هدف از انجام این پژوهش، بخش بندی و تعیین نیمرخ مشتریان با استفاده ازالگوریتم شبکه های عصبی خودسازمانده (مورد مطالعه: مشتریان شعب بانک کشاورزی شهرستان اهواز) است. تحقیق حاضر در گروه روش های کمّی قرار می گیرد. روش پژوهش براساس هدف از نوع کاربردی و براساس چگ ونگی جم ع آوری داده ه ا توص یفی (غیرآزمایشی) - پیمایشی و از نظر مکان نیز یک تحقیق میدانی است. جامعه آماری این تحقیق مشتریان بانک کشاورزی شهرستان اهواز می باشند. ازآنجایی که جامعه آماری این تحقیق نامحدود است، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران جامعه نامحدود، به تعداد 384 نفر تعیین شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه است. در این پژوهش روایی محتوا از طریق نظرخواهی از استاد راهنما و سایر اساتید صاحب نظر در قلمرو موضوعی این پژوهش صورت گرفت و پس از اعمال این نظرات در مورد محتوای پرسش نامه و رفع اشکالات موجود، پرسش نامه مور تأیید واقع شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل شبکه عصبی SOM در نرم افزار MATLAB انجام شده است. پس از اجرای تحلیل داده ها، یافته های پژوهش به شناسایی پنج دسته متفاوت از مشتریان با ویژگی های رفتاری و جمعیت شناختی متفاوت شد. این 5 بخش عبارتند از: مشتریان کلان سنتی و ارزشمند، مشتریان طلایی، مشتریان کم ارزش، مشتریان الماسی وفادار و مشتریان خاص.
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ای هنرآموزان شاخه فنی وحرفه ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان ها می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان می باشد و به روش نمونه گیری هدفمند وگلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامه درسی ملی؛ 3) هدف های دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی و حرفه ای می باشد. ابزارهای جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی می باشد. برای تأمین اعتبار یافته ها از معیارهای چهارگانه «اطمینان پذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری» و «انتقال پذیری» پژوهش های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه بندی آنها، مؤلفه های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفه ای، رویکرد و جهت گیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیت ها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش و پرورش می تواند در سیاست گذاری های مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستان ها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می توان از توصیه ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.
با گسترش پلتفرم های دیجیتال تعاملی، ایجاد و مدیریت جوامع برند آنلاین به عنوان یک استراتژی کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند شناخته شده است که به سازمان ها امکان افزایش تعامل مشتریان و تقویت وفاداری به برند را می دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگی های مختلف جوامع طرفداران برند آنلاین (شامل کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم، تعامل مجازی و پاداش) بر تعامل مشتری و در نهایت وفاداری به برند می پردازد. با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل داده های جمع آوری شده از 430 کاربر فعال فیس بوک، نتایج نشان می دهد که هر یک از ویژگی های بررسی شده به طور مثبت و معناداری بر تعامل مشتری تأثیر دارند، که کیفیت اطلاعات و تعامل مجازی بیشترین تأثیر را دارند. همچنین، تعامل مشتری به طور مثبت و معناداری بر وفاداری به برند تأثیر می گذارد. علاوه بر این، نقش میانجی جنسیت در این رابطه بررسی شده و نشان می دهد که تأثیر ویژگی های جوامع برند آنلاین بر تعامل مشتری در بین جنسیت های مختلف ثابت و غیرقابل تغییر است. این مطالعه با تأکید بر مدیریت استراتژیک هوشمند، نشان می دهد که طراحی و مدیریت بهینه جوامع برند آنلاین می تواند به عنوان یک ابزار استراتژیک برای افزایش تعامل و وفاداری مشتریان و در نتیجه بهبود عملکرد سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
این مطالعه با هدف ارائه الگوی هم آفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق آمیخته محسوب می گردد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 نفر از خبرگان اعم از اساتید دانشگاه، مدیران کارشناسان فروش شرکت های صنعت چرم بوده که بر اساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان شرکت های فعال در صنعت چرم و نمایندگان فعال شرکت های برندهای چرم که دفتر مرکزی شان در شهر تهران به تعداد 4000 نفر است که از این میان نمونه ای متشکل از 384 نفر انتخاب شده است. ابزار اصلی گردآوری داده ها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته به تعداد 42 گویه مبتنی بر طیف پنج درجه لیکرت (در بخش کمی) تنظیم شده است. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش داده بنیاد استفاده شده است؛ و نهایتا برای آزمون فرضیات از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی. ال اس استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی، نگرانی زیست محیطی جامعه و ارتباطات به عنوان شرایط علی؛ عوامل اقتصادی و فرهنگ برند سبز به عنوان مقوله های زمینه ای، مدیریت بازاریابی سبز و بازارگرایی به عنوان شرایط مداخله گر، سرمایه اجتماعی سبز به عنوان پدیده های محوری، جهت گیری سبز، حفظ ارزش برند، برند اشتراکی، و برند احساسی به عنوان راهبردها و وفاداری فعال، طنین برند و معنای برند به عنوان مهم ترین پیامدهای هم آفرینی ارزش مبتنی بر سرمایه اجتماعی سبز در برندسازی خانوادگی شناسایی شدند. نتایج بخش کمی ضمن تایید فرضیه های تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. نگرانی زیست محیطی و ارتباطات بر سرمایه اجتماعی سبز تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ فرهنگ برند سبز، عوامل اقتصادی، سرمایه اجتماعی سبز، بازاریابی سبز و بازارگرایی بر راهبردهای هم آفرینی ارزش تاثیر مثبت و معناداری دارد؛ و راهبردها نیز تاثیر مثبت و معناداری بر وفاداری برند، طنین برند و معنای برند دارد. با توجه به یافته ها، اینگونه استنباط می شود که از آنجا که هم آفرینی ارزش مبتنی بر روابط دوطرفه بین شرکت و مشتریان است، تجمیع سرمایه اجتماعی به تقویت این روابط و نهایتا هم آفرینی ارزش برند کمک زیادی می کند.
امروزه صنعت نفت و گاز به دلیل اهمیت در درآمدزایی کشور با چالش هایی مواجه است. در همین حوزه مطالعاتی در حوزه سناریوهای صنعت نفت و گاز ایران انجام شده است که هرکدام به نوعی از یک یا چند جنبه به پیش بینی و ارائه سناریوها پرداخته اند. عدم وجود یک الگوی جامع در مطالعات پیشین توجه به این موضوع را پر اهمیت کرده است. در این پژوهش هدف اصلی ارائه الگوی جامع دستیابی به سناریوهای مطلوب نفت و گاز ایران است. برای تحقق این هدف، از روش فراترکیب استفاده شده است. در ابتدا با مشخص کردن هدف و مطالعه نظام مند ادبیات، مقالات مرتبط جستجو و انتخاب شدند. از بین 108 مقاله جستجو شده، با مطالعه چکیده آنها تعداد 47 مقاله انتخاب و از بین مقالات انتخابی تعداد 22 مقاله که بیشترین تناسب با هدف پژوهش داشت و در آن ها از روش سناریونویسی به پیش بینی آینده صنعت نفت و گاز پرداخته شده بود، انتخاب شدند. در ادامه اطلاعات لازم از مقاله ها استخراج و سناریوهای به دست آمده در مقالات تحلیل، ترکیب و کدگذاری شدند. در مرحله کدگذاری چهارمقوله ارتباطات بین المللی، تغییرات انرژی، فناوری و نوآوری و تغییرات سیاسی - اقتصادی شناسایی شدند. جهت کنترل کیفی مقوله ها و کدهای شناسایی شده از ضریب کاپا استفاده شد. مقدار عددی ضریب کاپا با استفاده از نرم افزار اس پی اس 0.782 به دست آمد که نشان دهنده پایایی پژوهش است. همچنین جهت اعتبارسنجی نتایج الگو اولیه از نظرات خبرگان استفاده شد. در نهایت الگوی جامع طراحی و نتایج و پیشنهادات ارائه شد.
Nowadays, social brand engagement is considered as a vital elements and an important issue in marketing and management fields, since it increases the awareness of brand and also its credibility among audiences. In such a way that it creates a credible and meaningful relationship with customers that at last they became the supporters of such brand. Therefore, this study was to review the issue of social brand engagement through user-generated contents using meta-synthesis method during 2010-2024, systematically. This study made use of documentary method to gather data and population consisted of all internal and external related studies in authentic journals. To evaluate the quality of researches, we made use of Critical Appraisal Skills Program (CASP) and to maintain the quality of meta-synthesis, we made use of Kappa index that the Kappa agreement coefficient of the themes was 0.879 indicating the level of good agreement and reliability of the results. Findings showed that 62 codes and 7 themes were identified including “the use of strategies to increase user participation in UGC, the use of user content in UGC in marketing campaigns, harnessing the power of customer testimonials, creating compelling challenges and contests, using and creating a community around the brand, analyzing the impact of UGC and paying attention to the intersection of legal considerations and ethical procedures in the field of UGC campaigns for the formation of social brand engagement” and 2 dimensions have been identified including “the development of the process of using UGC and the internalization of UGC in the formation and increase of social brand engagement”. Therefore, regular disclosing brand-related contents and creating effective communication channels between the firm and customers on social media can lead to social brand engagement.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین پایداری سود، نظارت نهادی و انواع ارتباطات سیاسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395 تا 1401 و تعداد نمونه نیز 105 شرکت است. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، از روش تحلیل رگرسیون و نرم افزار آماری ایویوز استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد نظارت نهادی در شرکت های دارای ارتباطات سیاسی نقشی مؤثر در افزایش پایداری سود دارد. انتخاب حسابرسان بزرگ توسط شرکت های دارای ارتباطات سیاسی دارای رابطه ای معنادار با پایداری سود نیست؛ ولی هرچه مدت تصدی مدیرعامل شرکت های دارای ارتباطات سیاسی افزایش پیدا کند، پایداری سود نیز بیشتر می شود. به طور کلی، نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار بین پایداری سود، نظارت نهادی و انواع ارتباطات سیاسی است؛ بنابراین، با توجه به اینکه اقتصاد ایران در سال های متمادی درگیر اصطلاح اقتصاد دولتی است و شرکت ها، خواه یا ناخواه، درگیر ارتباطات سیاسی هستند، بررسی روابط مدنظر در پژوهش حاضر ممکن است برای طیفی وسیع از ذی نفعان شرکت از جمله دولت، تصمیم گیرندگان شرکت ها، تحلیلگران، سرمایه گذاران و غیره، از اهمیت بسیار برخوردار باشد.
پژوهش حاضر به شناسایی عوامل موثر بر مدیریت و ساماندهی کسب و کارهای مبتنی بر تجارت الکترونیک از طریق رویکرد فراترکیب پرداخته است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی با رویکرد اکتشافی است. جامعه پژوهش، مقالات در زمینه مدیریت و ساماندهی تجارت و کسب و کار الکترونیک به صورت مشترک یا مجزا است. روش جمع آوری اطلاعات روش اسنادی- کتابخانه ای با بهره وری از روش فراترکیب و روش نمونه گیری نیز بر اساس معیارهای ورود و خروج در روش پریزما انتخاب گردیده است. در راستای پاسخ به سوالات پژوهش، 96 مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت که منجر به استخراج 15 مقوله و 95 کدمعنادار شده است. در پایان نتایج حاکی از آن است که مدیریت کسب و کارهای مبتنی بر تجارت الکترونیک دربردارنده مولفه های فروش آنلاین، بازاریابی دیجیتال، تأمین کنندگان، رهبری، محصول یا خدمات، منابع انسانی، فرهنگ سازمانی، مشتری، بازار و ساختار سازمانی است. همچنین ساماندهی کسب و کارهای مبتنی بر تجارت الکترونیک شامل بعد فنی، سازمانی، محیطی، اقتصادی و بعد مالی می باشد.
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مدیریت سود واقعی در افزایش ریسک سقوط قیمت سهام با لحاظ کردن نقش بیش اعتمادی مدیران است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روش شناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونهگیری حذف سیستماتیک، 146 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و در دوره زمانی 6 ساله بین سال های 1396 الی 1401 موردبررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که مدیریت سود بر ریسک سقوط قیمت سهام تأثیرگذار است و بیش اعتمادی مدیران این رابطه را تعدیل میکند.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش سازوکارهای حاکمیت شرکتی بر نظارت وام دهندگان است و جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که تعداد آن ها به 167 شرکت می رسد و بازه زمانی این پژوهش شامل یک دوره 6 ساله از ابتدای سال 1396 تا پایان سال 1402 می باشد. روش پژوهش از نوع کاربردی است و جهت جمع آوری اطلاعات پژوهش از نرم افزار ره آورد نوین و سایت سازمان بورس استفاده گردید و سپس داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج پژوهش نشان داد که بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اجتناب از مالیات وام گیرندگان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین سازوکارهای حاکمیت شرکتی باعث محدود ساختن تهاجم مالیاتی وام گیرندگان می شود.
در سال 1401، افشای مسائل عمده حسابرسی به منظور ارتقای ارزش اطلاعاتی گزارش حسابرس ضرورت یافته است. هدف از این افشاگری ها، ارائه اطلاعات ارزشمند برای تصمیم گیری سرمایه گذاران است که به آن ها کمک می کند عملکرد معیار سود را بهتر ارزیابی کنند. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی پیامدهای افشای مسائل عمده حسابرسی بر قضاوت و تصمیم گیری سرمایه گذاران می پردازد. در پژوهش حاضر از طرح آزمایش با طرح عاملی 2*2 بین گروهی استفاده شد. متغیرهای مستقل، نوع گزارش حسابرسی و عملکرد معیار سود و متغیر وابسته، قضاوت ارزشیابی سرمایه گذاران است. نمونه آماری شامل 176 آزمودنی (شامل 96 آزمودنی حرفه ای و 80 آزمودنی غیرحرفه ای) می باشد و هرگروه از آزمودنی ها به صورت مجزا و مستقل به صورت تصادفی در چهار گروه با اندازه یکسان تخصیص یافته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مسائل عمده حسابرسی بر قضاوت و تصمیم گیری سرمایه گذاران حرفه ای تاثیرگذار و تمایل آن ها جهت سرمایه گذاری را کاهش می دهد، اما بر قضاوت و تصمیم گیری سرمایه گذاران غیرحرفه ای تاثیر ندارد. عامل عملکرد معیار سود بر قضاوت ارزشیابی هر دو گروه تاثیرگذار و تعاملی بین عملکرد معیار سود و مسائل عمده حسابرسی یافت نشد. شایان ذکر است یافته های این پژوهش می تواند بینش های ارزشمندی را برای ذینفعان مختلف مانند تدوین کنندگان استاندارد، ناشران، حسابرسان و سرمایه گذاران فراهم نماید.
هدف: هدف از پژوهشِ پیشارو تدوین مدل پارادایمی حاکم بر ناپایداری خط مشی های عمومی در بخش خصوصی ایران است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: برای استخراج عناصر اصلی مدل، پرسش های مورد نیاز بر اساس ادبیات پژوهش طراحی شده و در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته با 33 نفر از خبرگان بخش خصوصی و کارشناسان حوز ه مربوطه مصاحبه عمیق انجام گرفته است. گزینش مشارکت کنندگان با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند و نوع نمونه گیری نظری بوده است. یافته های پژوهش: در پژوهش حاضر با طی مراحل پژوهشی داده بنیاد و تکیه بر رهیافت نظام مند کوربین و استراوس، و با کدگذاری باز، انتخابی و محوری، مقوله های مدل پارادایمی و در مرکز آن مقوله محوری با عنوان ناپایداری خط مشی های عمومی و شرایط علّی، متغیرهای تعدیل گر، متغیرهای میانجی، راهبردها و در نهایت پیامدها و مدل پارادیمی ناهمگونی خط مشی های عمومی حاکم بر بخش خصوصی استخراج گردید. اصالت پژوهش: با توجه به نوع و ماهیت پژوهش و جامعیت ابعاد مورد کاوش بارزترین، شاخص ترین و جدیدترین عوامل ناپایداری خط مشی های عمومی در بخش خصوصی (حوزه صنایع ایران) به عنوان یافته های پژوهش به دست آمد و بنا بر اظهارات متخصصان می توان از نتایجِ به دست آمده در بسط و گسترش دانش خط مشی گذاری در زمینه تولید استفاده نمود و از منظر و بینش جدیدی در این حوزه بهره مند گردید.
مقدمه: نقشه برداری جریان ارزش از مهم ترین و پرکاربردترین ابزارهای تفکر ناب است که از آن به منظور شناسایی فعالیت های غیرارزش افزا و بهبود فرایند ارائه خدمات استفاده می شود. این مطالعه با هدف طراحی نقشه بهبود فرایند ارایه خدمات سونوگرافی در یک بیمارستان نظامی با استفاده از نقشه جریان ارزش انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ترکیبی (کمی - کیفی) بر اساس رویکرد ناب است که در سال 1401 در یک بیمارستان نظامی انجام شد. در مرحله کمی، با استفاده از روش نمونه گیری آسان تعداد 100 نمونه انتخاب شد و از طریق روش مشاهده، زمان انجام سونوگرافی از ورود بیمار تا اتمام فرایند اندازه گیری و بر اساس آن نقشه فعلی ارزش ترسیم شد. سپس در مرحله کیفی، با استفاده از روش بحث گروهی متمرکز و با مشارکت 7 نفر از خبرگان انواع اتلاف و علل ریشه ای و راهکارهای آنها تعیین و بر اساس آن، نقشه آینده جریان ارزش با نرم افزار Edraw max 7 ترسیم گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که به طور متوسط در انجام سونوگرافی،42/6 دقیقه صرف زمان انتظار و 30/6 دقیقه صرف زمان چرخه اصلی فرایند ارائه خدمت م ی شود و به طور متوسط، زمان کل انجام هر سونوگرافی، 73/3 دقیقه است. بیشترین اتلاف در فرایند سونوگرافی مربوط به اتلاف ناشی از تصحیح است که مواردی همچون مخدوش بودن دستور سونوگرافی، ثبت ناقص دستور سونوگرافی، اشتباه در تدوین نوع و عضو سونوگرافی از طرف پزشک ارجاع دهنده است. در نهایت، امکان ارسال نسخه جهت اخذ نوبت و دریافت جواب از طریق نرم افزارهای موجود (واتساپ و غیره)، زمان بندی دقیق و نوبت دهی در حد ظرفیت، آموزش پزشکان درمانگاه به منظور انجام نسخه نویسی و تقویت زیرساختهای فناوری اطلاعات بهعنوان برخی از راهکارهای اصلی معرفی شدند. نتیجه گیری: زمان انتظار زیاد بین فعالیت ها و زیرفرایندهای ارائه خدمات سونوگرافی، عامل اصلی اتلاف زمان بیمار است و درصد بیشتر زمان حضور بیمار صرف زمان انتظار می شود. بنابراین، لازم است با اقدامات مدیریتی از قبیل مدیریت صف و سیستم های نوبت دهی و به کارگیری فناوری های جدید از زمان انتظار بیمار کاسته شود.
زمینه و هدف: جانشین پروری کوانتومی مفهومی است که اخیراً در حوزه مدیریت نمود پیدا کرده و مشتمل بر فرآیندی است که هدف آن تلفیق مهارت های هفت گانه کوانتومی کارکنان با سیاست ها و برنامه های جانشینی است. هدف این تحقیق طراحی مدل جانشین پروری کوانتومی در شرکت گاز استان تهران است.
هدف: این مطالعه به بررسی نقش رابطه مداری، به عنوان یک راهبرد کسب وکار، برسهم بازار مؤسسات حسابرسی در ایران می پردازد.روش: داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از رویکرد کمّی تحلیل و نتایج استخراج شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد از میان ابعاد سه گانه رابطه مداری، استفاده از بعد سیاسی (سابقه حضور در پست های کلیدی فرا حرفه) رواج بیشتری دارد. به علاوه، پنج مضمون از بعد اجتماعی (نظیر حل مشکلات سیستم حسابداری صاحب کاران و ارزش آفرینی) و سه مضمون از بعد اقتصادی (نظیر کسب پست های کلیدی حرفه) دارای نقش مؤثری بر سهم بازار مؤسسات حسابرسی در ایران هستند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد مؤسسات حسابرسی در ایران از بعد مشتری محوری رویکرد تجاری سازی (رابطه مداری) به عنوان یک راهبرد کسب وکار باهدف حفظ و افزایش سهم بازار استفاده می نمایند.دانش افزائی: این پژوهش به عنوان یک تلاش جدید، تصویری از نقش راهبرد رابطه مداری، بر اساس طبقه بندی جدیدی از اشکال رایج آن ها، بر سهم بازار مؤسسات حسابرسی ایران ارائه می کند.
قابلیت اطمینان به درصد کامیابی تجهیزات در طول دوره فعالیت آنها باز می گردد. قابلیت اطمینان تجهیزات بیمارستانی پس از انتخاب و تهیه، در طول عمر فعالیت وابسته به نگهداری و بهره برداری مناسب است. هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی کارآمد برای اولویت بندی تجهیزات بیمارستانی برای قرارگیری در برنامه نگهداری و تعمیرات است. چرا که یکی از مهم ترین موراد موثر در حفظ قابلیت اطمینان تجهیزات نگهداری این تجهیزات در سطح عملکرد مناسب است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، روش جمع آوری اطلاعات پیمایشی و دلفی فازی است. تجزیه و تحلیل اطلاعات در مورد وزن دهی شاخص ها از طریق مقایسات زوجی و تجزیه تحلیل سلسله مراتبی فازی و در اولویت بندی تجهیزات از طریق مدل تاپسیس بهبود یافته فازی صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد اولویت تجهیزات بخش دیالیز به عنوان جامعه نمونه با توجه با شاخص های اصلی ارزش ، ماهیت ، میزان و شرایط فعالیت تجهیز ونیز 9 زیر شاخص فرعی این شاخص های اصلی، بدین شرح است. اولویت اول مربوط به یوپی اس، دوم ریورس اسمز و سوم دستگاه دیالیز.
در این مقاله رویکردهای مطرح تهیه ره نگاشت با شاخص های شفافیت کل گرایی ارزیابی شده اند. نشان داده شده است که کل گرایی و در نظر گرفتن نقش همه عناصر اصلی یک حوزه کسب وکار در تهیه ره نگاشت در کاهش چالش های تهیه ره نگاشت تأثیر مستقیم دارد. ازاین رو شناخت رویکردهایی که بیشترین توجه را به شفافیت در کل گرایی دارند می تواند در انتخاب بهترین رویکرد تهیه ره نگاشت مؤثر باشد. برای این منظور ابتدا شاخص های مناسب سنجش کل گرایی در گروه کانونی استخراج شد. این شاخص ها در پنل خبرگی به آزمون روایی گذاشته شد و تأیید شد. سپس با روش تحلیل محتوا و رویکرد تطبیقی سیزده روش تهیه ره نگاشت مورد ارزیابی قرار گرفت. این ارزیابی نشان می دهد شاخص شفافیت نقش سیاست گذار در تهیه ره نگاشت همواره یک شاخص مغفول بوده است. رویکرد کاپل و رویکرد بسته توسعه فناوری با شفافیت 71 درصدی شاخص های کل گرایی مناسب ترین رویکردهای شناخته شده برای ره نگاشت حوزه کسب وکار هستند. رویکرد بهبودیافته تی پلن تنها 57% شفافیت ایجاد می کند و در تهیه ره نگاشت برای حوزه کسب وکار مناسب نیست. رویکرد ایرانی ای پلن که با هدف کاهش چالش های تهیه ره نگاشت در حوزه کسب وکار و بر اساس شفاف سازی نقش عناصر اصلی حوزه کسب وکار طراحی شده است، کامل ترین شفافیت را در شاخص های کل گرایی دارد. الگوی ای پلن تابه حال در تهیه ره نگاشت حوزه های گوناگون کسب وکار دفاعی و غیر دفاعی ازجمله ره نگاشت ترابری هوشمند جاده ای مورداستفاده قرارگرفته است و توانمندی خوبی از خود نشان داده است.
هدف: هدف این پژوهش بررسی روند پیشرفت پژوهش های مرتبط با آموزش حسابداری از ابتدا تا سال 2022 است.روش: روش پژوهش اصلی این پژوهش تحلیل بیبلیومتریک است که به مطالعه و بررسی ویژگی های مقالات منتشر شده از قبیل نویسندگان، کشورها، موضوعات و مجلات می پردازد. نمونه این پژوهش شامل 2034 مقاله در حوزه آموزش حسابداری بوده که در پایگاه Scopus از ابتدا تا سال 2022 میلادی نمایه شده اند.یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر این است که روند انتشار کلی مقاله های حوزه آموزش حسابداری صعودی بوده و بیشترین تعداد مقالات در سال 2020 منتشر شده است. پر تکرارترین کلمات عبارتند از: آموزش حسابداری، دانشجویان، حسابداری، تدریس، آموزش، برنامه های درسی، آموزش الکترونیکی، آموزش عالی، سیستم های یادگیری، طراحی آموزش، نظرسنجی، اخلاق، هوش مصنوعی، حسابداری مالی، برنامه تحصیلی، جنبه های حرفه ای، حسابداری مدیریت، فناوری اطلاعات. کشور ایالات متحده در صدر جدول فعال ترین ناشران برای حوزه آموزش حسابداری بوده است.نتیجه گیری: سیر تحول در کلمات کلیدی به چهار طبقه تقسیم می شوند که عبارتند از تأکید بر مبانی حرفه حسابداری در برنامه درسی، سیستم های یادگیری و عملکرد آموزش عالی، تأکید بر یادگیری فعال، فناوری آموزشی در سطح دانشگاه ها و یادگیری الکترونیکی، برخط و مبتنی بر سیستم و توسعه مهارت های نرم دانشجویان. مرور پیشرفت تاریخی تحقیقات حوزه آموزش حسابداری موجب درک، تفسیر و تحلیل آموزش حسابداری و توجه به تغییرات موجود و انتظارات جامعه از حرفه حسابداری می شود.