امروزه، گروه های اسلامى، از فعال ترین جریان هاى سیاسى جهان به شمار می روند. این گروه ها معتقدند جهان و جهانی شدن ارتباط تنگاتنگی با مذهب دارد. ازاین رو، اهمیت و نفوذ فزاینده اندیشه ها و نهادهای مذهبی آشکارا در سراسر جهان دیده می شود، به گونه ای که سال 1992م. را سال بیداری اسلامی خوانده اند، درحالىکه در 1964م. غربی ها و شرقی ها اعتقاد داشتند اسلام در برابر تجددگرایى یا مدرنیزاسیون کاملاً بى دفاع است. همچنین در سال 1979م. دولت امریکا بیداری اسلامی را از عوامل نابودى جهان خواند و فعالان مسلمان به عنوان رزمندگان شرکتکننده در جنگى معرفى شدند که به اعتقاد سایروس ونس، وزیر خارجه وقت امریکا، در صورت وقوع، احتمالاً مى تواند منافع امریکا را به شدت به خطر اندازد. وی از این جنگ، با عنوان جنگ اسلام و غرب نام می برد. رهبران اتحاد جماهیر شوروى سابق نیز هیچ گاه ترس خویش را از بیداری اسلامى انقلابى و خطرات آن براى کشورشان کتمان نکردند. کارشناسان غرب و شرق، این همه سخن گفتن از بیداری اسلامی را ناشی از وقوع و استمرار پدیده انقلاب اسلامی می دانند.
اعتماد، پایه بسیاری از تعاملات و کنش های روزمره در جوامع انسانی چه در زمینه ارتباطات میان فردی و چه در حوزه ارتباطات اجتماعی بین گروه هاست. در بیشتر جوامع به علت مجموعه ای از عوامل مانند از خود بیگانگی، فقدان سرمایه اجتماعی، وجود رسانه های انتقادی و یا میزان پاسخگویی نهادها و سازمان های عمومی، میزان اعتماد به دولت و سازمان های تابعه کاهش یافته است. در عین حال بررسی ها نشان می دهد که برخی عوامل استراتژیک محیطی مانند وضعیت عوامل اقتصادی در یک جامعه احتمالاً این حالت را تشدید یا تضعیف می نماید و یا به گونه ای بر آن موثر است. در این مقاله پس از مروری اجمالی بر مبانی نظری اعتماد سیاسی، تاثیر عامل اقتصاد و مولفه های آن در نوسانات اعتماد سیاسی ارزیابی و آزمون می شو د. نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر گویای آن است که وضع عوامل و متغیر های اقتصادی یک جامعه کمابیش بر سطح اعتماد سیاسی در آن جامعه موثرند. یافته های مقاله همچنین نشانگر آن است که میزان ثبات اقتصادی، وضع شاخص های مهم اقتصادی و فساد مالی (اقتصادی) در جامعه به ترتیب بیشترین تاثیر را بر اعتماد سیاسی خواهند داشت.
طی سال های اخیر، دیپلماسی عمومی دستخوش تحول عظیمی از حیث الگوی اجرایی شده تا جایی که الگوی پیشین که از آغاز تاریخ دیپلماسی عمومی رایج بوده، به صفت سنتی ملقب گردیده و رفته رفته جای خود را به الگویی نوین سپرده است. گذار از تصویرمحوری برمبنای مدل ارتباطات نامتقارن یک سویه به گفتگومحوری برمبنای مدل ارتباطات متقارن دوسویه، گذار از چارچوب اطلاعاتی که ارتباطات را به مثابه یک فرایند خطی انتقال اطلاعات با هدف اقناع یا کنترل می پنداشت، به چارچوب رابطه ای که ارتباطات را به مثابه فرایند اجتماعی ایجاد روابط و ترویج هماهنگی می نگرد و گذار از تک گویی (مونولوگ) به گفتگو (دیالوگ) در فرایند اعمال نفوذ بر مخاطبان خارجی، عناصر اساسی تحول الگوی دیپلماسی عمومی محسوب می شوند. فرضیه نگارندگان در پاسخ به چرایی وقوع تحول مذکور این است که پیشرفت شتابان فناوری های ارتباطی از یک سو و جاافتادن و مورد پذیرش قرار گرفتن ایده تکثر فرهنگ ها از سوی دیگر سبب چنین تحولی شده است. به زعم نگارندگان مباحث یورگن هابرماس در خصوص کنش استراتژیک و کنش ارتباطی می تواند چارچوب نظری مناسبی برای بررسی روند گذار دیپلماسی عمومی از الگوی سنتی به الگوی نوین باشد.
در این مقاله پنج تحلیل از جنبش دانشجویى مطرح شده است و در پارهاى موارد سعى شده تا جنبش دانشجویى ایران نیز در آن قالبها جاى داده شود. توسعه کمى دانشجویان، نقشآفرینى در مبارزه طبقه کارگر بر ضد سرمایهداران، ایفاى یک نقش سمبولیک، مشارکت در قدرت و دخالت در فرهنگسازى پنج تحلیلى هستند که در مقاله آمدهاند.
مؤلف در این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مقوله ارتباط ایران و آمریکا، اظهار میدارد که این موضوع دارای مبانی فلسفی خاص خود نیز میباشد. نوع نگرش "شرق" و "غرب" به یکدیگر موضوع مهمی است که بهطور قطع در وجود یا عدم وجود رابطه ایران و آمریکا مؤثر است. به همین خاطر نویسنده با بررسی تاریخی سیر تعالی و زوال شرق و استیلای غرب، چنین نتیجه میگیرد که: غرب هماکنون دوره زوال خود را تجربه میکند و بنابراین شرقیان باید بدانند که در فضای تازهای قرار دارند. فضایی که دیگر در آن غربیان ضرورتا حاکم و شرقیان محکوم نیستند. عصر حاضر عصر شروع اعتلای تازهای برای شرق است و ما در چنین فضایی باید از رابطهمان با غرب سخن بگوییم. به عبارت دیگر ما باید خود را باور کنیم و سپس با اقتدار تمام در مقام پاسخگویی به سؤال از وجود یا نوع رابطه با غرب و از آنجمله آمریکا، سخن بگوییم.
مفروض این مقاله آن است که جهانی شدن پدیده ای قدیمی و ادامه همان فراین مدرنیزاسیون جهان است . هر چند متعاقب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان قطب رقیب و مزاحم ایالات متحده آمریکا ، روند جهانی شدن شتاب بیشتری به خود می گیرد و همین شتاب گیری آن را به عنوان پدیده کاملا جدیدی جلوه گر ساخته است . مولف دو نمونه و دو موج از جهانی شدن را مطرح نموده است : بر این اساس ، واکنشها و پاسخهای فقه سیاسی در موج اول را سرمایه و تجاربی می داند که بررسی آنها ، می تواند چشم انداز روشنتری را فراوری فقهای جهان اسلام و ایران در برخورد با پدیده جهانی شدن قرار دهد .
اسلام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی برای اولین بار با پیروزی انقلاب اسلامی تحقق یافت؛ اما آن چه در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته تبیین چرائی و چگونگی شکل گیری و رشد اندیشه اسلام سیاسی و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی است. لذا هدف از پژوهش حاضر تبیین چرایی، چگونگی شکل گیری و رشد اندیشه اسلام سیاسی و نحوه تأثیر آن بر انقلاب اسلامی است. روش تحقیق توصیفی -تحلیلی همراه با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های پژوهش موید این فرض است که سیاست ها و اقدامات ضد مذهبی رژیم پهلوی به ویژه در فاصله سال های 57-1342 باعث شکل گیری و رشد اندیشه سیاسی شد که در نهایت منجر به طرح اندیشه برقراری حکومت اسلامی از سوی امام خمینی (ره) گردیده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تمامی نهادها و ساختارهای حکومت نیز بر مبنای اندیشه اسلام سیاسی بنیان نهاده شد.
مطالعه فرهنگ و تمدن جهان نه تنها مورد توجه باستان شناسان و تاریخ نویسان بوده بلکه برای هر انسانی دارای شگفتیها و جذابیت های بسیاری است. تمدن هاراپا از فرهنگی غنی برخوردار بوده و بعنوان یکی از بزرگترین تمدن های باستانی است که نقش بسزایی در پیشبرد تمدن جهان داشته است. نمونه هایی از زبان و شیوه های ارتباطی مردم هاراپا به شکل گفتاری و نوشتاری توسط محققان ارایه شده که تا کنون کوشش های علمی نتوانسته به دلیل برخی مشکلات به نحوی شایسته رمزگشایی نماید و همچنان بشکل یک راز باقی مانده است. نویسنده در مقاله حاضر، ابتدا به معرفی تمدن هاراپا پرداخته و سپس به بررسی مقوله زبان و سیستم ارتباطی آن دوره خواهد پرداخت.
سرزمین مقدس فلسطین به دلیل وجود مسجدالاقصی، محل زندگی و بعثت انبیای الهی، نخستین قبله مسلمانان و محل معراج آسمانی پیامبر اعظم از ارزش و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این سرزمین مقدس بیش از 6 دهه است که به اشغال بی رحمانه صهیونیستها درآمده و آنها از هیچ جنایتی علیه ساکنان اصلی آن فروگزار نکرده اند. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همواره رژیم صهیونیستی و حامیان بین المللی این رژیم، با افزودن بر ابعاد و عمق جنایت علیه مسلمانان وضعیتی را به وجود آورده بودند که آرمان فلسطین در حال به فراموشی سپرده شدن بود. خیانت و همراهی برخی از سران کشورهای عربی با نظام سلطه و صهیونیسم بین المللی نیز رنج مضاعفی بود که بر امت اسلامی و به ویژه ملت مظلوم فلسطین تحمیل شده بود. حمایتهای همه جانبه امام خمینی(ره) از آرمان فلسطین و به ویژه تدبیر و دوراندیشی ایشان در زمینه مردمی و اسلامی کردن مبارزه علیه رژیم صهیونیستی و به صورت خاص، تعیین روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان به عنوان روز قدس، نور امیدی در جوامع اسلامی ایجاد کرد که امروزه با گذشت بیش از سه دهه از حضور ملتها در صحنه نمایش اقتدار علیه رژیم صهیونیستی، با پیدایش بیداری اسلامی زمینه های لازم برای آزادی قدس شریف فراهم شده است. در حقیقت می توان پیروزیهای پی در پی امت اسلامی علیه نظام سلطه و صهیونیسم جهانی را در عرصه های مختلف به ویژه نتایج حاصل از بیداری اسلامی را در پیوند معنادار با روز جهانی قدس و آثار آن جستجو کرد.
