
مقالات
حوزههای تخصصی:
این تحقیق ارائه مدل بهینه مدیریت زمان مبتنی بر اینترنت اشیا با استفاده از داده کاوی کریسپ (مورد مطالعه: شرکت ایرانخودرو) باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع بنیادی و کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها کیفی محسوب می شود .داده های تحقیق در مرحله اول از طریق جمع آوری داده ها و اطلاعات اولیه از روش کتابخانه ای و مطالعه مقالات، کتب، رساله ها، پایان نامه ها و متون تخصصی مرتبط به دست آمده است و در بخش دوم پژوهش کیفی است که از روش گراندد تئوری به منظور کشف و شناسایی مولفه ها، ابعاد و متغیرهای مدیریت زمان مبتنی بر اینترنت اشیا بهره برداری شده و متغیرهای لازم شناسایی شدند برای جمع آوری داده ها در این بخش از روش مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته استفاده گردید. با استفاده از ابزار مصاحبه های عمیق فردی تجارب مشارکت کنندگان به صورت عمیق استخراج می شود .جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید هیئت علمی در حوزه مدیریت و خبرگان در این حوزه به تعداد 20 نفر می باشند و نمونه گیری به شیوه گلوله برفی بوده است.نتایج پژوهش نشان می دهد با استفاده از مدل بهینه مدیریت زمان مبتنی بر اینترنت اشیا، سازمان ایرانخودرو قادر خواهد بود فرآیندهای تولید را بهبود داده و عملکرد بهتری در تولید خودروها داشته باشد. این بهینه سازی می تواند منجر به کاهش زمان تولید، افزایش کیفیت و کاهش هزینه های تولید شود. استفاده از سامانه های هوشمند و تجمیع و تحلیل داده های ترافیکی به شرکت ایرانخودرو کمک می کند تا در مدیریت ترافیک شهری بهبود قابل توجهی را به ارمغان بیاورد. این پیشرفت می تواند منجر به کاهش زمان سفر، بهبود انسجام ترافیکی، کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی شهروندان شود.
هم ترازی استراتژیک در مدیریت کیفیت سازمان با استفاده از دیدگاه نظریه اقتضایی
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی نقش مدیریت کیفیت (QM) در تئوری و عمل با استفاده از دیدگاه تئوری اقتضایی است. این پژوهش حول محور نقش QM در بهبود همکاری استراتژیک در شرکت های کوچک و متوسط (SME) با استفاده از تئوری اقتضایی می باشد تا به کارگیری بهترین روش های عملی. تئوری استقرایی اساس کار روش پژوهش را تشکیل می دهد که شامل تحلیل مطالعات موردی پنج شرکت کوچک و متوسط با تکرار مصاحبه ها (n = 45)، گروه های هدف (n=5) و تحلیل مدارک و شواهد است. با توجه به یافته های پژوهش مشخص شد که متغیرهای اقتضایی (استراتژی، فرهنگ، چرخه حیات و توجه به مشتری) و انواع مربوط به آن ها در تعامل با شیوه های عملی QM بودند و در شکل گیری همکاری استراتژیک بین SME ها و محیط اطراف آن ها مؤثراست. این فرایند که بر اساس روش های اقتضایی شکل می گیرد در هر SME و محیط مربوطه اش در مقایسه با بهترین روش های عملی فراگیر به شکلی منحصربه فرد روی می دهد.
رویکرد استراتژیک و هوشمند در انتخاب تأمین کنندگان با استفاده از مدل چندمعیاره TOPSIS فازی: مطالعه موردی در صنعت فولاد
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، مدیریت استراتژیک زنجیره تأمین به ابزاری ضروری برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل شده است. انتخاب تأمین کنندگان به عنوان یکی از تصمیمات کلیدی در مدیریت زنجیره تأمین، تأثیر مستقیمی بر بهره وری و هوشمندسازی فرآیندهای تولید و توزیع دارد. این مطالعه با استفاده از مدل چندمعیاره TOPSIS فازی، رویکردی نوین و هوشمند برای انتخاب تأمین کنندگان ارائه می دهد. مدل ارائه شده قادر است تعادلی میان معیارهای کمی و کیفی برقرار کند و در محیط های غیرقطعی، تصمیمات استراتژیک دقیقی اتخاذ کند. این روش با تمایز میان معیارهای هزینه ای (کمتر و بهتر) و معیارهای سودآور (بیشتر و بهتر)، راه حل هایی را شناسایی می کند که بیشترین نزدیکی به راه حل ایده آل مثبت و بیشترین فاصله از راه حل ایده آل منفی را دارند. علاوه بر این، تحلیل حساسیت برای ارزیابی تأثیر وزن معیارها بر نتایج انتخاب تأمین کنندگان انجام شده است. مطالعه موردی بر روی یک واحد تولید فولاد کوچک نشان می دهد که این رویکرد می تواند به مدیران کمک کند تا تصمیماتی هوشمندانه و مبتنی بر استراتژی برای بهینه سازی عملکرد زنجیره تأمین اتخاذ کنند. یافته های این پژوهش نشان دهنده توانایی مدل TOPSIS فازی در ارتقای تصمیم گیری هوشمند و دستیابی به اهداف کلان استراتژیک در صنایع تولیدی است.
تأثیر بازاریابی دوسو توان بر بهبود عملکرد بازار و مالی با رویکرد مدیریت هوشمند
حوزههای تخصصی:
در محیط های پویا و رقابتی امروز، مدیریت استراتژیک هوشمند نیازمند ابزارها و رویکردهایی است که بتوانند همزمان بهره وری از منابع موجود و شناسایی فرصت های جدید را بهینه کنند. بازاریابی دوسو توان به عنوان رویکردی نوین، این قابلیت را به سازمان ها می دهد که هم در بهره برداری از بازارهای موجود و هم در اکتشاف فرصت های نوآورانه موفق عمل کنند. این پژوهش، تأثیر بازاریابی دوسو توان را بر عملکرد بازار و مالی در شرکت های کوچک و متوسط (SME) فعال در صنعت فناوری اطلاعات بررسی می کند. داده های این تحقیق از 392 مدیر و مالک SME با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با مدل معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که بهره برداری بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بازار دارد و اکتشاف بازاریابی نیز تأثیری مستقیم و مثبت بر هر دو شاخص عملکرد بازار و مالی دارد. علاوه بر این، مشخص شد که عملکرد بازار نقش میانجی کلیدی در تأثیرگذاری بر عملکرد مالی ایفا می کند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که بازاریابی دوسو توان می تواند به عنوان ابزاری هوشمند برای بهبود عملکرد و دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در کسب وکارها مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر ویژگی های جوامع برند آنلاین بر تعامل مشتری و وفاداری: رویکردی هوشمندانه در مدیریت استراتژیک با استفاده از مدل محرک–ارگانیسم–پاسخ
حوزههای تخصصی:
با گسترش پلتفرم های دیجیتال تعاملی، ایجاد و مدیریت جوامع برند آنلاین به عنوان یک استراتژی کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند شناخته شده است که به سازمان ها امکان افزایش تعامل مشتریان و تقویت وفاداری به برند را می دهد. این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگی های مختلف جوامع طرفداران برند آنلاین (شامل کیفیت اطلاعات، کیفیت سیستم، تعامل مجازی و پاداش) بر تعامل مشتری و در نهایت وفاداری به برند می پردازد. با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل داده های جمع آوری شده از 430 کاربر فعال فیس بوک، نتایج نشان می دهد که هر یک از ویژگی های بررسی شده به طور مثبت و معناداری بر تعامل مشتری تأثیر دارند، که کیفیت اطلاعات و تعامل مجازی بیشترین تأثیر را دارند. همچنین، تعامل مشتری به طور مثبت و معناداری بر وفاداری به برند تأثیر می گذارد. علاوه بر این، نقش میانجی جنسیت در این رابطه بررسی شده و نشان می دهد که تأثیر ویژگی های جوامع برند آنلاین بر تعامل مشتری در بین جنسیت های مختلف ثابت و غیرقابل تغییر است. این مطالعه با تأکید بر مدیریت استراتژیک هوشمند، نشان می دهد که طراحی و مدیریت بهینه جوامع برند آنلاین می تواند به عنوان یک ابزار استراتژیک برای افزایش تعامل و وفاداری مشتریان و در نتیجه بهبود عملکرد سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی مدل همکاری استراتژیک بین سازمانی با استفاده از شبکه های بلاکچین
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی طراحی مدل همکاری استراتژیک بین سازمانی با استفاده از فناوری بلاکچین پرداخته است. همکاری های استراتژیک به عنوان یکی از ارکان مهم رشد و توسعه سازمان ها، نیازمند بسترهای امن و شفاف برای تسهیل تعاملات و تبادل اطلاعات است. بلاکچین با ارائه ویژگی هایی مانند شفافیت، امنیت، و عدم تغییرپذیری داده ها، به طور ویژه برای بهبود این همکاری ها در نظر گرفته شده است. در این تحقیق، مدل های مختلف همکاری با تمرکز بر مزایا و چالش های استفاده از بلاکچین مورد بررسی قرار گرفت و پیشنهاداتی برای بهبود استفاده از این فناوری ارائه شد. نتایج نشان می دهند که بلاکچین می تواند به طور چشمگیری به کاهش هزینه ها، افزایش کارایی و تسهیل فرآیندهای همکاری های بین سازمانی کمک کند، با این حال چالش هایی مانند مشکلات فنی، قانونی و فرهنگی در مسیر پیاده سازی آن وجود دارد.