فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی تسهیلات فراوانی از جمله توسعه روابط اجتماعی را فراهم نموده اند، این شبکه ها علی رغم امکانات و مزایایی که فراهم کرده اند آسیب هایی از جمله اعتیاد به استفاده از آن ها را نیز با خود به همراه داشته اند. در پژوهش حاضر به بررسی رابطه استفاده آسیب زا از این شبکه ها توسط مادران با رضایت زناشویی آن ها، رابطه آن ها با فرزندان و مشکلات رفتاری فرزندانشان پرداخته شد؛ به همین منظور 323 نفر از مادرانی که دارای فرزندان پیش دبستانی بودند با نمونه گیری دردسترس برگزیده شده و به سؤالات ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه ی استفاده ی آسیب زا از شبکه های اجتماعی مجازی و پرسشنامه مشکلات و توانایی های کودکان ؛ مقیاس سنجش رابطه و مقیاس رابطه والد- کودک پاسخ دادند؛ روش پژوهش نیز از نوع همبستگی می باشد. نتایج نشان داد ارتباط استفاده آسیب زا از شبکه-ها با رضایت زناشویی منفی و معنادار است، میان استفاده آسیب زا با رابطه مادر-کودک نیز ارتباط منفی و معنادار برقرار است، رضایت زناشویی با رابطه مادر-کودک ارتباط مستقیم و معنادار داشته و رابطه مادر-کودک با مشکلات رفتاری کودکان ارتباط منفی و معنادار دارد؛ بین استفاده آسیب زا از شبکه ها و مشکلات رفتاری کودکان ارتباط معنادار یافت نشد، همچنین میان رضایت زناشویی و مشکلات رفتاری نیز ارتباط معناداری وجود نداشت اما بر اساس نتایج، استفاده آسیب زا از طریق تأثیر بر رضایت زناشویی و رابطه مادر-کودک بر مشکلات رفتاری کودکان اثر غیر مستقیم دارد. بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی مادران با استفاده آسیب زا از شبکه ها از جمله پیشنهاد های پژوهش حاضر می باشد.
نگاهی گفتمانی به برساخت مفهوم ازدواج در ایران قبل از انقلاب با تاکید بر برساخت «زن مطلوب»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
29 - 58
حوزههای تخصصی:
در دوره ی پهلوی (1941- 1979) در ایران جریانات مدرنیته و تلاش های فمینیستی در تقابل با اندیشه های روحانیت و هم چنین روشن فکری دینی قرار گرفتند. در این مقاله نویسندگان با نگاهی گفتمانی، چهار کتاب قبل از انقلاب را انتخاب کردند تا به این سؤالات پاسخ دهند که چه گفتمان هایی از ازدواج و زن مطلوب برای ازدواج در آن دوره وجود داشته است و آیا تغییرات اجتماعی و فرهنگی بر گفتمان ازدواج هم تأثیر داشته اند یا خیر. برای بررسی این متون، از نظریه ی گفتمان لاکلاو و موفه (1985) و نشانه شناسی گفتمانی (Soltani, 2015) به مثابه ی چارچوب نظری و روش استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان دینی اسلامی با نگاهی ذات گرایانه به ازدواج، تولید مثل را از اهداف مهم در آن می داند و زن مطلوب را برای ازدواج، زنی قلمداد می کند که خویشتن دار، لطیف، تأمین کننده ی نیاز جنسی مرد و مادری فداکاری باشد. به علاوه، گفتمان عمومی نیز نگاهی ذات گریانه به امر ازدواج داشته است و زن مطلوب را زنی زیبا، باوقار و رئیس خانه می داند. این دو گفتمان تنها تحت تأثیر گفتمان روحانیت هستند.
اثربخشی طرحواره درمانی بر سبک های مقابله ای اجتناب، جبران افراطی و ترس از ازدواج دانشجویان دختر
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۱
71-86
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی طرحواره درمانی بر سبک های مقابله ای اجتناب، جبران افراطی و ترس از ازدواج دختران دانشجوی مجرد بالای 30 سال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی بود. با استفاده از نمونه گیری غیر تصادفی 30 دختر دانشجوی در دسترس، در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جای گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های ترس های پیش از ازدواج سمیعی، یوسفی و نشاط دوست (1392)، سبک اجتناب یانگ-رای (1994) و جبران افراطی یانگ-رای (1994) بود که در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. گروه آزمایش در قالب 8 جلسه آموزش گروهی طرحواره درمانی را دریافت کرد و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر بررسی شدند. نتایج نشان داد که آموزش طرحواره درمانی می تواند ترس از همسر، ترس از محدودیت همسر، ترس از خود، سبک های مقابله اجتناب و جبران افراطی را در دختران دانشجوی در سن ازدواج کاهش دهد.
بررسی الگوی ساختاری انزوای شغلی با قصد ترک کار با میانجی گری خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی مدیران زن مدارس شهرستان آباده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
175 - 194
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی الگوی ساختاری انزوای شغلی با قصد ترک کار با میانجی گری خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی مدیران زن مدارس شهرستان آباده بود. نوع این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و از نظر تکنیک اجرا، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران زن مدارس شهرستان آباده (60 نفر) بوده است که کل جامعه با استفاده از روش نمونه گیری سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های انزوای شغلی داسالت و دیبودا (1997)؛ خودکارآمدی تچانن موران و گاریس (2004)؛ فرسودگی شغلی شیروم و ملامد (2006)؛ رضایت شغلی بچاراچ (1988) و تمایل به ترک کار ویسبرگ (1994) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که انزوای شغلی بر خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی دارای اثر مستقیم می باشد. هم چنین انزوای شغلی از طریق خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی بر قصد ترک کار دارای اثر غیر مستقیم(میانجی) است. علاوه بر این نتایج نشان داد انزوای شغلی با خودکارآمدی و رضایت شغلی رابطه منفی و با فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معنی داری دارد. در مجموع نتایج پژوهش نشانگر نقش واسطه ای خودکارآمدی، رضایت شغلی و فرسودگی شغلی در رابطه ی بین انزوای شغلی با قصد ترک کار در مدیران زن بوده است. هم چنین بررسی مدل نشان داد که الگوی مفهومی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار است.
تبیین رابطهشبکه اجتماعی مجازی اینستاگرام و بازتعریف هویت جنسیتی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله پژوهش حاضر، ریشه در «بحران هویت» جوامع در حال گذار دارد. بحران هویت، وضعیتی است که به دلیل تحولات ساختاری جامعه و عدم تحول نظام ارزشی و بالاخص ارزش های هویتی جامعه، بوجود آمده است. بنابر ویژگی فرآیندی و ارتباطی هویت، بازتعریف هویت جنسیتی می بایست توسط خود افراد صورت گیرد. در همین راستا، فضای مجازی به معنای عام و شبکه های اجتماعی مجازی به معنای خاص کلمه؛ فضای ارتباطی جدیدی برای انسان ها بوجود آورده اند، در ساحت نظر، عامل مهمی برای بازتعریف هویت جنسیتی به شمار می آیند. امروزه که فضای مجازی در جامعه فراگیر شده است، بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی در بازتعریف هویت جنسیتی مهم بنظر می رسد. بنابراین سوال اصلی پژوهش بررسی رابطه میان فضای مجازی (اینستاگرام) و بازتعریف هویت جنسیتی می باشد. روش بررسی پژوهش، از نوع کمی و مشخصا پیمایش بوده و از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های بدست آمده نشان از آن دارد میان مدت زمان عضویت در اینستاگرام، میزان استفاده از اینستاگرام و در نهایت، انگیزه و هدف استفاده از شبکه مذکور و بازتعریف هویت جنسیتی، رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد.
تحلیل تأثیر تحول ساختار قدرت در خانواده بر حق ولایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
175 - 199
حوزههای تخصصی:
به دنبال تغییرات تدریجی حاصل از مدرنیته در جامعه ساختار قدرت در غالب خانواده-های ایرانی از شکل اقتدارگرای پدرسالاری به نیمه دموکراتیک تحول یافته است. این تحول، تمام ابعاد خانواده، به ویژه بعد حقوقی آن را از نظر حقوق اعضای آن تحت تأثیر قرار داده است. یکی از مهمترین حقوق متأثر از تحول نیز، حق ولایت است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحول ساختار قدرت در خانواده بر حق ولایت انجام شد. با بررسی های انجام شده مشخص شد که قانونگذار متناسب با تحول در ساختار قدرت خانواده، رعایت مصالح کودک را مبنای وضع قوانین جدید یا اصلاح قوانین سابق قرار داده و بدین ترتیب اعمال ولایی ولی قهری را محدود نموده است. با این وجود، همچنان اموری مرتبط با حق مذکور وجود دارند که مورد توجه قانونگذار قرار نگرفته و درنتیجه خلأهایی قانونی در این زمینه ایجاد کرده است. بنابراین، تغییر قوانین سابق یا وضع قوانین جدید با استفاده از ظرفیت های فقهی در مورد آنها پیشنهاد می شود.
بررسی و تحلیل شخصیت زن در اشعار داستانی فروغ فرخ زاد با تکیه بر تأثیر و تأثر دیدگاه جامعه شناختی شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
263 - 300
حوزههای تخصصی:
گونه های ادبیات غنایی در شعر معاصر مانند شعر کلاسیک وجود دارد. این گونه ها در جریان های کلاسیک و نوکلاسیک و نیمایی معاصر حضور پررنگی دارند. گونه های متفاوت در شعر معاصر با تغییراتی نوین دیده می شود که یکی از آنها اشعار داستانی است که در شعر معاصر به خصوص در جریان نیمایی به دو شاخه ی شنیداری و تصویری تقسیم می شود، در شعر معاصر با تصویرسازی های تازه به سمت اشعار نمایشی حرکت می کند و از نقالی سنتی به صحنه ی نمایشی تغییر می کند. در جریان نیمایی یا آزاد، فروغ فرخ زاد نماینده ی زنان شاعر معاصر می باشد. او در اشعار داستانی خود به خلق شخصیت های زنانه با تیپ های مختلف می پردازد. مقاله ی حاضر حاصل تحلیل و بررسی دیوان اشعار فروغ با روش توصیفی -تحلیلی و مطالعه ی کتابخانه ای پیکربندی شده است. اشعار این شاعر به صورت مقایسه ای تحلیل شده اند. شخصیت زنان در اشعار داستانی فروغ تحت تأثیر تحولات فکری و شخصیت فردی شاعر هستند. از نظر جامعه شناختی، حرکت زنان سنتی جامعه و تغییرشان به زنان اجتماعی را می توان در اشعار او مورد توجه قرار داد. تحولات شخصیتی و اجتماعی و بینشی زنان در اشعار داستانی او نشان دهنده ی چهره ی زنان معاصر در راستای جامعه ی مدرن و مفهوم متغیر فمینیسم در زمان معاصر شاعر می باشد.
بررسی نقش واسطه ای جو روان شناختی در رابطه ی میان هوش فرهنگی و سازگاری شغلی معلمان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
171 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله، تبیین نقش واسطه ای جو روان شناختی در رابطه ی میان هوش فرهنگی و سازگاری شغلی معلمان زن است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی با تأکید بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان زن ابتدایی ناحیه ی 5 شهر مشهدکه بالغ بر150 نفر بودند، می باشد. در این پژوهش، تعداد 102 نفر با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسش نامه ی استاندارد جو روان شناختی کویز و دکوتیز، هوش فرهنگی آنگ و همکاران و سازگاری شغلی پورکبیریان بود. روایی پرسش نامه ها با استفاده از روایی محتوا تأیید و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. که به ترتیب هوش فرهنگی 92/0، جو روان شناختی، 94/0 و سازگاری شغلی ،85/0 بود. داده ها با آزمون های کولموگروف-اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری(SEM) تحلیل شدند. نتایج ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن بود که بین هوش فرهنگی با سازگاری شغلی رابطه ی مستقیم و معنادار وجود دارد. بین هوش فرهنگی و جو روان شناختی رابطه ی مستقیم و معنادار وجود دارد. بین جو روان شناختی و سازگاری شغلی رابطه ی مستقیم و معنادار وجود دارد. جو روان شناختی در رابطه ی بین متغیرهای هوش فرهنگی و سازگاری شغلی نقش واسطه گری معنی دار ایفا می کند.
پیش بینی هویت دینی فرزندان براساس الگوهای تعاملی خانواده ، دینداری والدین وتفکر انتقادی نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هویت دینی فرزندان از طریق متغیرهای الگوهای ارتباطی خانواده ،دینداری والدین وگرایش به تفکر انتقادی نوجوان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی و به لحاظ رابطه بین متغیرها از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر سال اول و دوم دبیرستانهای دولتی شهر قم است.نمونه شامل 447 نفر از دانش آموزان رشته های علوم انسانی، ریاضی و تجربی است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.جهت جمع اوری داده ها از پرسشنامه مذهبی بودن والدین (گرنکوئیست،1998) ، الگوهای ارتباطی خانواده ، (ریچی وفیتزپاتریک،1990) ،گرایش به تفکر انتقادی(ریکتس،2003) وهویت دینی(لطف آبادی،1381)استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل دادها از همبستگی پیرسون وتحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که به ترتیب متغیرهای دینداری پدر ، بعد خلاقیت از تفکر انتقادی نوجوان ،نگرش مذهبی مادر وجهت گیری گفت شنود از الگوی ارتباطی خانواده توان پیش بینی هویت دینی فرزندان را دارد.سایر متغیرها شامل بعد کمال وتعهد از متغیر تفکر انتقادی وبعد جهت گیری همنوایی وارد معادله نگردید.
پیش بینی سبک های فرزندپروری مادران بر اساس طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
167 - 196
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سبک های فرزندپروری مادران بر اساس طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، مادران دارای نوزاد تولد یافته در شش ماهه ی اول سال 1394 شهر جهرم بودند که با استفاده از روش تصادفی ساده، نمونه ای به حجم 326 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ی سبک های فرزندپروری بامریند، پرسش نامه ی طرحواره ی یانگ و پرسش نامه ی سبک های دلبستگی کولینز و رید استفاده شد. برای ارزیابی اطلاعات از آزمون معنا داری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره به شیوه ی گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد تمامی طرحواره های اولیه با سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی رابطه ی مستقیم معنادار و تنها طرحواره ی خودگردانی و عملکرد مختل با سبک فرزندپروری مقتدرانه رابطه ی معکوس معنادار دارد. سبک های دلبستگی اجتنابی و دو سوگرا با سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی، رابطه ی مستقیم معنادار دارد و سبک دلبستگی ایمن با سبک فرزندپروری استبدادی رابطه ی معکوس معنادار و با سبک فرزندپروری مقتدرانه رابطه ی مستقیم معنادار دارد. طرحواره ی خودگردانی و عملکرد مختل قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری سهل گیرانه و پیش بینی منفی سبک فرزندپروری مقتدرانه، طرحواره های بریدگی و طرد و گوش به زنگی بیش از حد قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری استبدادی و طرحواره دیگرجهت مندی قادر به پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری مقتدرانه می باشند. سبک دلبستگی دو سوگرا توانایی پیش بینی مثبت سبک های فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی و سبک دلبستگی ایمن توانایی پیش بینی منفی سبک استبدادی و پیش بینی مثبت سبک فرزندپروری مقتدرانه دارد. نتیجه این که، سبک های فرزندپروری مادران، متأثر از طرحواره های اولیه و سبک های دلبستگی آنان است.
پیش بینی انتظار از ازدواج بر اساس سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
223 - 244
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انتظار از ازدواج بر اساس ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی در دختران مجرد دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران در نیم سال دوم سال تحصیلی 1397-1396 انجام شد. در این پژوهش که از نوع همبستگی بود از بین جامعه، 240 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسش نامه های ویژگی های شخصیتی مک کرا و کاستا(1985)، سبک های دلبستگی هازن و شیور(1987) و انتظار از ازدواج جونز و نلسون(1996) پاسخ دادند. نتایج به دست آمده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری سلسله مراتبی نشان داد که سبک های دلبستگی می توانند 7/43 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 7/16 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و10درصد از انتظار بدبینانه به ازدواج را پیش بینی کنند. هم چنین ویژگی های شخصیتی می توانند 5/4 درصد از انتظار واقع گرایانه ، 8/5 درصد از انتظار ایده ال گرایانه و 6/5 درصد انتظار بدبینانه از ازدواج را پیش بینی کنند. هر دو متغیر سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی در مجموع می توانند 2/48 درصد از انتظار واقع گرایانه، 5/22درصد از انتظار ایده آل گرایانه و 6/15درصد از انتظار بدبینانه از ازدواج را در گروه نمونه پیش بینی کنند.
بررسی دیدگاه های دانش آموزان دختر دوره متوسطه در مورد معیارهای اجتماعی- آموزشی انتخاب مدرسه غیردولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
245 - 260
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه های دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه در مورد معیارهای اجتماعی-آموزشی انتخاب مدرسه ی غیردولتی انجام شد. روش انجام تحقیق کمّی و از نوع توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری، دانش آموزان دختر پایه ی یازدهم مدارس غیردولتی شهرستان فیروزآباد بود. حجم نمونه با جامعه مساوی و تعداد 119 دانش آموز بود. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه محقق ساخته در دو بعد اجتماعی -آموزشی شامل چهار مؤلفه ی اجتماعی (امور پرورشی، امور انگیزشی، ویژگی های معلمان و نتایج مدرسه) و پنج مؤلفه ی آموزشی (امکانات فیزیکی و آموزشی، کیفیت آموزشی، فناوری اطلاعات، ارزشیابی مستمر و مدیریت مدرسه) با 45 شاخص بود. نتایج نشان داد که دانش آموزان، مؤلفه ی مدیریت مدرسه را مهم ترین معیار انتخاب مدرسه غیردولتی می دانند. هم چنین ویژگی های معلمان و امور انگیزشی در اولویت های بعدی قرار گرفت. ضمن این که از 45 شاخص پرسش نامه، شاخص های آشنایی مدیر مدرسه با شیوه های علمی مدیریت، برخورداری از معلمان متخصص و ارتباطات دائمی معلمان با اولیاء، از دیدگاه دانش آموزان حائز بیشترین اهمیت بودند. در مجموع معیارهای اجتماعی با میانگین 04/5 و معیارهای آموزشی با میانگین 00/5 در انتخاب مدرسه دخالت داشتند.
تحلیل کهن الگویی فیلم روبان قرمز (1377) از دیدگاه جین شینودا بولن با محور قرار دادن شخصیت زن فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
345 - 368
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف تحلیل کهن الگویی فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا با تکیه بر شخصیت زن فیلم نگاشته شده است. داستان فیلم به زنی به نام محبوبه می پردازد که پس از پایان جنگ به خانه خود در جنوب باز می گردد. او با دو مرد، به نام های داوود و جمعه، که اولی مأمور پاک سازی مین ها و دیگری مهاجری از کشور افغانستان است، مواجه می شود و حوادث فیلم در پی این آشنایی شکل می گیرد. چارچوب نظری مقاله بر مبنای دیدگاه جین شینودا بولن است که با ترکیب دستاوردهای روان شناسی یونگ و اساطیر به توضیح و تحلیل کهن الگوهای زنانه و مردانه همچون زئوس، هرمس، آتنا و آفرودیت می پردازد که به رفتار و افکار افراد شکل می دهند. اساس این کهن الگوها ملهم از ویژگی های غالب خدایان و خدابانوان اساطیر یونان همچون قدرت طلبی، جنگجویی، سخنوری و حس مادری است. نتایج این پژوهش، که با روش توصیفی تحلیلی و همچنین شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام شده، نشان می دهد که در محبوبه، داوود و جمعه به ترتیب کهن الگوهای آفرودیت، هفایستوس و هرمس غالب است. اما تأثیر انرژی آفرودیتی محبوبه بر دو مرد دیگر به تحول جدیدی در آن ها می انجامد.
جنسیت زدگی و شناخت نسبتِ جنس دستوری با مقوله های فرهنگی در زبان های آلمانی و روسی از دیدگاه زبان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
481 - 511
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله شناخت و تحلیل اثر مقوله های فرهنگی به عنوان یک عامل مؤثر در بسط و تعیّن جنس دستوری در زبان های دارای جنس دستوری است. مقوله بررسی شده در این پژوهش مقوله ابزارآلات به عنوان مقوله ای با قدمت بسیار بالا در تاریخ بشر است. برای این منظور 330 ابزار رایج در زبان آلمانی و روسی به لحاظ جنس دستوری بررسی شد که در این مورد خاص، آزمون کای دو، اختلاف بسامد جنس مؤنث در ابزارهای بین دو زبان را معنادار (با آماره برابر با 332 / 9 و سطح معنا داری 002 / 0) نشان داد. در نتیجه، بر اساس چارچوب نظری به کار گرفته شده در این پژوهش، یعنی زبان شناسی فرهنگی، مشخص شد شناخت فرهنگی آلمانی زبانان به «زن»، صرفاً از این جهت، شناختی جنسیت زده تر و ابزاری تر در مقایسه با روسی زبانان است. این پژوهش رویکرد درزمانی نداشته و همه تحلیل ها در فضایی هم زمانی ارائه شده است.
تحلیل شخصیت پردازی زن در سه درام مدرن ( اتوبوسی به نام هوس، جن زدگان و آن ها زنده اند) از نظر سیمون دوبوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
551 - 565
حوزههای تخصصی:
سیمون دوبوار در کتاب مشهورش، جنس دوم ، مفاهیم خاص فمنیسم اگزیستانسیالیستی را برای اولین بار ارائه می دهد. مطابق همین مضامین، وی تمایزهای بین مشخصه های زیست شناسی و ساختار اجتماعی و تاریخی یک جنسیت و کلیشه های مرتبط با آن را توضیح می دهد و موفق می شود منبع اصلی ای که زنان را در این ساختارها در مقام دیگری معرفی می کند اصلاح کند. با تکیه بر این الگوهای مطرح شده از سوی دوبوار، می توان شخصیت زن را در نقش های خاص زنانه، مثل زن شوهردار و زن عاشق و زن نارسیست، توضیح داد. او با توصیف زنان در موقعیت های متفاوت، سعی در به تصویر کشیدن مواردی دارد که چگونه زنان با زیر فشار گذاشتن خود در شرایط خاصشان زمینه را فراهم می کنند تا جنس دوم باشند. در این تحقیق سعی شده شخصیت های زن سه درام مدرن اتوبوسی به نام هوس از تنسی ویلیامز، جن زدگان از هنریک ایبسن و آن ها زنده اند از آثول فوگارد بر اساس این رویکرد سیمون دوبوار توضیح داده شوند. پژوهش حاضر نشان می دهد که چگونه کاربرد این نظریه در خوانش یک متن نمایشی می تواند درک رایج را، که ساخته نظام مردسالارانه است، تغییر دهد و جایگزین آن شود.
تعیین کننده های باروری زیر حد جایگزین زنان کُردمطالعه موردی: زنان 49 15 ساله شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد گویای آن است که میزان باروری کل در ایران از 7 بچه برای هر زن در سال 1357 به 7/1 بچه در سال 1385 کاهش یافته است. این کاهش باروری به طور همزمان در همه مناطق جغرافیایی و گروه های سنی تولیدمثل صورت گرفته است و رشد جمعیت بشر نه تنها افزایش تصاعدی ندارد بلکه در حال کاهش است. هدف این مقاله آگاهی از تعیین کننده های باروری زیرحد جایگزینی زنان کُرد شهر سنندج است. داده ها با استفاده از روش پیمایشی در خرداد ماه 1393 روی 382 نفر از زنان ازدواج کرده همسردار (66996 کل جامعه آماری) جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است. روش نمونه گیری نیز ترکیبی از روشهای خوشه ای چند مرحله ای، تصادفی و تصادفی سامانمند بود. یافته ها نشان می دهد، میزان باروری کل 07/2 فرزند برای هر زن است. بیش از 90 درصد از پاسخگویان اظهار کرده اند که داشتن بچه مانعی برای خود حفاظتی روانی عاطفی و افزایش توانمندی اجتماعی آنها است و تمایل زیادی نسبت به کم فرزندآوری بازاندیشانه دارند. هم چنین، نتایج رگرسیون خطی چندمتغیره نشان داد که 6/34 درصد از کل تغییرات باروری زنان وابسته به آرمانهای باروری زنان، پایگاه اقتصادی اجتماعی و نابرابری جنسیتی در نهاد خانواده است. بین متغیرهایی که تنها تأثیر مستقیم بر متغیر وابسته داشته است، آرمانهای باروری زنان با مقدار 411/0 درصد بیشترین تأثیر را بر باروری دارد و بدان معناست هر چقدر آرمانهای باروری زنان بیشتر باشد، متقابلاً فرزندآوری زنان بیشتر می شود.
بررسی تاثیر دموکراسی سازمانی بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان (مطالعه موردی: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارزیابی تاثیر شاخص های دموکراسی سازمانی بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان به انجام رسیده است. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق، کارکنان زن در سازمان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نوع روش، توصیفی –پیمایشی است. جهت گردآوری داده های مورد نیاز در این تحقیق، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است. تحلیل و آزمون فرضیات پژوهش در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. در بخش آمار استنباطی، از طریق نرم افزار لیزرل، با استفاده از مدل معادلات ساختاری و ضرایب تحلیل مسیر، تاثیر شاخص های دموکراسی سازمانیبر روی سرمایه روانشناختی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری، شاخص های مشارکت انتقادی، عدالت و پاسخگویی، تاثیر مثبت و معناداری بر روی سرمایه روانشناختی زنان در سازمان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی داشته اند. همچنین میان شاخص های شفافیت و برابری با سرمایه روانشناختی زنان، ارتباط معناداری مشاهده نشده است.
آزمایش و مقایسه مدل رابطه علّی نقش های جنسیتی مردانگی و زنانگی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی با میانجی گری خوددلسوزی در دانشجویان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
303 - 323
حوزههای تخصصی:
پدیده وانمودگرایی در مورد افرادی است که توانایی و قابلیت های علمی و هنری بسیار بالایی دارند، اما این موفقیت ها و توانایی ها را درونی نکرده و اعتقادی به آنان ندارند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه رابطه علّی نقش های جنسیتی مردانگی و زنانگی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی با میانجی گری خوددلسوزی در دختران و پسران کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1396 1397 بودند که از این تعداد 200 (120 پسر و 80 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسش نامه فرم کوتاه خوددلسوزی (SCS) رایس و همکاران (2011)، پرسش نامه نقش جنسیتی بم (BSRI)، مقیاس پدیده وانمودگرایی کلانس (CIPS) (1985) و مقیاس انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. نتایج نشان داد که در کل نمونه، در هر دو گروه نمونه دانشجویان دختر و پسر، الگوی مفروض نقش واسطه ای خوددلسوزی در رابطه بین نقش های جنسیتی و انعطاف پذیری خانوادگی با وانمودگرایی برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط ساختاری بین متغیرهای چندگانه نشان داد که روابط بین نقش های جنسیتی (مردانگی و زنانگی)، انعطاف پذیری خانوادگی، وانمودگرایی و خوددلسوزی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر هم ارز بودند. در نهایت، نتایج نشان داد که در مدل کلی و مدل های مربوط به هر یک از دو گروه دختر و پسر، همه وزن های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و متغیرهای پیش بین حدود 18 درصد از پراکندگی متغیر وانمودگرایی را تبیین کردند. همچنین، نتایج نشان داد دانشجویان دختر نقش جنسیتی زنانگی و نمره های بالاتری در وانمودگرایی و سطوح پایین تری از خوددلسوزی را نسبت به مردان نشان دادند. اما مردان با نقش جنسیتی مردانگی و سطوح بالای خوددلسوزی و نمره های کمتری در وانمودگرایی همراه بودند.
مقایسه کیفی سواد رسانه ای با فیلترینگ اطلاعات در فضای مجازی در بین دانش آموزان دختر و پسر شهر ایلام از دیدگاه اساتید زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مواردی که در تمامی اقشار جامعه مورد توجه است؛ سواد رسانه ای می باشد. سواد رسانه ای در فضای مجازی باعث ایجاد پدیده نوینی با عنوان فیلترینگ اطلاعات در شبکه های اجتماعی شده است. در این تحقیق به این سوال اصلی مبنی بر این که آیا بین سواد رسانه ای و فیلترینگ اطلاعات در فضای مجازی در بین دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد؟ پرداخته شده است . روش این تحقیق ترکیبی و از نوع کیفی و کمی می باشد . برای تعیین متغیرهای مورد بررسی از دیدگاه اساتید زن که دارای فرزند دبیرستانی بودند بهره گرفته شده است. جامعه آماری این تحقیق دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر ایلام به تعداد 4218 نفر می باشند که پرسشنامه ها بین 351 نفر توزیع گردید . با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و ساین تست به ارزیابی فرضیه های تحقیق از ابعاد مختلف پرداخته شده و از سوی دیگر بر مبنای ضریب همبستگی اسپیرمن بین سواد رسانه ای و ابعاد آن با فیلترینگ اطلاعات در فضای مجازی رابطه وجود دارد .
بررسی عوامل مؤثر بر نگرش به منزلت اجتماعی زنان در شهر کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
89 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعات در هر جامعه ای، نقش های زنان و نوع نگرش جامعه به منزلتی است این نقش ها دارند. از این رو، پژوهش حاضر درصدد سنجش عوامل مؤثر بر نگرش به منزلت زنان در شهر کاشان برآمده است. این پژوهش با روش پیمایشی انجام شده و حجم نمونه ی پژوهش، با استفاده از فرمول کوکران، 338 نفر بوده است. نتایج نشان می دهد که: بین نگرش به مشارکت اجتماعی زنان، نگرش به وضعیت بیولوژیک زنان، ارزش گذاری کار زنان، نگرش به استقلال مالی زنان، نگرش به اقدامات دولتی در مورد زنان و ساخت قدرت در خانواده و متغیر نگرش به منزلت اجتماعی زنان رابطه ی معنادار وجود دارد. اما بین متغیرهای جامعه پذیری جنسیتی، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، میزان دینداری و باورهای مذهبی پاسخگویان و متغیر نگرش به منزلت اجتماعی زنان رابطه ی معنادار وجود نداشته است. نتایج تحلیل چندمتغیره و تحلیل مسیر نیز نشان می دهد که از میان شش متغیر مستقل اول، سه متغیر، یعنی نگرش به مشارکت اجتماعی زنان، نگرش به وضعیت بیولوژیک زنان، ارزش گذاری کار زنان، وارد معادله ی رگرسیونی شده و متغیرهای دیگر از معادله خارج شده اند. در نتیجه، می توان گفت نگرش به منزلت اجتماعی زنان بیش تر متأثر از سه متغیر مذکور است؛ با این حال، سه متغیر بعدی دارای ارتباط غیرمستقیم با متغیر وابسته ی پژوهش بوده اند.