فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
بررسی عملکرد و کاربرد روش تحلیل درختی در تحقیقات اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با توجه به اهمیت رویکردهای مقایسه ای در تحقیقات اجتماعی به معرفی روش تحلیل درختی پرداخته که در حوزه علوم اجتماعی کمتر شناخته شده است. روش تحلیل درختی یکی از جدیدترین و انعطاف پذیرترین روش ها برای تحلیل مجموعه های بزرگ، آنالیز اکتشافی، ایجاد طبقه بندی ساده و همچنین تفسیر دادها از طریق تقسیم بندی دوتایی است. کارت، یک استراتژی در تحلیل داده ها با استفاده رده بندی و رگرسیون درختی ارائه داده است که محققان اجتماعی را برای تعیین زیرگروههای همگن و ناهمگن، با ریسک بالا یا پایین با استفاده از آزمون های ناپارامتریک یاری می رساند. کشف اختلاف و تشابه گروه های اجتماعی و نهایتاً پیش بینی وضعیت آن ها در برنامه ریزی های اجتماعی مهمترین کاربرد این روش تحلیل است. استفاده از روش تحلیل درختی در تحقیقات اجتماعی بر خلاف روش های کلاسیک نیازمند فرض های کمتر و شامل طیف وسیعی از داده ها هستند. به همین دلیل در دهه های اخیر این روش ها در برابر مدل های کلاسیک تحلیل ممیزی خطی و رگرسیون خطی مقبولیت عام یافته است. بخصوص که این مدل ها برای حجم بالای داده ها برازش می شود. همچنین مشکل ناشی از داده های گم شده در این مدل وجود ندارد. به منظور روشن تر شدن بحث در این مقاله به بررسی مطالبات اجتماعی زنان در چهار کشور عضو کنفرانس اسلامی (ترکیه، مصر، عربستان سعودی و مالزی)که هر یک آن ها نمونه ایده آل چهار زیرگروه هستند از طریق این نرم افزار گزارش شده است.
نقش پیش بینی کنندگی سبک های فرزندپروری و اعتماد اجتماعی در فرار دختران از خانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از موارد فرار دختران، یک راهبرد رفتاری انطباق یافته برای اجتناب از یک وضعیت خانوادگی ناسالم است. از سوی دیگر عوامل اجتماعی چون تجارب منفی در مدرسه و تأثیرات همسالان در بروز این پدیده قابل توجه است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پیش بینی کنندگی سبک های فرزندپروری و اعتماد اجتماعی در فرار دختران اجرا شد. این بررسی توصیفی بر روی 42 دختر فراری و 42 دختر عادی شهر کرج در سال 1391به صورت مقطعی انجام شد. شرکت کنندگان در پژوهش بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های فرزندپروری بامریند (1972) و پرسشنامه اعتماد اجتماعی صفاری نیا و شریف (1389) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری (اس پی اس اس – ویرایش هیجدهم) پردازش و تحلیل شدند. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که سبک فرزندپروری سهل گیرانه و استبدادی پیش بینی کننده های مثبت و معنادار و سبک مقتدرانه و اعتماد اجتماعی پیش بینی کننده منفی و معنادار فرار دختران از خانه بودند. با توجه به اینکه بسیاری از آسیب های اجتماعی از کانون خانواده نشأت می گیرد و در پیوند با یافته های پیشین، فرزندپروری، در میان قوی ترین پیش بینی کننده های رفتارهای مجرمانه قرار دارد، سبک های فرزندپروری ناکارآمد می تواند زمینه ساز ایجاد مشکلات اجتماعی، هیجانی و رفتاری در نوجوانان باشد.
آیا می توان بین کار زن در خانه و کار بیرون آشتی برقرار کرد
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ضمن بررسی روند کلی شرکت زنان در فعالیت های اقتصادی در چند دهه ی اخیر و تحول اندکی که در این زمینه حاصل شده، به ارائه ی نتایج یک بررسی در رابطه با تعارض نقش های خانه داری با کار زنان در بیرون خانه پراخته شده است. در این بررسی که با 325 زن در چهار منطقه ی تهران صورت گرفته، بیشتر زنان مورد پرسش (60درصد) بر اهمیت نقش سنتی و مسئولیت های خانه داری خود تأکید کرده و در قبال این نقش نسبت به کار بیرون از خانه اولویت قائل شده اند. آن ها معتقد بودند که بین کار به عنوان یک فعالیت اقتصادی در جامعه، وحفظ و نگهداری زندگی خانوداگی و مراقبت از کودکان تعارض وجود دارد و آن ها غالباً حفظ زندگی خانوداگی را بر کار بیرون ترجیح می دهند، اما هم چنان علاقه مند به کار و فعالیت اقتصادی بیرون از خانه هستند. قدر مسلم، این تعارض به آسانی قابل حل نیست، مگر آن که مانند برخی کشورهای توسعه یافته، مقررات و امکانات حمایتی وسیعی ایجاد شود و مادران بتوانند هنگام کار بیرون، از خدمات مؤسسات ذی ربط (مهد کودک، کودکستان و ...) و یا اشخاص بهره مند باشند و تفاهم بیشتری در این باره بین زن و شوهر پدید آید.
تحلیل روانشناسانه کنوانسیون
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۳ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین عوامل موثر در توسعه، بهره گیری حداکثری از مشارکت زنان و مردان در نیروی کار است. زنان به عنوان نیمی از نیروی کار بالقوه هر جامعه، با مشارکت در فعالیت های اقتصادی می توانند رشد و توسعه اقتصادی را سرعت بخشند. در این مقاله با استفاده از داده های نمونه دو درصد سرشماری سال 1385 شهر تهران تأثیر متغیرهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی بر مشارکت زنان در نیروی کار مورد بررسی قرار گرفته است. پس از مرور ادبیات نظری و تجربی، تأثیرگذارترین متغیرها (با توجه به داده های موجود) بر مشارکت زنان شناسایی شد و بعد از تحلیل دو متغیره برای تحلیل نهایی از رگرسیون لجستیک استفاده گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که زنان مطلقه و هرگز ازدواج نکرده مشارکت بیشتری نسبت به زنان متاهل و بی همسرِ بر اثر فوت، در نیروی کار شهر تهران دارند. سطح باروری تأثیری معکوس بر میزان مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار دارد، بطوری که زنان بدون فرزند در مقایسه با زنان دارای فرزند مشارکت بیشتری در نیروی کار دارند. همچنین سطح تحصیلات متغیری تأثیرگذار بر مشارکت زنان شهر تهران درنیروی کار است بطوری که با افزایش سطح تحصیلات بر مشارکت زنان در نیروی کار بشدت افزوده می شود. وضعیت اقتصادی خانواده تأثیری معنادار بر مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار دارد بدین صورت که زنان در خانواده هایی با وضعیت اقتصادی ضعیف در مقایسه با زنان درخانواده هایی با وضعیت اقتصادی مناسب، مشارکت بیشتری در نیروی کار دارند. نتایج حاصل از رگرسیون لجستیک با کنترل سن نشان می دهد که متغیرهای موجود در همه مدل ها تأثیر معنادار در سطح 99 درصد بر وضع فعالیت زنان در همه سنین داشتند. سطح تحصیلات با کنترل سایر متغیرها تأثیرگذارترین متغیر بر فعال بودن زنان در همه سنین بجز زنان 34-20 ساله است در حالی که برای زنان 34-20 ساله، وضع تاهل با کنترل سایر متغیرها تأثیر بیشتری بر فعال بودن زنان دارد. میزان تشخیص مدل ها بر اساس متغیرهای مستقل موجود بسیار بالا بوده و پیش بینی پذیری مدل ها بیش از80 درصد می باشد. بنابراین هر چهار متغیر بررسی شده بر تصمیم زن برای پیوستن به نیروی کار تأثیر زیادی دارند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که سطح تحصیلات تأثیرگذارترین متغیر بر مشارکت زنان در نیروی کار است، افزایش سطح تحصیلات نه تنها مستقیماً مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش می دهد بلکه با تأثیر بر وضعیت تاهل (افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق) و کاهش سطح باروری، موجب افزایش مشارکت زنان در نیروی کار می شود؛ بنابراین این متغیرها در تعامل با دیگر متغیرها بر تصمیم زنان برای پیوستن به نیروی کار تأثیر می گذارند.
زمینه سازى کشف حجاب در ایران (نقش صدیقه دولت آبادى)
منبع:
بانوان شیعه ۱۳۸۳ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
زنان ایلام، توسعه نیافتگی و آسیب های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
ترکیب جنسیتی و رشد اشتغال بنگاه های تعاونی شواهدی از بنگاه های کوچک و متوسط تولیدی بخش تعاون طی برنامه دوم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه رشد بنگاه به عنوان یکی از راه های ایجاد شغل از اهمیتی فراوان برخوردار است، اما عوامل موثر و سهم تاثیر آن ها بر رشد بنگاه، از مباحثی است که در مورد آن اتفاق نظر وجود ندارد. یکی از این عوامل، ترکیب جنسیتی نیروی انسانی یک بخش اقتصادی است که در صورت اثبات عدم تاثیر آن بر رشد بنگاه، می توان انتظار داشت که این بخش بتواند برای زنان نیز به اندازه مردان شغل ایجاد کند. این نوشتار کوشیده است تا با استفاده از داده های جمع آوری شده از بنگاه های کوچک و متوسط صنایع تولیدی بخش تعاون طی برنامه دوم توسعه جمهوری اسلامی ایران و تفکیک آن ها به دو گروه، یعنی گروهی که بیش تر نیروی انسانی آن را مردان و نیز گروهی که بیش تر نیروی انسانی آن را زنان تشکیل می دهند، پاسخی برای بررسی مساله تاثیر ترکیب جنسیتی نیروی انسانی بر رشد بنگاه های این بخش پیدا کند. نتایج پژوهش نشان می دهد ترکیب جنسیتی نیروی انسانی بنگاه های صنعتی کوچک و متوسط بخش تعاون، تاثیری بر رشد نیروی انسانی این بنگاه ها نداشته است و این نتیجه حتا زمانی که روش های متفاوت اندازه گیری رشد و تصحیح دو مرحله یی هک من برای جلوگیری از تورش احتمالی ناشی از انتخاب بنگاه های ماندگار در فعالیت اقتصادی، در مقایسه با بنگاه هایی که تنوانسته اند در این مدت به حیات اقتصادی خود ادامه دهند به کار گرفته می شود، صادق است.
مطالعات زنان مسلمان در دانشگاه هاى جهان (هاروارد آمریکا)
منبع:
بانوان شیعه ۱۳۸۴ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
سبک مدیریت در سازمان ها و حضور زنان در پست های مدیریتی با تأکید بر رابطة هویّت زنانه و تاکتیک های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره سیزدهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین هویّت زنانه با سبک های رهبری و تاکتیک های ارتباطی در سازمان انجام شده است. بدین منظور متغیر هویّت زنانه، سه متغیر تاکتیک های ارتباطی نرم، منطقی و سخت به همراه دو متغیر سبک رهبری مشارکتی و استبدادی بررسی شد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان زن ادارات دولتی شهرستان ملایر بودند که تعداد نمونه آماری پژوهش نیز با استفاده از فرمول نمونه گیری از جامعه محدود و واریانس نامعلوم انتخاب شد. برای آزمون فرضیه ها از نرم افزار لیزرل و مدل تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد هویّت زنانه با سبک ارتباطی نرم و منطقی رابطة مثبت و معنادار و با سبک ارتباطی سخت رابطة معکوس و معناداری داشت. همچنین هویّت زنانه با سبک رهبری مشارکتی رابطة مثبت و با سبک رهبری استبدادی رابطة منفی داشت، امّا این دو رابطة معنادار نبودند. سبک ارتباطی نرم با رهبری مشارکتی رابطة مستقیم و معنادار و با رهبری استبدادی رابطة معکوس و معناداری داشت؛ سبک ارتباطی منطقی با رهبری مشارکتی رابطة مستقیم و با رهبری استبدادی رابطة معکوس داشت؛ امّا رابطة معنادار نبود، در نهایت سبک ارتباطی سخت با رهبری مشارکتی رابطة معکوس و معنادار و با رهبری استبدادی رابطة مستقیم و معناداری داشت. می توان نتیجه گرفت اگر ویژگی های هویّت زنانه با تاکتیک های ارتباطی ترکیب شود، می تواند سبک های مدیریتی موفقی را برای زنان به همراه داشته باشد.
یک دوشیزه پیشرو
انگیزش های نویافتة تحولات هویتی زنان در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همزمان با تحولات مدرن و تجربه تجدد، شاهد دگرگونی های متعددی در اشکال زندگی روزمره هستیم؛ تحولاتی که زنان نیز به عنوان عاملانی با نقش های جنسیتی متفاوت در جامعه تجربه خواهند کرد و به دگرگونی معناهای ذهنی و به تبع آن دگرگونی در نقش های اجتماعی آنها می انجامد. تغییراتی در انگیزه و تمایلات زنان که به منظور تحقق خود و انتخاب مسیرهای جدید در راستای آرمان های هویتی، آنها را به سمت بازاندیشی در هویت و تغییرات فردی و اجتماعی هدایت خواهد کرد. این مقاله با روش نظریه زمینه ای به بررسی عملکرد و تجربه انگیزشی زنان از منظر خودشان و با منطق ذهنیت کنشگر فردی پرداخته و از طریق مصاحبه با زنانی که همزمان نقش همسر، مادر، شاغل و دانشجو را دارند، به ارائه یک تیپولوژی هویتی از زنان مورد مطالعه با تأکید بر فرایند انگیزشی آنها برای ورود به آموزش عالی می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد شرایطی همچون تجربه تجدد و تغییرات نظام ارزشی حول محور زنان، ورود زنان به بازار کار، گسترش فضاهای آموزشی و سرمایه های اجتماعی نمادین در ملازمت با انگیزه های فردی و اجتماعی در زندگی روزمره زنان منجر به ظهور انگیزشی نو در آنها شده و زنان طی این فرایند برای کاهش تنش های حاصل از عدم تحقق انگیزه ها و نیازهایشان، استراتژی تحصیل و اشتغال را به عنوان راهبردهای تحقق اهداف خود برگزیده اند که در این مقاله، بر راهبرد تحصیل تأکید شده است. در پایان، تحلیل حاضر به چهار دسته بندی انتزاعی از انگیزش های نویافتة زنان مورد مطالعه رسیده که شامل 1) انتخاب تحصیل به مثابه ابزار مبارزه و رقابت، 2) تحصیل به عنوان طرحی مبهم، 3) تحصیل و اشتغال به منظورتحقق خود و ۴) تحصیل و اشتغال به عنوان مسیری برای ارتقا، آینده نگری و استقلال مالی است.
مطالعه ی تجربه ی «خود» زنانه در ارتباطات اینترنتی (مطالعه ی موردی زنان و دختران 15 تا 29 ساله در شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مقام وجایگاه زن در اسلام و مسیحیت
منبع:
زن و فرهنگ سال سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۱
61-73
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین دیدگاه هایی که اثر قاطع و دیر پایی در شکل بخشیدن به دیدگاه های عمومی نسبت به زنان داشته است، دیدگاه دینی وطرز تلقی عالمان دین نسبت به زنان است ؛در این رابطه از جمله عوامل بدبینی مغرب زمین به ادیان در زمینه حقوق زنان، نگاه قشری وتعلیمات کلیسا بوده به نحوی که ایشان نظر عهدین را نظر دین الهی قلمداد کرده اند لذا در این مقاله سعی شده با استناد به کتب مقدس(قرآن و انجیل) تصویری صحیح وجامع از نگرش این ادیان نسبت به زن وحقوق وی در خانواده واجتماع ارائه شود که این مهم با پاسخگویی به سوالاتی نظیر: نحوه نگرش کتب مقدس (قرآن وانجیل)نسبت به زنان چگونه است؟ وجامع ترین دین در این زمینه کدام است؟ میسر می گردد.در ادامه نتیجه می گیریم انجیل برخلاف دیدگاه قرآن کریم در رابطه با آفرینش زن، وی را موجودی غیر مستقل وبالطبع در مرتبه ای پایین تر از مرد قرار می دهد؛ همچنین پذیرش اغوای آدم به وسیله حوا نگرشی منفی نسبت به زن به وجود آورده است که این به نوبه خود عاملی برای محرومیت وی در بسیاری از حقوق انسانی،اجتماعی و...شده است. در حالی که قرآن کریم در بیان مسائل مربوط به زنان ازچنان جامعیت وتکاملی برخوردار است که هر خواننده ای را به آسمانی بودن وحقانیت این کتاب رهنمون می نماید.