فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۸۱ تا ۴٬۶۰۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Annulment of International Arbitration Awards in the Light of foreign Investment Law
حوزههای تخصصی:
With the spread of economic crises in recent decades, the number of disputes between the host government and the investor has increased. Mechanisms have been established to resolve these disputes, which maintain order and security in the international community. Among these mechanisms is investment arbitration. Arbitration decisions are final, binding and one-step. But sometimes the issued vote has such damages and defects that it needs serious correction and annulment. It seems that prescribing the implementation of such decisions is like participating in injustice. Therefore, the development of codified and consistent rules regarding annulment in organizational and case arbitrations, as well as the arbitration rules of countries, will lead to encouraging foreign investment. Regarding the annulment of arbitration opinions, their advantages and disadvantages, no written research has been done, and cases of annulment have only been mentioned during the writing of some books or articles, without the precise interpretation of its existence. Especially, despite the importance and effect of Article 52 of the ICSID, the framework of this article has not been accurately calculated in arbitration procedures. Therefore, according to the philosophy of arbitration, the cases of revoking the vote should be limited to specific cases so that the vote is not swayed due to the non-compliance of minor matters. It should be kept in mind that the request to annul the arbitration opinion is not an obstacle or limitation of the arbitration and the purpose of these mechanisms is not to question the one-stage nature of the arbitration. In this research, it is tried to state that the purpose of establishing the revocation mechanism is not to weaken the arbitration procedure, but to create fairness and balance. Because it lacks causes the lack of transparency and accuracy of arbitration opinions, which is undeniable.
واکاوی تطبیقی جایگاه چین در رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی احمدی نژاد و روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه به شرق، برآمده از نقش متغیر تصمیم سازان داخلی متأثر از ساختار نظام بین الملل در سیاست خارجی ایران است. با پیروزی احمدی نژاد، نیاز به تجدیدنظر در اولویت بندی سیاست خارجی احساس شد و در نشست های علمی و اجرایی بحث «نگاه به شرق» تقویت شد. تبیین می شد که از ظرفیت های موجود در سیاست خارجی به خوبی استفاده نشده و حرکت به سوی شرق و ایجاد اتحاد راهبردی با چین یکی از ظرفیت هایی است که به تقویت جایگاه ایران منجر می شود. در این دوره، تلاش شد جایگاه چین ارتقا یابد. با پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، تلاش شد در قالب مذاکرات هسته ای با آمریکا دوباره، تعامل با غرب همانند دوران اصلاحات و سازندگی در اولویت قرار بگیرد. اما از نیمه دولت روحانی، به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام و کاربست سیاست فشار حداکثری، بار دیگر تجدیدنظرهایی در سیاست خارجی ایجاد شد و اولویت به روابط فعالانه با چین مورد توجه قرار گرفت. در این نوشتار با روش مقایسه ای به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که کدام مؤلفه تصمیم سازان داخلی و ساختار نظام بین الملل، در جایگاه چین در این دو دوره برای ایران مؤثر بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش از چارچوب نظری واقع گرایی نوکلاسیک و روش مقایسه ای استفاده کردیم. یافته ها نشان می دهد روابط ایران با چین در هر دو دوره به شدت متأثر از ساختار نظام بین الملل بوده است و دردوره روحانی بیش از دوره احمدی نژاد، جایگاه چین در نگاه به شرق برجسته شده است. همین ساختار، نگرش تصمیم سازان داخلی را به چین معطوف کرده است.
تأثیر بنیان های ژئوپلیتیکی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترکیه در اوراسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابت های قدرتی در سیاست خارجی کشورها از دیرباز بر شکل گیری روابط میان کشورها تأثیر اساسی داشته است. در این میان بنیان های ژئوپلیتیک از مهم ترین متغیرهای مؤثر در شکل گیری وروش سیاست خارجی کشورهاست. این بنیان ها واقعیت هایی هستند که ماهیت جغرافیایی سیاسی دارند و بر رفتار سیاسی، راهبردها، منافع و هدف های ملی، امنیت ملی، یکپارچگی سرزمینی، بقا و موجودیت کشورها نیز تأثیر می گذارند. هم جواری جمهوری اسلامی ایران با مناطق ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی متعدد از مهم ترین فرصت های مربوط با سیاست خارجی است. ایران برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود باید بنیان های ژئوپلیتیکی برگرفته از موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژی خود را به ویژه نسبت به همسایگانش در نظر بگیرد. در این میان، کشور ترکیه به عنوان یکی از مهم ترین همسایگان و بازیگران ایران در منطقه اوراسیا برای دستیابی به هدف ها و منافع ملی در سیاست خارجی خود ناچار به برقراری ارتباط در زمینه های مختلف با هم هستند. این مسئله لزوم بررسی روابط دو کشور را نشان می دهد. در این نوشتار از روش تحلی ل مقای سه ای و از داده های کتابخانه ای و اسنادی استفاده می کنیم. یافته های نوشتار نشان می دهد متناسب با سیاست های به کارگرفته شده هر دو کشور در این منطقه، جمهو ری اسلامی ایران با توجه به مؤلفه های ژئوپلیتیکی که عبارت اند از مؤلفه<sub> های اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و زیرمجموعه های این موارد برای دستیابی به منافع ملی بیشینه، روابطی از تعاملی تا رقابتی را نسبت به ترکیه انتخاب کرده است.
تأثیر مؤلفه های فرهنگ راهبردی بر روابط دوجانبه و منطقه ای ایران و روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ راهبردی در تدوین سیاست ها، تنظیم آئین ها، تعیین هدف های کلان دفاعی - امنیتی، جهت گیری سیاست خارجی کشورها و مبانی هویتی دولت ها نقش تعیین کننده ای دارد. پیشینه تاریخی، ویژگی های فرهنگی و موقعیت جغرافیایی منابع مشترک، فرهنگ راهبردی کشورها را شکل می دهند که در قانون اساسی و فرهنگ سیاسی آن ها منعکس شده است. مؤلفه های فرهنگ راهبردی، مبنای هدف ها و منافع نخبگان ایران و روسیه در مورد روابط دو کشور هستند. بر اساس این مؤلفه ها می توان نوسان روابط تهران و مسکو را تحلیل کرد. در این نوشتار با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد تحلیلی ژرف نگرانه و نیز استفاده از مبانی نظری فرهنگ راهبردی به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که مؤلفه های فرهنگ راهبردی چه تأثیری بر روابط دوجانبه و منطقه ای ایران و روسیه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی داشته اند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که با توجه به ملاحظه ها، هدف ها و منافع ایران و روسیه و تعریف آن ها، در چارچوبی متفاوت مؤلفه های فرهنگ راهبردی مانع از شکل گیری الگوی تعامل پایدار و روابط راهبردی میان دو کشور بعد از فروپاشی اتحاد شوروی شده اند. بر این اساس، آن ها یکدیگر را به عنوان متحدی موقت برای دستیابی به هدف ها و منافع و دفع تهدیدها در نظر می گیرند. بررسی روابط ایران و روسیه در قالب فرهنگ راهبردی امکان آسیب شناسی روابط، تدوین راهبرد و تنظیم سیاست همسایگی را در سیاست خارجی به منظور تأمین منافع ملی فراهم می کند.
آیندۀ زیست اخلاقی ایرانیان در پرتوِ عرفی شدن و سکوت: (تحلیل واکنش دانشجویان در مواجهه با امر حجاب در گروه مجازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت رعایت حدود الهی، در ابعاد فردی و اجتماعی، پژوهش حاضر به بررسی میزان پای بندی دانشجویان به رعایت دستورات دینی و دعوت یکدیگر به پاسداشت ارزش ها و دوری از ضدارزش ها پرداخته است. این بررسی آینده پژوهانه، با رویکرد هنجاری و به روش تحلیل مضمون از نوع شبکه مضامین، با مطالعه یک گروه مجازی دانشجویی صورت پذیرفت. محتواهای ارائه شده از سوی کاربران مشارکت کننده در واکنش به نهی ازمنکر بدحجابی، اعم از متن، تصویر، ایموجی، استیکر و گیف، ثبت و مورد تحلیل قرار گرفت. در نتیجه 15 مضمون پایه، به دست آمد که بعد از ترکیب و تلخیص در چهار مضمون سازمان دهنده «غوغاگری»، «بهانه تراشی»، «شمع خاموش» و «سم سکوت» طبقه بندی شدند و درنهایت تک مضمون فراگیر «جولان باطل» شکل گرفت. رفتارهای یک گروه اقلیت و سکوت اکثریتِ دانشجویان در این گروه مجازی، به گونه ای رقم خورد که نه تنها پدیده بدحجابی تقبیح نشد، بلکه فرد منتقد، مجبور به پاک کردن پیام های خود شد. ازاین رو، آینده محتمل خبر از عقیم ماندن نهی ازمنکرها، افزایش سکوت و بی تفاوتی در برابر ضدارزش ها، عوض شدن جای منتقد و خطاکار و استبداد رفتاری افراد خطاکار خواهد داد. یافته های پژوهش حاضر می تواند تلنگری برای مدیران فرهنگی، در جهت توجه به ضریب برخی از تصمیم ها، در فضای مجازی و یا در سطح جامعه به شمار آید.
شاخص های تمدن (در دو رویکرد عرفی و قدسی)
حوزههای تخصصی:
شاخص های تمدن را از دو منظر می توان فهرست کرد و در سنجش تمدن ها به کار بست: منظر مدرن غربی که بیشتر معطوف به تمدنِ سکولارِ شکل گرفته در مغرب زمین است؛ منظر قدسی که معطوف به تمدن اسلامی و منابع و مصادر مربوط به آن (به ویژه قرآن) در مشرق زمین است. آنچه در این نوشته به روش استقرایی بیان خواهد شد، ارائه نمونه ای از شاخص های جدید درباره تمدن در گفتمان سکولار امروز غرب است. پس از مرور شاخص های عرفی و دنیوی تمدن غرب، به برخی شاخص های تمدنیِ برآمده از قرآن (همچون شاخص های اخلاقی تمدن، شاخص های عقیدتی تمدن و شاخص های اجتماعی تمدن) نیز توجه خواهد شد تا روشن شود افزون بر شاخص های مدرن که هریک در تجربه انسانی درخور اعتنا و البته نقدشدنی است، می توان به شاخص های متفاوت تمدنی نیز اندیشید و با رویکردی متفاوت به تحلیل و ارزیابی تمدن های بشری پرداخت. تأکید بر چنین شاخص های دینی و قرآنی در ترسیم فرایند متفاوت از تمدن اسلامی و تعیین حدود و ماهیت متمایز آن از تمدن غربی بسیار حیاتی و مهم خواهد بود.
واکاوی تجربه زیسته مدیران تربیت معلم براساس توصیه های بیانیه گام دوم درراستای افزایش قدرت نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۰
79-104
حوزههای تخصصی:
درنقطه عطف انقلاب اسلامی ایران، رهبرحکیم انقلاب با صدور بیانیه گام دوم، چشم انداز آینده مطلوب را ترسیم نموده اند که از جمله مقولات محوری برای تحقق آن تجربه اندوزی از گذشته جهت برداشتن گام های استواردرآینده است.براین اساس هدف پژوهش، تحقق محورنگاه به گذشته ی بیانیه گام دوم درعرصه عمل مدیریتی دانشگاه فرهنگیان در راستای افزایش قدرت نرم می باشد که ازطریق روش کیفی ازنوع پدیدارشناسی به تبیین مفهوم، کشف و درک تجربه ای که مدیران با آن زیست کرده اند می پردازد وبه این سوال پاسخ می دهد که تجربیات زیسته مدیران برای تحقق توصیه های بیانیه چگونه است؟جامعه آماری مدیران ستادی و روسای پردیس های دانشگاه فرهنگیان است.نمونه گیری به صورت هدفمند وگلوله برفی می باشد.جهت گردآوری داده ها ازمصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده گردید.گام های تحلیل داده های کیفی نیز مطابق با فرآیند کد گذاری انجام شد.درمرحله اول 145 کدباز از واحدهای معنایی استخراج شد که پس ازحذف کدهای تکراری120 کد واردمرحله کدگذاری محوری شد.پس از دسته بندی کدها باتوجه به ارتباط مفهومی آنها 34 تم اصلی ودر کدگذاری گزینشی 19مقوله استخراج گردید.یافته ها:اقدامات مدیران:دانش افزایی(خودارتقایی،توانمندسازی) ، نگاه سیستمی(روابط برون سازمانی و درون سازمانی)،عدالت محوری(عدالت نگرشی و آموزشی ) عزت(متغیرهای روانشناختی)،اخلاق ومعنویت(رفتاری و نگرشی)،اقتصاد مقاومتی(راهبردها)،سبک زندگی (تشویق وآموزش). عوامل محتوایی (اخلاق حرفه ای ، خصوصیات فردی،مهارت رهبری، ویژگیهای تخصصی).وضعیت موجود: فرایندهای منابع انسانی(جذب و گزینش)،عدالت(ضعف و قوت)،علم و پژوهش(محدودیتها و فرصتها)،اقتصاد(عوامل محدود کننده)،عزت(شان حرفه ای و سازمانی)،سبک زندگی(آسیب های سبک زندگی ایرانی اسلامی) و راهکارها: مدیریت منابع انسانی(پیامد و گزینش)،اقتصاد(راهبردی و عملیاتی)،علم و پژوهش(سیاستگذاری و اجرایی)،ارتقای نگرش(سبک زندگی و جایگاه دانشگاه)
Iran's Look East Strategy: Sino-Iran Rapprochement and the Indian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the wake of US withdrawal of Iran nuclear deal, or JCPOA, and re-imposition of sanctions, Iranian policymakers came down gradually in favor of cooperation with the East, chief among them China, culminating in the signing of 25-year Iran-China and the adoption of Iran’s Look East Strategy in 2021. Considering the changing flux in Iran’s diplomacy toward the regional cooperation and ever-increasing Sino-Iranian rapprochement, the main question of this contribution is about the effect of Sino-Iranian rapprochement on India, one of Iran’s biggest Asian trading partners. The main hypothesis states that Sino-Iranian rapprochement has led India to expand the scope of its connectivity projects through Iran, throwing spoke in the wheel of China’s Belt and Road Initiative in South and Central Asia. Constructivist Institutionalism (CI) developed by Hay was adopted as the theoretical framework. The methodology used for this research is based upon qualitative methodology and discourse analysis to focus on Iran and India relations in the context of Iran’s Look East strategy. Our findings indicate that Indian policy makers are following the Vasudhaiva Kutumbakam principle in their engagement with Iran, seeking to increase Iran-India ties in the face of Chinese competition with long-term strategic and security deal. As part of India’s civilizational role in the Central Asia and a response to growing Chinese footprints in the region, India has undertaken certain concrete measures such as institutionalization of India-Central Asia summit on a multi-lateral framework and inclusion of Iran’s Chabahar port in the International North-South Corridor. The research findings reveal that the corporate remains the weak link in the chain of the state-temple-corporate complex of the Hindu nationalist BJP in relation to Iran. India is also set to lock in cooperation with Iran through long-term strategic deal, institutionalizing security cooperation, and strengthening the private sector participation in Chabahar project.
شناسایی و بررسی مؤلفه های مؤثر در همکاری میان سازمانی در سیاستگذاری عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هفتم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
95 - 120
حوزههای تخصصی:
همکاری میان سازمانی؛ فرایندی است که در آن بازیگران مستقل از طریق مذاکرات رسمی و غیررسمی تعامل کرده و به صورت مشترک قواعد و ساختارهای حاکم بر روابط خود و راه های تصمیم گیری و اجرای موضوعات مشترک را وضع می کنند. برای این منظور، مجموعه ای از اصول، قواعد، هنجارها و ابزارهای مختلف برای راهبری ارتباطات میان سازمان های مختلف برای حل مسائل گوناگون بکار گرفته می شود. در برخی مطالعات که اغلب تجربی نیز هستند؛ از ابزار همکاری میان سازمانی بعنوان روش مواجهه با مفاهیم پیچیده مثل حوزه های سیاستی که سریعاً در حال تغییر هستند یا مسئله هماهنگی میان تعداد زیادی از بازیگران یاد شده است. بکارگیری اصول، تکنیک ها، ساختارها و هنجارهای مختلف می تواند همکاری میان سازمان های مختلف را ارتقا بخشیده و تسهیل کند. محققان مختلف با مطالعات نظری و تجربی مختلف درصدد آن هستند که ترکیب بهینه و متناسبی از این اصول، ساختارها و ابزارها را به نحوی با یکدیگر ترکیب کنند که چارچوبی جامع برای همکاری های میان سازمانی در حل مسائل سیاستی را تدوین و تجویز کنند. این پژوهش با بررسی ادبیات نظری و تجربی موجود، درصدد آن است که عوامل مؤثر بر همکاری های میان سازمانی را شناسایی و مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. نتایج نشان می دهد پنج متغیر کلان حکمرانی، سازمانی- اداری، ویژگی های فردی، اعتماد و محیط بر همکاری میان سازمانی اثرگذارند. هر کدام از این متغیرها نیز از متغیرهای مجزایی برخوردارند.
موانع عرفی شدن حکومت اسلامی در منظومه فکری امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اندیشه متعالی امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، دین اسلام نیز مکتبی جامع است که برای ابعاد مختلف فکری و عملی انسان در جامعه راهکار دارد. در نقطه مقابل این اندیشه راهبردی، تفکراتی متعارض وجود دارند که در سطح ملی و بین المللی مترصد هستند اسلام ناب محمدی(ص) را دین تک ساحتی و صرفاً معنوی معرفی کرده و از این زاویه به ناکارآمدی دین در عرصه های گوناگون اجتماعی از جمله سیاست اذعان کنند. با توجه به این تهدید برای انقلاب متعالی ملت ایران، متفکران اسلامی از جمله امام خمینی(ره) با بینش، بصیرت و شناخت راستین از اسلام اصیل نیز در مقابل این نوع برداشت از دین ایستادگی کرده و مانع رشد این تفکر خطرناک شدند و از این طریق مانع شدند دین اسلام همچون مسیحیت دچار انحراف شده و سنن عرفی به جای دین وارد عرصه های اجتماعی شود. با توجه به اهمیت مسئله فوق-الذکر، در مقاله حاضر تلاش بر این است که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای به این سوال پاسخ داده شود؛ موانع عرفی (سکولار شدن) نظام سیاسی اسلام از منظر امام خمینی(ره) چه مولفه-هایی می باشند؟ مفروض مقاله به این قرار است که بر اساس نگرش راهبردی امام خمینی(ره)، اسلام یک دین جامع و کاملی است که برای تمامی وجوه و ابعاد زندگی انسان برنامه دارد که صرفاً در سایه تشکیل حکومت اسلامی امکان پیاده سازی دارد.
شناسایی تفکر عمیق ذهنی بازار سیاسی ایران از برند ایده آل ریاست جمهوری با استفاده از تکنیک زیمت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظام های سیاسی، رقابت میان بازیگران سیاسی با هدف دستی ابی ب ه ق درت و اثرگذاری بر تصمیمات رای دهندگان ب ه نح وه بازاری ابی فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن ها در برابر افکار عمومی بستگی دارد. عدم شناخت عمیق ذهنیت و تصویر مردم نسبت به سیاست مداران و عوامل تأثیرگذار بر رفتارهای سیاسی و اجتماعی مردم باعث بوجود آمدن مشکلاتی در رسیدن به اهداف سیاسی می باشد. هدف پژوهش ایجاد یک تصویر روشن از عمق ذهن رأی دهندگان ایرانی نسبت به برند ایده آل ریاست جمهوری است. این پژوهش با انجام مصاحبه های عمیق و با تکنیک زیمت، سازه های مرکزی را استخراج نموده است. جامعه آماری پژوهش؛ هدفمند و از ایرانیان بالای 18 سال است که حداقل در یک دوره ریاست جمهوری شرکت کرده اند. همچنین با انجام 14 مصاحبه، پژوهشگر به اشباع نظری رسیده و نقشه اجماعی برند ایده آل ریاست جمهوری استخراج شد. سازه های مرکزی احصا شده از نقشه اجماعی عبارتند از: ایران پیشرفته، بهبود اقتصادی، بهبود توسعه و فرهنگ، آرامش دهنده، توجه و توسعه گردشگری، متعهد، عدالتخواه، ارتباطات جهانی، توجه به محیط زیست و عملگرا که باید در کمپین های بازارهای سیاسی ریاست جمهوری برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات مد نظر قرار گیرند.
بررسی عوامل مؤثر در ظهور و قدرت یابی داعش در یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عملکرد و الگوی رفتاری داعش در نظم منطقه ای غرب آسیا، به خوبی نشان دهنده این واقعیت است که با توجه به اینکه داعش خود را یک پدیده هویتی در محیط ژئوپلیتیکی غرب آسیا تعریف می کند؛ سودای تشکیل حکومت و خلافت اسلامی را در همه سرزمین های اسلامی در سر دارد. از این رو، چگونگی نقش آفرینی داعش به عنوان یکی از مهم ترین گروه های فرقه ای– مذهبی در مناسبات سیاسی و امنیتی خاورمیانه، سؤال اصلی بسیاری از پژوهشگران حوزه مطالعات نهضت های اسلامی و غرب آسیا است. داعش که گروهی برآمده از القاعده با خط مشی سلفی - تکفیری است، براساس ادعای رهبرانش به دنبال احیای خلافت بوده و صف بندی سنی– شیعی مهم ترین رکن فکری داعش است و انگیزه آن ها برای انتقام و رویارویی، با این عنوان به پیش می رود. در این میان، محیط پرآشوب کشور یمن به عنوان یکی از خاستگاه های اصلی القاعده، به دلایل مختلف می تواند زمینه ها و بسترهای مناسبی برای قدرت یابی داعش بعد از شکست در کشورهایی نظیر عراق و سوریه فراهم کند. در این مقاله، نگارندگان با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال هستند که چه عواملی در قدرت یابی داعش در عرصه روندهای سیاسی و نظامی یمن مؤثر هستند؟. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی نظیر تهاجم ائتلاف نظامی به رهبری عربستان به یمن، از دست دادن مرزهای جغرافیایی داعش در عراق و سوریه، تداوم حاکمیت دولت های ورشکسته در یمن، قرابت ایدئولوژی سلفی- تکفیری داعش و القاعده یمن و سیاست عربستان در تضعیف شیعیان یمن در امتداد تقابل با جمهوری اسلامی، از مهم ترین متغیرهای مؤثر بر ظهور و قدرت یابی داعش در کشور یمن می باشند.
A Comparative Inquiry Regarding the Party's Activity and Performance in Iran and Turkey (The Study Case: Participation, Justice and Development Party)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Many social sciences researchers call the presence of democratic parties and systems as two faces of a coin; they regard the development and survival of democratic parties and procedures related to each other. In Iran's cultural and political domain, the participation party presented itself as a significant movement in its socio-political sphere. This party has introduced itself as the defender of Islam in the region and the world. This research emphasizes two categories of structure and performance than the two flows of Iran's participation party and turkey's Justice and development party using an analytical – descriptive method. In response to the research question ‘what are the similarities and differences of the participation party and the Justice and development party in terms of structure and performance?’ presented this hypothesis that the participation party and the Justice and development party lacked a similar party structure. The difference between them is that the participation party has less coherence and antiquity than the justice and development party. Both parties have an Islamic approach; with the difference, the participation party has a variation in trend (national and Islamic) with a no secular system. The Justice and development party enjoy a single direction (Islamic direction) with a secularist approach.
عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی رأی دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 (مطالعه موردی شهروندان منطقه هشت شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی رأی دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 و اندازه گیری و تحلیل میزان تأثیر هر یک از این عوامل انجام شده است. پژوهش حاضر ازنظر جهت گیری، کاربردی و نوع پژوهش توصیفی است که از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری شهروندان منطقه هشت شهر تهران است که با روش نمونه گیری سیستماتیک تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد3/26درصد پاسخگویان در حد «خیلی زیاد یا زیاد»، 1/21درصد «تا حدی» و 6/52درصد در حد «کم یا خیلی کم» به شرکت در انتخابات تمایل دارند. در این میان شاخص های شخصیت کاندیداها و سبک رسانه ای مورد استفاده شان بیش از شاخص های نهاد رسانه ای و نهادهای اجتماعی بر رفتار انتخاباتی شهروندان تأثیرگذار است. بنابراین می توان گفت که شهروندان در نمونه مورد مطالعه برای انتخاب رئیس جمهور، بیشتر بر اساس شخصیت کاندیدا (کارآمدی و عملکرد، تجربه کاری و سابقه مدیریت، خصوصیات فردی مانند صداقت و مردمی بودن و جوان بودن) و سبک رسانه ای وی (مناظرات تلویزیونی و سخنرانی ها و برنامه های اعلام شده) گزینه نهایی خود برای رأی دادن را مشخص می کنند.
تحلیل عوامل اجتماعی مؤثر بر اعتماد سیاسی از منظر افکار عمومی مردم یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
308 - 342
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اعتماد سیاسی امری الزامی برای افزایش پایداری نظام های اجتماعی است. یزد در طول تاریخ همیشه میزان مشارکت سیاسی بالایی را تجربه نموده است، بر این اساس؛ این پژوهش قصد دارد عوامل اجتماعی مؤثر بر اعتماد سیاسی از منظر افکار عمومی مردم یزد را با روش پیمایش بررسی نماید. روش: روش پژوهش از نوع پیمایش (کمی)، ابزار جمع آور داده ها، پرسشنامه بوده و با استفاده از فرمول عمومی کوکران حجم نمونه 384 نفر تعیین و به روش نمونه گیری خوشه تصادفی ساده در بین آن ها توزیع شده و پایایی شاخص ها با استفاده از آلفای کرونباخ برآورد شده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکیست بین متغیر تعلق مذهبی، انسجام سیاسی-اجتماعی، هویت ملی، محرومیت نسبی، مصرف رسانه ای ، عدالت اجتماعی و قانون گرایی با اعتماد سیاسی رابطه معناداری وجود دارد. برحسب رگرسیون چندگانه؛ تعلق مذهبی با مقدار بتای (219/0)، انسجام سیاسی-اجتماعی (303/0)، هویت ملی (462/0)، محرومیت نسبی (386/0)، مصرف رسانه ای(397/0)، عدالت اجتماعی (372/0) و قانون گرایی (245/0) بیشترین اثر بر اعتماد سیاسی را داشته اند. نتیجه: بر اساس نتایج تحقیق؛ درمجموع متغیرهای مستقل در مدل توانستند 45 درصد از تغییرات اعتماد سیاسی را پیش بینی کنند. نتایج همچنین نشان می دهد این متغیر در سطح بالا برابر با 35 درصد، متوسط 39 درصد و در سطح پایین 26 درصد است. بر این اساس وضعیت اعتماد سیاسی شهروندان یزد در حد مناسب است.
نظریه های تجدد، از عقل خود بنیاد تا عقل ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
89 - 107
حوزههای تخصصی:
نظریه های تجدد (مدرنیته) در دنیای دانش پژوهی و نظریه پردازی گستره شایان توجه و دامنه وسیعی را در برمی گیرد. این گستره از رویکردهای فلسفی، تا رویکرد تاریخی- تمدنی، رویکرد جامعه شناسی تاریخی و سرانجام جامعه شناسی دین را در بردارد. در درون هریک از این رویکردها نیز شیوه های تحلیل و نظریه هایی با نام و هویت خاص خود ظهور یافته است. پژوهش پیش رو از این باور آغاز کرده است که تمام این گستره بزرگ از نظریه ها را می توان حول دو مفهوم کنش و هم کنشی از یک سو و عقل خودبنیاد و عقل ارتباطی از سوی دیگر، مفهوم بندی و از یکدیگر متمایز کرد و بر این مبنا نقد و تحلیل کرد. فرضیه پژوهش این است که نگرش به مفهوم تجدد از عقل خود بنیاد و کنش خودآیین آغاز شد و تا عقل ارتباطی و همکنشی امتداد یافت و طی این مسیر، توضیح سرشت تجدد در قالب صورت بندی فرایند عقلانی شدن جامعگی از فلسفه به جامعه شناسی منتقل شد، درحالی که مفهوم بندی عقل از عقل استعلایی به عقل ابزاری و از آنجا به عقل ارتباطی گذر کرد. تمرکز این نوشته بر پی یابی این مسیر گذار با رهیافت تاریخی- تأویلی است.
گفتمان های هویتی و منازعات نخبگان سیاسی؛ الگوی نظری تبیین منازعات نخبگان سیاسی در ج.ا.ا.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل منازعات نخبگان سیاسی در ج.ا.ا، از نقطه نظر تأثیر تحول گفتمان های هویتی بر این منازعات، موضوعی است که مورد مداقه علمی جدی قرار نگرفته است. بنابراین، سؤال اصلی آن است که «تحول گفتمان های هویتی چگونه بر منازعات نخبگان سیاسی در ج.ا.ا تأثیر گذاشته است؟» فرض بر آن است که تحول گفتمان های هویتی با کاهش میزان همیستگی ساختاری و ارزشی نخبگان سیاسی در ج.ا.ا، منجر به تشدید منازعات آن ها شده است. در این پژوهش با استفاده از روش «اندیشیدن با نظریه»، این نتیجه به دست آمده که با پذیرش گفتمان هویتی تغییریافته از سوی بخشی از نخبگان چپ، آنها ضمن ائتلاف با نخبگان بیرون از حاکمیت و لایه های اجتماعی نوگرا، گفتمان و ادبیات جدیدی چون جامعه مدنی، آزادی، توسعه سیاسی و... را نیز به استخدام خود درآورند که در نهایت، بازسازی گفتمانی و تشکیلاتی راست های سنتی و کاهش همبستگی ساختاری و ارزشی نخبگان این جناح ها را در پی داشت. در این شرایط، منازعات نخبگانی به صورت نوعی و فازی متحول شد؛ بدین ترتیب که مناسبات آن ها از حالت متحد به گسیخته تغییر یافت و به مرور زمان، در اثر منازعات عملی، روند آن تشدید شد، به گونه ای که هم اکنون، پیچیده، متراکم و متکثرند و جامعه را نیز دوقطبی کرده اند.
بررسی سیاست های توسعه اقتصادی برزیل (1960-2021)
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹
26-54
حوزههای تخصصی:
مفهوم توسعه اقتصادی بعد از جنگ جهانی دوم مطرح گردید و کشورهای جهان به این مقوله توجه ویژه کردند. در این میان پیدایش قدرت های نوظهور یکی از مشخصه های مهم چشم انداز نظام بین الملل معاصر است. برزیل یکی از قدرت های نوظهور اقتصادی است که پس از جنگ جهانی مسیر توسعه خود را با فراز و نشیب های زیادی پیموده است. اقتصاد برزیل ازنظر تاریخی بزرگ ترین اقتصاد در آمریکای لاتین و نیمکره جنوبی، دومین اقتصاد بزرگ در قاره آمریکا پس از ایالات متحده، دوازدهمین اقتصاد بزرگ جهان ازنظر تولید ناخالص داخلی اسمی و هشتمین اقتصاد بزرگ ازنظر برابری قدرت خرید در سال 2020 است. از همین رو هدف این پژوهش بررسی روند توسعه اقتصادی برزیل است. سؤال اصلی این است که توسعه اقتصاد برزیل با چه روندها و چالش هایی همراه بوده است؟ برای این منظور به روش تبیینی و با اسناد کتابخانه ای چگونگی روند توسعه اقتصادی برزیل پس از جنگ جهانی دوم پرداخته خواهد شد.
آثار و پیامدهای توافق نامه آتش بس بحران 2020 قره باغ بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
499 - 532
حوزههای تخصصی:
درگیری های بین آذربایجان و ارمنستان در سپتامبر ۲۰۲۰، پس از ۴۴ روز تداوم بحران و منازعه، با میانجیگری روسیه، به توافق نامه آتش بس ختم شد. این مقاله به تأثیر توافق یادشده بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران پرداخته است؛ با این پرسش اصلی که «توافق نامه آتش بس 2020 حاوی چه آثار و پیامدهایی برای امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی است و ایران برای مواجهه با آن چه راهبردهایی را پیش رو دارد؟» بر اساس یافته های مقاله، برهم خوردن موازنه قدرت در قفقاز جنوبی و توافق نامه آتش بس ناشی از آن در ابعاد مختلف به شکل ایجابی و سلبی بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار بوده است که مهم ترین آن ها عبارت اند از: نقش آفرینی بیشتر روسیه در مرز های شمال غربی ایران، احتمال دور شدن جغرافیای درگیری از مرزهای ایران، کمک های تسلیحاتی کلان و مؤثر رژیم صهیونیستی در آزاد شدن مناطق اشغالی آذربایجان و در نتیجه نقش آفرینی بیشتر این رژیم در مرزهای شمال غربی ایران، دستیابی ایران به اراضی هم مرز و ارتباط مجدد مرز نسبتاً طولانی با آذربایجان و نظایر این ها. مهم ترین راهبردهای پیش روی جمهوری اسلامی در مواجهه با بحران مذکور نیز شامل اتخاذ مواضع بی طرفانه و در عین حال ایفای نقش میانجیگری فعال برای حفظ و القای جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی به طرف های درگیر و بازیگران منطقه، حضور فعال در مناطق جدید حاصل از توافق آتش بس، افزایش مسیرهای مواصلاتی و ترانزیتی با جمهوری آذربایجان، به ویژه در مناطق تازه آزادشده ، تقویت، تجهیز و توسعه سریع کمی- کیفی ساختار مرزبانی و استفاده از تجربه های جنگ قره باغ در زمینه بهره گیری از سلاح های مدرن و هوشمند بوده است.