حضور قدرتهای فرامنطقه ای در خاورمیانه و آثار آن بر کیفیت نظم امنیتی منطقه یکی از مهمترین امور مورد علاقه پژوهشگران این منطقه بوده است. پس از جنگ جهانی دوم تاکنون آمریکا یکی از مهمترین بازیگران مداخله گر در منطقه بوده و نقش تعیین کننده ای در ساختار امنیتی آن داشته است. اخیراً واشنگتن نسبت به توسعه قلمرو ناتو در خاورمیانه از طریق پذیرش اعضای همکار و شریک اقدام نمود. پژوهش حاضر نشان می دهد که این رفتار راهبردی در چارچوب اهداف امنیتی ایالات متحده همچون افزایش دامنه نفوذ و سلطه در منطقه، شکل دهی نظم امنیتی دلخواه در منطقه، مقابله و مهار قدرت رو به رشد ایران، کمک به عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل از طریق عضویت آنها در ناتو، تسریع روند اصلاحات در خاورمیانه، مقابله با تروریسم بنیادگرای اسلامی، امنیت ذخایر انرژی و خطوط انتقال آن، تامین امنیت دولتهای عرب غربگرا و ... صورت پذیرفت. این اقدام که از سوی اعراب و اسرائیل نیز مورد استقبال قرار گرفته است، در چشم انداز امنیت در خاورمیانه نقش تعیین کننده ای دارد و ناتو را به یکی از مهمترین بازیگران منطقه تبدیل خواهد کرد. اگرچه ناتو مقابله با تهدیدات بین المللی را سرلوحه کار خود قرار داده و از این نظر حضور ناتو در خاورمیانه در مهار تهدیدها آثار مثبتی دارد، اما با توجه به اینکه ناتو سازمانی غربگرا و در خدمت منافع امنیتی غرب است، می توان مدعی شد که حضور ناتو در خاورمیانه بر منافع امنیتی ایران آثار منفی خواهد داشت.
در مراسمى که به مناسبت تجلیل از آقاى محسن کدیور در دانشگاه شهید بهشتى برپا گردید، یکى از سخنرانان آقاى هاشم آقاجرى بود که سخنان وى بازتاب گستردهاى در محافل فرهنگى و سیاسى پیدا کرد. البته این سخنرانى از دو جنبه سیاسى و اندیشهاى برخوردار بود و ما در اینجا تنها مباحث اندیشهاى آن را مىآوریم. وى معتقد است براى اینکه دین به جنگ علیه عقل و علم برنخیزد و روحانیون تبدیل به یک طبقه حکومتى علیه ملت نشوند و براى اینکه گوهر دین (ایمان) جاى خود را به ظاهرگرایى ندهد، باید نهاد دین از نهاد دولت تفکیک شود. وى نهاد دین را یکى از نهادهاى جامعه مدنى مىداند و تأکید مىکند که تشکیل قدرت و تداول دولت و جهتگیرى آن باید براساس ساز و کار دموکراسى صورت پذیرد.
خاورمیانه از دیرباز به دلیل موقعیت خاص ژئوپلتیک و دارا بودن منابع انرژی جهان، مورد توجه بوده است. علت توجه نظام سلطه به این منطقه نیز حفظ امنیت انرژی آینده خود و تضمین بیشتر امنیت اسرائیل در رویارویی با کشورهای اسلامی پس از بیداری اسلامی است. لذا می توان به منابع طبیعی موجود در منطقه به عنوان ابزاری قوی در دست کشورهای اسلامی متحول شده خاورمیانه اشاره کرد که برای پیشبرد اهدافشان برای آینده از آنها سود بجویند و در تعامل با نظام سلطه، مانند گذشته مغلوب و متضرر نباشند و تهدیدهایی که این منابع طبیعی در گذشته برای آنها فراهم می آورده را به فرصت هایی برای پیشرفت تبدیل کنند. در این پژوهش سعی بر آن است تا با نگاهی اجمالی به سخنان مقام معظم رهبری و فرمایشات ایشان در مورد صیانت از منابع طبیعی توسط کشورهای اسلامی و نقشه های غرب برای تسلط مجدد بر منطقه بعد از روی کار آمدن دولت های اسلامی جدید، به موضوع پرداخته شود و بر اهمیت منابع طبیعی برای تحت فشار قرار دادن نظام سلطه و غرب تأکید و راه کارهایی ارائه شود.