مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۴۶۱ تا ۲۰٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
83 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر و اجزای مهم یک اثر، عنوان است. نخستین ارتباط مخاطب با هر اثری عنوان و جلوه های ظاهری آن است. عنوان، نماینده یک متن و نشان دهنده دنیای متن است؛ به همین دلیل انتخاب مناسب و خلاقانه عنوان برای هر داستان، سبب جذب مخاطب و خوانش اثر می شود. هدف این پژوهش، بررسی عناوین داستان های بازنویسی شده کلیله و دمنه بر اساس نظریه کارکردهای عنوان ژرار ژنت است. داستان های بازنویسی شده مهدی آذریزدی، محمّدحسن شیرازی و داود لطف الله برای این پژوهش انتخاب و بررسی شده اند. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات در قالب بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که از میان کارکردهای توصیفی، عنوان موضوعی (پردازش نام ها و شخصیت ها)، بیشترین و عنوان های تعریضی که نقش مهمی در جذب مخاطب دارند، کمترین کاربرد را داشته است. کارکرد جذب کنندگی در دو حوزه ظاهری و محتوایی نیز بررسی شد که در بخش شکل ظاهری، عواملی همچون: اطناب، اختصار، بازی های آوایی و در زمینه محتوایی، عنوان هایی نظیر: پرسش انگیز و هنجارشکن بودن مورد توجه بازنویسان قرار گرفته بود که عنوان هنجارشکن کاربرد بسیار کمی در میان آثار داشته است.
دارالتأدیبی در شهربازی: نقدی بر جایگاه تخیل در سینمای کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آثار سینمایی مربوط به حوزه ی کودکان، الگویی مکرر در ساخت مایه ی آثار وجود دارد که الگوی تکرارشونده است. به نظر می رسد این الگو ضد ماهیت فیلم کودک عمل می کند و به جای اینکه عنصر تخیل را در راستای آزادی، رهایی و میل به مکاشفه در ذهن کودکان نهادینه کند، برعکس، مایه ی آزردگی خاطر و وحشت کودکان از خیال پردازی می شود. در پژوهش حاضر، ضمن بررسی مقوله ی کودکی، نقش تربیتی آثار کودک، جایگاه تخیل در فیلم کودک و مراحلی که قهرمان کودک در فیلم طی می کند تا تنش اولیه را خنثی کند، به تصویر کشیده شده است. بدین منظور، جایگاه تخیل در آثار منتخب سینمای کودک از پیش از انقلاب 1357 تا دهه ی 90 بررسی شده و الگوی تخیل به کاررفته در این آثار برجسته شده است. معیار انتخاب فیلم ها این بوده است که پس از تنش اولیه ی قهرمان در فیلم، عنصری از عالم تخیل، مثل جهانی دیگر یا موجودی خیالی، به جهان کودک وارد شود و تجربه ای را همراه با سفر قهرمانی برای او رقم بزند. این ورود و خروج قهرمان به عالم خیال در فیلم از الگویی تبعیت می کند که فیلم سازان به منظور اهداف تربیتی آن را برساخته اند. این الگو مانع از آن می شود که کودکان بدون واهمه از آنچه به مثابه خیال پردازی به آن ها معرفی می شود، به تماشای اثری بپردازند که برای آن ها تولید شده است. پژوهش حاضر با برجسته کردن این الگو که شامل «تنش اولیه، جست وجوی راه حل و بازگشت با پشیمانی به حالت اولیه» است، تخیل را به منزله ی دارالتأدیبی که در شهربازی بنا شده باشد، پیش روی کودکان به تصویر می کشد. با اینکه این الگو در همه ی دنیا پذیرفته شده و به نظر می رسد که به کودک کمک می کند تا با جهان واقعی سازگار شود، براساس الگوی سفر قهرمان، بازگشت قهرمان در ساختار فیلم کودک، «بازگشت با اکسیر» نیست. قهرمان کودک پس از طی مراحلی که پیش روی او قرار دارد، درنهایت، چنان به نقطه ی آرامش بازمی گردد که گویی اصلاً سفری در کار نبوده است! تنها حاصل سفر کذایی او پشیمانی است. این الگو، جایگاه تخیل را در فیلم کودک متزلزل کرده و کودک را از خیال ورزی رهایی بخش بازمی دارد.
