مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۵۴۳٬۲۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توجه و حافظه از فرایندهای شناختی هستند که در امر یادگیری نقش بارزی را ایفا می کنند. شدت فعالیت های ورزشی می تواند نقش مهمی در عملکردهای شناختی داشته باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تداومی کم شدت و اینتروال پر شدت بر توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی در دانشجویان کم تحرک در دوران کرونا بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان پسر دانشگاه فنی و حرفه ای شیراز در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بود که تعداد ۵۱ نفر به عنوان نمونه در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون رنگ واژه استروپ و آزمون حافظه وکسلر بزرگسالان استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار میان میانگین های پس آزمون در گروه آزمایش و کنترل بود؛ بدین معنی که تمرینات تداومی کم شدت می تواند میزان توجه انتخابی (89/0=Eta،001/0=P،40/58=F)، حافظه فعال (75/0=Eta،003/0=P، 89/36=F) و کارکرد اجرایی (94/0=Eta،001/0=P، 66/62=F) را در دانشجویان کم تحرک بهبود بخشد (05/0p<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تمرینات تداومی کم شدت میزان توجه انتخابی، حافظه فعال و کارکرد اجرایی را در دانشجویان کم تحرک بهبود می بخشد؛ بنابراین، فعالیت تداومی کم شدت در مقایسه با فعالیت اینتروال پرشدت، مؤثرترین فعالیت ورزشی در بهبود عملکردهای شناختی است.
National Media Strategies for Audience Persuasion in Crises: COVID-19 Pandemic(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: Since systemic limitations such as managerial weaknesses, lack of specialized skills, flawed policymaking, and inefficient structures have created serious challenges in the persuasion process. This study aims to design a strategic model for audience persuasion by the national media during the COVID-19 pandemic crisis. METHODS: This research uses the grounded theory approach as a qualitative method. Data were collected through open-ended interviews and purposeful sampling of 20 experts and specialists related to the subject. The final model includes 264 codes, 85 concepts, and 78 categories. Data collection and analysis continued until theoretical saturation was achieved. FINDINGS: According to the findings, factors such as flawed policymaking, ineffective interaction between the media and other sectors, lack of efficient managerial structures, and unhealthy competition were among the key barriers to audience persuasion during the COVID-19 pandemic. The final strategic model identifies capacities and suggests solutions to improve the audience persuasion process. CONCLUSION: The results showed that fundamental reforms in structures, strengthening persuasive expertise, clarifying policies, improving interactions, and increasing public trust are necessary for the national media to play a more effective role in future crises. Therefore, paying attention to the values of the audience and utilizing cultural capacities can turn the national media into a powerful tool for crisis management.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های آموزش مهارت های مدیریتی عملی برمبنای مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در شاخه فنی و حرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
30 - 54
حوزههای تخصصی:
این پژوش با هدف واکاوی ابعاد و مولفه های آموزش مهارت های مدیریتی عملی برمبنای مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در شاخه فنی و حرفه ای انجام شد. روش تحقیق یک پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. که رویکرد بخش کیفی گراندد تئوری یا تئوری داده بنیاد بود که با مصاحبه با خبرگان و انجام سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. برای سطح بندی و رتبه بندی عوامل و تعیین نوع متغیرها و همچنین بررسی روابط بین متغیرهای مدل، تعیین شدت روابط و شناسایی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری معیارها از روش ترکیبی ISM-DEMATEL استفاده شد. برای تعیین وضعیت موجود آموزش مهارت های عملی در شاخه فنی حرفه ای از نظر مولفه های مدل هم از پرسشنامه در بخش کمی استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی آموزش مهارت های عملی برمبنای مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در شاخه فنی حرفه ای شامل مقوله های اصلی راهبرد آموزشی، رویکرد عملی، سبک رفتاری، محورهای آموزشی، نتایج و پیامدها و ویژگی های فردی بوده است. در مدل پارادایمی بدست آمده عوامل علی شامل ویژگی های فردی بوده که در برگیرنده عوامل خودمدیریتی، اقدامات عملی، قاطعیت و مسئولیت پذیری بوده است. عوامل محوری شامل محورهای آموزشی بوده که مشتمل بر آموزش هدفمند، الگوسازی، عملیاتی سازی و کیفیت آموزش بود. عوامل مداخله گر شامل رویکرد عملی بود که دربرگیرنده دنیاگریزی، ولایت مداری و رویکرد جهادی بود. راهبردها شامل راهبردهای آموزشی مشتمل بر آموزه های تربیتی، تربیت معنوی و علمی و تربیت توحیدی بوده است. عوامل زمینه ای شامل سبک رفتاری بود که در برگیرنده سبک زندگی، عواطف و توسعه خود و دیگران بوده است. همچنین پیامدها در مدل پارادایمی شامل نتایج و پیامدها بود که در برگیرنده مکتب آموزش معنوی، معنویت و اخلاص بوده است.
هوش مصنوعی در حکمرانی و حکمرانی هوش مصنوعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سریع هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML) تأثیر بسزایی بر حکمرانی عمومی داشته و پرسش های مهمی درباره شفافیت، تنظیم گری و مسئولیت پذیری این فناوری ها ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف بررسی دو بعد "حکمرانی هوش مصنوعی" و "حکمرانی بر هوش مصنوعی"، چارچوبی برای مدیریت چالش های ناشی از این فناوری ارائه می دهد. روش تحقیق این مطالعه فراترکیب بوده و ۳۱ پژوهش کلیدی بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ را تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی موجب بهبود دقت تصمیم گیری، بهینه سازی تخصیص منابع و افزایش شفافیت در حکمرانی می شود، اما همزمان چالش هایی مانند مسائل اخلاقی، نظارتی و حقوقی را به همراه دارد. در پاسخ به این چالش ها، این پژوهش یک مدل سه بعدی حکمرانی هوش مصنوعی را پیشنهاد می کند که شامل ابعاد فنی، حقوقی و اخلاقی و خط مشی گذاری عمومی است. نتایج این مطالعه می تواند به سیاست گذاران در تدوین چارچوب های قانونی، طراحی مکانیسم های نظارتی و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در حکمرانی عمومی کمک کند. پیشنهاد می شود که دولت ها علاوه بر توسعه زیرساخت های AI، روی شفافیت الگوریتمی و ارتقای پاسخگویی نهادهای تصمیم گیرنده تمرکز کنند.
نگرشی بر گستره خیار شرط در پرتوی ماده 456 قانون مدنی و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقه و حقوق اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۰
248 - 270
حوزههای تخصصی:
معامله بر وزن مفاعله از لحاظ لغوی برابر با ابتیاع، تجارت، خرید و فروش است. مفاعله یکی از باب های ثلاثی مزید و به معنای مشارکت متقابل دو شخص یا دو چیز در یک فعل است. معاملات در سه معنا بکار رفته که شامل معنای عام، در مقابل عبادات، معنای خاص، به عمل حقوقی نیازمند قصد انشاء اعم از عقد و ایقاع، گفته می شود و در معنای اخص به عملی گفته می شود که با لحاظ معنای عرفی، دارای چهره و رنگ اقتصادی باشد که شامل عقود مالی و معوض می باشد. با این اوصاف و نظر به اینکه اولاً؛ خیار، عارض بر عقد لازم است پس عقود جایز از محل بحث خارج و ماده ۴۵۶ منصرف از آن است، ثانیاً؛ از لحاظ لغوی و اصطلاحی شرط برای صحت، باید ضمن العقد یا مربوط به عقد باشد، بنابراین ایقاعات منصرف از معامله و معنای خاص آن در ماده 456 بوده و از دایره آن خارج می گردند. ثالثاً؛ با توجه به کلام شیخ انصاری مبنی اینکه شرط، غیر سبب شرعی (فسخ در ایقاعات) را سبب قرار نمی دهد، مشخص می شود معامله در ماده 456 منصرف از معنای خاص آن یعنی عقود و ایقاعات می باشد، رابعاً؛ با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی معامله که مصدر باب مفاعله به معنای عمل طرفینی و در ماده 456 معامله شامل عقود معوض مالی است، شمول معامله در ماده 456 قانون مدنی بر عقود جایز، ایقاعات، عقود غیرمعوض و غیر مالی ناصحیح است.
رویکرد اندیشمندان امامیه در باب نظریه شیئیت معدوم با تأکید بر ابن حمزه طوسی و شاگردانش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 204
حوزههای تخصصی:
مهم ترین قدم در عرصه دین پژوهی شناخت خداوند است. عقل انسان راهی به معرفت کنه ذات الهی ندارد. از این رو یکی از راه های شناخت خدا، شناخت اسماء و صفات الهی است. بنابراین تحلیل درست صفات از جمله علم باری تعالی به ذات خود و مخلوقاتش حائز اهمیت خواهد بود. برخی چون معتزله علم خدا به مخلوقات و جزئیات مخلوقات قبل از ایجاد را مقید و مشروط بر شیئیت و ثبوت معدوم می دانند. در نظر شحّام متکلم معتزلی این گونه نیست که معدومات در علم الهی، منتفی باشند و هیچ بهره ای از ثبوت نداشته باشند، بلکه معدوماتی هستند که بهره ای از شیئیت و ثبوت دارند و همین معدومات متعلَّق علم الهی واقع می شوند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی به واکاوی رویکرد متکلمان و فیلسوفان مسلمان در مسئله شیئیت معدوم می پردازد. نظریه ی شیئیت معدوم از همان زمان طرح، با مخالفت متکلمان امامی نظیر شیخ مفید مواجه شد و بعد از آن نیز فیلسوفان مسلمان شیئیت معدوم را سخنی باطل قلمداد کردند. اگرچه نظریه ی شیئیت معدوم در دوره های بعد با تحلیل های فلسفی درباره ی وجود و ماهیت، صورت دیگری به خود گرفت. در قرن هفتم متکلمانی چون ابن حمزه طوسی و شاگردانش اقدام به نگارش آثاری مستقل درباره ی شیئیت معدوم کردند. برخی به صورت تلویحی و بعضی دیگر به صراحت با آن مخالفت کردند و آن را باطل دانستند. تأکید فیلسوفان و متکلمان امامیه بر تلازم و تساوق وجود و شیئیت و عدم پذیرش اعمیت شیئیت و ثبوت از وجود و مردود دانستن شیئیت معدومِ ممکن، استفاده از نظریه ی وجود ذهنی برای قضایایی که موضوع آن ها در عالَم عین و خارج تحقق و تقرر ندارد، به جای ثابتات ازلی و شیء دانستن معدومِ ممکن و پذیرش علم قبل از ایجاد واجب تعالی از سوی اندیشمندان امامیه و ارائه دلایل بر آن از جمله یافته های این تحقیق می باشد.
زمینه ها و بسترهای فتنه گری بنی اسرائیل از منظر قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
60-77
حوزههای تخصصی:
فتنه انگیزی، مخرب ترین پدیده اجتماعی در جوامع انسانی است. خواستگاه فضای غبارآلود فتنه؛ باورها، گرایش ها و کنش های غلط فتنه گران و ثمره آن، فساد، تباهی، گمراهی و سقوط است. هدف پژوهش حاضر، تبیین زمینه ها و بسترهای فتنه گری بنی اسرائیل از منظر قرآن و روایات است. چرائی فتنه گری این قوم در زمان موسی(ع) و دیگر انبیای بنی اسرائیل، بویژه در عصر پیامبر(ص) و بعد از رحلت حضرت و رخدادهای فتنه انگیز آنان در زمان امام علی(ع)، با وجود ادعای مشترکات بنیادین اعتقادی؛ توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. رویکرد اصلی در این پژوهش آن است که با تحلیل آیات قرآن کریم و حدیث، زمینه ها و بسترهای فتنه در قوم یهود را مورد بررسی قرار دهد. انحراف از مبانی دینی و اعتقادی، برتری طلبی، مادی گرائی، دنیا-دوستی، مسؤلیت گریزی و توجیه گری، بی بصیرتی مردم و حاکمان جامعه و مهجوریت اهل بیت(ع)، از مهم ترین زمینه ها و بستر های فتنه گری یهود بشمار می رود. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی تحلیلی، با استناد به منابع کتابخانه ای، منابع تفسیری، تاریخی و علمی است
تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
150 - 171
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
91 - 110
حوزههای تخصصی:
محیط کالبدی درمانگاه های آموزشی شامل عناصری است که ارتقاء آن ها از منظر سرزندگی، موجب بهبود کیفیت فضای درمانگاه آموزشی و هم چنین ادراک بهتر و رضایتمندی دانشجویان پزشکی می شود. هدف از این پژوهش تبیین ابعاد مؤثر در طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از منظر سرزندگی دانشجویان پزشکی از دیدگاه متخصصان است. در این پژوهش از روش تحقیق دلفی _ترکیبی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، متخصصان معماری و متخصصان آموزش پزشکی بودند به منظور انتخاب نمونه ها از روش نظریه ای و گلوله برفی استفاده شده است و حجم نمونه مصاحبه پس از اشباع نظری، 23 نفر از متخصصان را شامل می شود. سپس با کمک تکنیک کدگذاری باز و محوری و تشکیل جدول هدف محتوا، پرسشنامه محقق ساخته در قالب 110 سوال شکل گرفته و توسط متخصصان طی دو مرحله تکمیل گردیده است. در نهایت نتایج به روش تحلیل عامل Q استخراج شده و فرآیند تأثیر ابعاد بر متغیر های پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند. بر اساس یافته های تحقیق، تأثیرگذارترین عوامل بر طراحی محیط درمانگاه های آموزشی از دیدگاه متخصصان در ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز مصنوعی جای گرفتند. که بعد رنگ شامل چهار مقوله "نقش سازگاری رنگ با فضا، نقش رنگ در سرزندگی، تفکیک عرصه یا فضا با رنگ و متنوع کردن فضا با رنگ در فضاهای آموزشی درمانی " است و بعد نور شامل دو مقوله نقش نور و متنوع کردن فضا با نور است. نتایج این تحقیق مبین آن است که ابعاد چهارگانه رنگ، نور، فضای سبز طبیعی و فضای سبز نقش کلیدی در ایجاد و بهبود فضای آموزشی مطلوب در درمانگاه های آموزشی و بر سرزندگی و رضایت دانشجویان پزشکی تاثیر دارد. در نتیجه محیط یادگیری یکی از جنبه های مهم برنامه آموزش پزشکی است که باید در تمامی مراحل آموزشی مورد توجه قرار گیرد
Review of 80 Ways to Use ChatGPT in the Classroom: Using AI to Enhance Teaching and Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Education has evolved significantly over the centuries, ranging from the ancient and classical era to the Industrial Revolution, inclusive education, and technology integration. In the latter part of the 20 th century, technology was incorporated into education, starting with audiovisual aids and computer-based learning through to distance learning, online learning platforms, virtual classrooms, and collaborative tools, transforming education into a more flexible and accessible experience (Chiu et al., 2023; Ghahari & Nejadgholamali, 2019; Ng et al., 2023). Having emerged in the 2000s, personalized learning platforms and massive open online courses (MOOCs) offered free or low-cost online courses to a global audience and catered to individual student needs and learning styles. Finally and most recently, artificial intelligence (AI) has provided personalized recommendations, automated grading, and data-driven insights to optimize learning through such tools as Jasper, Sudowrite, Quillbot, and ChatGPT (Bates et al., 2020; Rahiman & Kodikal, 2024; Rospigliosi, 2023). The present handbook is a must-read for any aspiring teacher and researcher, providing a clear and concise guide on how to use ChatGPT in classrooms. It introduces ChatGPT as a cutting-edge tool that can revolutionize teaching and learning and spotlight the process rather than only the product. ChatGPT was created and offered by OpenAI as a pre-trained language model in 2022 and is an extension to a line of writing tools that build on Grammarly, the Hemingway app, Google Docs, Microsoft Word, etc. It is a variant of the GPT (Generative Pre-trained Transformer) model and is trained on a large dataset of conversational text. It is already reforming businesses and industries like higher education, similar to the printing press and the internet. At its core, ChatGPT uses AI to compose responses to queries spanning numerous topics. It can help educators optimize their classroom practices, particularly assignments, and evaluation, throughout the course rather than only addressing educational outcomes. Naturally, in education, the camps are divided between those opposing the use of ChatGPT as a result of concerns about academic integrity and potential cheating and those who believe it can be a valuable supplement to traditional instruction for supporting instructors and students. As an instructional technologist, Skrabut takes the latter stance and recognizes the potential benefits of ChatGPT in enhancing the learning experience. He maintains that ChatGPT for education is similar to calculators in math, which can be fine-tuned for a variety of natural language processing tasks such as language translation, question answering, and test construction. "80 Ways to Use Chat GPT in the Classroom" offers a number of examples of using ChatGPT to enhance the classroom experience in teaching and learning. However, students need to be trained in information literacy, which is critical for developing critical thinking and lifelong learning skills. Simply rehearsing information from ChatGPT without verification does not contribute to meaningful conversation. Right at the beginning, the author provides the basic instructions to work with ChatGPT and then outlines a set of keys to using it more effectively. Surprisingly enough, the reader will find these instructions and hints highly comprehensive and informative. The keys to obtaining successful responses include (a) Be as specific as possible when making a request; (b) Use an iterative approach (asking the same question in different general or specific ways); (c) Ask ChatGPT to improve its responses to meet your expectations; (d) Assign ChatGPT a role/act to serve (e.g., act as Linux, interviewer, plagiarism checker); (e) Always validate its responses by applying critical thinking skills. Most favorably, the author has supplied multiple examples for each task that ChatGPT can do. Each example has two parts, including the prompt to provide to ChatGPT (bold-typed) and the response from ChatGPT (italicized). According to the author, if ChatGPT is used appropriately and strategically, the possibilities are extremely helpful and time-saving. Chapter 2 indicates how ChatGPT can assist in the course preparation procedure, starting with the course description to developing classroom activities. In the first step, the user may ask ChatGPT to describe a course by clearly introducing what it is about. Next, ChatGPT can help in creating actual goals and objectives for the course. Here, the author suggests that users guide ChatGPT to create valuable results by citing Bloom's Taxonomy, for instance, in their prompts. An example of a good prompt suggested by the author follows: "Write learning objectives for a sports management course at the remembering level of Bloom's Taxonomy using verbs like Cite, Define, Describe, Draw, Enumerate, Identify, Index, Indicate, Label, List, Match, Meet, Name, Outline, Point, Quote, Read, Recall, Recite, Recognize, Record, Repeat, Reproduce, Review, Select, State, Study, Tabulate, Trace, Write" (p. 21). ChatGPT can also assist teaching practitioners in crafting lesson plans, classroom activities, warm-up questions and activities (i.e., icebreakers), community-building activities (e.g., teamwork and class discussions), lecture notes and outlines, and assignment prompts. What is highly important in persuading ChatGPT to prepare these tasks is to give it as specific prompts as the user can. Chapter 3 concerns using ChatGPT as a teacher assistant in personalizing instruction (i.e., personalized education). Some of its contributions include: (a) grading written assignments and essays (given either generic or specific guidelines), (b) facilitating reading comprehension by generating text summaries, (c) creating fill-in-the-blanks stories (i.e., Madlibs) usually in enjoyable and funny way, (d) crafting writing samples for any given prompt or topic, (e) creating personalized study plans attuned to each student's learning abilities, and (f) generating dummy data such as exemplars. What is highly important at this stage is to provide detailed and clear guidelines, precisely indicating the length, word size, and scope, before ChatGPT gets started. Here are some effective prompts as models: Generate questions about with corresponding answers at a college level; Provide ten creative writing prompts for an essay writing class at the high school level; What are some interesting or novel ways to begin a math class with children; What are some icebreaker activities one could use for a college-level course. In Chapter 4, ChatGPT is introduced as an effective tool for assessment by quickly and easily creating a variety of test tasks and questions. Among the ways in which it can serve as an assessment aid are creating assessment rubrics for subjective tasks and designing test items of a variety of formats, including multiple-choice, fill-in-the-blanks, dichotomous or true-false, matching, and ordering forms. After deciding on and determining the target article or text as a prompt, one may ask ChatGPT in the following exemplary way: "Create one (or more) fill-in-the-blank exercise on
" (p. 65). Chapters 5 and 6 illustrate how ChatGPT can assist teachers and students in developing study aids and classroom activities. Using ChatGPT in building study aids such as summaries, notes, outlines, flashcards, and vocabulary lists can make learning procedures more convenient, enjoyable, and effective. Teachers may ask ChatGPT to generate example sentences using a certain word, write a list of words and definitions for an article, and create a list of flashcards for the given words. ChatGPT can also aid in checking the authenticity of students' essays and in generating arguments and counterarguments on a given topic for classroom debates. The last two agendas, for instance, can be accomplished by giving the following prompts, respectively: "Did AI write this essay? " and "Debate me on the use of AI in higher education. I believe it should be used. You are to take the opposing side" (p. 77). Even more interestingly, ChatGPT can be assumed as a classroom member interacting with teachers and/or students. After raising a question or topic in the class, the teacher can ask the students to predict ChatGPT's responses and then compare the students' responses to those of ChatGPT. Given enough rubrics and guidelines, the students can also be invited to grade ChatGPT's responses and essays and realize the strengths and weaknesses of AI by themselves. Taking the students' side, Chapter 7 indicates how students can improve their writing and communicative skills by using ChatGPT as a digital tutor and partner. ChatGPT can help students in crafting essays, paper summaries, research papers, lectures, and presentations by improving both form (e.g., grammar, vocabulary, coherence) and content (e.g., themes, main ideas, ordering, and organization). In addition, it can provide feedback on their writing assignments before submission and help them revise their drafts after getting reviewed. ChatGPT can also serve as an assistant translator and conversation partner, thereby contributing to the student's language skills development. It is also a digital tutor, being accessible anytime not only to reply to the students' questions but also to personalize learning materials by adjusting the responses to their needs, age, and level of ability. For this purpose, the user may only need to guide ChatGPT in the following exemplary way: "Answer this question or explain this topic to a 15-year-old or beginning student". Further, ChatGPT can serve as an exceptional research assistant by helping students discover trending research topics, formulate research questions, develop annotated bibliographies, paraphrase and summarize content, find credible sources, and draft and edit sections of a document. Chapter 8 showcases how ChatGPT can be used in computer programming and application development. Given a specific and accurate script, ChatGPT can quickly and easily write codes, explain what a certain code does, troubleshoot the codes, clean up unnecessary codes, write scripts for Microsoft, Google, Apple, and Linux products, and enhance programs like spreadsheets or word-processing. Chapter 9 extends to other applications of ChatGPT, such as developing blog posts, writing book reviews, drafting grant proposals, writing play/video scripts, and role-playing scenarios. It also effectively assists in drafting email messages, letters of recommendation, job interview questions, press releases for projects, and award packages suitable for nominees and accomplishments. It can be further used for converting references to different formatting styles (e.g., APA, MLA, Chicago), converting grammatical structures (e.g., number, gender, tenses), analyzing data sets, and summarizing large amounts of content before a meeting or classroom session. Chapter 10 illustrates how practitioners can suppress their inhibition and/or fear of using AI as an education and assessment tool. It offers fundamental guidelines and strategies that help teachers and students find ChatGPT an asset rather than a threat. There are times when AI is appropriate and others when it is not. Teachers may ask the students to detect its flaws and limitations; they should be explicit on what is allowed and what is not. For example, if they are not allowing tools like ChatGPT, explain why it is essential to refrain from using it and the educational benefit of the assignment. ChatGPT would not have access to proprietary academic databases. Additionally, it does not have access to current events. Another point to consider is that "ChatGPT is a textual interface. It cannot see images or hear audio files. The more friction you introduce into the assignment, the less appealing it will be to use AI" (p. 159). Although organizations and instructors can enhance their productivity and save time through ChatGPT, there is a caveat regarding the accuracy of the information it offers, requiring the users to check the information from multiple other sources. Skrabut explains his point very clearly by stating that AI will inevitably impact teaching and learning, just as previous technologies have, but educators are required to prepare students for this future. While ChatGPT is an intriguing emerging technology, it is not yet a perfect tool and it is essential to weigh the potential drawbacks. While the book provides comprehensive instructions with practical examples, it lacks depth in addressing ethical concerns and academic integrity. For instance, it does not sufficiently explore ChatGPT's potential drawbacks, such as the risk of over-reliance on AI tools or diminishing critical thinking skills among students. Furthermore, the discussion on academic integrity could benefit from providing instructors with a list of hands-on techniques on how to minimize the possibilities of AI-assisted cheating. Although the book is highly practical and advisable, these limitations may explain the need for further research and instructional guidance on how to mitigate the potential threats associated with ChatGPT use in educational milieus.
مطالعه تطبیقی عدم تقارن مبدأ و هدف حرکت در زبان فارسی، آلمانی و لهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
113 - 144
حوزههای تخصصی:
در اغلب زبان های دنیا پدیده عدم تقارن بین مبدأ و هدف حرکت در سطوح مختلف زبانی اعم از ساختواژی، نحوی، واژگانی و غیره به چشم می خورد. در این پژوهش، فرضیه عدم تقارن بین مبدأ و هدف حرکت در زبان فارسی، آلمانی و لهستانی به صورت تطبیقی مورد سنجش قرار گرفته و بدین منظور، از مجموعه ای ویدئوکلیپ استفاده شده است. لازم به توضیح است که زبان فارسی عمدتاً مسیر حرکت را بیرون از ستاک فعل توسط قمرها بیان می کند که این موضوع درخصوصِ مبدأ و هدف حرکت صدق می کند. بنابراین، زبان فارسی از این حیث جزء زبان های قمرقالب رده بندی می شود. در این تحقیق، زبان فارسی را با دو زبان دیگر یعنی آلمانی و لهستانی که آن ها نیز این مقوله ها را بیرون از ستاک فعلی رمزگذاری می کنند، از حیث نحوه رمزگذاری مبدأ و هدف حرکت در مواردی متعدد مقایسه کرده ایم. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در زبان فارسی فرضیه عدم تقارن بین مبدأ و هدف حرکت در سطوح واژگانی و تمایزات معنایی به اشکال مختلف مشاهده می شود. بنابراین، اگرچه هر سه زبان مورد بحث دارای الگوی واژگانی قمرقالب درخصوصِ رمزگذاری مسیر هستند، اما در مورد تقارن بین مبدأ و هدف حرکت، الزاماً به یک شیوه عمل نمی کنند و این موضوع بیانگر تفاوت های درون زبانی زبان های دنیا صرف نظر از گرایش رده شناختی کلی آن ها (قمرقالب، فعل قالب و غیره) است.
وضوح در تدریس استاد زبان و مشارکت زبان آموزان انگلیسی: نقش میانجی خستگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرآیند یادگیری زبان خارجی، متغیرهای محیطی از جمله رفتار و شیوه تدریس استاد تأثیر قابل توجهی بر مشارکت کلاسی زبان آموزان دارند. علاوه بر آن، عوامل عاطفی مانند احساس خستگی تحصیلی نقش مهمی در تعاملات کلاسی ایفا می کنند و می توانند انگیزه و مشارکت دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. در این راستا، پژوهش هایی به بررسی این روابط پرداخته اند، اما نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه احساس می شود. با توجه به این ضرورت، این مطالعه، به بررسی ارتباط بین وضوح در تدریس اساتید زبان، خستگی زبان آموزان و مشارکت تحصیلی آن ها در مقطع کارشناسی رشته ی زبان انگلیسی در ایران پرداخت. علاوه بر این، تأثیر میانجی خستگی بر ارتباط بین وضوح در تدریس و مشارکت، مورد آزمایش قرار گرفت. بر این اساس، 291 دانشجوی زبان انگلیسی از طریق نمونه گیری در دسترس، دعوت شدند و از آنان درخواست شد که پرسشنامه های خود اظهاری مربوط به وضوح در تدریس استاد، مشارکت زبان آموز و خستگی تحصیلی را تکمیل کنند. روایی و پایایی پرسشنامه ها، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، نشان داد که وضوح در تدریس با مشارکت دانشجویان رابطه مستقیم و با میزان خستگی رابطه عکس دارد. علاوه بر این، خستگی، به طور معکوس و به طور قابل توجهی، مشارکت را پیش بینی کرد. یافته ها، همچنین نشان داد که خستگی، تأثیر وضوح در تدریس بر مشارکت را میانجی گری می کند. در پایان تحقیق، مضامین نظری و تجربی، مورد بحث قرار گرفت و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
واکاوی راهبردهای آینده نگر مؤثر بر وضعیت توسعه شهرهای صنعتی در ایران (مطالعه موردی: شهر بندر ماهشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
62 - 79
حوزههای تخصصی:
در عصر تحولات شتابان جهانی، شهرهای صنعتی نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی و توسعه فضایی ایفا می کنند. با این حال، پیچیدگی های زیست محیطی، اجتماعی و فناورانه، لزوم بازنگری در رویکردهای سنتی توسعه این شهرها را آشکار ساخته است. راهبردهای آینده نگر به عنوان ابزاری کارآمد، امکان شناخت پیشران ها و طراحی سناریوهای پایدار برای توسعه شهرهای صنعتی را فراهم می سازند. لذا در پژوهش حاضر کوشیده شد تا با نگاهی از داخل به بیرون و با تفکر راهبردی نوین، ضمن شناسایی منابع و توانایی های داخلی و عوامل کلان محیطی و نقاط مثبت، علاوه بر جستجوی عملکردها، راهکارهای مثبت را پیش روی مدیران و مسئولان در رابطه با توسعه شهری بندر ماهشهر قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی – تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از مدل Meta-SWOT و تحلیل PESTEL بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد منابع و قابلیت های توسعه شهری بندر ماهشهر دارای ارزش راهبردی و نقش متفاوت در پیشبرد اهداف بلندمدت هستند. عوامل کلیدی شامل منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، دسترسی استراتژیک به خلیج فارس، ظرفیت توسعه کالبدی، اسکله های تجاری و منابع نفت و گاز می باشند. توسعه شهر تحت تأثیر متغیرهای کلان محیطی خارج از کنترل مدیریت شهری، مانند نوسانات اقتصادی، تغییرات اقلیمی، تحریم ها و تهدیدات ژئوپلیتیکی قرار دارد. این شرایط نیازمند راهبردهای انعطاف پذیر، تاب آور و چندبعدی برای حفظ پویایی توسعه شهری است.
پهنه بندی فضایی کیفیت مسکن با تلفیق روش وزن دهی CRITIC و منطق فازی؛ مطالعه موردی: شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
204 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش به پهنه بندی فضایی کیفیت مسکن در شهر قاین پرداخته است.
روش و داده : جامعه آماری تحقیق، بلوک های آماری شهر قاین در سرشماری ۱۳۹۵است. شاخص های کیفیت مسکن در این پژوهش شامل کیفیت سازه، کیفیت مصالح، مساحت واحد مسکونی، تراکم نفر و خانوار در هر واحد مسکونی است. تعیین وزن شاخص ها با روش CRITIC انجام شد و پهنه بندی با منطق فازی در Arc GIS انجام شد. همچنین از آماره موران و رگرسیون چندگانه برای تحلیل های تکمیلی استفاده شد.
یافته ها : بر پایه روش کریتیک، وزن شاخص ها به ترتیب عبارت است از: کیفیت مصالح (۰/۲۴۹)، اسکلت (۰/۲۴۶)، تراکم خانوار (۰/۱۹۸)، مساحت واحد مسکونی (۰/۱۷۴) و تراکم نفر در واحد مسکونی (۰/۱۳۳). پس از پهنه بندی فازی و تلفیق لایه ها، نقشه نهایی کیفیت مسکن شهر قاین تولید شد. نتایج نشان داد که کیفیت مسکن در ۳۹/۵۲ درصد بلوک های آماری، پایین تر از حد متوسط. ۳۳/۶ درصد در حد متوسط و ۲۶/۸۸ درصد بالاتر از متوسط است. آماره موران نیز نشان داد که کیفیت سازه، مصالح و مساحت دارای الگوی پراکندگی خوشه ای است؛ اما دو معیار تراکم نفر و خانوار در واحد مسکونی الگوی تصادفی داشته اند. در مجموع کیفیت مسکن در شهر قاین، الگوی خوشه ای دارد به عبارتی بلوک های آماری با کیفیت مسکن مشابه کنار همدیگر جای گرفته اند. بر پایه ضریب رگرسیون چندگانه متغیر میانگین سنی، نرخ باسوادی و نرخ اشتغال در هر بلوک، تأثیر مثبت و معنادار بر کیفیت مسکن دارد؛ اما در نقطه مقابل، اندازه خانوار تأثیر منفی بر کیفیت مسکن دارد.
نتیجه گیری : نتیجه آن که بلوک های دارای وضعیت بهتر اقتصادی و اجتماعی؛ کیفیت مسکن بهتر و بلوک های فقیرتر وضعیت نامناسب تر دارند.
نوآوری و کاربرد : نوآوری پژوهش در استفاده از روش عینی وزن دهی است، در حالی که در اکثر مطالعات مشابه از روش های ذهنی وزن دهی استفاده شده است که بیشتر تحت تأثیر نگرش های ذهنی پاسخ دهندگان است.
بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
74 - 55
حوزههای تخصصی:
استقرار جوامع انسانی در سطح زمین همواره در راستای دستیابی به حداکثر منابع طبیعی همچون منابع آبی، پوشش گیاهی مناسب و دسترسی به زمینهای قابل کشت صورت گرفته است. بی شک این تلاش بر پایه اصولی است که امروزه به عنوان علم مکان یابی تعبیر می شود. هدف اصلی از این پژوهش بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA بوده و برای رسیدن به این هدف از متغیرهای توپوگرافی (شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی)، هیدرولوژی (فاصله از رودخانه، فاصله از قنات، فاصله از چشمه)، لیتولوژی، خاک و کاربری اراضی استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه و شیب به ترتیب بیشترین و فاصله از قنات کمترین نقش را در توزیع الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه دارد. همچنین نتایج صحت سنجی نشان داد که در نتایج مدل SWARA به ترتیب 51، 19 و 7 مورد از تپه های باستانی شهرستان مراغه در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها قرار گرفته اند ولی در مدل مکبث به ترتیب 35، 20 و 22 از تپه های باستانی در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها مشاهده می شود. بنابراین می توان گفت که کارایی مدل SWARA در این منطقه بهتر از مدل MACBETH می باشد.
تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره و GIS مطالعه موردی: حوضه مهران رود، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
131 - 116
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها سالانه باعث آسیب های قابل توجهی به مناطق مسکونی و محیط زیست، از جمله جنگل ها و مزارع می شوند. این مخاطره در ایران اهمیت ویژه ای دارد، چون بخش زیادی از کشور، به ویژه نواحی شمالی، کوهستانی است. این تحقیق با هدف تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز مهران رود، واقع در شمال غربی ایران، انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، لایه های اطلاعاتی مرتبط با ۸ عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش، شامل زمین شناسی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، بارش، فاصله از رودخانه و فاصله از گسل، در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه شدند. سپس، وزن دهی این عوامل با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) در نرم افزار Super Decisions انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که وزن های این هشت عامل به ترتیب 331/0، 080/0، 117/0، 036/0، 055/0، 233/0، 112/0 و 032/0 هستند. در نهایت، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با ادغام لایه های وزندار تهیه شد که حوضه مورد مطالعه را به پنج کلاس خطر شامل مناطق با پتانسیل خیلی زیاد (21 کیلومترمربع)، زیاد (134 کیلومترمربع)، متوسط (94 کیلومترمربع)، کم (60 کیلومترمربع) و خیلی کم (51 کیلومترمربع) تقسیم می کند. مناطق با پتانسیل زیاد بیشترین مساحت حوضه را پوشش می دهند. مقایسه نقشه پهنه بندی با نقاط پراکنده زمین لغزش که از بررسی تصاویر ماهواره ای و فعالیت های میدانی به دست آمده اند، نشان می دهد که 7/85 درصد از زمین لغزش ها در مناطق با پتانسیل بالا و بسیار بالا رخ داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، لازم است در سیاست گذاری های محیطی، اقدامات لازم برای مدیریت این پدیده و کاهش پیامدهای انسانی و مالی آن در مناطق حساس در نظر گرفته شود.
تحلیل مؤلفه های شهر دوستدار زنان، مطالعه موردی: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
23 - 41
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از کشورهای درحال توسعه مانند ایران، زنان با چالش های متعددی در استفاده از فضاهای شهری مواجه هستند. این مسائل شامل عدم دسترسی کافی به فضاهای ایمن، کمبود امکانات و محدودیت های فرهنگی - اجتماعی است که حضور و مشارکت آن ها را در محیط های شهری کاهش می دهد. این پژوهش باهدف ارزیابی وضعیت شهر اردبیل از منظر مؤلفه های "شهر دوستدار زنان" انجام شد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و به صورت پیمایشی بود و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ زن از شهر اردبیل بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای در SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) در AMOS استفاده گردید. نتایج نشان داد که وضعیت شاخص های شش گانه مرتبط با شهر دوستدار زنان در اردبیل نامطلوب بوده و زیر سطح متوسط (عدد مرجع ۳)، کیفیت قرار دارد. همچنین، نتایج تحلیل مسیر در AMOS نشان داد که بعد محیطی (64/0= β) بیشترین تأثیر را بر بهبود کیفیت محیط های شهری دارد پس از آن، ابعاد کالبدی (56/0=β)، دسترس پذیری (54/0=β)، سلامت (46/0=β)، اجتماعی - فرهنگی (39/0= β) ایمنی - امنیت (37/0=β)، قرار دارند. این پژوهش بر اهمیت عوامل محیطی و کالبدی در شکل گیری فضاهای شهری مناسب برای زنان تأکید دارد؛ بنابراین، برنامه ریزان شهری باید این مؤلفه ها را در اولویت قرار دهند تا زمینه مشارکت بیشتر زنان در فضاهای شهری فراهم شود.
تبیین شاخص های فرهنگی مؤثر بر توسعه گردشگری در شهر های صنعتی (مورد مطالعه: شهر عسلویه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
63 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که تصادفی توزیع شده است. جامعه آماری شامل همه کارشناسان حوزه گردشگری شهر عسلویه، هتل داران، گردشگران شهر عسلویه و بازاریان است. دامنه سنی جامعه آماری هجده تا شصت سال و شمار آن 5742 نفر بوده که 360 نفر به صورت تصادفی ساده برای نمونه انتخاب شدند. دو عنصر تأثیرگذار در گردشگری عسلویه عرضه و تقاضا در شکل های گوناگون آن است. روایی پرسش نامه ابعاد فرهنگی توسعه گردشگری از طریق روایی هم گرا و پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ تعیین شده که بیشتر از 7/0 بوده است. آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس26 و اسمارت پی ال اس4 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاخص های فرهنگی بر توسعه صنعت گردشگری در شهر عسلویه تأثیر معناداری دارد و میزان این اثربخشی 8/87 درصد است. پرسش اصلی پژوهش این است که کدام عوامل فرهنگی در رشد یا کاهش گردشگری عسلویه تأثیرگذارند. تمامی ابعاد توسعه شامل توسعه فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی تحت تأثیر ابعاد فرهنگی پژوهش است. ابعاد فرهنگی شهر عسلویه شامل ادیان و آیین ها، ادبیات و شخصیت های اسطوره ای، معماری و... در توسعه گردشگری در عسلویه تأثیر معنی داری دارد. توسعه گردشگری در عسلویه عامل مؤثری برای مقابله با فقر به شمار می رود و موجب رونق اقتصادی و درنتیجه بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی می شود. همچنین، باعث آشنایی دیگر جوامع با فرهنگ و ارزش های عسلویه و برقراری روابط فرهنگی مطلوبی خواهد شد.
کشاورزی شهری و پیراشهری رویکردی نوین در عرضه خدمات فرهنگی اکوسیستم: مطالعه ای بر مبنای ادراکات شهروندان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
105 - 128
حوزههای تخصصی:
کشاورزی شهری در ایران رویکردی نوظهور است که به توسعه فضاهای سبز، تولیدات غذایی و خدمات تفریحی-رفاهی کمک شایانی می کند. هدف اصلی این پژوهش شناخت متغیرهای خدمات فرهنگی اکوسیستمی تأثیرگذار در کشاورزی شهری با رویکرد مشارکتی (از طریق شناخت ادراکات استفاده کنندگان از کاربرهای کشاورزی شهری) است. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و شیوه گردآوری داده ها، کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. جامعه آماری شامل شهروندان استفاده کننده از کاربری های کشاورزی شهری و پیراشهری مریوان بود. حجم نمونه موردنیاز توسط فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید و از روش نمونه گیری در دسترس (توزیع پرسشنامه های آنلاین در شبکه های اجتماعی) داده ها جمع آوری شدند. داده های حاصله با استفاده از روش معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کشاورزی شهری نقش قابل توجهی در ارائه خدمات فرهنگی اکوسیستم به شهروندان دارد. به طوری که مؤلفه هایی همچون تفریح و اکوتوریسم (آماره تی 47/6)، تنوع فرهنگی (آماره تی 40/5)، روابط اجتماعی (06/3 آماره تی)، زیبایی شناختی (آماره تی 06/3) و جنبه های آموزشی (آماره تی 23/2) از مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار و درک شده بر مبنای تجربیات شهروندان مریوان از کشاورزی شهری و پیراشهری بود. همچنین مطلوبیت مدل ساختاری پژوهش ، با ضریب تعیین (R 2 ) 90/0 حاکی از دقت بالای مدل نظری در پیش بینی متغیرها بود. بنابراین کشاورزی شهری به عنوان یک رویکرد نوین می تواند به عنوان بستری مناسب جهت عرضه خدمات فرهنگی اکوسیستم در شهر مریوان توسعه یابد. یافته های مطالعه می تواند راهکاری مناسب برای برنامه ریزان شهری در جهت گسترش فضاهای کشاورزی شهری در مناطق مشابه باشد.









