ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۰۱ تا ۴٬۳۲۰ مورد از کل ۵۶۱٬۶۰۰ مورد.
۴۳۰۱.

بازخوانی مضمونی کتیبه دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
شهرستان کاشان ازجمله شهرهای مذهبی ایران است که از اوایل دوران اسلامی با محبت اهل بیت پیوند خورده است. در این شهر بقاع متبرکه متعددی وجود دارد که با تزئینات وابسته به معماری، همچون گچ بری، نقاشی دیواری، مقرنس کاری، دَر و پنجره های چوبی، کاشی کاری و آینه کاری آراسته شده اند. در این میان، دوره معاصر بیشترین تعداد نمونه ها را به خود اختصاص داده و پس ازآن، دوره های صفوی، قاجار، پهلوی و تیموری، به ترتیب فراوانی، دارای نمونه های شاخص و متعددی هستند. در میان آرایه های مرتبط با معماری، کتیبه ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند؛ زیرا اطلاعاتی پیرامون فرهنگ و باورهای مردم فراهم می آورند و زمینه شناخت بیشتر را مهیا می سازند. مقاله حاضر باهدف خوانش مضمون و محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان شکل گرفته است. کاربری این درها به صورت دَر ورودی، دَرهای داخلی یا دَر ضریح بوده و کتیبه های آن ها با بهره گیری از هنرهای چوبی نظیر منبت، معرق و نقاشی روی چوب اجراشده اند. ازاین رو، این سؤال مطرح می شود که محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان چیست و چه مضامین و اطلاعاتی را در بردارند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع بنیادی است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، به ویژه بررسی های میدانی گردآوری شده اند. درمجموع، سی ونه دَر چوبی کتیبه دار شناسایی شده اند و روش نمونه گیری موارد در دسترس بوده است. از این میان، 5 درصد مربوط به دوره تیموری، 21 درصد صفوی، 15 درصد قاجار، 10 درصد پهلوی و 49 درصد متعلق به دوره جمهوری اسلامی (معاصر) هستند. نتایج نشان می دهد که کتیبه ها بر بخش های مختلف دَرها به قلم های رقاع، نسخ، ثلث، شبه ثلث، نستعلیق و کوفی بنایی به اجرا درآمده اند. محتوای کتیبه ها در هفت گروهِ قرآنی، تاریخی، مدح و ثنا، روایات، شهادتین و اسماء الهی و نام واقفان یا سازندگان، شناسایی و بررسی شده اند. نام سازندگان و واقفان دَرهای موردمطالعه از دوره تیموری تا پهلوی، اغلب به صورت غیرمستقیم و با لقب ذکرشده، اما در دوره معاصر، این نام ها به طور مستقیم و بدون لقب آمده اند.
۴۳۰۲.

Presenting a Hybrid Model of National Media Persuasion in the COVID-19 Crisis(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
INTRODUCTION: Given the key role of the media in changing the attitudes and behavior of audiences, this study focuses on the impact of Iran's national media in strengthening or weakening public trust. Ineffective information dissemination in crises can lead to the spread of rumors and reduced collective participation. The aim of this research is to provide a scientific and practical framework and strategies for promoting media persuasion in crisis situations and its management with an emphasis on the Corona pandemic. METHODS: This applied research was conducted with a mixed approach. In the qualitative part, data were collected through semi-structured interviews with 20 national media experts and managers and analyzed using data-based theory in three coding stages (open, axial, and selective). In the quantitative part, the extracted components were used as the basis for designing a specialized questionnaire based on the AHP technique, which was distributed among 400 media experts and analyzed with Expert Choice software. The validity of the tools was confirmed by experts and the reliability was confirmed with Cronbach's alpha of 0.87. FINDINGS: Data analysis showed that the most effective media persuasion strategies in the Corona crisis are: transparency and honesty of information (0.23), use of trusted experts (0.19), production of targeted content (0.17), two-way interaction with audiences (0.15), institutional cohesion (0.13), and use of new technologies (0.13). These components explain a total of 78% of the variance in public trust. CONCLUSION: The results indicate that effective persuasion in health crises requires a multidimensional approach that simultaneously pays attention to content, structural, and communication dimensions. The model proposed in this study can be a basis for designing national media strategies in future crises and systematic implementation of these strategies can increase the effectiveness of persuasion by up to 70%.
۴۳۰۳.

حاشیه نشینی، محرومیت و گرایش های خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
پدیده خودکشی در کشور به نسبت میانگین جهانی در وضعیت نرمالی قرار دارد؛ اما به نظر می رسد واریانس آن در بین گروه های اجتماعی و به ویژه استان های کشور بالاست. به طوری که نرخ خودکشی در برخی از استان های کشور همچون کرمانشاه، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد و ایلام بالاتر از نرخ کشوری است. علاوه بر این، میزان گسترش این پدیده در مناطق حاشیه نشین بالاتر است و نرخ شیوع آن طی سال های اخیر چشمگیر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن بوده است تا به فهمی در خصوص وضعیت و دلایل خودکشی در محله های حاشیه نشین شهر کرمانشاه دست یازد. روش پژوهش حاضر ترکیبی و فنون گردآوری داده پرسشنامه و مصاحبه هستند. نتایج نشان می دهند که: 1. از اواسط دهه 40 خورشیدی تا کنون، 34 محله حاشیه نشین در شهر کرمانشاه به وجود آمده اند که بالغ بر 30 درصد جمعیت شهر را تشکیل می دهند؛ 2. نرخ گرایش به خودکشی در محلات حاشیه-نشین، در سه بعد تفکر، قصد و اقدامات ناموفق خودکشی زیاد است؛ 3. وضعیت یاد شده متأثر از حاشیه نشینی، مشکلات اقتصادی و احساس نابرابری است؛ 4. حمایت اجتماعی به میزان زیادی مانع اصلی و بازدارنده خودکشی در میان افراد است.
۴۳۰۴.

Validating the EFL Teacher Collegiality Scale in the Iranian Context: A Mokken Scale Analysis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
This study examines collegiality among Iranian EFL teachers by developing and validating the EFL Teacher Collegiality Scale (ETCS) through Mokken Scale Analysis (MSA). Collegiality, which we often understand as mutual respect, teamwork, and shared responsibility, is widely acknowledged as essential for promoting positive school environments and supporting teachers’ well-being. Specifically, collegiality supports teacher well-being, operationalized as job satisfaction, lower emotional exhaustion/burnout, and stronger professional efficacy. In Iran’s educational context, specific challenges make promoting teacher collaboration more difficult. To fill an important gap in the existing research, this study introduces a culturally adapted, reliable instrument designed to measure collegiality within this context. A cross-sectional survey using a 30-item ETCS was administered online to collect data from 170 teachers from various educational backgrounds. The ETCS is organized into three main areas: collaborative practice, professional support and mentorship, and shared professional development. The development process of the ETCS instrument involved expert review and back translation. Analysis showed that the scale has strong scalability and internal consistency, with high Mokken H coefficients across all subscales. The findings indicate that strong collegiality boosts teacher satisfaction, supports retention, and builds professional networks. Finally, this study provides practical strategies and a validated tool to improve EFL teacher collaboration and highlights online collegiality in remote or hybrid settings as a key topic for future research.
۴۳۰۵.

نقد و تحلیل صانعیت دمیورگوس در متافیزیک افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۸۷
مفاهیم «دمیورگوس» و «مثال نیک» که بخشی از نظام متافیزیکی گسترده افلاطون را تشکیل می دهند، نقش راهبردی در فلسفه این فیلسوف بزرگ دارند. مقاله حاضر به بررسی جایگاه دمیورگوس به عنوان خالق جهان محسوس و رابطه آن با مثال نیک در نظام متافیزیکی افلاطون می پردازد. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، این پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس نه خالقی مستقل، بلکه ناظمی است که با تقلید از عالم مُثُل، نظم را به جهانی فاقد ساختار اولیه تحمیل می کند. در این راستا، دو فرضیه اصلی بررسی شده است: نخست، مقلد بودن دمیورگوس؛ دوم، ناتوانی او در ایفای نقش منشأ اخلاق. نتایج پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس سازنده ای وابسته به مثال نیک معرفی شده که فاقد توانایی خلق از عدم است. این وابستگی، تناقضی آشکار با نگاه منفی افلاطون به تقلید در دیگر رساله ها (مانند جمهوری) ایجاد می کند. از این رو، ناهماهنگی میان حادث بودن نفس در تیمائوس و ازلی بودن آن در فایدروس، نقش دمیورگوس به عنوان خالق نفس را نیز زیر سوال می برد. از سوی دیگر، مثال نیک به عنوان منشأ اخلاق و خیر اعلی، جایگاهی فراتر از دمیورگوس دارد. در فلسفه افلاطون اخلاق نه محصول عملکرد دمیورگوس، بلکه نتیجه تقرب به مثال نیک است. این پژوهش با تأکید بر جایگاه دمیورگوس به عنوان واسطه بین مثال نیک و جهان مادی، پیشنهاد می کند که بازتعریف نقش او به عنوان ناظم الهی می تواند تناقضات موجود در تفسیرهای سنتی را کاهش دهد. یافته های این تحقیق درک عمیق تری از رابطه خالقیت، اخلاق، و نظم در فلسفه افلاطون فراهم می آورد.
۴۳۰۶.

تأملی در نسبت زیبایی و خیر در فلسفه ی افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۱۰
مساله زیبایی و هنرهای زیبا و نسبت آن با مفاهیم ارزشمند و اعلایی همچون خیر و سودمندی از دیرباز مورد توجه متفکران یونان باستان بوده است و تلاش های بسیاری شده است تا تعریف جامع و کاملی از  مفهوم زیبایی بیان شود. اما دشواری ها و پیچیدگی هایی که در مسیر تعریف این مفهوم قرار داشت مانع از به دست آمدن تعریفی مشخص از زیبایی شد. آنچه که از همان آغاز این متفکران را به شگفتی و حیرت در باب زیبایی و احکام آن فرا میخواند نسبت آن با تقلید و بازنمودشیء واقعی بود. لذا کوشش های بسیار در تبیین نسبت زیبایی با واقعیت و جهان طبیعت شد.از سوی دیگرمفهوم خیربه عنوان اصل ارزش بخش به انسان درتمام جنبه های زندگی وی مساله مهم دیگری بود که سعی بر بررسی آن از سوی متفکران می شد. نخستین کسی که به طور نظام مند در خصوص زیبایی و هنر اندیشه ای فلسفی ارائه داد افلاطون بود که بسیار تلاش کرد تاتعریفی از مفهوم زیبایی به دست آورد و نسبت این مفهوم را با مفهوم خیر و سودمندی تبیین کند. پس از وی ارسطو به بحث در مورد زیبایی و انواع هنرهای زیبا پرداخت و سعی کرد جایگاه زیبایی و هنر و غایت آن را در برابر معرفت و نسبت این مفهوم را با واقعیت و همچنین مفاهیم مرتبط با خیر و نیکی مشخص کند. در این مقاله سعی شده که به بررسی نظرات این دو متفکر بزرگ در باب زیبایی ونسبت آن با  مفهوم خیر پرداخته شود و مقایسه ای میان آرای آنان در این موضوع به عمل آید. 
۴۳۰۷.

بازخوانی تطبیقی روش های تخصیص منابع مالی در آموزش عالی: مرور دامنه ای از تجربیات کشورهای عضو اتحادیه اروپا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف این پژوهش، بازخوانی تطبیقی الگوهای تخصیص منابع مالی در نظام آموزش عالی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود این نظام در ایران است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با روش مرور دامنه ای انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه گزارش های سیاستی و اسناد رسمی بین المللی مرتبط با تخصیص منابع مالی آموزش عالی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا طی دو دهه اخیر بوده است. بر اساس نمونه گیری هدفمند، تعداد 6 گزارش منتخب به عنوان نمونه پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها، فرم استخراج اطلاعات مبتنی بر چارچوب مرور دامنه ای بود که شاخص ها، رویکردها و نتایج اصلی هر مطالعه را ثبت و دسته بندی می کرد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش استفاده شد. یافته ها نشان داد که بر اساس تجارب این کشورها ترکیب سه رویکرد ورودی محور (تخصیص بر اساس تعداد دانشجویان)، خروجی محور (بر مبنای نرخ فارغ التحصیلی و کیفیت پژوهش) و سیاست محور (همسویی با اهداف ملی) می تواند بهبود کارایی، ارتقای پایداری مالی و افزایش عملکرد دانشگاه ها را در پی داشته باشد. همچنین، تجربه کشورهای اروپایی بیانگر آن است که استفاده از بودجه بندی مبتنی بر عملکرد، قراردادهای چندساله و تنوع بخشی به منابع مالی، علاوه بر بهینه سازی توزیع منابع، موجب ارتقای شفافیت و پاسخگویی مالی می شود.
۴۳۰۸.

تحلیل و بررسی دگردیسی تصویر در غزل پایداری پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
با شروع انقلاب اسلامی، از جمله قالب ها و محتواهای اصلی و مسلّط بر شعر کشور، غزل انقلاب و جنگ است که این روند تا اوایل دهه هفتاد ادامه دارد. با توجّه به اینکه رسالت اصلی این گونه شعرها، انتقال پیام است؛ در سال های آغاز جنگ تا اواسط دهه شصت، جنبه های بلاغی، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال پاسخ برای این پرسش است که آیا شیوه های تصویرگری غزل انقلاب و جنگ و عواطف حاکم بر آن، درتمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1395 یکسان بوده یا اگر تغییراتی داشته چه ارتباطی با شرایط سیاسی اجتماعی و عواطف حاکم بر جامعه داشته است. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد در این گونه غزل، در آغاز و بنا به شرایط جنگی کشور، محتوا مقدم بر دیگر عناصر است امّا با گذشت زمان، هم چنان که احساسات، عواطف و شرایط سیاسی جامعه تغییرمی کند؛ نگاه شاعران نیز متفاوت می شود و با راه یافتن عواطف، اندیشه ها و مضامین جدید به غزل، تصاویر و شگردهای تصویرگری نیز تغییرمی کند؛ به طوری که در آغاز، نقش نمادهای قراردادی، اضافه های تشبیهی و استعاری، پررنگ تر است امّا در سال های بعد، این دو آرایه از شکل فشرده به گسترده تغییرمی یابند؛ تشبیهات ذهنی نیز وارد تصویر می شود؛ نمادهای تازه، جای نمادهای قراردادی را می گیرد؛ غیر از آرایه های مذکور، آرایه های دیگری نیز در تصویرسازی استفاده می شود و شاعران با استفاده از نوآوری های زبانی، شیوه های تازه دیگری از جمله استفاده از عناصرغیربلاغی را هم به تصویرسازی غزل وارد می کنند.
۴۳۰۹.

تأثیر تمرین افتراقی و تداخل زمینهای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربه گلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین افتراقی و تداخل زمینه ای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربه گلف بود. روش پژوهش: 50 دانشجوی دختر راست دست 20 تا 35 ساله با بینایی طبیعی از دانشگاه الزهرا به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در پنج گروه یادگیری افتراقی تصادفی، افتراقی مسدود، تداخل زمینه ای تصادفی، تداخل زمینه ای مسدود و کنترل تقسیم شدند. برای اجرای تکلیف از توپ و چوب استاندارد گلف، اهداف دایره ای با قطر 11 سانتی متر روی زمین چمن (9×4 متر) و نرم افزار سنجش بازنمایی ذهنی استفاده شد. آزمودنی ها در پیش آزمون تکلیف سنجش بازنمایی ذهنی و 15 ضربه از فاصله 3 متری را اجرا کردند. در مرحله اکتساب، 12 بلوک 15 کوششی مطابق دستورالعمل گروهی انجام دادند. 24 ساعت بعد، در آزمون یادداری مشابه با پیش آزمون و در آزمون انتقال، 15 ضربه از فاصله 5 متری اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله اکتساب، عملکرد گروه افتراقی تصادفی به طور معناداری ضعیف تر از سایر گروه ها بود (0/001=P). در آزمون یادداری، گروه های افتراقی تصادفی و تداخل زمینه ای تصادفی دقت بالاتری نسبت به گروه های مسدود داشتند (0/001=P) و در آزمون انتقال، گروه های یادگیری افتراقی عملکرد دقیق تری نشان دادند. همچنین بازنمایی ذهنی در یادداری برای گروه افتراقی تصادفی نسبت به پیش آزمون به طور معناداری بهبود یافت (0/001=P). نتیجه گیری: تغییرات مستمر در یادگیری افتراقی احتمالاً به دلایلی مانند ظهور جاذب های وابسته به خود و زمینه و نوسانات تصادفی به تعمیم پذیری بالاتر در مقایسه با تداخل زمینه ای منجر شده است.
۴۳۱۰.

نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
این پژوهش با هدف نیازسنجی برنامه توسعه حرفه ای معلمان ریاضی مقطع ابتدایی و شناسایی چالش ها و نیازهای آموزشی آنان در ناحیه ۲ استان البرز انجام شد. هدف اصلی، ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری دانش آموزان از طریق شناسایی نیازهای معلمان و ارائه راهکارهای مؤثر برای توسعه حرفه ای آن هاست. روش پژوهش کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی این ناحیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر (۹ مرد و ۲۱ زن) به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ساختارمند با ۲۱ پرسش بازپاسخ بود. برای اعتباربخشی، متن مصاحبه ها به تأیید مشارکت کنندگان رسید و کدگذاری داده ها با همکاری دو کدگذار مستقل انجام شد. میزان توافق بین کدگذاران ۸۵ درصد و شاخص کاپا ۰.۷۵ به دست آمد. نتایج نشان داد معلمان با چالش هایی مانند کمبود منابع آموزشی، محدودیت در دسترسی به فناوری های نوین و نیاز به آموزش های تخصصی مواجه اند. همچنین، نیازهایی مانند ارتقای مهارت های تدریس، توانمندسازی در استفاده از فناوری و دریافت حمایت مدیریتی شناسایی شد. یافته ها می تواند در برنامه ریزی سیاست گذاران برای ارتقای آموزش مؤثر باشد.
۴۳۱۱.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۳۱۵
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۴۳۱۲.

اعتباریابی مدل شبکه عصبی برای پیش بینی طول گام حین گیت با استفاده از 3 مارکر متصل به لگن، تنه و سر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۹
تحلیل حرکتی یکی از ارکان کلیدی تحقیقات آنالیز گیت است که به تازگی تحت تأثیر پیشرفت های سیستم های ضبط حرکت و هوش مصنوعی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، اعتباریابی مدل شبکه عصبی برای پیش بینی طول گام با استفاده از سه مارکر متصل به لگن، تنه و سر بود. از 28 مرد جوان حاضر در مطالعه خواسته شد تا به مدت دو دقیقه با سه سرعت روی تردمیل راه روند. جابه جایی خطی و سه بعدی لگن، تنه و سر با استفاده از نشانگرهای متصل به این اندام ها جمع آوری شد و در سیزده ترکیب مختلف وارد مدل شبکه عصبی شد. از دو نشانگر متصل به پاشنه برای محاسبه مستقیم طول گام استفاده شد. اطلاعات طول گام به عنوان داده هدف و به منظور آموزش شبکه عصبی وارد مدل شد. از الگوریتم لونبرگ-مارکوارت برای آموزش و برای اعتبارسنجی نتایج از روش بلاند-آلتمن استفاده شد. نتایج اعتبارسنجی نشان داد، در تخمین طول گام، بهترین عملکرد مربوط به حرکت خطی سه مارکر در راستای بالایی-پایینی و قدامی-خلفی با ضریب تعیین 5/86 درصد بود. ضعیف ترین پیش بینی نیز مربوط به حرکت چپی-راستی سه مارکر لگن، تنه و سر با ضریب تعیین 65/9 درصد بود. همچنین در هفت حالت از سیزده حالت بررسی شده، همبستگی بین روش مستقیم و پیش بینی عالی به دست آمد. نتایج نشان داد، تخمین طول گام با استفاده از سه مارکر تعیین شده، همبستگی زیادی با روش های مرسوم اندازه گیری دارد. این روش نه تنها دقت بسیاری را ارائه می دهد، بلکه هزینه ها و زمان پردازش را نیز کاهش می دهد و در محیط های کلینیکی و ورزشی با تجهیزات محدود، مزیت مناسبی را ایجاد می کند.
۴۳۱۳.

شناسایی و تحلیل ابعاد خرده فروشی اینترنتی مبتنی بر رویکرد داستان سرایی برند با رویکرد آمیخته (مورد مطالعه: صنعت پوشاک ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
در دهه اخیر، با گسترش اینترنت، تعداد فروشگاه های اینترنتی پوشاک در ایران به سرعت افزایش یافته است. این توسعه سریع با چالش هایی همچون عدم تمایز میان برندها و کاهش وفاداری مشتریان همراه بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد خرده فروشی اینترنتی مبتنی بر داستان سرایی برند در صنعت پوشاک ایران به صورت آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد. با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و مصاحبه با 14 خبره، 20 مفهوم اصلی در قالب شرایط علی، مقوله های محوری، شرایط زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها استخراج شد. سپس با استفاده از روش دلفی فازی غربالگری مولفه ها انجام شد. در مرحله بعد با استفاده از روش سوارا مهمترین مولفه ها شناسایی و وزن دهی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که محتوای جذاب و مرتبط، انسجام داستان، احساسات برانگیزی مشتریان، و اصالت برند به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت داستان سرایی برند نقش دارند. همچنین، فناوری های دیجیتال، شخصی سازی تجربه خرید، و استفاده از شبکه های اجتماعی به عنوان راهبردهای مؤثر شناسایی شدند. رقابت شدید و تغییرات ترجیحات مصرف کنندگان به عنوان شرایط مداخله گر تأثیرگذار بودند. پیامدهای مثبت این رویکرد شامل افزایش وفاداری مشتریان، تفاوت سازی برند، و بهبود تعامل و اشتراک گذاری محتوا است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برندهای پوشاک ایرانی با بهره گیری از داستان سرایی و فناوری های نوین، ارتباط عاطفی قوی تری با مشتریان برقرار کرده و جایگاه خود را در بازار رقابتی بهبود بخشند.
۴۳۱۴.

بررسی تاثیر مبانی کلامی شیعه در تفسیر خالقیت با تطبیق بر آیه 49 سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
انتخاب و گزینش هر مبنای تفسیری به انتخاب روش و قواعد تفسیر خاصی منتهی می گردد. بدین جهت، مفسران در اغلب موارد، بر اساس دیدگاه و مبانی خود، روش های تفسیری متفاوتی برمی گزینند و در نتیجه، تفاسیری متمایز و در مواردی ناسازگار با یکدیگر فراهم می آورند. از جمله مباحثی که محل آراء مختلف می باشد، تفسیر خالقیت نسبت به غیر خداوند است. اعتقاد به هر طرف دارای آثار متعددی بوده که حتی منجر به تشکیل نحله های مختلف فکری شده است. در تفکر اندیشمندان، گاهی خالقیت حقیقی به غیر خدا نسبت داده شده و گاهی خالقیت به نحو مجاز به غیر خدا منسوب شده است. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی، مبانی کلامی اندیشمندان شیعی مطالعه و اصلی از آن اتخاذ گشته که طبق آن اصل به تفسیر آیه «أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ» (آل عمران: 49) پرداختیم. با در نظر گرفتن مبانی کلامی شیعی از جمله، امکان و افتقار شیء متجزی (غیرمجرد)، عدم قابلیت خلق برای وجود حادث و انحصار علت فاعلی مستقل در خدا، به این اصل دست یافتیم که اگر خلقت را به معنی درست آن در نظر گرفته شود، که همان خلق و ایجاد لا من شیء است، پس چنین امری دفعی بوده و محال است به دو فاعل و خالق مستند باشد. بنابراین طبق تفسیر شیعه خالقیت فعل مخصوص خدا بوده و انتساب به غیر خدا به صورت مجازی خواهد بود.
۴۳۱۵.

نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و نگرش به کمک طلبی حرفه ای روانشناختی با انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۳
انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان نقش کلیدی در یادگیری مؤثر و توسعه مهارت های حل مسئله دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و نگرش به کمک طلبی حرفه ای روانشناختی با انگیزش ریاضی دانش آموزان نوجوان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ با تعداد ۳۹۰۰ نفر بود. نمونه گیری به شیوه خوشه ای انجام شد. حجم نمونه بر اساس پژوهش های مدلسازی معادلات ساختاری ۲۰۰ نفر تعیین شد اما به منظور کفایت حجم نمونه در مجموع ۳۰۰ داده جمع آوری شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های علاقه به ریاضی نعمتی و نوری (۱۳۸۸)، سوژی روانشناسی هو و همکاران (۲۰۱۷)، نگرش به کمک طلبی روانشناختی حرفه ای فیشر و فارینا (1995) و احساس ارزشمندی روزنبرگ (۱۹۶۵) بود. در نهایت پس از حذف داده های مخدوش، ۲۷۶ پرسشنامه به روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری و با بهره گیری از نرم افزار SPSS_26 و Amos_24 تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم سوژی روانشناختی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار (۰۵/۰>p)؛ اثر مستقیم کمک طلبی روانشناختی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار(۰۵/۰>p)؛ اثر مستقیم احساس ارزشمندی به انگیزش ریاضی مثبت معنی دار(۰۵/۰>p) است. همچنین نتایج نشان داد احساس ارزشمندی در رابطه بین سوژی روانشناختی و انگیزش ریاضی اثرغیر مستقیم معنی دار دارد (۰۵/۰>p) اما نقش میانجی احساس ارزشمندی در رابطه بین کمک طلبی روانشناختی و انگیزش ریاضی تائید نشد (۰۵/<p). این نتایج بر نقش عوامل روانشناختی در انگیزش ریاضی دانش آموزان تأکید دارد.
۴۳۱۶.

زیبایی شناسی آیات جهاد طبق نظریه انسجام متنی مایکل هالیدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
انسجام یکی از عناصر زیبایی شناسی است که زیبایی شناسان برای زیبایی متن وجود آن را ضروری دانسته اند. تأثیر انسجام آنگاه آشکار می شود که متن بدون آن زیبایی و تأثیر خود را از دست داده و معنا مبهم می گردد. در متن عناصر معنایی، پیوندی، دستوری و واژگانی، روابطی را می آفرینند که سبب تمایز متن منسجم از عبارت های آشفته می شوند. این جستار درصدد واکاوی انسجامِ آیات جهاد با روش توصیفی - تحلیلی و نظریه هالیدی است. طبق نتایج، انسجام در آیات جهاد سبب ایجاد پیوند ساختاری و عوامل درون متنی شده که از طریق آن عبارات این آیات، معنادار شده است. گونه های مختلف انسجام در آیات جهاد سبب انتقال بهتر معنا به مخاطب و تثبیت آن در ذهن وی و زیبایی آیات گردیده است و بیانگر مناسبت های معنایی است که به کلام الهی وحدت و یکپارچگی می بخشد. انسجام واژگانی در آیات جهاد از طریق وحدت واژگان زیبا و کمال معانی و تناسب آنها با معانی حاصل شده و موجب آفرینش بافتی گوش نواز و منسجم شده است. انسجام دستوری در چارچوب حذف، ارجاع و جانشینی، جهت زیبایی متن و وضوح معنا به کار رفته است. ارجاع، پیوندی محکم را میان کلمات و آیه ها ایجاد کرده است و سبب وضوح معنا گردیده و از ابهام متن جلوگیری کرده است. انسجام پیوندی در آیات جهاد اغلب از طریق واو عطف جهت ارتباط بین جمله ها و وضوح معنا، ایجاد شده است. تکرار نیز با تفهیم مطلب و قرار دادن چیز تکرار شده در مرکز توجه انسجام آفریده، از ابهام متن جلوگیری کرده و باعث روشنی مقصود می گردد.
۴۳۱۷.

Does AI Really Drive the Grid? A Four-Decade Test of the U.S. Energy Footprint(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
The recent surge of artificial-intelligence (AI) activity has sparked concern that large-scale model training, cloud inference, and data-centre expansion could accelerate national energy demand. We marshal a 21-year annual panel for the United States (2004–2024) that couples multiple AI proxies—technology-stock valuations and a ChatGPT-era dummy—with four aggregate energy series (fossil fuels, nuclear, renewables, total primary energy). A five-stage empirical protocol implemented in Python combines Engle–Granger cointegration testing, higher-order ADF stationarity checks, linear and nonlinear dependence diagnostics (Pearson, Dynamic Time Warping, mutual information), multicollinearity screening (variance-inflation factors), and out-of-sample forecasting with linear regression, decision trees, random forests, and support-vector machines augmented by SHAP explainability. Across all tests we find no evidence that AI developments imprint on national energy use: AI variables cointegrate only with one another, their short-run correlations with energy vanish once trends are removed, their mutual-information scores remain near zero, and their inclusion never improves predictive accuracy beyond a parsimonious macro model driven by GDP, inflation, and population. SHAP rankings confirm that AI features carry negligible explanatory weight relative to conventional fundamentals. We conclude that, to date, AI’s macro-level energy footprint is statistically invisible—any electricity it consumes is either too small or offset by efficiency gains within the wider economy. Policymakers should therefore continue to anchor long-range energy scenarios to established economic drivers while monitoring localised data-centre hotspots that national aggregates obscure.
۴۳۱۸.

عوامل و شاخصه های داخلی زوال سیاسی در امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
مجموعه تحولات و روندهای منجر به بازتوزیع قدرت بین المللی و تحول در قواعد و نرم های زیست بین الملل و همچنین افزایش قطبیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخل امریکا طی چند دهه اخیر، باعث تغییر در نظریه ها و روایت های کلان و خرد سیاسی به مفاهیم بنیادی حوزه سیاست شده است. سه دهه پس از آنکه فوکویاما امکان وجود جهانی متفاوت از دنیای تحت سیطره لیبرال دموکراسی را در قالب بشارت پایان تاریخ، منتفی دانست برخی محققان علوم سیاسی امریکایی هشدار می دهند که لیبرال دموکراسی اکنون نه فقط نظامی ابدی نیست که شاخصه های زوال آن نیز نمایان شده است. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که عوامل و شاخصه های داخلی زوال(افول) سیاسی در امریکا کدامند؟ فرضیه اصلی پژوهش این است که مجموعه عواملی در محیط داخلی ایالات متحده شامل تثبیت زدایی دموکراتیک، بروز سوسیالیسم امریکایی، افزایش نابرابری و قدرت فزاینده لابی ها در فرایند زوال سیاسی امریکا موثر بوده و نمی توان صرفا شاخصه های بین المللی را در این امر موثر دانست. یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که افول هنجارها و الگوهای رفتاری، عامل افول سیاسی در محیط داخلی امریکاست و شاخصه هایی همچون عوامل چهارگانه مذکور به روند افول سیاسی شتاب و ستیزهای اجتماعی را شدت می بخشند.
۴۳۱۹.

از نهادمحوری تا زمینه مندی فرهنگی: تحلیل تطبیقیِ توسعه اقتصادی_اجتماعی در نظریات و سیاست های نونهادگرایی و پساتوسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: این مقاله با هدف ارائه یک تحلیل نظری تطبیقی جامع از دو پارادایم اثرگذار اما از نظر معرفت شناختی متفاوت در مطالعات توسعه معاصر، یعنی نونهادگرایی و پساتوسعه نگاشته شده است. نونهادگرایی، توسعه را فرآیندی برنامه پذیر و نهادمحور تلقی می کند که بر محوریت قواعد رسمی، حقوق مالکیت، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانی شفاف تأکید دارد. در این دیدگاه، توسعه به عنوان مسئله ای فنی در طراحی و اصلاح نهادی درک می شود که در آن ایجاد ساختارهای قابل پیش بینی و سازگار با انگیزه ها، رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی بلندمدت را ممکن می سازد. در مقابل، پساتوسعه با نگاهی کاملاً متفاوت، خودِ مفهوم توسعه را به جای پروژه ای بی طرفانه، سازه ای گفتمانی و هژمونیک تلقی می کند و نشان می دهد که چگونه مفهوم توسعه، جوامع غیرغربی را به حاشیه رانده، دانش بومی را نامشروع جلوه داده و سلطه فرهنگیِ جهان شمال را تداوم می بخشد. این مقاله با بررسی نظام مند هفت اثر کانونی برگرفته از هر دو سنت، به دنبال بررسی این است که: این پارادایم ها، چگونه توسعه اجتماعی-اقتصادی را مفهوم سازی می کنند، چگونه نقش دولت را تفسیر می کنند، چگونه تداوم فقر را توضیح می دهند و چه نوع راهبردهایی را برای تغییر اجتماعی پیشنهاد می کنند. روش: این پژوهش از رویکردی کیفی بهره می گیرد و متکی بر روش مرور نظام مند ادبیات نظری و تحلیل تطبیقی است و نه داده های تجربی یا آماری. پیکره تحلیل شامل هفت کتاب اصلی شده است: سه کتاب به عنوان نماینده دیدگاه نونهادگرایی شامل: «نهادهای اقتصادی سرمایه داری» نوشته الیور ویلیامسون (۱۹۸۵)، «خشونت و نظم های اجتماعی» نوشته داگلاس نورث، جان والیس و باری وینگاست (۲۰۰۹) و «چرا ملت ها شکست می خورند» نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون (۲۰۱۲)؛ و چهار کتاب به عنوان نماینده رویکرد پساتوسعه  شامل: «مواجهه با توسعه» نوشته آرتورو اسکوبار (۱۹۹۵)، «خوانش نامه پساتوسعه» گردآوری شده توسط رهنما و باوتری (۱۹۹۷)، «پساتوسعه (نظریه، عمل، مسائل و چشم اندازها)» نوشته آرام ضیایی (۲۰۱۶) و اثر جدیدتر ضیایی با عنوان «گفتمان توسعه و تاریخ جهانی» (۲۰۲۳). هر یک از این آثار به دلیل جایگاه کانونی در پارادایم مربوطه، بلکه به دلیل قابلیت مقایسه در پرداختن به مضامین اصلی توسعه، قدرت، نهادها و تنوع فرهنگی انتخاب شده اند. تحلیل از طریق راهبردی نظام مند پیش می رود. هر متن از نظر چهار بُعد مرتبط با هم بررسی می شود: فرضیات هستی شناختی در مورد اینکه توسعه چیست، جهت گیریِ معرفت شناختی که به شناخت، مطالعه و تبیین توسعه شکل می دهد، پیامدهای کارکردی که نشان می دهند توسعه در عمل چه می کند و پیامدهای سیاستی که نشان می دهند چگونه باید توسعه را دنبال کرد، اصلاح کرد یا از آن دست کشید. یافته ها:  این تحلیل مجموعه ای از تضادهای آشکار و نیز شباهت های ظریف را آشکار می کند. از منظر هستی شناختی، نونهادگرایی، توسعه را به عنوان فرآیندی قابل اندازه گیری و جهان شمول در بهینه سازی نهادی تعریف می کند. نهادها که به عنوان «قواعد بازی» مفهوم سازی می شوند، در شکل دهی انگیزه ها، کاهش هزینه های مبادله و تقویت همکاری مولد، تعیین کننده در نظر گرفته می شوند. از نظر پژوهشگران نونهادگرایی، توسعه را می توان در هر جامعه ای که نهادهای فراگیر، شفاف و پاسخگو ایجاد کند، به طور قابل اتکایی به دست آورد. از سوی دیگر، پساتوسعه، توسعه را به عنوان دستگاهی گفتمانی از قدرت تعریف می کند و نه پروژه ای بی طرفانه. توسعه، در این دیدگاه، به عنوان مجموعه ای از رویه ها و روایت ها عمل می کند که «جهان سوم» را به عنوان عقب مانده، وابسته و نیازمند نوسازی می سازند و از این طریق مداخله های غربی را مشروعیت می بخشند. پساتوسعه مدعی است که توسعه به جای حلِ مسائل فقر یا نابرابری، سلسله مراتب های استعماری را در اشکال جدید بازتولید می کند. از نظر معرفت شناختی، نونهادگرایی با اقتصادِ انتخاب عقلانی و مفروضات اثبات گرایانه همسو است. این رویکرد متکی به مقایسه های تاریخی و مطالعات موردی است اما اهتمامی واقع گرایانه به شناسایی نظمهای علّی و چارچوب های تبیینی جهان شمول دارد. در مقابل، پساتوسعه به شدت از مطالعات پسااستعماری، تحلیل گفتمان فوکویی و معرفت شناسی های پسا ساختارگرایانه بهره می برد و تأکید می کند که دانش در مورد توسعه همیشه موقعیت مند، از نظر سیاسی بارگذاری شده و جدایی ناپذیر از ساختارهای سلطه است. از نظر پساتوسعه، توسعه مقوله ای عینی نیست، بلکه گفتمانی مورد مناقشه است که رژیم های حقیقت را تولید می کند. نقش دولت نیز به گونه ای متفاوت تصور می شود. برای نونهادگرایی، دولت، محوری و ضروری است. دولتی قوی، مبتنی بر قانون و از نظر نهادی منسجم، ضامن توسعه در نظر گرفته می شود، که قادر به اجرای قراردادها، حمایت از حقوق مالکیت و ایجاد چارچوب های قابل پیش بینی برای فعالیت اقتصادی و سیاسی باشد. در مقابل، پساتوسعه با سوءظن به دولت می نگرد؛ چراکه آن را اغلب در بازتولید گفتمان توسعه همدست می داند. این رویکرد توجه را از ساختارهای سلسله مراتبی دولت به سوی جنبش های مردمی، شبکه های افقی و خودمختاری جامعه به عنوان کانون های اصلی مقاومت و دگرگونی معطوف می دارد. بررسی مفهوم فقر، این شکاف پارادایمی را بیشتر نشان می دهد. نونهادگرایی، فقر مداوم را به نهادهای ضعیف یا استثمار گر نسبت می دهد که نمی توانند حقوق مالکیت امن، مشارکت سیاسی فراگیر یا حکمرانی باثبات را تضمین کنند؛ از این رو فقر به عنوان پیامدِ ترتیبات نهادی ناکارآمد معرفی می شود که حداقل می تواند از طریق اصلاحات برطرف شود. پساتوسعه به فقر به گونه ای متفاوت می نگرد. از نظر نظریه پردازان پساتوسعه، فقر، صرفاً یک شرط تجربی نیست، بلکه یک ساختار گفتمانی است که هنگامی تولید می شود که گفتمان جهانی توسعه، کل جمعیت ها را به عنوان «توسعه نیافته» برچسب می زند. چنین برچسب زنی، اعتبار روش های زندگی غیرغربی را از بین می برد، اقتصادهای معیشتی را بی ارزش می کند و اشکال جایگزین رفاه را نامشروع جلوه می دهد. فقر از این منظر، کمتر مسئله ای برای حل کردن است و بیشتر نشانه ای از سلطه ذاتی از سوی خود پارادایم توسعه است. پیامدهای سیاستی این رویکردها به همان اندازه واگرا هستند. نونهادگرایی مسیری از اصلاحات نهادی را تجویز می کند و از حقوق مالکیت قوی تر، کاهش فساد، استقلال قضایی و ساختارهای حکمرانیِ همسوکننده نتایج با انگیزه ها حمایت می کند. پیشنهادهای آن عمل گرایانه، برنامه ای و جهان شمول است. با این حال، پساتوسعه خواستار جدایی از توسعه است. این رویکرد بر رد طرح های تحمیلی از بیرون، ترجیح دادن نظام های دانش بومی، حفظ تنوع فرهنگی و پرورش بدیل های محلی مانند اقتصادهای محلی، خودکفایی اکولوژیکی و توانمندسازی مردم اصرار دارد. برای پساتوسعه، راه حل در ایجاد توسعه «بهتر» نیست، بلکه در ایجاد «بدیل هایی برای توسعه» است. نتیجه: تحلیل تطبیقی تأیید می کند که نونهادگرایی و پساتوسعه در معرفت شناسی هایی اساساً ناسازگار ریشه دارند. نونهادگرایی، توسعه را به عنوان پروژه ای جهان شمول و دست یافتنی تصور می کند که ریشه در اصلاحات نهادی عقلانی دارد و توسط ساختارهای دولتی قوی پشتیبانی می شود. پساتوسعه این چارچوب را به کلی رد می کند و استدلال می کند که توسعه یک راه حل نیست، بلکه گفتمانی هژمونیک از سوی نظام سلطه است که باید با بدیل های کثرت گرا و از نظر فرهنگی حک شده در جامعه جایگزین شود. پیامدهای گسترده این تقابل نظری نشان می دهد که مطالعات توسعه نمی تواند محدود به مسائل فنی مربوط به کارایی، حکمرانی یا طراحی نهادی باشد؛ بلکه باید به سؤالات عمیق تری در مورد قدرت، گفتمان و مشروعیت فرهنگی بپردازد. نونهادگرایی طرح های سیاستی روشن و قابل اجرا ارائه می دهد؛ اما خطر نادیده گرفتن ویژگی های فرهنگی و تقویت ناخواسته هنجارهای نهادی غربی را به همراه دارد. در نهایت، بحث بین نونهادگرایی و پساتوسعه صرفاً مسئله ترجیحات سیاستی نیست، بلکه منعکس کننده دو هستی شناسی کاملاً متفاوت از توسعه است. نونهادگرایی امکان طراحی توسعه از طریق نهادها را تأیید می کند، در حالی که پساتوسعه اصرار دارد که خود مفهوم توسعه مشکل ساز است و باید به نفع بدیل های محلی رها شود. تشخیص این تقابل نظری، برای تقویت و غنای مطالعات توسعه بسیار مهم است. درنهایت مطالعات توسعه به جای اینکه به مثابه رشته ای فنی محدود انگاشته شود، می بایست به عنوان حوزه ای بین رشته ای درک شود که اقتصاد، جامعه شناسی، مردم شناسی و نقد پسااستعماری را در خود جای می دهد.
۴۳۲۰.

تبیین جامعه شناختی نگرش به فرزندآوری در زنان متأهل شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
بیشتر کشورهای دنیا تحولات اساسی در باروری و الگوهای تشکیل خانواده را در سال های اخیر تجربه کرده اند. این تغییرات شامل تأخیر در ازدواج اول و اولین تولد است که اغلب با فرآیند جهانی شدن و تغییر ارزش ها به سمت فردی شدن بیشتر همراه است. کشور ایران هم در سال های اخیر شاهد افزایش سن ازدواج و کاهش میزان باروری بوده است و این وضعیت نگرش به فرزندآوری در جامعه ایران نیازمند یک تبیین جامعه شناختی است. مطالعه حاضر در این راستا انجام شده و با روش پیمایشی به تبیین جامعه شناختی نگرش به فرزندآوری در زنان متأهل شهر مشهد پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل زنان متأهل شهر مشهد بود که از این بین، تعداد 554 نفر به عنوان نمونه از مناطق 13 گانه انتخاب شدند. اطلاعات با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد میانگین نگرش به فرزندآوری حدود 77/2 از 5 و به میزان متوسط است. ضرایب رگرسیون چندگانه نشان می دهد قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر نگرش به فرزندآوری به ترتیب پای بندی به ارزش های دینی (ضریب بتا=50/0)، نگرش به نقش های خانوادگی (ضریب بتا=19/0) و سرمایه اجتماعی (ضریب بتا=13/0) است. به طور کلی، پای بندی به ارزش ها و هنجارهای دو نهاد مهم خانواده و دین می تواند باعث ارتقای نگرش به فرزندآوری در جامعه ایران شود. این بدان معنا است که این دو نهاد هم چنان در جامعه ایران کارکردهای مثبتی برای ترویج رفتارهای مطلوب و موردنیاز جامعه مثل فرزندآوری دارند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان