ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۴۲۱ تا ۱۸٬۴۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۸۴۲۱.

تحلیل فضایی بزه حمل مواد مخدر در محیط شهری (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
جرم شناسی در دهه های اخیر تکامل یافته و بر بُعد محیطی تمرکز نموده است. جرم شناسی محیطی بر تأثیر محیط فیزیکی و شهری بر جرم تأکید دارد. جرم از نظر ابعاد اجتماعی و فضایی بر گروه های اجتماعی و محله های شهری تأثیر می گذارد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی بزه حمل مواد مخدر در کلان شهر کرمانشاه است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. جامعهٔ آماری شامل محدودهٔ قانونی کلان شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۳ است. حجم نمونه مشتمل بر ۳۲۸ مورد از جرایم مربوط به حمل مواد مخدر است. برای تعیین کانون های بزه سوءمصرف مواد مخدر از بیضی انحراف معیار، مرکز میانگین، شاخص موران و تراکم کرنل استفاده شده است. از نرم افزار GIS و Crime Analysis برای تحلیل داده ها استفاده شده است.نتایج پژوهش نشانگر آن است که مرکز میانگین بزه حمل مواد مخدر در شهر کرمانشاه در محلهٔ شاطرآباد قرار گرفته است. بیضی انحراف معیار این بزه دارای کشیدگی شمالی-جنوبی است. میزان شاخص مورانِ حمل مواد مخدر برابر با ۰٫۹۳ است که تأییدکنندهٔ خوشه ای بودن آن می باشد. از لحاظ تخمین تراکم کرنل، مهم ترین کانون های مرتبط با جرم حمل مواد مخدر به ترتیب در محله های جعفرآباد، رشیدی، تازه آباد، باغ فردوس، باغ ابریشم، جوانشیر، چنانی، مسیر نفت، زورآباد، پارک شیرین، دیزل آباد، دولت آباد، سه راه شرکت، چاه صاحب الزمان، پارک لاله، میدان مرکزی، چقاگلان، آریاشهر، کیهان شهر، میدان امام حسین، حکمت آباد، فرهنگیان فاز ۲ و سه راه شریعتی بوده اند.در نتیجه، جرم در کلان شهر کرمانشاه به صورت خوشه ای اتفاق افتاده است. در واقع، کانون های جرم خیز در کلان شهر کرمانشاه بر محله های سکونت گاه های غیررسمی منطبق شده است.
۱۸۴۲۲.

بررسی تحولات زیست محیطی دریاچه ارومیه مبتنی بر تقویت ظرفیت نهادی در افق 1415

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۹۶
ظرفیت سازی نهادی یک نیاز ضروری برای رسیدگی به چالش های زیست محیطی و یک پیشران مهم برای کاهش اثرات مخرب تحولات اقلیمی و زیست محیطی است. تبیین این که چگونه توسعه ظرفیت نهادی می تواند به وسیله برنامه ریزی استراتژیکِ مبتنی بر تحولات محیط زیست، مدیریت پایدار دریاچه ارومیه را فعال کند، هدف اصلی پژوهش حاضر است. این پژوهش با ترکیب روش های کمی کیفی و نیز رویکرد آینده نگاری، به تدوین معیارهای جدید و مؤثر در برنامه ریزی و توسعه ظرفیت نهادی در محیط پیرامون دریاچه ارومیه پرداخته است. در ابتدا به منظور بررسی وضع موجود و تعیین عدم قطعیت ها و ارائه یک راهکار نوآورانه و هدفمند، عوامل مؤثر بر آینده استراتژیک دریاچه ارومیه در قالب مؤلفه های اثرگذار بر وضعیت آینده دریاچه ارومیه مشخص شد. تحلیل ورودی های نرم افزار حاکی از مطلوبیت سطح برازش و اعتبار متغیرها بود. پس از بررسی وضعیت سیستمی و مشاهده پایداری ظرفیت نهادی دریاچه، عوامل اثرگذار استخراج شدند و در میان سناریوهای مختلف، پنج سناریوی اصلی انتخاب شدند که در میان آن ها سناریوی چهارم (دریاچه ای ناپایدار) با میزان تحقق ۳۳/۶۶ درصد، بیشترین احتمال وقوع را به خود اختصاص داده است. در این سناریو دریاچه ارومیه دارای حیات فصلی در سال های کم آبی و حیات ضعیف در سال های با بارش متوسط است. همچنین دارای محیط زیستی نسبتاً ناسالم و ناپایدار، آشفتگی در نظام فرهنگی اجتماعی حوضه آبریز، مدیریت ضعیف نهادی، بازیگرانی نیمه فعال با تضاد منافع و قدرت رقابتی ضعیف و اکوتوریسم ناپایدار است. در نهایت با بهره مندی از نظر متخصصان و بر اساس سناریوهای محتمل، به تدوین نشانگرهای راهبردی پرداخته شده است.
۱۸۴۲۳.

مفهوم سازی خط مشی گذاری هوشمند در دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
زمینه هدف: امروزه آموزش عالی با مسائل گوناگونی در حوزه های کیفیت آموزش ، شیوه های جذب منابع مالی ، بیکاری دانش آموختگان و .. روبرو است. به منظور پاسخگویی به این مسائل می توان از خط مشی گذاری هوشمند و صحیح بهره برد. هدف این پژوهش، مفهوم سازی خط مشی گذاری هوشمند در دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و به روش تحلیل محتوا انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و مصاحبه با 27 نفر از خبرگان با روش نمونه گیری نظری تا اشباع نظری انجام شد که شامل مدیران ارشد و عالی وزارت آموزش عالی و دانشگاه آزاد اسلامی و ... بودند. تحلیل داده ها با بهره گیری از تکنیک کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گردید. برای رتبه بندی مولفه ها، از روشPromethee استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادکه پنج مولفه مدیریت و برنامه ریزی هوشمند، کیفیت و ارزیابی هوشمند، آموزش و توسعه منابع انسانی هوشمند، مشارکت و شفافیت هوشمند، و پژوهش و نوآوری هوشمند در تحقق خط مشی گذاری هوشمند نقش کلیدی دارند. از میان این مؤلفه ها، آموزش و توسعه منابع انسانی هوشمند به عنوان مهم ترین مؤلفه شناسایی شد. همچنین مولفه های داده محوری و فناوری محوری به عنوان اصول بنیادین در این رویکرد مطرح شدند. نتیجه گیری: رویکرد طراحی شده می تواند به عنوان یک چارچوب کارآمد برای بازطراحی سیاست ها و برنامه های آموزشی در دانشگاه ها به کار گرفته شود.
۱۸۴۲۴.

ارتقای رفتار مالی مشتریان از طریق تجارب کاربردی بانکی در متاورس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۹
در این مقاله چارچوب مفهومی «تجارب کاربردی بانکی در متاورس» ارائه شد که با تلفیق فناوری های VR/AR، بازاریابی تجربی و نظریه های رفتار پولی، سازوکار تأثیر متاورس بر تصمیم گیری مالی مشتریان را تشریح می کند. یافته ها نشان می دهد غوطه وری عمیق و تعامل چندحسی تمرکز بر سناریوهای مالی را تقویت و عدم قطعیت ادراکی را کاهش می دهد. شبیه سازی مالی با داده های واقعی، پیش آگاهی از پیامدهای اقتصادی را ممکن و خودکارآمدی مالی را ارتقا می دهد. طراحی سفر مشتری با گیمیفیکیشن تطبیقی و روایت های شخصی شده زمان تصمیم گیری را کاهش و نرخ نگهداری را افزایش می دهد. اگرچه مطالعه بر داده های ثانویه متکی است، اما مسیر آزمون های کنترل شده و تحلیل بازگشت سرمایه را برای تحقیقات آتی باز می گذارد. این مدل می تواند نقشه راه استراتژیک مدیران بانکی و سیاست گذاران پولی باشد.
۱۸۴۲۵.

بازنمایی عصبی واژگان بویایی در پردازش استعاره های مفهومی در مغز زنان بر پایه داده های تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۷
مقدمه: مطالعات عصب شناسی کمک شایانی به گسترش دانش ما از نحوه پردازش واژه ها در مغز نموده اند. در جهت بدنمندسازی کلمات حسی، همواره سعی بر این بوده است که ارتباط این واژه ها با نحوه ادراک حس های مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یک سیستم حسی که پژوهش درباره بازنمایی های نورونی معانی واژه هایش مورد غفلت واقع شده است سیستم بویایی است. از این رو این مطالعه با هدف بازنمایی عصبی واژه های حس بویایی در استعاره های مفهومی انجام شد. روش کار: بانک داده ای از 48 جمله مربوط به استعاره های مفهومی حس بویایی و 48 جمله مربوط به جملات تحت اللفظی تشکیل گردید و نحوه پردازش این جملات در مغز با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، بیست و شش آزمودنی در سنین 20 تا 35 سال، همگی خانم های سالم راست دست شرکت کردند و فعالیت های مغزی آنها در حین مواجهه با تصاویر جملات ثبت گردید. یافته ها: مقایسه آماری بین عملکرد مغزی در حین مواجهه با استعاره ها و جملات تحت اللفظی حاکی از این بود که تنها در هنگام پردازش استعاره ها نواحی حس بویایی ثانویه فعالیت هایی را در بازنمایی های حسی_حرکتی و ادراکی نشان می دهند. فعالیت قشر اوربیتوفرونتال (ناحیه بویایی ثانویه) به منظور همگرایی اطلاعات مدالیته های بویایی، چشایی و بینایی در مطالعات دیگر نیز دیده شده است. نتیجه گیری: با توجه به عدم فعالیت معنا دار در مناطق مربوط به پردازش هیجانات و همچنین مناطق اولیه بویایی، ما بر این باور هستیم که شاید فقدان خوشایندی حس بویایی در جملات استعاره ای دلیل این امر می باشد. امید است که این یافته ها بتواند راه گشای درک بهتر مکانیسم مغزی مربوط به پردازش واژگان فارسی گردد.
۱۸۴۲۶.

تحلیل روابط علی متغیرهای مؤثر بر برندسازی لیگ برتر والیبال ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش های گذشته نشان می دهند برندسازی ورزش در حیطه های مختلف از جمله لیگ های ورزشی متأثر از متغیرهای مختلفی است که به یک شیوه نقش آفرینی نمی کنند. در این پژوهش ضمن شناسایی این متغیرها در ارتباط برندسازی لیگ برتر والیبال ایران روابط بین آنها و چگونگی نقش آفرینی آنها بررسی شده است. روش این مطالعه آمیخته (کیفی- کمی) است. در بخش کیفی رویکرد پژوهش مرور ادبیات و در بخش کمی تصمیم گیری چندشاخصه بود. در بخش کیفی واحد مطالعه پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق و در بخش کمی خبرگان بودند که به صورت هدفمند به ترتیب 6 پژوهش و 12 خبره انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی چک لیست و در بخش کمی پرسشنامه ماتریس مانند به ابعاد 20×20 بود. جهت ارزیابی کیفیت مطالعات انتخاب شده در مرور ادبیات از چک لیست ارزیابی کیفیت مطالعات مشاهده ای و در بخش تصمیم گیری چندشاخصه جهت غربال گری شاخص ها از دلفی فازی در دو دور استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و تکنیک دیمتل انجام گرفت. یافته ها نشان داد 20 متغیر مؤثر بر برندسازی لیگ برتر والیبال ایران وجود دارد که از بین آنها متغیر مدیریت برند به طور همزمان اثرگذارترین و اثرپذیرین متغیر است که بیشترین تعامل را با سایر متغیرها دارد. همچنین مشخص شد ارزش برند پایین ترین تأثیرگذاری، جایگاه سازی برند پایین ترین تأثیرپذیری را دارند و برحسب طبقه بندی حاصل شده از مجموع این 20 متغیر 9 متغیر نقش علی و 11 متغیر نقس معلولی دارند. این یافته نشان می دهد برندسازی لیگ برتر والیبال ایران به عنوان یک فرایند تابع ستاده های مختلفی که اهمیت و ارجحیت آن ها به یک اندازه نیست، در نتیجه نبایستی در برنامه ریزی ها و راهبردهای برندسازی لیگ برتر والیبال وزن یکسان داشته باشند.
۱۸۴۲۷.

تحلیل فقهی مسئولیت پرداخت خمس در بهره برداری استیجاری از معادن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۷
بسیار رخ می دهد که مالکان معادن، عملیات بهره برداری را به اشخاص متخصص واگذار کنند. یکی از شیوه های این واگذاری، عقد قرارداد اجاره است. در این میان، مسئله تعیین مکلف به پرداخت خمس معدن مطرح می شود؛ به ویژه آنکه از یک سو موجر به عنوان مالک اصلی معدن شناخته می شود و از سوی دیگر مستأجر عملیات استخراج را بر عهده گرفته و مستقیماً از مواد معدنی بهره می گیرد. این پرسش فقهی، افزون بر وجه تکلیفی خود، از جهت مالی نیز اهمیت قابل توجهی دارد. به ویژه با در نظر داشتن نقش معادن ارزشمند و درآمدزا در اقتصاد کشور که اهمیت و ضرورت بررسی دقیق این موضوع را دوچندان می سازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد مستأجری که بر پایه عقد اجاره به استخراج مواد معدنی رو می آورد، مکلف به پرداخت خمس است؛ زیرا موضوع خمس، مواد معدنی خارج شده از معدن است. پس از این نکته، مسئله اساسی در تعیین مکلف، شناسایی شخصی است که از این فایده معدنی بهره مند می شود و مواد مزبور تحت استیلا و تسلط او قرار می گیرد.
۱۸۴۲۸.

شاهدانِ خاموشِ تاریخ: گردش ادبیات در حجره های مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
سایه ی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی می کند، به گونه ای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول مانده است. مساله ی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوه ی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شده است. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایه ها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایه ی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایه های «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال می کند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومه ای از مفاهیم را در اختیار ما قرار می دهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسی اش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخ نگاریِ درون ماندگارِ «ذهنیت ها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبه ای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجره های دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور می شود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانه ی حک شده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغه ی این ادبیات نه تنها غیرسیاسی نیست، بلکه به مثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظه ای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بوده است.
۱۸۴۲۹.

مطالعه کیفی زمینه ها و پیامدهای کودک همسری در روستاهای استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
کودک همسری پدیده ای اجتماعی - فرهنگی است که در نقاطی از کشور زندگی دخترآن رامتأثر نموده و منجر به بروز مشکلات و آسیب های فردی و اجتماعی بسیار می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی زمینه ها و پیامدهای پدیده کودک همسری در جامعه روستایی تدوین شده است. روش پژوهش، کیفی بوده و برای گردآوری داده های از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته استفاده شده است. برای این منظور با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند با 38 نفر از زنانی که تجربه کودک همسری زیر 15 سال داشتند، مصاحبه عمیق به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر نظریه داده بنیاد با استفاده ازکدگذاری نظری متن مصاحبه ها تحلیل شد .یافته های تحقیق نشان داد، شرایط علّی و زمینه ای مقوم و مؤثر در گسترش پدیده کودک همسری در روستاها عبارتند از؛ فقر، شرایط فرهنگی و اجتماعی، استفاده از فضای مجازی، خانواده ناپایدار، نگرش جنسیت زده، رسوم و سنت های محلی درخصوص ازدواج و رشد جسمی سریع. به علاوه این پدیده پیامدهای منفی مختلفی از دیدگاه مصاحبه شوندگان از جمله؛ تجربه خشونت توسط کودک همسران، فقدان قدرت تصمیم گیری و دخالت خانواده ها، فرار از زندگی مشترک و افزایش نرخ طلاق، ناتوانی در مسئولیت های زناشویی، ناتوانی در حفظ سلامتی، افزایش تعداد فرزندان طلاق که ناشی از حاملگی های ناخواسته و بی علاقگی زوجین داشته است.
۱۸۴۳۰.

شناسایی و تحلیل سناریوهای بهبود توانمندسازها و قابلیت های مؤثر در چابکی نسل چهارم دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۱
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر چابکی نسل چهارم دانشگاه ها، به صورت مطالعه موردی در دانشگاه گناباد انجام شده است. چابکی دانشگاه به ساختاری انعطاف پذیر جهت پاسخگویی کارآمد و اثربخش به الزامات محیطی و سازگاری با تغییرات متعدد اشاره دارد. این تغییرات ازنظر محتوایی به دانشگاه نسل چهارم و ازنظر ساختاری به دانشگاه های چابک منتهی می شود. دستیابی به چابکی نیازمند توانمندسازها و قابلیت هایی است که بتواند دانشگاه را در مسیر تحول به سمت نسل چهارم هدایت کند. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی فراترکیب (مرور نظام مند ادبیات) و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره فازی اجرا شده است. ابزار گردآوری داده ها، بررسی اسناد و مدارک موجود در حوزه پژوهش بوده است که در این راستا 59 مقاله شناسایی شد که پس از پالایش و کنترل کیفیت، 24 مقاله به عنوان مبنای تحلیل انتخاب شدند. به منظور هماهنگ سازی این عوامل با دانشگاه موردمطالعه، نظرات خبرگان دانشگاه گناباد در قالب یک تیم تصمیم هفت نفره از مدیران ارشد و میانی جمع آوری شد. در این پژوهش، 10 عامل اصلی شامل تکنولوژی اطلاعات، منابع مالی، فرهنگ، پایش مستمر سطح چابکی، مدیریت منابع، سازمان یادگیرنده و غیره شناسایی شدند. پس از ارزیابی وضع موجود و تعیین اهمیت هرکدام از عوامل، وزن آن ها با استفاده از روش AHP فازی محاسبه شد. پرسشنامه های ارزیابی وضع موجود و توانمندی اجرایی هر عامل نیز توسط تیم تصمیم تکمیل شدند. درنهایت، داده ها در ماتریس دوبعدی توانمندی-شکاف موزون تحلیل شدند و اولویت بندی عوامل انجام گرفت. نتایج نشان داد که عوامل منابع مالی سازمان، فرهنگ، پایش مستمر سطح چابکی، مدیریت منابع و سازمان یادگیرنده در اولویت بالاتری قرار دارند. این یافته ها نشان می دهد که برای تحقق دانشگاه های نسل چهارم، علاوه بر توسعه فناوری، باید بر بهبود مدیریت منابع، ایجاد فرهنگ تغییر و سیستم های ارزیابی عملکرد تأکید شود. این پژوهش چارچوبی منسجم ارائه می دهد که می تواند به مدیران و سیاست گذاران دانشگاهی کمک کند تا مدل های مدیریتی و آموزشی خود را بهینه سازی کرده و دانشگاه ها را در مسیر تحول به سمت نسل چهارم هدایت نمایند.
۱۸۴۳۱.

ارائه مدل حکمرانی مشارکتی در حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی بر مبنای نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
حفاظت جامع و پایدار از بناها و بافت های تاریخی، باتوجه به ارتباط ذاتی میراث فرهنگی و زمینه های اجتماعی-فرهنگی آن، مستلزم مشارکت فعال جامعه است. هدف این پژوهش دستیابی به مدل حکمرانی مشارکتی برای حفاظت جامع بناها و بافت های تاریخی مبتنی بر مشارکت ذی نفعان است. پژوهش به روش کیفی و ازطریق ابزار مصاحبه انجام شده و با تحلیل داده ها برمبنای روش داده بنیاد، مدل مربوط در قالب 26 مقوله اصلی ارائه شده ا ست. مشارکت کنندگان شامل متخصصان و مدیران این حوزه می شوند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در مدل ارائه شده، شرایط علّی، ماهیت چندوجهی و ارزش های هویتی میراث فرهنگی و ضرورت مشارکت فعال کنشگران اجتماعی را آشکار می سازد. شرایط زمینه ای در پنج بستر شامل بسترهای نهادی-مدیریتی، بستر های چالش برانگیز اجتماعی–اقتصادی و توسعه ای، بسترهای فرهنگی-هویتی و نظام حقوقی-مالکیتی و ظرفیت های توسعه پایدار اقتصادی – گردشگری تبیین پذیر است. شرایط مداخله گر نیز شامل تعارض سنت و مدرنیته، عوامل تسهیلگر و بازدارنده در ساختارهای حقوقی و قانونی، مشارکت اجتماعی و آگاهی عمومی، تعارض منافع ذی نفعان و موانع اعتمادسازی است. همچنین راهبردها در هفت محور شامل مدیریت دانش محور، توانمندسازی جامعه محلی، آموزش و ارتقای آگاهی، مدیریت یکپارچه تخصصی-مشارکتی، حفاظت، احیا و بهره وری پایدار، یکپارچه سازی و هم افزایی نهادی و توسعه شفافیت و اعتمادسازی شکل می گیرند. پیامدهای اجتماعی این مدل عبارت اند از: تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشارکت فعال شهروندی، تقویت هویت محلی و حس تعلق به مکان و بهبود تعامل حاکمیت و جامعه. کاربست این مدل، ضمن افزایش اثربخشی اقدامات حفاظتی، موجب حفاظت جامع میراث فرهنگی، توسعه گردشگری پایدار، رونق اقتصادی محلی و ایجاد توازن میان حفاظت از میراث فرهنگی و پاسخ گویی به نیازهای معاصر می شود.
۱۸۴۳۲.

نحوه مواجهه مددکاران اجتماعی با مسائل ناشی از کار حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه و هدف: فعالیت مددکاران اجتماعی با توجه به گستردگی جامعه هدف و پیچیدگی هایی که دارد— به عنوان یکی از مهم ترین حرفه های یاری رسان در مسیر تغییر و بهبود کیفیت زندگی گروه هدف— همواره با موقعیت های تنش زا رو به رو بوده است. در این شرایط، مددکاران اجتماعی برای مقابله با این چالش ها، اقداماتی انجام می دهند که شناسایی آنها اهمیت دارد. لذا هدف پژوهش حاضر، مطالعه نحوه مواجهه مددکاران اجتماعی با مسائل ناشی از انجام کار مددکاری اجتماعی است. روش و داده ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. به همین منظور، با روش نمونه گیری نظری و هدفمند 20 نفر از مددکاران اجتماعی شاغل در سه موسسه شامل سازمان بهزیستی، کمیته امداد و بیمارستان در شهر همدان انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. سپس داده های به دست آمده به شیوه کدگذاری نظری در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از تحلیل داده ها شش مقوله اصلی شامل بحران شایستگی، موانع بین فردی مداخله مؤثر، موانع سازمانی، چالش های رفتاری مددجویان، راهبردهای کنش و فرسایش روانی و حرفه ای استخراج شد. در نهایت مقوله نهایی کنش انفعالی/غیرحرفه ای به عنوان پاسخ و واکنشی از سوی مددکاران اجتماعی به مسائل مرتبط با انجام کار مددکاری اجتماعی به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد مددکاران اجتماعی بایستی در مواجهه با مسائل ناشی از کار، حرفه ای تر برخورد کرده و از پیامدهای منفی فرسایش روانی و حرفه ای اجتناب نمایند. نتایج این مطالعه می تواند در راستای فراهم ساختن بستری جهت پیشگیری از آسیب های ناشی از کار برای حرفه های یاورانه و مسئولین، کاربردی باشد. پیام اصلی: فرسایش روانی و حرفه ای یک مسئله جدی در حرفه های یاورانه به ویژه مددکاری اجتماعی است که بایستی مورد توجه نظام شغلی قرار گرفته و در جهت تغییر و تحول در رده ها و جابجایی های شغلی در محیط های کاری اقدام لازم از سوی کاربران و مدیران انجام شود. 
۱۸۴۳۳.

مولدسازی و تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی: تشریح شواهدی از بحران روابط کار و طبیعت در اقتصاد سیاسی ایران دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
مولدسازی گذاری کیفی به سوی مرحله پیچیده تری از توسعه سرمایه داری در فضای اقتصاد سیاسی ایران است. فرایندی که از اواسط دهه 1390 شکل گرفت؛ زمانی که آثار توسعه ناموزون و در رأس آن بحران مناسبات تولید به حادترین شکل پدیدار شده بود. این طرح برمبنای منتسب کردن مسئله رکود تولید و معضلات انباشته شده توسعه ناموزون به انجماد دارایی های عمومی توسط مجموعه کارگزاران سیاسی و اجرایی و در همراهی با بدنه دانشگاهی که در قالب اندیشکده ها و کمیته های مشورتی صورتبندی جدیدی پیدا کرده بودند پروبلماتیزه و به سرعت در اسناد توسعه وارد و شکل اجرایی و عملیاتی به خود گرفت. اکنون پس از گذشت چند سال و اجرای پیگیرانه این قانون توسط دولت می توان درمورد فرایندها و سازوکارهای آن در میدان اقتصاد سیاسی جامعه ایران از منظر تبادلات مادی میان کار و طبیعت (اعم از طبیعت تاریخی و طبیعت مصنوع) پرسش کرد.این هدفی است که مقاله مذکور با اتکا به روش مطالعه موردی و گردآوری اطلاعات اسنادی و به طور خاص تمرکز بر مصوبات رسمی منتشرشده جلسات هیئت عالی مولدسازی دنبال کرده است.یافته های تحقیق نشان می دهد طرح مولدسازی با مکانیسم های 1. تشدید شکاف های متابولیک در نظام تولید ارزش، 2. شکاف متابولیسم شهر-روستا و 3. محرومیت زایی منطقه ای در فرایند تقسیم کار ملی مرکز-پیرامون، زمینه تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی را فراهم ساخته است.بنابراین سیاست مولدسازی را نه فقط یک برنامه اجرایی یا مداخله ای خنثی، بلکه باید به منزله لحظه ای از تکوین تاریخی منطق سلطه سرمایه بر روابط کار و طبیعت درک کرد؛ منطقی که با مالی سازی دارایی های عمومی، انتقال ارزش از پایین دست به بالادست و شکاف صوری طبیعت از جامعه بازتولید مادی و زیستی را در معرض اختلال ساختاری قرار می دهد.
۱۸۴۳۴.

بازتاب هویت جنسیتی در آثار سه هنرمند زن معاصر جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
یکی از شاخصه های عمده شناختی انسان، خصوصاً در عصر مدرن و پس از آن، هویت جنسیتی است که از طریق آن مرز میان خود و دیگری قابل ادراک می شود و قلمرو تعریف و تحدید ماهوی شخص معین می شود. بازتاب این مسئله در آثار هنرمندان معاصر، به ویژه هنرمندان زن مسلمان، به عنوان یک دغدغه ای جدی قابل مطالعه و تحلیل است. پژوهش حاضر با مبنا قراردادن آثار سه هنرمند زن معاصر در جهان اسلام، مونا حاتوم (هنرمند فلسطینی تبار، متولد 1952)، للا السعیدی (هنرمند مراکشی، متولد 1956) و بشری المتوکل (هنرمند یمنی، متولد 1969)، درصدد پاسخ به این پرسش است که کدام عوامل موجب بازتاب هویت جنسیتی در آثار این سه هنرمند شده و هرکدام، چگونه آن را در آثار خود انعکاس داده اند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و گردآوری اطلاعات از طریق اسناد کتابخانه ای صورت گرفته است. شیوه تجزیه و تحلیل کیفی است و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، از روش استقرایی استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که هویت جنسیتی زنان، وضعیت افراط گرایی های مذهبی در کنار هویت های قومی و دلالت های زبانی، محور اصلی آثار مورد مطالعه را تشکیل می دهند. سیالیت هویت و نمایش روابط خلاقانه و دگرگون شده زنان، گاه در قیاس با مردان و گاه به صورت مستقل، نمودی از دغدغه های هویت جنسیتی نزد این هنرمندان است و آنان از طریق عکاسی، ویدیو و بهره گیری از عنصر نوشتار، این عوامل را در آثار خود انعکاس داده اند.
۱۸۴۳۵.

تحلیل جرم شناختی از بازنمایی بزه دیدگی زن در پرتو سبک زندگی در فیلم سینمایی رگ خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
سینما به مثابه عنصری فرهنگی و به عنوان یکی از عرصه های بازنمایی مسائل اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی جامعه و در پی آن کاهش سوگیری شناختی در این قلمرو دارد. یکی از این بازنمایی ها، خشونت علیه زنان و در پی آن بزه دیدگی این قشر آسیب پذیر است. تحقیق حاضر با هدف بررسی جرم شناختی بازنمایی بزه دیدگی زنان در آثار سینمایی، به مطالعه موردی فیلم سینمایی رگ خواب به روش تحلیل محتوایی پرداخته است. یافته های تحقیق بیانگر این امر است که شخصیت اصلی فیلم، مینا، به عنوان بزه دیده ایدئال ناشی از ساختارهای اجتماعی، با انتخاب سبک زندگی ریسک پذیر موجب شتاب دهندگی در بزه دیدگی خود شده و در یک جامعه سنتی و ایدئولوژیک و در نبود حمایت های اجتماعی و قانونی، بزه دیدگی مکرر و ثانویه او را به همراه داشته که بازنمایی گوشه ای از واقعیت است. همچنین واقعیت اجتماع در قلمرو بزه دیدگی زنان به مراتب جدی تر از بازنمایی آن در آثار سینمایی است و بی توجهی به این مقوله می تواند تأثیرات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه بر جای گذارد. به عنوان نتیجه این تحقیق، به ضرورت ساخت آثاری سینمایی بدون سانسورهای فرهنگی برای حساس سازی، آگاهی بخشی و ایمن سازی افراد و در راستای اثرگذاری بر سیاست گذاری ها و قانون گذاری های هدفمند و حمایتی، به ویژه در زمینه رفع تبعیض علیه زنان، و دسترسی همه زنان بزه دیده در هر شکل و قالبی به نظام عدالت کیفری در جهت اهداف جرم شناسی کاربردی و برای پیشگیری از خشونت علیه زنان در جامعه تأکید شده است.
۱۸۴۳۶.

شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۸
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده   با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
۱۸۴۳۷.

A Pathway to Ultra-Fast Data Transmission for Next-Generation Networks through Terahertz Communication in 6G(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۷
Background: As the demand for ultra-fast, low-latency communication continues to rise, Terahertz (THz) communication has emerged as a promising candidate for enabling next-generation 6G networks. However, environmental sensitivity and hardware challenges pose significant limitations. Objective: This study investigates the potential of THz communication to support ultra-high data transfer rates in 6G networks, with a focus on the impact of environmental conditions, hardware complexity, and modulation techniques. Method: Through simulation analysis under both optimal and adverse environmental conditions, the performance of THz communication was assessed. The study also explores emerging materials and adaptive technologies to mitigate performance degradation. Results: Under optimal conditions, THz communication demonstrated the ability to achieve data rates up to 8.5 Tbps with approximately 1 ms latency at 10 THz. However, in high humidity and non-line-of-sight (NLOS) scenarios, performance declined significantly, with the signal-to-noise ratio (SNR) dropping from 35 dB to 18 dB and the bit error rate (BER) increasing from 3×10⁻³ to 4×10⁻². Orthogonal Frequency Division Multiplexing (OFDM) outperformed Quadrature Amplitude Modulation (QAM) in BER under varying conditions. The integration of advanced materials such as graphene and photonic crystals, along with intelligent reflecting surfaces (IRS), showed promise in enhancing signal quality and thermal management. Conclusion: While THz communication exhibits strong potential for supporting the high-speed, low-latency demands of 6G, environmental vulnerabilities and hardware complexity remain key challenges. Future research should prioritize the development of cost-effective, scalable materials and adaptive technologies to improve performance and deployment feasibility in diverse conditions.
۱۸۴۳۸.

تأثیر فراموشی سازمانیِ هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی (موردمطالعه: وزارت ورزش و جوانان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۲
هدف مقاله حاضر، تأثیر فراموشی سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی از نوع کاربردی بود. جامعه آماری، تمامی کارکنان وزارت ورزش و جوانان بود که 213 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری، تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه های استاندارد بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسش نامه ها بالاتر از 7/0 بود. نتایج پژوهش نشان داد که فراموش سازمانی هدفمند بر سرمایه انسانی و نیز ظرفیت جذب دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد و سرمایه انسانی بر ظرفیت جذب دانش تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، فراموش سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی تأثیر معناداری دارد. جذب دانش، تحت تأثیر رهایی از دانش غیرمفید سازمانی و ایجاد تغییر و تحول به واسطه افزایش توانایی ها و مهارت های فردی کارکنان صورت می پذیرد.
۱۸۴۳۹.

بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۲
کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می دانند. بسیاری از آنان دغدغه هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
۱۸۴۴۰.

بررسی نقادانه مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهده(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۴
مسئله تعیین رابطه بین نظریه و مشاهده که تحت عنوان «گران بار از نظریه بودن»، «نظریه مندی» یا «نظریه بار بودن» مشاهدات از آن یاد شده است، ازجمله مسائلی است که فیلسوفان علم تلاش کرده اند براساس مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی خود، به آن پاسخ دهند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقادانه این مسئله و ارائه تحلیلی معرفت شناختی از ابعاد مختلف آن است. این مطالعه درصدد است تا پس از واکاوی دیدگاه های مخالفان و موافقان این مسئله، و شناسایی نقاط قوت و ضعف هر رویکرد، با تفکیک دقیق، مراحل گوناگون فرآیند مشاهده، از انتزاع مفهوم حسی تا ساخت گزاره های مشاهدتی، جایگاه دقیق تأثیرپذیری از نظریه های پیشامشاهدتی را در هریک از این مراحل مشخص نماید. بهره گیری از آموزه های فلسفه اسلامی در زمینه فرایند دستیابی انسان به ادراک حسی از مواجهه با واقعیت محسوس تا ساخت گزاره های مشاهدتی در این پژوهش مورد تأکید است. بدین ترتیب، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا مشاهدات علمی می توانند مستقل از نظریه های پیشامشاهدتی و پیش دانسته های محققان باشند؟، یا اینکه همواره تحت تأثیر چارچوب های مفهومی و نظری قرار دارند؟ این پرسش اساسی به سوالات فرعی مهمی منجر می شود که شامل امکان پذیری مشاهدات عاری از نظریه، تعیین مرز میان داده های حسی و تجارب مشاهدتی، نقش پیش دانسته های علمی در تفسیر مشاهدات، و تأثیر جهت گیری و دسته بندی مشاهدات بر نتایج نظریه پردازی تجربی است. روش شناسی این پژوهش براساس رویکردی تحلیلی-انتقادی، با بهره گیری از تحلیل های معرفت شناختی استوار است. در ابتدا، دیدگاه های مخالفان گران بار از نظریه بودن مشاهدات، ازجمله پوزیتیویست ها و استقراگرایان سطحی و پیچیده، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مبانی معرفت شناختی آنها واکاوی شده است. در ادامه، استدلال های موافقان این نظریه، شامل ابطال گرایان و فیلسوفانی همچون کوهن و پوپر، از منظر تأثیرپذیری مشاهدات و گزاره های مشاهدتی از نظریه های پیشینی تحلیل شده است. بخش کلیدی روش شناسی این پژوهش، تفکیک معرفت شناختی ابعاد مختلف مسئله است که در آن، فرآیند مشاهده به مراحل جداگانه ای تقسیم شده که شامل انتزاع مفهوم حسی یا انطباع حسی، انتزاع مفهوم خیالی، انتزاع مفهوم کلی ماهوی، ساخت مفهوم مرکب و صدور حکم و تصدیق، و در نهایت، به کار بردن الفاظ برای دلالت بر مفاهیم و تصدیقات است. این تفکیک امکان بررسی دقیق تر نقش نظریه ها در هر مرحله را فراهم کرده است. نتایج نشان می دهد که مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات، نیاز به تمایز میان سطوح مختلف معرفتی دارد. به تعبیری دقیق تر، پاسخ به این مسئله درباره ادراکات تصوری و تصدیقی متفاوت خواهد بود. مفاهیم حسی و خیالی که نخستین نتایج تأثیرپذیری ابزارهای حسی از واقعیت خارجی هستند، در فرض صحّت و امانت داری اعضای حسی، عاری از نظریه بوده و میان افراد مختلف یکسان خواهند بود. همچنین، مفاهیم کلی ماهوی منتزع از امور محسوس نیز به دلیل اینکه تنها حاکی از ویژگی های مشترک میان مصادیق هستند، عاری از نظریه محسوب می شوند. علاوه بر این، قضایای بدیهی وجدانی که مستقیماً برگرفته از علم حضوری انسان نسبت به مفاهیم حسی، خیالی و کلی هستند، عاری از نظریه، بدیهی و یقینی می باشند. در مقابل، گزاره های مشاهدتی غیربدیهی که خبر از اصل وجود یا عوارض امور محسوس خارجی می دهند، گران بار از نظریه هایی هستند که صدق این گزاره ها منوط به صدق آن نظریه ها است. تفکیک میان توصیف مشاهدات و تفسیر آن ها امکان پذیر بوده و ادعای عدم انفکاک این دو، مبتنی بر خلط میان سطوح مختلف ادراک است. بر این اساس، مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات نیاز به رویکردی تفصیلی دارد که میان سطوح مختلف معرفتی تمایز قائل شود. برخلاف ادعای پوزیتیویست ها، آغاز علم با مشاهده صرف و خالی از هرگونه پیش فرض امکان ناپذیر است؛ چراکه گزاره های مشاهدتی که در استدلال های تجربی به کار می روند، گران بار از نظریه هستند. در عین حال، برخلاف ادعای موافقان مطلق گران بار از نظریه بودن مشاهدات، بخش هایی از فرایند مشاهده، یعنی مفاهیم حسی، خیالی و کلی ماهوی، و همچنین وجدانیات، عاری از نظریه محسوب می شوند. این یافته نشان می دهد که نه عاری از نظریه بودن مطلق مشاهدات صحیح است و نه گران بار از نظریه بودن آن ها به نحو مطلق. بنابراین، راه حل مناسب، پذیرش موضعی است که در آن، ضمن اذعان به نقش نظریه ها در برخی جنبه های مشاهده، امکان دستیابی به مؤلفه هایی عاری از نظریه در فرآیند شناخت تجربی را نیز محفوظ می دارد. این نتیجه گیری اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا نشان می دهد که علم می تواند بر مبنای محکمی استوار باشد، بدون اینکه به رویکرد قابل نقد استقراگرایان سطحی و پوزیتیویست ها بازگردد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان