بازاریابی حسی در ماهها و روزهای اخیر با طراحی برنامه های متنوع و آمیزه ای از دانش و هنر، بر آن است تا مشتریان را بیش از پیش شگفت زده کند.
تاکنون مجموعهی نسبتاً قابل ملاحظه ای از این کمپینهای متعدد را در توسعه مهندسی بازار خوانده اید نظیر پراکتر اند گمبل، بیام دبلیو، آدیداس، سامسونگ، باشگاه آرسنال، المپیک 2012 لندن، و...
اینک در این شماره، با اجرای کمپینهای فوق العاده جالب شورولت، کوکاکولا، اورال بی، ایکیا، گوئرتز، و مرسدس بنز آشنا میشوید که هر یک به سهم خویش علاقه مندند تا مشتریان را به تعجب وادارند و ذهن آنها را بیشتر با نام تجاری خود پیوند بزنند.
آیا این کمپینها توانسته اند به این هدف دست یابند؟ پاسخ این پرسش را پس از مطالعهی این اثر بدهید.
پژوهش در مورد برندسازی کشورها، شهرها، مکان ها و مقاصد گردشگری نیز انجام شده است، اما در برخی حوزه بسیار نوپا و جدید است. مطالعات این حوزه بیشتر متمرکز بر فروش مکان، بازاریابی مکان و برندسازی مقاصد گردشگری بوده است و به نظر می رسد مطالعات کمی در مورد برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی انجام گرفته باشد. این پروژه ها از همان ابتدا به منظور تامین سرمایه و در مرحله بهره برداری به منظور ایجاد ارزش افزوده اقتصادی باید ذهنیت مطلوب در میان ذی نفعان مختلف داشته باشند و بدین منظور برندسازی یکی از عوامل اصلی موفقیت این نوع پروژه هاست. مساله اصلی این پژوهش ارائه مدلی برای برندسازی این کلان پروژه ها با درنظرگرفتن ویژگی های منحصر به فرد ایرانی است. از آنجایی که در زمینه برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی کشور با توجه به شرایط بومی کشورمان مدل جامعی وجود ندارد، بدین منظور و برای نظریه پردازی و شناسایی ابعاد مدل از روش تئوری مبتنی بر داده ها استفاده شده است. در ادامه مدل کیفی ارائه شده در یکی از پروژه های چندمنظوره کشور تست و پیاده سازی شد و ابعاد مدل و روابط بین آنها براساس روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و مدل معادلات ساختاری تایید شده است.
در این تحقیق هدف بررسی تأثیر عوامل سازمانی مؤثر بر پذیرش استفاده از نیروگاه های تولید همزمان برق و حرارتCHP (مولدهای مقیاس کوچک) توسط مصرف کنندگان سازمانی است. عوامل سازمانی شامل هفت متغیر ارزش های سازمانی، ادراک، نمایندگان سازمان، اهداف و وظایف سازمان، تکنولوژی، ساختار سازمانی و منابع سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای است که توسط محقق تهیه شده است. پرسشنامه ها بر اساس مطالعات تئوریکی و طیف شش گزینه ای لیکرت تهیه شد. روایی محتوایی پرسشنامه از نظر اساتید و کارشناسان مثبت ارزیابی گردید. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان 955/0 محاسبه شد. با استفاده از آمار توصیفی و روش ها ی استنباطی (روش تحلیل همبستگی) تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که اولاً کلیه متغیرهای عوامل سازمانی فوق بر پذیرش استفاده از نیروگاه های تولید همزمان برق و حرارتCHP (مولدهای مقیاس کوچک) توسط مصرف کنندگان سازمانی موثر هستند و ثانیاً ترتیب اهمیت و اثرگذاری عوامل سازمانی به صورت منابع سازمانی، اهداف و وظایف سازمانی، ادراک، نمایندگان سازمان، تکنولوژی، ارزش های سازمانی و ساختار سازمانی است.
جدای از اثرات بخش دفاعی هر کشور بر یادگیری فناورانه در سطح ملی، تجربیات موفق این بخش در کشور ما درس آموخته های خوبی برای توسعه فناوری در سایر بخش ها و الگوی مداخله و حمایت مثبت دولت را به همراه دارد که شاید یادگیری این الگوها مهم تر از یادگیری و اشاعه فناوری های بخش دفاع باشد. در این پژوهش ابتدا مروری خواهیم داشت بر ویژگی های صنایع دفاعی که باعث می شود آن را به عنوان یک الگو برای سایر بخش ها مورد بررسی قرار دهیم. در ادامه الگوی توسعه بخش دفاع که از آن به الگوی «هسته و شبکه» یاد می شود، به طور خلاصه مرور خواهد شد و سپس چارچوبی برای پیاده سازی این الگو در صنعت نفت ارائه می شود. در این چارچوب چیدمانی از نهادهای تأثیرگذار بر زنجیره ارزش ساز صنعت نفت ارائه و پیرامون نحوه شکل گیری انواع هسته ها و نهاد متولی هسته و شبکه در صنعت نفت بحث می شود. در پایان ایده هایی برای توسعه صنعت نفت بر اساس این الگو ارائه خواهد شد.
مایکل پورتر، در زمرهی نام آورترین صاحبنظران استراتژیست دنیا است. برای بسیاری از شرکتهای بزرگ دنیا کار کرده؛ در سال 1983، رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریکا، به او مأموریت داد تا در خصوص رقابت در صنعت، فعالانه کار کند. ظاهراً و به احتمال، هنوز هم در برخی موارد مشاوره هایی برای دولت فدرال امریکا دارد. آثارش نظیر استراتژی رقابتی، بویژه مزیت رقابتی ملتها از او چهره ای جهانی و پرآوازه پدید آورده است.
مدل پنج عاملی پورتر و سایر دیدگاههای ابداعی وی، سالهای طولانی فضای دانشگاههای جهان و ایران را به تسخیر خود درآورده و همچنان آموزه های او تدریس میشود. اما اکنون شتاب عصر کنونی و الزامات این عصر سبب شده تا سازمانها دیگرگونه شوند و از این رو مدل پورتر زیر سؤال رود. و این دیدگاه یعنی عدم کارآیی مدل پورتر، حاصل همان دانشگاهی است که پورتر در آن تحصیل کرده و دارای کرسی استادی است.
نیلوفر مرچانت، منتقد دیدگاه پورتر، یکی از نویسندگان مطرح مجلهی هاروارد بیزنس ریویو است؛ مرچانت بنیانگذار و مدیرعامل سابق شرکت روبیکان و یکی از سخنرانان دانشگاه استنفورد است.
وی که در دانشگاه هاروارد معروف به ""جیمزباند خلاقیت"" است، پس از فعالیت در شرکتهای اپل، اتودسک، نوکیا، سیمنتک، اچ پی، و یاهو، کتاب ""The New How:creating solution through collaborative strategy"" را منتشر کرد. نقد نیلوفر مرچانت از دیدگاه پورتر، در فوریهی 2012 در هاروارد بیزنس ریویو به به چاپ رسید که حاصل این دیدگاه را میخوانید.
هدف این پژوهش، توسعه یک مدل فازی ارزیابی عملکرد با استفاده از تکنیکهای کارت امتیازی متوازن و تصمیم گیری چند شاخصه فازی برای شرکتهای فنآوری اطلاعات است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را مدیران و کارشناسان شرکتهای فنآوری اطلاعات شهر تهران تشکیل دادهاند که ابتدا پنج شرکت از میان آنها بطور تصادفی انتخاب شدهاند. سپس ده نفر از مدیران و کارشناسان هر شرکتی در تحقیق مشارکت نمودهاند. دادههای تحقیق بوسیله پرسشنامه جمع آوری شد و با استفاده از تکنیکهای تحلیل چند شاخصه فازی تحلیل شدند. یافتههای پزوهش نشان داد که برای شرکتهای فنآوری اطلاعات مورد مطالعه، چهار دیدگاه کارت امتیازی متوازن دارای درجه اهمیت همسانی بودند. بر مبنای تحلیل حساسیت انجام شده بر حسب مقادیر ؛ شرکت دیار، شرکت رسا، شرکت افرا، شرکت راهبر، و شرکت رز از لحاظ عملکرد به ترتیب رتبههای اول تا پنجم را کسب نموده اند. اولاً نتایج این پژوهش به مدیران شرکت های اطلاعاتی مورد مطالعه کمک میکند که از عملکرد شرکت خود بر حسب دیدگاه های کارت امتیازی متوازن آگاه شوند، و برای بهبود آن، استراتژیهایی تدوین کنند. ثانیاً منابع محدود شرکت را برای بهبود شاخصهای ناملموس و غیرمالی عملکردی به منظور کسب مزیت رقابتی تخصیص دهند.
باتوجه به اینکه امر واگذاری شرکت های دولتی و به عبارتی خصوصی سازی در سال های اخیر سرعت بیشتری به خود گرفته است تحقیق حاضر در پ ی ای ن است که به سنجش و مقایسه عملکرد شرکت های دولتی و خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از معیارهای ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و نرخ بازده دارایی ها (ROA) بپردازد.
قلمروی زمانی تحقیق دوره 4 ساله 1383 تا 1386 و جامعه آماری شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. حجم نمونه تعداد 160 مشاهده برای 4 سال است که تعداد40 شرکت به صورت تصادفی نسبتی از بین شرکت های حائز شرایط، نمونه گیری شده است.
نتایج تجزیه و تحلیل آماری بیانگر این است که رابطه بین درصد مالکیت بخش خصوصی و نرخ بازده دارایی ها و ارزش افزوده اقتصادی، مستقیم و معنادار است و حدود 0/14 از تغییرات ارزش افزوده اقتصادی و حدود 0/07 از تغییرات نرخ بازده دارایی ها به وسیله درصد تملک خصوصی قابل تبیین است. همچنین رابطه بین نرخ بازده دارایی ها و ارزش -افزوده اقتصادی مستقیم و معنادار می باشد.
مدیریت می تواند زمان معاملات واقعی را طوری تعیین نماید تا آثار آن روی سود، متمایل به کاهش نوسانات سود گزارش شده و نیز دسترسی به سود مورد انتظار باشد. از جمله معاملات واقعی واحد تجاری، فروش دارایی است. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی این موضوع بوده است، که آیا مدیران، سود را از طریق زمان بندی فروش داراییهای بلند مدت مدیریت می کنند؟ شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دهند. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات علی- مقایسه ای می باشد. برای آزمون فرضیه ها از آزمونt استیودنت استفاده شده است. همچنین با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس، ابتدا رابطه ی بین متغیرهای کنترلی و هر یک از متغیرهای مستقل بررسی و اثر متغیرهای کنترلی برمتغیر های مستقل خنثی گردیده است. نتایج تحقیق حاکی ازآن است، که مدیریت ازطریق زمان بندی فروش داراییهای بلند مدت مدیریت سود ننموده است.
چابکی به توانایی واکنش نسبت به تحولات پیش بینی نشده برای اقدام آگاهانه بر مبنای تغییر (مدیریت دانش) اشاره می کند. چابکی سازمانی دارای مؤلفه های پاسخ گویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت است. اگر سازمانی به دنبال چابکی است، باید این توانایی ها و قابلیت ها را مدنظر داشته باشد. بدون شک، کسب چابکی به قابلیت پاسخ گویی نسبت به راهبردها، فناوری ها، کارکنان و فرآیندها بستگی دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین وضعیت چابکی سازمانی در سازمان های دولتی شهر کرمان می باشد. تحقیق حاضر از نوع پژوهش های توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 1915 نفر از کارکنان رسمی سازمان های دولتی شهر کرمان می باشد و نمونه گیری به روش طبقه بندی منظم بوده و تعداد 322 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه چابکی سازمانی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سطح چابکی سازمانی کارکنان سازمان های دولتی شهر کرمان بالا می باشد.
بررسی حاضر دربارة راهکارهایی جهت رضایت مشتری یا ارباب رجوع در سازمان بزرگی چون سازمان تأمین اجتماعی تدوین یافته است. همانگونه که می دانیم خود رضایت یک مقوله کلی و همه جانبه می باشد که جهت کسب آن در هر سازمانی باید دارای بینشی سیستمی و علمی جامع که دربرگیرندة تمامی جوانب آن باشد، گردید. در این بررسی از بین راهکارهای گوناگون و متفاوت جلب رضایت مشتری، تنها یک راهکار کلی- رضایت شغلی کارکنان- که دربرگیرنده بخشی از سایر راهکارها هم می باشد، در نظر گرفته شده است و در اصل اینچنین استدلال گردیده که با افزایش رضایت شغلی کارکنان می توان به ارائه خدمات بهتر و با کیفیت تر از سوی آنان دست یافت تا زمینه لازم برای رضایت هر مشتری با هر سلیقه ای را فراهم ساخت. در این راستا چهار عامل فرعی دیگر هم با عناوین عوامل سازمانی و محیطی و فردی بهمراه ماهیت کار در نظر گرفته شده است تا تاثیر هر کدام از این عوامل بر روی رضایت مشتری یا ارباب رجوع سنجیده گردد.
نتایج مهمی که این بررسی بخصوص برای آن سازمان نشان می دهد عبارتند از:
1- تأیید وجود رابطه ای مستقیم بین رضایت شغلی کارکنان و رضایت مشتری یا ارباب رجوع.
2- اهمیت بیشتر ماهیت کار و عوامل سازمانی و جلب رضایت مشتری یا ارباب رجوع.
3- تاکید جدی به شایسته سالاری و توجه ویژه به کارکنان و استفاده بهینه از توانایی منحصر به فرد هر یک از آنان در این زمینه.
4- ضرورت به کارگیری شیوه های علمی مدیریتی بجای شیوه های سنتی و مرسوم.
با افزایش پیچیدگی، سطح عدم اطمینان و ریسک موجود در زنجیره تأمین نیز افزایش می یابد. از این رو مدیریت ریسک زنجیره تأمین، یکی از موضوعاتی است که مورد توجه سازمان ها قرار گرفته است. در این پژوهش به دلیل اهمیت تأمین کنندگان در زنجیره تأمین، موضوع مدیریت ریسک زنجیره تأمین از این دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه از ترکیب تحلیل رابطه ای خاکستری و VIKOR فازی، به منظور ایجاد مدل ارزیابی برای رتبه بندی عوامل مؤثر بر ریسک تأمین کننده استفاده شده است. نوآوری پژوهش در تلفیق روش های دلفی فازی، تحلیل رابطه ای خاکستری و VIKOR فازی در شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر ریسک های وارده از سوی تأمین کنندگان است. این پژوهش برای نخستین بار در صنعت فولاد آلیاژی انجام شده است. برای این امر، عوامل مؤثر بر ریسک های وارده از سوی تأمین کنندگان بر صنعت فولاد آلیاژی، با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی و با استفاده از تلفیق دو رویکرد تحلیل رابطه ای خاکستری و VIKOR فازی، رتبه بندی شدند. پس از تجزیه و تحلیل، "منبع یابی منفرد یا محدود" و "محدودیت ظرفیت تأمین کننده" مهم ترین عوامل شناخته شدند. با شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر ریسک، راهبرد های لازم برای کاهش این عوامل ارائه شده است.
این مقاله تاثیر متغیرهای مالکیت و راهبری را روی هزینه های نمایندگی بررسی میکند. در این مطالعه، تعداد 74 شرکت در دوره زمانی 87-1383 از میان 16گروه صنعت مختلف به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند که مجموعاَ تعداد 356 سال-شرکت را ایجاد میکردند. در این مطالعه، تصدی همزمان دو پست مدیریت عامل و عضویت هیئت مدیره ، مدت تصدی هیئت مدیره، درصد اعضای غیر موظف هیئت مدیره و مالکان نهادی را به عنوان فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار دادیم.
برای آزمون فرضیات پژوهش از رگرسیون چند متغیره وتوبیت، با استفاده از داده های ترکیبی در دوره زمانی 5ساله بهره گرفته شد. به منظور تعیین تاثیر هزینه نمایندگی دو راه را انتخاب کردیم:اولاَ نسبت فروش به دارایی که از رگرسیون چند متغیره استفاده و به دلیل استفاده از داده های تلفیقی، برای رفع ناهمسانی واریانس از روش حداقل مربعات تعمیم یافته تلفیقی با وزن دهی به مقاطع استفاده شد دوماَ Q-توبین در جریانهای نقد آزاد، که در آن Qتوبین شرکتها که بصورت مجازی اعداد صفر و یک را قبول خواهند نمود، از رگرسیون توبیت با بهره گیری از روش تخمین حداکثر راستنمایی اقدام شد.
یافته های تحقیق حاکی از وجود رابطه مثبت و معناداری بین متغیر های نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره و مدت تصدی هیئت مدیره، و رابطه منفی و معنادار بین متغیر مالکان نهادی و هزینه نمایندگی است؛ ولی بین تصدی همزمان دو پست مدیریت عامل و عضویت هیئت مدیره رابطه معناداری یافت نشد
ما با فرشته ها مذاکره نمیکنیم."" بر روی میز مذاکره گاه پنهان و گاه آشکارا، دروغ میگویند، ترفند میزنند، نیرنگهای کثیف و خطرناک به کار میبرند تا امتیاز بیشتری بگیرند. آیا میز مذاکره را ترک کنیم یا همچنان با آگاهی از این نیرنگها، مذاکره را در مسیر سالم پیش ببریم؟
گفتگوی ما با مهندس محمدرضا شعبانعلی، مؤلف کتاب ""فنون مذاکره""، دربارهی این نوع از مذاکرات بود. به دلیل پاره ای از خطوط قرمز، بخشی از این گفتگو درج شد تا خوانندگان از ""استراتژی کالباسی"" و پیش بردن مذاکره در ""سایه"" آگاه شوند.امید که در آینده با بهکارگیری تمهیداتی بتوانیم نمونه های عینی از ترفندهای مذاکرهی تجاری را بازگو کنیم و متعاقب آن روشهای مقابله با این ترفندها عنوان شود؛ گو آنکه بخش زیادی از این ترفندها در ""مذاکرات دیپلماتیک"" به وفور وجود دارد.
مهندس شعبانعلی در این گفتگو از مذاکرات دیگری یاد میکند که شما به عنوان برنده، ارزشهای فراوانی را قربانی پول کرده اید، این در حالی است که از اساس در پایان مذاکرهی تجاری، کم ارزشترین چیزهایی که نصیب انسان میشود، پول است.
گفتگوی ما با مهندس شعبانعلی، ظرافتهای دیگری هم داشت، زمانی که دریافتیم بخشی از این ترفندها را کودکان، والدین، و همسران در زندگی روزمره به سادگی به کار میگیرند تا امتیاز بیشتری بگیرند. در این موارد، بهتر است بدانیم کجا آگاهانه چشم بر روی این ترفندها ببندیم و کجا با دانایی، خنثیسازی ترفندها را به کار گیریم.