرسش قرار گرفته اند. ابزار پژوهش مصاحبه حضوری نیمه ساختار یافته است که بر اساس سوالات تحقیق کلیه مصاحبه ها کدگذاری شده مقوله بندی و سپس دسته بندی شده و نتیجه گیری شده است .یافته ها: نتایج مطالعه نشان می دهد که در دوران پاندمی کرونا در نقش مادری و شغلی زنان تغییراتی رخ داده که گاها به تعارض و فشار نقش انجامیده است.کم رنگ شدن نقش مدارس، مهدکودک ها و مراکز گذران اوقات فراغت، امکان دورکاری و کاهش ساعات کار،کم شدن حمایت خانواده و کاهش ارتباطات اجتماعی به دلیل شیوع بیماری در این زمینه تاثیرگذار بوده است و حضور بیشتر مادر و گاها پدر به انجام کار مشارکتی بیشتر و شیوه ساماندهی جدیدی از زندگی خانوادگی و شغلی انجامیده که مراقبت ، آموزش و سرگرم کردن فرزندان از مهم ترین وظایف آن بوده است.نتیجه گیری: حمایت های سازمانی و شغلی به همراه حمایت های خانوادگی در روال عادی زندگی و شرایط خاص می تواند سبب آرامش بیشتر مادران، شادابی و سلامت خانواده و کارایی شغلی شود. نادیده گرفتن، تحقیر و کم ارزش دانستن انتظارات نقش های مادران شاغل ضمن ایجاد فشار و تعارض بر آنها در ادامه به طور مستقیم و غیرمستقیم بر خانواده و بهره وری کاری تاثیرگذار است.
طراحی مدل بازاریابی سبز در استارتاپ های حوزه خدمات پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی مدل بازاریابی سبز در استارتاپ های حوزه خدمات پزشکی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه مورد بررسی خدمات پنج استارتاپ حوزه خدمات پزشکی شامل اپلیکیشن های (حال، هومکا، پزشکت، هوم ویزیت، آسانسیم) است. پس از انجام مطالعات اکتشافی و اولیه، عوامل و مولفه ها از طریق تحلیل مضمون و توسط پرسشنامه محقق ساخته که به نظر خبرگان رسیده و پس از اخذ نظارت کیفی و کمی بر اساس روش های آماری مربوط تحلیل نهایتا متناسب مدل، مولفه ها و ترکیب عوامل به اجماع نخبگان رسیده است. در بخش کیفی استخراج کد در تحلیل مضمون با نرم افزار (MaxQDA) صورت گرفته و در بخش کمی از نرم افزار Smart PLS به منظور تحلیل عاملی استفاده گردید. این تحقیق با توجه به تعداد 187 کد اولیه که از این تعداد کد باز و 15 کد محوری شکل گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که (توسعه اقتصاد سبز، تحول فناوری سبز، ابزارهای آمیخته بازاریابی، فعالیت های بشر دوستانه سبز، ترویج سبز، استراتژی بازاریابی سبز، پایداری زیست محیطی، نیاز مشتریان سبز، برچسب سبز، فشارهای قوانین، ممیزی بازاریابی سبز، توسعه محصول سبز، برندسازی سبز، بازاریابی اجتماعی، بازاریابی تعاملی) بر بازاریابی سبز استارتاپ ها تاثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد که مولفه های بازاریابی سبز بر درک بهتر استفاده از بازاریابی سبز برای استارتاپ ها کمک می کند تا مولفه های بازاریابی سبز را شناسایی کرده و بتوان محیطی رقابتی تر و سازگارتر با محیط زیست داشته باشند.
آزمون مدل ذهن آگاهی و ادراک از محیط کلاس با دلزدگی و آداب گریزی تحصیلی با نقش میانجی خردورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
152 - 161
حوزههای تخصصی:
عوامل مختلفی زمینه ساز و یا مانع تحصیل و یادگیری هستند که بررسی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل ذهن آگاهی و ادراک از محیط کلاس با دلزدگی و آداب گریزی تحصیلی با نقش میانجی خردورزی در دانش آموزان انجام شد. شرکت کنندگان شامل 600 دانش آموزان متوسطه دوم بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به مقیاس های ذهن آگاهی (دروتمن و همکاران، 2018)، خِرد (آردلت، 2003)، آداب گریزی تحصیلی (اسپادافورا و ولک، 2021) و پرسشنامه های در این کلاس چه می گذرد (فراسر و همکاران، 1996)، دلزدگی تحصیلی (پکران و همکاران، 2005) پاسخ دادند. نتایج حاکی از برازش مطلوب مدل با داده ها و معناداری اثر مستقیم ادراک از محیط کلاس بر خردورزی، دلزدگی و آداب گریزی تحصیلی، همچنین ذهن آگاهی بر خردورزی و آداب گریزی تحصیلی بود. اثر غیرمستقیم ذهن آگاهی و ادراک از محیط کلاس بر دلزدگی تحصیلی با نقش میانجی خردورزی نیز به لحاظ آماری معنادار بود. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت به منظور کاهش دلزدگی و آداب گریزی تحصیلی دانش آموزان، باید به خردورزی ناشی از ادراک از محیط کلاس و ذهن آگاهی آنها توجه کرد.
مکانیسم روان شناختی زیربنای اعتیاد به اینترنت بر دلزدگی زناشویی: نقش میانجیگر پرخاشگری ارتباطی پنهان و کیفیت رابطه زوجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
333 - 343
حوزههای تخصصی:
دلزدگی زناشویی، به عنوان یک پدیده آسیب زا در تعاملات زوجی، با ایجاد پیامدهای نامطلوب می تواندکانون رابطه را آشفته وگسسته نماید. لذا، بررسی عوامل مؤثر بر آن حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر پرخاشگری ارتباطی پنهان وکیفیت رابطه زوجی در رابطه بین اعتیاد به اینترنت و دلزدگی زناشویی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی بود که روی 337 زن متأهل شهر تهران در سال 1402 انجام شد. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های دلزدگی زناشویی پاینز و همکاران (1996)، پرخاشگری رابطه ای پنهان کارول و همکاران (2006)، اعتیاد به اینترنت یانگ (2009) وکیفیت رابطه زوجی کوندی و همکاران (2016) استفاده شد. داده ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل میانجی نشان دادکه اثر مستقیم اعتیاد به اینترنت بر دلزدگی زناشویی معنادار بود (210/0=β؛000/0=p).اثر غیرمستقیم اعتیاد به اینترنت بر دلزدگی زناشویی هم از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان و هم از طریق کیفیت رابطه زوجی نیز معنادار بود (به ترتیب 039/0=β؛ 002/0=p و 128/0=β؛ 002/0=p). بنابراین، پرخاشگری ارتباطی پنهان و کیفیت رابطه زوجی در رابطه بین اعتیاد به اینترنت و دلزدگی زناشویی نقش میانجی گری جزیی را ایفا نمودند. نتایج این پژوهش می تواند با گسترش مفاهیم نظری در زمینه زوج درمانی و ارائه بینشی جدید در مورد پیچیدگی های روابط، برای محققان و درمانگران سلامت روان مفید واقع شود. افزون بر این، از منظر عملی می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی مداخلات جهت بهبود روابط زوجی قرار گیرد.









