فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
پژوهشنامه زنان سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
173-198
حوزههای تخصصی:
ملاک های انتخاب همسر از پیچیدگی های خاصی برخوردار بوده و هماهنگی این ملاک ها در بدو زندگی در تشکیل و تقویت بنیان خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است .تحقیق حاضر به منظور بررسی ملاک های همسر گزینی در میان اقوام ساکن در چهارمحال وبختیاری انجام شده است.بدین منظور با استفاده از روش پیمایشی و بر اساس فرمول کوکران تعداد 440 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شدند.برای بررسی مهمترین ملاک های همسر گزینی از پرسشنامه اولویت بخشی ملاک های همسر گزینیPCSSI استفاده گردید که پایایی پرسشنامه توسط آلفای کرونباخ برابر با 786/0 بدست آمد..نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده های حاکی از آن است که تقریبا "میان اقوام ساکن در چهارمحال وبختیاری" از نظر ملاک های همسر گزینی تفاوت چشمگیری وجود ندارد .تحلیل کلی نشان داد که دربین اقوام ساکن در چهارمحال عشق وعلاقه ،سلامت روانی، عفت وپاکدامنی ،نداشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج ومسئولیت پذیر بودن مهمترین ملاک ها هستند و ملاک های: قومیت یکسان ،جذابیت ظاهری، تناسب موقعیت اجتماعی ،خانوادگی ،تحصیلات، شغل ودر آمد در مراتب پایین تری از اهمیت قرار داشتند.
بررسی زمینه های تغییر و تحوّل در حقوق و جایگاه زنان در آغاز قرن چهاردهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تحولات جایگاه زنان در دوره های مختلف تاریخی و نیز بیان زمینه های تغییر در حقوق و جایگاه آنان در جوامع اسلامی در آغاز قرن چهاردهم هجری است که بر اساس روش تاریخی تحلیلی، از نوع تحلیل محتوا می باشد. ظهور دین اسلام سرآغاز تحولاتی عظیم در حقوق و جایگاه زنان بود. زنان در دوران پیامبر(ص) در تمامی عرصه های اجتماعی فعالیت و اظهارنظر می نمودند؛ اما این دوران عزّت، چندان به طول نینجامید و پس از وفات پیامبر(ص) عواملی همچون بازگشت به سنت های جاهلی، رواج فساد، آمیزش با فرهنگ های بیگانه، رواج اندیشه های مردسالارانه، ظهور دیدگاه های افراطی، نگاه ابزاری به زنان و بی توجهی به آموزش آنان، زمینه های انحطاط در جایگاه زنان را در جامعه فراهم نمود و زن ارزش، احترام و جایگاه اجتماعی اش را از دست داد. با آغاز قرن چهاردهم هجری عواملی همچون ظهور انقلاب صنعتی و فرانسه، رواج مباحث تجددگرایانه، استعمار و استبداد و مبارزه با آن، ظهور سرمایه داری و شهرنشینیِ زنان، پیشرفت های بشر در تکنولوژی های جدید، احتیاج مبرم به اصلاحات در امپراتوری عثمانی، علاوه بر ایجاد تحولات گسترده در جوامع اسلامی، بار دیگر زمینه های تحوّل در حقوق و جایگاه زنان را پس از دوره ی رکود فراهم نمودند و سبب ایجاد تغییرات گسترده ای در حقوق آنان گردید.
تبیین جامعه شناختی مدیریت بدن در بین بانوان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، با بهره گیری از نظریه های فوکو، گافمن، وبر و برخی از فمینیست ها، به تحلیل جامعه شناختی عوامل مرتبط با مدیریت بدن پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق را زنان و دختران شهر تبریز تشکیل داده اند که در زمان اجرای تحقیق، عضو باشگاه های بدنسازی این شهر بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای توأم با تصادفی ساده، تعداد 377 نفر انتخاب و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شده است.براساس نتایج بدست آمده، میانگین مدیریت بدن در افراد مورد مطالعه، 89(حداقل نمره 46 و حداکثر نمره 134) برآورد شده است. براین اساس، میزان مدیریت بدن در 80% پاسخگویان، متوسط به بالاست. نتایج حاصل از تحلیل های دو متغیره نیز حاکی از این است که میزان مدیریت بدن برحسب برخی متغیرهای زمینه ای همچون سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، وضعیت شغلی و درآمد پاسخگویان متفاوت است. همچنین بین متغیرهای نقش پذیری جنسیتی و دینداری با مدیریت بدن، رابطه معکوس و بین متغیر احساس فشار هنجاریو مدیریت بدن، رابطه مستقیم و معنی دار برقرار است. براساس تحلیل مسیر، متغیرهای دینداری و احساس فشار هنجاری، هم به طور مستقیم و هم از طریق تحت تأثیر قرار دادن متغیر نقش پذیری جنسیتی، بر میزان مدیریت بدن تأثیر گذاشته اند. این متغیرها در مجموع قادرند 2/35 درصد از تغییرات مدیریت بدن را پیش بینی کنند.
اثربخشی درمان شناختی - رفتاری بر عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرش های ناکارآمد زنان متقاضی طلاق
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۲
21-32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی درمان شناختی - رفتاری بر عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرش های ناکارآمد زنان متقاضی طلاق شهر تهران انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز دفاتر رسمی طلاق شهر تهران در پاییز 1397 بود که از بین آنها 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده شدند. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از پرسشنامه های عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994) و نگرش های ناکارآمد ویسمن و بک (1979) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد.گروه آموزش، مداخله شناختی- رفتاری را در 9جلسه 90دقیقه ای در هر هفته دو جلسه (به صورت گروهی) دریافت کردند؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی – رفتاری بر کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی و نگرش های ناکارآمد زنان متقاضی طلاق مؤثر است.
نگرش جنسیتی و عوامل مؤثر بر آن (مطالعه ی تطبیقی میان کشوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
237 - 262
حوزههای تخصصی:
پیوند تنگاتنگ تفاوت های جنسیتی با مسأله ی نابرابری و قدرت، جامعه شناسی جنسیت را به یکی از مهم ترین حوزه های جامعه شناختی بدل ساخته است. ازمسائل اصلی این حوزه، سیطره ی گفتمان نابرابرانه ای است که به جنسیت با معیارهای ایدئولوژیک مردسالارانه می نگرد. در این چارچوب، مقاله ضمن بررسی مقایسه ای نگرش جنسیتی، با استناد به ابزارهای نظری مفهومیِ «گفتمان مردسالاری» و «گفتمان مدرن» به تبیین نگرش های جنسیتی متفاوت می پردازد. استدلال مقاله این است که گفتمان فراگیر و تاریخی مردسالاری که مولد نگرش نابرابر جنسیتی است، درتقابل با گفتمان مدرن و دستاوردهای برابری خواهانه ی آن به چالش کشیده شده است. این فرضیه به شیوه ی تجربی با بررسی رابطه ی «مدرنیزاسیون» (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جنسیتی) و شاخص «نگرش جنسیتی» مورد آزمون قرار گرفته است. از نظر روش شناختی، مطالعه با تحلیل ثانویه ی داده هایی از 80 کشور جهان در فاصله ی سال های 2005 تا 2014 به اجرا درآمده است. در بخش نتایج توصیفی وضعیت کشورهای جهان به لحاظ نگرش جنسیتی ارزیابی و در طیفی از «نگرش کاملاً برابرخواهانه» تا «نگرش کاملاً مردسالارانه» به پنج خوشه ی متفاوت تفکیک شده اند. بررسی رابطه ی شاخص های مدرنیزاسیون با شاخص نگرش جنسیتی مؤید مفروضات نظری است. کشورهای با رتبه ی بالاتر در شاخص های مدرنیزاسیون، نگرش جنسیتی «برابرخواهانه» و بالعکس کشورهای درسطوح پائین تر، نگرش «مردسالارانه» به جنسیت دارند. از یافته های دیگر این مطالعه اثر تعیین کننده ی متغیر «اسلام» بر نگرش جنسیتی است.
بازنمائی نظام معنایی زنان تهرانی به هویت های متمایز ظاهری برآمده از جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و یکم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸۳
105 - 122
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش نظریه ی زمینه ای، تحلیل استقرایی و تحلیل کیفی داده ها، نظام معنایی زنان تهرانی به هویت های متمایز ظاهری برآمده از جراحی های زیبایی را با استناد به داده های واقعی مطالعه کرده است. در این پژوهش برای دسترسی به بیشترین تنوع ممکن در نمونه ها، با نمونه گیری هدفمند با 15 زن جوان تهرانی که جراحی زیبایی کرده بودند، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد. داده ها با استفاده از مدل پارادایمی اشتروس و کوربین مقوله بندی و مدل پارادایمی آن ترسیم شد. برای سنجش اعتبار و روایی پژوهش گروه های متمرکز از 7 نفر از مشارکت کنندگان تشکیل و از آنها خواسته شد تا یافته های کلی به دست آمده را ارزیابی کنند و در مورد آنان نظر دهند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد، مهم ترین شرایط علی انجام عمل جراحی زیبایی در بین زنان مشارکت کننده حقارت عضوی، الگوپذیری ظاهری، اختلال در زیبایی خواهی، اغواگری جنسی، ایده ی خلق بدن و وابستگی به مد است. عوامل مداخله گر شامل پیشنهاد پزشک، تقابل سنت و مدرنیته و هژمونی وانمودگی می شوند. زنان راهبردهای انتخاب آگاهانه، انقیاد بدن، چیدمان بدن را به کار می گیرند که پیامدهایی نظیر تولید انبوه، بدن نمایشی و کالایی شدن بدن را به همراه دارد. درنهایت، مقوله ی هسته در این پژوهش بدن ساختارزدایی شده است که بیانگر تفکراتی است که بر زیبایی و دلخواه و مطابق با ارزش ها و آرمان های زیبایی شناختی بودن بدن در جامعه، علاوه بر کارکرد سلامتی و ادامه ی حیات آن تأکید دارد.
طراحی و تبیین مدل پارادایمی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار (مطالعه موردی: کمیته امداد امام خمینی (ره) استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
147 - 171
حوزههای تخصصی:
زنان و دختران بیشتر از مردان در معرض استثمار، فقر، خشونت و سوء تغذیه قرار دارند و فرصت تحصیل و آموزش برایشان کمتر فراهم است. کارآفرینی اجتماعی به زنان فرصت می دهد سرنوشت خویش را در دست گیرند. کارآفرینی اجتماعی در مقایسه با سرمایه گذاری سنتی و دولتی، دستیابی به استقلال، توانمندی و مشارکت اجتماعی بیشتری را برای زنان میسر می کند. این مطالعه درصدد است با استفاده از روش پژوهش کیفی و به کارگیری راهبرد نظریه پردازی داده بنیاد به ارائه الگویی از کارآفرینی اجتماعی با رویکرد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در کمیته امداد امام خمینی(ره) بپردازد و عوامل مؤثر بر شکل گیری این فرایند و پیامدهای حاصل از آن را شناسایی و تشریح کند. در این زمینه، با هجده نفر از متخصصان دانشگاهی و مددکاران خانواده کمیته امداد امام خمینی(ره) در استان فارس به عنوان نمونه آماری به صورت نظری و هدفمند و به شیوه نیمه ساختاریافته مصاحبه شد و متن های مصاحبه در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد. نتایج نشان داد سیاست های توانمند ساز به منزله پدیده محوری و در تعامل با عوامل دیگر موجب شکل گیری کارآفرینی اجتماعی می شود. نحوه ارتباط این عوامل در مدل نهایی پژوهش نشان داده شده است. ظرفیت سازی، تقویت جسمی روانی و قوانین حمایتی در شکل گیری سیاست های توانمندساز تأثیر بسزایی دارند که درنهایت این نگرش پایه ای برای به وجود آمدن پدیده کارآفرینی اجتماعی می شود.
تحلیل سرمایه اجتماعی زنانِ خانه دار ساکن در سکونت گاه غیر رسمی(مطالعه موردی: محله شهید قربانی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی کم و کیف سرمایه اجتماعی زنانِ خانه دار ساکن در یکی از سکونت گاه های غیررسمی(محله شهید قربانی واقع در منطقه چهار شهر مشهد) است.جامعه آماری،زنانِ خانه دار ساکن در این محله بوده اندکه از این گروه300 نفر به عنوان نمونه با روش خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند.در این پژوهش دو بعد شناختی و ساختاری سرمایه اجتماعی سنجیده شد.بعد شناختی شامل اعتماد بین فردی یا اعتماد به افراد آشنا، اعتماد اجتماعی یا تعمیم یافته که اعتماد به بیگانگان هم تعبیر می شود و بالاخره اعتماد مدنی یا اعتماد به سازمانها و نهادها است و بعد ساختاری شامل مشارکت رسمی و غیررسمی و شبکه ارتباطات اجتماعی زنان(فراوانی،شیوه و شدت رابطه) است. نتایج نشان داد وضعیت اعتماد زنان در سه گونه اعتماد بین فردی،تعمیم یافته و نهادی چندان مساعد نیست.مقایسه دو عرصه خصوصی و عمومی مشارکت بیانگر آن است که بیش از دو سوم زنان به میزان زیادی در جامعه مشارکت رسمی دارند.این درحالی است که اکثریت زنان به میزان کمی وارد مشارکت غیر رسمی می شوند.زنان دچار ضعف در شبکه روابط اجتماعی اند و به ترتیب دو متغیر اعتماد بین فردی و مشارکت غیر رسمی مهم ترین تبیین کننده های شبکه روابط اجتماعی زنان هستند.
بررسی سطح سلامت اجتماعی و عزت نفس در خانواده های زن سرپرست توانمندشده و توانمندنشده (مطالعه ی موردی سازمان بهزیستی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
1 - 16
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، یک مطالعه ی علی- مقایسه ای به روش پس رویدادی است که با هدف مقایسه ی عزت نفس و سلامت اجتماعی خانواده های زن سرپرست توانمندشده و توانمندنشده تحت پوشش سازمان بهزیستی انجام گرفت. بدین منظور 100 زن سرپرست خانوار (50 توانمند شده، و 50 توانمند نشده) به روش نمونه گیری تصادفی ساده، از میان زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان بناب در بهار 1395، انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، پرسش نامه ی عزت نفس کوپر- اسمیت (1967) و پرسش نامه ی سلامت اجتماعی کییز (2004) بود. داده ها با تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. طبق نتایج به دست آمده، دو گروه مورد مقایسه، در سلامت اجتماعی، عزت نفس عمومی و در عزت نفس اجتماعی، تفاوت معناداری داشتند. به گونه ای که سلامت اجتماعی، عزت نفس عمومی و عزت نفس اجتماعی در زنان توانمندشده بیشتر از زنان توانمندنشده تحت پوشش سازمان بهزیستی بود.
پیش بینی رضایت جنسی زنان بر اساس احساس شرم و گناه و دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
115 - 126
حوزههای تخصصی:
فعالیت جنسی، به عنوان یکی از اساسی ترین ابعاد زندگی انسان مطرح است و یکی از شاخص های مهم رضایت مندی زوج ها از یکدیگر، رضایت جنسی است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی رضایت جنسی زنان بر اساس احساس شرم و گناه و دشواری تنظیم هیجان بود. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد شیراز در سال 96-97 بودند که از میان آن ها 160 دانشجوی متأهل به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه ی رضایت جنسی هودسون-هریسون (1981)، پرسش نامه ی عواطف خودآگاه تانگنی و همکاران (1992) و پرسش نامه ی دشواری درتنظیم هیجانی گراتز و روئمر (2004) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با به کارگیری آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که احساس شرم و گناه و دشواری در تنظیم هیجان قادر به پیش بینی رضایت جنسی زنان است.
اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تعارضات زناشویی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین نهادهای جامعه، خانواده است و اساس شکل گیری و رشد، رابطه زوجین است که لازمه تقویت زندگی خانوادگی، ثبات و دوام آن و نوع نگرش و طرز تعامل زوجین با یکدیگر است. برهمین اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تعارضات زناشویی زنان متأهل انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) و جامعه آماری شامل زنان متأهل مراجعه کننده به سرای محله دبستان و مجیدیه در منطقه 7 تهران در بازه زمانی فروردین و اردیبهشت 1396 بود. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و در بررسی ابتدایی (مصاحبه) 30 زن متأهل دارای تعارضات، با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری گواه و آزمایشی کاربندی شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی تجدیدنظر شده (MCQ-R) بود و تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش تعارضات زناشویی ( F=71/6 وP<0/01 ) و مؤلفه های آنها به طور معنی داری مؤثر بوده است.. بنابراین توصیه می شود مشاوران و درمان گران خانواده از این رویکرد آموزشی درمانی در مراکز مشاوره و کلاس های آموزش خانواده جهت حل مشکلات زناشویی زوج ها بهره ببرند.
دلالت های معنایی مصرف قلیان بین زنان بلوچ (مطالعه ای کیفی در روستای دامن شهرستان ایرانشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
279 - 301
حوزههای تخصصی:
برخلاف بسیاری از پژوهش های گذشته، که بیشتر با الهام از نوعی گفتمان پزشکی و آسیب شناختی به دنبال بررسی پیامدهای مصرف قلیان و مواد دخانی بر سلامت مصرف کنندگان بوده اند، هدف پژوهش حاضر فهم دلالت های معنایی چنین امری بین زنان بلوچ ساکن در روستای دامن شهرستان ایرانشهر است. با توجه به مسئله محوری پژوهش و مهم ترین هدفی که اشاره شد، در بعد روش شناختی از نوعی رویکرد کیفی متناسب با کار انسان شناختی، یعنی «مردم نگاری»، بهره برده ایم. درنهایت، یافته ها نشان می دهند که تمایل به مصرف قلیان در جامعه مطالعه شده صرفاً تمایلی فردی و آنی نیست و عملی ضد اجتماعی و ناهنجار به شمار نمی آید. به عکس، این عمل را باید در امتداد بسترهای فرهنگیِ ویژه ای دید که دلالت های معنایی خاصی را نیز به دنبال دارد. این موضوع به دنبال ارائه شش مقوله محوری مورد بحث قرار گرفته است: 1. مصرف قلیان و تداوم سنت ها؛ 2. مصرف قلیان، تأیید و هویت یابی اجتماعی؛ 3. مصرف قلیان، رهایی از تنش و عاملیت زنانه؛ 4. مصرف قلیان و اوقات فراغت؛ 5. مصرف قلیان و درمان بیماری؛ 6. مصرف قلیان، تقویت و تداوم انسجام گروه.
تحلیل فرایند معنازایی در پوستری اجتماعی از پریسا تشکری براساس آرای کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۱ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
199 - 231
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شرحِ چگونگی بهره پریسا تشکری، به عنوان طراح زن، از امکانات بصری پوستر برای القای معانی و پیام های خاص است. روشن کردن معنا و پیام پوستر متکی به مشاهده، توصیف و تفسیر ویژگی ها و کیفیت بصری و تجسمی با اتکا به مؤلفه های فرایند معنازایی در نظریه زبان کریستواست. مؤلفه های ذکرشده را تبادل امر نمادین، امر نشانه ای و بینامتنیت تشکیل می دهند. بهره از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد هرمنوتیکی نشان می دهد دو امر نشانه ای و نمادین در این پوستر در حال تبادلی بی وقفه اند و به فرایند معنازایی جهت می دهند. جابه جایی های عناصر مفهومی و بصری زن و گل، گلبرگ گل و دهان، گلدان گل و بستر پرورش، آب و مواد لازم برای پرورش، اشاره به وجه دوگانه نوشتار روی گلدان ، تبادل امر نشانه ای و نمادین را نشان می دهد. مطالعه بینامتنیت با تأکید بر تکنیک گلدوزی پرورش سه جنبه خلاقه وجودی زنان یعنی نوشتار، احیای گلدوزی و صداپروری آنان را برجسته می کند.
شناسایی متغیرهای اقتصادی موثر بر طلاق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، طلاق در کشور رشد زیادی داشته است. به گونه ای که با توجه به آمار از هر سه ازداوج در کشور، یک مورد به طلاق می انجامد. باتوجه به اهمیت بالای این مسئله اجتماعی و آثار نابهنجار آن در جامعه، مطالعه حاضر به دنبال شناسایی عوامل موثر بر طلاق با تاکید بر عوامل اقتصادی در استان های ایران بین سال های1395-1385 است. با توجه به نتایج، عوامل اقتصادی مدل سازی شده در این پژوهش توضیح دهنده بخشی از تغییرات طلاق در کشورند. به گونه ای که متغیرهای تورم در بخش مسکن، بیکاری مردان، افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی زنان و نابرابری درآمد سبب تشدید طلاق و از سوی دیگر، افزایش رفاه خانوار و اشتغال مردان حتی به صورت ناقص سبب کاهش میزان طلاق در جامعه می شود. باتوجه به نتایج پژوهش، سیاستگذاری اقتصادی باید سه عامل مهم ذیل را برای کنترل میزان طلاق مدیریت کند: تورم، اشتغال، عدالت اقتصادی و اجتماعی
نقش عملکرد خانواده اصلی و روان رنجورخویی در باورهای ارتباطی زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
155 - 174
حوزههای تخصصی:
اهمیت باورها و الگوهای ارتباطی در شکل دادن و تعیین کیفیت روابط زوجین غیر قابل انکار است. این باورها نیز مانند هر متغیر دیگری نشأت گرفته از عوامل بسیاری نظیر فرآیندهای درونی و ویژگی شخصیتی هر فرد و نیز عوامل محیطی و بافت اجتماعی است. از این رو هدف پژوهش حاضر، نقش عملکرد خانواده ی اصلی و روان رنجورخویی در باورهای ارتباطی زوجین متقاضی طلاق می باشد. در مطالعه ی حاضر که از نوع همبستگی می باشد، از بین زوج های متقاضی طلاق شهر اردبیل، 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده عبارت بودند از: خرده مقیاس روان رنجورخویی از پرسش نامه ی شخصیتی NEO-FFI (McCrae & Costa, 1985)، مقیاس خانواده ی اصلی (Hovestadt et al, 1985) و پرسش نامه ی باورهای ارتباطی (Eidelson and Epstein, 1982). داده ها با استفاده از روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که باورهای ارتباطی زوجین با روان رنجورخویی، رابطه ی مثبت و معنی داری دارد. از بین مؤلفه های عملکرد خانواده ی اصلی، مؤلفه ی صراحت بیان، احترام و حل تعارض با باورهای ارتباطی زوجین رابطه ی منفی و معنی داری دارند. نتایج روش رگرسیون نیز نشان داد که روان رنجورخویی و مؤلفه های صراحت بیان و اعتماد، بهترین پیش بینی کننده ی باورهای ارتباطی زوجین بوده اند. البته در این میان، روان رنجورخویی سهم بیشتری در تبیین تغییرات باورهای ارتباطی زوجین نسبت به مؤلفه های عملکرد خانواده ی اصلی دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که سطح پایین روان رنجور خویی و کارکرد بهنجار خانواده ی اصلی قادر به پیش بینی باورهای کارآمد ارتباطی می باشد که نتیجه ی این امر، کاهش تعارضات زناشویی می باشد.
بررسی تحلیلی خشونت، مجازات و محدودیت علیه زنان در دوره ی صفویه با تکیه بر سفرنامه نویسان فرنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
339 - 364
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین خشونت، مجازات و محدودیت های زنان در جامعه ی ایران عصر صفویه و با تکیه بر منابع سفرنامه ای به انجام رسیده است. روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای انجام شده است. ابزار اصلی پژوهش، استناد به سفرنامه های آن دوره می باشد. در نهایت بر پایه ی یافته های حاصل از منابع استنتاج، تبیین و تحلیل به عمل آمده است. این پژوهش وضعیت زنان را در قالب دو گروه زنان درباری و زنان عادی مورد واکاوی قرار داده است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که: زنان قربانیان اصلی نظام سنتی و پدرسالار جامعه ی ایران عصر صفوی بوده اند. در آن دوره تفاوتی میان زنان طبقات بالا (درباری) و زنان عادی جامعه، به جهت در امان ماندن از خشونت مردان و یا داشتن آزادی عمل، وجود نداشت. مجازات های اعمال شده علیه زنان به شدیدترین نحو اعمال شده و وابستگی طبقاتی در شدت این مجازات تأثیر چندانی نداشت.اصولا زنان عناصری درجه دوم در جامعه ی ایران عصر صفویه تلقی می شدند و فاقد هرگونه استقلال و امنیت (در برابر مردان) بودند. منابع قدرت به طور کامل در اختیار مردان بود و این امر سبب اعمال هرگونه خشونت، مجازات های خشن و محدودیت علیه زنان می شد.
بررسی زمینه های تغییر و تحوّل در حقوق و جایگاه زنان در آغاز قرن چهاردهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تحولات جایگاه زنان در دوره های مختلف تاریخی و نیز بیان زمینه های تغییر در حقوق و جایگاه آنان در جوامع اسلامی در آغاز قرن چهاردهم هجری است که بر اساس روش تاریخی تحلیلی، از نوع تحلیل محتوا می باشد. ظهور دین اسلام سرآغاز تحولاتی عظیم در حقوق و جایگاه زنان بود. زنان در دوران پیامبر(ص) در تمامی عرصه های اجتماعی فعالیت و اظهارنظر می نمودند؛ اما این دوران عزّت، چندان به طول نینجامید و پس از وفات پیامبر(ص) عواملی همچون بازگشت به سنت های جاهلی، رواج فساد، آمیزش با فرهنگ های بیگانه، رواج اندیشه های مردسالارانه، ظهور دیدگاه های افراطی، نگاه ابزاری به زنان و بی توجهی به آموزش آنان، زمینه های انحطاط در جایگاه زنان را در جامعه فراهم نمود و زن ارزش، احترام و جایگاه اجتماعی اش را از دست داد. با آغاز قرن چهاردهم هجری عواملی همچون ظهور انقلاب صنعتی و فرانسه، رواج مباحث تجددگرایانه، استعمار و استبداد و مبارزه با آن، ظهور سرمایه داری و شهرنشینیِ زنان، پیشرفت های بشر در تکنولوژی های جدید، احتیاج مبرم به اصلاحات در امپراتوری عثمانی، علاوه بر ایجاد تحولات گسترده در جوامع اسلامی، بار دیگر زمینه های تحوّل در حقوق و جایگاه زنان را پس از دوره ی رکود فراهم نمودند و سبب ایجاد تغییرات گسترده ای در حقوق آنان گردید.
بازنمایی زنان در فیلم های آپارتاید: مطالعه ی موردی دو فیلم وینی ماندلا و سارافینا
منبع:
زن و فرهنگ سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۱
33-48
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی بازنمایی نقش زنان در فیلم های مربوط به آپارتاید آفریقای جنوبی می باشد. این مقاله، از میان فیلم های ساخته شده درباره ی آپارتاید به عنوان جامعه هدف، بازنمایی زنان در دو فیلم وینی ماندلا و سارافینا را که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند، مورد مطالعه قرار می دهد. مقاله حاضر به شیوه ی تحلیلی – توصیفی، به چگونگی بازنمایی زنان در دو فیلم مذکور پرداخته و جایگاه زنان در این فیلم ها را بررسی می نماید. در این پژوهش، از روش مطالعه و تحلیل فیلم برای بررسی و تفسیر داده ها استفاده شده است. در نتایج پژوهش نیز مشخص شد که بازنمایی زنان در این فیلم ها، شخصیت هایی پویا، مهربان، باهوش، سخت کوش و دارای روحیات بزرگ است. آن ها اگرچه ممکن است مرز زنانگی را شکسته و وارد حیطه های مردان شوند و بخواهند نقوش مردانه بازی کرده و به هر نوعی وارد دنیای ناشناخته مردانه شوند، بااین حال بعد زنانه ی شان درنهایت آنها را عقب می کشد و آنها همچنان با آرامش و آینده نگری زنانه اوضاع را کنترل می کنند.
تحلیل بازنمایی زن در گفتمان اعتدال: تحلیل گفتمانیِ سخنرانی های حسن روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران، در دهه های اخیر، گفتمان های اصلاح طلبی، اصول گرایی و اعتدال هر یک به گونه ای به "بازنمایی" زنان پرداخته، هویت هایی را به آنان منتسب نموده و سیاست گذاری های مربوطه شان را بر آن اساس بنا نهاده اند. گفتمان اعتدال طلب روحانی به عنوان جدیدترین و ناشناخته ترین گفتمان در این عرصه کمتر مورد واکاوی علمی قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تحلیل گفتمان سخنرانی های روحانی، نماینده رسمیِ دولت اعتدال، به منظور شناسایی و معرفیِ ویژگی های منتسب به زنان در این گفتمان است. رویکرد راهنما در تحقیق، رویکرد لاکلا و موفه بوده است. بر اساس تحلیل مضامین سخنرانی ها می توان گفت، «برابری جنسیتی» دال مرکزی این گفتمان بوده؛ «عفاف محوری»، «هم ارزی فضای عمومی و خصوصی»، «نقش های اجتماعی فراسنتی»، «بازخوانی اسلامی- انقلابی از جنسیت» و «نگاه غیر امنیتی به حضور زنان» برهه هایی هستند که زنجیروار حول دال مرکزی بالا برای تثبیت موقتی معنای هویت و جایگاه اجتماعی زنان مفصل بندی شده اند. همچنین به نظر می رسد گفتمان اعتدال، بیشتر "اجتماعی - اقتصادی" است تا سیاسی (اصلاح طلبی) یا فرهنگی (بنیادگرایی)؛ اما مجموعه دال های مورد تأکید آن با گفتمان اصلاح طلبی قرابت و سنخیت بیشتری دارد تا گفتمان اصول گرایی.
حمایت اجتماعی ادراک شده و افسردگی پس از زایمان با نقش واسطه گری راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افسردگی پس از زایمان به عنوان یکی از اختلالات خلقی زنان را مبتلا می کند و در بیش از نیمی از موارد شناسایی و درمان نمی شود و تبعات آن متوجه زندگی زناشویی و الگوی رشدی فرزندان می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش واسطه گری راهبردهای مقابله ای در رابطه حمایت اجتماعی ادراک شده و افسردگی پس از زایمان بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش های همبستگی بود که در آن از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل 200 نفر از کلیه زنانی که شش ماه بود صاحب فرزند شده بودند که به صورت در دسترس از مرکز بهداشت شهر تهران انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (WOCQ) افسردگی پس از زایمان ادینبرگ (EPDS) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) گردآوری شد. داده ها به کمک نرم افزار آماری Spss و Amos تحلیل شدند. یافته ها: میانجی گری نسبی راهبردهای مقابله ای با داده های جمع آوری شده تأیید شد و راهبردهای مقابله ای مسئله محور و هیجان محور 32% از پراکندگی نمرات افسردگی زنان را تبیین نموده و همچنین اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی ادراک شده بر افسردگی پس از زایمان از طریق راهبردهای مقابله ای مسئله محور و هیجان محور به ترتیب 13/0- و 06/0- به دست آمد. مدل مفروض میانجی گری نسبی راهبردهای مقابله ای هیجان محور و مسئله محور در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده با افسردگی با داده ها برازش مطلوبی داشت نتایج نشان می دهد که حلقه مفهومی راهبردهای مقابله ای هیجان محور و مسئله محور در پیوند دوایر مفهومی حمایت اجتماعی ادراک شده با افسردگی از نقش قابل ملاحظه ای برخوردار است.