ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۲۰۲۱.

شناسایی نظام های فقهی مکه در نیمه دوم قرن اوّل با تحلیل مردم شناختی؛ مسئله مُتعَتان در منازعات عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عباس(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
فقه، علاوه بر مسائل عبادی و آیینی، روابط اجتماعی را در جامعه اسلامی ساماندهی می کند و نظام حقوقی را شکل می دهد. حقوق، از جهت ارزش گذاری بر کنش های انسانی، خصلتی هنجاری دارد. هنجارهای نظام حقوقی، بر مبنای نظام ارزشی شکل می گیرد و از سوی دیگر، الزامات قوانین و قواعد حقوقی، ارزش های نهفته در قانون را در جامعه استمرار می بخشند. فقه و نظام های حقوقی، بر اساس الزامات که در فقه به صورت مبسوطی با پنج دستورعمل: واجب، مستحب، مکروه، حرام و مباح محقق می شود، افعال تابعین را ارزش گذاری می کنند. این نظام ارزش گذاری، رفتار تابعین حقوق اسلامی را هدایت می کند. حقوق اسلامی در قرن اوّل، ماهیتی فرهنگی و تنیده در زندگی روزمره داشت و مذاهب فقهی در نیمه نخست قرن اوّل به صورت نهاد عینیت نداشتند. به تدریج با شکل گیری صنف مفتیان و قضات، فقه نیز به مکاتب مختلف منشعب شد. تکوین حقوق اسلامی، با رقابت و منازعه گروه های اجتماعی توأم بود. سرانجام، طیفی از مکاتب فقهی با ساختارهای حقوقی متفاوت شکل گرفت. اگرچه آغاز شکل گیری مکاتب فقهی در اوایل قرن دوم به طور رسمی در تاریخ اسلام گزارش شده، ولی تکوین گرایش های مختلف فقهی، در زیست دینی متنوع صحابه و تابعین در قرن اوّل ریشه دارد. زیست دینی گروه های مختلف مسلمان صدر اسلام، تحت تأثیر فرهنگ پیش از اسلام، انگیزه اوّلیه از پیوستن به دعوت خاتم النبیین(ص) و تنوع معنای دین داری آنها، متنوع بود. ازاین رو، تحلیل مردم شناختی زیست فقهی- حقوقی صحابه در دهه های نخست جامعه اسلامی برای درک تمایزات مکاتب فقهی قرن دوم، مسئله این پژوهش است. دستاورد این مقاله، تمایز عاملیت های حقوقی شهر مکه در دهه هفتم هجری است. در این نوشته، با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان های متفاوت و جهان بینی و ارزش های متمایز شناسایی شدند. عاملیت اوّل، حضرت رسول اکرم(ص) را متصل به وحی با جایگاهی مقدس و در راستای نبوت پیامبران پیشین باور داشتند. همچنین، مبانی حقوق اسلامی را منحصراً در وحی (قرآن و سنّت نبوی) می دانستند و قوانین خلفا را در صورت انتساب به کتاب یا سیره نبوی قبول می کردند. این عاملیت، نبوی نام داشته و ابن عباس نیز یکی از نمایندگان نظام حقوقی نبوی بود. عاملیت دوم، نقش نبی اکرم(ص) را در افق فرهنگی قبل از اسلام و بدون باور به رابطه وحیانی، به عنوان رئیس قبیله (در چارچوب مفهومی قبیلگی) پذیرفته بودند. حاکمیت رسول خدا(ص)، در جایگاه مقتدرانه رئیس قبیله برای ایشان محترم و نافذ بود. «امت اسلامی» در نزد این گروه به مثابه قبیله و حضرت رسول اکرم(ص) اقتدار ریاستی در تشریع داشت. این عاملیت، بدوی نام داشته و عبدالله و عروه فرزندان زبیر نیز نمایندگان نظام حقوقی بدوی بودند. اندیشه فقهی آل زبیر، تلفیق ارزش های اسلامی به نفع ارزش های قومی بود. نگارندگان این مقاله با رویکرد مردم شناسی حقوق، مسئله دو متعه حج و نکاح را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی- حقوقی آن دو را نشان داده اند. ابن عباس در مسئله متعه حج و متعه نکاح سعی داشت این حقیقت را تثبیت کند که رسول اکرم(ص) مقدس و متصل به علم الوهی است و یگانه منطقِ معتبر حقوق اسلامی، منطق انتساب است. در نقطه مقابل در نظام حقوق بدوی، نبی اکرم(ص) شخصیتی زمینی در قالب سنّت قبیلگی دارد و اقتدار ریاستی قوم، نفوذ احکام نبوی را تضمین می کند. از نظر آل زبیر بعد از نبی اکرم(ص)، خلفا با روش های عقلایی امکان دخل و تصرف و تأسیس احکام جدید را دارند. ریشه ای ترین عوامل تمایز در دو گفتمان نبوی و بدوی، تعیین شخصیت نبوی است. هر دو عاملیت نبوی و بدوی، در ابتدای قرن دوم در صورت بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم داشتند.
۲۰۲۲.

نمادها و نمادواره های ابداعی در الهی نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
نماد مفهومی بسیار گسترده است که تعاریف متعددی در کتب مختلف از آن ارائه شده است و در نگاه کلی عبارت از هر علامت، اشاره، کلمه، ترکیب و عبارتی است که بر معنی و مفهومی ورای آن چه ظاهر آن می نماید، دلالت دارد. در دسته بندی نمادها یکی از اقسام نمادهایی که از آن نام برده شده، نمادهای ابداعی است که با عناوین دیگری چون: نمادهای تصادفی، اختصاصی، شخصی و خاص در کتب مختلف ذکر شده است؛ نمادهایی که ساخته ذهن خود شاعر است و تا قبل از او کسی آن مفهوم را در آن معنای نمادین به کار نبرده است، از این رو هر یک از شاعران نمادپرداز، در تصاویر نمادین خود نمادهای ابداعی دارند که پیش از آن ها کسی آن را به کار نگرفته است. عطار هم از جمله شاعرانی است که در اشعار خود موفق به تدوین یک نظام منسجم نمادین شده؛ چرا که «منطق الطیر»، «مصیبت نامه» و «الهی نامه»، منظومه هایی رمزی و نمادین هستند و دیگر آثار وی هم عرفانی اند و آثار عرفانی پیوندی نزدیک با رمز و نماد دارند. او در نمادپردازی ابداعاتی دارد که در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع و اسناد مکتوب و الکترونیکی این نمادها را در الهی نامه عطار استخراج کنیم و از این رهگذر هم شیوه های نمادپردازی عطار را به دست آوریم و هم فراگیرشدن یا نشدن این نمادها بعد از عطار بر ما مکشوف گردد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که عطار اغلب نمادهایش را در قالب اضافه های تشبیهی به کار می برد، همچنین براساس جست وجوهای صورت گرفته، ظاهراً برخی از نمادهای ابداعی عطار را تا کنون کسی جز او به کار نبرده؛ اما برخی دیگر به صورت نمادهای فراگیری در شعر شاعران پس از عطار درآمده است. نمادهای ابداعی عطار در سه شکل: اضافه های تشبیهی، استعارات و حکایات تمثیلی بیان شده که اغلب موارد استخراج شده، به صورت اضافه های تشبیهی است.
۲۰۲۳.

زبان تمثیل؛ زبان همدلی (تحلیل منطقی سیر زبان تمثیلی به زبان همدلی در عرفان با تکیه بر مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
 مولانا در مثنوی سعی وافر دارد تا با ایجاد زبان همدلی لطایف عرفانی را برای همگان آسان نماید؛ از این رو زبان و قالب تمثیل را به عنوان زبان همدلی انتخاب می کند. اینکه زبان تمثیلی موجد همدلی است؛ ثبوتاً ممکن است؛ امّا اثباتاً نیازمند تشریح و تبیین منطقی است؛ بنابراین در این مقاله سعی وافر شده است؛ به روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای تعقّلی – منطقی این امر به خوبی اثبات شود. اثبات این امر طی ده توالی و فرایند منطقی به صورت دقیق صورت گرفته است. و چنین نتیجه گرفته شد که مولانا با توجه به این فرایند دقیق عقلی توانسته است؛ زبان تمثیلی را به زبان همدلی که زبان عرفانی است؛ تبدیل نماید. و در نتیجه در مخاطبان خود همزبانی و هم سرایی ایجاد نماید. این ده فرایند به ترتیب عبارت اند از: 1. تعقّل 2. تخیّل عقلانی 3. شکل بندی 4. معناگرایی 5. زیبایی آفرینی 6. اقناع 7. پاکسازی 8. همدلی 9. هم زبانی 10. هم سرایی.
۲۰۲۴.

تحلیل عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی از منظر استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
نظامی شاعری است که بنابر جهان بینی و تجربه های زیسته خود، در پرداخت مفاهیم از استعاره های درباری زیادی استفاده کرده است. او در قرن ششم بنابر موقعیت جغرافیایی گنجه و نبردهای پی در پی در آن و همچنین باور به ایدئولوژی سیاسی کلام اشعری و ارتباطاتی که با ساختارهای سیاسی و نهاد قدرت داشته است، به صورت خودآگاه وناخودآگاه، سروده هایش رنگ و بوی سلطنتی و درباری بسیاری به خود گرفته است؛ به گونه ای که او در پرداخت بسیاری از مسائل از گفتمان سلطنتی و درباری استفاده کرده است که این عامل به نوعی باعث انسجام متنی خمسه شده و ساختار و شاکله خاصی به آن داده است؛ به طوری که استعاره های درباری، به یکی از شاخصه ها ی سبکی برجسته در سطح بلاغی خمسه نظامی تبدیل شده اند و بررسی و تحلیل آن ها می تواند دریچه ای برای شناخت و درک نظام اندیشگانی نظامی تلقّی شود. با توجه به همین موضوع، این پژوهش تلاش دارد با مبنا قرار دادن نظریه استعاره ی شناختی، عواملی که باعث می شود تا اندیشه و ذهن نظامی به سمت و سوی استعاره های درباری پیش برود، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد عوامل جغرافیایی و محیطی، اعتقادی و دینی، تجربی و زیستی از جمله مهم ترین عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی است و با تأثیرگذاری بر فرآیند استعاره سازی در ذهن و اندیشه نظامی، او را به سمت و سوی ایجاد کلان استعاره هایی همچون خدا شاه است وسلاح جاندار است، سوق داده است که موجبات شکل گیری شبکه ای از خرده استعاره ها را در خمسه فراهم آورده است.
۲۰۲۵.

تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» در منظومه خسرو و شیرین : از کهن الگو تا تراژدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
این پژوهش با هدف تحلیل دراماتیک شخصیت شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی، جایگاه او را به مثابه «زنِ واجد عشق آرمانی» بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی، از دو منظرِ نظریه مثلث عشق استرنبرگ و کهن الگوهای یونگ، به واکاوی عناصر سازنده شخصیت شیرین می پردازد و نشان می دهد که عشقِ شیرین واجد هر سه مؤلفه صمیمیت، شور و تعهد است و در عین حال، ویژگی های کهن الگویی او همچون زیبایی، پاکدامنی، پویایی، خردمندی، حساسیت و کینه جویی نقشی کلیدی در ساختار دراماتیک روایت دارند. از منظر دراماتیک، شیرین به عنوان شخصیت محوریِ داستان مسیر تحول و تعالی ای پیچیده را طی می کند که از عشقی آرمانی آغاز می شود و درنهایت به انتخابی تراژیک می انجامد. تحلیل روابط او با سایر شخصیت ها، ازجمله خسرو، فرهاد و شیرویه، نشان می دهد که داستان عمدتاً حول واکنش آن ها به کنش های شیرین شکل می گیرد و به پیش می رود. درنهایت، شاید بشود گفت که این پژوهش از سویی می تواند الهام بخش درام پردازی معاصر باشد و از سوی دیگر راه را برای بررسی های بیشتر در حوزه بازنمایی زنان عاشق در ادبیات فارسی به مثابه منابعی ارزشمند از ناخودآگاه جمعی ایرانیان در باب عشق بگشاید.
۲۰۲۶.

مقایسه انسجام و پیوستگی معنایی سوره شمس با ترجمه آن بر مبنای زبان شناسی متن (مطالعه موردی ترجمه خرمشاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۷۴
زبان شناسی متن یکی از شاخه های نسبتاً جدید زبان شناسی است و به دنبال یافتن ویژگی هایی است که سبب می شوند نوشته ای را متن بنامیم. دوبگراند و درسلر هفت ویژگی برای متن ارائه داده اند که در این پژوهش بر دو مورد آن یعنی انسجام و پیوستگی معنایی تمرکز شده است. بدین ترتیب که عوامل و ابزار انسجام و پیوستگی معنایی در متن سوره ی شمس و ترجمه ی آن از خرمشاهی به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته تا به این مهم دست یافته شود که متن سوره و ترجمه ی منتخب آن از نظر انسجام و پیوستگی چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند و چه عواملی باعث ایجاد تفاوت های موجود شده است. نتیجه ی بررسی های انجام شده این است که از میان عوامل مختلف انسجام ارجاع، حذف و تکرار باعث حفظ انسجام و یکدستی متن سوره و ترجمه ی آن شده و از میان عوامل پیوستگی معنایی توجه به سیاق، اصل تفسیر و همانندی سبب پیوستگی در معنا گردیده، با این تفاوت که در مورد ارجاع به وسیله ی ضمیر، بنا به دستور زبان فارسی برای جلوگیری از تکرار اسم، ضمیر اشاره به کار رفته و در برخی موارد نیز حذف فعلی در ترجمه صورت نگرفته است. به طور کلی اما ملاحظه می شود که مترجم به عنوان یک مخاطب متن را به درستی درک و دریافت کرده و از موضوع اصلی آن در ترجمه خارج نشده؛ لذا متن سوره و ترجمه ی آن تا حد زیادی از نظر انسجام و پیوستگی معنایی مرتبط هستند.
۲۰۲۷.

بازخوانی واقع گرایی و ناواقع گرایی در پرتو یافته های علوم اعصاب شناختی از منظر ریچارد جویس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
مناقشه واقع گرایی و ناواقع گرایی یکی از مهم ترین مسائل اساسی فرااخلاق بوده و هست. در این میان عقل گرایی به عنوان نماینده تمام قد واقع گرایی و احساس گرایی به عنوان نماد اصلی ناواقع گرایی معرفی شده اند. یکی از عرصه های نوین که در این مناقشه می تواند نقش ایفا کند علوم اعصاب سناختی است که با بررسی تجربی کارکرد عقل و احساس در جریان قضاوت و عمل اخلاقی، ممکن است به نفع یا بر ضد هریک از این دو وارد میدان شود. ریچارد جویس کسی است که تلاش کرده نشان دهد این یافته ها نه از احساس گرایی حمایت کرده و نه به عقل گرایی خدشه جدی وارد می کند. او با بررسی انواع عقل گرایی، به حملات منتقدان پاسخ می دهد. در این میان مباحث جاناتان هاید و جاشوا گرین به عنوان مدافعان احساس گرایی و در نتیجه ناواقع گرایی  تحت یافته های علوم اعصاب شناختی  از یک سو و تحلیل های جویس از امکان پایبند ماندن به واقع گرایی از مسیر عقل گرایی باب جدیدی را برای ابراز روایتی برساخت گرایانه از واقع گرایی می دهد که اتفاقا با دیدگاه فیلسوفان مسلمان (یا حداقل برخی از آنان) بسیار سازگار است.
۲۰۲۸.

شناسایی و تبیین ویژگی های مکان سوم در دانشگاه ها و نقش آن بر تعاملات اجتماعی (موردمطالعه: لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
۲۰۲۹.

توسعه مدل تعاملی اعتبارسنجی در صنعت لیزینگ ایران (با رویکرد تطبیقی نسبت به مدل های معتبر جهانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
این پژوهش با هدف طراحی و توسعه مدل اعتبارسنجی تعاملی در صنعت لیزینگ ایران انجام شده است تا اثر هم زمان مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت بر ریسک اعتباری مشتریان با دقت بیشتری سنجیده شود. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که ادبیات رایج اعتبارسنجی، چه در قالب مدل های آماری نظیر لاجیت و رگرسیون های کلاسیک و چه در چارچوب کارت های امتیازدهی و روش های یادگیری ماشین، غالباً بر اثرات منفرد متغیرها تکیه دارد و کمتر به برهم کنش های ساختاری میان شاخص های قراردادی توجه کرده است؛ در حالی که تصمیمات اعتباری شرکت های لیزینگ به صورت عملی از ترکیب همزمان پارامترهای مدت و شدت بازپرداخت متاثر می شوند.مطالعه حاضر با رویکردی بومی و تطبیقی نسبت به مدل های معتبر جهانی، تلاش کرده است شکاف مزبور را پوشش دهد و چارچوبی ارائه کند که به طور مشخص بر ضریب تعاملی حاصل ضرب مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت تمرکز دارد.پژوهش حاضر کاربردی و کمی است و داده های ۱۱۳۶ قرارداد لیزینگ فعال در شرکت های ایران خودرو، پارسیان، ملت و کارآفرین طی دوره ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. پس از پاکسازی، اعتبارسنجی و کدگذاری متغیرها، ریسک اعتباری به صورت شاخصی از احتمال نکول و رفتار بازپرداخت عملیاتی سازی شد. روش تحلیل، رگرسیون چندگانه تعدیل شده است که علاوه بر اثرات اصلی مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت، ضریب تعاملی آنها نیز به عنوان شاخص اثر مشترک وارد شد. افزون بر این، کنترل های لازم برای ویژگی های قراردادی و مشتریان در مدل منظور گردید تا برآوردها از سوگیری های متعارف مصون بمانند. یافته ها نشان می دهد مدت قرارداد با ریسک اعتباری رابطه ای مثبت دارد و افزایش طول دوره به طور معنادار احتمال بروز رفتارهای پرریسک را تقویت می کند؛ در مقابل، نرخ بازپرداخت با ریسک اعتباری رابطه ای منفی دارد و شدت بالاتر پرداخت ها به کاهش ریسک منجر می شود. مهم تر آنکه ضریب تعامل میان این دو متغیر به طور معنادار منفی است (β₄ = −0.192، Sig=0.001 )و مدل توانسته است حدود ۶۱ درصد از واریانس ریسک اعتباری را توضیح دهد. این نتیجه به روشنی نشان می دهد که در قراردادهای بلندمدت،تعیین نرخ بازپرداخت بالا قادر است اثر افزایشی مدت بر ریسک را نه تنها جبران، بلکه به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهد. به بیان دیگر، اثر ترکیبی «طول × شدت» دارای ماهیتی غیرخطی و سیاست پذیر است و استفاده از الگوهای تعاملی نسبت به ارزیابی جداگانه متغیرها، دقت پیش بینی نکول را افزایش می دهد. از منظر مدیریتی، پیامدهای پژوهش حاکی از آن است که شرکت های لیزینگ باید در طراحی سبد محصولات اعتباری، قیمت گذاری ریسک و تخصیص منابع مالی، به تنظیم هم زمان مدت و نرخ بازپرداخت توجه کنند؛ به ویژه در قراردادهای با دوره های طولانی، سیاست نرخ های بازپرداخت قوی (به همراه ابزارهای انگیزشی و جریمه های رفتاری) می تواند پروفایل ریسک رابه نحو معناداری بهبود دهد. همچنین، پیاده سازی کارت های امتیازدهی با مؤلفه های تعاملی و بازتنظیم مقررات داخلی اعتبارسنجی بر مبنای نتایج این مدل، توصیه می شود. از حیث نوآوری، مدل تعاملی پیشنهادی خلأ مهمی را در ادبیات ایرانی پر می کند و با تکیه بر داده های واقعی صنعت، چارچوبی قابل انتقال برای بهبود دقت پیش بینی و تصمیم گیری اعتباری ارائه می دهد. در نهایت، پیشنهاد می شود مطالعات آتی با افزودن متغیرهای رفتاری، آزمون های پایداری در زیر بازارها و مقایسه با الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، ظرفیت تعمیم و کارایی مدل را بیش از پیش ارزیابی کنند.
۲۰۳۰.

ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی وزارت نفت برای تحقق اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
تحقیق پیش رو، درصدد ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی وزارت نفت برای تحقق اقتصاد مقاومتی است. در این پژوهش، از روش تحقیق ترکیبی کمی کیفی کیو استفاده شده است. نمونه آماری ۲۲ نفر از متخصصان حوزه منابع انسانی و اقتصاد وزارت نفت که صاحب نظر و یا دارای تجربه مرتبط با موضوع تحقیق بوده اند، به صورت هدفمند و غیراحتمالی و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره ای انتخاب شده اند. گردآوری اطلاعات براساس طراحی پرسشنامه 7گزینه ای استفنسون برای ۴۸ گویه انجام و در تحلیل آن از روش آماری تحلیل عاملی کیو و نمره استاندارد Z و با کمک نرم افزار کوانل استفاده شده است. یافته های تحقیق مبین دو الگوی ذهنی مشتمل بر الگوی ذهنی مبتنی بر نیروی انسانی (رفتاری) به تعداد 13 نفر و الگوی ذهنی مبتنی بر عوامل ساختاری و زمینه ای (محیطی) به تعداد 9 نفر بوده که بر روی 30 گویه با نمره Z (1+ و بالاتر) از مجموع 4۸ گویه در موافقت با آن ها، توافق داشته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد، الگوی مدیریت منابع انسانی وزارت نفت برای تحقق اقتصاد مقاومتی دارای سه مؤلفه اصلی رفتاری (نیروی انسانی) با ۱۶ شاخص، ساختاری با ۸ شاخص و زمینه ای (محیطی) با ۶ شاخص است.
۲۰۳۱.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۸۵
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده رویکردی کیفی است. دادهای این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران و اساتید آموزش عالی کشور عراق گردآوری شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها داده بنیاد(کدگذاری باز، کدگذاری محوری کدگذاری انتخابی) است. پس از احصاء نتایج، دادهای پژوهش در قالب مدل استراوس و کوربین در شش بعد پدیده محوری، شرایط علی، عوامل زمینه ای و مداخله گر، راهبرها و پیامدها دسته بندی شدند. مطابق نتایج پژوهش ابعاد نهایی عبارتند از: مقوله محوری(موسسات و سازمان های آموزشی و پژوهشی آموزش عالی کشور، سیاست های هدفمند دانشگاه سبز برای توسعه اکوسیستم های هوشمند، شکل گیری رویکرد خلاقانه)؛ شرایط علّی(اشاعه آموزش سبز و دانش و نگرش در موسسات آموزش عالی، نهادینه کردن فرهنگ دانشگاه سبز و ارزش ها و باورهای اخلاقی و احترام، زیرساخت های محیط زیست برای تغییرات اقلیمی و پیشگیری از آلودگی)؛ راهبرد ها(فناوری هوش مصنوعی و تکنیک های مدرن روز ، همکاری و مشارکت،کشوری منطقه ای، بین بخشی و بین المللی با کمیته های مسئول دانشگاه سبز)؛ شرایط زمینه ای(اصلاح مقررارت و دستورالعمل ها و بازنگری در چشم اندازها و ماموریت، پایش زیست محیطی فعالیت های دانشگاه سبز)؛ شرایط مداخله گر(رسانه ها و مطبوعات، جامعه مدنی و گروه های سبز، تضادهای ژئوپلیتیکی منطقه ای)؛ پیامد ها(آلودگی ناشی از چالش های زیستی وتهدیدی جدی منافع کشور).
۲۰۳۲.

توسعه چارچوب استراتژیک تحول دیجیتال مبتنی بر فناوری های صنعت 4 برای ارتقای پایداری و رقابت پذیری جهانی تولید دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۵۰
این پژوهش با هدف «توسعه چارچوب استراتژیک تحول دیجیتال مبتنی بر فناوری های صنعت  4  برای ارتقای پایداری و رقابت پذیری جهانی تولید دارویی» انجام شده است. صنعت داروسازی در مواجهه با رقابت شدید بین المللی، الزامات زیست محیطی فزاینده و ضرورت نوآوری مستمر، نیازمند راهبردی منسجم برای بهره گیری از قابلیت های تحول دیجیتال است. به کارگیری فناوری هایی چون اینترنت اشیاء صنعتی، هوش مصنوعی و تحلیلات داده های کلان می تواند فرآیندهای تولید را هوشمند کرده، کارایی منابع را ارتقا دهد و آثار زیست محیطی را کاهش دهد؛ با این حال، تلفیق مؤثر این فناوری ها با اصول پایداری مستلزم شناخت عمیق از عوامل مؤثر و روابط میان آن هاست.این تحقیق به صورت کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام پذیرفت. داده های لازم از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ صاحب نظرِ کلیدی شامل مدیران زنجیره تأمین و تولید در شرکت های دارویی، کارشناسان تحول دیجیتال و اساتید دانشگاه گردآوری شد. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار نتایج از طریق بازبینی اعضا و مثلث سازی منابع داده تضمین شد.مدل نهایی، شش بُعد اصلی را برای استقرار موفق تحول دیجیتالِ پایدار در صنعت داروسازی شناسایی می کند: (۱) چشم انداز و رهبری پایدار، (۲) زیرساخت هوشمند و یکپارچه فناوری، (۳) نوآوری چابک محصول و فرایند، (۴) مدیریت چرخه عمر منابع و محیط زیست، (۵) حاکمیت داده و شفافیت زنجیره تأمین، و (۶) یادگیری و شایستگی دیجیتال. روابط علّی و زمینه ای میان این ابعاد نشان می دهد که رهبری متعهد به پایداری و سرمایه گذاری هدفمند در زیرساخت های هوشمند، پیش ران تحقق دیگر مؤلفه هاست و نهایتاً به مزیت رقابتی جهانی منجر می شود.یافته ها دلالت می کنند که رویکرد تحول دیجیتالِ پایدار، فراتر از پیاده سازی فناوری است و نیازمند تغییر پارادایم مدیریتی در کل اکوسیستم دارویی است. چارچوب ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راهی عملی برای مدیران و سیاست گذاران به منظور طراحی برنامه های سرمایه گذاری، توسعه قابلیت ها و تنظیم مقررات حمایتی در جهت دستیابی به تولید دارویی پایدار و رقابت پذیر در مقیاس جهانی به کار رود.
۲۰۳۳.

بررسی پدیده قراردادهای صوری در ابزار توافق بازخرید (ریپو) اسلامی در بازار بین بانکی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
صوری سازی عقود بانکی یکی از زیان بارترین معضلات بانکداری بدون رباست. بررسی وجود قراردادهای صوری نه تنها در عقود بانکی بین بانک و مشتری غیربانکی؛ بلکه در بازار بین بانکی ضرورت دارد. این تحقیق با روشی توصیفی و رویکردی اجتهادی به بررسی امکان وجود پدیده قراردادهای صوری در ابزار توافق بازخرید (ریپو) اسلامی در بازار بین بانکی ایران می پردازد. بر این اساس، 6 معیار صوری سازی قراردادها مبتنی بر آرای فقها از طریق مطالعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی - استنباطی سازمان یافته است. تطبیق این معیارها بر دستورالعمل اجرایی بازار بین بانکی نشان می دهد: معیارهای عدم آگاهی طرفین از مفاد قرارداد، محابات مبتذل، عدم التزام به لوازم عرفی قرارداد واقعی و عدم تطابق عنوان و معنون در قرارداد بر ابزار توافق بازخرید در بازار بین بانکی نیز صدق کرده و لذا این ابزار با معضل صوری سازی قرارداد مواجه است.
۲۰۳۴.

تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست: رویکردی بر پایه نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۴۱
هدف پژوهش: بحران های محیط زیستی در سال های اخیر به یکی از چالش های اصلی جوامع شهری تبدیل شده اند. در این میان، مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست به عنوان راهبردی بنیادین در تحقق حکمرانی محیط زیستی و مدیریت پایدار مطرح است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در حفاظت از محیط زیست، بر مبنای چارچوب نظریه رفتار برنامه ریزی شده انجام شده است. روش پژوهش: جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر سنندج بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و براساس فرمول کوکران، تعداد ۴۲۴ نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه گردآوری و با نرم افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که از میان هشت فرضیه مطرح شده، پنج فرضیه تأیید و سه فرضیه رد شدند. متغیرهای آگاهی از مشارکت، کنترل ادراک شده رفتاری، قصد مشارکت و محیط سیاسی تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار مشارکتی شهروندان داشتند، در حالی که متغیرهای درک منافع و هنجار ذهنی، تأثیر معناداری بر قصد رفتاری نداشتند. همچنین، نقش میانجی قصد مشارکت در روابط میان آگاهی و کنترل ادراک شده با رفتار مشارکتی مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که مشارکت در حفاظت از محیط زیست شهری، بیش از آنکه متأثر از نگرش های فردی باشد، تحت تأثیر آگاهی واقعی، احساس خودکارآمدی و زمینه های نهادی و سیاسی است. بنابراین، تقویت سواد محیط زیستی، ایجاد بسترهای مشارکتی شفاف و ارتقای اعتماد عمومی به نهادهای مسئول، از راهبردهای مؤثر برای افزایش مشارکت شهروندان در سیاست گذاری محیط زیستی محسوب می شود.
۲۰۳۵.

نظام حقوقی شناورهای تولید، ذخیره سازی و تخلیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۸۲
از جمله تأسیساتی که امروزه استفاده از آن ها در دنیا، به ویژه در مناطق عمیق دریایی، رو به افزایش است، شناورهای تولید، ذخیره سازی و تخلیه است. این شناورها دارای دو خصیصه متضاد هستند: اولاً، از نظر شکل ظاهری همانند کشتی های دریاپیما هستند؛ ثانیاً، فعالیت آن ها عمدتاً حاکی از ثابت بودن سازه است و تنها تعداد معدودی از این شناورها قادر به پیمودن اقیانوس ها می باشند. در این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، این دو مؤلفه در چهارچوب معاهدات بین المللی و رویه های مراجع رسیدگی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد تا زمانی که اتصال اصلی شناورهای تولید، ذخیره سازی و تخلیه، یعنی بالابر، به بستر دریا متصل و در حال فعالیت باشد، این شناور به عنوان تأسیساتی ثابت محسوب می شود. اما پس از جداشدن این اتصال از بستر، شناور موردنظر، چه قابلیت حرکت داشته باشد یا نه و چه در حال حرکت باشد یا در حالت ایستا قرار گیرد، به عنوان کشتی تلقی شده و درنتیجه، نظام حقوقی کشتی ها باید بر آن اعمال شود.
۲۰۳۶.

جایگزین سازی در اینستاگرام ایرانی: سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع اینستاگرام در میان جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۲۳۴
این پژوهش با هدف بررسی سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع بر جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. با استفاده از مصاحبه های عمیق با 30 نفر از جوانان ایرانی، مفهوم «جایگزین سازی» به عنوان مکانیسم اصلی تأثیرگذاری گروه های مرجع در اینستاگرام ایرانی معرفی شده است. در این فرآیند، کاربران، گروه ها یا شخصیت های مرجع را به عنوان جایگزینی در زندگی خود قرار می دهند و رفتارهایشان را با آن ها منطبق می کنند. یافته ها نشان می دهد که این جایگزین سازی، یکپارچگی هویتی کاربران را تضعیف کرده و آن ها را به سمت تبعیت گزینشی از گروه های مرجع متنوع سوق می دهد. همچنین، برخلاف نظریه های موجود که تأیید اجتماعی هم گروهی ها را عامل اصلی تبعیت از هنجارهای گروهی می دانند، در اینستاگرام ایرانی تأیید اجتماعی فرد مرجع اصلی ترین عامل تبعیت است. این تحقیق تأثیر عمیق گروه های مرجع اینستاگرامی بر تغییرات اجتماعی در جامعه ایران را برجسته کرده و به نقش آن ها در تحولات سیاسی اشاره دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، از طریق فرآیند جایگزین سازی، نقش مهمی در شکل دهی به هنجارها و ایده آل های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران ایفا می کنند.
۲۰۳۷.

چالش های نهادی پارک های علم و فناوری در ایران: طراحی مداخلات نهادی سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
پارک های علم و فناوری به عنوان یکی از مهم ترین سازمان های واسطه ای در بوم سازگان نوآوری ایران، نقشی کلیدی در تجاری سازی فناوری، ارتقای همکاری های دانشگاه و صنعت و توسعه اقتصاد دانش بنیان ایفا می کنند. بااین حال، توسعه و کارکرد این نهادها با چالش های متعددی مواجه است که کارایی و اثرگذاری آن ها را محدود می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و ماهیت کاربردی و نیز با بهره گیری از چارچوب تحلیل نهادی و توسعه (IAD)، به شناسایی و واکاوی چالش های اصلی پارک ها در ایران می پردازد؛ سپس با صورت بندی این چالش ها در قالب چهار دسته، برای هر دسته مجموعه ای از مداخلات نهادی و اهرم های سیاستی متناظر در سه سطح عملیاتی، انتخاب جمعی و تأسیسی پیشنهاد می دهد. داده های پژوهش از طریق منابع ثانویه و اولیه (مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 22 نفر از خبرگان) گردآوری شده و با تحلیل محتوای کیفی و فرآیند کدگذاری با استفاده از نرم افزار MAXQDA، تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه می شود. همچنین، این پژوهش به لحاظ زمانی در نیمه اول سال 1404 انجام شده و قلمرو مکانی آن تمامی پارک های علم و فناوری کشور بوده است. نتایج نشان می دهد مسئله اصلی پارک ها «کسری نهادی» ناشی از ناهم راستایی قواعد با بافتار است که در چهار بعد درهم تنیده بروز می کند: ابهام مأموریت و چندمتولی گری در حکمرانی، فقدان قواعد عملیاتی و خدمات استاندارد در اجرا و زیرساخت، ناتوانی یادگیری نهادی و کمبود شایستگی های تسهیل گری در سرمایه انسانی، و ضعف هم ترازی منافع/تقاضای فناورانه در شبکه. راه حل، بسته ای از مداخلات هم زمان در سه سطح IAD است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مرجع سیاستی برای نهادهای تصمیم گیر، مدیران پارک ها و بازیگران بخش خصوصی در بهبود حکمرانی و عملکرد پارک های علم و فناوری مورد استفاده قرار گیرد. .
۲۰۳۸.

الزامات ایجاد زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
با گسترش شبکه اینترنت و ایجاد تغییرات جدی در شیوه ارتباط بین انسان ها با یکدیگر، تغییر در تعاملات و نظام های اجتماعی و همچنین تحول در عرصه حکمرانی عمومی، فضای مجازی به عنوان عرصه ای جدید حکمرانی، پیش روی خط مشی گذاران قرار گرفته است. به دلیل ویژگی های خاص فضای مجازی، مراحل چرخه ی خط مشی گذاری در این بستر با رویکردهای تازه ای مواجه شده اند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی الزامات راه اندازی زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران و با تأکید بر ضرورت حکمرانی مؤثر در این عرصه پیچیده، صورت گرفته است. این تحقیق اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 11 خبره حوزه خط مشی گذاری فضای مجازی جمع آوری شده اند . تحلیل یافته ها نشان می دهد که زیست بوم ارزیابی خط مشی در ایران، ناپایدار است و با چالش های متعددی روبه رو است. در چرخه خط مشی گذاری، بر اساس چارچوب های نظری (حکمرانی چند ذی نفعی و تاب آوری سایبری)، الزامات تحول در سه سطح محوری پیشنهاد شده است: سطح نهادی، سطح فناورانه و سطحِ مفهوم و مشارکت. در سطح فناورانه پیشنهاد شده است که یک سازمان فرابخشی ارزیابی، برای نظارت، رفع تعارض نقش ها و یکپارچه سازی سیاست ها در نظر گرفته شود. در سطح فناورانه بر توسعه زیرساخت ها و فناوری های بومی برای تقویت تاب آوری سایبری تأکیدِ شده است و در سطح مفهوم و مشارکت، بازتعریف شاخص های ارزیابی بومی که هم زمان امنیت سایبری، اقتصاد و ارزش های اجتماعی-فرهنگی را پوشش دهد و همچنین طراحی سازوکارهای مشارکت فعال ذی نفعان، پیشنهاد شده و مورد بررسی قرار گرفته است. 
۲۰۳۹.

تاثیر یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
مقدمه: یادگیری مغز محور یک الگوی جدید و هیجان انگیز است که در دو دهه اخیر به دلیل چالش های موجود در فرآیند آموزش و یادگیری در کلاس درس، توجه بسیاری از محققین را به خود جلب کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی انجام گردید. روش کار: این مطالعه با روش، نیمه آزمایشی با مراحل پیش آزمون و پس آزمون و گروه های آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی مدارس دولتی شهر بابلسر در سال تحصیلی 1403-1402 که به روش تصادفی ساده، تعداد 40 نفر در دو گروه آزمایش (15نفر) و گروه کنترل (15نفر) گمارش شدند. ابزار اندازه گیری، راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995)،خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان(1999) و درگیری تحصیلی زرنگ (۱۳۹۱) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی مانند میانگین، انحراف معیار و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته: یافته ها نشان داد که تمام آزمون های چند متغیره حاکی از معنی داری واریانس عامل تعامل گروه و عامل مکرر است، مقدار اثر پیلایی برابر با 74/0 است که (F2,37=52.62 P<.01) با توجه به اندازه اثر 74/0 مشخص شد که جلسات یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی،خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی تاثیر دارد. نتیجه گیری: یادگیری مغز محور در محیط یادگیری تلفیقی یکی از شیوه ها و روش های مؤثر در افزایش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی،خودکارآمدی تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس ریاضی است.
۲۰۴۰.

رابط ساختاری سبک های دلبستگی با اضطراب اجتماعی در نوجوانان وابسته به بازی های اینترنتی: نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۷۷۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی با اضطراب اجتماعی در نوجوانان وابسته به بازی های اینترنتی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه اول شهرستان بابل در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه ۳۱۰ نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاجرکا، 1999، SAS-A)، سبک های دلبستگی (سیمپسون، 1990، AAI)، تنظیم شناختی هیجان گولن و همکاران (2012، ERQ-CA) و اعتیاد به بازی های اینترنتی (وانگ و همکاران، 2002، GAS) بود. تجزیه وتحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد که مدل آزمون شده از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها نشان داد که سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرای اضطرابی با اضطراب اجتماعی به طور مستقیم و مثبت و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و مستقیم دارای رابطه معنی دار بودند (05/0p<). همچنین در رابطه ی بین سبک های دلبستگی با اضطراب اجتماعی در نوجوانان وابسته به بازی های اینترنتی، نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان نیز معنادار گزارش شد (05/0>P). نتیجه گیری می شود تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی با اضطراب اجتماعی در نوجوانان وابسته به بازی های اینترنتی دارای نقش واسطه است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان