ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۸۰۱ تا ۶٬۸۲۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۶۸۰۱.

طراحی چارچوبی نظری برای موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی زنان کارآفرین در ایران: یک مطالعه روایت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۷
کارآفرینی زنان در جوامع درحال توسعه، با وجود نقش مؤثر در پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی، با موانع و چالش های متعددی مواجه است. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی مفهومی برای تبیین مؤلفه های موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی در میان زنان کارآفرین ایرانی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر روش، کیفی با رویکرد روایت پژوهی است. مشارکت کنندگان هشت زن کارآفرین ایرانی هستند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و به روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. براساس یافته ها، چارچوب پیشنهادی از سه بعد اصلی تشکیل شده است: 1. ابعاد موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی شامل مهارت های فردی (شناختی، ارتباطی، شخصیتی و مدیریتی)، مؤلفه های موفقیت کسب وکار (نوآوری و مدیریت) و رشد فردی؛ 2. عوامل مؤثر بر موفقیت شامل عوامل محیطی (نظیر دسترسی به منابع، فرهنگ کارآفرینی و حمایت های نهادی) و عوامل فردی (از جمله ریسک پذیری، انگیزش و بهره مندی از تیم کاری توانمند)؛ و 3. پیامدهای موفقیت در سه سطح فردی (افزایش اعتمادبه نفس و بهبود کیفیت زندگی)، کسب وکار (رشد و توسعه سازمانی) و اجتماعی (اشتغال زایی و مشارکت در توسعه اقتصادی). همچنین شرایط مداخله گر نظیر تغییرات فناورانه، بحران ها و زمینه های اجتماعی-فرهنگی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر فرایند موفقیت شناسایی شدند. چارچوب حاصل از این مطالعه می تواند به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و زنان کارآفرین برای برنامه ریزی، ارتقاس مهارت ها و ایجاد بسترهای حمایتی مؤثر به کار رود. این پژوهش با تأکید بر ماهیت چندبعدی موفقیت و تعالی شخصی در کارآفرینی زنان، زمینه ساز مطالعات تکمیلی در این حوزه است.
۶۸۰۲.

اشتراط استمتاع نامتعارف زوج در ضمن عقد نکاح و یا درخواست آن از سوی زوج از دیدگاه فقه و حقوق موضوعه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۱
حق استمتاع به عنوان یکی از حقوق زوجین در چهارچوب روابط زناشویی، گاه از روش های نامتعارفی مانند اورال، سادیسم، مازوخیسم و دخول مقعدی تحقق می یابد. بااین حال برخی از احکام مرتبط با این موضوع مغفول مانده است که بررسی آن ضروری می نماید. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، تبیین حکم اشتراط استمتاع نامتعارف زوج ضمن عقد نکاح و یا درخواست این نوع استمتاع از سوی زوج بر پایه دیدگاه های فقهی و حقوقی موجود است که به شناخت ابعاد حق استمتاع و نحوه اعمال آن در روابط زوجین کمک خواهد کرد. روش پردازش اطلاعات در این مطالعه، توصیفی- تحلیلی، روش تحلیل، اسنادی و مطالعه منابع کتابخانه ای است. بر پایه یافته ها و نتایج تحقیق، حکم اولی و ثانوی درخواست استمتاع نامتعارف، بسته به چگونگی مطرح کردن این خواسته، متفاوت است و در برخی موارد، این درخواست می تواند مصداق قاعده عسر و حرج محسوب شود و براین اساس درخواست استمتاع نامتعارف ازطرف زوج، شرعاً جایز نیست. از سوی دیگر، در صورت فراهم بودن شرایط لازم و وجود غرض عقلایی برای اشتراط استمتاع نامتعارف، اشتراط آن ضمن عقد نکاح، جایز و از نوع شرط فعل مادی است و دارای ضمانت اجراست. بااین وجود نظام حقوقی ایران، درخواست استمتاع نامتعارف را حتی درصورتی که منجر به متضرر شدن زوجه شود، جرم انگاری نکرده که جرم انگاری صریح آن نیازمند اصلاح قوانین موجود است.
۶۸۰۳.

واکاوی چالش های گزینش، آموزش و نظارت در فرزندپذیری از منظر مادران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
فرزندپذیری به عنوان شیوه ای مهم برای تأمین نیاز والدین به فرزند و نیز کودکان نیازمند خانواده به والدینی مسئول، فرایندی پیچیده و مستلزم ارزیابی دقیق، آموزش تخصصی و حمایت مستمر از والدین متقاضی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با هدف کاوش تجارب مادران فرزندپذیر از چالش های فرایند فرزندپذیری انجام شد تا مبنایی علمی برای بهبود سیاست ها و شیوه های گزینش، آموزش و نظارت فراهم آورد. نمونه گیری هدفمند شامل ۱۱ مادر فرزندپذیر تحت پوشش سازمان بهزیستی بود و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق تا اشباع نظری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد و درنهایت ۶ مضمون کلی و ۱۲ مضمون اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد مادران فرزندپذیر با چالش هایی از جمله فرایند طولانی و فرسایشی، ابهام در فرایند، شیب نامناسب آشنایی والد و کودک، شاخص های ناکارآمد و غیرپویای ارزیابی، جامع و کارآمدنبودن گزینش، آموزش و قطع تداوم آن، نبود اخلاق حرفه ای و کرامت محوری در سبک گزینش، ضعف در نظارت و رصد خانواده و کودک، استفاده ناکافی از ظرفیت ها و شبکه سازی محدود خانواده و تجربه هیجانات منفی و پیامدهای عینی ناکارآمدی سیستم مواجه هستند. این پژوهش بر اهمیت بازنگری و تقویت فرایندهای گزینش، آموزش و نظارت بر والدین فرزندپذیر تأکید دارد و ارائه راهکارهای علمی و عملی می تواند به ارتقای کیفیت زندگی خانواده های فرزندپذیر، افزایش سازگاری کودک و والد و کاهش پیامدهای منفی ناشی از ناکارآمدی سیستم منجر شود.
۶۸۰۴.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۷
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی بود. این تحقیق نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان درگیر تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده منطقه 1 شهر گرگان در سال 1402 بودند. تعداد 45 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 1، طرحواره درمانی و گروه آزمایش 2 تحلیل رفتار متقابل را دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش، مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که بین اثربخشی دو روش درمانی بر تمایزیافتگی خود (59/28F=) و راهبرد های حل تعارض (34/41F=) زنان تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>p). به عبارتی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی بر کاهش راهبرد های حل تعارض اثربخشی بیشتر داشتند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت تحلیل رفتار متقابل به دلیل تمرکز بر اینجا و اکنون منجر به افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی با تاکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار، راهبرد های مخرب حل تعارض را کاهش می دهد. همچنین یافته دیگر پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی نسبت به تحلیل رفتار متقابل اثربخشی بیشتری بر بهبود تاکتیک های حل تعارض در زنان درگیر تعارض زناشویی دارد. این یافته با نتایج پژوهش های فدائی مقدم و همکاران (1401)، کمالیان و همکاران (1399) و پارک و بایون (2018) هم سو است. در تبیین این یافته باید خاطر نشان کرد که طرحواره درمانی از طریق تغییر سبک های مقابله ای ناسازگار و طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، ارائه تکنیک های شناختی و رفتاری و همچنین با تأکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار و کارآمد به جای سبک ها و راهبردهای مقابله ای ناکارآمد فرصتی را برای بهبود افکار فراهم می آورد. همچنین، طرحواره درمانی به افراد کمک می کند تا به جای الگوهای رفتاری برخاسته از طرحواره از سبک های مقابله ای سالم تری استفاده کنند و به جای اینکه طرحوار ه ها یک حقیقت مسلم بدانند که باید از آن پیروی کنند، آن ها را به صورت یک حقیقت مزاحم بنگرند (فدائی مقدم و همکاران، 1401). طرحواره درمانی به زنان آموزش می دهد هنگام بروز تعارض زناشویی کمتر با الگوهای رفتاری، شناختی و شخصیتی منفی و ناسازگارانه مانند تاکتیک های حمله و خشونت روانی در موقعیت ها درگیر شوند و با مقابله با این الگوها می توانند سبک های حل تعارض سالم تری را به کارگیرند (پارک و بایون، 2018). به علاوه می توان گفت که تحلیل رفتار متقابل بر لزوم رابطه با دیگران بر اساس واقعیت ها و نیز درنظرگرفتن افراد به طور واقعی و منحصر به فردشان و ایجاد نیت ها و انگیزه های مثبت نسبت به یکدیگر تأکید می کند که همه اینها تبادل های مکمل را ایجاد می کنند. زوج ها از طریق فهم و شناخت پیش نویس زندگی خود می توانند آسیب های ابتدایی را بهبود بخشند و از صحنه های قدیمی دوران کودکی رهایی یابند. با انجام این عمل زوج ها امکان می یابند که در وضعیت این زمانی و این مکانی به تمام منابع دوران بزرگ سالی که در اختیار دارند؛ تجهیز شوند که نشان دهنده اثربخشی مطلوب تحلیل رفتار متقابل بر بهبود تاکتیک های حل تعارض بود (دربانی و همکاران، 1398). استفاده از تصویرسازی ذهنی باعث شد فرد طرحواره های اصلی را شناخته، ریشه های تحولی آن را درک کرده و این ریشه ها را به زندگی فعلی خود ربط دهد نه ویژگی های شخصیتی. در تکنیک گفت وگوی خیالی، بروز هیجانات اصلی مثل خشم، زمینه را برای تخلیه هیجانی مهیا کرده و باعث فاصله گرفتن از طرحواره ها شد. تصویرسازی ذهنی به منظور الگوشکنی نیز باعث فاصله گرفتن از سبک های مقابله ای اجتناب و جبران افراطی و از سویی با استفاده از تکنیک نوشتن نامه زنان فرصتی برای بیان حقوقی و شناخت احساساتشان یافته که با کاهش احساست منفی همراه بود (کمالیان و همکاران، 1399). بنابراین می توان نتیجه گرفت که در آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی با انجام تکنیک مذاکره خیالی ارائه شده، زنان فرا گرفتند با شناسایی طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، با افرادی که باعث ایجاد طرحواره هایشان شده اند، گفتگو کرده و تعارضات را حل کنند، نسبت به تحلیل رفتار متقابل که تمرکزش بر اینجا و اکنون بنیان نهاده شده است، اثربخشی بیشتری بر بهبود الگوهای ناکارآمد حل تعارض دارد.
۶۸۰۵.

رویکرد حقوق کیفری ایران و کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان مصوب 1979 نسبت به جرم روسپیگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: قوانین موضوعه کیفری ایران احکام ویژه ای در مورد حدود و تعزیرات برای مبارزه با صور مختلف جرایم جنسی وضع کرده است، اما مقرره ویژه ای به روسپیگری اختصاص نداده است. اقدام برای بهبود وضعیت زنان در سطح جهانی بسیار ضروری است و کنوانسیون بین المللی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان برای ایجاد برابری کامل میان زنان و مردان و ریشه کن کردن تبعیض علیه آنها ایجاد شده است. ارزیابی تطبیقی رویکرد قوانین کیفری ایران و کنوانسیون بین المللی رفع هرگونه تبعیض علیه زنان نسبت به پدیده روسپیگری و واکاوی دلایل عدم عضویت ایران در این کنوانسیون. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: کنوانسیون مذکور بازتابی از آرمان های فمینیستی غرب است و به دلیل تفاوت در ساختارهای فرهنگی، مذهبی، استانداردها و تفسیرهای مختلف از جایگاه زنان در مناطق گوناگون، نتوانسته اجماع واقعی به ویژه در کشورهای اسلامی ایجاد کند. مقررات کیفری ایران پدیده روسپیگری را در قالب جرایم جنسی رد می کند، اما عضویت ایران در کنوانسیون به دلیل موانع دینی و ضرورت لغو مقررات کیفری مغایر با آن محقق نشده است. در عین حال، امکان عضویت با اعمال حق شرط محدود وجود دارد. نتیجه گیری: اگرچه هر دو نظام حقوقی (ایران و کنوانسیون) با روسپیگری به مثابه یک پدیده مجرمانه برخورد می کنند، اما تفاوت در مبانی فرهنگی، مذهبی و حقوقی موجب شده ایران با وجود امکان عضویت مشروط، تاکنون به این کنوانسیون نپیوندد.
۶۸۰۶.

ارائه ابزار اندازه گیری توانمندسازی زنان: مراحل و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۱
توانمندسازی زنان به عنوان محور توسعه پایدار، نیازمند ابزاری استاندارد برای سنجش ابعاد چندگانه آن است. این مقاله با هدف طراحی پرسشنامه ای روا و پایا برای سنجش توانمندسازی زنان ایرانی انجام گرفت. با بررسی پیشینه موضوع، مصاحبه و مشورت با متخصصان، پرسشنامه با ۳۷ گویه در هفت حوزه توانمندسازی روان شناختی، تصمیم گیری، اجتماعی، جنسیتی، اقتصادی، سلامت و رفاه و مدنی طراحی شد. سپس اعتبار سازه پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی بررسی شد. نتایج، هفت زیرمقیاس را تأیید کرد که ۵۹ درصد از واریانس داده ها را تبیین کردند و ساختار منطقی ابزار را نشان دادند. درنهایت، پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 83/0 برای کل مقیاس تأیید شد که حاکی از همسانی درونی مطلوب بود. استفاده از نمونه بزرگ و ترکیب روش های کیفی و کمی به افزایش اعتبار نتایج کمک کرد. ابزارهای موجود از توجه به ابعاد روانی-اجتماعی غافل اند و با بافت جوامع فارسی زبان تطابق ندارند، ولی این پرسشنامه جامع قادر است ابعاد پیچیده توانمندسازی زنان را در بافت فرهنگی-اجتماعی ایران اندازه گیری کند و با شناسایی چالش های ساختاری از جمله موانع فرهنگی-اجتماعی، قوانین تبعیض آمیز و نبود ابزارهای چندبعدی بوم محور، قوت ها و ضعف های برنامه ها را شناسایی کند. یافته ها نشان می دهد این ابزار نه تنها برای ارزیابی وضعیت کنونی کاربرد دارد، بلکه شکاف موجود در ابزارهای پیشین را پر می کند و با شناسایی موانع زمینه ای، داده های لازم را برای اصلاح سیاست ها، طراحی مداخلات چندبعدی و پایش پیشرفت به سوی اهداف توسعه پایدار فراهم می کند.
۶۸۰۷.

امکان سنجی مشارکت مؤثر خانواده در پاسخ دهی به بزه حدی نوجوان از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: بررسی ظرفیت های فقه امامیه برای جلب مشارکت مؤثر خانواده در پاسخ به بزه حدی نوجوان و ارزیابی مشروعیت فقهی توسل به این راهکار. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و کیفی است که به روش توصیفی تحلیلی و با تحلیل داده های حاصل از منابع کتابخانه ای در دامنه فقه امامیه انجام شد. منابع تحقیق شامل کتب فقهی متقدمان و متأخران، آراء فقهای معاصر، استفتائات فقهی و پژوهش های مرتبط است. تحلیل داده ها بر پایه دو محور اصلی صورت گرفت: نخست، بررسی قلمرو مجاز مشارکت مؤثر خانواده در بزه حدی نوجوان؛ دوم، تبیین قالب های مشروع مشارکت خانواده از منظر فقه امامیه. در محور نخست، گزاره های فقهی مرتبط با حدود مانند بنای تخفیف در حدود، توبه، رشد جزایی و ولایت حاکم مورد بررسی قرار گرفت و در محور دوم، قالب هایی چون میانجی گری نزد قاضی و بزه دیده، و مشارکت خانواده در تعیین و اجرای مجازات تعزیری جایگزین، تحلیل شد. یافته ها: گزاره های فقهی موجود، مقدورات کنونی را برای مشارکت خانواده ازجمله بنای تخفیف در حدود و توجه به رشد جزایی روشن می کند. راهکارهای پیشنهادی مانند میانجی گری نزد قاضی و بزه دیده در محدوده خاصی مشروع تلقی می شوند. همچنین با اثبات مشروعیت استفاده از مجازات تعزیری در بزه حدی، مشخص شد که مقام قضایی می تواند پاسخ تعزیری مناسب را در بستر خانواده تعریف یا با کمک خانواده اجرا کند. نتیجه گیری: دامنه مجاز مشارکت خانواده در فقه، گسترده تر از قانون فعلی است و انجام اصلاحات قانونی برای بهره گیری از این ظرفیت ضروری به نظر می رسد.
۶۸۰۸.

نقش زنان میسیونر آمریکایی در فرآیند آموزش زنان ایرانی (بر اساس رویکرد بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
مبلغانِ پروتستان، در قرن نوزدهم، نقش بازیگران اصلی جنبشِ مدرنِ غیردولتی را در جهان بازی نمودند. میسیونرهای آمریکایی، با هدف بشارت مسیحیت جدید، عازم ایران شدند و با مشاهده توده زنان بی سواد به آموزش آنها روی آوردند. این پژوهش، با بهره گیری از چارچوب نظری بوردیو به تحلیل تعامل میدانهای آموزشی، جنسیتی و مذهبی می پردازد و درپی پاسخ به این پرسش است که نقش میسیونرها در فرآیند آموزش زنان و در تقاطع آن با میدان های جنسیتی و مذهبی چه بود؟ هدف اصلی درک سرمایه های فرهنگی و عادت واره های زنان میسیونر در تغییر یا مقاومت در برابر ساختار جامعه ایرانی است. این پژوهش با روش تحلیلی و با تکیه بر متون تاریخی، اسناد ماموریت تبلیغی و گزارش های میسیونری، درپی پر کردن خلا مطالعاتی در تحلیل همپوشانی میدان های مزبور است. یافته ها نشان می دهد که مدارس میسیونری با معرفی برنامه های جدید به تسریع آموزش زنان کمک نمود اما در تلاش برای تحمیل سرمایه نمادین مذهبی (پروتستانیسم) و عادت واره های غربی با مخالفت ساختارهای سنتی و دینی مواجه شد و نشان می دهد موفقیت میسیونرها در آموزش تنها زمانی که با آموزه های فرهنگی و دینی جامعه ایرانی سازگار بود. پایدار ماند
۶۸۰۹.

اقتصاد در خانواده در سیره انبیای الهی (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
انبیای الهی الگوهای بی بدیل انسانیت هستند که راه و روش زیست مؤمنانه را فراروی بشریت قرار دادند تا در روز محشر، هیچ انسانی ادعای گزافی بر خداوند متعال مبنی بر نداشتن راهنما در مسیر بندگی نداشته باشد. همان گونه که عملکرد انبیا در امور عبادی باید مبنا و الگوی عمل مؤمنان باشد عملکرد آنها در امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی نیز مبنا و میزان خواهد بود. مقاله حاضر به روش تحلیلی و بااستفاده از منابع کتابخانه ای به تبیین سیره پنج تن از انبیای الهی در زمینه مسائل اقتصادی و عملکرد آنها در تعاملات اقتصادی جامعه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که با تأسی به زندگی انبیای عظام(ع) تلاش و سخت کوشی در تأمین معاش و مایحتاج زندگی خانوادگی باید سرلوحه عمل قرار گیرد. انسان باید قناعت و صرفه جویی در مصرف را پیشه خود قرار دهد تا از این راه بتواند به ارتقای توان اقتصادی خانواده و در نگاه کلان، پیشرفت اقتصادی در جامعه اسلامی دست یابد.
۶۸۱۰.

واکاوی فقهی زیست مجردانه در فقه امامیه با تأکید بر روایت «حلت العزوبه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: کاهش نرخ ازدواج که پیامدهایی همچون معضلات اجتماعی و کاهش رشد جمعیت را در پی دارد، یکی از چالش های اساسی جامعه معاصر و مورد توجه فقهاست. پژوهش حاضر با هدف نقد و بررسی روایت «حلت العزوبه» که در تأیید زیست مجردانه بیان شده است، در قلمرو فقه امامیه انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش تحلیلی- اسنادی مبتنی بر استدلال های فقهی و با نگاه اجتهادی، در قلمرو فقه امامیه انجام شد. یافته ها: نتایج بررسی ها نشان می دهد که روایت مذکور از دیدگاه قدما صحیح دانسته شده، اما از منظر متأخرین فاقد حجیت سندی است. لفظ روایت دلالت بر «حلیت عزوبت» دارد و نه «وجوب عزوبت». حتی در فرض پذیرش اعتبار سندی روایت و برداشت طرف مقابل از آن، این برداشت با مجموعه ای از روایات که ازدواج را امری مستحب و مورد تأکید معرفی می کنند، در تعارض قرار می گیرد. همچنین بر اساس قرینه سیاقیه روایت، رفع مشکلات امرار معاش در آخرالزمان با تدابیر عاقلانه ضروری دانسته شده و استحباب ازدواج در آن شرایط مرتفع می گردد و تنها اباحه آن باقی می ماند. افزون بر این، طبق مضمون برخی روایات، انسان ها به احکام قبلی مکلف اند و تا زمانی که ناقض قطعی به دست نیاید، همان احکام جاری است. از این رو، استصحاب استحباب ازدواج در آخرالزمان نیز جریان خواهد داشت. نتیجه گیری: روایت «حلت العزوبه» نه دلالت بر وجوب عزوبت دارد و نه می تواند مستند قطعی برای ترویج زندگی مجردانه باشد. حتی در صورت پذیرش اعتبار سندی روایت، به دلیل تعارض با دیگر روایات مؤید ازدواج، استصحاب استحباب ازدواج همچنان معتبر خواهد بود. بنابراین، آموزه های فقه امامیه در مجموع بر اهمیت و استحباب ازدواج تأکید دارند و زیست مجردانه جایگاه فقهی الزام آوری نمی یابد.
۶۸۱۱.

مقایسه امید به زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی در زنان با و بدون تجربه خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
خشونت علیه زنان، به ویژه خشونت خانگی شریک زندگی، یک مشکل جهانی و نقض حقوق بشر در زنان است. هدف از این پژوهش مقایسه امید به زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی در زنان با و بدون تجربه خشونت خانگی بود که با روش علی مقایسه ای انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان اردبیلی بود که به دو دسته زنان مورد خشونت خانگی توسط همسر قرار گرفته و نگرفته تقسیم شدند. از این جامعه، نمونه ای به حجم 100 نفر (هر گروه 50 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های امید به زندگی اشنایدر (2000) و انعطاف پذیری روان شناختی دنیس و واندر وال (2010) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس تک متغیره و چند متغیره و از طریق نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه وتحلیل شدند که یافته ها نشان داد در سطح معنی داری 1 درصد، تفاوت معنی داری بین زنان با و بدون تجربه خشونت خانگی به لحاظ مؤلفه های امید به زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی وجود دارد. بر اساس این نتایج، با ارزیابی سازه های روان شناختی مانند امید به زندگی و انعطاف پذیری روان شناختی زنان و شناسایی افراد در معرض خشونت، می توان اقدامات پیشگیرانه ای برای کاستن از میزان شیوع خشونت های خانگی و کنترل مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی ناشی از خشونت در زنان انجام داد. علاوه بر حوزه پیشگیری، این یافته ها اشارات مهمی به آسیب شناسی، مداخلات درمانی و مقابله بالینی در خصوص زنان قربانی خشونت دارد.
۶۸۱۲.

تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی است تا سازوکارها، مؤلفه ها و پیامدهای آن شناسایی و چارچوبی کاربردی برای ترویج حیا و پیشگیری از بی حیایی ارائه شود. روش پژوهش: این تحقیق ماهیت کیفی دارد و از نوع تحلیل محتوا با رویکرد داده بنیاد و در چارچوب «روش مدل یابی مفهومی از متون اسلامی» انجام شد. بدین منظور، متون قرآنی و حدیثی مورد واکاوی قرار گرفت و گزاره هایی که شامل واژه «حیا» یا مشتقات آن بود، استخراج شد. مراحل مدل یابی شامل کدگذاری های باز، محوری و انتخابی بود و در نهایت ۹ سازه اصلی و ۶۲ مؤلفه استخراج گردید. یافته ها: مدل مفهومی حیامداری پیرامون پدیده مرکزی حیامداری در قالب هشت بعد ارائه شد: شرایط علی شامل خاستگاه و عوامل سبب ساز؛ راهبردهای حیامداری؛ شرایط مداخله ای شامل زمینه سازها، تسهیل کننده ها و تشدیدکننده ها؛ شرایط مداخه ای شامل موانع و تضعیف کننده ها؛ بسترها و مواضع ضرورت حیا؛ مواضع ضرورت عدم حیا؛ پیامدهای مثبت حیامداری؛ و پیامدهای بی حیایی. برای سنجش اعتبار و قابلیت اطمینان مؤلفه ها، از روش دلفی استفاده و نظرات هفت متخصص حوزه اخلاق و تربیت دریافت شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) در حد بسیار خوب گزارش شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل مفهومی حیامداری دارای قابلیت کاربردی بالا برای هدایت برنامه های فرهنگی، تربیتی، آموزشی، رسانه ای و حاکمیتی است. این مدل می تواند در پیشگیری و مقابله با تهاجم فرهنگی، ارتقای زیست عفیفانه و ترویج رفتارهای حیامدارانه مورد استفاده قرار گیرد و چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و طراحی مداخلات اخلاقی ارائه کند.
۶۸۱۳.

مؤلفه های هویت بانوی مسلمان ایرانی از دیدگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
هویت دارای ابعاد مختلفی است که رشد همه جانبه و متعادل آن، توجه لازم و کافی به همه ساحت های تربیت را می طلبد. در این پژوهش، مؤلفه های هویت بانوی مسلمان ایرانی در بیانات آیه الله خامنه ای از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲ به روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و داده ها در شش مضمون سازمان دهنده، برگرفته از ساحت های شش گانه تربیت در سند تحول بنیادین، دسته بندی شد و سپس کار تحلیل آغاز گردید. بر اساس یافته های پژوهش مؤلفه هایی از هویت بانوی مسلمان ایرانی در اولویت توجه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته اند که ذیل دو ساحت اعتقادی، عبادی، اخلاقی و ساحت اجتماعی، سیاسی دسته بندی شده اند و مؤلفه های هویتی مندرج در ساحت زیستی - بدنی در اولویت آخر قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این تفاوت در توجه به مؤلفه ها ناشی از اهمیت محوری ساحت اعتقادی، عبادی، اخلاقی در کنار ساحت اجتماعی است. وجه تمایز دیدگاه رهبری با اندیشمندان مؤلف مبانی نظری سند تحول بنیادین در برجسته تر دانستن ساحت اجتماعی هم تراز با ساحت اعتقادی است.
۶۸۱۴.

آزمون کمّی مدل عوامل فرهنگی مرتبط با گرایش زنان به جراحی زیبایی (رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۰
با توجه به اهمیت روزافزون جراحی زیبایی به عنوان یک پدیده اجتماعی، نیاز به آزمون مدل های تجربی برای تبیین عوامل مؤثر ضروری است. این پژوهش با هدف آزمون کمّی یک مدل مفهومی هفت عاملی از عوامل فرهنگی (سرمایه فرهنگی، قابلیت های فرهنگی، مصرف رسانه ای، پایگاه اجتماعی، الگویابی، تمایل به زیبایی و ترویج فرهنگ) مؤثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی در کرمانشاه بود که ۳۸۴ نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با پایایی و روایی مطلوب بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم افزار SmartPLS انجام شد. نتایج ارزیابی مدل اندازه گیری، پایایی و روایی همگرا و واگرای تمامی سازه ها را تأیید کرد. ارزیابی مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش کلی بسیار خوبی برخوردار است (GOF=0.543) و قادر است ۸۲.۷ درصد (R²=0.827) از واریانس گرایش به جراحی زیبایی را تبیین کند. تحلیل مسیر نشان داد که تمامی هفت عامل فرهنگی تأثیر معناداری بر گرایش به جراحی دارند (p<0.001). در این میان، مصرف رسانه ای-فرهنگی (β=0.280)، تمایل به زیبایی (β=0.266) و سرمایه فرهنگی (β=0.239) به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده ها بودند. مدل فرهنگی ارائه شده از اعتبار تجربی بالایی برخوردار وتأثیر بالای رسانه ها و سرمایه فرهنگی نشان می دهد که گرایش به جراحی زیبایی عمیقاً تحت تأثیر فشارهای اجتماعی برای دستیابی به استانداردهای زیبایی و منزلت اجتماعی است.
۶۸۱۵.

طراحی مدل کیفی مدیریت معنوی زنان با محوریت سلامت روان خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین تجربه زیسته زنان از مدیریت معنوی و نقش آن در ارتقای سلامت روان خانواده در بستر فرهنگی ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی با رویکرد هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل ایرانی در شهر تبریز در سال ۱۴۰۳ با تجربه مدیریت معنوی در زندگی خانوادگی خود بود که تعداد 25 نفر از ایشان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و وارد پژوهش شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از گروه نمونه جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مدیریت معنوی زنان در سه لایه اصلی شامل مدیریت معنوی فردی، مدیریت معنوی در روابط خانوادگی و مدیریت فضای سلامت روان خانواده قابل دسته بندی است. این مدل از 3 لایه، 7 مؤلفه اصلی و 19 زیرمؤلفه تشکیل شده که به صورت پویا و متقابل عمل می کنند. مدیریت معنوی زنان، مهارت ها و نگرش هایی را شامل می شود که سلامت روان فرد و خانواده را تقویت و فضای حمایت کننده ای برای اعضا ایجاد می کند. یافته ها نشان می دهد که مدیریت معنوی زنان، عاملی کلیدی در تقویت سلامت روان خانواده است، به ویژه در جوامعی مانند ایران که نقش ها و انتظارات فرهنگی و اجتماعی ویژه ای برای زنان تعریف شده است. نتایج: این مدل می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی و مداخلات حمایتی در حوزه سلامت روان خانواده باشد و به بهبود کیفیت زندگی خانواده ها کمک کند. همچنین می تواند طرحی برای برنامه های آموزشی و مداخلات حمایتی در حوزه سلامت روان خانواده باشد.
۶۸۱۶.

ارزش ها، نگرش ها و هنجارهای فرزندپروری مادران افغانستانی؛ یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارزش ها، نگرش ها و هنجارهای فرزندپروری مادران افغانستانی ساکن شهر هرات انجام شد. روش: این پژوهش به روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. نمونه شامل 25 مادر با کودک 3 تا 5 ساله بود که از میان تمام مادران ساکن شهر هرات با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با ملاک رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه نیمه ساختار یافته انتخاب شدند. داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل و براساس بازبینی مشارکتی و بازخورد متخصصان اعتبارسنجی شد. یافته ها: تحلیل داده ها سه مضمون اصلی، 11 مضمون فرعی و 38 مفهوم یا معنای اولیه را شناسایی کرد. نتایج: نتایج نشان داد که نگرش ها، ارزش ها و هنجارهای مادران افغانستانی علاوه بر اشتراکات با پژوهش های مشابه در سایر جوامع، ویژگی های منحصربه فردی دارند که تأثیرات مذهبی، فرهنگی و اجتماعی ویژه این کشور را بازتاب می دهد. باور به ارزش ها و اصول دینی، همراه با تأکید بر تحصیل و پیشرفت علمی، سخت کوشی و قناعت، نشان دهنده تلفیق ارزش های سنتی و نگرش های مدرن است. هنجارهایی مانند احترام به والدین و بزرگ ترها، اقتدار پدر و ممنوعیت خروج از خانه به تنهایی، تأثیر ساختارهای خانوادگی و مسائل اجتماعی و گاه امنیتی را منعکس می کند.
۶۸۱۷.

نقد نظریه حدود محمد شحرور نسبت به مسئله حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی تحلیلی نظریه حدود محمد شحرور نسبت به مسئله حجاب و نقد مبانی نظری، چارچوب تفسیری و پیامدهای فقهی و معرفتی این نظریه انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد محتوای کیفی انجام شد. براین اساس، مبانی نظری شحرور، زیست نامه علمی او، چارچوب نظری نظریه حدود و تفسیر وی از آیات مرتبط با حجاب، براساس آثار اصلی بررسی و نقد گردید. همچنین از پیشینه تحقیق موجود درباره شحرور و نظریه حدود او بهره گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که شحرور با ارائه نظریه حدود، تلاش دارد با تفسیری نوین از آیات قرآن، حجاب را به مثابه یک حد حداقلی با رویکردی حنفی و استقامتی معرفی کند. وی با پذیرش اصول و قواعد کلی اسلامی (ثوابت) بر نقش محوری عرف و تغییرات اجتماعی در تعیین مصادیق و جزئیات احکام (متغیرات) تأکید می کند. همچنین در مسئله حجاب بر نقش عرف و مقتضیات زمان و مکان در تعیین مصادیق حجاب به قرائتی نو از این مسئله در جهان معاصر تأکید می کند. نتایج: «نظریه حدود» شحرور با انتقادات جدی روبه روست؛ فقدان مبنای استوار تفسیری و مبتنی بر برداشت های شخصی، ابهام در تعیین مصادیق حدود، عدم توجه کافی به سنّت و اجماع و عدم اعتبار تفسیر پیشینیان، تفسیر گزینشی از آیات قرآن و تأثیرپذیری از مبانی معرفتی غیر اسلامی، تقلیل گرایی در مفهوم حجاب، تضعیف احکام شرعی، نسبیت گرایی و نادیده گرفتن ثوابت دینی، انکار جاودانگی و جهان شمولی احکام اسلامی از آن جمله هستند.
۶۸۱۸.

تحلیل مضمون فقهی و حقوقی کلان داده های شبکه های اجتماعی در ارزیابی لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۶
لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ حجاب و عفاف به منظور پاسداری از ارزش های اجتماعی و با هدف مشارکت حاکمیت و مردم در حفظ سلامت جامعه، به ویژه ترویج حجاب، تدوین شده است . بنا به اهمیت موضوع لایحه و همچنین حساسیت آحاد جامعه نسبت به کم وکیف وضع سیاست در حوزه حجاب، تدقیق محتوا و سیاست های مندرج در لایحه پیشنهادی، ضروری می نماید. فارغ از ایرادات و ابهامات فقهی حقوقی که توسط نخبگان علمی به لایحه عفاف و حجاب وارد است؛ نوع مواجهه مردم که ممکن است آگاهی کامل بر این لایحه نداشته باشند، مهم است؛ زیرا برای اجرای یک قانون حمایت فرهنگی و توافق اجتماعی نیاز است. تحلیل داده های پژوهش که باروش تحلیل مضمون کلان داده های تولید شده توسط کاربران شبکه های اجتماعی توئیتر، اینستاگرام و تلگرام صورت گرفته، بیانگر این امر است که برخی کاربران، لایحه حجاب و عفاف را باکرامت انسانی و عدالت اجتماعی در تضاد دانسته و یکی از ابهامات پرتکرار در میان آنان، بحث عدم شرعی بودن قراردادن مجازات برای بی حجابی است. برخی به عدم دخالت اکثریت مردم در تدوین لایحه اشاره و با بیان درآمدزایی دولت به وسیله جریمه های نقدی در لایحه، آن را سوءاستفاده دولت از حق حاکمیتی خود می دانند. عده ای نوع کشف جرم در لایحه را با حریم خصوصی افراد در تناقض دانسته، آن را غیرمشروع می دانند. بعضی معتقدند اجرای لایحه حجاب، منجر به دوقطبی سازی در جامعه شده و در نهایت عده ای ایرادات شکلی به لایحه وارد کرده اند که در این مقاله به نقد، تحلیل و بررسی فقهی و حقوقی موارد فوق پرداخته شده است.
۶۸۱۹.

بازپژوهی اجرت المثل زوجه در فقه امامیه، فقه اهل سنت، حقوق ایران و حقوق آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تطبیقی اجرت المثل زوجه در مدت زندگی مشترک در حقوق ایران، فقه عامه و حقوق آمریکا انجام شد. براین اساس، تحلیل نقدانه اجرت المثل زوجه در نظام های حقوقی با توجه به مبانی و رویکردهای عدالت محور در قانون گذاری هر نظام صورت گرفت. پرسش اصلی این بود که آیا امکان مطالبه اجرت المثل برای زوجه در قبال کارهای منزل وجود دارد یا نه و در صورت امکان، مبانی و شرایط استحقاق آن چیست؟ روش: در پژوهش حاضر به روش تحلیلی- اسنادی با رویکرد تطبیقی، اجرت المثل زوجه را در نظام های حقوق ایران، فقه امامیه، فقه اهل سنت و حقوق آمریکا بررسی شد. داده های پژوهش مبتنی بر منابع کتابخانه ای بود و مبانی و رویکردهای این نظام ها درباره اجرت المثل زوجه در دوره زندگی مشترک تحلیل شد.. یافته ها: یافته ها نشان داد در فقه امامیه، مطالبه اجرت المثل براساس قواعدی مانند قاعده لاضرر، قاعده استیفا و قاعده احترام مال مسلم و در راستای عدالت اقتصادی و انصاف در روابط خانوادگی قابل مطالبه است. فقه اهل سنت با رویکرد عدالت فرهنگی و بر مبنای موقعیت عرفی، مطالبه اجرت المثل را مردود دانسته و در برخی موارد آن را در شمار انفاق زوجه قرار می دهد. در نظام حقوقی آمریکا، با رویکرد عدالت اجتماعی و تأکید بر آزادی قراردادی، اجرت المثل به عنوان بخشی از وظایف زوجه در قرارداد نکاح تلقی می شود و قابلیت ارزش گذاری مالی ندارد. نتیجه: نتایج پژوهش پژوهش نشان داد که تفاوت مبانی سه نظام حقوقی موجب تفاوت در پذیرش یا رد اجرت المثل شده است؛ از پذیرش مشروط در فقه امامیه تا رد آن در فقه اهل سنت و تلقی آن به عنوان تکلیف نکاحی در حقوق آمریکا.
۶۸۲۰.

تجربه زیسته بانوان مهاجر افغانستانی ساکن در ایران درباره علل و پیامدهای مهاجرت؛ مطالعه موردی مهاجران ساکن شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی علل، زمینه ها و پیامدهای حضور بانوان مهاجر افغانستانی در شهر اصفهان و درک تجربه زیسته آنان در کسب هویت زنانه جدید انجام شد. روش پژوهش: این مطالعه به روش کیفی از نوع نظریه بنیادی (گراندد تئوری) انجام شد. جامعه آماری را 23 زن مهاجر افغانستانی 20 تا 55 ساله ساکن اصفهان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که شرایط علی نظیر امنیت جویی، فقر فرهنگی-اجتماعی جامعه مبدأ و فشارهای سرکوبگر علیه زنان، همراه با شرایط مداخله گر مانند پذیرش جامعه میزبان و اشتراکات فرهنگی-دینی، به پدیده محوری «مهاجرت درونی به مثابه تعالی هویتی زن مسلمان» منجر شده است. زنان با اتخاذ راهبردهای علمی، فرهنگی و اجتماعی، هویت زنانه جدیدی مبتنی بر الگوی اسلامی-ایرانی کسب کردند که پیامدهایی همچون افزایش رضایت از زندگی، کنشگری فرهنگی-اجتماعی و همکاری داوطلبانه با جامعه میزبان را در پی داشت. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد که بانان مهاجر در بستر جامعه ایران، هویتی متعالی را تجربه کرده و از نقش انفعالی به کنشگرانی فعال در عرصه های مختلف تبدیل شده اند. این یافته ها بر ضرورت توجه سیاستگذاران به این ظرفیت و طراحی برنامه های هدفمند برای بهره مندی از آن تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان