ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۰۲۱ تا ۲۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۲۲۰۲۱.

شناسایی و رتبه بندی چالش های پیاده سازی مدل زیان اعتباری موردانتظار در بانک های ایران با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی و ارائه راهکار به کمک روش واسپاس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۳۲۵
هدف: هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی چالش های پیاده سازی مدل زیان اعتباری موردانتظار در بانک های ایران است. این مدل می تواند در دوره های زمانی زودتر آثار عدم ایفای تعهدات را شناسایی کند که خود باعث می شود حجم مطالبات غیرجاری بانک ها کاهش یابد. روش: در این پژوهش، اطلاعات لازم به طور عمده از طریق مطالعه کتابخانه ای و نظرخواهی از خبرگان به روش دلفی فازی جمع آوری شد و در موارد ضروری مصاحبه حضوری صورت گرفت. در نهایت با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)، موانع پیاده سازی مدل زیان اعتباری موردانتظار شناسایی و رتبه بندی شد و به کمک روش نوین واسپاس (WASPAS)، راهکارهای بهتر برای رفع موانع اجرای مدل زیان اعتباری موردانتظار در بانک های ایران پیشنهاد شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که شاخص جهانی شدن روش های تأمین سرمایه، مهم ترین شاخص برای ضرورت اجرای استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی در بانک های ایرانی است. شاخص افزایش احتمال سوخت مطالبات و ذخیره گیری دیر هنگام مطالبات، نیز از شاخه های بسیار مهم وضعیت موجود زیرساخت های بانک های ایرانی بودند. طبقه بندی مناسب گروهی تسهیلات خرد و ذخیره گیری به موقع مطالبات نیز به ترتیب پیامدهای بسیار مهم به کارگیری مدل زیان اعتباری تشخیص داده شدند. پایش نشدن صورت های مالی و سایر اطلاعات در طول بازپرداخت نیز دو مانع بسیار مهم برای پیاده سازی این مدل است. دسترسی به اطلاعات اتکاپذیر برای قضاوت حرفه ای نیز مهم ترین راهکار برای مقابله با این مانع تشخیص داده شد. نتیجه گیری: بانک ها برای پیاده سازی مدل زیان اعتباری موردانتظار، باید سیستم های مدیریت ریسک خود را توسعه دهند؛ زیرا بخش عمده ای از اطلاعات مورد نیاز نظیر تعیین احتمال نکول (PD) و رتبه بندی های داخلی مشتریان در خصوص تعیین ذخیره مطالبات را واحدهای مدیریت ریسک تهیه می کنند.
۲۲۰۲۲.

ماکیاولیسم، جهت گیری اخلاقی و گزارشگری مالی متقلبانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۳۹۶
هدف: ویژگی های شخصیتی و اخلاقی، تأثیر بسزایی در بروز رفتار های حرفه ای دارند. گزارشگری مالی نیز بخش بااهمیت حرفه حسابداری بوده و بیانگر وضعیت مالی و عملکرد بنگاه تجاری در یک دوره عملیات است. هدف این پژوهش شناخت ارتباط ویژگی شخصیتی ماکیاولیسم و جهت گیری اخلاقی در بروز گزارشگری مالی متقلبانه است. روش: داده هایی که قابلیت آزمون را داشتند، از 234 مشاهده در میان مدیران مالی و حسابرسان مستقر در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری شدند و تحلیل آنها با استفاده از نرم افزار لیزرل و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها: با فرض دستکاری با اهمیت در سود، ویژگی شخصیتی ماکیاولیسم بر بروز گزارشگری مالی متقلبانه تأثیر مثبت و معنادار دارد، ایده آل گرایی تأثیر معناداری بر گزارشگری مالی متقلبانه ندارد و تأثیر نسبی گرایی بر تمایل به گزارشگری مالی متقلبانه، معکوس و معنادار است. با فرض دستکاری کم اهمیت در سود نیز نتایج مشابه به دست آمد با این تفاوت که ویژگی اخلاقی نسبی گرایی بر گزارشگری مالی متقلبانه، تأثیر معناداری نداشت. همچنین بر مبنای یافته های پژوهش، ویژگی اخلاقی ماکیاولیسم بر هر دو ویژگی اخلاقی ایده آل گرایی و نسبی گرایی تأثیر مستقیم و معنادار می گذارد. نتیجه گیری: شواهد این پژوهش تأیید می کند که ویژگی های شخصیتی و اخلاقی، از عوامل رفتاری تشدیدکننده گزارشگری مالی متقلبانه است. از این رو، حسابداران و حسابرسان برای بهبود کیفیت گزارشگری مالی، باید ارزش های اخلاقی را در ضمیر خود ارتقا دهند.
۲۲۰۲۳.

مدل مفهومی قدرت گفتمان پذیری برند در صنعت خودرو با رویکرد ساختاری- تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
هدف: گفتمان پذیری برند، مفهوم جدیدی است که به بررسی درک تمایل روان شناختی مصرف کنندگان برای گفت وگو درباره برند خاص بدون در نظرگرفتن مقوله مصرف و تجربه آن برند می پردازد. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی قدرت گفتمان پذیری برند در صنعت خودروسازی است.روش: این پژوهش به طور کلی از نوع آمیخته بوده و از لحاظ هدف، از دسته پژوهش های توسعه ای به شمار می رود که طی دو مرحله اجرا شده است. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش تحلیل تم مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته با افرادی که در زمینه صنعت خودروسازی داخلی گفت وگو می کنند، عوامل مرتبط با قدرت گفتمان پذیری برند شناسایی و مدل مفهومی اولیه تحقیق استخراج شد؛ سپس با بهره مندی از نظر خبرگان و متخصصان، از طریق توزیع پرسش نامه و به کارگیری روش ساختاری تفسیری، عوامل مختلف مدل نهایی تحقیق سطح بندی و ارتباط بین آنها مشخص شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که 142 کد در قالب 14 تم بر گفتمان پذیری برند مؤثر است. همچنین ارزش ذاتی برند به عنوان زیربنایی ترین عامل و عوامل تجربه، ارزش ویژه برند، جنجال برند و حمایت مصرف کننده از برند، به عنوان عوامل وابسته شناسایی شدند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، ضمن وارد کردن مفهوم گفتمان پذیری برند به ادبیات مدیریت بازاریابی، زمینه را برای تبیین مفهوم آن، تفکیک این پدیده از موارد مشابه از جمله تبلیغات توصیه ای و همچنین ارائه مدل مفهومی به منظور درک و به کارگیری این مدل در صنعت خودروسازی و سایر صنایع مشابه فراهم کرده است. همچنین به دلیل اهمیت موضوع گفتمان پذیری برند در بازاریابی، برای ایجاد و حفظ روابط بلندمدت با مصرف کنندگان و نقش آن در انتخاب و ترویج برند توسط مصرف کنندگان در موقعیت های مختلف، شرکت ها باید به تأثیر این موضوع بر ادراک مصرف کنندگان در فعالیت های بازاریابی خود حساسیت داشته و در انتخاب استراتژی های بازاریابی خود، این موضوع را در بازار هدف خود مد نظر قرار دهند.
۲۲۰۲۴.

تأثیر تعهد مدیران ارشد، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی بر سرمایه مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۳۱۲
هدف: از آنجا کهمزیت دانشی انسان ها به منبع مزیت رقابتی بی بدیل در بازار تبدیل شده و زیرساخت سرمایه انسانی بر مدیریت استعدادها، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی استوار است، نهادینه سازی این زیرساخت ها در سازمان به حمایت کافی و پشتیبانی مدیران ارشد سازمان نیاز دارد. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر تعهد مدیران ارشد (با ابعاد تأکید استراتژیک، تعامل درون و برون سازمانی و تخصیص منابع) و مدیریت دانش (با ابعاد کسب دانش، خلق دانش، کاربرد دانش، انتقال دانش و ثبت دانش) و یادگیری سازمانی بر سرمایه مشتری (با ابعاد هوش بازار، مشعوف شدن مشتری و وفاداری مشتری) است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و روش آن توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش 700 نفر از کارکنان شرکت سازه گستر سایپا به عنوان تأمین کننده قطعات خودرو در تهران است که از میان آنها 220 نفر برای نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد است. تحلیل داده ها به کمک آزمون های آماری تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر شده و آزمون تی با استفاده از نرم افزارهای لیزرل و اس.پی.اس.اس به اجرا درآمده است. یافته ها: متغیر تعهد مدیران ارشد (با شاخصه های تاکید براستراتژیک بودن، تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی) تنها زمانی  بر سرمایه مشتری (هوش بازار، مشعوف شدن مشتری و وفاداری مشتری) تأثیرگذار است که متغیرهای مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در نظر گرفته شود. بر طبق شاخص های برازش کلی مدل، شاخص های موجود در مدل های اندازه گیری برای سنجش خصیصه مربوطه در سازه معتبر است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که همه ابعاد برای پیش بینی سرمایه مشتری در این شرکت مهم هستند. بنابراین، حمایت از یادگیری سازمانی مبتنی بر بازار بر اساس زیرساخت مدیریت دانش، باعث می شود سرمایه مشتری نوعی مزیت رقابتی پایدار برای شرکت باشد.
۲۲۰۲۵.

تأثیر کاراکتر بر توانمندی های احساسی و اجتماعی: پژوهش پیمایشی روی دانشجویان حوزه مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۳۸۰
هدف: این مطالعه به بررسی ارتباط ابعاد کاراکتر و توانمندی های احساسی اجتماعی می پردازد. توانمندی های احساسی اجتماعی تأثیر چشمگیری بر عملکرد افراد دارند. کاراکتر در توسعه توانمندی ها، نقش بنیادین دارد. با وجود این، تاکنون در راستای بررسی ارتباط ابعاد کاراکتر و توانمندی ها مطالعه دقیقی انجام نشده است. در این مطالعه به ارتباط بین این دو عامل می پردازیم. روش: این پژوهش کمی و با روش پرسش نامه ای است. جامعه نمونه 165 نفر از دانشجویان ارشد مدیریت در ایران است. نمونه گیری به صورت تصادفی و با ارسال ایمیل انجام شد. روایی تحقیق با مرور ادبیات، مصاحبه متخصصان، گزینش و بازگرداندن پرسش نامه ها به فارسی طی چندین مرحله صورت گرفت. پایایی متغیرهای تحقیق با روش آلفای کرونباخ پس از تکمیل پرسش نامه سنجیده شد. در انتها، متغیرهای تحقیق به شکل میانگین محاسبه و با روش رگرسیون خطی تحلیل شدند. یافته ها: ابعاد مختلف کاراکتر بر توانمندی های احساسی اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری داشتند. به طور کلی در دسته توانمندی های احساسی خودآگاهی، ابعاد کاراکتر اعتدال، مسئولیت پذیری و تمامیت اخلاقی؛ در دسته توانمندی های احساسی خودمدیریتی ابعاد کاراکتر اعتدال، انگیزه، وراروی، مشارکت و شهامت؛ در دسته توانمندی های اجتماعی آگاهی اجتماعی، ابعاد فروتنی، انسانیت و شهامت و در دسته توانمندی های اجتماعی مدیریت ارتباطات بین فردی، ابعاد داوری، واوری، مشارکت، شهامت و تمامیت اخلاقی تأثیر مثبت و معناداری داشتند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق اهمیت کاراکتر را در شکل گیری توانمندی های احساسی اجتماعی پررنگ تر می کند. با توجه به نتایج، ابعادی نظیر اعتدال، انسانیت، فروتنی و وراوی به عنوان ابعاد اثرگذار بر توسعه توانمندی ها شناخته شدند که در مطالعات قبلی به آنها کمتر توجه شده بود. رهبری فروتنانه، مکانیزم های انگیزشی مناسب و برنتابیدن رفتارهای غرورآمیز و غیرانسانی، راهکارهایی هستند که در راستای توسعه ابعاد کاراکتر به آنها اشاره شده است.
۲۲۰۲۶.

بررسی پیامدهای رفتاری/ نگرشی مدیریت برند داخلی میان کارکنان فروش شرکت فرمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۳۶۳
هدف: در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﯿﺮ به روﯾﮑﺮدی ﻧﻮﯾﻦ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﮐﺎرﮐﻨﺎن در ﺑﺮﻧﺪﺳﺎزی ﺗﻮﺟﻪ شده اﺳﺖ. اﯾﻦ روﯾﮑﺮد ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺑﺮﻧﺪ داﺧﻠﯽ، ﺗﻌﻬﺪ ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺪ، رﻓﺘﺎر ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﺮﻧﺪ و رضایت شغلی ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نظر به اهمیت برندسازی داخلی و تحقیق و پژوهش در رابطه با رفتار کارکنان، پژوهش حاضر درصدد بررسی پیامدهای رفتاری/ نگرشی مدیریت برند داخلی از جمله رفتار شهروندی برند، تمایل به ماندن، تعهد به برند و رضایت شغلی در میان کارکنان فروش شرکت فرمند است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش از روش تمام شماری استفاده شده و داده ها از کلیه کارمندان فروش شرکت فرمند گردآوری شده اند. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز، از پرسش نامه استاندارد بهره گرفته شد و تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار PLS انجام شد. یافته   ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، حاکی از تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رضایت شغلی و تعهد به برند است و تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند با نقش میانجی تعهد به برند نیز تأیید شد. تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند و تمایل به ماندن تأیید نشد، همچنین رضایت شغلی بر تعهد به برند تأثیر مثبت نداشت. مدیریت برند داخلی بر تمایل به ماندن با نقش میانجی رضایت شغلی و تعهد به برند تأثیر مثبت نداشت و تأثیر مثبت مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی برند با نقش میانجی رضایت شغلی پذیرفته نشد. نتیجه گیری: نظر به اینکه کارکنان مشتریان داخلی شرکت به شمار می روند، مدیریت منابع انسانی برندمحور (استخدام، اجتماعی سازی و آموزش) یکی از روش هایی است که می تواند کلید موفقیت برنامه مدیریت برند داخلی باشد.
۲۲۰۲۷.

ارائه مدل شکل گیری تجربه مشتریان بانکداری خرد از طریق عوامل تحت مدیریت سازمان با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۲۹۲
هدف: هدف اصلی در این پژوهش شناسایی عوامل تحت مدیریت سازمان در شکل گیری تجربه حضوری مشتریان در صنعت بانکداری خرد است. روش: در این راستا طرح پژوهش آمیخته به کار گرفته شده است و در رابطه با ۶۸ نفر از مشتریان بانکداری خرد از طریق روش مصاحبه عمیق و برگزاری گروه کانونی مطالعه شد، سپس نتایج حاصل از این بخش از طریق نظرسنجی از خبرگان و روش دلفی فازی ارزیابی شد. به منظور تأیید الگوی پژوهش و اطمینان از برازش و پایداری مدل تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم صورت گرفت. بدین منظور پرسش نامه ای با طراحی و اطلاعات لازم از ۴۰۰ نفر از مشتریان صنعت بانکداری خرد گردآوری شد. در نهایت برای تبیین مدل از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد و با نظرسنجی از خبرگان ارتباط میان عوامل سازنده تجربه مشتریان و سطوح آن مشخص شد. یافته   ها: این پژوهش توانست عوامل شکل گیری تجربه مشتریان را در ۹ مقوله اصلی تعامل با مشتری، کارکنان، پاسخ گویی، شعب، برند، خدمات، فرایندها، محیط اجتماعی و تجربه خارق العاده به همراه ۳۳ زیرمقوله شناسایی کند و در نهایت این مدل در شش سطح اصلی مشخص شد. نتیجه  گیری: این تحقیق توانسته است درباره نحوه ایجاد تجربه مشتریان در صنعت بانکداری خرد، دید جامع تری ایجاد کند. نتایج این پژوهش به شناسایی مقوله های اصلی تجربه مشتری و نحوه تأثیرگذاری این شاخص ها بر یکدیگر منجر شد.
۲۲۰۲۸.

بررسی تأثیر دروغ سبز در مسئولیت اجتماعی شرکت بر قصد خرید محصول های سبز با میانجیگری رضایت سبز و ریسک ادراک شده سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۳۰۳
هدف: شرکت ها برای متمایز کردن محصول های خود از محصول های رقبا، دائم در پی روش های جدید هستند. امروزه مدیران برای ایجاد این تمایز، از بازاریابی سبز استفاده می کنند و مدعی هستند که خود را در قبال جامعه و محیط زیست مسئول می دانند. مشتریان نیز در جست وجوی محصول های سبزی هستند که با محیط زیست سازگار باشند، بنابراین شرکت ها باید راهبرد های بازاریابی خود را متناسب با نیازهای مشتری تغییر دهند و با ارائه ادعاهای صادقانه، مشتریان را به خرید محصول های سبز ترغیب کنند. از این رو، در پژوهش حاضر، تأثیر دروغ سبز بر مسئولیت اجتماعی شرکت، رضایت سبز، ریسک ادراک شده سبز و اعتماد سبز بر قصد خرید محصول های سبز بررسی شده است. روش: پژوهش حاضر از دسته پژوهش های کاربردی محسوب می شود و از نظر ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی و علّی است. جامعه آماری پژوهش، شامل مشتریان شرکت های تولیدکننده مرغ سبز در استان گیلان است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دروغ سبز در مسئولیت اجتماعی شرکت بر قصد خرید محصول های سبز، رضایت سبز، اعتماد سبز تأثیر منفی و بر ریسک ادراک شده سبز تأثیر مثبت دارد. همچنین رضایت سبز و ریسک ادراک شده سبز بر اعتماد سبز تأثیر مثبتی دارد و اعتماد سبز نیز بر قصد خرید محصول های سبز اثر مثبتی می گذارد. نتیجه گیری: از میان هفت فرضیه پژوهش، فقط فرضیه چهارم پژوهش که حاکی از تأثیر منفی دروغ سبز در مسئولیت اجتماعی شرکت بر اعتماد سبز است، تأیید نشد.
۲۲۰۲۹.

بررسی تأثیر شبکه های تجاری و اجتماعی بر عملکرد شرکت های کوچک تا متوسط در بازارهای بین المللی با نقش میانجی دانش بازار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۶ تعداد دانلود : ۳۱۰
هدف: کمبود دانش بازار یکی از محدودیت های اصلی برای بهبود عملکرد شرکت های کوچک تا متوسط در بازارهای بین المللی است و روابط موجود بین نقش آفرینان شبکه ها از مهم ترین عوامل ایجاد و به اشتراک گذاری دانش بازار در میان این شرکت هاست. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبکه های تجاری و اجتماعی بر عملکرد شرکت ها در بازارهای بین المللی با نقش میانجی دانش بازار است. روش: اینپژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، توصیفی و پیمایشی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری این پژوهش شرکت های کوچک تا متوسط صادراتی شهر تهران هستند که از این میان تعداد 134 نفر از مدیران و کارشناسان بازرگانی این شرکت ها برای نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته است که روایی محتوای آن از دیدگاه صاحب نظران و روایی هم گرایی آن نیز به کمک روش های آماری به تأیید رسید. پایایی پرسش نامه نیز از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. آزمون فرضیه های پژوهش با بهره گیری از مدل سازی معادله های ساختاری و نرم افزارهایSPSS  و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: تمامی فرضیه های مطرح شده در پژوهش تأیید شدند. یافته ها نیز نشان دهنده آن است که شبکه های تجاری و اجتماعی از طریق نقش میانجی دانش بازار تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت ها در بازارهای بین المللی دارند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد ایجاد و تعامل با شبکه های تجاری و اجتماعی می تواند از طریق فراهم آوردن دانش مورد نیاز برای اعضای شبکه، زمینه های لازم برای بهبود عملکرد شرکت های صادرکننده ایرانی در بازارهای بین المللی را فراهم کند. نتایج پژوهش به مدیران و دست اندرکاران برای درک بهتر تأثیر شبکه ها بر عملکرد شرکت های صادرکننده کمک می کند.
۲۲۰۳۰.

بخش بندی مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی بر اساس انگیزه های اجتماعی مشارکت در ارتباطات دهان به دهان الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۲ تعداد دانلود : ۳۱۶
هدف: کارکرد مهم شبکه های اجتماعی در بازاریابی، تولید محتوا و تبلیغات رایگان، بدون دخالت شرکت ها و توسط کاربران است که به آن ارتباطات دهان به دهان الکترونیک می گویند. هدف از اجرای این پژوهش شناسایی انگیزه های اجتماعی مؤثر بر رفتارهای دهان به دهان در شبکه های اجتماعی و بخش بندی کاربران بر اساس انگیزه های شناسایی شده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا در دسته پژوهش های توصیفی پیمایشی قرار می گیرد. داده های این پژوهش از طریق توزیع لینک پرسشنامه به بیش از 385 نفر از کاربران شبکه های اجتماعی و با روش نمونه گیری در دسترس، جمع آوری شده است. به منظور تحلیل داده ها و بخش بندی کاربران شبکه های اجتماعی نیز از رویکرد نقشه های خودسازمان ده مبتنی بر شبکه های عصبی مصنوعی استفاده شده است. یافته ها: بر اساس یافته ها، کاربران شبکه های اجتماعی در سه بخش با ویژگی های مختلف جمعیت شناختی، رفتاری و همچنین انگیزه های اجتماعی مؤثر بر رفتارهای دهان به دهان، قرار گرفتند. این سه بخش کم انگیزه های اجتماعی فعال، باانگیزه های اجتماعی فعال و باانگیزه های اجتماعی غیرفعال نام گذاری شدند. نتیجه گیری: بخش اول کاربرانی هستند که زمان نسبتاً زیادی را در شبکه های اجتماعی صرف می کنند، ولی برای مشارکت در رفتارهای دهان به دهان انگیزه های اجتماعی کمتری دارند. بخش دوم، کاربران جوانی هستند که بیشترین زمان را به فعالیت در شبکه های اجتماعی اختصاص می دهند و بسیار با انگیزه اند و بخش سوم کسانی هستند که از انگیزه کافی برخوردارند ولی زمان بسیار کمی را به فعالیت در شبکه های اجتماعی اختصاص می دهند. در پایان، پیشنهادهای کاربردی متناسب با هر یک از بخش های شناسایی شده ارائه شد.
۲۲۰۳۱.

تحلیل محتوای نظریه های مبتنی بر همکاری کسب وکارها با تأکید بر کارکردهای شبکه سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۳۳۷
هدف: شبکه سازی، نوعی استراتژی سازمانی برای کنشگران شبکه به شمار می رود و کارکردهای متعددی دارد. این کارکردها که با محوریت جریان منابع و اطلاعات آغاز می شوند، در نهایت به منافع اقتصادی برای عناصر شبکه منجر خواهند شد. بر این مبنا، نظریه های متعددی با همکاری های کسب وکار در قالب شبکه ها و پیوندهای چندجانبه توجه کرده اند که این توجه برای درک کارکردها و مزایای شبکه حائز اهمیت است. در این راستا، هدف اصلی تحقیق حاضر تبیین کارکردهای شبکه سازی از زاویه دید شش نظریه شامل هزینه مبادله، ادغام و اکتساب، وابستگی منابع، نمایندگی، محوریت منابع و اتحادهای استراتژیک بود. روش: این مطالعه با رویکردی استقرایی و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی هدایت شد. با بهره گیری از تکنیک های نمونه گیری گلوله برفی و نظری، 41 عنوان مقاله با محوریت نظریه های نام برده انتخاب و به روش کیفی تحلیل شدند. یافته ها: در رویکرد تحلیل محتوا، پس از انتخاب واحد تحلیل و واحدهای معنایی، مضامین تبیین کننده کارکردهای شبکه سازی تحت عنوان «کسب منابع و بهبود مزیت رقابتی»، «توسعه قدرت کنترلی و بهبود ساختار مدیریتی» و «تعدیل ظرفیت ها و متنوع سازی» در شرکت ها شناسایی شدند. نتایج نشان داد، برخی از نظریه ها در خصوص ارتباط و شبکه، دیدگاه اقتصادیِ صرف داشتند، در حالی که برخی دیگر با نگاهی چند بعدی به موضوع مد نظر پرداخته و مقولاتی همچون تعاملات و تنوع کنشگران را نیز مورد توجه قرار داده بودند. به طور کلی، نتایج نشان داد که نظریه های ادغام و اکتساب و وابستگی منابع به طور مناسب تری مضامین تبیین کننده کارکردهای شبکه سازی را توضیح می دهند. نتیجه گیری: دیدگاه ادغام و اکتساب و نیز اتحادهای استراتژیک از جمله نظریه هایی محسوب می شوند که به نقش های ارتباطی و اقتصادی شبکه ها به صورت آمیخته و متوازن توجه کرده اند. به طور کلی، تحقیق حاضر برای انتخاب مقالات مورد مطالعه، به طور چشمگیری بر محتوا و بنیان های آن در تبیین نظریه های نام برده متمرکز شد و بر این اساس، دیدگاه های انتقادی مربوط به این نظریه ها مورد توجه قرار نگرفت؛ از این رو، لازم است در مطالعات آتی رویکردهای انتقادی در این باره مد نظر قرار گیرد.
۲۲۰۳۲.

مدل سازی کسب مزیت رقابتی در بانکداری الکترونیکی با رویکرد مفهوم سازی بنیادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۲۸۷
هدف: تبیین مدل رقابتی بانک های تجاری کشور در زمینه بانکداری الکترونیک، بر اساس الگوی تحلیلی رقابت و رقابت پذیری بانکداری الکترونیک، هدف اصلی و اساسی این پژوهش انتخاب شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع روش تحقیق کیفی است. در این پژوهش از روش مفهوم سازی بنیادی به عنوان روشی دقیق و نظام مند برای بررسی مسائل پیچیده چندوجهی بهره برده شده است. جامعه آماری پژوهش نیز مدیران خبره صنعت بانکداری در نظر گرفته شدند که اشراف کاملی بر بازار رقابتی ایران و عملکرد بانکی در این بازار داشتند. یافته ها: با توجه به روش پژوهش، فرایند کدگذاری و طبقه بندی بر اساس سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت که خروجی های این سه مرحله در قالب نکات کلیدی، کدها، مفاهیم و مقولات ارائه شد. داده ها در حین و پس از گردآوری چندین مرتبه بررسی شدند و با شناسایی نکات کلیدی، کدهای مرتبط احصا شد که در مجموع 256 کد (برچسب) از داده های گردآوری شده، به دست آمد و از طریق منطق کدگذاری تبدیل به 63 مفهوم و در نهایت 22 مقوله در رابطه با موضوع اصلی پژوهش شد. نتیجه گیری: بر اساس مدل پژوهش، کسب مزیت رقابتی در بانکداری الکترونیک، تنها در گرو توسعه ابزارها و کانال های ارائه خدمات الکترونیک نیست، بلکه توسعه ابزارها بخشی از این فرایند است و عوامل دیگری نیز در این فرایند نقش اساسی دارند. بنابراین توسعه همزمان ابعاد نرم و ابعاد سخت مدل، می تواند هم افزایی اجزای مدل را ارتقا دهد.  
۲۲۰۳۳.

الگوی ارزشیابی فرایند خط مشی گذاری فرهنگی با رویکرد مطالعه کیفی اسناد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۸ تعداد دانلود : ۴۲۱
هدف: ارزشیابی فرایند خط مشی گذاری فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای هویت فرهنگی شناخته می شود، به الگوی بومی مبتنی بر فرهنگ دینی جامعه ایرانی نیاز دارد؛ زیراانتقال الگو های غیر بومیِ ارزشیابی خط مشی های فرهنگی، نمی تواند در این عرصه راهگشا باشد. این پژوهش به دنبال آن است که شاخص های مطلوبیت را برای ارزشیابی بومی در هر مرحله از فرایند خط مشی گذاری فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران شناسایی و تدوین کند. روش: روش اجرای پژوهش، بررسی کیفی سه سند «نقشه مهندسی فرهنگی کشور»، فصل مرتبط با فرهنگِ سند «چشم انداز توسعه 1404» و سند «اسلامی شدن دانشگاه های کشور»، با بهره مندی از روش تحلیل مضمون، به عنوان فرایندی برای تحلیل داده های متنی است. یافته ها: شاخص های مطلوب در فرایند خط مشی گذاری فرهنگی در قالب پنج دسته عبارت اند از: 1. مرحله شناخت و درک مسئله، شامل بصیریت افزایی، رشد اجتماعی، هویت بخشی و تعمیق اصول و معارف دینی؛ 2. مرحله تهیه و تدوین راه حل ها، شامل کارآمدی، نوگرایی، اقتضا نگری و عقلانی علمی؛ 3. مرحله مشروعیت دهی، شامل اقناع پذیری و حمایت قانونی؛ 4. مرحله اجرا، شامل تناسب سازی زمانی و مکانی، ساختاربندی، بستر سازی نرم و سخت و موفقیت در مشروعیت دهی؛ 5. مرحله ارزیابی، شامل نظارت چندسطحی، نظارت مستمر و نظارت هوشمند. نتیجه گیری: الگوی ارزشیابی در فرایند خط مشی گذاری فرهنگی، این امکان را در اختیار خط مشی گذاران، مجریان و ذی نفعان قرار می دهد که در گام نخست، از بروز آسیب های احتمالی در تصمیم گیری ها و اقدام های فرهنگی پیشگیری کنند و در گام بعدی، در صورت دست نیافتن به اهداف فرهنگی، با رجوع به الگوی ارائه شده، موانع و مشکلات را شناسایی و آنها را حل کنند.
۲۲۰۳۴.

رویکردهای استعدادپژوهی در خط مشی های نخبگانی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۲۸
هدف: خط مشی های کشور در امور نخبگان با هدف به کارگیری نخبگان در راستای حل مسائل کشور تدوین و به اجرا گذارده شده اند. قلمرو نظری متناسب با این خط مشی ها، مطالعات استعدادپژوهی است که در آنها ماهیت استعدادها و چگونگی بهره برداری از استعدادها بررسی می شوند. آگاهی از اینکه خط مشی های نخبگانی کشور با کدام رویکردهای استعدادپژوهی قرابت و تناسب بیشتری دارند، هدف اصلی این پژوهش بوده است. روش: در این پژوهش از راهبرد تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی در چارچوب پژوهشی اسنادی استفاده شده است. همچنین، تدوین چارچوب کدگذاری مناسب برای اجرای تحلیل محتوای کیفی با روش فراترکیب انجام شده است. یافته ها: فراترکیب انجام شده، هفت رویکرد به استعدادپژوهی را نشان می دهد: «کلی فلسفی»، «تک عامله»، «چندعامله»، «شخص نگر»، «شاخص نگر»، «عام گرا» و «دامنه مبنا». با استفاده از چارچوب هفت مقوله ای فوق، تحلیل محتوای قیاسی و مطالعات پشتیبان خط مشی ها انجام شد و غلبه رویکردهای «عام گرا» و «شخص نگر» در آنها شناسایی شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر غلبه «عام گرایی» و «شخص نگری» در خط مشی های نخبگانی کشور دلالت دارند. عام گرایی با تاریخ سیاسی و فرهنگ عمومی کشور سازگار است و در آن، فردِ مستعد در قلمرو می تواند به منزله فردی مستعد در همه قلمروهای دیگر تصور شود. هرچند، تبیین غلبه شخص نگری با نوعی پیچیدگی همراه است؛ زیرا برنامه های گوناگون شناسایی، پرورش، حمایت و نگهداری از استعدادهای برتر در کشور از رویکردهای به هنجارسازی، استانداردسازی و عینیت گرایی متأثرند. ملاک های عینی ای برای شناسایی استعدادهای برتر تعریف شده اند. این تعارض بین محتوای خط مشی ها و واقعیت جاری، مانند تعارض بین آرمان ها و چشم اندازها و وضع موجود است؛ تعارض بین «آنچه می خواهیم» و «آنچه هستیم»! افزون بر این، تعارض های درون متنی دیگری نیز در این خط مشی ها وجود دارند که برآمده از جمع بین رویکردهای متضاد در آنها هستند. این تعارض ها به دلیل نبود نظریه مبنای منسجم در تدوین خط مشی های نخبگانی پدید آمده اند.
۲۲۰۳۵.

الگوی نقش و ساختار حکمروایی محلی در نظام مدیریتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۳۸۳
هدف: علی رغم تأکید قانون اساسی بر جایگاه ویژه شوراها در ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در حکمروایی محلی، در حال حاضر دو سطح ملی و محلی فاقد ارتباط و ساختاری منسجم بوده و در نقش کنشگران هر دو سطح ابهاماتی وجود دارد. بنابراین بررسی حکمروایی محلی در نظام مدیریتی کشور، ضروری است و به شکل دهی الگویی برای شناسایی نقش ها و ساختارهایی برای تحقق آن نیاز دارد. پژوهش حاضر، نوشتاری است که به تبیین نقش و ساختار حکمروایی محلی در ایران می پردازد. روش: در این پژوهش از نظریه پردازی داده بنیاد ساخت گرا استفاده شده و برای پاسخ به پرسش های پژوهش 21 مصاحبه عمیق با صاحب نظران انجام گرفته است. برای تحلیل داده ها، طی چهار مرحله اولیه، متمرکز، محوری و نظری به کدگذاری اقدام شده است. یافته ها: تحلیل داده ها در نهایت به احصای 19 مقوله فرعی، شش مقوله اصلی و شکل گیری الگوی نظری انجامید. نتیجه گیری: برای ایران می توان در سطح محلی و مرکزی نقش های اختصاصی و ارتباطی را در نظر گرفت که نقش آفرینانی شامل چهار گروه دولتی، عمومی، خصوصی و مردمی آنها را بر عهده می گیرند. همچنین برای حکمروایی محلی ایران در حالات موجود، ممکن و مطلوب، به ترتیب سه شکل ساختاری مجزا، هماهنگ و همراه ارائه شده که برای برعهده گرفتن نقش ها، اولویت های متفاوتی دارند. بنابراین شکل گیری الگوی مطلوب حکمروایی محلی در ایران به شناخت وضع موجود و همچنین عبور از وضع ممکن نیاز داشته و به تدریج حاصل خواهد شد.
۲۲۰۳۶.

طراحی مدل آشفتگی - پویایی توسعه بهره وری منابع انسانی صنعت نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف: صنعت نفت مهم ترین و استراتژیک ترین صنعت ایران است و در اقتصاد کشور نقش مسلط را بازی می کند. از آنجا که عنصر اصلی ایجاد و توسعه بهره وری، سرمایه انسانی است، توسعه بهره وری سرمایه انسانی در این صنعت، می تواند در راستای رسیدن به رشد اقتصادی و اهداف بلندمدت کشور گام های بلندی بردارد. در برنامه ریزی توسعه بهره وری منابع انسانی، مدیران و برنامه ریزان این حوزه از یک طرف با پیچیدگی نیروی انسانی (سیستم های چندذهنی) و از طرف دیگر با روابط روان شناختی و مسائل اجتماعی فرهنگی (نگرش سیستمی) مواجه اند. چنانچه مسئله بهره وری منابع انسانی را در صنعت نفت، مسئله ای از نوع آشفتگی در نظر بگیریم، این پژوهش به مدل سازی، شبیه سازی و سیاست گذاری سیستم بهره وری منابع انسانی صنعت نفت با بهره گیری از صورت بندی نظم آشفته و پویایی سیستم می پردازد. روش: روش شناسی پژوهش با الهام از تفکر سیستمی انتقادی تحقیق در عملیات و روش شناسی چندگانه (سیستمی از روش شناسی های سیستمی)، نخست با بهره گیری از موانع توسعه ایکاف/ قراجه داغی، به تعبیه اصولی برای ساختاردهی آشفتگی مسئله و سپس به مدل سازی با استفاده از رویکرد پویایی سیستم می پردازد. یافته ها: یافته های مدل، با توجه به وضعیت موجود نشان می دهند توجه ناکافی به شفافیت ساختار صنعت نفت در بعد قدرت و بهره گیری از سرمایه های فکری و انسانی در بعد ارزش و انگیزش کارکنان در بعد زیبایی سبب شده است که به بهره وری منابع انسانی صنعت، آسیب های فراوانی وارد شود. نتیجه گیری: اعمال سیاست های ترکیبی در سه زیرنظام ارزش، قدرت و زیبایی به عنوان بهترین دسته راهکار برای بهبود بهره وری منابع انسانی صنعت نفت انتخاب شد و نشان داده شد که برنامه ریزی برای افزایش سرمایه های فکری و انسانی، شفافیت ساختاری نظام صنعت نفت و نظام انگیزشی کارکنان صنعت نفت، بر افزایش میزان ارزش افزوده منابع انسانی و بهبود بهره وری منابع انسانی در صنعت نفت اثرهای شایان توجهی دارد.
۲۲۰۳۷.

شناسایی مؤلفه های شکل دهنده ایدئولوژی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۳۲۳
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، فهم و طراحی الگوی ایدئولوژی سازمانی برای شناسایی مؤلفه های شکل دهنده آن است تا از این طریق مدیران بتوانند برای ساختار سازمان های مأموریت محور، پیکربندی مطلوبی ایجاد کنند. روش: به منظور رسیدن به این هدف، در مرحله کیفی ضمن بررسی ادبیات موضوع با روش تحلیل مضمون، معیارهای مؤثر با استفاده از نرم افزار MaxQDA شناسایی شد. در مرحله بعدی، معیارهای شناسایی شده، با استفاده از رویکرد TISM فازی در ابعاد جدیدی دسته بندی و سطوح مؤلفه ها و روابط بین آنها، مشخص شدند. یافته ها : تجزیه و تحلیل داده ها، به شکل گیری 14 مضمون سازمان دهنده و سه مضمون فراگیر شامل مؤلفه های فرهنگی، مؤلفه های رفتاری و مؤلفه های ساختاری منجر شد. نتیجه گیری : وقتی ایدئولوژی سازمانی قوی شود، ساختار سازمانی خاصی ایجاد می کند که به آن سازمان مأموریت محور گفته می شود، بر این اساس که مؤلفه های فرهنگی در پایین ترین سطح قرار می گیرند و بر مؤلفه های رفتاری و ساختاری اثر می گذارند. بنابراین، از میان مؤلفه های فرهنگی مضمون سازمان دهنده ارزش ها و هنجارها و همانندسازی در سطح بسیار پایین قرار دارند و بر تمامی مضامین دیگر اثر می گذارند. این عناصر، در ایدئولوژی سازمانی بازیکنان کلیدی هستند و سازمان های مأموریت محور باید به آنها توجه کنند.  
۲۲۰۳۸.

شناسایی بازیگران اصلی و نقش های کلیدی در زیست بوم نوآوری نوپاها: مطالعه ای در استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۸
نوآوری در برترین نسل خود از طریق تعاملات گسترده و تبادل دانش و محصولات در بین کنشگرانی با ویژگی های حیات گونه به وقوع می پیوندد. این خصوصیات در قالب مفهوم زیست بوم بهتر درک شده و امکان سیاست گذاری می یابد؛ به خصوص هنگامی که ریزارگانیزم هایی نسبتا نوآور و وابسته به محیط یعنی نوپاها مورد توجه باشند. این پژوهش زیست بوم نوآوری نوپاها را با هدف شناسایی بازیگران اصلی و نقش های کلیدی آن مورد مطالعه قرار داده است. تحقیق دارای دو مرحله کیفی و کمی است. بخش کیفی مرور نظام مند ادبیات ده سال اخیر طی هفت مرحله شامل تعیین کلمات کلیدی، جستجو، سازماندهی، ارزیابی، گسترش، تفسیر و ارائه است. حاصل این بخش شناسایی دانشگاه ها، مراکز رشد، تامین کننده های مالی، شرکت ها، شتابدهنده ها و پارک-های علم و فناوری به عنوان بازیگران اصلی و همچنین زمینه سازی، متولدسازی، حمایت گری، مربی گری و سازآرایی به عنوان نقش های کلیدی بوده است. پس از آن در بخش کمی به کمک تحلیل ساختاری رابطه بین نقش ها با توانمندی نوآوری نوپاها در استان همدان بر مبنای داده های جمع آوری شده در اوایل سال 97 آزمون شد که تائید شدند. این پژوهش به لحاظ نظری یک چارچوب با حداقل های مورد نیاز برای تشکیل زیست بوم نوآوری نوپاها را شناسایی کرده و به لحاظ عملی دلالت بر آن دارد که استان همدان عمدتا به حمایتگری پرداخته و برای پیشرفت زیست بوم نیازمند توجه به سایر نقش هاست.
۲۲۰۳۹.

بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه شایستگی های رده اول و رده دوم فناورانه در همکاری های میان سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۲۲۲
شتاب زیاد تغییرات فناورانه در عصر حاضر، بسیاری از سازمان ها را به این نتیجه رسانده است که دستیابی به شایستگی های فناورانه به تنهایی و بدون همکاری با دیگر سازمان ها غیرممکن است. یکی از عواملی که به هر سازمانی در افزایش شایستگی هایش با استفاده از همکاری های میان سازمانی کمک می کند، سرمایه اجتماعی است. این مقاله با دیدگاه دانش محور به همکاری های میان سازمانی، به بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی شرکت بر توسعه شایستگی فناورانه رده اول و دوم در همکاری های میان سازمانی می پردازد. بدین منظور پس از توسعه فرضیه ها و تشکیل مدل مفهومی، برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از 60 شرکت دارویی، از روش مدلسازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی استفاده می شود. نتایج پژوهش تایید کننده وجود رابطه میان ابعاد سرمایه اجتماعی شرکت و افزایش شایستگی های رده اول و دوم فناورانه آن در همکاری های میان سازمانی است. اما نشان می دهد که تاثیر بعضی از ابعاد سرمایه اجتماعی بر افزایش شایستگی های رده اول و دوم در همکاری یکسان نیست.
۲۲۰۴۰.

تحلیل چالش های راهبری شبکه های رسمی همکاری علم و فناوری (مورد مطالعه: شبکه های منتخب در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۷
علی رغم تحقیقات انجام شده در زمینه شبکه های همکاری علم و فناوری(STCNs)، چالش های مدیریت این شبکه ها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه، 5 شبکه همکاری ایجاد شده توسط نهادهای دولتی در بین سال های 1379 تا 1397 در ایران، در زمینه آزمایشگاه های فناوری های راهبردی، آزمایشگاه های علمی، بیوتکنولوژی، پزشکی مولکولی و داروهای گیاهی، مطالعه شده است. در این مقاله با مرور نظام مند تحقیقات انجام شده، 41 چالش راهبری شبکه های رسمی همکاری علم و فناوری در ایران در سطح تحلیل شبکه شناسایی شد. سپس پرسشنامه محقق ساخته تدوین و در بین مطلعین 5 شبکه همکاری منتخب که جزء فعالترین شبکه های رسمی همکاری در حوزه علم و فناوری در ایران بودند توزیع گردید. برای تحلیل ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عوامل اصلی و چرخش واریماکس استفاده شد. از 41 شاخص شناسایی شده، 19 شاخص بار عاملی زیر 0.5 داشته و از تحلیل ها حذف و 22 شاخص در مرحله دوم و پس از چرخش، در 6 طبقه قرار گرفتند. با توجه به خصوصیات شاخص ها در طبقات، 6 عنوان برای طبقات نامگذاری گردید: 1-عضو گیری(دوشاخص)، 2-ساختار شبکه(6 شاخص)، 3- موقعیت شبکه(3 شاخص)، 4-جریان دانش(3 شاخص)، 5- صیانت پذیری(3 شاخص) و 6- پایداری(5 شاخص). در پایان نیز محدودیت های تحقیق ارائه شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان