مقاله حاضر نتیجه یک تحقیق میدانی است که هدف آن بررسی تاثیر ابعاد برند بر قصد خرید مجدد در بخش های خدماتی است. نام گذاری تجاری خدماتی در سال های اخیر به موضوع مهمی برای کارشناسان و محققان بازاریابی تبدیل شده است و تحقیقات تجربی در این حوزه رو به گسترش است. پژوهش حاضر به دنبال ارائه و آزمون مدلی در حوزه برند خدمات و دارای هفت فرضیه است. جامعه تحقیق، مشتریان فروشگاه های زنجیره ای رفاه در شهر تهران است که به روش نمونه گیری خوشه ای، 275 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شده است و به منظور آزمون مدل از نرم افزار لیزرل استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد شواهد برند (خدمت اصلی، کارمندان، برند، محیط خدمت، قیمت، احساسات و همخوانی با برداشت شخصی) و نیز ارتباطات برند بر رضایت، نگرش و نیات رفتاری تاثیر مستقیم می گذارد.
امروزه «مشتری گرایی» در سازمان ها به یک استراتژی تبدیل شده است، بنابراین داشتن اطلاعات در مورد مشتری اهمیت زیادی دارد. از جمله اطلاعات مهم، سودآوری مشتری است که حسابداری مدیریت با ابزارهای سنجش سودآوری مشتری، آن را اندازه گیری می کند. فلسفه طراحی نظام سنجش سودآوری مشتریان، مهم دانستن سود متفاوتی است که هر ریال درآمد حاصل از ارتباط با مشتری های مختلف، ایجاد می نماید. سیستم یاد شده در شرکت های خدماتی، به ویژه بانک ها نیز کاربرد دارد. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت موجود سنجش سودآوری مشتری در بانک های خصوصی ایران و نگرش مدیران این گونه بانک ها، نسبت به سنجش سودآوری مشتری است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بانک های خصوصی ایران، سیستم سنجش سودآوری مشتری توسعه نیافته است ولی، مدیران این قبیل بانک ها نسبت به برقراری و توسعه این سیستم، دیدگاه مثبتی دارند و معتقدند که اطلاعات مربوط به سودآوری مشتری در تصمیم های آنها درباره اعطای وام به مشتریان، تعیین بهای تسهیلات اعطایی، برقراری یا حذف رابطه با مشتریان، قیمت گذاری خدمات ارایه شده به مشتری و استراتژی های بازاریابی تاثیر دارد.
در این تحقیق، عوامل کاهنده استقلال حسابرس مستقل، از دیدگاه حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد از نظر حسابرسان مزبور، حق الزحمه معوق حسابرسی، تاثیرگذاری مدیریت بر انتخاب یا تعویض حسابرس و تعیین حق الزحمه حسابرسی، پذیرش هدایای صاحب کار تداوم انتخاب حسابرس برای مدت طولانی، از عوامل کاهنده استقلال حسابرس هستند.
هدف این مقاله، تعیین رابطه بین اجزای ساختار حاکمیت شرکتی؛ شامل ترکیب هیات مدیره، ساختار مالکیت و افشای اطلاعات با عملکرد شرکت ها می باشد. نمونه مورد بررسی؛ شامل 77 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سه ساله 82 تا 84 می باشد. متغیر وابسته تحقیق عملکرد مالی می باشد که بر مبنای رشد درآمد، رشد سود عملیاتی، رشد سود خالص، بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام تعیین شده است. متغیرهای مستقل نیز؛ شامل ترکیب هیات مدیره، ساختار مالکیت و افشای اطلاعات و متغیرهای کنترلی اندازه و اهرم مالی می باشد. یافته ها نشان می دهد، بین افشای اطلاعات و عملکرد مالی شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد.
با تفکیک مدیریت از مالکیت و به دنبال آن، با پیدایش تئوری نمایندگی، ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات در حسابداری، به ویژه در حسابداری مدیریت مطرح شده است. در این راستا، معیارها و روش های گوناگونی ارایه گردیده است. یکی از این معیارها نسبتQ توبین است. بنابراین، هدف اصلی از این پژوهش بررسی کامل و جامع نسبت Q توبین است. لذا این پژوهش در سه بخش کلی با هدف های زیر انجام می شود: 1. بررسی کاربرد نسبت Q توبین به عنوان معیار ارزیابی عملکرد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران؛ 2. بررسی رابطه بین نسبت Q توبین با سایر معیارهای ارزیابی عملکرد و 3. مقایسه نسبت Q توبین در صنایع مختلف. به منظور دسترسی به اهداف بالا، یک دوره پنج ساله (1384-1380) در نظر گرفته شد. جامعه آماری کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که نهایتا 70 شرکت واجد شرایط در این مطالعه انتخاب شدند. فن های آماری مورد استفاده، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی، آنالیر واریانس و آزمون تی می باشد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که استفاده از نسبت Q توبین در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هنوز جایگاهی ندارد. همچنین، نسبت Q توبین با معیارهای قیمت سهام، بازده دارایی ها و سود هر سهم ارتباط معنی داری دارد و با نسبت های جاری، آنی، گردش دارایی ها، سود باقیمانده، رشد فروش، رشد سود، سود عملیاتی و فروش ارتباط معنی داری ندارد. در بررسی نسبت Q توبین در صنایع مختلف مشخص گردید که صنعت خودروسازی دارای بیشترین مقدار Q توبین و صنعت نساجی دارای کمترین مقدار Q توبین است.
با توجه به منابع سرشار و سودمند سوخت گاز طبیعی در ایران و شرایط جایگزینی مناسب، گاز طبیعی سوخت جانشین موتورهای درونسوز شده است. این مقاله به مدلسازی عددی سوخت گاز طبیعی پنج حوزه متفاوت در ایران از نظر عملکرد و آلایندگی آلاینده در یک موتور اشتعال جرقه ای صد در صد گازسوز می پردازد. اغلب تحقیقات انجام شده برای گاز سوز نمودن خودروها و تمام نرم افزارهای مهندسی موجود، گاز طبیعی را که قسمت عمده آن متان است متان خالص فرض نموده و سایر ترکیبات گاز طبیعی نادیده گرفته می شوند، در حالی که در مقاله حاضر گاز طبیعی به صورت یک مخلوط گازی لحاظ شده است. برای مدلسازی احتراق مخلوطهای گاز طبیعی از مدل دو منطقه ای استفاده شده و موتور به صورت سیکل بسته است. سایر تحقیقات انجام شده در این مقاله عبارت از بررسی و محاسبه دمای شعله آدیاباتیک و عدد اکتان حوزه های گازی ایران است. برای محاسبه دمای شعله آدیاباتیک از مدل احتراق تک منطقه ای استفاده شده و احتراق در موتور در نظر گرفته نمی شود. مقایسه نتایج تحقیق حاضر با نتایج عملی دیگری که تا کنون در این زمینه انجام شده است تطابق خوبی را نشان می دهند نتایج تحقیق حاضر نشان می دهند که احتراق حوزه گاز ورودی تهران باعث ایجاد بالاترین آلاینده اکسید ازت می شود.
صنعت سیمان در ایران در سال های اخیر رشد چشم گیری را از نظر محصولات تولیدی تجربه نموده است. صنعت سیمان از بین صنایع انرژی بر پس از صنعت انرژی بر آهن و فولاد بیشترین مصرف انرژی را داراست و انتظار می رود در آینده نیز روند رو به رشد مصرف انرژی در این بخش به عنوان سوخت تداوم یابد. از این رو، تبیین یک چشم انداز روشن از مصرف بلندمدت انرژی در این صنعت و پتانسیل های موجود جهت صرفه جویی در مصرف انرژی ناشی از پیشرفت تکنولوژی تولید در این بخش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به همین منظور در این مقاله، میزان مصرف انرژی و همچنین میزان صرفه جویی در مصرف انرژی ناشی از پیشرفت فن آوری تولید در این صنعت در افق زمانی 1404-1384، با بهره گیری از مدل ارزیابی تقاضای انرژی برآورد شده است. معرفی روش شناسی شبیه-سازی تقاضای انرژی در صنعت سیمان در مدل ارزیابی تقاضای انرژی، اجرای مدل و برآورد تقاضای بلندمدت انرژی در صنعت سیمان و تحلیل نتایج حاصل از آن، آثار بهبود فن آوری تولید بر مصرف انرژی در صنعت سیمان و آثار سیاست کنترل نرخ بیکاری یا رشد شتابان اقتصاد بر مصرف انرژی در این صنعت، موضوعاتی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق گویای آن است که پتانسیل صرفه جویی مصرف انرژی ناشی از پیشرفت فن آوری می باشد. تولید در صنعت سیمان بسیار زیاد است و در برش های زمانی 1384، 1394 و 1404 به ترتیب 64/0، 1/3 و 6/8 میلیون بشکه نفت خام معادل است. از این رو، صنعت سیمان به سبب پتانسیل زیاد صرفه جویی در مصرف انرژی، جهت اجرای طرح های بهینه سازی مصرف انرژی از اولویت برخوردار است.
نظریه پردازان سازمانی از دیرباز با طرح نظریه های کاربردی و نظری به دنبال حل مسائل سازمانی و بسط و توسعه دانش سازمانی هستند. رویکرد متعارف نظریه پردازی، پدیده های سازمانی را یا در سطح خرد (نظریه های رفتاری OB) و یا در سطح کلان (نظریه های سازمانی OT) بررسی می کند و قادر نیست تاثیر بالا به پایین و پایین به بالای پدیده ها را مورد توجه قرار دهد. رویکرد چندسطحی به عنوان یک پارادایم و روش نوظهور قادر است پدیده های سازمانی را چندسطحی دیده و همزمان تاثیر پدیده مورد مطالعه را در سطح بالاتر و تاثیر عوامل سطح بالاتر را در پدیده مورد مطالعه تحلیل کند. نظریه پردازی چندسطحی با تعیین نوع ساخت یا ساخت های پدیده مورد مطالعه شروع می شود و بعد از تعیین نوع رابطه میان ساخت ها در قالب مدل چندسطحی، نوبت به تعیین روش نمونه گیری و طرح تحلیل می رسد. این مقاله از طریق مطالعات اسنادی، روش نظریه پردازی چندسطحی را شناسایی کرده و در قالب یک الگو فرایندی کاربردی ارائه کرده است. برای تبیین دقیق تر این رویکرد، قبل از پرداختن به فرایند نظریه پردازی چندسطحی، چیستی و چرایی آن در قالب مفهوم، مبانی معرفت شناختی و اصول نظریه پردازی ارائه می شود.
در این مقاله انواع استراتژی های مالی تعریف و معرفی می شود. تمرکز این مقاله بر روی چگونگی مدیریت شرکت و اتخاذ استراتژی های مناسب هنگام رکود اقتصادی و ورود شرکت ها به مرحله اضطرار مالی و افزایش ریسک کل است. بدین منظور، شرایط رکود اقتصادی و اضطرار مالی توضیح داده می شود و استراتژی های مناسب در این مرحله بررسی می شود. سپس، استراتژی های مالی و واقعی برای اجتناب از ورود شرکت ها به مرحله اضطرار مالی ارائه می گردد. در پایان نکاتی در مورد استفاده از استراتژ ی های متفاوت مالی و واقعی بیان می شود.
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی در بین معلمان و مدیران شهرستان تاکستان بود. روش تحقیق، توصیفی (همبستگی) بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه معلمان و مدیران شهرستان تاکستان در سال تحصیلی 1388-87 به تعداد 916 نفر بودند. حجم نمونه 270 نفر برآورد گردید و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابزار گرد آوری داده ها دو پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی که ضریب اعتبار آنها به کمک آلفای کرنباخ به ترتیب (a=0.8965) و (a=0.82)تعیین گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون شفه و آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی معلمان و مدیران رابطه معکوس و معناداری r=- 0.352 وجود دارد. از میان مولفه های کیفیت زندگی کاری به ترتیب متغیرهای پرداخت منصفانه، تناسب اجتماعی، فضای کلی زندگی و توسعه قابلیتهای فردی بیشترین تاثیر را بر فرسودگی شغلی دارند.
تابلوهای اطلاع رسانی جاده ها، وظیفه تعیین جهت و آدرس دهی به موقع به رانندگان به منظور هدایت حرکت به سمت مسیر مورد نظر را به عهده دارند که این فرآیند باید به طور کامل، دقیق و در کوتاه ترین زمان ممکن انجام شود. بدین منظور اندازه و فونت نوشتار روی تابلو باید متناسب با محل نصب تابلو و سرعت حرکت خودروها در مکان نصب تابلو باشد.
این مقاله مدل اندازه گیری فرآیند خواندن نوشتار فارسی را ارائه می کند. در این مدلسازی از یک دوربین عکسبرداری که مشخصات فنی آن با قدرت خوانایی چشم یک انسان با قدرت دید عادی همسان است، استفاده شده است.
در فرآیند شبیه سازی با اندازه گیری ارتفاع حرف «الف»یک تابلو در فواصل مختلف از آن، مدلی ارائه شده و جهت تکرارپذیری برای چند تابلو به کار رفته است. در این تحقیق، تمامی مراحلی که یک راننده طی می کند تا یک تابلو در ذهن پردازش شود و مدتی که هر مرحله پردازش نیاز دارد، مدلسازی و سعی شده است فرآیند خواندن تابلو را که یک روند کیفی است به روندی کمی تبدیل کند.