رابطه بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی با تاکید بر نقش ساختار مالکیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به دغدغه سرمایه گذاران درباره هموارسازی واقعی سود، این پژوهش به بررسی ارتباط بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، با تأکید بر نقش ساختار مالکیت پرداخت. روش: پژوهش حاضر با هدفی کاربردی انجام شده و جامعه آماری آن، شامل ۱۰۱ شرکت ثبت شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ است. در این پژوهش برای سنجش حق الزحمه غیرعادی حسابرس از مدل سایمونیک (1980)، برای اندازه گیری هموارسازی سود واقعی مطابق پژوهش های کوهن و زاروین (2008) از ترکیب سه معیار جریان نقدی عملیاتی غیرعادی، تولید غیرعادی و هزینه های اختیاری غیرعادی و برای اندازه گیری ساختار مالکیت از شاخص های مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه، بیانگر وجود رابطه ای مثبت و معنادار میان حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی است. همچنین، یافته ها نشان می دهد که مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت بر ارتباط بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی تاثیر معنادار و منفی دارد. نتیجه گیری: با افزایش میزان مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت، ارتباط مثبت بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، تضعیف می گردد.
بررسی رابطه بین عزت نفس، شجاعت اخلاقی و مقاصد هشداردهی داخلی حسابداران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: حسابداران یک شرکت نقش کلیدی در افشای اشتباهات یا تقلب دارند، زیرا آنها تنها ارائه دهنده اطلاعات در مورد امور مالی شرکت هستند که در تصمیم گیری سودمند است. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین عزت نفس، شجاعت اخلاقی و قصد هشداردهی داخلی حسابداران می باشد. روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کمّی و از نظر روش شناخت، توصیفی از نوع پیمایشی و از لحاظ زمان، گذشته نگر از لحاظ طول مدت زمان، پژوهش مقطعی (سال 1403) می باشد. متغیرهای پژوهش از طریق گویه های پرسشنامه اندازه گیری شده است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه استاندارد توزیع شده بین 330 نفر از حسابداران شاغل در دایره مالی و حسابداری کارخانجات و شرکت های صنعتی و تجاری شهرک های صنعتی شهرستان تبریز در سال 1403، منتخب به روش نمونه گیری تصادفی ساده، جمع آوری و با از استفاده نرم افزارهای SPSS و Smart PLS3 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عزت نفس بر قصد افشاگری داخلی حسابداران تاثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین، عزت نفس بر شجاعت اخلاقی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. علاوه بر این، شجاعت اخلاقی بر قصد هشداردهی داخلی حسابداران تاثیر مثبت و معنی داری دارد. در نهایت، شجاعت اخلاقی در رابطه بین عزت نفس و قصد هشداردهی داخلی حسابداران نقش میانجی دارد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش دلالت بر لزوم تدوین سیاستی در مورد هشداردهی و اجتماعی کردن این سیاست دارد، برای مثال با سیاست درهای باز، فعال کردن یک خط تلفن ناشناس و انتصاب شخصی به عنوان مدیر اخلاق، می تواند محیط مساعدی برای گزارش خطاها در شرکت ایجاد کند.
واکاوی ارتباط مطالبه گری اجتماعی با پیشرفت اجتماعی (مطالعه ای در میان کشورهای رانتی منتخب در خاورمیانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
421 - 460
پیشرفت اجتماعی، توانایی جوامع انسانی برای برطرف کردن نیازها، دستیابی به رفاه و استفاده اعضای آن از فرصت های زندگی قلمداد می شود. این ویژگی با فعال شدن ساز و کارهای کنشگرانه، یعنی مطالبه گری اجتماعی قابل تحقق است. در صورت پراکندگی مطالبه گری، با احتمال شیوع ناهنجاری و تخریب متقابل جامعه و دولت همراه خواهد شد. امنیت اجتماعی، یکی از مهمترین میانجی های جامعه شناختی در تسریع یا تعویق پیشرفت اجتماعی تعریف می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تجربی ارتباط مستقیم و غیرمستقیم مطالبه گری اجتماعی با پیشرفت اجتماعی از طریق امنیت اجتماعی بر اساس نظریاتی مانند توسعه اجتماعی، مطالبه گری تأملی و کنش ارتباطی می باشد. پژوهش حاضر کمی و با روش تحلیل ثانویه انجام شده است. داده های متغیر وابسته پیشرفت اجتماعی، متغیر مستقل مطالبه گری اجتماعی و متغیر میانجی امنیت اجتماعی از داده های قابل استخراج از تارنماهای رسمی سازمان ضرورت پیشرفت اجتماعی، بانک جهانی، لگاتوم و دولت شکننده از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ برای چهار کشور ایران، عربستان، عراق و امارات متحده عربی که همگی دارای ویژگی های مشترک اقتصادی و دینی هستند، گردآوری شده است. علی رغم تأیید روایی و پایایی متغیر های ذکر شده،در تحقیق حاضر مجددا با روش تحلیل عامل تأییدی شاخص های آلفای کرونباخ، روایی همگرا و واگرا تأیید شده است. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزاهای SPSS27 و Smart Pls3 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهدکه مطالبه گری اجتماعی شهروندان رابطه مستقیم و غیرمستقیم با پیشرفت اجتماعی با میانجی گری امنیت اجتماعی دارد.
ارائه چارچوبی برای توسعه زیرساخت های هوش مصنوعی در ایران با تمرکز بر اپراتورهای ارائه دهنده خدمت و تجمیع گر خدمات هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی یکی از فناوری های کلیدی حال حاضر است که نقشی کلیدی در پیشرفت کشورها ایفا می کند. توسعه این فناوری مستلزم وجود زیرساخت های مناسب است که می تواند به کاربرد مؤثر آن در بخش های مختلف کمک کند. باوجود پیشرفت های کشورهای توسعه یافته، کشورهای درحال توسعه با چالش های متعددی نظیر محدودیت دسترسی به اینترنت، کمبود متخصصان و بوروکراسی مواجه هستند؛ لذا این پژوهش باهدف ارائه چارچوبی برای سطوح مختلف زیرساخت های توسعه هوش مصنوعی در ایران، طی دو مرحله طراحی شده است: در مرحله اول، با بررسی مطالعات و تجارب بین المللی، چارچوب اولیه زیرساخت ها تدوین شد. در مرحله دوم، با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان داخلی و تحلیل محتوای آن ها، چارچوب نهایی زیرساخت ها متناسب با شرایط ایران پیشنهاد گردید. این چارچوب شامل شش سطح اصلی زیرساختی شبکه و تبادل داده با سرعت بالا؛ زیرساخت های محاسباتی؛ زیرساخت های ذخیره داده؛ مدل ها و الگوریتم های پایه؛ نرم افزار و چارچوب ها؛ و برنامه های کاربردی که در دو سطح اپراتوری ارائه دهنده خدمات و تجمیع گر خدمات هوش مصنوعی است. با توجه به شرایط کشورهای درحال توسعه و خصوصاً ایران، توسعه زیرساخت های هوش مصنوعی بدون مشارکت دولت در قالب اپراتورهای ارائه خدمت و تجمیع گر هوش مصنوعی محتمل به نظر نمی رسد. یافته های این مقاله دلالت های سیاستی و مدیریتی برای سیاست گذاران و مدیران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و به ویژه هوش مصنوعی دارد
رابطۀ بین آسیب دوران کودکی و صمیمیت عاطفی: نقش واسطه ای حرمت خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
349 - 364
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطهای حرمت خود در رابطۀ بین آسیبهای دوران کودکی و صمیمیت عاطفی انجام شد. جامعۀ آماری دانشجویان روانشناسی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1401-1400 بود. 300 دانشجوی متأهل با استفاده از روش نمونهبرداری در دسترس به عنوان گروه نمونة پژوهش انتخاب شدند و به سیاهۀ ارزیابی شخصی صمیمیت در روابط (شافر و السون، 1981)، پرسشنامۀ آسیب دوران کودکی (برنشتاین و دیگران، 2003) و مقیاس حرمت خود کلی در سیاهۀ چندبعدی حرمت خود (اُبراین و اپستاین، 1980) پاسخ دادند. تحلیل دادهها نشان داد بین تمامی متغیرهای پژوهش همبستگی معنادار وجود دارد و حرمت خود در رابطۀ بین آسیب دوران کودکی با صمیمت عاطفی نقش واسطهای دارد؛ 20 درصد از واريانس حرمت خود از طریق آسیب دوران کودکی و 14 درصد از واریانس صمیمیت عاطفی از طریق حرمت خود تبیین شد. درمجموع یافتههای این پژوهش نشان داد تجارب آسیبزای دوران کودکی بهواسطة کاهش سطح حرمت خود موانعی در راه برقراری و حفظ روابط صمیمانه با شریک عاطفی در بزرگسالی ایجاد میکند.
نگاهی به یک دهه پژوهش های حاشیه نشینی در ایران بر اساس روش مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پس از انقلاب صنعتی ، مساله حاشیه نشینی به عنوان پدیده ای پیچیده، چندبعدی و پرکاربرد عمومیت یافت و نظریه پردازان گوناگونی به نظریه پردازی در این زمینه پرداختند تا پیامدهای گوناگون اجتماعی ، اقتصادی ، امنیتی و فرهنگی را فهم و کنترل کنند. در این راستا نظریات گوناگون ساختاری-کارکردی، تضادگرا و کنش گرا هر یک منطبق با پارادایم فکری خویش به مساله ورود پیدا کردند و راه حل های گوناگونی ارائه دادند. بنیادگرایان بر برخورد ریشه ای با توزیع نابرابر فرصت ها ، هدف گرایان بر ساماندهی ، بهینه سازی و توانمندسازی و مساله گرایان بر نقش مدیران شهری تاکید کردند داده و روش: این پژوهش منطبق با استراتژی کیفی و با تکنیک مرور سیستماتیک انجام شده است . برای انجام پژوهش تمامی پژوهش هایی که طی سال 1390 تا 1402 در زمینه حاشیه نشینی در ایران انجام شده اند و در نشریات مقالات علمی-پژوهشی معتبر در حوزه علم جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری انتشار یافته اند مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت 48 پژوهش حائز شرایط شناخته شد. یافته ها: پس از مرور کامل پژوهش های منتخب ، پنج دسته شامل علل ، پیامدها ، بررسی چندمتغیری حاشیه نشینی ، توصیف حاشیه نشینی از نگاه حاشیه نشینان و بیان ویژگی های حاشیه نشینی شناسایی شد و بالغ بر 80 یافته در پنج جدول به نمایش درآمد نتیجه گیری: استتفاده از یافته های پژوهشی در زمینه مدیریت شهری ، چشم اندازی تحول آفرین در زمینه مدیریت مساله پیچیده در اختیار پژوهشگران و مدیران شهری قرار میدهد و میتوانند در زمینه های گوناگونی به ویژه منطبق با روش های فرصت –تهدید و روش های کیفی گرا توسعه یابند .
مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
نقد و بررسی ماهیت علم دینی؛ مطالعه موردیِ نقد تعریف های علم اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دینی بودن اقتصاد، به مثابه یک علم مهم در عرصه علوم اجتماعی، برای مسلمانان و اندیشمندان آن ها یک دغدغه بزرگ است. شکی نیست که فقه، اخلاق و مکتب اقتصادی به مثابه علومی دینی در مراکز حوزوی و دانشگاهی تلقی به قبول شده است؛ اما در پذیرش علم اقتصاد اسلامی مشکلاتی وجود دارد. به نظر می رسد شناخت دقیقی از علم اقتصاد اسلامی که بر پایه های صحیح دینی و علمی مبتنی باشد وجود ندارد. شناخت های ناقص موجب دور شدن حوزه و دانشگاه از یکدیگر شده و وحدت این دو سازمان مؤثر برای حل آن دغدغه بزرگ را خدشه دار می کنند. برای دست یابی به تعریف دقیق علم اقتصاد اسلامی، ابتدا تعریف های پژوهشگران اقتصاد اسلامی را بر اساس (هدف، موضوع و روش) بیان و نقد کرده و سپس به تعریفی می رسیم که دارای ویژگی های ذیل است: ۱- موضوع، هدف نهایی و روش علم اقتصاد اسلامی جهان شمول است؛ ۲- جهان شمول بودن روش بدین معناست که با یک روش کیفی و کمی مبتنی بر سنت های الهی «امداد» و «صبر و ارتباط» همه نظام های اقتصادی اسلامی و غیراسلامی تحلیل می شوند؛ ۳- به علت تفاوت های کیفی «امدادهای عام» و «امدادهای خاص»، ممکن است تحلیل های اقتصادی جهان شمول کمتر داشته باشیم (بومی شدن بیشتر تحلیل ها).
اثرات طرح اسکان اجباری رضاشاه بر زندگی عشایر بختیاری و بازگشت آنان به نظام کوچ در اوایل دورۀ پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
1 - 16
حوزههای تخصصی:
عشایر در طول تاریخ با شیوه ی زندگی خاص خود یعنی کوچ روی شناخته می شوند. اما در دوره های مختلف همواره تلاش هایی برای جابجایی و اسکان اجباری آنان صورت گرفته که اهدافی متفاوت داشته است، که در دوره ی رضاشاه این جریان ماهیت و روندی متفاوت پیدا کرد. هدف این پژوهش بررسی جنبه ی معماری و روند شکل گیری و ساخت خانه های عشایر بختیاری در جریان اجرای طرح اسکان اجباری آنان در زمان رضاشاه است، تا نقش احتمالی وجوه معماری در نارضایتی افراد از طرح اسکان داشته را بررسی کند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که روند شکل گیری خانه ها در طرح اسکان عشایر بختیاری چگونه بوده است؟ تا از این طریق دریابد که به عوامل مؤثر در شکل گیری معماری، چگونه بوده است و به عبارت دقیق تر، سازگاری بین انسان و محیط در این طرح در چه جایگاهی قرار داشته است. روش انجام این پژوهش، روش تاریخی-تفسیری است و روش استدلال به شیوه ی استقرایی صورت گرفت. برای گردآوری داده ها از شیوه ی کتابخانه ای و اسنادی و انجام مصاحبه بهره گرفته شد. بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان داد که عشایر بختیاری در زمان بعضی از خوانین خود اسکان اختیاری را تجربه کرده اند و با اصل مقوله ی اسکان مشکلی نداشتند، بلکه اجرای اجباری و قهرآمیز این طرح و نحوه ی تحقق و کیفیت اجرای آن نقش مهمی در مخالفت عشایر با موضوع اسکان داشت. نتایج حاکی از آن است که حکومت رضاشاه با وجود آن که با شعار مدرن سازی موضوع اسکان عشایر را مطرح کرده بود، اما در عمل، نه تنها در جهت ایجاد مسکن مناسب برای عشایر اقدامی انجام نداد، بلکه ساخت مسکن را به خود عشایر واگذار کرد. از همین رو، می توان گفت که عدم تأمین مسکن مناسب و عدم سازگاری بین انسان و محیط نقشی کلیدی در نارضایتی ساکنان و شکست طرح اسکان اجباری داشت، که منجر به بازگشت آنان به نظام کوچ شد.
تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
383 - 422
حوزههای تخصصی:
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.
مبادی حکمرانی دینی؛ اسلام و «رابطه فرد و جامعه» در کلام سیاسی آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمرانی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴)
211 - 246
حوزههای تخصصی:
آیت الله عبدالله جوادی آملی آثار گوناگون و بسیاری در حوزه های مختلف علوم دینی، ازجمله در حوزه های کلام سیاسی، نوشته است که او را به چهره ای شاخص در این عرصه تبدیل کرده است. پژوهش پیش رو با بهره گیری از روش هرمنوتیک قصد گرای اسکینر، به واکاوی نسبت فرد و جامعه با اسلام می پردازد. براین اساس پرسش اصلی آن است که در نگرش آیت الله جوادی آملی، نوع رابطه فرد و جامعه چگونه تعریف می شود؟ فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که باتوجه به زمینه های ذهنی و عینی و نیز هنجارهای رایج در این حوزه، می توان ایشان را باورمند به اصالت توأمان فرد و جامعه دانست؛ با این توضیح که این باور در قالب نوعی اصالت فرهنگ نمود می یابد. استدلال های وی، گاه در ردّ اصالت جامعه و گاه در تأیید مشروط و رقیق آن ارائه شده اند. برخی از یافته های پژووهش عبارتند از: تأثیر متقابل فرد و جامعه بر یکدیگر؛ وجود عینی جامعه بر مبنای نفی ماده و صورت ارسطویی؛ دشواری اثبات وجود جامعه بر اساس لزوم وحدت صورت نوعی؛ حقیقی یا اعتباری دانستن جامعه، امری تعبّدی نیست تا ظواهر الفاظ در آن حجت باشد؛ پیوند ارواح جامعه در وجود عقلی؛ ترسیم وجود جامعه براساس وحدت اطلاقی فیض؛ تفاوت وجود جامعه از منظر هستی شناسی و جامعه شناسی؛ تفکیک قلمرو فلسفه و جامعه شناسی؛ امامت و ولایت عامل تحقق عینی جامعه. البته وی در برخی آثار خود نیز از اصالت فرد سخن گفته است، اما نه از دیدگاه طبیعت انسان، بلکه از حیث حقیقت او؛ یعنی روح ملکوتی آدمی. از نگاه ایشان، مقتضای اصالت فرد در مکتب های مادی، استئثار، خودکامگی، انحصارطلبی و سلطه گری است، اما در مکتب وحی، اصالت فرد به ایثار، عدل، احسان و رفع ستم منتهی می شود.
پوزیتیویسیم ایرانی: میرزاملکم خان ناظم الدوله، آگوست کنت و اندیشه ی تغییر و پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
353 - 379
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: میرزاملکم خان ناظم الدوله، از یک سو رجل سیاسی بانفوذی است که نقش مؤثری در قدرت سیاسی حاکم داشته و از سوی دیگر روشنفکری آرمان گراست که سودای فراتر رفتن از وضع موجود و حرکت در مسیر پیشرفت جامعه ی ایران را در سر می پرورانده است. این دوگانگی در نقش آفرینی او، موجب شده است که چهره ای متناقض و حتا متضاد از او ترسیم گردد. هدف تحقیق حاضر عبارت است از فهم رابطه ی بین کنش های سیاسی میرزاملکم خان با اندیشه های وی.
روش و داده ها: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و به کارگیری چارچوب نظری پوزیتیویسم، به ویژه آراء آگوست کنت انجام شده است. بر این اساس، مقولات بنیادینی چون «جبری و جهان شمول بودن حرکت تاریخ»، «اندیشه ی ترقی و اعتقاد به پیشرفت»، «علم گرایی»، «محوریت نظم و قانون گرایی»، «تقسیم کار و تخصصی شدن»، و «نخبه گرایی و دیوان سالاری» از آثار ملکم خان استخراج و تحلیل شدند. روایی و پایایی تحقیق نیز با انتخاب چارچوب نظری مناسب و تدوین مقولات جامع و مانع به دست آمد.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تمامی عناصر شش گانه ی پوزیتیویسم کنت، با قوت در اندیشه های ملکم خان وجود دارد. ازین منظر، می توان وی را پیرو پوزیتیویسم کنت دانست که راه برون رفت از عقب ماندگی ایران را در پیروی از همان سنت پوزیتیویستی جستجو می کرد.
بحث و نتیجه گیری: ریشه های دوگانگی در کنش ها و اندیشه های میرزاملکم خان را می توان در تأثیرپذیری او از پوزیتیویسم اروپایی و به ویژه آراء کُنت یافت. این تأثیرپذیری، بسیاری از اقدامات و موضع گیری های سیاسی و اجتماعی وی هم چون موافقت با اعطای امتیازات به بیگانگان و پیروی بی چون وچرا از اصول تمدن جدید را توجیه می کند. این اقدامات را نمی توان صرفاً به انگیزه های شخصی نسبت داد، بلکه باید آن ها را بازتابی از بن مایه ی اندیشه های او دانست که ریشه در پوزیتیویسم داشت.
پیام اصلی: اندیشه ی پوزیتیویسم، در ایرانِ آن زمان تنها منحصر به میرزاملکم خان نبوده و نتیجه ی این پژوهش را می توان بر سایر کنشگران اجتماعی و سیاسی هم عصر وی و پس از آن نیز قابل اطلاق دانست. این یافته ها، علاوه بر روشن کردن بخشی از تاریخ فکری ایران، می تواند به درک بهتر نقش اندیشه های غربی در تحولات اجتماعی و سیاسی معاصر ایران کمک کند.
نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام در بازتولید ارزش های نئولیبرال در جامعه ایران: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
563 - 596
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه شبکه های اجتماعی مجازی به مثابه بخشی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم، به مثابه فضایی در نظر گرفته می شوند که ارزش های جهان بینی نئولیبرال در آنها تولید و بازتولید می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه اجتماعی اینستاگرام به مثابه فضایی برای بازتولید ارزش های نئولیبرال صورت گرفته است.
روش و داده ها: روش پژوهش حاضر از نوع فراترکیب بوده و برای تحلیل یافته ها از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. با تکیه بر معیارهای روش فراترکیب، نتایج مطالعات گذشته که بین سال های 1393 تا 1403 انجام شده، مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، از بین 842 پژوهش مرتبط با شبکه اجتماعی اینستاگرام، در نهایت 162 پژوهش با استفاده از معیارهای فراترکیب انتخاب شدند. به منظور بررسی کیفیت و پایایی یافته ها، از شاخص کاپا استفاده شد، که نتایج آن حکایت از کیفیت مناسب یافته ها داشت.
یافته ها: پس از رفت و برگشت های مداوم و بررسی و ترکیب یافته های اولیه این پژوهش در زمینه های فرعی، 11زمینه اصلی به دست آمد که به ترتیب فراوانی عبارتند از؛ شکاف ارزشی، هویت، شهرت، مدیریت بدن، سبک زندگی، مصرف گرایی، روان شناختی، تمایزطلبی، حریم و روابط شخصی، خانواده و نگرش دینی.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سیالیت اخلاقی، دموکراتیزه شدن شهرت، سلبریتیزه کردن بدن، بازاندیشی معرفتی، خودشیفتگی مجازی، دیجیتالی شدن امر روزمره، بودنِ مصرفی، اقتصادمحورشدن خانواده، معنویت مجازی، ایدئولوژی پساحریم شخصی و فرسودگی اطلاعاتی از مهم ترین مؤلفه های ارزشی جهان بینی نئولیبرال هستند که در فضای شبکه اجتماعی اینستاگرام در جامعه ایرانی بازتولید می شوند.
پیام اصلی: در دنیای امروز، به نظر می رسد که منطق سودگرایانه نئولیبرالیسم و ارزش های نظم نئولیبرال، تمامی حوزه های زندگی ما را دربرگرفته و فضاهای مقاومت به طور قابل توجهی شکننده شده است و پروژه نئولیبرال سازی با سرعت قابل توجهی در فضای پلتفرم های مجازی چون اینستاگرام در حال رشد است.
اثر تغییر کرایه و سایر شوک های قیمتی بر رفتار و توزیع مسافران در سیستم های حمل و نقل شهری (نمونه مورد مطالعه مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش فضا و ژئوماتیک (برنامه ریزی و آمایش فضا سابق) دوره ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۶)
1 - 24
حوزههای تخصصی:
جا به جایی در شهر در هر شکل و وسیله ای که انجام شود، هزینه های مادی و غیر مادی مختلفی به همراه دارد. به همین دلیل، هر تغییری در این هزینه ها، سریعا در رفتار مسافران خود را نشان می دهد. یکی از عواملی که به راحتی قابل سنجش بوده و اثر آن به سرعت در واکنش مسافران دیده می شود، تغییر نرخ کرایه ها است. معمولا در هنگام تغییر نرخ کرایه و یا قیمت سوخت، شهروندان تلاش می کنند انتخاب های خود را به نحوی انجام دهند که کمترین هزینه را متحمل شوند. چنانچه مدیران شهری از انتخاب های احتمالی شهروندان آگاهی کاملی داشته باشند، می توانند برنامه ریزی های لازم را به انجام برسانند. هدف این تحقیق آن است که مشخص کند تغییر کرایه و سایر هزینه ها، رفتار مسافران را چگونه جهت دهی کرده و سیستم حمل و نقل عمومی چه واکنشی به این رفتار نشان می دهد. به همین منظور، این بررسی به شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است. داده های مورد نیاز از سازمان حمل و نقل شهرداری مشهد اخذ شده و با استفاده از روش خودرگرس یون ب رداری جامع، تجزیه و تحلیل گردیده است. یافته های مطالعه نشان داد که حذف و یا کاهش هزینه، استفاده از حمل و نقل عمومی را به شکل معناداری تغییر می دهد. البته با این تغییرات، انواع روش های حمل و نقل، بار یکسانی را پذیرا نمی شوند. علاوه بر آن، چنانچه تغییر کرایه ها همزمان با شوک های بیرونی مثل تغییر قیمت بنزین، هزینه پارکینگ و ... باشد، تراکم مسافران در حمل و نقل عمومی با رشد زیادی همراه خواهد شد. در این شرایط، هر نوع سیستمی (اتوبوس، مترو و ...)، سهم متفاوتی از مسافران را به سوی خود جلب خواهند کرد. در این صورت، بایستی سیاست گذاری ها به نحوی انجام شود که ضمن پاسخگویی مناسب به شهروندان، در سیستم رفت و آمد شهری اختلالی ایجاد نشود.
Strategies for Implementing a Comprehensive Cultural-Educational System at Farhangian University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of this study is to explore and identify effective strategies for implementing a comprehensive cultural-educational system at Farhangian University. Methods and Materials: This qualitative research utilized semi-structured interviews with experienced faculty and administrative staff at Farhangian University. Participants were selected based on specific criteria, including their educational background, expertise in cultural and educational roles, and extensive professional experience. The data collection involved in-depth interviews, and the analysis was conducted using thematic analysis to identify key themes and strategies essential for the implementation of the cultural-educational system. Findings: The findings revealed several key themes crucial for the successful implementation of the cultural-educational system. These included the need for clear communication of the comprehensive system plan to managers, the importance of employing experienced faculty and non-faculty members in managerial positions, and prioritizing the cultural unit with dedicated cultural experts. The study also highlighted the necessity of structured curriculum design, legal permissions for course credibility, and the creation of supportive infrastructure, including digital platforms and adequate facilities. Additionally, delegating part of the cultural programs to the provinces was found to foster creativity and innovation among students. Conclusion: The study concludes that a comprehensive cultural-educational system requires clear communication, experienced leadership, structured curriculum design, legal credibility, and supportive infrastructure. By addressing these key areas, universities can create an inclusive and effective educational environment that supports the overall development of stu
Analysis of the Relationship between Employees Performance and Organizational Citizenship Behaviour in the RCS of Markazi Province, Iran(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: Citizenship behavior in the field of management and organizational psychology refers to voluntary and informal behaviors and actions taken by employees in order to improve the functioning of the organization, go beyond the regular duties, and are carried out voluntarily without expectation of reward. This study analyzes the relationship between employee performance and Organizational Citizenship Behavior (OCB) in the RCS of Markazi province. METHODS: In this descriptive-correlational study, the statistical population includes all the employees of the RCS of Markazi province which 130 people were selected as a sample using the Cochran formula. In order to collect data, the standard OCB questionnaire of Organ (1988) and the Job Performance Scale of William & Anderson (1991) were used. The relationship between variables was analyzed using correlation coefficients and regression through SPSS-23 software in two descriptive and inferential sections. FINDINGS: According to the findings, among the 130 participants, 82 (63.1%) and 48 (36.9%) were male and female respectively; the age group of 31-40 had the highest frequency with 57 (43.8%); and 6-10 years of work experience, bachelor's degree level and under -a-contract employment status had the highest frequency with 36 (27.7%), 49 (37.7%) and 51 (39.2%) respectively. However, there are a direct and significant relationship between employee performance and citizenship behavior in the dimensions of "altruism", "conscientiousness", "civic virtue" and "curtsey". The correlation coefficient of organizational performance with the aforementioned dimensions is 0.368, 0.347, 0.233 and 0.397, respectively. CONCLUSION: The results showed that among the dimensions of OCB, "curtsey" and "civic virtue" have the highest and lowest correlations with the "performance" variable. On the other hand, the "chivalry" has no significant relationship with performance. Also, the effect of OCB on employee performance was significant, which can be said that the predictor variable (OCB) is able to explai
مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی برافسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری صورت گرفت. روش شناسی: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان ری بودند. با استفاده از نمونه گیری دردسترس۴۵ نفر انتخاب و به صورت تصادفی ذر سه گروه ذهن آگاهی، شناخت درمانی و کنترل گمارش شدند. پیش آزمون شامل پرسشنامه افسردگی ادینبورگ اجرا شد. هر یک از گروه های ذهن آگاهی و شناخت درمانی ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای دو بار در هفته دریافت نمودند. پس آزمون بلافاصله بعد از انجام مداخلات انجام شد. پس از یک ماه آزمون پیگیری اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت اند از؛ سن ۱۸-۳۵ سال، ترم بارداری ۲۴ تا ۲۸ هفته، توانایی حداقل خواندن و نوشتن.معیارهای خروج از پژوهش؛ عدم حضور در جلسات درمانی بیش از ۲ جلسه، دریافت داروی مؤثر بر روان، دریافت روان درمانی هم زمان یا در یک سال اخیر، مواجهه با استرسورهای مهم و پیش بینی نشده. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس و با نرم افزار SPSS25 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنا داری بین سه گروه در پس آزمون و پی گیری وجود دارد (0.01>p). در آزمون تعقیبی بنفرونی معلوم شد که شناخت درمانی در مقایسه با ذهن آگاهی برای افسردگی اثربخشی بیشتری دارد (0.01>p). همچنین هر دو روش ذهن آگاهی (0.01>p)و شناخت درمانی (0.01>p) در بهبود افسردگی موثر بودند و در پیگیری این اثرات تداوم داشت(0.01>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی در بهبود افسردگی دیابت بارداری اثربخشی بیشتری نسبت به ذهن اگاهی نشان داد. همچنین هر دو روش در بهبود افسردگی موثر بودند.
نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
61-70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودکشی، یکی از مسائل جدی و مهم در حوزه سلامت روان دانشجویان است. بنابراین شناسایی عوامل خطر مؤثر در خودکشی دانشجویان می تواند زمینه لازم را برای اعمال مداخلات مناسب با هدف پیشگیری و کنترل پدیده خودکشی فراهم نماید. هدف این پژوهش، تعیین نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان بود. مواد و روش: این مطالعه با توجه به هدف از نوع بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی -همبستگی بود . جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در نیمسال تحصیلی اول 1402-1403 بود که از بین آن ها، ۳۷۶ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس افکار خودکشی (بک،1979)، پرسش نامه ترومای کودکی ( برنشتاین و همکاران،2003)، پرسشنامه سبک های اسنادی (پیترسون و همکاران،1982) و مقیاس شرم درونی شده (کوک، 1993) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و روش تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تجارب آسیب زای دوران کودکی (آزار عاطفی، آزار جنسی، آزار فیزیکی، غفلت عاطفی، غفلت جسمی)، سبک اسنادی منفی و شرم درونی با افکار خودکشی ، همبستگی مثبت و معنی دار و بین سبک اسنادی مثبت با افکار خودکشی ، همبستگی منفی و معنی دار وجود دارد (P<0.01). هم چنین ، تحلیل رگرسیون نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده، پیش بینی کننده معنادار افکار خودکشی دانشجویان هستند (P<0.01). نتیجه گیری : تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده به عنوان عوامل پیش بینی کننده مهم در افکار خودکشی دانشجویان مطرح هستند. پیشنهاد می شود که روان شناسان و متخصصان جهت کاهش افکار خودکشی دانشجویان نقش این متغیرها را مورد توجه قرار دهند.









