"نگرش نو به مفاهیم حسابداری و در نظر گرفتن ابعادی گسترده در تحلیل روند تاریخی آن ، منجر به شکل گیری دیدگاه های مختلف در ارزیابی گذشته آن و دستیابی به راه حل هایی نوین در حل مسائل موجود خواهد شد این مقاله سعی دارد به بررسی دیدگاه های کوهن و لاکاتوش در فلسفه علم پرداخته و با کاربرد آن در نظریه حسابداری ، میزان انطباق آنرا با روش مورد عمل در حسابداری مشخص نماید
در بررسی بعمل آمده کاربرد دو دیدگاه فوق در حسابداری و همچنین مقایسه آن ها به این نتیجه رسیده است که در نظریه حسابداری از منظر فلسفه علم با نظریه کوهن بر تهیه اطلاعات مفید جهت تصمیم گیری اقتصادی و نظریه لاکاتوش بر مسئولیت پذیری ، پاسخگویی و رویکرد انتقادی تاکید می شود . لذا به نظر می رسد دیدگاه لاکاتوش در حسابداری می تواند همانند فلسفه علم ، ضعف های پیدا و پنهان دیدگاه کوهن را از بین ببرد"
در این مقاله یک مدل خرد ترافیک برای بررسی رفتار حرکتی رانندگان در قسمت اصلی آزادراه ارائه شده است. در این مدل مانند مدلهای سلولی سطح آزادراه به تعدادی سلول تقسیم شده که در هر زمان هر سلول یا خالی است یا توسط یک وسیلهنقلیه اشغال شده است و حرکت وسایلنقلیه با جابجا شدن آنها در سلولهای آزادراه توصیف میشود. در مدل پیشنهادی رفتار حرکتی رانندگان بر مبنای فرآیند بهینهسازی رانندگان جهت کاهش ریسک تصادف و افزایش سرعت توصیف شده است. در این مدل رانندگان در هر گام زمانی تصمیم میگیرند که در گام بعدی به کدام سلول بروند تا با کمترین ریسک تصادف و بیشترین سرعت ایمن مواجه بشوند. یک نرم افزار شبیهسازی خرد ترافیک با استفاده از مدل سلولی برای شبیهسازی مدل پیشنهادی تهیه شده است. مقایسه نتایج به دست آمده از شبیهسازی با دادههای جمعآوری شده از شرایط واقعی نشان داده که مدل پیشنهادی برای توصیف رفتار حرکتی رانندگان در آزادراههای ایران معتبر است.
"با توسعه سیستمهای حملونقل هوشمند، فرآیند برنامهریزی سیستمهای حملونقل عمومی مانند اتوبوس و قطار شهری از حالت استاتیک (برنامهریزی بر اساس دادههای گذشته) به حالت پویا (برنامهریزی براساس دادههای گذشته و لحظهای) تغییر کرده است. در هر دو فرآیند فوق، زمان سفر به عنوان مهم ترین پارامتر برنامهریزی محسوب میشود. در بیشتر مطالعات گذشته حوزه برنامهریزی حملونقل عمومی، مبنای برآورد زمان سفر، استفاده از رویکرد توزیعهای احتمالی بوده است. اما پیشبینی دقیق و صحیح زمان سفر نیازمند توسعه مدلهای پیشبینی متناسب با هر نوع فرآیند برنامهریزی و بر اساس تأثیر متغیرهای مؤثر بر زمان سفر است.
در این مقاله با مطالعه سیستم حملونقل عمومی شهر تهران (اتوبوسرانی)، متغیرهای مؤثر بر زمان سفر، شناسایی شده و میزان تأثیر هر یک از آنها بر زمان سفر اندازهگیری شده است. دو مدل پیشبینی مبتنی بر رگرسیون خطی و شبکه عصبی پیشخوراند جهت پیشبینی زمان سفر وسایل نقلیه عمومی بین دو ایستگاه متوالی قابل استفاده در فرآیندهای برنامهریزی استاتیک و پویا طراحی شده است. مقدار ضریب همبستگی بین مقادیر واقعی و پیشبینی شده برای متغیر زمان سفر در شبکه اتوبوسرانی شهر تهران، در مدل رگرسیون حدود 75% و در مدلهای شبکه عصبی حدود 94% بوده است. "
حمل و نقل در سیستمهای اقتصادی تولیدی و خدماتی از جایگاه مهمی برخوردار است و بخش قابل توجهی از تولید ناخالص ملی1 (GNP) هر کشوری را به خود اختصاص میدهد. به همین جهت محققان نسبت به بهبود مسیرها وحذف سفرهای غیرضروری و یا ایجاد مسیرهای کوتاه جایگزین، اقدام کرده اند. مباحثی مانند فروشنده دوره گرد، مسیریابی وسیله نقلیه2 (VRP) و غیره در همین راستا توسعه یافته اند. عموماً، در مورد مسیریابی تسهیلات فرض بر این است که نوعی انحصار در محیط وجود دارد و هیچ گونه توجهی به تاثیر مسیریابی مناسب بر رقابت در نظر گرفته نشده است. این مقاله، بر مبنای مشاهدات دنیای واقعی، رویکرد جدیدی از مسائل مسیریابی وسائط نقلیه به نام مسیریابی رقابتی توسعه یافته است. در این رویکرد توجه به رقابت بین رقبا و تمایل به دسترسی سریع تر به مشتریان با ارزش بالا برای کسب نقدینگی بیشتر علاوه بر یافتن مسیرهای کوتاه، مد نظر قرار گرفته است. مساله مسیریابی وسائط نقلیه در حالت رقابتی نیز با توجه به اینکه حالتی از مسیریابی وسائط نقلیه است، جز مسائل NP-Hard قرار می گیرد. در این مقاله، در راستای رویکرد جدید، مدل ریاضی ارایه شده و سپس برای اعتبار بخشی این مدل پیشنهادی، از نرم افزار لینگو برای حل مسائل با ابعاد کوچک استفاده شده است. در ضمن، برای حل مسائل با ابعاد بزرگ از الگوریتم فراابتکاری تلفیقی مبتنی بر شبیه سازی تبرید با اپراتورهای ژنتیک استفاده شده است. در انتها، مطالعه موردی بر روی یکی از شرکت های پخش در شیراز انجام گرفته و نتایج حاصل گزارش شده است.
یکی از مهم ترین بخشهای اقتصادی کشور، بخش حملونقل است که اهمیت زیاد آن بهدلیل وابستگی شدید سایر بخشهای اقتصادی کشور به این بخش است. این بخش سهم بسیار زیادی در مصرف بنزین کشور داشته است. مصرف فزاینده بنزین در بخش حملونقل، امروزه به معضلی بزرگ در اقتصاد ایران تبدیل شده که جهت ارایه راهکاری مناسب در این زمینه، بررسی عوامل مؤثر بر میزان تقاضا از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.در این مقاله، تابع تقاضای بنزین در بخش حملونقل در کوتاهمدت و بلندمدت در طی سالهای 1385- 1353 به روش ARDL ، تابعی از قیمت حقیقی بنزین، تولید ناخالص داخلی، تعداد خودروها و عمر متوسط خودروهای بنزینسوز قرار گرفته است. نتایج نشان داده که کشش قیمتی بنزین در کوتاهمدت 04/0- ، و در بلندمدت بهدلایلی چون تثبیت پیاپی قیمت اسمی و نبود جایگزین مناسب برای آن در بخش حملونقل بیمعنی بودهاست. کشش درآمدی کوتاهمدت و بلندمدت بهترتیب 57/0 و 89/0 به دست آمده است. کشش مربوط به تعداد خودروهای بنزین سوز در کوتاهمدت و بلندمدت به ترتیب 33/0 و 51/0 و کشش مربوط به عمر متوسط خودروهای بنزینسوز در کوتاهمدت و بلندمدت به ترتیب 15/0 و 24/0 بوده است. سرعت تعدیل الگو 64/0- برآورد شده است؛ یعنی در هر سال 64 درصد از عدم تعادل ایجاد شده در دوره قبل تعدیل میشود. آزاد سازی قیمت بنزین، گازسوزکردن وسایل نقلیه بنزینسوز، گسترش و ایجاد تنوع در ناوگان حملونقل عمومی شهری و بینشهری، کاهش عمر متوسط خودروهای بنزینسوز و از رده خارج کردن خودروهای فرسوده ، از پیشنهادات مطرح شده در این مقاله است.