رابطه بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی با تاکید بر نقش ساختار مالکیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به دغدغه سرمایه گذاران درباره هموارسازی واقعی سود، این پژوهش به بررسی ارتباط بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، با تأکید بر نقش ساختار مالکیت پرداخت. روش: پژوهش حاضر با هدفی کاربردی انجام شده و جامعه آماری آن، شامل ۱۰۱ شرکت ثبت شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ است. در این پژوهش برای سنجش حق الزحمه غیرعادی حسابرس از مدل سایمونیک (1980)، برای اندازه گیری هموارسازی سود واقعی مطابق پژوهش های کوهن و زاروین (2008) از ترکیب سه معیار جریان نقدی عملیاتی غیرعادی، تولید غیرعادی و هزینه های اختیاری غیرعادی و برای اندازه گیری ساختار مالکیت از شاخص های مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه، بیانگر وجود رابطه ای مثبت و معنادار میان حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی است. همچنین، یافته ها نشان می دهد که مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت بر ارتباط بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی تاثیر معنادار و منفی دارد. نتیجه گیری: با افزایش میزان مالکیت نهادی، مالکیت اعضای هیئت مدیره و تمرکز مالکیت، ارتباط مثبت بین حق الزحمه غیرعادی حسابرس و هموارسازی سود واقعی، تضعیف می گردد.