مولانا بزرگترین سرایندة شعر عرفانی در ادبیات فارسی است که بررسی آرا او در بارة زنان می تواند به نوعی نمایندة تلقی عرفان اسلامی ـ ایرانی از زنان باشد. در بخش نخست مقاله، دیدگاههای منفی او که میراث مشترک جامعة گذشتة ایران بود، بررسی شد و در این بخش، دیدگاههای مثبت او را با ارائه نمونهها و شواهد لازم در سه محور بررسی می کنیم:1- الگوهای ستوده از نظر مولانا؛2- زن در مقام مادری و نمادپردازیهای مربوط به آن؛3- زن در شبکه رفتارهای زناشویی.این بررسی نشان می دهد که مولانا از سویی تئوریهای معرفتی خود را دربارة زن که یکی از مسائل هستی است، بیان می کند و از سوی دیگر روشهای عملی انطباق با آن تئوریها را نشان می دهد. بدین گونه با حکایتها و تمثیلهای خود پلی میان زمین و آسمان می سازد و مریدان خود را با گذراندن از آن به اعتلا می برد. اغلب تمثیلهای مولانا به نماد پردازی و سمبولیزم ختم می شود که سعی شده تا حد امکان بررسی و یادآوری گردد، اما بخش اصلی سمبولیزم زن، در قسمت بعدی مقاله خواهد آمد.
فریب در ازدواج (تدلیس) به مفهوم اثبات صفات مطلوب یا رفع عیوب به صورت دروغین، از جمله عوامل فروپاشی نظام خانواده یا تیرگی روابط زوجین است. بدین لحاظ زن و مرد از فریب یکدیگر نهی شده اند، علاوه بر آن، فریب دارای پیامدهای حقوقی نیز میباشد. راهی که شارع مقدس برای جبران این ضرر پیش بینی نموده، حق فسخ نکاح است. امروزه مردان به جهت آشنایی با این حق به راحتی از آن بهره میبرند، ولی اغلب زنان به جهت عدم آشنایی با این حق، زمانی که مورد تدلیس واقع میشوند، به طلاق روی آورده و از حقوق خود نیز می گذرند. لذا در این نوشتار بهصورت اجمال، به تدلیس و فریب در ازدواج از منظر فقه و حقوق پرداخته شده و در انتها چند پیشنهاد قانونی جهت پیشگیری از فریب در ازدواج ارائه گردیده است.
چکیده
فکر حقوق طبیعى یا فطرى واعتقاد به وجود قواعدى برتر از حقوق موضوعه را مىتوان از بحث انگیزترین موضوعاتى دانست که پیشنیه آن به قرنها پیش از میلاد حضرت مسیح علیهالسلام باز مىگردد.
این اندیشه با مناقشهها و ایرادهایى روبهرو بوده است که در این مقاله، نویسنده از مجموعه ایرادات، چهار ایراد عمده را مطرح و سعى کرده به آنها پاسخ گوید.
این چهار ایراد عبارتاند از:
1. عدم توافق درباره مفهوم عدالت؛
2. تنوع قوانین وحقوق موضوعه در بین جوامع؛
3. عدم انطباق وقایع تاریخى با حقوق طبیعى؛
4. پیروى حقوق از داورىهاى خودسرانه وفردى اشخاص.
چکیده
این مقاله به چگونگى ارتباط نفس مجرد با بدن در فلسفه اسلامى از دیدگاه فلسفه مشاء «ابن سینا» و فلسفه اشراق «سهروردى» مىپردازد.
مسئله ارتباط مجرد با مادى از مهمترین مباحثى است که فکر بسیارى از فیلسوفان را به خود مشغول کرده است.
با توجه به اینکه چگونگى ارتباط مجرد با مادى از جنبه انسانشناسى در مقایسه با جهانشناسى کمتر بررسى شده، نگارنده بر آن است تا در این مقاله این مسئله را از دیدگاه ابن سینا به عنوان فیلسوف مشائى و سهروردى به عنوان فیلسوف اشراقى از جبنه انسانشناسى بررسى کند.
ابتدا نفس از دیدگاه دو فیلسوف اثبات و تعریف شده، سپس به تأثیر متقابل نفس و بدن پرداخته شده و در ادامه، اصل بودن نفس و فرع بودن بدن و چگونگى ارتباط این دو بیان شده است.
در این نوشتار تحلیلی روان شناختی از حماسهی کربلا شده که نتیجهاش پدیداری نگرشهایی متعالی در طول تاریخ و زمان بوده است، ابتدا اشاره شده که ما باید نگاهمان را به عاشورا از جنبهی احساسی و عاطفی خارج نموده و به جنبههای عینی، تحلیلی (روان شناختی، جامعه شناختی و...) معطوف نماییم. در همین راستا از مسألهی فلاح و رستگاری بحث شده، یعنی اگر افراد تربیت شدهای باشند، استعدادهای جوشان خودشان را در بستری متناسب قرار خواهند داد، امام حسین علیهالسلام چنین الگویی است، او فرد تربیت یافتهای است که از روانی متعادل، مطلوب و تربیت شده برخوردار است، لذا چند خصلت عالی و بلند را دارا است.
برخورداری از عقلانیت، برخورداری از بصیرت، تعهد به آموزههای متعالی دین، تعادل روحی و فکری و... از جمله خصلتهای برجسته و ممتاز این شخصیت بزرگ الهی است و لذا امام حسین علیهالسلام ، میشود الگو، الگویی که توانسته نگرشهایی متعالی را در طول زمان ایجاد کند. بدین صورت حماسهی کربلا، کاملترین درس بینش دینی، تعهد، مسؤولیت، بصیرت و عقلانیت، وارستگی، آزادیخواهی و آزادگی است و زیباترین و پرشکوهترین جلوههای تربیتی را به ارمغان آورده است. این خصلتها به یاران صمیمی و بی نظیر و به صحابه باوفای آن حضرت هم سرایت نموده و مجموعهی رفتارها، اندیشهها و عملکردهای آن یاران و صحابه موجب حیرت و شگفتی تاریخ است. مثلاً نماز خواندن ابوثمامه صائدی، اوج جان فشانی در راه هدف است و اوج جرأت و شجاعت و وفاداری برای ارزشها و رهبری بصیر جامعه است. لذا کربلا و حوادث آن غنیترین ذخیره و سرمایهی گرانبها برای بشریت خصوصا برای محافل دینی و اسلامی است.