مطالب مرتبط با کلیدواژه

مهندسی مفهومی


۱.

مهندسی مفهومی و برخی چالش های روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهندسی مفهومی تحلیل زبانی آزمایش فکری فلسفه آزمایشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۵
فلسفه تحلیلی در سال های اخیر با چالش های روش شناختی گوناگونی مواجه بوده است. در مقاله حاضر، ابتدا دو مورد از این چالش ها به بحث گذاشته می شود که دو روش مرکزی فلسفه تحلیلی را زیر سؤال می برند، یکی معطوف به روش تحلیل زبانی و دیگری معطوف به روش آزمایش فکری. در ادامه به معرفی مهندسی مفهومی به منزله یک روش نوپا که برای غلبه بر چالش های روش شناختی فلسفه تحلیلی طراحی شده است می پردازیم. پس از تقریر کلیات این رویکرد، پاسخ های آن به دو چالش بالا را بحث می کنیم و از معقولیت آن ها دفاع می نماییم. افزون بر این، ما دو ایده تازه را نیز درموردِ مهندسی مفهومی به اشتراک می گذاریم، یک ایده یک صورت بندی جامعِ پنج مرحله ای از مهندسی مفهومی است که نسبتِ آن را با برخی حوزه های مرتبط همچون زبان شناسی و فلسفه آزمایشی به تصویر درمی آورد. دومی پاسخی تازه به چالش معطوف به آزمایش فکری است که نگرانی های پاسخ کنونی در موردش مطرح نشود. بدین ترتیب، مقاله حاضر نه تنها ادبیات مهندسی مفهومی را برای نخستین بار به زبان فارسی معرفی می کند بلکه آن را یک گام نیز به جلو می برد.
۲.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: چرخش زبانی مهندسی مفهومی فلسفه زبانی فرافلسفه مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.